تبليغاتX
http://padashads.ir/?referid=8285 www.cinemaerooz.blogfa.com
 براد پیت به دست زامبی های کلوب جین آستین کشته می شود!

                        

فيلم هايي که از ديروز روي پرده رفته اند بيشتر اقتباس هاي ادبي با گرايش خاص اجتماعي هستند. کمدي رمانتيک «موفق باشي چاک»، «پوشش» با بازي ويويکا فاکس و درام فرانسوي «مرد زندگي من» و کمدي نوجوانانه «سيدني وايت» بر اساس داستان سفيدبرفي را به اين فهرست فيلم ها اضافه کنيد.

قتل جسي جيمز به دست رابرت فورد بزدل
The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford
وسترن موفق جشنواره هاي ونيز و تورنتو به کارگرداني اندرو دومينيک نيوزيلندي داستان کشته شدن سريع ترين هفت تير کش غرب وحشي و يکي از شخصيت هاي افسانه يي پايان قرن نوزدهم امريکا به دست يکي از ستايش کنندگانش را بازگو مي کند. فيلمنامه را کارگردان بر اساس رمان سال 1983 ران هنسن نوشته و در لوکيشن هاي آلبرتا و مانيتوبا در کانادا فيلمبرداري کرده است، برد پيت علاوه بر تهيه کنندگي، نقش جسي جيمز را بازي مي کند و کيسي افلک در نقش رابرت فورد قاتل ظاهر مي شود.

باشگاه کتاب جين آستين

The Jane Austen Book Club
شش نفر در يک باشگاه دانشگاهي در کاليفرنيا درباره آثار ادبي جين آستين بحث مي کنند و به تدريج متوجه مي شوند که زندگي و روابط آنها تکرار داستان هاي آن نويسنده در قرن بيست و يکم است. اين درام عاشقانه به کارگرداني رابين سويکورد بر اساس کتابي از کارن جوي فاولر ساخته شده و کتي بيکر، ماريا بلو، اميلي بلانت و هيو دنسي از جمله بازيگران آن هستند.

به سوي سرزمين وحشي

Into the Wild
شان پن فيلمنامه اين درام ماجراجويانه را براساس رمان يان کراکوئر نوشته و کارگرداني کرده است. کريستوفر مک کندلس (اميل هيرش) بعد از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه در سال 1992 تمام پس انداز 24 هزار دلاري خود را صرف امور خيريه مي کند، راهي آلاسکا مي شود تا در سرزميني وحشي زندگي کند و به شخصيت هاي تازه يي بر مي خورد که مسير زندگي او را تعيين مي کنند. وينس وگهان، کاترين کينيار و ويليام هارت نيز در فيلم حضور دارند.

شيطان مستقر؛ انقراض
Resident Evil: Extinction
در سومين و آخرين قسمت از مجموعه فيلم هاي «شيطان مستقر» نجات يافتگان فاجعه نابودي شهر راکون سيتي در بيابان هاي نوادا آواره شده اند. آليس (ميلا يوويچ) به آنها مي پيوندد تا با زامبي ها بجنگد و راه درماني براي ويروسي که بشر را تهديد مي کند، بيابد. اين فيلم اکشن / ترسناک / علمي-تخيلي محصول مشترک فرانسه، استراليا، آلمان، انگلستان و امريکا در لوکيشن هاي مکزيک فيلمبرداري شده و کارگردانش راسل مالکاهي است.

تجارت
Trade
مارکو کروزپينتر فيلم «تجارت» را بر اساس مقاله يي از پيتر لندزمن در نيويورک تايمز ساخته است. اين فيلم که در جشنواره ساندنس به نمايش درآمده و دو جايزه نيز از جشنواره مونيخ دريافت کرده با آنکه به عنوان فيلمي مستقل مطرح است نام رونالد امريش را در مقام تهيه کننده در عنوان بندي دارد. دارو دسته روس قاچاقچيان انسان در مکزيک يک دختر و پسر نوجوان مکزيکي و يک دختر مسافر لهستاني را مي ربايند تا در امريکا بفروشند و خانواده ربوده شدگان با آنها درگير مي شوند.

منبع:روزنامه اعتماد

ارسالی از رضا منجی


راسل کرو

 

 

 

کرو هفتم آوریل سال 1964 در نیوزلند به دنیا آمد.او که در سال 2000 برای فیلم " گلادیاتور" اسکار بهترین بازیگر مرد سال را گرفت ، 2 سال پس از آن از سوی دولت استرالیا ، (و در کنار نیکول کیدمن ) به عنوان گنجینه ملی این کشور شناخته و معرفی شدند .

 

کرو دوران کوکی و نوجوانی اش را در استرالیا سپری کرد.از همان دوران کودکی وی به بازیگری پرداخت.در این دوران او ستاره مجموعه های تلویزیونی بود.اولین فیلمش را سال 1992 بازی کید و همین فیلم کافی بود تا وی را در سحط وسیعی مطرح کند.

دو سال بعد اولین فیلم آمریکایی اش ، " مبلغی از ما " را بازی کرد.شار ون استورن او را بای وسترن "چابکدست و مرده" (1995) انتخاب کرد. و فیلم بعدی اش "تقوا"(1995)در کنار دنزل واشینگتون ظاهر شد . با محرمانه لس آنجلس(1997) به طور جدی در بین منتقدین سینمایی محبوبیت پیدا کرد.اما فیلم بعدی اش " رمز آلاسکا " (1999)هیچ موفقیتی برایش به همراه نداشت .

با این وجود " ذهن زیبا" (2001)موفقیت گذشته را برایش تکرار کرد.پسر عمیش جف کرو یکی از بازیگران مطرح کریکت در سطح بین المللی است .با وجود دوستی صیمی با این ورزشکار ، کرو هیچ وقت ورزش کریکت را به طور جدی دنبال نکرد.با آن که اولین نقش اول خود را در سن 25 سالگی گرفت ، ولی نقش هایش را با دقت انتخاب می کند.و در صنعت سینمای آمریکا یکی از بازیگران تراز اول است .

 

نکته جالب اینکه ، کرو به خاطر بازیگری ، تحصیل در دبیرتان را رها کرد . از جمله بازیگرانی است که هنگام حضور جلوی دوربین در نقش خود غرق میشو د و به همین دلیل بارها و بارها آسیب بدنی جدی دیده است.فیلم " من آنجا نیستم " را آماده نمایش دارد و مشغول بازی در قسمت جدید فیلم بتمن است ، با نام "اخرین شوالیه ".

 

  

منبع:جولین تیوی


جودی فاستر

 

 

 

جودی فاستر بازیگر فیلم "فرد شجاع" که هفته قبل صدر نشین جدول فروش هفتگی در سینماهاهی آمریکا شد ، به نام کامل آیشیا کریستین فاستر نوزدهم نوامبر سال 1962 در منطقه کالیفرنیای لس آنجلس به دنیا آمد.

او از جمله معدود بازیگرانی بود که فعالیت خود را در این حیطه از سن 2 سالگی آغاز کرد.4 سال پس از آن در اولین کار تلویزیونی اش که یک آگهی تبلیغاتی بود ظاهر شد.برادرش بابی فاستر هم مثل او بازیگر آگهی های تبلیغاتی بود.اولین فیلم سینمایی جودی فاستر " راننده تاکسی" (1976)مارتین اسکورسیزی بود که برایش نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد.او که در رشته سینما تحصیل کرده ، زبان فرانسوی را هم در دانشگاه خوانده و به خوبی می تواند فرانسوی صحبت کند.در رشته ادبیات انگلیسی هم مدرک دارد.

جان هینسکی که در سال 1981 قصد ترور رونالد ریگان ، رییس جمهور وقت آمریکا را داشت، بعدا گفت تحت تاثیر کاراکتر فاستر در "راننده تاکسی" دست به این اقدام زده است.در قصه این فیلم هم کاراکتر رابرت دنیرو میخواست رییس جمهور وقت را به قتل برساند.فاستر از معدود هنرمندانی است که تا قبل از 30 سالگی 2 اسکار بهترین بازیگری زن را (برای متهم شده و سکوت بره ها 1988 و 1991 ) دریافت کرد .

از مهمترین خاطرات تلخ سینمای اش این است که هنگام بازی د"ر باگزی مالون "(1976) ، در دام شیر سیرک افتاد و این حیوان خطرناک او را تا چند قدم همراه خودش برد .گزینه اول برای ایفای نقش فیلمهایی است که یک زن در آن قهرمان اصلی است .

با این حال به دلیل بارداری بازی در فیلم پر فروش "مخاطره مضاعف" را رد کرد.این نقش به اشلی جاد رسید ، که همین هم باعث شهرتش شد.شرکت مستقل فیلم سازی اش را سال 1990 تاسیس کرد.و از آن زمان تا کنون تهیه کننده  فیلم ها یی که بازی می کند نیز هست .به ورزش علاقه زیادی دارد ف یوگا ، کاراته ، و کیک بوکسینگ کار می کند.از فیلم های مطرح فاستر میتوان به اینها اشاره کرد: روباه ها ، افسانه بزرگمرد کوچک ، سایه ها و مه  ، ماوریک ، نل ، تماس ، آنا و سلطان ، اتاق امن ، نقشه پرواز ، مرد درون .

        

                           

منبع:جولین تیوی


پاچینو و دنیرو پشت صحنه فیلم

اولین عکس‌ها از پشت صحنه فیلم «قتل عادلانه» که یک تریلر هیجان انگیز با بازی آل پاچینو و رابرت دنیرو  است در این‌جا دیده می‌شود. این فیلم را جان آونت می‌سازد و فیلمبرداریش تا ماه آینده به طول خواهد انجامید. در این فیلم خواننده گروه رپ «50 سنت» هم در نقش یک پخش‌کننده مواد حضور دارد. فیلمنامه را راسل گرویتز نوشته که پیش از این فیلمنامه «مرد نفوذی» را برای اسپایک لی نوشته بود. گفته می‌شود مارتین اسکورسیزی هم در مقابل دوربین حضور پیدا خواهد کرد. این فیلم که با بودجه‌ای 60 میلیون دلاری و به صورت مستقل ساخته می‌شود در تاریخ 15 می 2008 به نمایش عمومی درخواهد آمد.

 
رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز

 آلیس در سرزمین عجایب
یادداشتی بر «اینلند امپایر» دیوید لینچ
 
۱-یکی از عجیب ترین و رازآلود ترین دیالوگ های فیلم را در یکی از نماهای ابتدایی می شنویم؛ «وقتی پسربچه به دنیا وارد شد تا بازی کند، شیطان متولد شد و او را تعقیب کرد. وقتی دختر به دنیا آمد در شلوغی گم شد.» به نظر می رسد نگاه و پرداخت سینمایی لینچ خیلی وابسته به بیان بالا باشد. در جایی که با کاراکترهای مرد طرف هستیم، مساله مردانگی، حفظ آن و ترس از عقیم شدن و از دست دادن قدرت های مردانگی بیشترین اهمیت را دارد. در «بزرگراه گمشده»،کاراکتر اصلی به شدت این خطر و تهدید را حس می کند و مرتباً در پی واکنش نشان دادن به این ترس است. اما وقتی با کاراکترهای زن روبه رو هستیم، مساله اصلی هویت است. در «مالهالند درایو»، فراموش کردن و از دست دادن هویت و جست وجوی طولانی برای حل معمای آن، اصلی ترین بخش از فرم روایی پیچیده فیلم را تشکیل می دهد. فیلم «اینلند امپایر»، به نوع دیگری به همین موضوع پرداخته است.
این دو وجه که هر کدام ظاهراً به دو جنسیت متفاوت وابسته است، ریشه در دو بعد واقعیت و خیال (فانتزی) دارد که لینچ همواره این دو را به موازات هم پیش برده است.در اینجا نیز با زنی طرف هستیم (نیکی) که به دنیا می آید (جهان متن) و واقعیت پیدا می کند اما به خاطر حضور بسیار پر رنگ و عمیق توهمات و خیالات به زودی در شلوغی، خود و هویتش را گم می کند.
نیکی بازیگر است و نقش تازه یی به او پیشنهاد شده که بر اساس یک داستان قدیمی لهستانی است. فیلمی که قرار است در آن بازی کند قبلاً در حال ساخته شدن بوده اما چون دو بازیگر اصلی آن به قتل رسیدند در اواسط فیلمبرداری پروژه متوقف شده است. بازیگر زن لهستانی، نیکی و نقشی که بازی می کند (سوزان) و زنی که قصد به قتل رساندن سوزان را دارد، همگی مرتباً در جای همدیگر قرار می گیرند و لینچ بحث مربوط به هویت مسخ شده را به طرز پیچیده و سرسام آوری بین این چند نفر تقسیم می کند.
۲-در چند اثر اخیر لینچ، بحث مربوط به واقعیت و خیال و فانتزی شناور در این دو دنیا، همواره وجود دارد. فروید و آموخته هایش از یک طرف و فرم و پرداخت سوررئالیستی خاص لینچ از طرفی دیگر در کنار تکنیک و فرم روایی به شدت پیچیده او مقدمات برای ورود به خیال و توهم را به خوبی فراهم می سازند. در «اینلند امپایر» با یک فیلم در فیلم مواجه هستیم. چیزی که در ابتدا کاملاً قابل تشخیص است و حضور کارگردان (جرمی آیرنز) و دستورهای او (به خصوص کات دادن هایش) حکم خط باریک جدا کننده یی را دارد که مرزهای این فیلم در فیلم را به خوبی پررنگ می کند. از جایی به بعد این مرز کاملاً از بین می رود و واقعیت و خیال هر دو به یک چیز تبدیل می شوند، طوری که به سختی می توان هر کدام را شناسایی کرد. البته لینچ کدها و نشانه های مختلفی را به کار گرفته تا مخاطب با تیزهوشی خودش آنها را شناسایی کند. در واقع فیلم در فیلم در اینجا آن بهانه اصلی است تا در خیال و واقعیت شناور شویم.
سینمای مدرن به معنی دقیق کلمه و با توجه به حضور این دسته از آثار در تاریخ سینما، همواره یک دغدغه اصلی و اساسی داشته است؛ سینما. برای هنر مدرن، اصل بازتولید و به نمایش در آوردن ریشه ها و پایه ها و وجوه کلیدی آن هنر و مدیوم خاص همواره اهمیت داشته است. سینما و هویتش نیز در فیلم به شکلی به نمایش در آمده و از آنجایی که بی شک «اینلند امپایر» با این ایهام جذابش به لس آنجلس و هالیوود اشاره دارد، فیلم را می توان نوعی پرده برداری لینچ از واقعیت و خیال هالیوود دانست. واقعیت آن چیزی است که این بار در هنر سینما به نمایش در می آید و خیال، همان توهماتی است که کارخانه عظیم هالیوود همواره آن را عرضه کرده است. فیلم در فیلم لینچ این امکان را نیز به او داده تا سخت ترین نقدی را که می توان از این سیستم فیلمسازی کرد ، کامل کند؛ نقدی که هنر مدرن این بار به واسطه ذاتش آن را انجام می دهد نه لزوماً به واسطه داستان. در اینجا هنر و ویژگی های والایش در کنار ذهنیت گرایی سوررئالیستی همه چیز را می سازد.
۳-از طریق بررسی و موشکافی در ریشه های مضمونی فیلم که بی شک تنها از طریق دنبال کردن و جمع آوری کدهای پراکنده خاص لینچ در جهان فیلمش امکان پذیر است، به یک نکته مهم و شناخت نسبتاً واحدی خواهیم رسید؛ نفرت. چیزی که برای عده یی کاملاً مضمونی و درون متنی خواهد بود و برای عده یی خارج از متن شکل خواهد گرفت و بیشتر منجر به نفرت آنها از خود فیلم خواهد شد. این عنصر آنقدر دقیق و ذهنی پرداخته شده که می تواند مخاطبانی که توان همراهی با فیلم را ندارند، اسیر همین نفرت کند. برای لینچ مخاطب خاص و آگاهی ها و شناختش از هنر بسیار اهمیت دارد. البته مشکل هنر و این دسته از مخاطبان و علاقه مندان سیستم رایج و غالب به کل به تاریخ هنر باز می گردد. نقاشی با این عمر طولانی اش هنوز نتوانسته در توجیه آثار نقاشانی چون بیکن، پولاک و روتکو برای مخاطبان موفق باشد چه رسد به سینما که با روایت سر و کار دارد. البته در کدام دسته قرار گرفتن مخاطبان آنقدر اهمیت ندارد که درک و شناخت این دسته بندی اهمیت دارد. لینچ که خود با نقاشی و سایر هنر های تجسمی آشناست و بهتر از هر کسی می داند که سینما تا چه اندازه به معماری، روانشناسی و نقاشی متکی است، مانند بیکن و آثارش حقانیت را به بی معنایی (معنا گریزی) و در مرحله بعد به هوش و شناخت مخاطب از سینما (هنر) نسبت می دهد. اینکه سینما لزوماً باید معنی خاص و واضحی را در اختیار مخاطبش قرار دهد، توسط لینچ به نقد و تمسخر کشیده می شود. این از ریخت افتادگی و معنی ستیزی که باز شخصاً آن را به نوعی با نقاشی های بیکن مشابه می دانم، کاملاً وابسته به ماده خام، ساختار گرایی و نشانه شناسی خاص سینما است.
مثل کسانی که فردا صبح باید امتحانی بدهند و تا خود صبح کابوس می بینند و فکر و خیال می کنند و دست آخر هم به نفرت عمیقی دست پیدا می کنند، «نیکی» فیلم هم بدین شکل اسیر این دنیای کابوس گونه و نفرتش می شود. در واقع این نفرت به شما کمک خواهد کرد تا در تسخیر آن چیزی که پیش روی شما است توانمند تر شوید. اما در اینجا غول توهمات و خیالات هالیوود آنقدر قدرتمند است که در نهایت نیکی و امثال او را به راحتی می بلعد و هویت نه چندان دقیق و کامل آنها را به طور کامل از بین می برد. حضور لورا هرینگ (بازیگر اصلی «مالهالند درایو») در نمای آخر که برای نیکی دست تکان می دهد بی دلیل نیست. شاید او دارد ورود نیکی به جمع مسخ شدگان را تبریک می گوید.
لینچ آخرین اثر سینمایی خود را بدون فیلمنامه ساخته است. او هر روز سر صحنه حاضر می شده و با توجه به حس و حال فضا و ایده هایش شروع به فیلمبرداری می کرده که از این نظر به آنتونیونی فقید شباهت هایی دارد. با اینکه از آنجلو بادلامنتی آهنگساز در این فیلم خبری نیست، اما خود لینچ با اندک موسیقی که خرج فیلمش کرده به خوبی توانسته فضای مورد نیاز این همه ذهنی گرایی را سر و شکل دهد.
هیچکاک معتقد بود برای ساخت یک فیلم خوب به سه چیز نیاز داریم؛ فیلمنامه خوب، فیلمنامه خوب و فیلمنامه خوب.اما لینچ و مدرنیست هایی چون او، اعلام کرده اند برای ساخت یک اثر هنری کامل تنها به یک چیز نیاز است؛ شناخت و آگاهی. چیزی که در مرحله بعد یعنی در درک و تحلیل اثر هم بیشترین سهم را دارد. ورود به داستان و دنیای فیلم مانند سفر به سولاریس است و بازگشت از آن بسیار دشوار. اما چیزی که بیشترین اهمیت را دارد،جذب حس و فضایی است که فیلم در تولید آن مانند یک تابلوی نقاشی عمل کرده است. به هر حال اگر لینچ قصد داشت تا معنی و مفهوم مشخصی را بیان کند، مطمئن باشید از هر کس دیگری بهتر این کار را می کرد و این را هم به راحتی ثابت کرده است. این پیچیدگی و اکسپرسیونیسم انتزاعی که او اثرش را بدان وابسته کرده، سوالی را به شکل مدرن تری مطرح می سازد، سینما چیست؟
محمد باغبانی،خبرنگار سینمای روز
 
راسل کرو در سه دلقک
 
                                         
راسل کرو، برنده جایزه اسکار، در فیلمی با عنوان"سه دلقک" به ایفای نقش خواهد پرداخت.
راسل کرو، برنده جایزه اسکار، در فیلمی با عنوان"سه دلقک" به ایفای نقش خواهد پرداخت.
به نقل از خبرنامه هالیوود، فیلم«سه دلقک» داستانی کلاسیک در رابطه با سه دلقک به نام های «کرلی،لری و مو» بود و مربوط به دهه ۱۹۳۰ آمریکا می شود. فیلم نامه این فیلم درام و خنده دار را"پیتر و بابی فارلی" نوشته اند.
قرار است راسل کرو، در جایگاه"دلقک مو"، به ایفای نقش بپردازد.
به عقیده نویسندگان، بازیگر توانایی همچون راسل کرو، که توانسته با بازی در فیلم هایی نظیر"ذهن زیبا و گلادیاتور" نظر مثبت منتقدان سینمای جهان را به خود جلب کند، می تواند با بازی در نقش"دلقک مو" این فیلم را به موفقیت گیشه نزدیک کند.
 
منبع:خبرگزاری ایسکانیوز 
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 11:52 PM |

«ميم‌مثل‌مادر» نماينده سينماي ايران در اسكار شد

        

سرانجام، فيلم «ميم‌ مثل مادر» به عنوان نماينده سينماي ايران در بخش بهترين فيلم غيرانگليسي زبان اسكار به اين آكادمي معرفي شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، اين كميته كه بر اساس فهرست پيشنهادي ارائه شده از سوي خانه سينما و با همفكري و سازماندهي بنياد سينمايي فارابي تشكيل شده بود، در مرحله نخست، بررسي را به هشت فيلم از ميان محصولات به نمايش درآمده محدود كرد.
امير اسفندياري سخنگوي اين كميته اعلام كرد: پس از اعلام هشت فيلم در مرحله اول، در مراحل بعدي، پس از بررسي گزارش‌هايي در خصوص سطح موفقت فيلم‌ها در مجامع داخلي و خارجي، اكران عمومي سوابق كمپاني‌هاي عرضه كننده در خارج از كشور و بازخوردهاي مطبوعاتي و انتقادي در نشريات خارجي، اعضاي كميته به فهرستي مركب از پنج عنوان زير رسيدند:
«پاداش سكوت» ساخته مازيار ميري، «خون بازي» ساخته رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب، «زمستان است» ساخته رفيع پيتز، «ميم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلي‌پور و «وقتي همه خواب بودند» ساخته فريدون حسن‌پور.
وي ادامه داد: با توجه به بررسي‌هاي به عمل آمده به لحاظ فيلمنامه‌، كارگرداني و مسائل فني و امكان تاثير گذاري بر مخاطبان، نظر هيات انتخاب به سه فيلم پاداش سكوت، خون بازي و ميم مثل مادر متمركز گشت.
اسفندياري افزود: در آخرين جلسه برگزار شده اين كميته، فيلم «ميم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلي پور به اتفاق آراء و با بررسي جمع جنبه‌ها به عنوان نماينده سينماي ايران در هشتادمين مراسم اسكار معرفي شد.
سخنگوي كميته انتخاب فيلم ايراني اسكار ادامه داد: در مباحثات متعددي كه با دو محور «نگاه ملي» و «نگاه بين‌المللي» در جلسات مطرح شد، در نهايت عواملي چون فيلمنامه و ساختار، نوع و امكانات عرضه و پخش، استقبال مردمي و مضمون و نگاه ملي مد نظر قرارگرفت و فيلم «ميم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلي‌پور به نمايندگي سينماي ايران در رقابت براي دريافت اسكار بهترين فيلم به زبان غير انگليسي برگزيده شد.
امير اسفندياري، محمد بزرگ نيا، كمال تبريزي ، مجتبي راعي، محمدرضا سكوت، عليرضا شجاع نوري، رسول صدر عاملي، تقي عليقلي‌زاده و اكبر نبوي اعضاي كميته انتخاب فيلم ايراني براي حضور در مراسم اسكار بودند.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 10:57 PM |

:روزشمار سینمایی خرداد 18:*درگذشت غلامحسین نقشینه(1375-1287)بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران*تولد لیام نیسن بازیگر ایرلندی/// خرداد 19:تولد لوییجی کومنچینی(2007-1916)کارگردان ایتالیایی(2007-1916)///خرداد 22: تشکیل کانونکارگردانان سینمای ایران(1369)//// خرداد 23:*تولد بابک بیات(1385-1325)آهنگ ساز


Javascripts


set as your home page