تولد
سوفیا سیکولونه در ۲۰ دسامبر ۱۹۳۴ در رم متولد شد. پدرش تحصیلاتش مهندسی بود و مادرش بازیگر و معلم پیانو بود.
سالهای اولیه
او در شانزده سالگی, مدل یک مجلّهٔ ماهانه بود و از همین راه به عالم سینما راه یافت فعالیت سینمایی اش را با نقشهای کوچک در فیلمهای کوچک ایتالیایی آغاز کرداولین نقشش را در فیلم روشناییهای وارتیه درسال ۱۹۵۰ ایفاکرد. سوفیا در رقابتهای زیبایی محلـی هم شـرکت میکـردو چنـدین جایزه دریافت نموده اما سرانجام توسط کارلو پونتی تهیه کننـده سینمایی کشف شد وبه عالم سینما راه یافت.
حضور در سینما
باتلاش کارلو پنتی نامش به سوفیا لورن تغییر کرد اوابتدا در فیلمهای برده فروشی سفید و «دوشیزگان در خطر» بازی کرد و سپس در فیلمهای دختر رودخانه , آتیلا, چرخ و فلک تا پل و حیف که خیلی حقهای ظاهر شد.

زمانی که رم رقیب اصلی هالیوود در تولید فیلم بود او ستاره بسیاری از محصولات سینمائی رم بود و با کارگردانانی چون فدریکو فلینی و ویتوریو دسیکا کار کردهاست و مارچلو ماستریانی همبازی او در بسیاری از فیلمهایش بود.
نتیجه یک نظر خواهی در ایتالیا میگوید مردم ایتالیا بیشتر از هر نقش دیگر سوفیا لورن، بازی او را در برابر مارچلو ماستریانی در فیلم دیروز امروز و فردا ساخته ویتوریو دسیکا را دوست دارنداین فیلم با همین نام در زمان خود در ایران نیز با استقبال بسیار روبرو شد. لورن قراردادی که با استودیو پارامونت بست به شهرت جهانی دست یافت از جمله فیلمهای وی در این دوره را میتوان «غرور و شهوت ,هوس زیر درختهای نارون , قایق خانگی , ثعلب سیاه و زن اونجوری»را نام برد.وی از جمله هنر پیشگانی است که این حرفه را از صفر شروع کرد و درنتیجهٔ تلاش بسیار, مقام ممتازی به دست آورد. ودرسال ۱۹۶۱ فیلم مشهور ال سید را بازی کرد. سوفیا و کارلو پنتی روز ۱۷ سپـتامبر ۱۹۵۷ با هم ازدواج کردند ازدواج اول آنها به ناچار لغو شد تا پونتی به جرم دو همسری محکوم نشود، آنها ۹ آوریل ۱۹۶۶ دوباره با هم ازدواج کردند وصاحب دوپسر بنامهای کارلو و ادواردو شدند.لورن توانایی بازیگری وسعی حتی در حوزه کمدی داشت به ویژه در پروژههای ایتالیایی، که میتوانست به راحتی افکار خود را ابراز کند هر چند در یادگیری زبان انگلیسی هم به خوبی پیشرفت داشت، جایزه اسکاری که بدست آورده اولین جایزه مهم اسکار برای یک بازیگرزن غیر انگلیسی زبان بود.لورن یکی از مشهورترین بازیگران زن جهان بود و هم زمان به بازی در فیلمهای آمریکایی و اروپایی مشغول بود و با بزرگترین ستارگان مرد سینماکار میکرد. در سال ۱۹۶۴ با بازی در فیلم سقوط امپراطوری رم و دریافت دستمزد یک میلیون دلاری بازی اش را کامل کرد.فعالیت لورن پس از مادر شدنش کاهش یافت و در ۴۰ و ۵۰ سالگی در فیلمهای همچون سفر و روز خاص بازی کرد.در دهه ۶۰ در انتخاب فیلمها وسواس بیشتری به خرج میداد در سال ۱۹۹۱ به خاطر خدماتش به سینمای جهان اسکار افتخاری دریافت کرد و به عنوان یکی از گنجینههای سینمای جهان معرفی شد. در فیلم آماده پوشیدن رابرت آلتمن در سال ۱۹۹۵ هم حضوری موفق داشت.فعالیتهای جاری وی در سال ۲۰۰۳ حضور مختصری در کلیپ موسیقی زندگی آمریکایی مدونا داشت، در سال ۲۰۰۶ هم در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین پرچم المپیک را حمل کرد در سال ۲۰۰۷ هم در سن ۷۲ سالگی در فیلم تقویم قراربود جلوی دوربین برهنه شود وازاین کار منصرف شد. سوفیا لورن بازیگر سرشناس آمریکایی در طول ۷۲ سال زندگی هنری درحدود۹۰ فیلم به ایفای نقش پرداختهاست از آخرین کارهایش میتوان به حضور در جشنواره ‘’ ونیز'’ به خاطر بازی در فیلم پسرش ‘’ ادواردو پونتی'’ با عنوان ‘’در میان غریبه ها'’ اشاره کرد.

۱۹۵۸به خاطر بازی در فیلم ثعلب سیاه , موفق به دریافت جایزه فستیوال وِنیز شد. پس از جنگ جهانی دوم سوفیا لورن سمبل زن ایتالیائی به ایتالیا بازمیگردد و در افسانه مهم جنگی ویتوریو دسیکا که زندگی و نجات یک مادر و دختر را در جنگ به تصویر میکشد. با نام دو زن باهمکاری جان پل بلموندو ایفای نقش میکند و اولین جایزه اسکارش و جوایز «جشنواره فیلم کن»، «جشنواره فیلم ونیز»و «جشنواره فیلم برلین» را در سال ۱۹۶۰ به واسطه همین فیلم دریافت کرده ودومین جایزه اسکار را ازفیلم ازدواج بسبک ایتالیائی در سال ۱۹۶۴ در یافت میکند و در سال ۱۹۹۱ جایزه اسکار افتخاری رانیز کسب میکند. جشنواره فیلم استانبول جایزه یک عمرفعالیت پرثمرهنری را به «سوفیا لورن»، هنرپیشه قدیمی سینما اهدا کرد. این هنرپیشه اعلام کرد این جایزه را کنارتندیس اسکارش قرار خواهد داد.
2)جيمز دين
در تمام تاريخ سينما و هاليوود شايد هيچ بازيگری به اندازه جيمز دين با توجه به حضور کوتاهش در سينما شهرت نداشته باشد. شايد او هم مانند دو چهره ديگر اين کتاب ( کندی و مونرو) بخشی از شهرتش را پس از مرگ اتفاقی و زودرسش به دست آورده است. اما به هرحال عکسهايی که از او گرفته شده حاکی از آن است که اين بازيگر در زمان خود نيز به شهرت قابل توجه ای دست يافته بود.

دهه پنجاه ميلادی آغاز شکل گيری فرهنگ تازه ای در آمريکا بود، فرهنگ جوانان سرکش و بی قيد نسبت به سيستم بسته آمريکای پس از جنگ. هنر و جامعه آمريکايی در حال تغيير بود و فيلمهای چون وحشی و اتوبوسی به نام هوس و شکوه علفزار نشان از آن می داد که نسل متفاوتی از جوانان به روی کار می آيند.
در اين ميان جيمز دين با سه فيلم شرق بهشت، غول و شورش بی دليل، هر سه با موضوع محوری جوان سرکش جايگاه ويژه ای در ميان اين نسل پيدا کرد.
جيمز دين مجموعا در سه فيلم بلند حضور داشت که آخرين آن، شورش بی دليل کمی پس از مرگش نمايشش عمومی پيدا کرد. رابين ميور نويسنده کتاب علت بخشی از پر عکس بودن جيمز دين مرتبط با روابط دوستانه او با عکاسان مطرح آن زمان می داند برای مثال دين با جيمز استاک از عکاسان آژانس مگنوم و مجله لايف روابط صميمانه ای داشته و خود می دانسته دوستی با عکاسان می تواند بودن تصوير او را روی جلد نخست مجلات کمک کند.
مشهورترين عکسی که استاک از دين گرفته آن است که دين با سيگاری گوشه لب در روزی بارانی در ميان تايم نيويورک در حال قدم زدن است. استاک علاوه بر عکسهايی که صرفا برای مجلات از جيمز دين می انداخته، از فيلمهای او نيز عکاسی می کند که شايد معروفترين آنها صحنه ای باشد که جميز دين در فيلم شورش بدون دليل در جريان يک درگيری چاقو در دست دارد.

جيمز بايرون دين در سال 1931 در ايالت اينديانای آمريکا متولد شد. در 18 سالگی به کاليفرنيا رفت و در آنجا تحصيلاتنش را در رشته تئاتر دانشگاه يو سی ال ای آغاز کرد. نخستين نقش نمايشی را در 1950 بازی کرد و سال پس از آن به نيويورک رفت تا در نمايشهای جدی تر بازی کند. در سال 1952 به اکتورز استوديو رفت و زير نظر لی استراسبرگ در کنار مارلون براندو و مونتگومری کليف به يکی از برجسته ترين بازيگران مکتب "متد اکتينگ" بدل شد. نخستين نقشش را در فيلم شرق بهشت ساخته اليا کازان و به فاصله چند ماه دو فيلم غول (جورج استيونس) و شورش بی دليل ( نيکلاس ری) را پشت سرهم بازی کرد.3


جيمز دين در روز 30 سپتامبر 1955 در سن 24 سالگی در سانحه رانندگی کشته شد.

3)مارلون براندو
مارلون براندو ستاره افسانه ای سينما روز جمعه 2 ژوئيه در سن 80 سالگی پس از مدتها بيماری در بيمارستانی در لس آنجلس درگذشت.
او در سال 1924 در ايالت نبراسکا به دنيا آمد. مادرش الکلی بود و پدرش زنباره ای که در کودکی خانواده اش را ترک گفت.
راندو مدتی مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهايتا برای شرکت در کلاسهای بازيگری راهی نيويورک شد و نزد استادش، استلا آدلر متد استانيسلاوسکی را آموخت.
مدتی بعد براندو به مدرسه بازيگری "اکتورز استوديو" که اليا کازان آن رامی چرخاند، راه پيدا کرد و در آنجا زير نظر لی استراسبرگ متد اکتينگ( روشی که بازيگر برای اجرای نقش بايد مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکميل کرد
براندو در سال 1952 در نسخه سينمائی نمايشنامه اتوبوسی به نام هوس در کنار ويوين لی بازی کرد که به عنوان يکی از بهترين آثار سينمائی آمريکا شناخته می شود.
او در سالهای دهه 1950 در کنار جيمز دين و مونتگمری کليفت به يکی از ستاره های مشهور هاليوود بدل شد.
شهرت او در سالهای پايانی دهه 1960 کمی افول کرد اما در دهه 1970 با درخشش در فيلم پدرخوانده بار ديگر نامش بر سر زبانها افتاد.
اما مهمترين نقشی که در ابتدای فعاليت سينمائی اش بازی کرد فيلم در بارانداز ساخته اليا کازان بود که نخستين اسکار را برای براندو به ارمغان آورد.
اما بازی درخشان براندو در فيلم پدرخوانده در سال 1972 شايد ماندگارترين نقش سينمائی باشد که يک بازيگر در طول تاريخ سينما بازی کرده است.

پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سينما مطرح شد. پس از اين بود که براندو در فيلمهای مطرحی مانند آخرين تانگو در پاريس، اينک آخر الزمان و آبگيرهای ميسوری بازی کرد.
نقش کوتاه او در انتهای فيلم اينک آخرالزمان نيز از به ياد ماندنی ترين نقشهای تاريخ سينماست.
براندو برای بازی در نقش کوتاهی در فيلم سوپرمن بالاترين دستمزد آن زمان را گرفت.
در سال 1991 يکی از يازده فرزند براندو به جرم قتل دوست خواهرش به پنج سال زندان محکوم شد.
مدتی پيش مجله Premiere چاپ آمريکا، در يک رای گيری نقش دون کورلئونه( با بازی براندو) در فيلم پدرخوانده را به عنوان ماندگارترين شخصيت تاريخ سينما برگزيد.
براندو يک بار هم در مقام کارگردان در پشت دوربين قرار گرفت. اين فيلم سربازهای يک چشم نام داشت که در سال 1961 ساخته شد.
در آخرين فيلم، براندو داشت نقش خودش را بازی کرد. نام اين فيلم که به تازگی ساخته شده است برادوی : عصر طلائی است.
براندو هفت بار نامزد دريافت اسکار شد که دوبار به او تعلق گرفت
مارلون براندو با وجود موفقیت زیاد در سینما در زندگی شخصی بسیار ناموفق بود، او فرزند طرد شدهٔ خانواده بود که در کلاسهای استلا آدلر بازیگری آموخت. او در زندگی خانوادگی خود نیز پدر و همسر خوبی نبود. در گوشه کنار زندکی مارلون براندو همیشه مسائلی که خود باعث به وجود آمدنشان بود که موجب شد هیچ وقت راحت و آرام زندگی نکند . او حتی در هنگام فیلمبرداری هم با عوامل کلنجار میرفت .براندو در یکی از معروفترین مصاحبههای خود در مورد اینکه چرا در هالیوود کار میکند گفته بود: دلیل اینکه اینجا هستم این است که جرات رد کردن پیشنهادهای چند میلیون دلاری را ندارم این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان "بهترین بازیگر تاریخ سینما شناخته می شود.
4)مرلین مونرو
نورما جین مورتنسن در سال ۱۹۲۶ میلادی در لس آنجلس به دنیا آمد.
در ۹ سالگی به یتیم خانه سپرده شد و دو سال در آنجا بود، سپس در ۱۶ سالگی دوباره مجبور شده به یتیم خانه بازگردد. برای نجات از یتیم خانه در ۱۶ سالگی با گریس مک کی که گارگر کارخانه بود، ازدواج کرد.
مرلین مونرو پیش از ورود به سینما، مدل عکاسی و سپس مدل نقاشی به نام ارل مورن شد. با تصویر پن اپوی روی جلد مجله پلی بوی بود که این مجله به شهرت فراوان بین خاص و عام رسید.

او در سال ۱۹۴۶ اولین قرارداد بازیگری را با کمپانی فاکس قرن بیستم بست و نام خود را به مرلین مونرو تغییر داد.
در سال ۱۹۵۵ با آرتور میلر نمایشنامهنویس معروف ازدواج کرد و یهودی شد.
مونروی جوان که افسردگی شدید داشت، در سال ۱۹۶۱ از آرتور میلر جدا شد و یک سال بعد در کالیفرنیا با مصرف بیش از حد داروی خواب آور درگذشت. برخی علت مرگ وی را خودکشی دانسته و برخی عقیده دارند که او کشته شد.

زندگی او روی پرده ، یک زندگی رویایی بود که سینما ساخته بود، اما در دنیای واقعی مشکلات و تفاوتهایی داشت که مردم از مرلین مونروی محبوبشان انتظار نداشتند. شخصیت و انتظاراتی که سینما ساخت فراتر از توانایی ها و گاهی متفاوت با خواسته های او بود. وی در جایی گفته است: "من یک زن بازنده ام . مردها، زیادی از من انتظار دارند ؛ به خاطر تصویری که از من ساخته شده و خودم هم در ساخت آن کمک کرده ام ؛ من سمبلی از تنها چیزی هستم که مردان از آن استقبال می کنند"
