تبليغاتX
http://padashads.ir/?referid=8285 www.cinemaerooz.blogfa.com
سینمای روز-يكي از وظايف دولت در عرصه فرهنگ نظارت است. نظارتي كه قانون بر عهده‌اش گذاشته و بايد آن را اجرا كند. آيين‌نامه‌ها و مصوبات پيش روي اجراكنندگان هستند تا كار آسان‌تر و شفاف‌تر شود و امنيت فراهم باشد. طي ساليان پس از انقلا‌ب اين ارزيابي وجود داشته است، گاه سهل‌تر و گاه سخت‌تر. گاه اطمينان بوده و گاه عدم اعتماد. گاه كار نظارت با نظارت سينماگران همراه بوده و گاه مجريان و ضابطان از بيرون و درون بر كارشان و هنرشان نمره داده‌اند. هر گاه نيز خود سينماگران به توافقي رسيده‌اند، نيروها و ضابطان بيروني بر آنان اعمال نظر كرده‌اند. آيا به راستي زمان آن نرسيده است كه آنان، ساخته‌ها و هنرشان را باور كنيم و ايمان بياوريم. مروري كوتاه بر مجموعه‌اي از فيلم‌هايي داريم كه نتوانستند روي پرده بيايند و از سوي اداره نظارت و ارزشيابي مجوز نمايش بگيرند. در اين ميان بسيارند فيلم‌هايي كه پروانه ساخت دارند و مجوز نمايش ندارند و اين علا‌مت موضوع سوالا‌ت بسياري را مطرح مي‌كند. همان‌گونه كه بسياري مانده‌اند چگونه عليه سينماي ابتذال حرف مي‌زنيم، در حالي‌كه بسياري از فيلم‌هايي كه در اين چند سال روي پرده سينما مي‌آيند نمونه كامل اين نگاه است و نشان از حضور دوباره فيلمفارسي‌ها دارند و فيلم‌ها و فيلمنامه‌هاي كارگردانان بزرگ پشت در دريافت مجوزهاي بي‌شمار مانده‌اند. در اين مرور كوتاه سعي داريم چند فيلم مشهور را كه پشت درهاي مختلف مانده‌اند نام ببريم تا با يادآوري‌شان باور كنيم سينما نمرده است و شايد خانه سينما در هيات تنها صنف سينمايي بتواند كمكي به اكران آنها بكند. آن هم اين روزها كه مديرعاملش به حوزه مديريتي سينما آشنا است. مديرعاملي كه خود تاكيد دارد اگر هم با فيلمي‌از لحاظ مضمون و محتوا مشكل داشته باشد به دليل هميت صنفي در راه احقاق حق آن كمك خواهد كرد. اين دقيقا همان چيزهايي است كه مورد سوال است. جاي خانه سينما و فعاليت‌هاي صنفي‌اش كدام است. اين كمبود در حالي بيشتر به چشم مي‌خورد كه بسياري از فعاليت‌ها در بين سينماگران از راه آشنا بودن حل مي‌شود. ‌ سينماگران به‌خصوص در اين 3-2 سال اخير كه تعداد فيلم‌هاي توقيفي بيشتر شده است، انتظارات بيشتري از خانه سينما دارند. اگر هم خانه سينما در اين زمينه فعاليت كرده است كمتر نمود بيروني بوده و تنها از طريق همان رابطه‌ها بوده است. ‌


آن سال‌ها

 

 ‌
وزيراني كه از سال 58 تاكنون بر وزارتخانه‌اي كه سينما زيرمجموعه آن بود ، مديريت كردند ، انگشت‌شمار هستند. ‌ فيلم‌هاي مختلفي در اين سال‌ها توقيف شده‌اند. تمام كارگردانان مشهور از بهرام بيضايي، بهمن فرمان‌آرا، مسعود كيميايي، عباس كيارستمي ‌تا كارگردانان نسل بعدي جعفر پناهي، تهمينه ميلا‌ني و حتي ابراهيم حاتمي‌كيا و نسل بعد از او كه البته با جسارت بيشتري عمل كرده‌اند و به سراغ موضوعات متفاوت رفته‌اند - محسن اميريوسفي و سامان سالور - همه فيلمي‌توقيفي دارند. در نيمه‌شب 25 اسفند سال 70 اولين جلسه هيات موسسان خانه سينما تشكيل شد و تا همين امروز گاه فعال و گاه بي‌رمق مسير خود را طي كرده است. مروري داريم بر فيلم‌هاي اين 16 سال.



دوره 1376 تا 1380


حاجي واشنگتن: حاجي واشنگتن (علي حاتمي) كه در سال 71 ساخته شد، به دليل چند صحنه كوتاه توقيف شد. در آن سال حجت‌الا‌سلا‌م خاتمي ‌وزير ارشاد بود. اين فيلم زماني امكان اكران پيدا مي‌كند كه رئيس‌جمهوري نيز خاتمي ‌است. فضا بازتر شده است. امكان اكران زندگي سفير ايران در آمريكا با حذف چند بخش فراهم مي‌شود تا يكي از فيلم‌هاي تلخ سينماي ايران بر پرده سينما نشان داده شود. ‌



آدم برفي:‌ داوود ميرباقري كارگردان فيلم آدم برفي آن را در سال 73 ساخت و در آذر 76 پس از روي كار آمدن دولت خاتمي ‌توانست اكرانش كند. هرچند نسخه‌اي از فيلم با كيفيت نه‌چندان خوب روانه بازار قاچاق فيلم‌ها به صورت ويدئويي شده بود اما باز هم توانست ركورد فروش را بشكند. در اين فيلم براي اولين‌بار مردي - اكبرعبدي- در نقش زن حاضر مي‌شود. داستان درباره مهاجرت است و فيلم براساس كمدي و درام پيش مي‌رود. گونه‌هاي مختلف مهاجرت و سختي‌هايش در اين فيلم نشان داده شده است. ‌



بانو : اين سوال همچنان باقي مانده است كه آيا داستان فيلم بانو (داريوش مهرجويي) باعث توقيف هفت ساله آن از 1370 تا مهر 77 شد يا موهاي بيرون‌آمده بازيگر اول زن؛ بيتا فرهي. اين فيلم ماجراي دلسوزي زني اشرافي به خانواده باغبان همسايه و در اختيار قرار دادن خانه‌اش است. در پايان اين اعتماد با دزدي‌هاي پدرزن باغبان - عزت‌الله انتظامي‌- و حضور طولا‌ني آنها خدشه‌دار مي‌شود. ميهمانان با آمدن همسر بانو كه او را ترك كرده بود از خانه مي‌روند. اين فيلم مظلوم‌ترين فيلم مهرجويي است، نه جشنواره فجر و نه جشن خانه سينما آن را نديدند و منتقدان آن را بارها بي‌رحمانه نقد كردند. ‌



دايره : جعفر پناهي هرچند فيلمش - دايره- در جشن سينماي ايران شايسته دريافت تنديس مي‌شود اما فيلمش امكان اكران پيدا نمي‌كند. فيلم از سوي مسوولا‌ن با صفات تلخ و سياه‌نما همراه مي‌شود؛ ماجراي زندگي 5 زن در يك سيكل معيوب و در شهر بزرگ تهران. البته همه سعي مي‌كنند خود را به نوعي با فضا تطبيق دهند و گرفتار لغزش نشوند. در اين ميان وضعيت آن 3 نفري كه تازه از زندان رها شدند سخت‌تر است. جعفر پناهي فيلم <طلا‌ي سرخ> را نيز دارد كه در دوره اصلا‌حات نيز مجوز اكران نمي‌گيرد.



دوره دوم؛ 84-80 فشار از بيرون ‌



هنگامي ‌كه براي دومين‌بار سيدمحمد خاتمي ‌به رياست‌جمهوري انتخاب شد، فضا از بيرون براي سينماگران سخت شده بود. هرچند سينماگران به هم نزديك شده بودند اما فشارهاي بيرون از دولت بيشتر روي فيلم‌ها تمركز مي‌كرد. فيلم‌هايي با نگاه‌هاي متفاوت از فيلمسازان جوان و براي تجربه ساخته شده بود. راي باز(مهدي نوربخش)، راي مخفي و سكوت بين دو فكر( بابك پيامي)، سفر مردان خاكستري (اميرشهاب رضويان) و حتي سفره ‌ايراني (كيانوش عياري) ساخته شده‌اند و حتي در جشنواره‌ها به نمايش درآمدند. اما هنوز اكران نشده‌اند. اين تناقض به دليل فشارهاي بيرون از سينما است. در اين چهار سال فيلم‌هايي به درخواست تهيه‌كننده زودتر از پرده پايين آورده مي‌شود و سينماگراني از جمله تهمينه ميلا‌ني يا هنرمنداني ديگر بازداشت مي‌شوند. به‌ اينها دستگيري شبانه اعضاي هيات‌مديره خانه سينما را بايد اضافه كرد. حضور احمد مسجدجامعي به‌عنوان وزير ارشاد و كسي كه نيروهاي مختلف نظام او را قبول داشتند امكان رايزني را بسيار فراهم كرده است. ‌
در اين دوره كه با كناره‌گيري سيف‌الله داد از معاونت سينمايي همراه است، سياست‌هاي گشاده‌دستانه سينمايي اندكي بسته‌تر مي‌شود و با روي كار آمدن محمدمهدي حيدريان به‌عنوان معاون سينمايي سختگيري‌ها افزايش مي‌يابد. برخي از فيلم‌ها هم در سال‌هاي بعد به‌طور محدود اكران شدند تا برچسب فيلم‌هاي غيرجذابي را از آن خود كنند. برخي فيلم‌ها ساخته‌هاي سال‌هاي 83 و 84 هستند اما در يكي دو سال بعد اكران مي‌شوند . فيلم‌هايي مانند طبل بزرگ زير پاي چپ (يك فيلم ضدجنگ موفق.) برخي فيلم‌ها هم به علت داشتن برخي بازيگران با مشكل و حذف و اضافه روانه اكران شدند مانند فيلم‌هاي ازدواج به سبك ايراني (سعيد كنگراني)، سرود تولد (بهمن مفيد) و گرگ و ميش (بنيامين.) برخي فيلم‌هاي ديگر هم مانند نقاب (كاظم راست‌گفتار) اكران مي‌شوند و از طرف نمايندگان مجلس مورد اعتراض قرار مي‌گيرند. از فيلم‌هاي مهم توقيف شده در آن سال‌ها بايد از فيلم‌هاي زير نام برد كه در توقيف تعدادي از آنها از جمله خانه‌اي روي آب، مارمولك و به رنگ ارغوان وزارت ارشاد دخالتي ندارد و حتي تلا‌ش مي‌كند كه از توقيف‌ها جلوگيري كند اما راه به جايي نمي‌برد.



باد ما را خواهد برد: از ساخت زير درختان زيتون تا طعم گيلا‌س و باد ما را خواهد برد 5 سال طول كشيد. عباس كيارستمي‌ نخل طلا‌ي كن را براي طعم گيلا‌س دريافت كرده بود و اينك مشهورترين سينماگر ايران در خارج بود. فيلم باد ما را خواهد برد در جشنواره 78 نمايش داده مي‌شود، اما وقتي قرار است اكران شود به چند صحنه فيلم ايراد گرفته مي‌شود. اما انگار قضيه همان مفهوم كلي فيلم است. 5 سال بعد زمزمه‌اي پيچيده مي‌شود كه فيلم در طرح فيلم‌هاي فرهنگي اكران شود. اما كيارستمي ‌راضي به حذف هفت دقيقه‌اي فيلم نمي‌شود. بعدتر مسجدجامعي وزير ارشاد وقت در مصاحبه‌اي از احتمال اشتباه بودن عدم صدور پروانه نمايش اين فيلم مي‌گويد. بعد از اكران محدود فيلم آ‌ب‌ث آفريقا، كيارستمي ديگر فيلمي‌ را در ايران اكران نكرد اما از همه جمع‌هاي حتي 20-10 نفره هم كه براي تماشاي فيلمش جمع مي‌شدند استقبال مي‌كرد و هنگامي ‌كه فيلم‌هايش به شبكه قاچاق كشور راه يافت آن را راهي براي برقراري ارتباط با مخاطب ايراني دانست.



خانه‌اي روي آب: در آخرين روزهاي سال 81 قرار است فيلم مورد توجه جشنواره آن سال - خانه‌اي روي آب - اكران شود. فيلم در سال 80 ساخته شده است اما خبر مي‌رسد نيروهاي قضايي اين اجازه را نمي‌دهند. دومين ساخته فرمان‌آرا پس از بازگشت به ‌ايران درباره دكتر سفيدبخت است كه با مشكلا‌ت اخلا‌قي درگير مسائل پيچيده‌اي مي‌شود و سرانجام به‌وسيله كودك حافظ قرآن نجات روحي مي‌يابد اما توسط عده‌اي كشته مي‌شود. ‌



طلا‌ي سرخ: فيلم ديگر جعفر پناهي كه توقيف شد و سرانجام از بازار سي‌دي قاچاق سر درآورد (طلا‌ي سرخ) است. فيلم ماجراي سرقت از يك طلا‌فروشي است كه دزدان ناخواسته درگير قتل مي‌شوند. دزدان اما گذشته‌اي دارند.

 


مارمولك: از ديگر فيلم‌هايي كه نه از سوي ارشاد بلكه از سوي قوه قضاييه و به سبب اعتراض‌هاي مردمي‌ از پرده پايين آمد. فيلم <مارمولك> ساخته كمال تبريزي بود. فيلمي ‌كه اگر بر پرده مي‌ماند در همان سال 83 ركورد فروش ميلياردي به‌جا مي‌گذاشت. فيلم درباره دزدي بود كه با جامه يك روحاني از زندان فرار مي‌كند. تهيه‌كننده و كارگردان فيلم در خانه سينما نشست مطبوعاتي برگزار مي‌كنند و برخي از ناگفته‌ها را به خبرنگاران مي‌گويند و خبر برداشتن فيلم را توسط خودشان اعلا‌م مي‌كنند. ‌



به رنگ ارغوان: چند روز مانده به جشنواره فيلم فجر خبر توقيف فيلم حاتمي‌كيا مي‌رسد. توقيفي كه همراه با نامه سرگشاده‌ اين كارگردان است، تنها نسخه فيلم به وزارت اطلا‌عات داده مي‌شود تا نمايش فيلم ماجراي يك مامور اطلا‌عاتي و عشق او تا فراهم شدن يك فرصت مناسب به تعويق افتد.



خواب تلخ‌ : فيلم دريافت‌كننده دوربين طلا‌يي جشنواره كن سال 1383 اولين ساخته محسن اميريوسفي بارها تا مرحله اكران رفت و هر بار به دليل تفاوت سليقه بخشي از سينما امكانش فراهم نشد. فيلم درباره مرده‌شوري است كه مي‌خواهد با عزرائيل بجنگد.

۵ و 10: اكنون 7 سال از آخرين اكران فيلم‌هاي كيارستمي‌ در سينماها مي‌گذرد و ديگر همه عادت كرده‌اند. فيلم 5 شايد نتواند براي مخاطب جذاب باشد و خود كارگردان علا‌قه‌اي به اكرانش نداشته باشد، اما فيلم متفاوت 10 درباره روانشناس زني است كه در ماشين با مريض‌هايش ملا‌قات مي‌كند و براي اكران بايد يك فردش حذف شود. ‌



تفاوت ديدگاه آغاز مي‌شود ‌



جشنواره فيلم 24 در حالي برگزار مي‌شود كه تعداد زيادي از كارگردانان با فيلم‌هايشان به جشنواره آمده‌اند اما در نهايت بسياري با دلسردي از آن برگشتند. اين جشنواره تا جشنواره آرماني دولت نهم فاصله بسيار داشت و اين مساله بارها مطرح شد. حتي وزير اعلا‌م كرد نيمي‌ از فيلم‌ها مورد تاييد ما نيست. در اين فضا برخي فيلم‌ها به نمايش درآمدند. ‌



فيلم‌هايي در انتظار: دم صبح (حميد رحمانيان)، صبحي ديگر (ناصر رفايي)، شبانه (بنكدار و علي محمدي)، تردست (محمدعلي سجادي)، زمان مي‌ايستد (عليرضا اميني)، كارگران مشغول كارند و آبادان (ماني حقيقي) در جشنواره‌هاي فجر نشان داده شده‌اند اما همچنان امكان اكران ندارند. مانند عصر جمعه (مونا زندي) كه چندين جايزه مهم نيز از جشنواره دريافت كرده اما براي اكران بايد تغييرات زيادي در آن داده مي‌شد. ‌



يك شب: نيكي كريمي‌ در اولين تجربه فيلمسازي‌اش به سراغ زندگي يك شب يك دختر جوان رفت. بايد زماني حدود 15-10 دقيقه از آن حذف شود تا امكان اكران بگيرد. او تلا‌ش زيادي كرد و نامه سرگشاده‌اي به ارشاد نوشت. ‌
سينماگران اينك با فصل جديدي از برخورد روبه‌رو بودند. آنان معتقد بودند در طول اين سال‌ها ديگر با خط قرمزها آشنا هستند و مي‌دانند كه چطور فيلم بسازند. از سوي ديگر كارگزاران فرهنگي ارشاد و رئيس‌جمهور نگاه ديگري داشتند. هيچ‌كس نمي‌داند كه چه‌طور فيلم‌هاي معروف به فيلمفارسي اينقدر راحت اجازه اكران مي‌گيرند و فيلم‌هاي ديگر نه. شايد جواب همان باشد كه اربابي مديركل نظارت و ارزشيابي در گفت‌وگويي عنوان كرده بود: <اينگونه فيلمسازان حاضر به هرگونه تغيير در فيلم براي اكران هستند.>
با همين رويكرد است كه فيلم‌هاي كارگرداناني همچون مهرجويي (سنتوري)، فرمان‌آرا (خاك آشنا) مجوز اكران نمي‌گيرد و به مسعود كيميايي هم پروانه ساخت فيلمنامه‌اي كه به آن علا‌قه دارد داده نمي‌شود.



آفسايد: سه‌گانه توقيفي جعفر پناهي با فيلم آفسايد كامل مي‌شود. او فيلم آفسايد را در سكوت خبري كامل و با دوربين ديجيتال درباره حضور دختران در مسابقه فوتبال تصوير كرد. همان مسابقه معروف ايران و بحرين كه‌ ايران به جام جهاني راه يافت. فيلم در بخش ميهمان جشنواره نشان داده شد و با گرفتن خرس نقره‌اي برلين بيشتر مورد قبول واقع شد. اما با وجود آغاز تبليغات مجوز نمايش صادر نشد و در نهايت فيلم از سيستم قاچاق كشور سر درآورد. ‌



سنتوري: در جشنواره فيلم فجر 85 توانست در روزهاي آخر نشان داده شود و در نتيجه بهرام رادان نيز سيمرغ بهترين بازيگر را دريافت كرد. بهترين فيلم تماشاگران پس از يك سال مجوز نمايش گرفت اما در 3 روز مانده به اكران در مرداد 86 توقيف و بايگاني شد. صنفي‌ترين برخورد درباره ‌اين فيلم صورت گرفت البته نه در زمان توقيف، بلكه وقتي فيلم به سيستم قاچاق راه پيدا كرد و در مدتي كمي ‌با زيرنويس انگليسي به سراسر ايران رسيد. بيشتر كانون‌هاي خانه سينما خواستار برخورد با اين مساله شدند. تهيه‌كنندگان فيلم به ديوان عدالت اداري شكايت كردند و قرار است خسارت‌هاي واردآمده به فيلم از محل بيت‌المال داده شود. ‌



تسويه حساب: تهمينه ميلا‌ني در سال 85 فيلمي ‌درباره 4 زن بزهكار مي‌سازد. زناني كه براي تسويه حساب با مردان، آنها را اسير كرده و بعد در مقابل پول آزاد مي‌كنند؛ زناني خطرناك و البته صدمه‌ديده. فيلم مجوز نمايش ندارد اما براي حضور در جشنواره 27 ارائه شده است. ‌ميلا‌ني با استعفاي خود از داوري جشن خانه سينما به عدم حضور اين فيلم در جشن اعتراض كرد. البته‌ اين كارش با واكنش صنفي همكارانش در كانون كارگردانان روبه‌رو شد. ‌



خاك آشنا: ساخته چهارم بهمن فرمان‌آرا براي جوانان است. فيلم مطابق با پروانه ساخت و فيلمنامه مصوب ساخته شده است. اما براي حضور در جشنواره سال 86 بايد يك صحنه طولا‌ني از آن حذف شود. اين صحنه به گفته كارگردان براي فيلم ضروري است. فيلم به جشنواره راه پيدا نمي‌كند و اكنون نيز معلوم نيست مجوز نمايش دارد يا نه؟ هر چند اين فيلم 4 تنديس از جشن خانه سينما را دريافت كرد. ‌



جزيره آهني: در سال 84 اين فيلم در جشنواره كن حاضر و با استقبال روبه‌رو شد. اما محمد رسول‌اف كارگردانش هنوز نتوانسته مجوز نمايش فيلم خود را دريافت كند. ماجراهاي فيلم در يك كشتي مي‌گذرد. ‌



صبح روز بعد: فيلم دوم نيكي كريمي‌ در مقام كارگردان كه چند صحنه حذفي دارد. او منتظر اكران فيلم اولش <يك شب> است.
‌ آتشكار: فيلم دوم محسن اميريوسفي با رعايت تمام ضوابط مورد نظر ارشاد ساخته و آماده نمايش شد. اما اين فيلم نيز در ارديبهشت ماه و چند روز مانده به اكران به بايگاني رفت. قرار است با برخي تغييرات به جشنواره 27 عرضه شود.



نسل جادويي: ساخته ديگري از ايرج كريمي‌ هنوز نتوانسته براي اكران مجوز بگيرد البته ‌اين فيلم به جشنواره‌ها هم راه پيدا نكرده است.



ستاره مي‌شود: اعتراضي صنفي شامل فيلم <ستاره مي‌شود> شده است. اين فيلم اولين قسمت از سه‌گانه جيراني و درباره روش نادرست ستاره شدن يك دختر عشق سينما است. اين فيلم با اعتراض تهيه‌كنندگان روبه‌رو شد و در حالي كه تابلوهاي تبليغاتي‌اش براي اكران در سراسر شهر قرار داشت، قسمت دوم آن، ستاره است اكران شد. ‌



ماه‌وش‌: كارگردان فيلم محمد درمنش كه بيش از 15 سال از مديران دولتي سينما بود از سمت خود استعفا داد. اين فيلم به همين دليل نتوانست در جشن خانه سينما شركت كند. اما اكنون پروانه نمايش دارد و بين شركت در جشنواره و اكران مردد است. ‌



نيوه مانگ: آخرين فيلم بهمن قبادي و برگزيده جشنواره‌هاي مختلف جهاني به دليل آنچه تشويق كردها به جدايي عنوان مي‌شود امكان اكران نگرفت. بعدتر كه فيلم به شبكه قاچاق راه پيدا كرد بسياري اين فيلم را ضعيف‌ترين اثر قبادي دانستند كه عدم اكرانش باعث حفظ آبرويش شده است. البته در مقابل بايد پرسيد كه ‌اين همه جواز به فيلم آيا فقط به خاطر صحنه‌هاي بكر طبيعت و تزئيني آن داده شده است؟


‌ آن‌جا: عبدالرضا كاهاني


 


ترانه تنهايي تهران: سامان سالور


 


كتاب قانون (مازيار ميري)‌ و صد سال به‌ اين سال‌ها‌ (سامان مقدم:)‌ دو فيلمي ‌كه نتوانستند در جشنواره 26 نشان داده شوند اما در جشن خانه سينما نامزد جوايز مختلف بودند. كتاب قانون قرار است برخي پلا‌ن‌هايش دوباره فيلمبرداري شود تا روانه اكران 88 شود.

منبع:سینمای ما 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 1:43 PM |

سینمای روز-با اینکه مهناز افشار به عنوان ستاره سینمای تجاری ایران شناخته می شود، اما گزیده کاری او در سال ۸۶ و پاسخ اش به «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا نشان از علاقه به تغییر جایگاه او از ستاره صرف بودن به بازیگری تجربه گرا است.

 

افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود.

● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟
بعد از فیلم «تسویه حساب» خانم میلانی، با خودم گفتم مهناز افشار، دیگر بس است. دیگر داری خیلی شلوغ می کنی. قبل از آن هم « محاکمه» و « رئیس» را کار کرده بودم. اتفاقاً در این دوره فیلمنامه هایی هم که می خواندم بعضی هایشان بد نبود اما تصمیم گرفتم کار نکنم تا اینکه فیلمنامه «انعکاس » به دستم رسید و بازی در آن را قبول کردم.

● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید...
بله. همان اول که این فیلمنامه را خواندم داستانش جذبم کرد. احساس کردم سوژه خاص و بکری است که تا به حال در سینما نداشته ایم. اما به نظرم هنوز نپخته می آمد. البته دوستان هم لطف کردند، نشستند بازنویسی کردند و سرانجام به نتیجه رسیدیم که کار کنیم.

● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟
نه، پایه داستان که تغییر نکرد و همان متفاوت بودن و خاص بودن سوژه را داشت. اما خب یکسری گره ها و منطق هایی که لازم بود در طول قصه باشد، گنجانده شد.

● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟
فکر می کنم اولین قصه یی بود که من خواندم و دیدم که کلیت کار روی دوش کاراکتر زن فیلم است و بسیار جای کار دارد. امیدوارم از پس اش
برآمده باشم. به هر حال قصه، انتخاب بازیگر، دفتری که قرار بود با آن کار کنیم و کارگردان فیلم همه برایم مهم بود و همه این عوامل دست به دست هم دادند که در این فیلم همکاری داشته باشم.

● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . .
خیلی خاص بود. من در بیشتر کاراکترهایم یک دختر شوخ و اصولاً کاراکترم برون گرا است. اما نسیم خیلی درون گرا بود و بازی زیرپوستی
داشت. حتی در فیلم کلام زیادی از طرف نسیم گفته نمی شود و بیشتر بازی اش در سکوت و اضطراب است. کلاً درون گرا بودن این کاراکتر خیلی من را جذب کرد.

● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود.
دقیقاً. اصلاً دووجهی بودن این شخصیت جالب است. من همیشه معتقدم یک کار خاکستری بودنش مهم است نه اینکه مطلق سیاه یا سفید. این خاکستری بودن کمک می کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. این ویژگی هم در کاراکتر نسیم و هم در کلیت داستان وجود داشت.

● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است.
بسیار زیاد. من جزء بازیگرانی هستم که گریم و لباس روی بازی و حس درونی ام تاثیر می گذارد و خیلی خوشحالم که در دو فیلمی که کاراکتر خاص داشتم آقای مهرداد میرکیانی طراح گریم بود؛ یکی «سالاد فصل» و یکی هم این فیلم.

● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟
خیر، تا به حال با این دو عزیز کار نکرده بودم. آقای کامبیز دیرباز بسیار پرانرژی و باانگیزه بودند. آقای گودرزی را هم که قبلاً تعدادی از کارهایشان را از تلویزیون و سینما دیده بودم، بسیار خوب ظاهر شدند. من هم خدا را شکر آدمی هستم که با کسی زیاد مشکل پیدا نمی کنم. همیشه سعی می کنم با بازیگر مقابل بده بستان کاری داشته باشم.

● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟
من اصولاً آدم رکی هستم و همه این را می دانند. به خاطر اینکه وقتی آدم رک باشد آدم ها تکلیف شان مشخص است. روزی که نسخه اولیه فیلمنامه را خواندم به نظرم اشکالاتی داشت. بعد جلسه یی با آقای حاجی میری و آقای دکتر کریمی (نویسنده فیلمنامه)، خانم موگویی، آقای دیرباز، آقای گودرزی و بقیه دوستان داشتیم، من نگرانی هایم را گفتم. من بیشتر نگرانی ام درباره آقای حاجی میری بود چون از قبل با آقای کریمی صحبت کرده بودیم و تکلیف روشن بود. وقتی با ایشان سر میز مذاکره نشستیم، دیدم که هدف شان این است که یک فیلم با دیدگاه منطقی و درست تولید کنند. سوژه فیلم جای تولید یک فیلم سوء استفاده گرا را داشت که خوشبختانه اینگونه نشد. آقای حاجی میری خیلی منعطف بودند و در طول کار هم به هر حال یکسری نظریات از طرف ایشان می آمد. حتی یک بار به ایشان اعتراض کردم که چرا حضور فیزیکی ندارید و اگر داشتید شاید انتقال ها راحت تر انجام می شد که خب ایشان گرفتار بودند و به هر دلیلی نمی توانستند بیایند. البته ایشان بعدها جوابی منطقی دادند و گفتند من اگر خودم کارگردان نبودم حتماً می آمدم. ایشان با دید کارگردانی شان ممکن بود ایراداتی به نحوه ساخت فیلم بگیرند و حرف شان منطقی بود چون این فیلم را قرار بود آقای کریمی بسازند. اما باز هم به عنوان بازیگر دوست داشتم آقای حاجی میری حضور فیزیکی می داشتند که چه بسا در نتیجه کار تاثیر بهتری می گذاشت.

● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟
کمی خام بود که بعد پخته شد یعنی فهمیدیم نسیم چه پیش زمینه یی دارد. در مجموع شناسنامه نسیم مشخص شد. شناسنامه داشتن کاراکترها خیلی مهم است چون بازیگر آن می تواند راحت تر ایفای نقش کند. البته آن زمان فکر می کردم یکسری سکانس ها هم اضافی است ولی الان متوجه می شوم که چون قصه خیلی لب مرز حرکت می کند، وجود چنین سکانس هایی لازم است.

● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟
برای اولین بار در این پروژه آزادی عملم کمتر بود. آن لحظه برایم سخت بود. وقتی با آقای کریمی صحبت می کردیم و نظرهای آقای حاجی میری هم به ما می رسید فکر می کردم چرا برای ایفای نقش آزاد نیستم. ولی الان که اینجا نشسته ام و صحبت می کنم فکر می کنم به خاطر متفاوت بودن قصه و لب مرز بودنش لازم بود کمی محتاط عمل کنیم.

● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟
البته. اصولاً کارگردان ها به بازیگر آزادی می دهند تا بازیگر از خلاقیتش هم استفاده کند. چون اگر بخواهی سفت بگیری اصلاً فیلم درنمی آید. چون به هر حال من به عنوان یک بازیگر ایده و نظر و فکر دارم و می روم می نشینم روی نقش کار می کنم. برایش شناسنامه درمی آورم و با آن همذات پنداری می کنم. من با آقای کیمیایی هم که کار کردم بسیار ایشان انعطاف داشتند و صحبت ها را قبول می کردند. الان هم که سر کار آقای حاتمی کیا هستم بسیار ایشان منعطف هستند و خیلی خوب حرف ها را گوش می دهند. تا الان که مشکلی نداشتم.

● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟
بله. خیلی متفاوت است. ما دورخوانی فراوانی داریم. سر صحنه هم که می رویم اول تمرین می کنیم و همه چیز مشخص می شود و بعد فیلمبرداری آغاز می شود. این خواست خود ایشان است و به من مهناز افشار هم بسیار کمک می کند.

● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد.
بله. فکر می کنم کم کار نکرده ام. من دوازده، سیزده سال است که دارم در سینما کار می کنم. هیچ توقعی هم ندارم و در سینما سقفی نمی بینم. بدون هیچ ادا و غروری کار می کنم و سعی می کنم اطلاعات و دانشم را بیشتر کنم. ورزش می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می ببینم. انتقادها را هم می پذیرم و نظرها را می شنوم. درباره «انعکاس» هم فکر می کنم نتیجه کار را مردم باید مشخص کنند. ما بازتابش را از مردم و منتقدانی که بدون غرض ورزی نظر می دهند باید بگیریم و آن وقت خواهیم فهمید که «انعکاس» چطور فیلمی است.

● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟
بله. مجموعه «گمشده» بود که البته الان پخش اش تمام شده.

● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید.
بعضی ها به من می گویند بازیگر تجاری ، اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر فیلمی ارزشمند در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران هم بشود. این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته باشد کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. ولی این را قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتماً فیلم باارزشی هم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. خب به هر دلیلی آدم اشتباه هم می کند. اوایل کار هم ممکن است یکسری فیلم ها در کارنامه ام باشد که به دلیل کم تجربگی و اینکه می خواستم
وارد سینما بشوم و تجربه کسب کنم بازی کرده ام. من در دبیرستان علوم تجربی خوانده ام و بعد ادامه تحصیل دادم و تدوین خواندم. یعنی الکی وارد سینما نشدم. با یک دیدگاه وارد شدم. بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را رفتم. کتاب خواندم و فیلم دیدم و تمرین کردم. به هر حال هر فیلمی تجربه یی بود برای فیلم بعدی. ممکن است فیلم هایی در کارنامه من باشد که من از نتیجه اش اطلاع نداشتم و خوب درنیامده باشد آن هم به هزار دلیل. الان که فکر می کنم، می بینم هر انتخابی که کرده ام آن لحظه دلیلی برای خودش داشته و دوست داشته ام. تمام فیلم هایی که در کارنامه ام هست به خاطر وقت و انرژی که برایش گذاشتم برای من قابل احترام است چه بسا که ممکن است بعضی هایشان هم نتیجه خوبی نداشته باشند.
● از جایگاهتان در سینما راضی هستید؟
الان که از جایگاه خودم راضی نیستم. نه شعار است و نه ادا و اصول. ضمناً نمی دانم چرا یک عده با من مشکل دارند و دوست ندارند مهناز افشار ترقی کند...

● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟
مردم که نه. بالاخره هر کسی را عده یی دوست دارند و عده یی نه. در خود سینما منظورم است. من فکر می کنم کارهای متفاوتی کرده ام. اگر «شور عشق» را بازی کردم یا «خاکستری» و «نگین»، همزمان «کارگران مشغول کارند » را هم دارم یا فیلم هایی مانند «چه کسی
امیر را کشت ؟»، «آتش بس» یا «سالاد فصل». وقتی نگاه می کنم، می بینم که بیشتر کاراکترهایی که کار کرده ام متفاوت هستند و هیچ کدام یک مدل نیست. برخی کم لطفی ها آدم را سرد می کند. البته شاید هم تقصیر خودم باشد. ممکن است روند کاری ام را درست انجام نداده باشم. یک کار خوب انجام داده ام و بعدش یک کار ضعیف کرده ام و آدم ها مانده اند که بالاخره مهناز افشار تکلیفش چیست؟ می خواهد فیلم خوب بازی کند یا نه ؟ می توانم بگویم که خودم هم تقصیر داشته ام. اما به هر حال از انتخاب کارهایم خیلی ناراضی نیستم برای اینکه سعی کردم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم و امیدوارم بتوانم کارهای بهتری انجام دهم.

● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟
علت دارد. برای اینکه «شور عشق» فیلمی بود که برای بار اول در سینمای ایران درباره یک دختر و پسر جوان ساخته شد و برای خیلی ها بت شد. این مضمون در آن زمان خیلی مهم بود اما شاید اگر الان ساخته شود، دیگر استقبالی از آن صورت نگیرد. این فیلم چون سکوی پرتابی برای من و آقای رادان بود خیلی ها ما را هنوز هم به این دو فیلم وصل می کنند. به نظر من در هر صنفی، هر کس یک استارت و یک سکوی پرتاب دارد و البته این نقطه استارت همیشه در پرونده اش هست. حالا یا می تواند خیلی قوی باشد یا خیلی ضعیف. به هر حال آدم ها بک گراندشان را نمی توانند پاک کنند. من هم خوشحالم که بک گراند بدی ندارم. «شور عشق» هم خیلی فیلم بدی نبوده. . .

● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد...
بله و اتفاقاً من خیلی از این بابت خوشحالم. به نظرم فیلم دیده شد. چرا مراسم اعطای زرشک زرین فقط یک سال انجام شد و فقط هم به «شور عشق» داده شد و تمام؟

● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟
نمی دانم این حرفی که می زنم در این زمانه درست است یا نه. ممکن است به نظر عده یی خنده دار بیاید. اما من به شدت به سرنوشت اعتقاد دارم. البته در کنارش تلاش و تفکر و بینش درست را در نظر دارم. به هر حال درباره هر فیلمی فکر می کردم و تصمیم می گرفتم و انتخاب می کردم اما معتقدم که سرنوشت من این طور رقم خورده و دارم در مسیری هدایت شده در کائنات حرکت می کنم. خداوند من را در این مسیر گذاشته و بعد هم به مهناز افشار گفته که خب حالا خودت چقدر توان و دانش داری ؟

● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟
من هردویش را در کنار هم می پسندم.

● این ممکن هست ؟
بله. نمی خواهم بگویم این اتفاق برای من افتاده اما می خواهم بگویم سعی کردم فیلم هایی را بازی کنم که مردم دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند و در عین حال آدم های اهل فکر بدون غرض ورزی از آن تعریف کنند. برای من ارزشمند است که یک کارگردان یا نویسنده یا خبرنگار و آدم هایی که اهل فکر هستند بگویند خانم افشار فلان کارتان چقدر خوب بود. پس یعنی من آن مسیر را هم تجربه کرده ام.

● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟
در مورد فیلم «کارگران مشغول کارند» آقای مانی حقیقی به من گفتند وقتی بازی من در «سالاد فصل» را دیدند، خوش شان آمد و خواستند من در فیلم شان حضور داشته باشم. در مورد «سالاد فصل» هم من قبلش فیلم خیلی شاخصی نداشتم و اگر توجه خاص آقای جیرانی و حتی اصرارهای آقای شریفی نیا نبود این اتفاق نمی افتاد. جا دارد که از هر دویشان تشکر کنم.

● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود...
بله بسیار خطرناک بود و می توانست من را کاملاً به گوشه یی پرتاب کند. اما خوشبختانه نتیجه این کارها خوب از آب درآمد.

● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟
در فیلم «خاکستری» آقای جیرانی را در اتاق تدوین می دیدم. همیشه سبک آقای جیرانی را دوست داشتم و البته الان هم دوست دارم. گفتم بالاخره اتفاق به وقتش خواهد افتاد. گذشت و آقای شریفی نیا گفتند آقای جیرانی می خواهند فیلم بسازند و من رفتم و قسمت شد که بازی کنم. وقتی فیلم تمام شد آقای جیرانی گفتند خیلی خوب بودی و شاید من باید این نقش را گسترش می دادم.

● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟
یادم است که از طرف آقای کرم پور فیلمنامه یی به من رسید که بخوانم. دیدم خیلی کار نویی است، عوامل و بازیگران خیلی خوبی هم دارد. البته برای بازی در این فیلم واقعاً خیلی ترس داشتم چون فکر می کردم مهناز افشار میان این همه بازیگر پیشکسوت و بزرگ چه می خواهد بکند؟ ولی بعد دیدم چه محک خوبی است. آدم به خودش می گوید سعی کن کم نیاری و خیلی خوب باشی. هیچ وقت لطف آقای شکیبایی را یادم نمی رود که من را دیدند و گفتند وقتی سالاد فصل را دیدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهایت بازی می کنی. اصلاً باور نمی کردم آقای شکیبایی این حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بی عقده و بزرگوار. این حرف را حتی اگر ایشان فقط برای خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژی می دهد و برای من خیلی ارزشمند است. یکسری دوستان در سینما به من کم لطفی کردند اما خدا را شکر دوستانی هم داشتم که به من کمک کردند در سینما بمانم. فیلمنامه «چه کسی امیر را کشت؟» را که خواندم، آقای شکیبایی هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ایشان کار کنم. البته با هم بازی نداشتیم ولی نقش عجیب و متفاوتی بود. من همیشه دوست دارم نقش های متفاوت و عجیب و غریب بازی کنم. مثلاً آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژپشت نتردام را بازی کنم.

● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود...
عیب ندارد. نقش زنش را که می توانم بازی کنم، (می خندد) متاسفانه در سینمای ایران یا باید نقش دیوانه یا معتاد را بازی کنی تا دیده شوی. هیچ وقت نقش های رئال دیده نمی شوند، در صورتی که در سینمای جهان نقش های رئال جایگاه ویژه یی دارند.

● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟
فعلاً قصد کارگردان شدن ندارم. ورود به هر رشته یی تخصص و تجربه می خواهد اما چون قبل از بازیگری تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم، شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه کنندگان، تهیه کننده شوم. البته یک قصه کوتاه هم دارم که بدم نمی آید آن را بسازم. این قصه از باورهای خودم ناشی شده و شاید محک خوبی برایم باشد.
 
منبع:رز امروز
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 11:32 PM |

:روزشمار سینمایی خرداد 18:*درگذشت غلامحسین نقشینه(1375-1287)بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران*تولد لیام نیسن بازیگر ایرلندی/// خرداد 19:تولد لوییجی کومنچینی(2007-1916)کارگردان ایتالیایی(2007-1916)///خرداد 22: تشکیل کانونکارگردانان سینمای ایران(1369)//// خرداد 23:*تولد بابک بیات(1385-1325)آهنگ ساز


Javascripts


set as your home page