من قاتل پسرتان هستم یا نیستم ؟
نام فیلم :پاداش سکوت
کارگردان : مازیار میری
فیلمنامه: فرهاد توحیدی
داستان:
اکبر منافی (پرویز پرستویی) یک بلیط فروش اتوبوسهای درون شهری است. او سالهای سال عمرش را با عذاب قتل دوست و همرزمش (یحیی) که شهید شده سپری میکند تا اینکه شبی در تلویزیون یحیی را میبیند و خاطره تلخ برایش زنده میشود . این تجدید خاطرات او را نزد پدر یحیی میبرد تا به خودش و او ثابت کند اکبر منافی قاتل یحیی است یا بیگناه. در این جستجو و مکاشفه مردان و زنان دیگری از این عرصه را میبینیم که یا برندهاند یا بازنده اما اکبر...
سینما هرگاه به سراغ ادبیات رفته توانسته به موفقیتهای عظیمی در فروش و هم از لحاظ هنری به دست بیاورد و حتی در بدترین حالت ممکن، حداقل داستان و خط محتوایی دقیقی را داشته باشد. از بارزترین و معروفترین این اقتباسهای سینمایی که توفیق فتح گیشه و ماندگاری در تاریخ سینما را به دست آوردند میتوان سه گانه"ار باب حلقهها" (پیتر جکسون) و سه گانه "پدرخوانده" (فرانیس فورد کاپولد) وسری "هری پاتر" ها را نام برد. این وامگیری سینما از ادبیات در ایران نیز سابقهای بس طولانی و درخشان دارد که پرداختن به آن از حیطه این مطلب خارج است و پاداش سکوت یکی از همین اقتباسهای سینما از ادبیات است.
همچنین میتوان برای فلیمسازی بر اساس داستانهای کوتاه از "داش آکل" صادق هدایت ساخته مسعود کیمیایی و تازهترین آنها "گرداب" فیلمی از حسن هدایت که آنهم داستانی کوتاه از صادق هدایت دارد نام برد. ولی سومین فیلم مازیار میری در مقام کارگردان فیلمی است به نام "پاداش سکوت" میری که در اولین تجربه سینماییاش " قطعه ناتمام" روایتگر جستجوی یک خواننده آوازها و ترانههای فولکر بود، در دومین فیلمش با نام " به آهستگی" جستجوی مردی را به تصویر کشید که به خاطر سؤظن زیاد به همسر او را وادار به فرار کرد. اما این بار جستجو و کشف و مکاشفهای شهری و در عین حال درونی را جلوی دوربین میبرد تا سهگانه جستجو گرانهاش را با جستجوی رزمندهای به دنبال تاوان یا اثبات بی گناهی خلق کرده باشد. پاداش سکوت فیلمی است جادهای و شهری که همه به پاداش نیکویی میرسند، اما بهره اصلی را مازیار میری میگیرد.
پاداش سکوت مثل بسیاری از آثاری از این دست قبل از هر چیز به شدت بازیگر محور میشود چرا که کلکسیونی سرشار از بازیگران قدر و چیره دست سینمایی ایران را در اختیار دارد. از طرفی هر یک از بازیگران به جز پرویز پرستویی( اکبر) و جعفر والی (پدر یحیی) نقشهای کوتاهی ایفا میکنند در نهایت کلیدی بودن پرویز پرستویی با بازی بسیار خوب و به یادماندنیاش همچنین به یاری نقشی که در فیلمنامه دارد گوی سبقت را در بازی از همه میرباید تا در رأس هرم هنرپیشههای" پاداش سکوت" قرارگیرد. البته ناگفته نماند پرویز پرستویی محکوم به" حاج کاظم" شدن بود، اما این شباهت پوسته ظاهری بیش نیست، چرا که "حاج کاظم" آژانس شیشهای تند و صریح با واکنشهایش بیرونی است، ولی اکبر منافی درگیر برزخی درونی شده و کنج عزلتی با ابعاد یک متر در یک متر در دکه بلیط فروشی دست و پا کرده تا بسوزد و بسازد و بماندو هنگامیکه قرار است به دل اجتماع بزند و جامعه امروزی را لمس کند به آهستگی و با خشمی فرو خورده چنین میکند(درست مانند نقش و بازی فروتن در فیلم به آهستگی)
آب:
آب که همه جا عنصر حیات و زندگی است این جا وجهی دو گانه مییابد تا رزمندهای را دوباره متولد کند(شهید یحیی) و رزمنده دیگری را دچار خفگی تدریجی نماید، به حدی که آرزوی مردن و قصاص داشته باشد. انتخاب نام یحیی برای رزمنده شهید نمادینترین انتخاب نام است چرا که یحیی به معنای احیا کننده است و زندگی بخش، اما وی در آبها شهید شده و همین مایه حیات باعث ممات میشود. گرفتن نما درشتها از آب در حالات مختلفی همچون پرکردن لیوان، آب کردن کتری، نوشیدن لاجرعه لیوان تا غرق شدن اکبر در آسانسور و روی تختخواب خانهاش همه و همه اصرار بر دو وجه میرایی و نامیرایی آب دارد، البته فیلم " پاداش سکوت" در سکانس پایانی که مرگ یا شهادت یحیی را رمز گشایی میکند به شکلی ماهرانه وجه زندگی بخشی آب را وجه غالب میداند و چنین القا میکند که یحیی و یحییها نمردهاند. همین ارجاع به زندگی حضرت یحیی مهمترین دلیل بر این مدعاست. از سویی دیگر آب است که اکبر منافی و خاطرات تلخش را دوباره ورق میزند و حتی از مهر جانمازش میچکد تا بیش از پیش او را وادار به سوی تفحصی درونی و جستجوی نیروی بیرونی برود. در پایان آب او را میشوید تا یحیی نیز به کارکرد دینی نامش بابت زندگی بخشی و آب بابت پاک کنندگی، تاکید بیشتری کند." پاداش سکوت" ، آب را تم فیلم قرار داده است و درست شبیه همین کارکردها را در جایی دیگر در جوار منزل شهید کمال طاعت ( با نمادینترین نوع ممکن نامگذاری) انجام داده و جوی آبی روان کرده است. اگر به یاد داشته باشید صدای سر صحنه هنگام خروج اکبر و پدر یحیی وقتی از شهادت کمال باخبر میشوند بلندتر است تا روح زنده در آب را به زندهبودن کمال تعمیم دهند.
همچنین مخاطب ندیدن کمال و عدم حضور فیزیکیاش در فیلم را با دیالوگهای همسر کمال میآویزد تا صدای پای آب، او را زندهتر از هر وقت دیگر نشان دهد و بار دیگر آب زندگی بخش را بارز کند البته در این وجه.
جانبازان اعصاب و روان:
پدیده تلخ و دهشتناک جنگ و هجوم همواره تا سالها گریبانگیر مردم کشوری است که درگیر آنند به حدی که سالها بعد از پایان جنگ نیز معلولان و آسیبدیدگان و مهاجرین جنگی در کشور خودشان با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکنند. همین موارد دستمایه ساخت آثار متفاوتی در ژانرهای فرعی سینمای جنگ است ویکی از این ژانرها آثاری است که درباره جانبازان جنگی و آسیبدیدگان و محروم ترین و مظلومترین آنها یعنی بیماران و جانبازان اعصاب و روان شده است. کسانی که به علت درگیریهای درونی و برزخهای غیر عینی که با آن درگیرند، همواره لحظه به لحظه بیشتر فراموش میشوند. پاداش سکوت از نادرترین آثار سینمای جنگی ایران است که توانسته سوژهای با این حساسیت را در قالب درونیات یک جانباز اعصاب و روان روایت کند. انزوا، افسردگی، تنهایی و همه خصوصیات غیر عینی چنین افرادی را به تصویر درآوردن، مقولهای تاویل پذیر را در فیلم میگشاید که به مدد خط روایی منسجم و بازی محکم بازیگران، فیلم نه تنها به ورطه شعار گونگی سقوط نمیکند، بلکه سربلند از آن بیرون میآید. یکی از نمونههای اخیر جانبازان اعصاب و روان فیلم "قارچ سمی" مرحوم ملاقلیپور بود و آنان را مردانی نسبتا ً خطرناک تصویر میکرد که فقط راهکاری جبههای و جنگی دارد، درست نقطه مقابل کاراکتر "پاداش سکوت" هر چند اگر در جایی او از کوره در میرود، اما به کسی آسیب نمیرساند و به فریادی برسر همرزم قدیم و دانه درشتی جدید اکتفا میکند و این بازی درونی و زیر پوستی جز از پرویز پرستویی ساخته نیست.
یکی از عوامل بسیار مهم و مؤثر در کمک به بازیگران اینچنین حرفهای و باورپذیر کردن نقش آنها القا هر چه بیشتر آشفتگیهای درونی همه کاراکترها در نمای درشت است. گاهی این نما درشتها چنان درشت و خارج از قاعده فیلمبرداری میشدند که چهره بازیگر حتی از کادر خارج میشد، اما هرگز لطمهای به کار نمیزد به عنوان مثال نمادرشتهای پایانی از اکبر منافی و اشکهای جاری او مهر تائیدی بر بیگناهی و پاکی وی است و نیز پرداختن به یکی از وجوه آب، البته در معنای اصلی، اشک،آبی است که زندگی و سالهای اکبر را در بر گرفته بود و با چه شدت و حدتی او را احاطه میکرد تا غرق خاطرات شود، ولی اینجا آرام آرام، قطره قطره و دانه دانه از چشمهای او سرازیر است درست مثل تماشاگرانی که به شدت تحت تاثیر فیلم قرار گرفتهاند.
محمد بندرعباسی
ارسالی از محمد بندرعباسی(گروه فرهنگ)
یه کاره.چرا حالا پاداش سکوت یه دفعه.حداقل چند تا عکس می زاشتین.اشکال نداره حالا ازتون تشکر می کنم که نگید بی فرهنگم
امین ماندگار:
از میان کل مطلبتون از مطلب آب خیلی خوشم اومد.خیلی خوب بود.ولی روی هم رفته کامل بود.
رضا اسدی:
چرا بعضی از نظراتمون تو وبلاگ قرار نمی گیره؟
سینمای روز:نظراتی که در پست هایی که فقط مختص عکس هستند در صفحه ی اصلی وبلاگ درج نمی شوند.همچنین نظراتی که فکر کنیم وبلاگ را از رسیدن به اهدافش باز می دارد نیز از لیست حذف می شوند.
مونا جوادی:
قشنگترین و بهترین کار مازیار میری همون اولین کارش بود.پاداش سکوت اصلا فیلم خوبی نبود.
رضا یزدانی:
می خواید نظرسنجیتونم عوض کنید.بعدشم پاداش سکوت فیلم خوبی نبود که هیچ چرت هم بود.

