تبليغاتX
http://padashads.ir/?referid=8285 www.cinemaerooz.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 2:41 PM |
داستان‌های فرعی "یک وجب خاک" را گروه دوم می‌سازد
تهیه‌کننده مجموعه تلویزیونی "یک وجب خاک" دلیل تشکیل گروه دوم برای ضبط داستان‌های فرعی این مجموعه را عقب بودن کار اعلام کرد.

بهروز مفید درباره انتخاب گروه دوم برای مجموعه "یک وجب خاک"  گفت: "به دلیل عقب بودن ضبط مجموعه تصمیم گرفتیم شاهین باباپور را به عنوان سرپرست گروه دوم انتخاب کنیم تا بخش‌های حاشیه‌ای و داستان‌های فرعی را ضبط کند. البته گروه دوم به صورت مجزا یک قسمت را ضبط نمی‌کند و همه زیر نظر علی عبدالعلی‌زاده کار می‌کنند."

وی در ادامه افزود: "به عنوان نمونه در ایام عزاداری داستان‌های فرعی داریم که باباپور آنها را می‌سازد. سال گذشته هم برای مجموعه "زیرزمین" این تجربه را داشتیم. وقتی به لحاظ زمان عقب بودیم، از دستیار اول علیرضا افخمی برای ضبط قسمت‌های حاشیه‌ای بهره بردیم."

تهیه‌کننده "یک وجب خاک" درباره تاثیر احتمالی کار با دو گروه بر کیفیت کار گفت: "در حال حاضر بازیگران روزی 15 ساعت بدون وقفه کار می‌کنند. از سوی دیگر 25 قسمت فیلمنامه آماده شده و هنوز پنج قسمت از فیلمنامه مانده است. با توجه به اینکه باباپور هم از ابتدا مشاور پروژه بود، به همین دلیل به عنوان سرپرست گروه دوم انتخاب شد."

گروه دوم "یک وجب خاک" وارد عمل شد
دومین گروه سازنده مجموعه تلویزیونی "یک وجب خاک" برای ساختن پنج قسمت پایانی مجموعه از روز گذشته کار خود را آغاز کرد.

شاهین باباپور به عنوان کارگردان، حسین ملکی به عنوان تصویربردار و مسعود شاهوردی به عنوان صدابردار پنج قسمت نهایی مجموعه مناسبتی ماه رمضان شبکه سوم سیما را می سازند.

محسن قاضی‌مرادی و برزو ارجمند در "یک وجب خاک"

تاکنون 25 قسمت از مجموعه "یک وجب خاک" توسط گروه اول شامل علی عبدالعلی‌زاده کارگردان، هوشنگ غفوری تصویربردار و بهروز عابدینی صدابردار تولید شده و سایر عوامل نیز به صورت مشترک در گروه اول و دوم کار می کنند.

تولید پنج قسمت نهایی "یک وجب خاک" که به مناسبت ماه مبارک رمضان از شبکه سه پخش می شود، تا 10 روز آینده به پایان می‌رسد.

رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز


/به بهانه 46 سالگی حاتمی‌کیا/
خالق لحظه‌های ناب و شخصیت‌های ماندگار دفاع مقدس
ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان نام‌آشنای سینمای دفاع مقدس و خالق لحظه‌های ناب و شخصیت‌های ماندگار این حیطه دوم مهرماه 46 ساله می‌شود؛ فیلمسازی که به دفاع مقدس وفادار مانده و امروز یکی از فیلمسازان برجسته این عرصه است.

حاتمی کیا در سال های پرمخاطره دفاع مقدس به کارگردانی روی آورد و به تبع نیاز آن سال ها فیلم هایی حماسی ساخت. فیلم هایی برخاسته از عرق وطن و ارزشگذاری به قهرمانان و جان نثاران آن زمان که در تمام دنیا می توان نمونه های آن را برشمرد.

در سال های پس از جنگ که می توان اتفاقات از سر گذشته و حماسه ها را با نگاه منتقدانه مورد تحلیل قرار داد، حاتمی کیا هوشمندانه نگاه حماسی و حمایتی صرف را کنار گذاشت و به تحلیل پرداخت. تحلیلی که همراه با جهان بینی و دغدغه های او آرام آرام شکل گرفت و در هر فیلم نسبت به اثر قبل، برجسته تر و بی پرواتر نمایان شد.

هر چند نگاه تحلیلی فیلمساز در هر اثر بنا به اتفاقات موجود، پیامد سال های دفاع مقدس و بازخورد آن در تلاقی با اجتماع روز دچار تغییر و تکامل می شود، آنچه از ورای فیلم های ساخته شده او در این دوران نمایان می شود حضور قهرمانی است که با تکیه بر آرمان هایی که در او نهادینه شده با اجتماع پیرامون و حتی خودش دچار تضاد است.

در دیدار سینماگران با رهبر معظم انقلاب

حاتمی‌کیا فیلمسازی را سال 1364 با فیلم "هویت" آغاز کرد که فیلمی اجتماعی ـ جنگی بود. او سه سال بعد "دیده‌بان" را ساخت و سال بعد از آن "مهاجر" را که هر دو از شاخص‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای دفاع مقدس به شمار می‌روند. "وصل نیکان" هم سال 1369 با موضوعی حاشیه‌ای درباره جنگ (موشکباران شهرها) ساخته شد که هم نام فیلم و هم موضوع آن باعث شد برخی "وصل نیکان" را پاسخ حاتمی‌کیا به "عروسی خوبان" محسن مخملباف بدانند.

"از کرخه تا راین" اولین فیلم حاتمی کیا در دوره پس از دفاع مقدس است. سعید رزمنده جانبازی است که برای درمان آثار شیمیایی راهی آلمان می شود و پس از سال ها دیداری با خواهرش لیلا دارد که با خانواده قطع رابطه کرده است. مسیری که سعید برای معالجه در کشور غریب طی می کند به نوعی موازی با شکل گیری رابطه عاطفی او با خواهرش پیش می رود. هر چه درمان و بهبود سعید به وخامت می انجامد، او و لیلا به بازشناسایی جدیدی از هم می رسند.

سعید رزمنده ای است که مصداق واقعی همان روایت زمان پیامبر (ص) است: هنگامی که عایشه کفش های آن حضرت را به نشانه غفلت از سنت و سیره پیامبر بالا برد. سعید هم نشانه محض پایمال شدن حقوق بشر در سرزمینی است که خبرنگاران حرف از حقوق و آزادی می زنند و سردمدارانشان داعیه حقوق بشر دارند. سعید علاوه بر اینکه شاهد زنده این مفهوم زیرساختی است که پیامی جهانی دارد، آرمانگرایی است که تاب کمرنگ شدن آنچه را به خاطرش مخاطره کرده ندارد. حرکت نمادین او هنگامی که در سرزمین غریب هنگام اولین دیدار با لیلا، روسری او را مرتب می کند فقط یک واکنش سنتی تلقی نمی شود.

سعید پای آنچه از کف داده می ایستد، یک بده بستان نابرابر که در جایی دیگر هنگام برخورد با همرزمی که می خواهد پناهنده شود آن را طلب می کند. این طلب وقتی تبدیل به نیاز دراماتیک شخصیت می شود که سعید از خداوند هم گلایه می کند و هنگامی که به کلیسا پناه می برد، به نوعی آشتی با تقدیر، زمانه و حتی نابرابری این بده بستان می رسد. طلبی در کار نیست و او خود را با همه چیز و همه کس بی حساب می کند.

"آژانس شیشه ای" به حاج کاظم می پردازد، فرمانده سابقی که تضادش با پیرامون در جامعه کوچک آژانس هواپیمایی نمادین می شود. جامعه ای که حاج کاظم مطالباتش را از آنها می خواهد و تبدیل به صحنه این رویارویی می شود. گروگانگیری او هر چند عملی خشونت بار تلقی می شود اما کمی بعد رنگی از سرکوب شدن می گیرد. سرکوب شدن فردی که فقط شاهدی برای حرف هایش می خواهد ... شاهدی می خواهد که حتی اجباری به حرف هایش گوش دهد و قضاوت کند. در سرزمینی که مردان مردش برای شنیدن واگویه هایشان باید گوش شنوا را به زور اسلحه پیدا کنند، چطور می توان از پایمال شدن حقوق انسانی سخنی به میان آورد؟

تضاد حاج کاظم با جامعه کوچک پیرامون وقتی به تضاد درونی او هم تعمیم پیدا می کند که در لحظه بحرانی به فاطمه نامه می نویسد تا او را از تردید بیرون بیاورد و چفیه همین کارکرد را پیدا می کند. یک شاهد خاموش و بهترین کلام آخر. با این فیلم در تضادهای پیرامون قهرمان حاتمی کیا، یک تضاد بطئی و تدریجی با فرزند به عنوان نماینده نسل جدید شکل می گیرد. این تضاد در موج مرده اوج می گیرد و در "به نام پدر" به تکامل می رسد. عرصه هنگامی برای قهرمان تنگ و تنگتر می شود که تضاد رخنه در خانه و نزدیکترین وابسته اش می کند.

"روبان قرمز" حکایت داود است. حکایت محبوبه است و کمی هم جمعه. شخصیت داود از آن جهت برجسته تر می شود که سیر تحول را با حضور محبوبه و در همجواری با او طی می کند. قهرمان یک بعدی که تنها چاره برای غلبه بر تضاد با همه چیز و همه کس را در تنهایی و انزوا دیده است. تنهایی برای وفادار ماندن به آرمان ها یا به گفته دیگر فرار از واقعیت هایی که در دوران گذار سازش با آنها سخت است. خنثی کردن مین و محصور کردن منطقه پاکسازی شده با روبان های قرمز، بی شباهت نیست به کند و کاوی که داود درون خودش می کند تا به بینشی جدید برسد و بر تردیدهایش غلبه کند.

نقشی که زن به عنوان تکیه گاه عاطفی ـ معنوی قهرمانان حاتمی کیا دارد این بار به گونه ای ریشه ای روانشناسی می شود. حضور محبوبه در کنار داود پاسخی است به پرسش های درونی او. داود درون زمین دنبال مین می گردد، غافل از آنکه روی زمین میراث بزرگتری در حال از دست رفتن است.

"موج مرده" به امواجی گفته می شود که هنگام رسیدن به ساحل پتانسیل و انرژی خود را از دست داده و در واقع تأثیرگذاری ندارند. سردار راشد نمونه محض قهرمانان حاتمی کیا و مصداق بارز موج مرده است. دیگر فاطمه هم آرامش نمی دهد و معترض است هم به شرایط و از همه مهمتر به او. نماینده نسل آینده تبدیل به سئوال بزرگ همگان از او شده حتی فاطمه. اما سئوالی که راشد مطرح می کند، بی جوابتر از همه پرسش هاست: "قرار بود ما بریم جبهه و شما مراقب بچه هامون باشین ... کدوممون کم فروشی کردیم؟"

در "موج مرده" شکاف بین نسل دفاع مقدس و نسل پس از آن و چالش های برآمده از تغییر شرایط به گونه ای نمادین پرداخت می شود و آنچه بر جای می ماند پرسش های بی جواب هر دو نسل است. نسلی که مطالبات خود را به خاطر وفاداری به آرمان ها می خواهد و نسلی که شاکی است از همه چیز و همه کس.

"ارتفاع پست" قهرمانی را معرفی می کند که برای اولین بار در فیلم های حاتمی کیا، برخاسته از مردان دفاع مقدس نیست. اما پیامدهای آن دامنگیرش شده است. قاسم، مرد جنوبی که وادار به یک هواپیماربایی خانوادگی می شود تا آن طرف مرزها بتواند به روی زن و بچه اش نگاه کند و جوابگوی آنها باشد. باز هم جامعه کوچک داخل هواپیما تبدیل به برشی از اجتماع روز می شوند تا قاسم مطالباتش را عنوان کند: یک جای امن، یک کار آبرومند و یک دنیا خوشبختی.

این بار قاسم هم مانند حاج کاظم، شاهد می طلبد هر چند به اجبار و هر چند با خشونت. دو شخصیت با خاستگاهها و دغدغه های مختلف که جریان روز آنها را به یک واکنش واحد وامی دارد. یعنی پیدا کردن یک گوش شنوا این حد دشوار شده است؟ مدینه فاضله قاسم که به خاطرش دست به این گروگانگیری خطیر زده، غریب و خاص نیست، بلکه نیازهای اولیه هر انسانی است. اما در برخورد با سد جامعه دچار پس زدگی می شود که تنها راه چاره را در اجبار و تحکم می بیند.

"به نام پدر" اثر متأخر حاتمی کیا است که به نوعی بازگشتی دوباره به قهرمانان دفاع مقدس دارد. رزمنده سابق و مهندس معدن فعلی که به نوعی  از دفاع مقدس و تبعاتش فاصله گرفته، در موقعیت خطیری قرار می گیرد: این بار شکاف میان نسل ها با سئوالی بزرگ نمادین می شود. دختر او پایش را از دست می دهد، آن هم توسط مین ... مینی که روزی خود او در زمین کاشته است. این بار مطالبات نسل جوان فقط جنبه ذهنی و مجازی ندارد، بلکه عینیتی به اندازه یک ساق پا دارد. ساقی که زمانی پای  رفتن بوده و حالا جایش خالی است.

اگر این اصل را بپذیریم که اعمال ما چه مثبت و چه منفی از پس گذر سالیان دارای بازخورد مثبت و منفی در زندگی ما هستند، باید پذیرفت که دختر تاوان اعمالی را پس می دهد که پدر انجام داده، بدون آنکه در آنها دخیل یا قبولشان داشته باشد. فریادی که دختر به عنوان نماینده نسل جدید و قربانیان عملکرد پدران دارد، فریادی است بر سر ...؟قهرمان حاتمی کیا از همیشه تنهاتر و بی پناهتر است بدون آنکه علتش را بداند. چه چیز این معادله غلط از کار درآمده؟ چه کسی کم فروشی کرده؟

قهرمانان حاتمی کیا هر چه پیشتر می رود، در پیله انزا و تنهایی فرومی روند که بازگشتی در پی ندارد. قهرمانانی که فریاد بی صدایشان به هیچ کجا نمی رسد و مخاطبی جز خداوند ندارند: کسی صدای مرا شنیده آیا؟ / نشسته کشتی من به گِل خدایا!

حاتمی‌کیا مجموعه‌های تلویزیونی "خاک سرخ" و "حلقه سبز" را هم ساخته که اولی با موضوع نخستین روزهای آغاز جنگ تحمیلی از شبکه یک پخش شد و دومی هم با موضوعی اجتماعی احتمالا پس از ماه مبارک رمضان از شبکه سه روی آنتن می‌رود. او چندی پیش پروانه ساخت فیلم سینمایی "دعوت" را هم گرفته و پس از پایان مراحل فنی و آماده‌سازی "حلقه سبز"، تازه‌ترین فیلم خود را با موضوعی اجتماعی مقابل دوربین می‌برد.

منبع:خبرگزاری مهر

ارسالی از بهاره شفیعی


«نيوشا ضيغمي» بازيگر اصلي «قرنطينه» شد 

«نيوشا ضيغمي» براي بازي در نقش اصلي زن فيلم «قرنطينه» فيلمي از منوچهر هادي قرار داد بست.

نيوشا ضيغمي در بازديد از خبر گزاري فارس

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس و به نقل از ستاد خبری سینمای روز،گروه سازنده فيلم مدت‌ها به دنبال انتخاب بازيگر مناسب براي نقش اصلي زن فيلم بودند،كه سرانجام با نيوشا ضيغمي قرار داد بستند.
بر اساس اين گزارش، با اتمام بازي ضيغمي و گودرزي در «تلافي»، نيمه دوم مهرماه «قرنطينه» كليد مي‌خورد.
با اين اوصاف، نيوشا ضيغمي در كنار حميد گودرزي ،رضا عطاران ،رضا رويگري ،افسانه بايگان و خاطره حاتمي در «قرنطينه»به ايفاي نقش مي‌پردازد.
داستان اين فيلم قصه دختر و پسري است كه قصد ازدواج دارند. پسر، بالعكس دختر فيلم از خانواده‌اي متمولي است و اين ازدواج با مخاطراتي چون مخالفت پدر،پسر روبرو است.
عوامل سازنده فيلم عبارتند از: طراح صحنه:فرهاد وليكچي، مدير فيلمبرداري:رضا رخشان، گريم:مهري شيرازي، مديريت توليد و تهيه‌كنندگي: محمد نشاط، صدابرداري:بهمن حيدري و حميد دوزنده، برنامه‌ريزي:نغمه نظري.

منبع:خبرکزاری فارس


نمايشگاه «باغ بي‌برگي»كيارستمي در پاريس

ديروز،نمايشگاه چيد‌مان «عباس كيارستمي» با عنوان «باغ بي برگي» در مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو پاريس افتتاح شد.

           

به گزارش خبرنگار سينماي سینمای روز،نمايشگاه «باغ بي برگي» چيد‌ماني است از عباس كيارستمي در نمايشگاه «ويكتور اريس-عباس كيارستمي،مكاتبات» كه از روز پنجشنبه 20 سپتامبر در مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو آغاز شده است و تا هفتم ژانويه 2008 ادامه خواهد داشت.
براساس اين گزارش،اين نمايشگاه نمايانگر مكاتبات كيارستمي و اريس از طريق ارسال فيلم و همچنين آثارشان است و به تفاوت‌ها و شباهت‌هاي آثار اين دو هنرمند جهاني پرداخته است. نمايشگاه از عكس، فيلم، ويدئوي هنري، ويدئوي مكاتبه‌اي، چيدمان و فيلم‌هاي كوتاه و يا بلند هر دو فيلمساز تشكيل شده است
.

منبع:سینمای روز


آغاز بازي «امين حيايي» در دايره زنگي

فردا،«امين حيايي» جلوي دوربين فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت‌آور مي‌رود و بازي‌اش در اين پروژه آغاز مي شود.

امين حيايي و نيلوفرخوش‌خلق در دايره زنگي 

سيد جمال ساداتيان اظهار داشت: فردا بازي امين حيايي در دايره زنگي شروع مي‌شود و در نقش آقاي جعفري ايفاي نقش خواهد كرد.
وي ادامه داد: تاكنون صابر ابر،باران كوثري،بهاره رهنما،مهدي پاكدل،اكرم محمدي، جلوي دوربين رفته‌اند.
به گفته كارگردان «دايره زنگي» بازي بهاره رهنما هم كه از دوشنبه شروع شده،بخش اعظم كارش را روز چهارشنبه به پايان رسانده و تنها بخش اندكي از بازي او در دايره زنگي باقي است.
بر اين اساس، همچنين بازي محمدرضا شريفي‌نيا پس از بازگشتش از سفر شروع شده است و مهران مديري و هديه تهراني ‌از هفته آينده جلوي دوربين اين فيلم مي‌روند.
ساداتيان افزود:هايده صفي‌ياري هم از اول مهر ماه كار تدوين فيلم را شروع مي‌كند.
قابل توجه اين است كه در اين فيلم ،علاوه بر فيلمبرداري در لوكيشن اصلي فيلم در اقدسيه،بخش‌هايي از سكانس‌هاي خارجي فيلم گرفته شده و باقي فيلمبرداري آن در زمان ديگري انجام مي‌شود.فيلم به جهت تصوير زندگي پنج خانواده،به پنج لوكيشن تقسيم شده است.
به گزارش فارس،سازندگان اين فيلم علاقمندند با پايان گرفتن كار و نمايش آن در جشنواره فيلم فجر ،در نوروز سال آينده فيلم را به اكران عمومي در آورند.
داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي رود، اما طولي نمي كشد كه تصادف مي كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه اي در شمال شهر مي روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.

منبع:خبرگزاری فارس


سریال های ماه رمضان و کاهش مخاطبان سینما

                           

در خبرها و اظهارنظرها می شنویم و می خوانیم که مخاطبان سالن های سینما در برخی از سالن های نمایش فیلم به تعداد کمتر از انگشتان دو دست رسیده است.
در اظهارنظرهای مختلف دلایل گوناگونی برای کاهش شدید مخاطبان سینما در ماه رمضان گفته شده که در اینجا با آنها کاری نداریم و تنها یادداشت خود را بر بسط و گسترش این اظهارنظر که کاهش مخاطبان سینما را به دلیل پخش سریال های تلویزیونی می دانند می گذاریم. در برخی از اظهار نظرها می خوانیم و می شنویم که پخش سریال های ماه رمضان در ساعت های بعد از افطار مانع مراجعه مردم به سینماها می شود. دو دلیل عمده را می توان در این میان برشمرد و درباره آن بیشتر حرف زد. اول اینکه کیفیت فیلم های سینمایی در حال اکران نسبت به سریال های در حال پخش پایین تر است و مردم ترجیح می دهند به جای صرف زمان و هزینه در خانه هایشان بمانند و در عین استراحت و گذراندن وقت خود در کنار خانواده، وقت خود را به تماشای سریال های تلویزیونی اختصاص بدهند. مروری بر وضعیت سالن های سینماها در ماه رمضان سال های گذشته نیز می تواند کمی این تحلیل را به مرز واقعیت نزدیک کند. گویا در سال های گذشته نیز همین آش بوده و همین کاسه.
جذب مخاطب میلیونی در سال های گذشته از سوی تلویزیون با سریال های ماه رمضان اعتراضات برخی از مقامات دینی را نیز در پی داشت که معترض به کم شدن حضور روزه داران در بعد از افطار در مساجد و نشاندن آنها پای جعبه جادو بودند؛ این اعتراضات حتی باعث شد ساعت پخش سریال ها تغییراتی داشته باشد و تاکیدی نیز بر ساعت های تکرار آن در روز بعد بود که اگر کسی واقعاً دلش می خواهد هم به عبادتش در مسجد برسد و هم سریال مورد علاقه اش را تماشا کرده باشد، نگران نباشد و بتواند برنامه ریزی کند. از سوی دیگر تاکید بر دینی بودن سریال ها و تبدیل آنها به منبری از خطابه و انتقال معناهای قرآنی در دستور کار قرار گرفت تا کسی نتواند به جنبه سرگرمی سریال ها تنها اشاره داشته باشد . به هرحال مدیران سیما برای فروکش کردن موج مخالفت های مقامات دینی در این ارتباط تلاش کردند محتوای سریال ها را به گونه یی طراحی کنند که به جای کشاندن مردم در مساجد، منبر و خطابه و تفسیر را به خانه های مردم بکشانند، این موقعیتی بود که تلویزیون با هوشمندی توانست به آن دسترسی پیدا کند و از سوی دیگر در زمان های گنجانده شده در میان دو سریال، مجالی مناسب و درخور را به روحانیون و وعظ کنندگان بدهد تا جبران مافات شود.
اما در این میان مساجدی که برخوردار از روحانی خوش کلام و صفای روحانی بودند با وجود سریال های مختلف نه تنها چیزی از مخاطبان شان کاسته نشد بلکه به صف های نمازگزاران و مردم روزه دار افزوده شد. این موضوع را می توان به سینماداران و تهیه کنندگان سینمایی نیز گوشزد کرد که اگر سالن های نمایش دهنده فیلم برخوردار از فیلمی جذاب باشند به حتم در ساعت های بعد از افطار شاهد صف های طولانی خواهند بود و از اتفاق مجال بسیار خوبی برای جذب مخاطب بیشتر دارند. به همان قدر که سریال ها قدرت جاذبه برای مخاطب دارند برخوردار از قدرت دافعه هستند و به حتم اگر فیلم جذابی در سالن های سینما به نمایش درآید قادر به جذب این دسته از مخاطبان خواهد بود. باید به این نکته اذعان داشت که تولید انبوه در تلویزیون و زمان اندک یکی از نقاط ضعف در تولیدات تلویزیونی است که می تواند به نقطه قوت تولیدات سینمایی منجر شود. از سوی دیگر آزادی عمل مخاطب در انتخاب زمان و مکانی که می تواند به تماشای یک فیلم برود و در عین حال فرآیند این اتفاق امکانی است که تلویزیون فاقد آن است و می تواند برآن تکیه داشته باشد.
در برابر نگرانی سینماداران از وضعیت اسفبار سالن های نمایش فیلم در شب های رمضان باید اذعان داشت که مدیران سیما تلاش کرده اند در برنامه ریزی خود از قافله مخاطب عقب نمانند و در این راه موفق نیز شده اند، در این میان مدیران سینمای ایران چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی هستند که باید به فکری اساسی باشند. اگر آنها امروز به فکر چاره اندیشی اساسی نباشند دیر یا زود سر و کله فیلم های تلویزیونی موفق و جذاب نیز پیدا خواهد شد که در فصل های دیگر سال به ویژه در پنجشنبه ها و جمعه ها مخاطبان خود را از دست خواهند داد.
آمار و ارقام و نظرسنجی ها نشان از این واقعیت دارد که سریال های تلویزیونی با توجه به عادت مخاطبان سال به سال قادر به جذب مخاطب بیشتری هستند. از سوی دیگر به نظر می رسد تولیدکنندگان سریال های تلویزیونی به مرور با توجه به تجربه های مستمرشان موفق به جذب مخاطب بیشتری می شوند، این مساله البته به منزله آن نیست که درباره تمام تولیدات صدق کند، اما در اغلب موارد صدق می کند. از سوی دیگر جذب مخاطب بیشتر تنها به این معنا نیست که سطح کیفی سریال ها بالا رفته باشد، بلکه می توان گفت که سازندگان سریال های تلویزیونی به قول معروف نبض تماشاگر دست شان آمده است و آزمون و خطاهای کم هزینه برای آنها دستاوردهای خوبی را به همراه آورده است.
                             



مهربانو ابدی دوست،خبر نگار سینمای روز
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 2:6 PM |
گفت‌وگو را از كجا شروع كنیم؟
نمی‌دانم...

 راستی چرا این‌قدر بی‌تابی؟ به‌خاطر فشار عصبی‌ الان هست یا همیشه این‌طوری هستی؟
همیشه همین‌جوری است. اصلا از همین‌جا شروع كنیم. این بی‌تابی، این ریتم تند، پس‌زلزلة یك بی‌قراری دائمی است. نمی‌دانم از كجا می‌آید.

 گاهی دیوانه‌ام می‌‌كند. واقعیت این است كه همه‌اش ترس از این دارم كه در دوران پیری، دچار جنون بشوم. یعنی، عاقبتم ختم به خیر نشود. خدا نكند، خدا نكند این اتفاق بیفتد. من مدتی است كه آرزوی مرگ می‌كنم. ولی مردن توی رختخواب و جنون و سطل و دستمال كاغذی، پرستار استخدام كنم و بچه‌ها حوصله‌ام را نداشته باشند، وای خدا. هرگز نمی‌دانم این بی‌قراری از كجاست.

 حالا چرا فكر خوب نمی‌كنی؟ این كه شاید دورانِ پیری لذت‌بخشی داشته باشی؟
مهم نیست چه قرار است بشود. فقط عاقبتم ختم به خیر شود. سیستم مغزم به‌ هم نریزد.

 خب چرا در این سن و سال فكرش را می‌كنی؟
نمی‌دانم. تو تمام تلاشت را می‌‌كنی كه در لحظة حال زندگی كنی، ولی از گذشته، یك باری روی دوش تو هست كه آینده‌‌ات را رنگ‌آمیزی می‌كند. امنیت، چه از لحاظ روحی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی در من از بین رفته و گسسته.

 زندگی سختی را گذراندی؟
آره. ولی واقعا به كسی مربوط نیست. من تاوان زندگی‌ام را از كسی نخواستم.  زندگی سخت برای همه است، ولی كو سخن شیرین، كو سخن شكر همچو مولانا، همچو حافظ، همچون خاقانی و...

 چرا شاعر نشدی؟
شاعر،... شعر من این شكلی است. كما این كه استاد بلامنازع بازیگری، با بازی‌اش شعر می‌گوید. بازیگری مگر چیست؟ انتهای هنر به شعر می‌رسد.

عالی‌جناب مارلون براندو (صحبت یكی از اسطوره‌های بازیگری است) برای من نمونه این شعر و شاعری است. من از كنارش عادی عبور نمی‌كنم.

 براندو؟
بله، شما در پدرخوانده ببینید. هر لحظه‌اش مثال است. الله‌اكبر. در زاپاتا هر لحظه اش مثال است. یعنی براندو، شاعر بازیگری است نه یك بازیگر. بازیگر صرف. او شاعر این پیشه است. بعضی‌ها شاعر پیشه‌شان هستند. بازیگری بدون شك شعر است. (از داخل كیفش دیوان حافظ را كه همیشه همراهش است درمی‌آورد و دنبال بیتی می‌گردد و می‌خواند)

تصویر از این زیباتر؟ از این انتزاعی‌تر؟ این تصویر است كه شعر به ما می‌دهد. حالا در بازیگری، بازیگری را مارلون براندو برای ما معنی می‌كند. از براندو می‌پرسند: نظر شما دربارة بازیگری چیست؟ او می‌گوید: بازیگری قبل از براندو یا بعد از براندو؟ براندو، رنسانس بازیگری است. كورم، كورم. نمی‌بینیم بازیگر  دیگری به جز مارلون براندو...

 تو  هم در بازیگری خوبی بودی؟
از تو می‌پرسم. تو سر مصاحبه با من، مجیزم را گفتی یا اعتقادات را گفتی؟

 من باورم را گفتم.  این خودباوری همیشه در حامد بهداد هست یا نه؟
نه، من... من اصلا آدم خودكم‌بینی هستم. در جامعه سر من را كلاه می‌گذارند و من طلبم را از دولت‌مردان می‌خواهم. آقایان... حق منه. من در این سیستم درس خواندم و توی همین سیستم بزرگ شدم و می‌خواهم مایه مباهات خودم باشم.

دارم از سیاهی و تباهی فرار می‌كنم. سهم من این نیست. من كه بی‌شرمساری احدالناسی داعیه عاشقی دارم. اگر ركعتی می‌خوانم برای دل خودم می‌خوانم. اگر سنا و حمد بزرگی را گفتم برای خودمان گفتیم. ما مجیز كسی را می‌گوییم كه او از مجیز بی‌نیازه و اون خداست. و دیگر متصلان نورانی بهشت.

 با چه اطمینانی جواب دادی كه گفتی خوب  بازی می‌كنم؟
برای این كه بی‌نیازم از تعریف و تكذیب تو. برای این كه بود و نبود تو در زندگی من چه تأثیری دارد؟ من یك كار چیپ فرهنگی می‌كنم. بازیگری گاهی اوقات به نظر من، چیپ‌ترین عملیات فرهنگی است. فرهنگ ابتدا به ساكن نوشتن است. متصل به قلم. از هیچ، چیزی ساختن.


  این جنونی كه می‌گویی وقتی چراغ دوربین روشن می‌شود به وجود می‌آید، این جنون، جنون عشق است یا...
هیجان است. هیجان بازیگری است دیگر. جذبه‌های سینما را به یادت بیاور. آخ، از سیاهی لشگرها می‌توانی بفهمی. چقدر آن‌ها خوب‌اند، عاشق یك دیالوگ‌اند.

 در كافه ستاره این جنون را مثال می‌زنی؟
آره. قتل می‌كند. كیسه‌های طلای دزدی شوهرخواهرش دستش است. دو سه تیكه طلای خواهرش را می‌خواهد و منظور دیگری ندارد. به رفیقش پناه می‌آورد. «دریغ و درد كه تا این زمان ندانستم كه كیمیای سعادت، رفیق بود رفیق.».

 مرگ عزیز، سخته، ولی مرگ رفیق بدجوری است. رفیق، جایگاه خوبی دارد. می‌رود پیش رفیقش. می‌رود پیش اعتماد، اطمینان، می‌رود پیش ابراهیم؛ ابی. و ابراهیم آن بالای پشت‌بام، زیر برف و باران، مشغول معشوق است.


 همین حرف‌هایی كه الان دربارة این سكانس تعریف می‌كنی، سر كار هم صحبت می‌كنی یا نه بازی خودت را می‌كنی؟
نخیر... نخیر... بازی‌اش می‌كنیم. جای حرف زدن نیست. به قول «فلینی» تو یا بازیگری یا بازیگر نیستی. پس اگر بازیگر بودی فقط باید بازی‌اش كنی همین.

 به كارگردان اجازه می‌‌دهی به تو بگوید بد بازی كردی؟ حتی اگر تو از آن پلان راضی باشی؟
معلومه... باید بگوید. من اصولا برای كارگردان بازی می‌‌كنم. كارگردان و خودم. باید تو خودت را بسپری دست كارگردان.

 براندو هم همین كار را می‌كرد؟
براندو هم همین كار را می‌كرد. مگر می‌شود نكند. تو این را به عنوان یك بازیگر می‌فهمی كه حمید نعمت‌الله، كارگردانی بلد است. سر تعظیم فرود می‌آورم در برابر سلیقه‌اش.

 تا به حال شده با كارگردانی كار كنی كه  سلیقه‌اش با تو جور نباشد؟
بله. و او فهمیده كه سطح سلیقه‌مان با هم متفاوت است. و من به او اطمینان خاطر دادم و او هم اعتماد كرده. سلیقه‌ام را كه مطمئن هستم از او بالاتر است را به‌اش تزریق كردم. مثال دارم و اسم نمی‌آورم. چون دل نازنینش ممكن است برنجد.

 برگردیم به همان سكانس كه تعریف می‌كردی؟
خسرو آدم كشته و می‌بیند كه ابراهیم مشغول معشوق است. می‌رود بالای دیوار كه از ابراهیم كمك بخواهد، و می‌بیند خود ابراهیم روی آتش است. چه آتشی. آتشش سرد اما سوزاننده است. می‌سوزد ولی گُر نمی‌گیرد. این یك لحظه را می‌بیند و آن فشار كه دستش غلطیده شده به خون.

می‌خواهد بگوید ابی... ابی... بی‌خیال می‌شود سرش را می‌اندازد پایین. دوباره می‌آید بالا و می‌بیند فشار این طرف قوی‌تر است، فشار مرگ. می‌گوید: «ابی... ابی...» شما آن پلان را نگاه كن. برای من، الان جنون وجود دارد. بقیه هم بازی می‌كنند ما هم بازی می‌‌كنیم. صحنه، صحنة جنگ است.

 باید بجنگیم تا در بیاید. بازیگرانی داریم كه با عشق می‌جنگند و نزاعشان عاشقانه است. مثل خسرو شكیبایی. خسرو شكیبایی بدون جنگ و دعوا بازیگر است. بی‌اصطكاك. بی‌تصادف با عناصری مثل مولكول‌های هوا بازیگر است. هامون. مثل یك عسل كه از قاشق می‌چكد روی نان، هامون همان‌جور شكر ریزان است.

 شما لطف كنید در نقش حمید هامون یك بازیگر دیگر را بگذارید. نمی‌شود. بدون نزاع و بدون اصطكاك، فقط خسرو شكیبایی. حالا من چرا دست و پا می‌زنم؟ به خاطر این كه عقده‌ها فراوان و سركشی‌ها بی‌نتیجه و زندگی گاهی اوقات سرد و بی‌رنگ و لعاب و عشق‌ها نافرجام و كیسه تهی و خانه بی‌خانه و مركب بی‌مركب و نفس بی‌نفس.

در جوانی كم می‌آورم. زانوهایم نمی‌‌كشد. نه زانوی روحم. نه زانوی معنوی‌ام. بلكه مفاصل جرمی‌ام كه با آن راه می‌روم. یكهو فكر می‌كنم مصاحبه بی‌نتیجه است. یكهو حوصله‌ام سر می‌رود.

 جالب بود كه یك بازیگر را این‌گونه قبول داری، خسرو شكیبایی را. آخر براندو هیچ‌كس را قبول نداشت.
آخر براندو خودش غول بازیگری است. خود بازیگری است.

 واقعا كسی را قبول نداشت؟
چرا، قبول داره. او دربارة آل‌پاچینو و جك نیكلسون می‌گوید.

 آره ولی با ترحم می‌گوید.
حق دارد. حق دارد. براندو از عناصر لاینفك سینما است.

 یادم می‌آید وقتی برای اولین بار فیلم را در جشنواره دیدم و سكانس دعوا رسید، احساس كردم با تمام وجود بازیگر مقابل را كتك می‌زنی و هیچ كلك و گول‌زدنی در كار نیست. برای این صحنه ضربه‌‌ها واقعی بود؟
تا یك حدی. ولی بعدش آگراندیسمان می‌كنیم. سر آن سكانس نگاتیو نداشتیم و سامان مقدم گفت نگاتیو ندارم، شب آخر فیلم‌برداری هم بود. گفت با چوب بزن شیشه جلو را خرد كن، بعد با همان چوب بزن شیشه بغل را بشكن و شاهرخ را بكش بیرون. ضربه دوم را با چوب زدم به شیشه جلو، چوب از دستم پرید. دیدم چاره‌ای ندارم با مشت زدم به شیشه بغل، دیدم نشكست و با پا زدم شكست. چه بهتر كه چوب از دستم پرید. اتفاقی بود. و من تعقیبش كردم.

واكنش سامان بعد از این صحنه چه بود؟
عالی.

 چون احتمالا اگر هر كسی دیگر بود و چوب از دستش می‌افتاد، كات می‌‌داد تا چوب بیاورند و دوباره صحنه را بگیرند.
بله، و تازه این‌‌جا بازی برای من شروع می‌شود. من منتظرم وسط آسمان آبی، یكهو ابر سیاه بیاید و باران بگیرد و تازه بازی شروع می‌شود.

 یعنی وقتی ابزار از بازیگر گرفته شود تازه بازی شروع می‌شود؟
نه، ابراز گرفته نشود، ولی عناصر جدیدی اضافه بشود. یعنی پروردگار متعال كادویی بدهد و من كادو را باز كنم. چوب از دست من به سبب ناشی‌گری كنده نشد. هدیه خداوند بود. كنده شد و من دنبالش كردم. گفتم خب، حالا واقعا اگر چوب از دستم می‌پرید چی؟ حالا با لگد می‌شكنم‌اش. با مشت زدم دیدم نمی‌توانم. با لگد زدم و...

 اگر پایت می‌شكست چی؟
می‌شكست كه می‌شكست. ولی پای من كه نمی‌شكند. این‌قدر را بلدم. دست  شاهرخ فروتنیان برید خیلی ناراحت شدم.

 تو توجه نكردی اگر آن لگد را بزنی، شیشه توی صورت شاهرخ فروتنیان خرد شود و...
دیگه دیگه... پیش می‌آید. در سینما همه‌اش باز‌سازی نیست. بعضی وقت‌ها در دلش یك شعله‌های ظریف زندگی هم پیدا می‌شود.

 از این هدیه پروردگار، در كارهای قبلی هم اتفاق افتاده بود؟
بله، بسیار زیاد. من یك كار یكی دو روزه‌ای را در كنار كیارستمی بودم. روزی كه با ایشان رفتم برای اخذ یك پلان، سوژه‌ای به من نگفتند. كلمة هدیه را از ایشان یاد گرفتم.

همان روز كه رفتیم، داستانی در كار نبود. یك چیز كلی شنیدم و ایشان گفتند این‌ها را دنبال كن. و من هر بار دنبال كردم. و هر بار از كیارستمی تشویق شنیدم. و آن روز برای من مصادف بود با یك سال كار جلوی دوربین همة كارگردان‌ها.

 دقیقا چه اتفاقی افتاد كه كیارستمی داستان هدیه را گفت؟
در حین فیلم‌برداری اتفاق‌هایی می‌افتاد كه ما پیش‌بینی نمی‌كردیم. آن‌ها همه عالی بودند. عالی. بعد از فیلم‌برداری در ماشین، شروع كردیم تمام روز را مرور كردن. ایشان به محمود كلاری گفتند: محمود، بعضی وقت‌ها، خدا یك چیزهایی را به تو كادو می‌دهد و تو از قبل نمی‌‌دانی.

 در كافه ستاره، شعر بازیگری كدام صحنه بود؟
همان سكانس قتل و پناه آوردن به رفیق. شعر بازیگری چیز دیگری است. شما نگاه كنید در فیلم «زنده باد زاپاتا» آنتونی كوئین می‌میرد براندو (زاپاتا) می‌رود بالا سر جنازة برادرش. دست‌های آنتونی كوئین را حلقه می‌كند پشت گردن خودش. انگار كه آنتونی كوئین دست انداخته به دور گردن زاپاتا. شعر یعنی این... مرده‌ای به زنده‌ای آویخته. او از این كارها بلد است. معجزة او به ما شكلات می‌دهد. اما شكلاتی كه صاحب سلیقه را سیر می‌كند.

 با همة این حرف‌هایی كه می‌زنی ولی یك‌بار گفته بودی برایم پیش آمده كه به خاطر پول، بازی در كاری را قبول كنم.
مگر براندو این كار را نكرده. ولی از ارزش‌های بازیگری‌‌اش كاسته شده؟ مارلون براندو از بی‌پولی بیشتره. از پولداری هم بیشتره.

   انگار، خیلی دوست داری مثل براندو باشی؟
نه، نه، اصلا... من شعر خودم را می‌گویم. شعر بازیگری.

 برای حامد بهدادی كه از شعر بازیگری سخن می‌گوید و این‌قدر برای بازی‌اش ارزش می‌گذارد، ممكن است سر قرارداد برای یك میلیون، دو میلیون چانه بزند؟
بله، بله... این كه چیزی نیست. سر صد هزار تومان. چرا چانه نزنم. اتفاقا بخش كثیفش همین‌جاست.

 خبر مرگ براندو برایت چگونه بود؟
مثل خبر مرگ براندو بود.

 گریه كردی؟
بله، من برای مرگ آنتونی كوئین هم گریه كردم. اما آن كسی كه یك زمین خریده و الان شده فلان میلیارد تومان و هنوز در مقام پستی به سر می‌برد، خوشحال می‌شوم وقتی می‌میرد. خوشحال. فكر می‌كنم یك كفتار نزول‌خوار مال مرد‌م‌خور كمتر، بهتر.

 حامد بهداد در زندگی واقعی هم همین‌طور پر انرژی است؟
وقتی كه می‌خواهم چهار تا كلمه حرف بزنم منِ كم، خب باید انرژی بگذارم. ولی در مواقع عادی آرام‌‌ترم. من با رفقا باشم مدام می‌خندم و...

 فكر نمی‌كنی یك وقتی روند زندگی طوری پیش برود كه مجبور بشوی در هر كاری بازی كنی و دست به هر كاری بزنی؟
بالاخره یك كاری می‌كنم. دلی زندگی می‌كنم.

 به غیر از بازیگری شغل دیگری هم داری؟
اصلا. من فقط یك بازیگرم. من هیچ وقت از هیچ شغلی درآمد نداشتم، جز بازیگری. چون نتوانستم. همه كاری كردم، ولی پول درنیاوردم.

من در زمان دانشجویی باید خرجم را درمی‌آوردم. ولی در نمی‌آمد من فقط مرحله رد می‌كردم و تا رسیدم به رامبد جوان. دوست با معرفتم كه خودش هم سختی كشیده. كه نه تنها خودش عدد صفر را تبدیل به یك كرد. بلكه كمك كرد كه من هم بتوانم صفر را به یك یا هر عدد دیگری تبدیل كنم.

 تا به حال شده بروی سینما و واكنش تماشاگران نسبت به بازی‌ات را ببینی؟
نه، من سینما نمی‌روم كه واكنش آن‌ها نسبت به بازی‌ام را ببینم، من برای خودشیفتگی می‌روم تا خودم را ببینم و لذت ببرم.

 این همه اعتماد به نفس و غرور، برایت دشمن درست نكرده؟
مرد باید دشمن داشته باشد. دشمن خیلی سخیفه. قسم، به شرافت تك‌تك آدم‌ها، قسم دشمن خیلی سخیفه. من بارها و بارها بدخواه داشتم. چرا باید سؤ تفاهمی به وجود بیاید وقتی كه صداقت یارمنه «من از سوزنی چه ترسم، وان ذوالفقار با من».

 دوست داری مقابل چه بازیگری بازی كنی؟
بازیگری كه بازیگر باشد.

 اگر بد باشد چطور؟
من بازی‌ام را می‌كنم. اتفاقا من همیشه می‌گویم بازی كردن مقابل پرستویی و شكیبایی و... ساده‌تر است. من از بازیگران بزرگ یاد می‌گیرم. كمك می‌خواهم. اسمش بازی است. جنگ كه نیست. تو مقابل خسرو تسلیم بشو، با لبخند از او خواهش بكن. ببین چه اتفاقی می‌افتد. رضا كیانیان همین‌طور. چون بازی برایشان «اولی» است. آن‌ها خود بازی را دوست دارند.

 اگر طرف مقابلت بازیگر نباشد تو در مقابل‌اش چه كار می‌كنی؟
كلید مغزم را سوئیچ می‌كنم و از نعمت بازی خودم محرومش می‌كنم. یك چكه شكر به‌اش نمی‌دهم. می‌فرستمش به خشكسالی. اما اگر دوزار طلبگی نشان بدهد همان‌طور كه خودم مشتاق‌ام، درِ  بركه را باز می‌كنم تا خیس و تر همه جا را بگیرد. گل و بستان به وجود بیاید.

منبع:همشهری جوان

حامد بهداد

حامد بهداد

حامد بهداد

حامد بهداد

حامد بهداد

حامد بهداد

ارسالی از بهاره شفیعی،خبرنگار افتخاری سینمای روز

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 3:50 PM |

           cinemaerooz.blogfa (1).jpg

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 11:18 PM |

حامد بهداد:دوست دارم باز هم در فیلم جنگی بازی کنم

حامد بهداد که به تازگی بازی در فیلم "هر شب، تنهایی" را به پایان رسانده، علاقمند است دوباره در فیلمی در ژانر دفاع مقدس بازی کند.

این بازیگر جوان درباره فعالیت های اخیر خود به خبرنگار مهر گفت: "به تازگی در فیلم سینمایی "هر شب، تنهایی" بازی کرده‌ام و و فیلم "حس پنهان" را هم در مرحله فنی دارم. در حال حاضر نیز چند پیشنهاد دارم که در حال مطالعه فیلمنامه آنها هستم و احتمالا یکی از آنها را قبول خواهم کرد."

بهداد در نشست فیلم "روز سوم" در جشنواره فجر

بهداد که مدتی است حضوری فعال در پروژه های سینمایی و تلویزیونی دارد، درباره پرکاری خود گفت: "اتفاقا زیاد هم پرکار نبوده ام، بلکه سعی کردم منظم کار کنم. در حال حاضر ترتیب فیلم ها و مجموعه هایی که آماده اکران و پخش دارم به گونه ای پشت سر هم شده و این هم مصادف است با حضور من در پروژه ای جدید."

وی که حضوری موفق در فیلم جنگی "روز سوم" داشت، از علاقه خود برای بازی مجدد در این ژانر گفت و خاطرنشان ساخت: "خیلی تمایل دارم در فیلمی دیگر در زمینه دفاع مقدس بازی کنم، چرا که من نگاه خودم را به هشت سال دفاع مقدس و این ژانر دارم و اگر کاری در این زمینه به من پیشنهاد شود با کمال میل قبول خواهم کرد."

بهداد علاوه بر این فیلم سینمایی "آدم" را هم در نوبت اکران دارد. از این بازیگر به زودی مجموعه تلویزیونی "یک مشت پر عقاب" ساخته اصغر هاشمی پخش خواهد شد. او در این مجموعه با رضا کیانیان، خزر معصومی، هرمز هدایت، علیرضا خمسه و فریبا کامران همبازی است. "یک مشت پر عقاب" در سیمافیلم تولید شده است.

منبع:خبر گزاری مهر


تقدیر مدیر شبکه دو از "خانه‌ای با طرح نو"

مهدی فرجی در نشستی از تهیه‌کننده، کارگردان، نویسنده و بازیگران مجموعه "خانه‌ای با طرح نو" تقدیر کرد.

در این نشست مدیر شبکه دو ضمن تقدیر از برنامه "خانه ای با طرح نو" گفت: "خوشبختانه این برنامه با استقبال و رضایت بینندگان زیادی رو به رو شد و لحظات شاد و بانشاطی را برای خانواده‌ها ایجاد کرد. در عین حال موضوعات آموزنده اخلاقی دینی و اجتماعی را در هر برنامه به شکلی هنرمندانه به تصویر کشید."

فرجی اظهار امیدواری کرد با استفاده از تجربیات به دست آمده، در آینده سری جدید این برنامه با کیفیتی به مراتب بهتر و رفع نواقص مجدداً روی آنتن برود. در این نشست مدیر شبکه دو سیما تشکر و قدردانی مهندس عزت الله ضرغامی رئیس رسانه ملی را نیز به عوامل برنامه ابلاغ کرد.

رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز


در افطاري فرهنگسراي رسانه عنوان كرد؛

كمال تبريزي: صداقت و دلسوزي فيلم حساسيت آن را از بين مي برد

 كمال تبريزي گفت: اگر در لحن بيان فيلم طنز يك نوع صداقت و دلسوزي وجود داشته باشد و در آن آدم‌ها تخريب نشوند، فيلم مورد حساسيت قرار نمي‌گيرد.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از ستاد خبري وبلاگ سینمای روز، كمال تبريزي كه مهمان برنامه "افطار با هنرمندان"عصر سه شنبه در فرهنگسراي رسانه برگزار بود، اظهار داشت: بعد از انقلاب به دليل حال و هواي تازه‌اي كه به وجود آمده بود سينماي ايران رشد قابل ملاحظه‌اي كرد.
وي افزود: ما پيش از انقلاب صدابرداري سر صحنه نداشتيم و اين اتفاق كه بتوانيم صدابرداري سرصحنه داشته باشيم بعد از انقلاب شكل گرفت و در حال حاضر تكينيك صدابرداري مادر سطح جهاني است، هر چند كه در پخش صدا هنوز به استاندارد جهاني نرسيده‌ايم.
اين كارگردان وارد شدن مسايل آكادميك به سينما را نيز به سال‌هاي بعد از انقلاب مرتبط دانست و خاطر نشان كرد: وقتي همه را در كنارهم قرار مي‌دهيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه حال و هواي انقلاب به سينماي ما شكل خوبي داده و به همين دليل پيشرفت‌هاي محتوايي و فني است كه فيلم‌هاي ايراني وارد جشنواره‌هاي خارجي مي‌شوند.
كارگردان "يك تكه نان" با تاكيد براينكه تحصيلات آكادميك به تنهايي براي خلق يك اثر هنري كافي نيست، افزود: معتقدم اين علوم نمي‌توانند به ما كمك كنند در ابعاد هنري و فرهنگي به اصل ماجرا پي ببريم چون خصوصيات دروني و استعداد ذاتي است كه يك فرد را هنرمند مي‌كند البته علي رغم همه اين حرف‌ها، فكر مي‌كنم دانش مي‌تواند به عنوان يك زير ساخت به هنرمند كمك كند.
او كارگرداني را ركن اصلي ساخت يك فيلم خوب عنوان كرد و گفت: يك فيلم خوب محصول كار يك كارگردان خوب است و كارگردان است اگر شما مي بينيد كه بازي درخشاني وجود دارد اين بازي هاي درخشان محصول كار كارگردان خوب است اما اين را هم نبايد فراموش كرد كه بازيگر هاو كارگردانان بايد با هم ارتباط متقابلي داشته باشند تا فيلم خوبي در اختيار داشته باشيم.
او كه از جمله كارگرداناني است كه با عكاسي وارد دنياي هنر شده در اين ارتباط گفت: من تقريبا از زماني كه وارد دوره متوسطه شدم عكاسي را شروع كردم ، بعداز آن كه به دانشگاه رفتم وارد كميته فيلم و عكس دانشگاه شدم. ورودي سال 56 بودم و بعد از انقلاب به انقلاب فرهنگي خوردم ، بعد از تعطيلي دانشگاه عكاسي راادامه دادم و وارد فعاليت هاي فرهنگي تلويزون شدم و به دليل علاقه‌اي كه به ساخت فيلم داشتم پس از بازگشايي دانشگاه‌ها ، تحصيلاتم را در رشته هنرهاي دراماتيك ادامه دادم.
كارگردان فيلم "ليلي با من است" در جواب محمد جواد محقق كه او را يكي از دانشجويان فاتح لانه جاسوسي ناميد، گفت: در اين باره بايد بگويم كه من و يكي از همكلاسانم سعيد حاجي ميري ، كار عكاسي و فيلم برداري تسخيرسفارت را انجام داديم، يعني چهار نفر در كل توانستند از تسخير سفارت فيلمبرداري كنند كه حجم عمده آن به عهده ما بود ، فيلم اصلي را كه از بالارفتن دانشجويان از درب اصلي دانشگاه است ما گرفتيم، تلويزيون اين‌ها را از ما مي‌گرفت و به تلويزيون‌هاي كشورهاي ديگر مي‌فروخت.
وي افزود: درآن زمان چيزي عايد ما نشد اما هر فريم عكسي را كه در همان سفارت چاپ مي شد بين 400 تا 500 دلار مي فروختند و فيلم هاي كوتاه ما را كه حدودا تايم 5 دقيقه اي داشت به قيمت 10 هزار دلار در اختيارتلويزيون ها و خبرنگاران خارجي قرار مي دادند در حالي كه شايد شبكه هاي خارجي اين قيمت را در زماني كه هستيم براي خريد فيلم سينمايي ايراني ندهند. و اين به دليل منحصر به فرد بودن اين اتفاق بود.
تبريزي با اشاره به دوره اوج سينماي ايران در سال هاي ابتدايي انقلاب گفت:متاسفانه اين روند دچار اندكي وقفه شده و از سويي بسياري از كساني كه در حال حاضر از دانشگاه هنر فارغ التحصيل مي شوند انگيزه قوي دروني براي تغيير شرايط به وجود امده ندارند. "
او در جواب محمدجواد محقق مجري برنامه ،كه ظهور فيلم هاي فارسي را عامل جدايي قشر مذهبي از سينما عنوان كرد گفت: اين به دليل ظاهر فيلم فارسي است اگر تحقيق كنيم مي بينيم اغلب "فيلم فارسي"ها قصد ندارند غير ديني باشد بلكه اتفاقا مي‌خواهد از طريق مسائل ديني مخاطب جذب مي كند اما از انجا كه ساختار و ظاهر درستي ندارد به ابتذال كشيده مي‌شود.
وي همچنين در ارتباط با موج روشنفكري سينماي ايران در دهه 50 اضهارداشت: "موج روشنفكري كه از سال 50 در سينماي ايران به وجود مي آيد تا زمان انقلاب رشد قابل توجه‌اي داشته، و به سينماي ما كمك بسياري كرده اما اويل انقلاب با يك وقفه كوتاه موجهه شد،‌ اما به سرعت خود را باز يافت و تا آن جايي پيش رفت كه خود را در عرصه‌هاي جهاني مطرح كرد.
تبريزي در پاسخ به اين سوال كه چه عاملي موجب شد فيلم هايي در ژانر طنز بسازيد گفت:"ساخت طنز محصول كشش دروني است كه در من وجود دارد.علي رغم اينكه شايد دو تا فيلم من در ژانر طنز قرارداشته باشد اما در همه فيلم هايي كه ساخته ام رگه هايي از طنز وجود داردو اين برمي گردد به اينكه من فكر مي كنم طنز دست مايه بهترين راه و در عين حال مشكل ترين راه براي تحت تاثير قرارداده آدم هاست .من كسي هستم كه اگر 9 تا فيلم‌نامه داشته باشم و يكي از آنها طنز باشد ترجيح مي‌دهم كه ان يكي را كار كنم و معتقدم كه خنداندن آدم‌ها از گرياندن آن‌ها مشكل‌تر است.
يكي از حاضران از تبريزي پرسيد چطور توانستيد در برخي از فيلم هايتان مانند" مارمولك" و "ليلي با من است" باوجود حساسيت‌هايي كه بر روي موضوع وجود داشت توجه گروه‌هاي مختلف مذهبي و سياسي را به خود جلب كنيد كه او پاسخ داد: خطوط قرمز از نظر من نسبي است و مطلق نيست. به علاوه اگر در لحن بيانتان در ساخت طنز يك نوع صداقت و دلسوزي وجود داشته باشد و در آن آدم‌ها تخريب نشوند فيلم به راحتي با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند و مورد حساسيت قرار نمي‌گيرد.

رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز



فيلم «پرسپوليس» نامزد جوايز اسكار اروپايي

 آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اروپا، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» را بعنوان نامزد اين دوره از رقابت‌هاي اسكار اروپايي(EFA) اعلام كرد.

به گزارش سايت رسمي جوايز اسكار اروپايي و به نقل ازخبرگزاري فارس ، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» كه روز گذشته بعنوان نامزد كشور فرانسه در اين دوره از رقابت‌هاي اسكار اعلام شده بود، اينبار نيز بعنوان نامزد اين دوره از رقابت‌هاي اسكار اروپايي انتخاب شد.
به گزارش مجله سينمايي ورايتي، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» كه طي چند ماه گذشته جنجال زيادي به پا كرده است، به عنوان نماينده كشور فرانسه در اين دوره از رقابت‌هاي اسكار اروپايي معرفي شده است.
اين فيلم همچنين قرار است 14 اكتبر در اختتاميه جشنواره فيلم نيويورك به نمايش درآيد.
«پرسپوليس»، داستان دختري 14 ساله است كه نمي‌تواند خود را با جو بوجود آمده پس از انقلاب وفق دهد بنابراين توسط خانواده‌اش به خارج از كشور مهاجرت مي‌كند.
به گزارش فارس، «مرجانه ساتراپي» در كنار همكار فرانسوي خود «ويسنت پارونود» فضاي پس از انقلاب را، فضايي خفقان‌آور و بدور از هرگونه شعور و منطقي ترسيم نموده است، تا آنجا كه اين فيلم با مخالفت شديد مقامات ايراني روبرو شد ولي برگزاركنندگان جشنواره كن بي‌تفاوت نسبت به اين اعتراضات نه تنها اين انيميشن ضد ايراني را در جشنواره به نمايش درآورند بلكه جايزه هيات دوران را به او اعطاء كردند.
به گزارش سايت اسكار اروپايي، ديگر نامزدهاي اين دوره از رقابت‌ها عبارتند از:
روماني: «4 ماه و 3 هفته و 2روز» به كارگرداني «كريستين مونگيو»
اسپانيا: «آلاتريست» به كارگرداني «آگوستين يانس»
روسيه/فرانسه: «اسكندر» به كارگرداني «الكساندرا سوكوروف»،
آلمان/تركيه: «حاشيه بهشت» به كارگرداني «فتيح آكين»
پرتغال/فرانسه: «BELLE TOUJOURS» به كارگرداني «مانوئل دو الويرا» ،
بلژيك: «با دوستاني اينچنيني» به كارگرداني «فليكس ون كروئنيگن»
سوئد/آلمان/فرانسه/دانمارك/نروژ: «تو، زندگي» به كارگرداني «روي اندرسون»
اتريش: «واردات صادرات» به كارگرداني «آلريش سيدل»
ايتاليا: «در خاطرات من» به كارگرداني «ساوريو كوستانزو»
روسيه: «تبعيد»
سيبري/آلمان/مجارستان: «دام» به كارگرداني «سردان گلوبويچ»
دانمارك/نروژ: «هنر گريه كردن» به كارگرداني «پيتر فوگ»
اسپانيا: «دزدان» به كارگرداني «جيم ماركوس»
انگلستان: «آخرين پادشاه اسكاتلند» به كارگرداني «كوين مك‌دونالد»
فنلاند: «شغل مرد» به كارگرداني «الكسي سالمنپر»
ايتاليا: «برادر من تنها كودك من است» به كارگرداني «دنيله لوچيتي»
ايرلند: «يكدفعه» به كارگرداني «جان كارني»
فرانسه: «پرسپوليس» به كارگرداني «مرجانه ساتراپي» و «وينسنت پارانود»
لهستان: «PLAC ZBAWICIELA»
آلمان: «چهار دقيقه» به كارگرداني «كريس كراوس»
تركيه/يونان: «تخم مرغ»
برندگان اين دوره از رقابت‌هاي اسكار اروپا يكم دسامبر اعلام خواهد شد.

رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز


بازي «مرضيه برومند» و «حسن پورشيرازي» در نمايش «بيضايي»

  مرضيه برومند و حسن پورشيرازي به همراه بهروز بقايي، مژده شمسايي در نمايش جديد بهرام بيضايي با عنوان افرا، روي صحنه خواهند رفت.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از سینمای روز،در نمايش جديد بهرام بيضايي كه آن را در فرهنگسراي نياوران به همراه گروهش تمرين مي‌كند، اين هنرمندان به همراه افشين هاشمي، مژده شمسايي و مهرداد ضيايي بازي مي‌كنند.
بر اساس اين خبر، هنوز تمام بازيگران نمايش «افرا يا روز مي‌گذرد» مشخص نشده است. وي قرار بود ابتدا نمايش «سهراب‌كشي» را در تئاترشهر اجرا كند و در نهايت نمايش «افرا يا روز مي‌گذرد» را براي اجرا انتخاب كرد.
افشين هاشمي و محمدرضايي‌راد به عنوان دستيار كارگردان به بيضايي كمك مي‌كنند.
بيضايي، سال 84 «مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين»را در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.
بيضايي به همراه حميد سمندريان، علي رفيعي و داوود رشيدي از جمله كارگرداناني هستند كه از سوي مركز هنرهاي نمايشي براي اجراي نمايش دعوت شدند.

فرامرز صدیقی،خبرنگار سینمای روز


پايان بازي «محمد كاسبي» در «ساميه»

بازي «محمد كاسبي» در سريال «ساميه» به‌ كارگرداني «محمدرضا زهتابي» به پايان رسيد.

اين سريال كه كارگرداني آن را محمدرضا زهتابي برعهده دارد، اكنون از نيمه گذشته و بازي محمد كاسبي، كيوان محمودنژاد و محمد صديقي در آن به پايان رسيده است.
بنابراين گزارش، محمد بهار ساخت موسيقي اين سريال را برعهده دارد و تدوين همزمان اين سريال نيز توسط محسن توكلي به صورت همزمان انجام مي‌شود.
پيش‌بيني شده كه اين سريال در فصل پاييز از شبكه يك سينما پخش شود.
به گزارش فارس، اين سريال با مشاركت كميته امداد امام خميني (ره) در گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه مي‌شود و داستان دختري به نام ساميه را دنبال مي‌كند كه دانشجوي حقوق است و به‌ صورت پاره وقت با كميته امداد همكاري دارد.
او يك مددكار اجتماعي است و هر بار با ماجراهاي مختلفي در ارتباط با مددجويان خود مواجه مي شود كه داستان‌هاي مختلف اين سريال را تشكيل خواهند داد.
وي در ادامه با بيان اينكه اين مجموعه به كارگرداني «محمدرضا زهتابي» ساخته مي‌شود،اظهار داشت:سريال ساميه در 19 قسمت 45 دقيقه‌اي توليد مي‌شود و بازيگراني چون جعفر دهقان، محمد كاسبي،آتنه فقيه نصيري، فرامرز صديقي، ثريا قاسمي، اميد زندگاني، سولماز غني، كيوان محمودنژاد و افسانه ناصري در آن به ايفاي نقش مي‌پردازند.

فرامرز صدیقی،خبرنگار سینمای روز


بعد از پايان ماه رمضان

«سيروس الوند» سومين تله‌فيلم خود را كليد مي‌زند

 «سيروس الوند» تا يك ماه ديگر و پس از پايان ماه رمضان سومين تله‌فيلم خود را با نام «ساعات نااميدي» در تهران كليد خواهد زد.

«ساعات نااميدي» كه قرار است به تهيه كنندگي عليرضا سبط احمدي در مركز سيما فيلم ساخته شود، از سوي نسرين صالحي به نگارش درآمده و هم اكنون وي به اتفاق الوند مشغول بازنويسي فيلمنامه و اعمال نظرات نهايي است.
به گفته تهيه كننده اين فيلم، بازنويسي فيلمنامه تا اواسط مهر ماه به طول خواهد انجاميد كه به نظر مي رسد با برنامه‌ريزي هاي انجام شده، اواخر مهر ماه زمان مناسبي براي آغاز تصويربرداري آن باشد.
«ساعات نااميدي» داستان ربوده شدن همسر يك سرگرد آگاهي است كه در شب عروسي و در هتل محل مراسم اتفاق مي افتد. سرگرد ميرحسين فتحي به جست وجو براي يافتن همسرش مي پردازد كه در اين ميان با مظنوني مواجه مي شود كه او را دچار سردرگمي مي كند و...
جالب است بدانيد كه سيروس الوند طي يك سال اخير دو فيلم تلويزيوني براي شبكه اول كار كرده است كه يكي از آنها «ستاره هاي سوخته» نام دارد كه به مناسبت سالگرد سقوط هواپيماي ايرباس ايران توسط ناو امريكايي در خليج فارس ساخته شد. البته اين فيلم قرار بود در سالروز سقوط هواپيماي ايرباس روي آنتن برود كه به دليل حساسيت موضوع، پخش آن به تعويق افتاد.
همچنين دومين ساخته وي كه در مرحله توليد قرار دارد،«آن مرد آمد» نام دارد كه به زندگي مردي به نام فتاح با بازي «مسعود رايگان» مي پردازد كه به دليل قتل در زندان به سر مي برد، اما به مناسبت ميلاد حضرت علي (ع) مشمول عفو مي شود. او پس از آزادي
به سراغ زن و بچه اش مي رود كه متوجه مي شود همسرش با يكي از دوستان قديمي او ازدواج كرده، كه اين مسئله باعث به وجود آمدن وقايعي در آينده مي شود. داستان اين فيلم را حجت قاسم زاده اصل نوشته و محمدحسين شريفي نيز تهيه‌كنندگي آن را بر عهده داشته است.

منبع:خبرگزاري فارس


«سيمافيلم» امتياز فيلم زندگي «صادق هدايت» را خريد

امتياز فيلم «گفت‌وگو با سايه» كه خسرو سينايي آن را در مورد زندگي صادق هدايت ساخته است، از سوي مركز سيما فيلم خريداري شد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري سيما فيلم، اين فيلم كه به منظور معرفي هر چه بهتر صادق هدايت، نويسنده معاصر و با تحليلي بر آثارش كه مهمترين آنها بوف كور است، در قالب «داستاني ـ مستند» ساخته شده است، در دوره بيست و چهارم جشنواره فجر 1384 به نمايش در آمده بود و پس از دو سال از سوي مركز سيما فيلم خريداري شد.
بنا براين گزارش، خسرو سينايي در جلسه نقد و بررسي فيلمش در محل انجمن قلم گفته بود: اكران فيلم در جايي مثل انجمن قلم مناسب است. فيلم براي اين محافل ساخته شده و اميدواريم كه مورد تحليل قرار گيرد و ما ياد بگيريم كه چه چيزهايي را بايد درست انجام دهيم. از اين رو هنوز براي اكران عمومي اين فيلم از سوي تهيه كننده‌اش و مركز سيما فيلم تصميم قطعي گرفته نشده است.
فيلمنامه اين فيلم بر اساس تحقيقات اوليه حبيب احمدزاده و همكاري وي و سينايي شكل گرفته و در آن سعي شده است هدايت به عنوان يك نويسنده بزرگ در تاريخ ادبيات معاصر شناسانده شود. علاوه بر اين در «گفت و گو با سايه» با لحاظ كردن و تأثير پذيري‌هاي او در دوره اي كه زندگي كرده است، سعي شده تا جوانان بتوانند درباره هدايت قضاوتي بهتر و منصفانه تر داشته باشند و با آگاهي به سراغ آثار وي بروند.
سينايي در مورد نحوه كارش در ساخت اين فيلم گفته است كه در آن فقط به نمايش عكس و اسناد اكتفاء نشده و در كنار خط داستاني، اسنادي را نيز ارائه كرده‌اند و از آنجا كه دستنوشته‌هاي خود هدايت است، فيلم را بسيار باورپذير مي‌كند.
در اين فيلم علاوه بر حبيب احمدزاده، علي لقماني به عنوان تصويربردار، اميرعباس كياپور صدابردار، سميرا سينايي طراح صحنه و لباس، محمدرضا شرف‌الدين مديرتوليد، علي بهرام فرد و سارا مطلق طراح چهره پردازي، نريمان چايچي دستيار كارگردان، برنامه ريز و تدوينگر، صداگذار و ميكس، شهاب كلهر عكاس، محمد كرماني نصب مديرتداركات و فرخ نعمتي منشي صحنه با سينايي همكاري داشته‌اند.
گفتني است مهدي احمدي، فرشيد ابراهيميان، داريوش فائزي، بهروز شعيبي، ياسيمين سينايي، جواد زيتوني و خسرو محمودي نيز بازيگران «گفت و گو با سايه» بوده‌اند.

منبع:خبرگزاري فارس


پس از ماه رمضان

«چارخونه» با شخصيت‌هاي جديد مي‌آيد

تهيه كننده مجموعه تلويزيوني «چارخونه» گفت: اين مجموعه پس از ماه مبارك رمضان با حضور شخصيت‌هاي جديد پيگيري خواهد شد.

 

محسن چگيني در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: بعد از ماه مبارك رمضان،‌ داستانهاي مجموعه «چارخونه» تغييرات بسياري خواهند داشت و در تلاشيم تا پس از گذشت چند قسمت بازيگران جديد را به اين مجموعه اضافه كنيم.
وي افزود: تا به حال 54 قسمت از اين مجموعه پخش شده و در نودمين قسمت «چارخونه» به پايان خواهد رسيد.

منبع:خبرگزاری فارس


«فرامرز قريبيان»‌ بازيگر تله‌فيلم «پازل» شد

علي غفاري فيلم تلويزيوني «پازل» را با بازي فرامرز قريبيان در شبكه دوم سيما كارگرداني خواهد كرد.

فرامرز قريبيان منتخب بهترين بازيگر مرد نقش اول براي فيلم رقص در غبار 

فرامرز قريبيان پس از دريافت تنديس تقدير انجمن منتقدان

 به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري سيمای روز؛ اين كارگردان كه پيش از اين فيلم «بازگشت» را براساس نوشته‌اي از شاهد سلطاني آزاد و حميدرضا سليمي به تهيه كنندگي سيداحمد ميرعلايي در مركز سيما فيلم ساخته، هم اكنون آخرين مراحل تدوينش را پشت سر مي‌گذارد و قرار است با اتمام تدوين آن از سوي ژيلا ايپكچي، اكبر توكلي نيز صداگذاري كار را شروع كند.
به گفته ميرعلايي تا كنون بيش از يك ماه از تدوين «بازگشت» مي‌گذرد و قرار است تا يكي دو هفته ديگر نيز به اتمام رسد.
اين در حالي است كه ميرعلايي علاوه بر اين، تهيه كنندگي «پازل» را نيز برعهده دارد و هم اكنون مشغول تهيه فيلم «بعد از روز آخر» به كارگرداني مجيد مظفري است. اين فيلم 70 درصد از تصويربرداري اش به انجام رسيده و در قالب داستاني پليسي به بخش‌هاي پنهاني از جرايم جديد مي‌پردازد و سعي در به تصوير كشيدن توانمندي‌هاي نيروي انتظامي در اين زمينه دارد.
جالب است بدانيد كه در «پازل» نيز غفاري به دنبال داستاني پليسي رفته است كه حضور فرامرز قريبيان به عنوان نقش اول فيلم و افشين نخعي در آن قطعي شده است.
غفاري اين فيلم را براساس نوشته‌اي از حميدرضا سليمي مي‌سازد كه ناصر محمود كلايه تصويربردار آن است و حضور محمدامامي به عنوان صدابردار، كامياب امين عشايري طراح صحنه و لباس، محسن بابايي طراح چهره‌پردازي، سعيد شرفي‌كيا مدير توليد، مهدي بشكوفه مجري طرح و حسن لبافي به عنوان دستيار اول كارگردان و مدير برنامه‌ريزي در آن قطعي شده است.
«پازل» داستان وقوع چند قتل مشابه در تهران است كه پيگيري آن به سرگرد امير كاويان مأمور جوان و باهوش نيروي انتظامي سپرده مي‌شود. كاويان با تحقيقات فشرده سعي مي‌كند كه راز اين معما را فاش كند؛ اما او در اين مسير با مشكلات غيرقابل پيش‌بيني مواجه مي‌شود و ...
فرامرز قريبيان، اين بار با علي غفاري دومين حضور خود در يك فيلم تلويزيوني را تجربه خواهد كرد.

منبع:خبرگزاری فارس


اعتراض سازمان نظام پرستاري به سريال «اغماء»

به دنبال پخش سريال «اغماء» از شبكه اول سيما پرستاران زيادي از سراسر كشور اعتراض خود را نسبت به پخش اين سريال اعلام كرده‌اند.

به گزارش خبرگزاري فارس، در نمابري كه روابط عمومي سازمان نظام پرستاري منتشر كرد، اعتراض پرستاران كشور نسبت به پخش مجموعه «اغماء» اعلام شد.
در اين نمابر آمده است: به درخواست پرستاران سراسر كشور، سازمان نظام پرستاري با ارسال نامه‌اي به صدا و سيما در خصوص پخش سريال اغماء كه در آن كوچكترين توجهي به نقش و نوع كار پرستاران نشده است، ‌اعتراض خود را به رويه مخدوش كردن جايگاه جامعه خدوم و زحمتكش پرستاري و جبران موارد مطرح شده در اين سريال از سوي عوامل توليد كننده آن اعلام كرد.
در ادامه اين نمابر، با اشاره به بخش ديگري از نامه، مي‌خوانيم: متأسفانه نه تنها عوامل تهيه كننده، كارگردان و نويسنده محترم اين سريال از وضعيت، نوع كار و وظايف پرستاري كشور بي اطلاع هستند بلكه مشاورين محترم پزشكي اين سريال نيز كه در تيتراژ برنامه نام آنها ذكر مي‌شود ظاهراً هيچگاه محيط بيمارستان و نوع كار در بخش‌هاي مختلف به‌خصوص بخش مراقبت‌هاي ويژه و كاري كه پرستاران در اين بخش‌ها انجام مي‌دهند را نديده و درك نكرده‌اند.
در انتهاي نمابر مذكور آمده است: سازمان نظام پرستاري در اين نامه آمادگي خود را جهت ارائه مشاوره ، همكاري و همفكري به نويسندگان ، تهيه‌كنند‌گان و كارگردانان محترم رسانه ملي براي ارتقاء سطح كيفي فيلم ها و سريال‌ها اعلام كرده است.

فرهاد رضوی جم،خبر نگار سینمای روز


مجيد مجيدي" داور شد
نمايندگان سينماي ايران براي جايزه‌ي "آسياپاسفيك" معرفي شدند

فيلم‌هاي "خون بازي"، "اتوبوس شب"، "به همين سادگي" ، "پاداش سكوت"، "آن سه" و "پابرهنه در بهشت" در بخش فيلم‌هاي بلند سينمايي، فيلم "قفل‌ساز" در بخش فيلم‌هاي كودكان و فيلم "سرزمين گمشده" در بخش فيلمهاي مستند به نمايندگي از سينماي ايران براي اولين دوره‌ي جايزه‌ي سينما آسياپاسفيك معرفي شدند.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ستاد برگزاري يازدهمين جشن بزرگ خانه سينما طي توافق با كميته برگزاري اولين جايزه سينماي آسيا پاسفيك مسووليت انتخاب هشت فيلم ايراني را از ميان برگزيدگان و آثاري كه از طرف مجموعه داوران با بيش‌ترين استقبال روبرو شده بود را برعهده گرفت كه سرانجام به ترتيب فيلم‌هاي رخشان بني‌اعتماد، كيومرث پوراحمد، رضا ميركريمي، مازيار ميري، نقي نعمتي، بهرام توكلي، غلامرضا رمضاني و وحيد موساييان را به اين كميته معرفي كرد.

به گزارش ايسنا، طبق اعلام خانه‌ي سينما اولين دوره جايزه سينماي آسيا ـ پاسفيك كه با ابتكار عمل اتحاديه تهيه‌كنندگان سينما استراليا و با حمايت و حضور يونسكو و فياپف شكل گرفته، طي مراسمي در روز 22 آبان ماه سال جاري در بريسبان استراليا برگزار خواهد شد.

اين مراسم به گونه‌اي همچون جايزه‌ اسكار براي منطقه آسياپاسفيك عمل كرده و 71 كشور از مصر تا ژاپن و از استراليا تا روسيه را در بر مي‌گيرد.

بنا بر اين گزارش، يك هيات‌داوري بين‌المللي نيز نامزدهاي اعلام شده را مورد بررسي و در طي مراسم اعطاي جايزه در روز 22 آبان فيلمهاي منتخب را اعلام خواهند كرد كه مجيد مجيدي فيلم‌ساز ايراني نيز نيز يكي از اعضاي اين هيات داوري خواهد بود.

كميته برگزاري اولين دوره جايزه آسيا - پاسفيك اين جايزه را در جشنواره فيلم كن در ارديبهشت ماه گذشته اعلام رسمي و از سازمان‌هاي سينمايي عضو فياپف در كشورهاي مختلف منطقه درخواست معرفي چهار فيلم بلند از هر كشور را كرد. اين جايزه در نه رشته بهترين فيلم سينمايي، بهترين كارگردان، بهترين فيلمنامه‌نويس، بهترين فيلمبردار، بهترين بازيگر مرد وزن، بهترين فيلم كودك، بهترين فيلم انيميشن و بهترين فيلم مستند اعطا شده و دو سازمان يونسكو و فياپف نيز دو جايزه يك عمر دستاوردهاي سينمايي را به دو تن از سينماگران برجسته منطقه آسيا و پاسفيك اعطا خواهد كرد.

يك هيات يازده نفره نيز از طرف كميته برگزاري انتخاب شده‌اند كه از روز اول مهر ماه و به مدت يك هفته بازبيني آثار ارائه شده را آغاز ودر هر رشته 5 فيلم را به عنوان نامزد جايزه معرفي خواهند كرد. محمد اطبايي نيز از ايران به عنوان يكي از اعضاي كميته انتخاب فيلم در استراليا حضور خواهد داشت.

به گزارش ايسنا، كميته برگزاري اولين دوره جايزه سينماي آسيا - پاسفيك نيز اعلام داشت كه 113 فيلم از كشورهاي مختلف به دبيرخانه معرفي شده كه كره جنوبي با 9 فيلم و كشورهاي ايران، هند، چين و تركيه هر يك با 8 فيلم، استراليا با 7 فيلم، اندونزي و نيوزلند با 6 فيلم، تايلند، ژاپن و هنك‌كنگ با 5 فيلم، لبنان، مالزي، فيليپين و روسيه با 4 فيلم، سريلانكا با 3 فيلم، مصر، سنگاپور، تايوان، افغانستان و گرجستان با 2 فيلم و عراق، ازبكستان، رژيم اشغالگر قدس، قزاقستان، كيريباتي، ارمنستان، آذربايجان، نپال و كره شمالي با يك فيلم در رقابت براي دريافت جايزه سينمايي آسيا پاسفيك حضور خواهند داشت.


منبع:ایسنا


جهانگير كوثري خبر داد:
"كتوني‌سفيد" 17 مهر ماه در بوشهر كليد مي‌خورد

جهانگير كوثري خبر داد: فيلمبرداري "كتوني‌سفيد" محمد ابراهيم معيري تا 17 مهر ماه در بوشهر آغاز مي‌شود.

اين تهيه‌كننده‌ي سينما در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: پيش توليد "كتوني سفيد" طي 20 روز گذشته آغاز شده است و با حامد بهداد به عنوان نقش محوري در اين فيلم مذاكراتي داشته‌ايم كه هنوز قرار داد بسته نشده است و احتمالا باران كوثري در اين فيلم حضور خواهد داشت و محمود ابراهيم زاده نيز از تهران براي بازي در اين فيلم انتخاب شده است.

طبق گفته‌ي كوثري ديگر بازيگران اين فيلم از بازيگران بومي استان بوشهر هستند.

به گزارش ايسنا،ساير عواملي كه حضورشان در اين فيلم قطعي شده است، عبارتند از: مدير فيلمبرداري: محمد داوودي، صدابردار: يدالله نجفي، طراح چهره‌پردازي: عاطفه رضوي، طراح صحنه و لباس: فريبرز قربان‌زاده، صداگذار: محمدرضا دلپاك و موسيقي: محمدرضا عليقلي.

فيلم‌نامه‌ي "كتوني سفيد" كه در ژانر اجتماعي و كودك و نوجوان تهيه مي‌شود، توسط ابراهيم معيري نوشته شده است و داستان اين فيلم درباره‌ي حضور يك معلم در شهرستاني است كه تغيير و تحولاتي را در يك مدرسه‌ي پسرانه به وجود مي‌آورد.

معيري پيش از اين "پروانه‌ها بدرقه مي‌كنند" را ساخته است.

به گزارش ايسنا، همچنين مدير تداركات: امير نوروزي ، مدير روابط عمومي و اداري عادل‌شاه‌خوا هستند و "كتوني سفيد" به تهيه‌كننده جهانگير كوثري و محصول سازمان سينمايي 79 ساخته مي‌شود.

  

منبع:ایسنا

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 5:30 PM |

اظهارات عجیب آقای کارگردان:

"سرگیجه" مثل "کازابلانکا" فیلمی ماندگار است!

محمد زرین‌دست وقتی می‌خواست "سرگیجه" را بسازد، اعلام کرد فیلمش جزو 10 فیلم برتر سینمای جهان می‌شود. او حالا مدعی است "سرگیجه" مثل "کازابلانکا" خاطره‌انگیز می‌شود و از مسئولین می‌خواهد آن را به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی کنند.

 طرح ساخت "سرگیجه" از چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟

ـ  "سرگیجه" از طرح های قدیمی من بود. شاید حدود 14 سال پیش بارها تصمیم به ساخت آن گرفتم ولی شرایط ساخت مهیا نمی شد. تا اینکه پنج سال پیش در جشنواره فجر حاضر شدم و پس از آن برای دیدار اقوام به تبریز رفتم. مناظری که بین راه دیدم مرا به وجد آورد و تصمیم برای ساخت فیلم قطعی شد.

* فیلمنامه کنونی چقدر با فیلمنامه اولیه فرق دارد؟

ـ من فیلمنامه "سرگیجه" را به انگلیسی نوشته بودم. پس از اینکه با آقای مصطفی شایسته در کشور کانادا آشنا شدم و تصمیم به همکاری گرفتیم، فیلمنامه را ترجمه کردم و حدود هشت ماه وقت صرف بازنویسی مجدد آن شد.

* داستان زندگی ساسان سرکش (نقش اصلی فیلم) بر اساس واقعیت روایت می‌شود یا ساخته ذهن خودتان است؟

ـ هنر هر هنرمندی در هر حوزه برگرفته از تجربیات شخصی اوست. شما ببینید همینگوی در جنگ جهانی دوم وقتی وارد اسپانیا می شود کتاب "زنگ ها به صدا درمی آیند" را می نویسد و در ایتالیا "وداع با اسلحه" را. همین نویسنده آنگاه که کنار دریا می رود و محو تماشای زیبایی آن می شود، شاهکار "پیرمرد و دریا" را خلق می کند. بنابراین هنرمند باید یکسری مسائل و اتفاقات را ببیند یا بشنود تا بتواند بر اساس آن یک اثر هنری خلق کند.

* پس تم اصلی داستان "سرگیجه" برگرفته از زندگی شخصی تان است؟

ـ کل قصه فیلم سرگذشت زندگی من نیست. ولی بدون شک برگرفته از مشاهدات و شنیده هایم از تاریخ است. از تسخیر آذربایجان توسط روس، از اتفاقات زمان مصدق و ... ضمن اینکه هر انسانی در یک دوره از زندگی گرفتار یک عشق می شود من هم در خیال نوجوانی ام عاشق شده بودم، ولی هرگز بیانش نکردم و آن را دستمایه فیلم "سرگیجه" قرار دادم تا جذابیت داستان بیشتر شود.

* نباید عشق ساسان سرکش و تلاش برای زنده کردن این عشق را به نوعی نماد بازگشت انسان به اصل خویش تلقی کرد؟

ـ این هم تعبیر جالبی است. می توان گفت فیلم بیانگر سرگذشت انسان ها و حدیث تنهایی آنهاست. هر کس درون خود گمشده ای دارد، ممکن است گذر ایام و دلمشغولی های روزمره باعث بی توجهی به آن شود، ولی با تلنگری انسان متوجه این گمشده می شود و برای رسیدن به آن به تکاپو می افتد.

* ساسان برای اینکه گمشده درونی اش را بیابد با یک راننده تاکسی همراه می شود. در واقع این راننده به نوعی مرشد اوست. ولی آنچه فیلم را زیر سئوال می برد نوع بیان و جملات فلسفی و پرمعنای راننده است. فکر نمی‌کنید این گونه صحبت کردن بیشتر شبیه یک استاد فلسفه باشد تا یک راننده تاکسی؟

ـ شاید در ابتدای فیلم این دوگانگی برای بیننده به وجود آید، ولی در ادامه متوجه می شود که این راننده مصداق بیرونی ندارد. او مرشدی است که در هیبت یک راننده به خواب ساسان می آید و با او بر سر یافتن حقیقت بحث می کند. به همین خاطر لغات و اصطلاحاتی که به کار می برد فوق العاده پرمعنا و فیلسوفانه است.

* این راننده تاکسی جزئی از ساسان و خاطرات گذشته اوست؛ خاطراتی که قسمت عمده آن در خارج شکل گرفته است. انتظار می رفت برخی دیالوگ‌ها به تبع سکانس ابتدایی فیلم به زبان انگلیسی باشد نه فارسی؟

ـ خود من هم متوجه این موضوع شده بودم، ولی چون آقای کورش تهامی (در نقش راننده تاکسی) زیاد به زبان انگلیسی مسلط نبودند، ترجیح دادیم همه دیالوگ ها به زبان فارسی باشد و برای نسخه خارج از کشور، بعضی از دیالوگ ها را به انگلیسی دوبله کنیم.

* بیشتر دیالوگ های فیلم پیچیده و پرتکلف است. به گونه ای که مخاطب با این طرز بیان احساس بیگانگی می کند و گاه نسبت به آن واکنش منفی نشان می دهد. بهتر نبود برای بیان منظورتان از دیالوگ‌های ساده‌تر و امروزی استفاده کنید؟

ـ ببینید اکثر اتفاقات فیلم در دهه 30 می گذرد. من خوب به یاد دارم که مردم آن زمان اهل کتابخوانی و علاقمند به ادبیات بودند. من خودم اکثر کتاب‌های چخوف، داستایفسکی، تولستوی و ... را خوانده بودم. این دیالوگ ها در زبان خودش دلچسب و متداول بود. ضمن اینکه این دیالوگ های پیچیده و پرمعنا را یک دانشجو بیان می کند و کاملا طبیعی است که اینگونه صحبت کند.

* از ترکیب بازیگران فیلم راضی هستید؟

ـ صد درصد. من همان لحظه اول که کامبیز دیرباز را دیدم، به خودم گفتم این خود رشید علی اف است. با او صحبت کردم و دیگر سراغ بازیگر دیگری نرفتم. به نظر من او در این فیلم بهترین بازی خود را ارائه داد. الهام حمیدی هم کاملات مناسب نقش سارا است. سارا سادگی و لطافت خاصی داشت که فقط حمیدی می توانست آن را ایفا کند. به نظر من همه بازیگران خوب و در حد جهانی بودند.

* نقش ساسان سرکش را از ابتدا برای خودتان نوشته بودید؟

ـ من به دو دلیل اصرار داشتم این نقش را خودم بازی کنم و از همان ابتدا نقش را برای خودم نوشتم. یکی اینکه در ایران بازیگری که کاملا بر زبان انگلیسی مسلط باشد و بتواند بدون لهجه صحبت کند سراغ نداشتم. دلیل دیگر اینکه اکثر مردم دنیا من را به چهره می شناسند و حضورم در فیلم به فروش آن کمک می کند. آخرین بار که در فستیوال کن بودم، خیلی ها از فیلم جدیدم می پرسیدند.

* استقبال مردم از فیلم همانی است که قبلا انتظار داشتید؟

ـ البته من توقع بیشتری داشتم ولی به نظرم فیلم زمان مناسبی اکران نشده است. همزمانی با ماه رمضان از یک طرف و پخش فوتبال و سریال های پرمخاطب از طرف دیگر باعث می شود مردم چندان میلی به سینما رفتن نداشته باشند. ضمن اینکه تبلیغات ما برای فیلم خیلی کم است.

* فکر می‌کنید با توجه به این که فیلم حتی در سینمای ایران ضعیف تلقی میشود،می‌تواند در بازار جهانی موفق باشد؟

ـ اولا من اصلا با شما هم عقیده نیستم.ثانیا من از ابتدا فیلم را با نگاهی به بازار جهانی ساختم. می خواستم فیلمی ماندگار و قابل بحث بسازم. فیلمی که هویت، آرزو، دیانت، عشق و ... انسان ها را به تصویر بکشد. فکر می کنم فیلم در ذهن همه مردم می ماند. مثل "کازابلانکا"، "دزد دوچرخه" و بسیاری از فیلم های مطرح و خاطره انگیز دنیا.

* خیلی از منتقد های سینمای ایران معتقد اند این فیلم را میتوان به  نوعی ضعیف ترین فیلم سینمای ایران تلقی کرد،بنا براین شما فکر نمی کنید این فیلم یکی از بد ترین کارها در کارنامه ی هنری بازیگرانی مثل الهام حمیدی،کامبیز دیرباز و کوروش تهامی است؟

ـ من از قدرت در این فیلم حرف میزنم و شما از ضعف.

{در این قسمت آقای زرین دست از جواب دادن به دو سوال بعدی خودداری می کنند}

* فیلم بعدی‌تان را با همین نگرش می سازید؟

ـ نه. ممکن است این فیلم هرگز تکرار نشود. موضوع فیلم "سرگیجه" این قابلیت را داشت که مفاهیم والای انسانی را بیان کند. ضمن اینکه من شش ماه مشغول دیدن لوکیشن های فیلم بودم و سعی کردم چهره ای زیبا از کشورم به تصویر بکشم. "سرگیجه" فیلمی جهانی است و باید دیده شود.

* با این وجود به نظر می‌رسد توقع دارید فیلم‌تان به آکادمی اسکار فرستاده شود؟

ـ من عضو کانون کارگردانان آمریکا هستم و در این کشور من را کاملا می شناسند. اگر دوستان در هیئت انتخاب بر اساس رابطه عمل نکنند و "سرگیجه" را به اسکار بفرستند، صد درصد شانس حضور در بین پنج نامزد بهترین فیلم خارجی را دارد. این فیلم از لحاظ تکنیک خیلی بالاتر از فیلم های دیگر است. تدوین بسیار خلاقانه و فوق العاده دارد. من باید سه دوره مختلف را می شکافتم تا منظور فیلم بیان شود. تدوین فیلم "سرگیجه" روان و فلسفی است و هر کس نمی تواند این کار را انجام دهد.

این مصاحبه به صورت غیر حضوری و با تاخیر زمانی انجام شده است.

 با تشکر از آقای زرین دست

    مصا حبه از احمد دستاران

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 4:1 PM |

۱)کارگردان "کوارتت":همیشه دوست دارم با انتظارات تماشاگر بازی کنم

کارگردان "کوارتت":
همیشه دوست دارم با انتظارات تماشاگر بازی کنم
نشست خبری نمایش "کوارتت" به کارگردانی امیررضا کوهستانی با حضور کارگردان، مهین صدری نویسنده، یکی از بازیگران نمایش و اصحاب رسانه صبح امروز در تالار مولوی تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در این نشست کوهستانی که متن نمایش را مشترکا با صدری نوشته، در مورد ایده آن گفت: "خانم صدری فیلمی مستند درباره زندگی مردی که چهار نفر از اعضا خانواده خود را به قتل رسانده ساخته بود. برای من این آدم جالب به نظر آمد و اینکه چطور شد به این نقطه رسید. مصاحبه با دختران جوانی که مرتکب قتل شده بودند را هم خواندیم و خواستیم این موضوع بررسی کنیم."

وی در ادامه افزود: "در کنار آن طراحی صحنه و شیوه اجرایی خاص نمایش بیشتر مرا راغب به اجرای آن کرد. کار را بر اساس حرف زدن‌ها گذاشتیم ولی سعی کردیم از یک ملودی در تغییر ریتم و کات زدن صحبت‌ها استفاده کنیم. "کوارتت" یک اصطلاح موسیقی است که در آن چهار ساز به صورت همزمان می‌نوازند و اینجا سازهای ما چهار شخصیت نمایش بودند."

کوهستانی خاطرنشان ساخت: "کارهای من را رادیویی می‌نامند. برای خود من رادیو خیلی جذابتر از تلویزیون و سینماست، چون مملو از تصویر است. من خیلی بیشتر با چیزهایی کار می‌کنم که دیده و گفته نمی‌شوند و تصور مکان برای من بسیار مهم است. تصور موقعیت برای من جذابتر از آن است که آن را نشان دهم. ذهن خلاقه حین شنیدن برای من جذاب است. "

کارگردان نمایش "کوارتت" ادامه داد: "من همیشه دوست دارم با انتظارات تماشاگر بازی کنم و به نوعی انتظارات دیگر برای من جذابتر است. در این نمایش با این که از مونیتور و دوربین و تصویر استفاده شده، ولی بیشتر حرکت درون تماشاگر ایجاد می‌شود تا روی صحنه. بیشتر دوست دارم انتظارات را به چالش بکشم و به این طریق زیبایی‌شناختی برای هر آدم تمرین شود."

به گفته وی، یکی از مشکلات موجود تئاتر فکر نکردن اکثر هنرمندان تئاتر به شیوه‌های جدید و مشکل دیگر طراحی نکردن امکانات تئاتری و سالن‌ها برای اجرای این شیوه‌هاست. در ایران هیچ سالنی غیر از تالار مولوی به خاطر جایگاه متحرک قابلیت اجرای نمایش "کوارتت" را نداشت و در همین سالن امکان میز نور پرتابل وجود ندارد.

کوهستانی یکی دیگر از مشکلات موجود در تئاتر را تقبل هزینه توسط کارگردان دانست و آن را ناشی از نبود مدیریت مالی در تئاتر عنوان کرد. وی افزود: "وقتی اداره کل هنرهای نمایشی به کارگردان می‌گوید در مرحله آخر با وی تسویه حساب می‌کند، کارگردانان از کمترین و نازلترین امکانات استفاده می‌کنند که این در کیفیت آثار تأثیر منفی می‌گذارد. من تا به حال حدود 15 میلیون تومان هزینه کرده‌ام که امیدی به بازگشت آن نیست."

کارگردان نمایش "کوارتت" از حضور گروهی از مدیران یک جشنواره خارجی در سالن اجرای نمایش طی یک ماه آینده خبر داد و اجرای خارجی آن را منوط به انتخاب این گروه دانست. نمایش "کوارتت" با بازی آتیلا پسیانی، باران کوثری، حسن معجونی و مهین صدری از سه‌شنبه 27 شهریور ساعت 20 در تالار مولوی اجرای خود را آغاز کرده است.

۲)"کوارتت" برای منتقدان و خبرنگاران اجرا می‌شود

اجرای عمومی نمایش "کوارتت" به نویسندگی و کارگردانی امیررضا کوهستانی از سه‌شنبه 27 شهریور در تالار مولوی برای اهالی مطبوعات و رسانه‌ها آغاز می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، خبرنگاران و منتقدان ساعت 45/19 فردا میهمان اولین اجرای این نمایش هستند که در آن بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، حسن معجونی، مهین صدری و باران کوثری ایفای نقش می کنند.

از دیگر عوامل این نمایش می توان به محمدرضا حسین زاده مجری طرح و دستیار، آنکیدو دارش افکت و موسیقی، پدرام حربی طراح پوستر و بروشور و عباس غفاری مدیر روابط عمومی اشاره کرد. "کوارتت" دو داستان درباره دو دختر و دو مرد است که به موازات هم پیش می رود.

۳)گزارش تصویری / نمایش "کوارتت" به کارگردانی امیررضا کوهستانی

نمایش "کوارتت" به نویسندگی و کارگردانی امیررضا کوهستانی امروز در تالار مولوی برای منتقدان و خبرنگاران و از فردا برای عموم مردم روی صحنه می‌رود.

 

 

 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 3:48 PM |

              

نظرات خود را در بخش نظرات وبلاگ ارایه دهید.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 0:30 AM |
نامت نمی برم كه دلم گوش می كند
یادداشتی بر نمایش «رویاهای رام نشده» نوشته ایوب آقاخانی به كارگردانی سیاوش طهمورث.
همیشه همینجور بوده. از مرمركلام چیزی بتراشی كه شعر از آن ببارد و تندیسی بسازی از فانوس خیال كه نقص را معنا نكند و قواره ای كامل كه شرم نابش همیشه تا همیشه با تو باشد.
آخرش را من اینگونه می نویسم؛ دست رنجت می شود امیدواری و تا هست ولوله ته دل را نمی دانی چه كنی. گیزگیز یواش پوست را كه در رویه ای مازوخیستی خوشان خوشان با تو می گردد و خسته ات می كند، دوست داری. این همان چیزی است كه در رویاهای رام نشده افسار گسیخته و از میان بازی گریخته. او شخص، اینجا غائب است.
حضوری اثیری كه در تداوم اجرا متوجه اهمیت ذات موجود او خواهیم شد. این غائب حاضر قطب و محوری است كه جریان چرخاندن متن را حول خود گرفته و آن (و البته خودش را) دستخوش تعبیر و تفسیر می كند. كسی كه اینجا غائب است انگار آینه ای است شكسته كه هر لته اش را كسی یافته و برای خودش آینه ای ساخته تمام قد و یا بهتر این كه همان پرسیمرغ منطق الطیر عطار كه بر جهان افتاد و خلق خدا هزار جور رنگ و حرف از توش بیرون كشید و سرآخر از مولانا كه گفت: پیش چشمت داشتی شیشه كبود/ زان سبب عالم كبودت می نمود. این حضور محسوس كه در رویاهای رام نشده، نیست و ما نمی شناسیمش، وصله اتحاد مكانی است به نام قهوه خانه جنت.
در پازل قهوه خانه همه آدم ها، هر كدام به طریقی مستقیم و غیرمستقیم با هم مرتبط اند. قهوه خانه اینجا هویت آدم هایش را با آثار همدست خود متفاوت می بیند. جنت پا فرا پیش می گذارد و مجموعه آدم هایش را در اشكال گونه گون ارنج می كند. كولاژی از سلایق و هستی های مختلف. نام قهوه خانه، آدرس محله اش و اسم و رسم آدم ها كه در مناسبات، آنها را می شناسیم همه در یك سیر نشانه پذیر معلول از اتفاقی بزرگ تر و تلمیحی از باورهای بومی مخاطب است كه در جریان متن به خوبی مستحیل است و تماشا گر می تواند در آبرود متن بگردد و هر لحظه اشارتی، كنایتی و منظوری را به قصد كشف صید كند. كار دشواری نیست. متن در خور از ادبیاتی متنوع است كه بر فراخور ذائقه و طبقه كاراكترهای متعدد، تعریف می شود. این گفته فضای حاكم را دوره كرده و در برآیندی آگاهانه، اشكال معناگرایانه، نشانه های نازك و حركت وضعی داستانی را در هم سالاد می كند.
آنچه در «رویاهای رام نشده» دیده می شود جنمی ایده آلیستی است كه در مسیری آرمان خواهانه، ایوب آقاخانی آن را در زمین مقدس نیز تربیت كرده. اما اینجا و اینبار فضا در كهنگی غلیظی از نوستالژی به كار گرفته می شود. فضایی كه به ظاهر از دل یك جریان تئاتریكال صاحب رسم بیرون آمده ولی در عین حال از آن بری و دارای مولفه های قائم به خود است.
این طریق در ترتیب چینش آدم ها در طول اجرا و تكه های منفصل اكتیك مفید می افتد و می تواند خلاء ای را كه مشمول زمان و وقت شده برای ما به خوبی نشان دهد. یعنی یك جریان متصل و زنجیری ولی در عین حال گسسته و جدا كه در هر تكه از خود تماشاگر را نسبت به موقعیت مقصود نهایی معطل می گذارد. این تعلل و پارگی قصه ها در ترسیم كلی مقصود داستان بسیار موثر است. مگر در تكه گروهبان ابراهیمی كه بساطی لاینقطع و ممتد دارد.
نیاز قیچی خوردن و مكث در این قطعه محسوس است. ولی این اتفاق نیفتاده و ما درگیر می شویم بین دو فضای سرآسیمه و شتابناك كه در هم قفل شده است.
در كارگردانی، سیاوش طهمورث، ابتدا و پایان اثرش را با ترانه ای محزون و عاشقانه، تفال می كند كه نغمه اش با اكثر ذهن جماعت آشناست.
این مخاطب نوازی و سهولت آغازین، تماشاگر را با جلوه ای بی پیرایه از كار مواجه می كند كه اگر چه شاید عاری از تكرار نباشد و خالی از وقار، اما این حسن را دارد كه سركتابی است بر آنچه بعدتر خواهیم دید. جوش هایی شرقی با افاده های آشنا و آدم هایی نزدیك، خودی و عرفان پنهان در زیر لایه متن كه دور از اطناب روشنفكرانه، ارایه می شود.
آنچه اما و اگر پیش می كشد و پرسش می انگیزد آخر نمایش است. حضور وهم آلود زنی روی پوشیده و همانقدر غریب. حضوری كه تمام نبودنش را خدشه دار می كند. هرچند ذهنی و هر قدر ضمنی. ما ناظر چند دسته انسانیم كه هر یك دلخواه یا تحت شرایطی مجبور، منتظر یا مشتاق دیدار ( بعضا مجدد) این فرد هستند. و این توفیق دست نخواهد داد.
این چیزی است كه ما می دانیم. جهل كاراكترهای داستانی را گواه می گیرم بر سطور ناشناخته آینده كه هیچ نشانی مشخصی را از رفتارشناسی او در ذهن مخاطب دقیق نمی كند و این كه مخاطب در طول اجرا با مختصاتی كلی از آدمی رشد كرده، كه ذكر جزییات و یا حصول عینی او را چه بهتر كه پذیرا نباشد.
مخاطب علاوه بر دانایی و اشراف بر تمام اجتماع خرده قصه ها باز همسو با آدم های نمایش دوست تر می دارد كه نتیجه در همان صورت پنهانی و نبود حضور خلاصه شود. این رویا نیز در ذهن مخاطب چالاك شده. بی تاب سركشی می كند و چه بهتر كه همین بماند. حضور صندلی توخالی و آدم هایی كه همه در ذهن كاراكترها خاطره اند. بعد از خبر مرگ شخصیت غائب سركشی ژاژیك ما را به جنبش می كشاند و واژه انتظار را قشنگ معنا می كند.
این در حالی است كه با دیده شدن زن در آخر نمایش و در فضایی خیال گون قهوه چی از وجنات و ابهام او می كاهد. وقتی حضور ذهنی و رویا بافته او در صحنه جسم می شود و برخلاف زن دیگری كه ما او را می شناسیم و می پذیریمش از خودش می كاهد. حرف من این است كه با آمدنش در حق ما كم لطفی كرد و كاش نبود و ما از زیارتش محروم می ماندیم.
 
منبع:بهار سینما
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 0:20 AM |
ارژنگ امیرفضلی، «همخانه» تازه مهرداد فرید
«ارژنگ امیرفضلی» به مجموعه بازیگران «همخانه»، دومین فیلم «مهرداد فرید» پیوست.
«ارژنگ امیرفضلی» به مجموعه بازیگران «همخانه»، دومین فیلم «مهرداد فرید» پیوست.
با تایید تست چهره‌پردازی، «ارژنگ امیرفضلی» به جمع بازیگران فیلم «همخانه» پیوست.
بنا بر این گزارش؛ بازی بابك بادكوبه و علی مردانه با خاتمه فیلمبرداری سكانس‌های مربوط به رستوران پایان یافت.
همچنین در یكی از سكانس‌های «همخانه» همه عوامل پشت صحنه فیلم (حتی فیلمبردار) در یك سكانس، تك تك جلوی دوربین آمده‌اند و بازی كوتاهی ارائه كرده‌اند. این سكانس،‌به نوعی قرار است تیتراژ غیررسمی میان فیلمی «همخانه»‌باشد كه به همراه دو تیتراژ دیگر، شناسنامه متفاوتی را برای این فیلم ایجاد خواهد كرد.
علیرضا اشكان، ارژنگ امیر فضلی، بابك بادكوبه، بهنوش بختیاری، عسل بدیعی، ارژنگ امیرفضلی، مریم بوبانی، بیتا سحر خیز، اكبر عبدی، شهرزاد كمالزاده، سمیه لرستانی، علی مردانه و مجید مشیری بازیگران «همخانه» هستند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «مهسا» دانشجوی ترم آخر شهرستانی است كه به خاطر نمره نیاوردن در یك درس، ناچار است یك ترم دیگر در تهران بماند. اما او كه تا كنون برای اقامت در تهران با چند تن از دانشجویان هم دوره ای خود هم اتاق بوده، با فارغ التحصیل شدن آنها مجبور است به فكر جایی دیگر برای اقامت باشد. اما مگر پیدا كردن جایی مطمئن در دل غولی مثل تهران، برای دختری تنها و شهرستانی، به این سادگی است؟
این فیلم محصول پندار فیلم، جوزان فیلم و مركز گسترش سینمای مستند و تجربی است و به تهیه‌كنندگی مسعودجعفری جوزانی ساخته می‌شود.

فرشید كیخسروی آهنگساز «تعطیلات آخر هفته» شد
فرشید كیخسروی آهنگساز جوان ساخت موسیقی فیلم سینمایی«تعطیلات آخر هفته»را به كارگردانی محمد متوسلانی برعهده گرفت.
فرشید كیخسروی آهنگساز جوان ساخت موسیقی فیلم سینمایی«تعطیلات آخر هفته»را به كارگردانی محمد متوسلانی برعهده گرفت.
محمد متوسلانی بیان داشت: كیخسروی جوان آهنگسازی است كه تاكنون بیشتر در زمینه ساخت موسیقی فیلم كوتاه فعالیت كرده است و تنها فیلم بلند سینمایی كه او آهنگسازی كرده، هنوز در ایران اكران نشده است.
به گفته این كارگردان قدیمی سینما، كیخسروی توانایی ساخت موسیقی برای یك اثر بلند سینمایی را به بهترین نحو دارد.
متوسلانی همچنین به فارس گفت: فكر می‌كنم ساخت موسیقی و كارهای فنی فیلم، حداكثر تا یك ماه دیگر تمام شود و كار را برای نمایش عمومی آماده كنیم.
به گفته وی،فریدون خوشابا‌فرد امور صداگذاری و میكس این فیلم را برعهده دارد.
این كارگردان كه چند پیشنهاد برای كارگردانی پروژه‌ای تازه را دارد، قرار است با كسب پروانه نمایش «تعطیلات آخر هفته» دست به انتخاب و ساخت یكی از آنها بزند.
بر اساس این گزارش، «تعطیلات آخر هفته» داستان سرقت ماشین راننده جوانی توسط دختری را روایت می‌كند. اگر جوان ماشین را (كه متعلق به صاحب كارش است) ظرف ۲۴ ساعت نتواند پیدا كند كار اعتبار و آبرویش را از دست می‌دهد.
فیلمنامه این فیلم را خشایار الوند نوشته و هوشنگ نوراللهی تهیه‌كنندگی فیلم را برعهده دارد.
لادن مستوفی، مجیدصالحی، ساعد هدایتی، علی كاظمی، بهمن دان، محمدابهری، سعید پیردوست، زهره صفوی و حسن شكوهی جمع بازیگرانی هستند كه در فیلم متوسلانی حضور داشته‌اند.

اخبار مربوط به "حریم" را تکذیب نکردم
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "حریم" اخبار مربوط به این فیلم را که توسط رضا خطیبی کارگردان آن اعلام شده، تکذیب نکرده است.
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "حریم" اخبار مربوط به این فیلم را که توسط رضا خطیبی کارگردان آن اعلام شده، تکذیب نکرده است.
محمد احمدی در این باره گفت: "ما برای فیلم "حریم" با بازیگران بسیاری در حال مذاکره هستیم و دو بازیگری که از آنها برای حضور در این فیلم نام برده شده، شاید گزینه هایی متحمل تر باشند. اما چون هنوز پروانه ساخت صادر نشده نمی توانیم با آنها قرارداد قطعی امضا کنیم. من هم فقط اعلام کردم همه چیز به شکل قطعی پس از صدور پروانه ساخت مشخص می‌شود."
وی در رابطه با فیلم جدید خود "چگونه ارکستر هماهنگ می شود" هم گفت: "این فیلم هم اکنون توسط مستانه مهاجر تدوین خود را سپری می کند و تاکنون ۴۵ درصد از این مرحله به پایان رسیده است. با نزدیک شدن به مراحل پایانی تدوین برای ساخت موسیقی آن اقدام خواهیم کرد. البته در حال حاضر گزینه ای برای این منظور مد نظرمان نیست."
احمدی اولین اکران این فیلم را در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر عنوان کرد. در فیلم "چگونه ارکستر هماهنگ می شود" حمید فرخ نژاد، پریوش نظریه، حبیب دهقان نسب، احمد مهرانفر و ستاره چالاکی بازی می کنند.

بازی دنیرو درفیلم كیارستمی
روز گذشته ایرنا خبری را بر روی خروجی فرهنگی خود قرار داد كه آن را می‌توان مهمترین خبر پس از برگزاری جشن خانه سینما در این حوزه ارزیابی كرد.
روز گذشته ایرنا خبری را بر روی خروجی فرهنگی خود قرار داد كه آن را می‌توان مهمترین خبر پس از برگزاری جشن خانه سینما در این حوزه ارزیابی كرد.
رابرت دنیرو بازیگر سرشناس امریكایی قرار است در فیلم جدید عباس كیارستمی حاضر شود.ایرنا این خبر را به نقل از یك پایگاه خبری انگلیسی زبان كه از ذكر نامش خودداری كرده است منتشر كرده و همین مساله در وهله نخست حكایت از آن دارد كه این خبر چندان هم نباید به واقعیت نزدیك باشد چه اینكه وی هم اكنون در ایران حضور دارد و هفته گذشته نیز به صراحت از رسانه‌ها خواسته اخباری كه به او مربوط می‌شود را حتما از خود وی دریافت كنند.
به هر حال این خبر صحت داشته باشد یا خیر، فیلم جدید این كارگردان سرشناس ایرانی یعنی <رونوشت برابر اصل> كه پیش تولید آن از یـك سـال قـبـل آغـاز شـده اسـت را مـی‌تـوان پرحاشیه‌ترین فیلم این كارگردان در سال‌های اخیر دانست.چه زمانی كه او از زولیت بینوش - بازیگر سرشناس فرانسوی- برای گفت‌وگو در مورد این پروژه خواست به ایران سفر كند و چه حالا‌ كه اخباری در مورد هـــمــكــــاری بــــزرگــتــــریــــن بازیگر هالیوود با این پروژه مـنـتـشــر مـی‌شـود، چـنـیـن به نظر می‌رسد كه این پروژه كیارستمی با دیگر كارهای او فــــرق زیــــادی داشــتــــه باشد.از زمانی كه خبر آغاز پـیـش تـولـیـد <كـپـی بـرابر اصـل> منتشر شده است كیارستمی فرصت ساخت دو فیلم كوتاه دیگر را از دست نداده و همزمان با اخـبـاری كه در مورد این پروژه به رسانه‌ها درز كرده است فیلم كوتاه فرش ایرانی و گریه ساخته شده است.كیارستمی البته در همین اثنا دست به انتشار نسخه‌ای از دیوان حافظ نیز زد كه انتقادات بسیاری را در پی داشت و در سالهای اخیر اگرچه منتقدان او از جبهه فرهنگ و سینما بودند اما این بار در میان اهالی ادب نیز زمزمه های مخالفی را شنید اما او بی‌اعتنا همچنان مشغول تكمیل كلكسیون آفرینش هــــــــای هــــنــــــــری خــــــــود از فـیـلـمـسـازی و عـكـاسـی و هـــنـــــرهـــــای تـــجـــســمــــی تــــا بازخوانی دیوان لسا‌ن الغیب حافظ شیرازی است.
اگر خبر صحت داشته باشد و دنیرو وارد این پروژه شـــود مــی بــایـســت گـفــت سـیـنـمـــای ایـــران یــكــی از بی سابقه ترین اتفاقات خود را تجربه می كند چـه اینكه تاكنون در هیچ دوره‌ای حتی در درخشان ترین ایام فیلمسازی شبه استودیویی در ایران - بازیگری در قد و اندازه های رابرت دنیرو پا به ایران نگذاشته و با كارگردانی ساكن ایران همكاری نكرده است و این پروژه اگر به سر انجام برسد سرآغازی است برای دوره ای جدید در سینمای ایران. چه اینكه هم در ایران و هم در آن سوی آبهای اطلس، تردیدهای جدی ‌ در مورد همكاری های مشترك سینمایی وجود دارد.در این میان برخی نیز به این نكته اشاره می كنند كه نباید به چنین اخباری واكنش های جدی نشان داد چرا كه این همكاری می تواند در حد حضور افتخاری دنیرو دراین فیلم باشد. این فوق ستاره آمریكایی هم اكنون دستمزد هایی می گیرد كه گاهی از گردش مالی یكساله سینمای ایران هم بیشتر است رقمی كه قطعا شامل قانون تحریم آمریكا خواهد بود.نزدیكان كیارستمی در حال حــاضــر از آغــاز مــراحــل پـیـش تـولـیـد پـروژه <رونوشت برابر اصل> در ایران و اروپا سخن می گویند.آنها همچنین می گویند كه كیارستمی همه كارهای دیگر خود را تعطیل كرده و بر روی این پروژه متمركز شده است. اخبار دیگری نیز حاكی از احتمال حضور < هدیه تهرانی،‌بازیگر ایرانی - كه پیشتر مسئولیت دستیار كارگردانی فیلم بهمن قبادی را برعهده داشت- است.
این خبر صحت داشته باشد یا خیر ، فیلم جدیدعباس كیارستمی یعنی <رونوشت برابر اصل> پرحاشیه‌ترین فیلم وی در سال‌های اخیر است.

ایجاد نه سینما باظرفیت ۱۴۰۰ نفر در اکباتان تهران
در بزرگترین مجتمع فرهنگی رفاهی كشورکه در حال حاضر درشهرک اکباتان درحال احداث است ۹ سالن سینما به ظرفیت بیش از ۱۴۰۰ نفر ایجاد خواهدشد.
در بزرگترین مجتمع فرهنگی رفاهی كشورکه در حال حاضر درشهرک اکباتان درحال احداث است ۹ سالن سینما به ظرفیت بیش از ۱۴۰۰ نفر ایجاد خواهدشد.
این پروژه كه در حال حاضر بزرگترین مجموعه فرهنگی، تجاری و تفریحی در ایران محسوب می شود، در زمینی به مساحت ۱۹ هكتار بین فازهای ۱، ۲ و ۳ شهرك اكباتان در حال ساخت است. به طوری که از سمت غرب به فاز دو ، از سمت شرق به بزرگراه شهید ستاری و فازهای یک و سه شهرک محدود می گردد.بوستانی به مساحت ۱۵هكتار شامل فضای بازی كودكان و نوجوانان، غرفه های خدمات بهداشتی، مسجد، زمین های ورزشی، تالار و رستوران، ساختمان اداری، هتل، فرهنگسرا، پمپ بنزین، ،بازار بزرگ، تعمیرگاه، فروشگاه شهروند و پاركینگ خودرو در سه طبقه ساخته خواهد شد.
سینه کمپلکس یا مجتمع سینمایی این مجموعه دارای سالنهای مجزا می باشد. سالن های این مجتمع به شکلی طراحی شده است که بصورت همزمان چندین فیلم سینمایی و یا یک فیلم سینمایی در تمام سالن ها نمایش داده می شود و یکی از سالن های این مجتمع بعنوان سالن طلایی دارای بخش پذیرایی مجزا و صندلی های ویژه است. احداث این طرح از دوسال پیش آغاز شد اما به دلیل مشکلات حقوقی احداث آن چند ماهی متوقف ماند ولی مجددا احداث این مجموعه ادامه یافت.

تلاش برای اکران "خاک سرد" در گروه
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "خاک سرد" در تلاش است این فیلم را بعد از اکران عید فطر در یکی از گروههای سینمایی روی پرده بفرستد.
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "خاک سرد" در تلاش است این فیلم را بعد از اکران عید فطر در یکی از گروههای سینمایی روی پرده بفرستد.
رضا آشتیانی در این باره گفت: "با یکی از پخش کننده ها وارد مذاکره شده ایم که طی چند روز آینده با عقد قرارداد با آنها تکلیف اکران این فیلم مشخص خواهد شد. تلاش ما این است "خاک سرد" پس از اکران عید فطر در گروه سینمایی اکران شود."
وی درباره موفقیت فیلم "خاک سرد" در جذب مخاطب گفت: "در صورتی که این فیلم از تبلیغات خوبی برخوردار باشد مطمئن هستم با توجه به فضا و ساختار متفاوت قصه می تواند مخاطب را جذب کند."
آشتیانی در پاسخ به این سئوال که حضور محمدرضا فروتن تا چه اندازه در جذب مخاطب برای این فیلم موثر خواهد بود، گفت: "قطعا حضور بازیگری مثل فروتن بی تاثیر نیست. ضمن آنکه او در این فیلم با ظاهری متفاوت و دور از نقش های گذشته خود ظاهر شده و همین تازگی می تواند برای مخاطب جذاب باشد."
"خاک سرد" دومین ساخته سینمایی رضا سبحانی است که بر اساس فیلمنامه ای مشترک از او و یزدان عشیری جلو دوربین رفته است. این فیلم به حوادث پس از زلزله بم اشاره دارد و در آن هیلا اکرانی، رضا آشتیانی، ارسلان قاسمی و خلیل خواجه نظامی بازی کرده اند. "خاک سرد" در بخش میهمان بیست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد.

تقدیر از كرامتی در پاریس
مهتاب كرامتی به عنوان نماینده زنان سینمای ایران در پاریس تقدیر می شود.
مهتاب كرامتی به عنوان نماینده زنان سینمای ایران در پاریس تقدیر می شود.
به گزارش ایسنا، این برنامه در قالب هفته فرهنگ های خارجی در پاریس و توسط رایزنی های فرهنگی حدود ۶۰ كشور كه در پاریس خانه فرهنگ دارند برگزار می شود و در آن مهتاب كرامتی به عنوان نماینده زنان سینمای ایران، مورد تقدیر قرار می گیرد.بر اساس این گزارش همزمان با این مراسم كه روز بیست و چهارم سپتامبر (۲ مهر ماه ) برپا است، فیلم «آدم» به كارگردانی عبدالرضا كاهانی با حضور كرامتی و عبدالرضا كاهانی به نمایش در می آید و پس از آن مهتاب كرامتی درباره فعالیت های خود در زمینه سینما و نیز درباره فعالیت های خود با عنوان سفیر حسن نیت یونیسف در ایران مطالبی را ارائه می كند.همچنین روز بیست ودوم سپتامبر (۳۱ شهریور ماه) خانه فرهنگ ایران در پاریس به طور مستقل برنامه دیگری را برای معرفی مهتاب كرامتی برگزار می كند.كرامتی در فیلم های «مردی از جنس بلور»، «مردبارانی»، «مومیایی۳»، «مریم مقدس»، «بهشت از آن تو»، «شاه خاموش»، «ملاقات با طوطی»، «هشت پا»، «رستگاری در هشت و بیست دقیقه»، «آدم»، «پاداش سكوت» و اخیراً در فیلم «آتش سبز» به ایفای نقش پرداخته است.

امین تارخ: معضل سینمای ایران كمبود سالن های نمایش است
امین تارخ تحصیلات آكادمیك را ضامن كسب موفقیت برای علاقه مندان و مشتاقان بازیگری دانست و گفت: جرقه های سینما در دوران نوجوانی كه دوران كشف و شهود است اتفاق می افتد.
امین تارخ تحصیلات آكادمیك را ضامن كسب موفقیت برای علاقه مندان و مشتاقان بازیگری دانست و گفت: جرقه های سینما در دوران نوجوانی كه دوران كشف و شهود است اتفاق می افتد.
تارخ گفت: خودم در دوره نوجوانی و برحسب اتفاق وارد عرصه بازیگری شدم، آن زمان انجمن های فعال زیادی بود و من جذب انجمن تئاتر شدم. وی افزود: تئاتری دیدم و آنقدر شیفته آن تئاتر شدم كه با خودم گفتم، چرا من نباید جای آنها باشم ؟! همیشه این قیاس ها باعث می شود، آدم وارد كار شود. از ۱۸ سالگی بود كه تصمیم گرفتم به شكل آكادمیك این كار را دنبال كنم و همین شكل آكادمیك هر كاری ست كه زوایای پنهان و تاریك كار هم مشخص می شود، به همین خاطر توصیه ام این است كه جوان ها تنها از روی علاقه و احساسات شان دنبال كار سینما نروند، بلكه از طریق آكادمیك و دانشگاهی این كار را پی گیری و دنبال كنند.
این بازیگر سینما مسعود كیمیایی را كارگردانی صاحب سبك دانست و گفت: وقتی آدم می خواهد در مورد یك كارگردان مشهور و صاحب سبكی مثل كیمیایی صحبت كند، باید محتاط صحبت كند. بارها درباره كیمیایی گفته ام كه كارگردان بزرگ و صاحب سبكی است كه به تنهایی بخشی از تاریخ سینمای ایران را به دوش خود حمل می كند، ولی متأسف هستم كه سالهاست نتوانسته موفقیت و كیفیت فیلم های خود را دوباره تكرار كند. كیمیایی نیازمند یك شوك است و دوستان خودش هم باید این شوك را به او وارد كنند. كیمیایی باید به جوان ترها اعتماد كند. بازیگر فیلم های «رئیس» و «پابرهنه در بهشت» با دفاع از كارنامه بازیگری خود در سینما گفت: من سینما را با بهرام بیضایی و «مرگ یزدگرد» شروع كردم، همكاری خود را با كارگردان هایی مثل علی حاتمی، مهرجویی، كیمیایی وبیضایی ادامه دادم. اما كار من به «عشق +۲ » ختم شد. در سینمای ایران معمولا فرود بیشتر از فراز است، در سینما شكل ظاهری بیشتر وجود دارد تا باطن، در سینمای ایران با یك دستور و یا یك اتفاق همه چیز نابود می شود و یا شكل دیگری به خود می گیرد. به گزارش ایسنا، امین تارخ یكی از بزرگترین مشكلات و معضلات سینمای امروز ایران را كمبود سالن سینما دانست و گفت: یكی از عمده ترین و بزرگ ترین مشكلات حال حاضر سینما ایران كمبود سالن سینماست.

 
در ستایش طنز موقعیت
شکی نیست که مجموعه‌های طنز ۹۰ قسمتی در دوران رکود خود هستند، اما در میان همین رکود و بیمزگی اتفاقی در جریان است که می‌تواند نویدبخش روزهایی خوش باشد.
شکی نیست که مجموعه‌های طنز ۹۰ قسمتی در دوران رکود خود هستند، اما در میان همین رکود و بیمزگی اتفاقی در جریان است که می‌تواند نویدبخش روزهایی خوش باشد.
هر چند مهران مدیری سلطان بی‌رقیب تلویزیون در عرصه طنزهای شبانه است، اما متاسفانه او هیچوقت نخواست یا نتوانست خود را از دیالوگ‌محوری و شوخی‌های زبانی رها و کمی از انرژی‌اش را صرف خلق طنزهای موقعیت کند.
البته مدیری در تمام این سال‌ها گاهی نبوغی نشان می‌داد، ولی اجرای نادرست آن نبوغ نه تنها باعث ادامه خنده مخاطب نمی‌شد، بلکه فضایی بیمزه و کشدار به وجود می‌آورد که حتی دیالوگ‌ها هم توانایی ذره‌ای دخالت در آن و ایجاد خنده نداشتند.
با اینکه توجه به کمدی موقعیت در آثار مدیری در ضربه زدن با شکم بامشاد در "نقطه‌چین"، پرتاب کیف در "پاورچین"، دعواهای فرهاد و داود برره یا با لوله بر سر افراد زدن در مجموعه‌های دیگر دیده می‌شود، اما در مجموع فضای حاکم بر کارهای مدیری فضایی محدود، بسته و از لحاظ فضای حرکتی بازیگران بسیار کرخت است.
شاید وجود تیم قدرتمند نویسنده در آثار مدیری و قدرت خلاقیت او و دیگر کمدین‌های گروهش در استفاده از تکیه‌کلام‌ها و گویش‌های من‌درآوردی و لحن‌های گوناگون باعث دوام و حضور طولانی او در سیما شده باشد، اما همین مزایا امروز دیگر معایب آثار مدیری هستند. نکته قابل تامل در کارهای مدیری مجموعه "شب‌های برره" است که در آنجا به علت داشتن فضاهای خارجی متعدد و محیط باز و نوع داستان‌ها و روایت‌ها، فضایی برای طنز موقعیت فراهم بود.
البته می‌توان گفت مدیری هم به زیرکی این را دریافته بود، اما این کمدی‌های موقعیت و این فضاهای طنزآمیز از چیزی مثل افتادن کور در حوض یا مسخره کردن رقص‌های محلی فراتر نرفت و اگر هم کمدی موقعیتی ایجاد شد به دلیل کم‌تجربگی از بین رفت. این بی‌تجربگی مربوط به کل سینما و تلویزیون ماست نه فقط شخص خاص.
اما در کنار مدیری کارگردان‌های دیگری هم در ساخت مجموعه‌های ۹۰ قسمتی طبع‌آزمایی کرده‌اند که از میان آن رضا عطاران با رویکردی متفاوت و توجه بیشتر و علمی به کمدی موقعیت پا به این عرصه گذاشته است. در اینجا قصد پرداختن به نقاط قوت و ضعف کار عطاران را نداریم، ولی او را به نوعی پایه‌گذار توجه به کمدی موقعیت در سیماست. از این جهت که برای ایجاد اتفاق طنزآمیز برنامه دارد و بلد است چگونه با کمدی موقعیت از تماشاگر ایرانی خنده بگیرد.
فضای پرتحرک داخلی و وسعت و تعدد فضاهای خارجی در کارهای عطاران به او این امکان را می‌دهد که از تعقیب و گریزها و انواع حرکات و رفتار استفاده کند و بدون دیالوگ از مخاطب خنده بگیرد. در فضای موقعیت دیالوگ باید به نوعی مکمل فضا باشد و صحنه طوری طراحی شود که بدون صدا هم مخاطب را به خنده اندازد. مورد مهمی در طنز موقعیت که رد پای آن در تمام تاریخ سینمای کمدی بسیار کمرنگ است و بسیاری از کمدی‌های ایرانی در حقیقت نسخه تصویری نمایش‌های رادیویی هستند.
به این ترتیب توجه به کمدی موقعیت چیزی است که گریبان سازندگان مجموعه‌های طنز را گرفته و اتفاقا این اتفاق خوش‌یمنی است. چرا که در سینما و تلویزیون اصل و اساس بر وجه تصویری اثر است و خندیدن نباید فقط در اثر شنیدن دیالوگ بامزه اتفاق بیفتد.
مجموعه طنز "چارخونه" که تا پیش از ماه مبارک رمضان هر شب روی آنتن شبکه سه می‌رفت و قرار است پس از حدود یک ماه وقفه با سر و شکلی جدید پخش آن از سر گرفته شود، به خوبی توانست از وجود بازیگران چهره و معروف مجموعه‌های طنز برای جذب مخاطب استفاده کند. اما اگر بخواهیم "چارخونه" سروش صحت را از لحاظ چگونگی کمدی موقعیت بررسی کنیم، باید گفت سازندگان آن از همان ابتدا به وجود طنز موقعیت در مجموعه تاکید داشتند.
آنچه مسلم است این اتفاقات کمیک در اوایل پخش مجموعه بسیار بیشتر بود و هر چه "چارخونه" پیشتر رفت مانند "ترش و شیرین" عطاران از تعداد شوخی‌های موقعیت آن کم شد. "چارخونه" هم مانند دیگر مجموعه‌هایی که به کمدی موقعیت توجه داشتند در خلق برخی صحنه‌ها و واکنش‌ها موفق بود و سازندگان آن سعی داشتند با استفاده از ابزار صحنه در کنار دیالوگ‌ها و روند اصلی داستان یک موقعیت طنز ایجاد کنند.
اما نکته اینجاست که گرچه در "چارخونه" در برخی موارد چیزهایی شنیده می‌شود که فراتر از خطوط قرمز است، ولی کاش این مجموعه می‌توانست کمدی موقعیت را جدیتر بگیرد و تا پایان از آن بهره ببرد. اما پیوستن شخصیت نظیر شنبه با بازی جواد رضویان به "چارخونه" که متاسفانه شخصیتی دیالوگ‌محور و رادیویی است، مجموعه را به سمت طنز رادیویی پیش برد، در حالی که می‌شد این شخصیت را سینمایی با حرکات رفتاری کمیک طراحی کرد.


پایان بازی «محمد كاسبی» در «سامیه»
بازی «محمد كاسبی» در سریال «سامیه» به‌ كارگردانی «محمدرضا زهتابی» به پایان رسید.
بازی «محمد كاسبی» در سریال «سامیه» به‌ كارگردانی «محمدرضا زهتابی» به پایان رسید.
این سریال كه كارگردانی آن را محمدرضا زهتابی برعهده دارد، اكنون از نیمه گذشته و بازی محمد كاسبی، كیوان محمودنژاد و محمد صدیقی در آن به پایان رسیده است.
بنابراین گزارش، محمد بهار ساخت موسیقی این سریال را برعهده دارد و تدوین همزمان این سریال نیز توسط محسن توكلی به صورت همزمان انجام می‌شود.
پیش‌بینی شده كه این سریال در فصل پاییز از شبكه یك سینما پخش شود.
به گزارش فارس، این سریال با مشاركت كمیته امداد امام خمینی (ره) در گروه فیلم و سریال شبكه اول سیما تهیه می‌شود و داستان دختری به نام سامیه را دنبال می‌كند كه دانشجوی حقوق است و به‌ صورت پاره وقت با كمیته امداد همكاری دارد.
او یك مددكار اجتماعی است و هر بار با ماجراهای مختلفی در ارتباط با مددجویان خود مواجه می شود كه داستان‌های مختلف این سریال را تشكیل خواهند داد.
وی در ادامه با بیان اینكه این مجموعه به كارگردانی «محمدرضا زهتابی» ساخته می‌شود،اظهار داشت:سریال سامیه در ۱۹ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تولید می‌شود و بازیگرانی چون جعفر دهقان، محمد كاسبی،آتنه فقیه نصیری، فرامرز صدیقی، ثریا قاسمی، امید زندگانی، سولماز غنی، كیوان محمودنژاد و افسانه ناصری در آن به ایفای نقش می‌پردازند.

"کلانتر ۳" در پنج اپیزود ساخته می‌شود
محسن شاه‌محمدی سری سوم مجموعه تلویزیونی "کلانتر" را در ۲۶ قسمت و در قالب پنج اپیزود تولید می‌کند.
محسن شاه‌محمدی سری سوم مجموعه تلویزیونی "کلانتر" را در ۲۶ قسمت و در قالب پنج اپیزود تولید می‌کند.
شاه محمدی در توضیح بیشتر این خبر گفت: "در حال حاضر مشغول نگارش فیلمنامه این مجموعه هستم که این مرحله تا دو ماه دیگر به پایان می رسد و بلافاصله پس از آن تولید این پروژه را شروع خواهم کرد."
وی در ادامه افزود: "مجموعه "کلانتر ۳" قرار است برای پخش در ۲۶ قسمت تولید شود که این ۲۶ قسمت شامل پنج قصه مستقل است. "دخترعمو"، "دوستان" و "قاتل" نام برخی از اپیزودها ی این مجموعه است."
شاه محمدی درباره حضور مجدد ایرج نوذری در نقش کلانتر در سری سوم این مجموعه گفت: "گزینه اول برای نقش کلانتر ایرج نوذری است و تلاش دارم از او برای این نقش استفاده کنم. مشروط به اینکه او در زمان تولید پروژه "کلانتر ۳" فرصت برای حضور در این کار را داشته باشد."
کارگردان مجموعه "کلانتر" درباره تفاوت های سری سوم این مجموعه با سری اول و دوم آن گفت: "تمام سعی من بر این است که فیلمنامه های این سری جذاب و پرتعلیق باشد و مهمتر از آن ساختار مجموعه است که در حین تصویربرداری باید آن را رعایت کنم."
شاه محمدی در پایان ابراز امیدواری کرد این مجموعه مانند سری اول و دو آن مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد. او در این باره گفت: "تمام تلاشم بر این است که نظر مخاطب را جلب کنم؛ چرا که می دانم در غیر این صورت کاری بیهوده انجام داده ام."

"پول کثیف" هنوز صدرنشین است
مجموعه تلویزیونی "پول کثیف" با ۹/۵۷ درصد بیننده به عنوان پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی هفته اول شهریورماه معرفی شد.
مجموعه تلویزیونی "پول کثیف" با ۹/۵۷ درصد بیننده به عنوان پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی هفته اول شهریورماه معرفی شد.
بر اساس نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما مجموعه تلویزیونی "پول کثیف" در هفته اول شهریور با ۹/۵۷ درصد و میزان رضایت ۵/۸۷ درصد به عنوان پربیننده ترین مجموعه ایرانی انتخاب شد.
همچنین سریال "جواهری در قصر" با ۶۶ درصد بیننده و ۹۲ درصد رضایت به عنوان پربیننده ترین مجموعه در بین مجموعه های داخلی و خارجی سیما در هفته اول شهریور ماه معرفی شد.

فخیم‌زاده "بازپرس" را برای سیمافیلم می‌نویسد
مهدی فخیم‌زاده تا اواسط آبان‌ماه نگارش فیلمنامه مجموعه تلویزیونی "بازپرس" را به پایان می‌رساند.
مهدی فخیم‌زاده تا اواسط آبان‌ماه نگارش فیلمنامه مجموعه تلویزیونی "بازپرس" را به پایان می‌رساند.
سایت خبری سیمافیلم اعلام کرد طرح کلی فیلمنامه "بازپرس" آماده است و فخیم‌زاده تاکنون قسمت های اولیه آن را نیز به اتمام رسانده است. وی قرار است به محض آماده شدن فیلمنامه و شرایط کار، کارگردانی این مجموعه را برای مرکز سیمافیلم آغاز کند.
فخیم‌زاده که معمولا فیلمنامه کارهایش را خودش می‌نویسد، درباره زمان مناسب برای کلید زدن مجموعه "بازپرس" گفت: "قرار است در صورت پیشرفت کار دی یا بهمن ماه تصویربرداری را آغاز کنیم." این مجموعه نگاهی ویژه به فعالیت های قوه قضائیه دارد و در جهت ارتباط و نزدیکی بیشتر مردم با این نهاد گام برمی دارد.
از فخیم زاده یک مجموعه به نام "بیصدا فریاد کن" در نوبت پخش از شبکه دوم سیما قرار دارد که پس از پایان ماه مبارک رمضان و سریال های ویژه آن، مهرماه پخش خواهد شد. این سریال در ژانر پلیسی ساخته شده و به معضل مواد مخدر و پیامدهای قرص‌های تقلبی روانگردان می پردازد.

مجموعه «گنج مظفر» به‌زودی تكثیر می‌شود
مجموعه «گنج مظفر» به كارگردانی «مهران مدیری» در مرحله تكثیر است و به زودی وارد بازار خواهد شد.
مجموعه «گنج مظفر» به كارگردانی «مهران مدیری» در مرحله تكثیر است و به زودی وارد بازار خواهد شد.
مجموعه «گنج مظفر» با حضور بازیگرانی چون مهران مدیری، محمد رضا هدایتی، هادی كاظمی، نادر سلیمانی، سحر جعفری جوزانی، شقایق دهقان و نصرالله رادش در قالب ۱۰ لوح فشرده روانه بازار خواهد شد.
بنابر این گزارش، این مجموعه توسط «احسان مظفری» تدوین و مونتاژ شده و داستان‌های آن توسط پیمان قاسم‌خانی و گروهش نوشته شده و بازیگران مجموعه باغ مظفر بدون هیچ گونه تغییری در مجموعه «گنج مظفر» حضور دارند.
به گزارش فارس، داستان‌های كار تازه مدیری، با داستان‌های باغ مظفر تفاوت زیادی دارند و به دور از قواعد تلویزیونی تولید شده است.
اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مدیری آن را به دور از شتاب‌زدگی‌ كارهای روتین می‌سازد این بار درباره گنجی است كه خاندان مظفر در پی كشف آن هستند.
پشت صحنه و كتاب «گنج مظفر» نیز راهی بازار خواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 0:12 AM |

منتظر عکس های بعدی مرتبط باشید.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 8:40 PM |

"سه زن" تا ۱۰ روز دیگر آماده می‌شود
فیلم سینمایی "سه زن" به کارگردانی منیژه حکمت هم‌اکنون در مراحل پایانی فنی قرار دارد و تا ۱۰ روز دیگر آماده نمایش می‌شود.
فیلم سینمایی "سه زن" به کارگردانی منیژه حکمت هم‌اکنون در مراحل پایانی فنی قرار دارد و تا ۱۰ روز دیگر آماده نمایش می‌شود.
حکمت قصد دارد به زودی برای گرفتن پروانه نمایش فیلم "سه زن" اقدام کند. در خلاصه داستان این فیلم آمده: سه زن که یکدیگر را گم کرده اند، در جستجو برای یافتن پیوندهای گم شده میان گذشته و حال و آینده، همدیگر را بازمی یابند. نیکی کریمی، مریم بوبانی، پگاه آهنگرانی، رضا کیانیان، آتیلا پسیانی، مهران رجبی و بابک حمیدیان بازیگران آن هستند.
حکمت درباره ساخت فیلم "لالایی ها" که چندی پیش پروانه ساخت آن را دریافت کرده نیز گفت: "هم اکنون مشغول مراحل تحقیق و پژوهش فیلم هستیم و به زودی به همراه گروه تحقیق به کشورهای تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و قرقیزستان سفر خواهیم کرد. در این گروه تحقیق پنج نفر حضور دارند که به زودی اسامی آنها را اعلام خواهم کرد."
محمدرضا درویشی نیز ساخت موسیقی فیلم "لالایی ها" را بر عهده گرفته و حکمت امیدوار است پس از اتمام مراحل تحقیقاتی این فیلم را زمستان امسال کلید بزند.
               


 

فیلم‌ها باید دیوانه‌ام كنند
۲۰شهریور، روز ملی سینما است و محمدرضا فروتن به این بهانه از نوستالژی‌های سینمایی‌اش حرف می‌زند.
۲۰شهریور، روز ملی سینما است و محمدرضا فروتن به این بهانه از نوستالژی‌های سینمایی‌اش حرف می‌زند.
مدت‌ها بود كه می‌خواستیم با محمدرضا فروتن گفت‌وگو كنیم ولی به دلایل مختلف این اتفاق نمی‌افتاد. امسال نزدیك روز ملی سینما به این فكر افتادیم كه دربارهٔ عشق به سینما در دوران كودكی و نوجوانی با فروتن حرف بزنیم. با اینكه او در شمال بود ولی بالاخره همه چیز جور شد و این اتفاق افتاد.
● اولین باری كه با نور آبی و پرده سینما مواجه شدید، چه زمانی بود؟
این اولین احساس و ارتباط به زمان كودكی‌ام برمی‌گردد؛ وقتی كه ۳ ساله و بغل مادرم بودم. در آن تاریكی سالن سینما، تصویری از خانمی بزرگ را به خاطر می‌آورم كه با سوسكی كه در اتاق راه می‌رفت، حرف می‌زد.
● یعنی فیلم...
بعدها كه دنبال این تصویر می‌گشتم، متوجه شدم كه فیلم «بیتا» (هژیر داریوش) بود. این فیلم نقطه شروع ارتباط من با سینما بود.
● پس این علاقه به سینما به نوعی ریشه در خانواده‌تان هم داشته؟
نه به آن شكل جدی اما مادرم گاهی ما را به سینما می‌برد و همین‌طور با بعضی اقوام به سینما می‌رفتیم. در واقع این رفتن و پیگیری فیلم‌ها شكلی كاملا تفننی و عادی داشت.
● تصویر آن خانم كه با سوسك حرف می‌زد، شما را خیلی تحت تاثیر قرار داد؟
آن تصویری بود كه فقط در ذهن من ماندگار شد؛ اما اتفاقی كه من را واقعا به سینما علاقه‌مند كرد به تعدادی سریال و فیلم خاص برمی‌گردد. مثلا سریال «مرد شش‌میلیون دلاری» با بازی لی میجرز یا فیلم‌هایی مثل «آرواره‌های كوسه» یا «كینگ‌كونگ».
پس این علاقه به هنر كه بعد در مسیر سینما ادامه پیدا كرد، از همان كودكی در شما وجود داشته.
بله، من از همان كودكی به هنر علاقه‌مند بودم. مثلا علاقه زیادی به گوش كردن موسیقی داشتم. در واقع وقتی كه بچه بودم، بیشتر دوست داشتم خواننده شوم؛ در نوجوانی هم همین‌طور. در گوشه‌ای دیگر از رؤیاهایم همیشه خودم را در صحنه تصور می‌كردم؛ اینكه بتوانم كاری كنم كه دیگران را خوشحال كنم .
● خب، چرا پی خوانندگی را نگرفتید؟
به یك دلیل خیلی ساده، چون واقعا همان موقع‌ خیلی‌ها تو سر صدای من می‌زدند و همین باعث شد تا ناخودآگاه جذب مسیر بازیگری شوم.
● حالا تا از دوره نوجوانی‌تان دور نشده‌ایم، بگویید در این دوره به لحاظ شخصیتی چه حال و هوایی داشتید؟ محمدرضا فروتنی كه الان می‌بینیم چه به شكل شخصی و چه در سینما، جوانی آرام و متین است؛ در نوجوانی چگونه بود؟
خب، من خیلی خجالتی بودم؛ البته بچه چندان آرامی هم نبودم و بعضی موقع‌ها حتی خیلی پر شر و شور بودم. با این حال ته ته‌اش اگر حساب كنیم، بیشتر احساساتی و رؤیایی بودم.
● در همین سن چه فیلم‌هایی مورد علاقه‌تان بود؟
تعداد این فیلم‌ها زیاد است اما دوست دارم به «سنگام»، «شعله» و «دزیره» اشاره كنم.
● در همه عشق سینماها معمولا یك وجوه مشترك وجود دارد؛ مثلا اهل پوستر جمع كردن بودید؟
طبیعی است كه من هم علاقه‌مند به جمع‌آوری پوستر بودم و آنها را به دیوار اتاقم می‌زدم. در آن دوره، بازیگر مورد علاقه‌ام زنده‌یاد آقای محمدعلی فردین بود.
● و چقدر به اصطلاح دیالوگ‌باز بودید؟
دیالوگ البته كمتر. یادم هست دیالوگ بهمن مفید را در «قیصر» خیلی دوست داشتم كه می‌گفت «ما بودیم، حاجی نصرت و رضا پونصد...» (می‌خندد). همیشه خیلی دوست داشتم این دیالوگ را به طور كامل حفظ كنم ولی هیچ‌وقت حفظ نشدم. الان هم حفظ نیستم (می‌خندد).
● آن وقت‌ها بعد از دیدن فیلمی كه به شدت تحت‌تاثیرت قرار می‌داد، برای دوستان هم‌سن و سالت بازی هم می‌كردی؟
نه، زیاد اهل این كارها نبودم؛ اما یادم می‌آید كه دوستان و اطرافیانم خیلی از دست من می‌خندیدند، برخلاف حالا.
● نگاهتان به سینما فرقی كرده؟
تفاوت كه نه. اما دوره‌ای كه الان داریم درباره آن حرف می‌زنیم- یعنی دوران كودكی و بعد نوجوانی- مواقعی بود كه الان احساس می‌كنم همه چیز را چقدر خوب می‌دیدم و همه چیز چقدر لذت‌بخش بود!
خب، طبیعی است چون در آن دوره همه چیز، رنگی از زلالی و پاكی دارد.
شاید هم به این برمی‌گردد كه آدم‌ها را زیاد تجربه نكرده بودم. نمی‌دانم، این‌قدر بی‌خبری... شاید این لذت‌های دوران كودكی به خاطر این همه بی‌خبری بود؛ اینكه خبری از این همه قاعده و قانون و حرف و صحبت و سخن و هزار چیز مزاحم نبود. اما به هر جهت، هر چقدر كه سن آدم بیشتر می‌شود، به همان نسبت این نوع نگاه در زندگی اجتماعی كم می‌شود؛ یعنی آن رهایی و آزادگی كم كم از دست می‌رود. شاید من نوعی حالا وقتی كه دارم رانندگی می‌كنم و دوست دارم آهنگی را زمزمه كنم، مدام حواسم باید به این باشد كه كسی من را نبیند، تا من خجالت نكشم... به هر حال، من این رهایی دوران كودكی را خیلی دوست دارم.
● این حس را نسبت به بازیگرانی كه به نوعی شما را تحت تاثیر قرار داده‌اند، هم داشتید؟
این كاملا طبیعی است. من همیشه دوست داشتم یكی از بازیگران مورد علاقه‌ام را ببینم كه این فرصت زمان فیلم «مرسدس» پیش آمد؛ هرچند برای لحظاتی بسیار كوتاه. من هم خاطره كودكی‌ام از فیلم «بیتا» را برایشان تعریف كردم.
● حالا با همین نگاه، اگر از شما بپرسند ۵ فیلم انتخابی‌تان برای جزیره تنهایی كدام است، پاسخ شما چیست؟
۵ فیلم... «گوزن‌ها»ی مسعود كیمیایی، «گاو» داریوش مهرجویی و «نرگس» رخشان بنی‌اعتماد. دو تا فیلم دیگر البته چندان شاخص نیستند و لزومی به گفتن نامشان نیست. داشتم فراموش می‌كردم، فیلم «بر باد رفته» كه اصلا فوق‌العاده است!
فیلمی بوده كه زمان تماشای آن این حس غریب را داشته باشید كه كاش جای بازیگر آن بودید؟
الان دقیقا اسم فیلمی خاطرم نیست اما حتما بوده. تمام این بازیگرانی كه خیلی خوش‌تیپ بودند و خوب بازی می‌كردند، همه آنها را دوست داشتم .
● فیلم‌هایی كه به اسمشان اشاره كردید، بار قوی‌ای از احساسات دارند، سر این فیلم‌ها یا هر فیلم احساساتی و ملودرامی گریه هم می‌كردید؟
آره، خیلی راحت گریه می‌كردم.
● حالا چی؟ الان كه از دوره نوجوانی فاصله گرفته‌اید و خب در دل سینما قرار دارید؟ مثلا آخرین بار سر چه فیلمی گریه كردید؟
وقتی كه فیلمنامه «زن دوم» را خواندم، خیلی گریه كردم.
● و باز موقع تماشای كدام فیلم این اتفاق افتاده؟
بوده اما یادم نیست. در دوره نوجوانی سر فیلم «مشت» خیلی گریه كردم؛ داستان بوكسوری بود كه پسر كوچكش می‌میرد. یادم می‌آید تا مدت‌ها پس از دیدن این فیلم، درگیرش بودم. به «دزیره» هم كه اشاره كردم؛ سر این فیلم هم خیلی گریه كردم. فیلم فوق‌العاده‌ای است!
● آقای فروتن! شما آرشیو فیلم هم دارید؟ اینكه مثلا گاهی برای بار چندم سراغ دوباره دیدن یك فیلم بروید؟
آرشیو فیلم دارم اما آن‌قدر كامل نیست و جدیدا هم بیشتر سعی می‌كنم فیلم نگاه كنم اما راستش را بخواهید كمتر از فیلمی لذت می‌برم.
● چرا؟
به نظرم حالا فیلم خوب خیلی كم ساخته می‌شود اما به جای آن اكثر فیلم‌های قدیمی خوب و فوق‌العاده‌اند.
● اخیرا چه فیلمی را نگاه كرده‌اید كه از آن خوشتان آمده باشد؟
فیلم crash خیلی تحت تاثیرم قرار داد.
● فیلم «۲۱گرم» چی؟
فیلم فوق‌العاده‌ای است. خیلی دوستش دارم.
دوباره به مقوله حرفه‌تان برگردیم؛ با عبور از دوران كودكی و نوجوانی و با این حس و عشقی كه به مقوله بازیگری داشتید، چطور به این یقین رسیدید كه راه قطعی‌تان را پیدا كرده‌اید؟ اینكه باید حتما بازیگر شوید؟
به این قطعیت كه ته دلم رسیده بودم اما مشكلی كه وجود داشت این بود كه سینما را از زندگی خودم خیلی دور از دسترس می‌دیدم؛ چون نه آشنایی داشتم و نه دوست و راهنمایی و نمی‌دانستم قدم اول را باید از كجا شروع كنم. البته در این میانه مسیرهای خیلی ریز و باریكی هم به وجود آمدند. مثلا اولین كارم یك جنگ تلویزیونی بود. بعد از این مرحله بود كه بزرگ‌ترین محبت را در حق من اكبر اصفهانی كرد. آشنایی من با ایشان بسیار تصادفی بود.
● چه فیلمی بود؟
فیلم «هدف» به كارگردانی بهرام كاظمی كه من نقشی یك دقیقه‌ای را بازی كردم.
● شما اساسا آدم آرام و متینی هستید و این در چهره شما نیز مشخص است اما چرا اكثر نقش‌هایی كه به شما پیشنهاد می‌كنند، همان جوان عصبی درگیر با هزار جور مسئله و مشكل روحی و روانی است كه با جامعه‌اش مشكل دارد؟
(می‌خندد) واقعا نمی‌دانم. به نظر من هم این یك تناقض است.
● ولی الان انگار كه وارد وادی تازه‌ای می‌شوید؛ از نقش پسرهای عصبی دور شده‌اید و در فیلم‌های متفاوت‌تری بازی می‌كنید ؟
خوشحالم. برای خود من هم این اتفاق جالبی است. به نوعی از اصول به بی‌اصولی رسیده‌ام؛ به این معنا كه سعی می‌كنم بازی‌هایم فیلم به فیلم تغییر كند. اصلا نگاه و نحوه برخوردم با هر نقش را متفاوت می‌خواهم.
● در واقع نوعی به اصطلاح كشف و شهود؟
بله. مثلا من یك دوره‌ای در فیلم‌های كیمیایی بازی می‌كردم اما از یك جایی تصمیم گرفتم روشم را تغییر بدهم و برای همین در فیلم‌های هنری و خاص بازی‌ام را شروع كردم. شاید اولین نفری بودم كه توانستم بقبولانم می‌شود كسی ستاره سینما باشد اما جای نابازیگر هم بازی كند. من این سرسختی را داشتم و حتی مدل‌های مختلفی را كه كارگردان‌های مختلف می‌خواستند، اجرا كردم. در واقع اگر به ذهنیت كارگردانی علاقه‌مند شوم، بازی‌ام نیز متفاوت می‌شود.
● از تمام این فیلم‌هایی كه بازی كرده‌اید آیا سكانسی در ذهنتان باقی مانده كه حالا در لحظه‌های تنهایی به خاطرتان بیاید؟
سكانس شام در فیلم «قرمز».
در مجموعه «سرنخ» پوراحمد هم فوق‌العاده بودید. با اینكه اولین‌كار جدی و بلند شما بود اما تقریبا همه متوجه شدند كه بازیگر قدرتمندی متولد شده.
واقعا پاسخی ندارم. فكر می‌كنم خواست و لطف خداوند بود. به هر حال خدا می‌خواست كه این راه از جایی آغاز شود. من قبل‌تر از این مجموعه، ۴ تا فیلم كار كرده بودم اما هیچ‌كدام اثری جدی نشدند.
● شما آقای فروتن! به تقدیر اعتقاد دارید؟
من خیلی اعتقاد دارم؛ نه تنها درباره خودم كه درباره همه آدم‌ها. به ‌هر حال خدا درباره هر آدمی یك راه و روش و شیوه زندگی‌ای مدنظرش است و نهایتا آنچه تقدیر نام دارد برای فرد پیش می‌آورد. برای من هم فكر می‌كنم آن چیز كه مدنظر خدا بود بالاخره اتفاق می‌افتاد؛ چه با مجموعه «تماشاخانه»، چه با هر كار دیگری.
● تا حالا نقشی بوده كه خیلی دوست داشته‌اید آن را بازی كنید؟
مسلما چنین نقش‌هایی بوده‌اند اما آنچه به حال مربوط است، نقش راننده در فیلمنامه «مقصد» - نوشته بهرام بیضایی - است كه‌آن را خیلی دوست دارم.
● دلیل خاصی دارد؟
این راننده شخصیتی جذاب دارد و از لحاظ بازیگری نیز جای كار زیاد دارد.
● و برعكس آن؟
نقشم را در «حس پنهان» دوست ندارم اما ضرورت ایجاب می‌كرد كه این فیلم را بازی كنم.
● حالا اگر همین سؤال را به گونه‌ای دیگر بپرسیم؛ اینكه یك نقش باید چه خصایصی داشته باشد تا شما را با تمام این حساسیت‌ها و ریزبینی‌ها سر ذوق بیاورد تا جلوی دوربین بروید؟
دوست دارم عاشق كار باشم، عاشق نقش باشم. دوست دارم نقش تاثیرگذار باشد. مثلا در یكی از همین آخرین كارهایم با فیلمنامه «زن دوم» مشكل داشتم اما درعین‌حال خیلی دوست داشتم با خانم طائرپور یك همكاری مجدد و دوباره داشته باشم.
● در واقع معیار شما برای گزینش و انتخاب یك نقش، میزان عشق و علاقه‌تان است؟
دقیقا. فیلم‌هایی هستند كه واقعا عاشق و دیوانه‌ام می‌كنند.
نقش‌تان در «شب یلدا» چنین ویژگی‌هایی داشت. بار حسی فیلم خیلی قوی و خوب بود.
«شب یلدا» دقیقا حسی این‌چنینی داشت. در صحنه‌های شب یلدا، واقعا گریه می‌كردم اما كار كه تمام می‌شد می‌خندیدم و می‌گفتم بازی بود تا دیگران ناراحت نشوند؛ در واقع اكثر فیلم‌هایی كه كار كرده‌ام بار حسی و قوی‌ای داشتند. مثلا در این اواخر می‌توانم به فیلم «وقتی همه خواب بودند» اشاره كنم.
بلـــه. «نصیر»، مجنون دوست‌داشتنی و دلنشینی بود. معلوم بود كه از نقش خیلی لذت می‌برید.
یا نقش كارگری كه در فیلم «به آهستگی» داشتم. بی‌اندازه این كار را دوست دارم. یا «باغ‌های كندلوس» كه كار فوق‌العاده‌ای است.
● و در كارهای جدیدتان؟
فكر می‌كنم «كنعان» كار خوبی شده. به‌هرحال دوست‌دارم با نقش به یگانگی برسم و از آن لذت ببرم.
● محمدرضا فروتن به شكل شخصی‌تر دوست دارد چه نوع كاراكترهایی را بازی كند؟
آدم‌های شریف و سالم را دوست دارم. قهرمانان زندگی من آدم‌هایی هستند كه همیشه شرافت‌شان را حفظ می‌كنند.
● شما طیفی از فیلم‌های متفاوت را كار كرده‌اید و هربار در نقشی كه بازی می‌كنید متفاوت و باورپذیر هستید؛ چطور تا این اندازه به نقش نزدیك می‌شوید و آن را با خودتان یكی می‌كنید؟
و من اضافه كنم با گریم كم.
● بله دقیقا همیشه گریم در نقش‌های شما كم است.
این را كه شما می‌گویید خوشحالم می‌كند و باعث دلگرمی‌ام است. من تنها سلاحی كه در كارم دارم، عشق است و توكل و خلوص در كارم. این دست خودم نیست؛ یعنی فارغ از من است، از طرف صاحبش است كه آن بالاست و خداست كه ما را یاری می‌كند. من هم امیدوارم همیشه علاقه‌مند و عاشقانه كار كنم.
● حالا چه احساسی دارید؟ حالا كه یكی از بازیگران مطرح سینما هستید، چقدر به لحاظ روحی آرزوهایتان برآورده شده؟
به هر حال من در این راه قدم گذاشته‌ام و خوشحالم كه فیلم‌های زیادی را با عشق كار كرده‌ام و امیدوارم بتوانم این مسیر را همچنان ادامه بدهم.
● حالا اگر آقای فروتن، شما بازیگر نمی‌شدید...
نه، اصلا دوست ندارم به این فكر كنم چون خیلی بد می‌شد.
● مثلا فرض بگیریم بازیگر نمی‌شدید و اصلا الان شغل دیگری داشتید؛ به هرحال ذات و وجود شما كه فرق نمی‌كرد؟
نه، فرق نمی‌كرد اما سرنوشتم به كلی تغییر می‌كرد. به‌خاطر همین هم هست كه می‌گویم بد می‌شد چون باید راه دیگری می‌رفتم و گونه‌ای دیگر زندگی می‌كردم. اما به خاطر این همه لطف و محبت دیگران نسبت به خودم از خدا سپاسگزارم ولی...
● ولی چی؟
شاید به خاطر اینكه فقط اینها شرط نیست. من خواسته‌ام از خدا این است كه در این فرصتی كه به من اعطا شده و اسمش عمر است، بتوانم آدم درستی باشم، درس‌هایم را خوب یاد بگیرم و درواقع بتوانم از لطفی كه خدا به من كرده، برای رشد و تكامل‌ام استفاده كنم.
● به‌عنوان حرف آخر ؛ این هنر بازیگری برای شما تا چه حد جنبه و وجه تسكین بخشی دارد؟
این لذت‌بخش‌ترین و خصوصی‌ترین وجه این هنر است. در واقع خیلی اوقات به روحم آرامش می‌دهد.

پرستویی پیامك فرستاد؛ «سخنرانی شما مقدور نیست!»
تهمینه میلانی گفت: من به دبیر جشن سینما تلفن زدم اما متاسفانه ایشان برای من پیامك (sms) فرستاد و نوشت كه «مقدور نیست» و من هم جواب دادم كه «چرا مقدور نیست» و ایشان پیامك دیگری زد و نوشت: چون در كنداكتور برنامه پیش‌بینی نشده است...
تهمینه میلانی گفت: من به دبیر جشن سینما تلفن زدم اما متاسفانه ایشان برای من پیامك (sms) فرستاد و نوشت كه «مقدور نیست» و من هم جواب دادم كه «چرا مقدور نیست» و ایشان پیامك دیگری زد و نوشت: چون در كنداكتور برنامه پیش‌بینی نشده است...
تهمینه میلانی درباره عملی نشدن سخنرانی‌ كوتاهش در جشن یازدهم سینمای ایران گفت: من می‌خواستم در آن شب به طور كلی راجع به مسائل خانه سینما صحبت كنم، به آقای پرستویی زنگ زدم و ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت خواستم، كه در جشن خانه سینما صحبت كنم به ایشان هم تأكید كردم كه نمی‌خواهم مسائل شخصی را مطرح كنم، بلكه مدنظرم طرح مسائل كلی سینما است كه می‌تواند با مطرح شدن در این جشن اولین قدم در حل آنها برداشته شود.
وی تصریح كرد: من به ایشان تلفن زدم اما متاسفانه ایشان برای من پیامك (sms) فرستاد و نوشت كه «مقدور نیست» و من هم جواب دادم كه «چرا مقدور نیست» و ایشان پیامك دیگری زد و نوشت: چون در كنداكتور برنامه پیش‌بینی نشده است. من هم نوشتم: «خب الان آن را پیش بینی كنید را هم كرد»...
میلانی به فارس گفت: راستش من از این بابت خیلی ناراحت شدم كه چرا وقتی من به ایشان تلفن زدم، ایشان با پیامك جواب من را داد و به نظرم همین اتفاق به طور سمبولیك ارتباط بین اعضای صنوف خانه سینما را نشان می‌دهد.در حالیكه خارج از سینما ارتباط من و همسرم با آقای پرستویی بسیار دوستانه است.
وی تصریح كرد: متأسفانه خانه سینما از حالت خانه‌ای برای سینماگران خارج شده است، و با سیاست‌ها همسو شده است،بدین معنی كه با تغییر دولت‌ها سیاست‌های خانه سینما هم تغییر می‌كند.بنابراین وقتی این برخورد را دیدم دیگر حرفی برای گفتن نداشتم و دوباره برگشتم به حزب خودم كه تك عضوش خودم هستم و دریافتم كه بطور مستقل و فردی برای حل مسائل خانواده سینمایی‌ام تلاش كنم.
سازنده فیلم «آتش بس» و «تسویه حساب»گفت: ما بیشتر صدمات را از نمایندگان اصناف خودمان می‌خوریم،تا از بخش دولتی به این خاطر كه ما تجربه كار تشكیلاتی نداریم.
وی ادامه داد: به نظر من كار گروهی، فرهنگ خاص خودش را دارد كه بر اساس آن باید منافع گروه را در نظر ‌گرفت نه فرد را و در كنار آن باید از تك تك اعضا گروه حمایت كرد. به عنوان مثال در مورد شوراهای مربوط به نظام مهندسی كه من هم یكی از اعضای آن هستم،باید بگویم كه بسیار تشكیلاتی‌تر عمل می‌كنند تا اصناف خانه سینما.
كارگردان «زن زیادی» و «واكنش پنجم» گفت: متاسفانه اغلب نمایندگانی كه ما به شوراهای صنوف می‌فرستیم به محض قدرت گیری،منافع خودشان را در نظر می‌گیرند، اصلاً خیلی‌ها به این شوراها می‌روند تا كارهای خودشان را پیش ببرند و اینجا جای كار تشكیلاتی و صنفی خالی است.
كارگردان «دو زن» افزود: این اتفاق را در اغلب صنف سینمایی به عینه دیده‌ام و این مسئله برای من واضح است.
وی تاكید كرد: درباره این روحیه جمعی‌ باید بگویم كه گویی تعمدی است كه این روحیه نابود شود و آدم‌ها را به فردگرایی سوق پیدا كنند،در حالیكه ظاهراً شعارها چیز دیگری است.
میلانی اظهار داشت: ای كاش می‌شد سمیناری در مورد فعالیت‌های تشكیلاتی و صنفی برگزار كنیم كه به بررسی تنگ‌نظری، گروه‌گرایی و حسادت بپردازد تا ریشه مخرب این پدیده‌های شوم را در سینما بخشكانیم ولی متاسفانه این اتفاق هرگز عملی نمی‌شود. وی در پایان گفت: گروهی كه قبول نمی‌كند من ۵ دقیقه در مورد صنف خودم صحبت كنم، چطور می‌تواند قبول كند كه تنگ‌نظر نیست؟ متاسفانه سیاست‌های كلی سینما در دوجهت حركت می‌كند كه یكی از تبعات آن رسیدن هنرمند به «آستانه انفجار» است. من وقتی متن خانم حكمت درمورد جشن خانه سینما را خواندم خیلی ناراحت شدم و از خودم پرسیدم یك هنرمند باید چقدر رنجیده شده باشد كه اینطور انفجاری عمل كند؟

امیریوسفی: اسكار به تكنیك توجه بیشتری دارد
محسن امیر یوسفی گفت: توجه به دو وجهه تجاری و تكنیكی آثار سینمایی در كنار هم، راهنمای خوبی برای انتخاب آثار ایرانی برای شركت در اسكار است.
محسن امیر یوسفی گفت: توجه به دو وجهه تجاری و تكنیكی آثار سینمایی در كنار هم، راهنمای خوبی برای انتخاب آثار ایرانی برای شركت در اسكار است.
كارگردان فیلم «خواب تلخ» در مورد روند انتخاب آثاری كه برای شركت در مراسم اسكار انتخاب می‌شوند، گفت: اولین نكته مهم در اسكار توجه این رخداد به فروش جهانی آثار است و فیلمی كه از اقبال تجاری برخوردار باشد، شانس بیشتری برای شركت در این مراسم دارد.
امیریوسفی افزود: در مورد فیلم‌های غیرانگلیسی زبان، اولین نكته‌ای كه به آن توجه می‌شود نكات فنی و تكنیكی فیلم است و توجه به مؤلفه‌های بومی كشورهای سازنده در رده دوم اهمیت قرار دارد.
وی در مورد حضور سینمای ایران در جشنواره‌های تاریخی و اسكار، گفت: سینمای ایران سال‌هاست كه موفق به كسب جوایز متنوع در جشنواره‌های بین‌المللی می‌شود كه البته در چند سال اخیر، این روند تا حد زیادی نیز افت كرده است.
كارگردان «آتشكار» ادامه داد: اگر دوباره توجه مناسب به این سینما بشود، ضمن اینكه نسل جدیدی از فیلمسازان جوان به سینما وارد می‌شوند، نسل قدیم نیز با شور و شوق به كار در سینمای ایران ادامه خواهند داد.
امیر یوسفی در مورد دلیل عدم انتخاب آثار ارائه شده ایرانی به آكادمی اسكار در سال‌های اخیر، گفت: باید صادقانه این را گفت كه سینمای ایران در سال‌های اخیر كمتر فیلمی داشته است كه هر دو مؤلفه فروش جهانی و قدرت تكنیكی را با هم داشته باشد تا بتواند نظر آكادمی اسكار را به خود جلب كند.
فیلمساز موفق جشنواره‌های برون‌مرزی افزود: متاسفانه در بعضی موارد نیز فیلم‌های نامناسبی از سوی هیئت انتخاب خانه سینما و بنیاد فارابی، به آكادمی اسكار معرفی شده‌اند.
وی افزود: البته در این بین نمونه‌های بسیار خوبی مانند «بچه‌های آسمان» نیز به چشم می‌خورد و این به ما شرایط صحیح ارائه فیلم به آكادمی اسكار را یادآوری می‌كند.

مرد هزار نقش
جمشید هاشم پور از آن دست بازیگرانی است که همواره تلاش کرده چهره یی متفاوت از آنچه در ذهن مخاطبان عام حک شده از خود به نمایش بگذارد.
جمشید هاشم پور از آن دست بازیگرانی است که همواره تلاش کرده چهره یی متفاوت از آنچه در ذهن مخاطبان عام حک شده از خود به نمایش بگذارد. این بازیگر نام آشنا که برخلاف کم کاری چند ساله اخیر در ماه های اخیر بازی در چهار فیلم را در دستور کاری خود داشته، این بار نیز به رویه انتخاب نقش های متفاوت ادامه داده است. او در حالی در فیلم «تردید» که مجدداً پس از سال ها در آن با واروژ کریم مسیحی همکاری دارد، بازی می کند که قرار است در فیلم «سیاهی نیز روشن است» نیز ایفای نقش کند. موضوع این فیلم به ورزش های رزمی اختصاص دارد و قرار است در آن یک استاد این گونه ورزش ها هم بازی کند. هاشم پور همچنین بازی در دو فیلم «استشهادی برای خدا» به کارگردانی علیرضا امینی و «آن مرد آمد» به کارگردانی حمید بهمنی را نیز به تازگی به پایان رسانده است.
او هم اکنون فیلم «قاعده بازی» را روی پرده و فیلم «چهارانگشتی» ساخته سعید سهیلی را آماده نمایش دارد. جمشید هاشم پور که متولد سال ۱۳۲۳ تهران است فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۴۷ با بازی در فیلم «جهنم سفید» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. این بازیگر که در دهه شصت به عنوان بازیگر خاص سینمای حادثه یی ایران مورد توجه کامل بود، همواره تلاش کرده است که کنار این عرصه بازیگری، بازی در فیلم های متفاوت را نیز تجربه کند. بازی او در فیلم های «نقطه ضعف»، «دادشاه»، «بالاش»، «تاراج»، «پایگاه جهنمی» و «بازداشتگاه» نمونه یی از درخشش این بازیگر در نقش های اکشن در سال های دهه شصت است. او با حضور در فیلم هایی همچون «عشق و مرگ»، «مادر» و «دلشدگان» توانایی های خود را در عرصه سینمای دراماتیک نیز به نمایش گذاشت. حضور هاشم پور که سال ها به عنوان جمشید آریا شهرت داشت، در فیلم هایی همچون «هیوا»، «مزرعه پدری»، «واکنش پنجم»، «مسافرری» و «قارچ سمی» تاییدی دیگر بر این ادعاست که این بازیگر را نمی توان به هیچ وجه بازیگری تیپیک در عرصه فیلم های اکشن دانست. هاشم پور در کارنامه کاری اش بازی در بیش از هفتاد فیلم را ثبت کرده است.

احتمال خون‌بازی در اسكار
تنها دو هفته تا زمان معرفی نماینده ایران در اسكار هشتادم وقت باقی مانده، در حالی كه این پرسش مطرح می‌شود نماینده ایران در اسكار امسال كدام فیلم خواهد بود؟
تنها دو هفته تا زمان معرفی نماینده ایران در اسكار هشتادم وقت باقی مانده، در حالی كه این پرسش مطرح می‌شود نماینده ایران در اسكار امسال كدام فیلم خواهد بود؟ از سوی دیگر مشكلا‌ت و ناهماهنگی‌هایی كه سال گذشته طی معرفی نماینده ایران به این رقابت پیش آمد، بار دیگر ذهن‌ها را متوجه بنیاد سینمایی فارابی و خانه سینما كرده؛ دو نهادی كه پارسال همین روزها <كافه ترانزیت> ساخته كامبوزیا پرتوی را به این رقابت فرستادند.
نظرسنجی‌ها و گمانه‌زنی‌های غیررسمی حكایت از آن دارد كه <خون‌بازی> ساخته رخشان بنی‌اعتماد یكی از مطرح‌ترین گزینه‌ها برای نمایندگی ایران در اسكار امسال است؛ هرچند نمی‌توان شانس فیلم‌هایی چون قاعده بازی (احمدرضا معتمدی)، پارك‌وی (فریدون جیرانی)، رئیس (مسعود كیمیایی)، روز سوم (محمدحسین لطیفی)، پاداش سكوت (مازیار میری)، تقاطع (ابوالحسن داوودی)، میم مثل مادر (رسول ملا‌قی‌پور)، وقتی همه خواب بودند (فریدون حسن‌پور)، چه كسی امیر را كشت (مهدی كرم‌پور)، ستاره است (فریدون جیرانی)، اینجا چراغی روشن است و كودك و سرباز (رضا میركریمی) و زمستان است (رفیع پیتز) را نادیده گرفت.
● حضور در اسكار با چه شرایطی؟
سال گذشته ایران فیلم <كافه ترانزیت> ساخته كامبوزیا پرتوی را به هفتادونهمین دوره رقابت اسكار فرستاد؛ هرچند آن‌طور كه علی معلم سخنگوی خانه سینما به ایسنا گفته، این انتخاب با آشفتگی‌هایی همراه بود. او در این مورد گفته است: <ما با شیوه معرفی فیلم به اسكار كه سال گذشته اتفاق افتاد، مشكل داریم و همان‌طور كه شاهد بودید، با یك وضعیت آشفته این كار انجام شد و عده‌ای از افراد كه به این جلسات معرفی شدند، حضور پیدا نكردند.> هنوز تا این لحظه مشخص نشده كه آیا باز خانه سینما و بنیاد فارابی به طور مشترك عهد‌ه‌دار انتخاب فیلم ارسالی به اسكار هستند یا نه؟
هرچند بنا به اعلا‌م فارابی، تا دهم مهرماه (اول اكتبر) نماینده ایران در این رقابت مهم معرفی خواهد شد؛ مدیر روابط عمومی بنیاد فارابی در این مورد به اعتماد ملی گفت: <كمیته مسوول، پیگیر این قضیه هست و كارهای مقدماتی انجام شده. از این ‌رو ما تا تاریخ مقرر كه آكادمی اسكار مشخص كرده، اعلا‌م می‌كنیم كدام فیلم نماینده ایران در این رقابت خواهد بود.> ایل‌بیگی در مورد شرایط قرار گرفتن فیلم‌ها در فهرست داوری برای رفتن به اسكار اضافه كرد: <قاعده این است كه فیلم‌ها باید از مهرماه سال گذشته (مهرماه ۱۳۸۵) تا آخر شهریور امسال اكران شده باشند و ارزیابی كمیته مربوطه هم بر مبنای فیلم‌های اكران‌شده خواهد بود.>
با این حال این پرسش باقی است كه فیلم‌هایی كه به هر دلیل اكران نشده یا اكران آنها با وقفه مواجه شده، آیا سهمی در اسكار امسال خواهند داشت؟ اگر به سابقه فیلم‌هایی چون <آفساید> نگاه كنیم، پاسخ منفی است. امسال هم كه با مساله عدم اكران <سنتوری> روبه‌رو هستیم گویا باید منتظر بمانیم تا شاهد تكرار سرنوشت <آفساید> در مورد <سنتوری> باشیم.
● ۳۰ سال در جست‌وجوی اسكار
ایران اولین بار در سال ۱۳۵۶ با فیلم <دایره مینا> ساخته داریوش مهرجویی در اسكار حاضر شد. سال ۱۳۵۷ <باد صبا> به كارگردانی آلبر لا‌موریس نماینده ایران در این رقابت بود و پس از آن به مدت ۱۶ سال نماینده‌ای از ایران در این رقابت حضور نداشت. سال ۱۳۷۳ بار دیگر ایران به این رقابت راه یافت آن هم با <زیر درختان زیتون(> عباس كیارستمی)، در سال ۱۳۷۴ بادكنك سفید (جعفر پناهی) معرفی شد و در سال ۱۳۷۵ ما نماینده‌ای در اسكار نداشتیم. در سال ۱۳۷۶ گبه (محسن مخملباف)، سال ۱۳۷۷ بچه‌های آسمان (مجید مجیدی)، سال ۱۳۷۸ رنگ خدا (مجید مجیدی)، سال ۱۳۷۹ <زمانی برای مستی اسب‌ها( >بهمن قبادی)، سال ۱۳۸۰ <باران( >مجید مجیدی)، سال ۱۳۸۱ <من ترانه ۱۵ سال دارم( >رسول صدرعاملی)، سال ۱۳۸۲ <نفس عمیق( >پرویز شهبازی)، سال ۱۳۸۳ <لا‌ك‌پشت‌ها هم پرواز می‌كنند( >بهمن قبادی) و سال ۱۳۸۴ هم <خیلی دور خیلی نزدیك( >رضا میركریمی) به این رقابت ارسال شدند. نماینده ایران در سال گذشته هم <كافه‌ترانزیت> بود. با این حال طی ۳۰ سالی كه نمایندگانی از ایران به اسكار معرفی شده‌اند، هیچیك نتوانسته‌اند موفقیتی در این رقابت داشته باشند؛ به جز یك مورد آن هم در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۹) كه فیلم <بچه‌های آسمان> ساخته مجید مجیدی برای اولین بار در جمع نامزدهای بهترین اسكار فیلم غیرانگلیسی‌زبان قرار گرفت. از این رو همواره این پرسش مطرح بود كه چرا به‌رغم موفقیت نسبی سینمای ایران در جشنواره‌هایی چون كن، لوكارنو، ونیز و برلین این سینما جایگاه قابل توجهی در اسكار نداشته است. كامبوزیا پرتوی نماینده ایران در اسكار سال گذشته معتقد است روند حضور فیلم‌های ایرانی در اسكار نباید تنها در معرفی اینگونه فیلم‌ها به این رقابت خلا‌صه شود. او پیش از این به اعتماد ملی گفته بود: <در كنار معرفی فیلم‌های ایرانی به اسكار، باید از آنها حمایت شود كه این حمایت می‌تواند در قالب معرفی آنها در فضای سینمایی آمریكا و تبلیغات رسانه‌ای باشد.> از این ‌رو چنانچه بنیاد سینمایی فارابی و خانه سینما به عنوان متولیان این امر، به حمایت تبلیغاتی و رسانه‌ای فیلم‌های ایرانی پس از معرفی آنها به این رقابت بپردازند، می‌توان امیدوار بود كه لا‌اقل فیلم‌های ایرانی بتوانند در بخش اسكار فیلم‌های غیرانگلیسی‌زبان، موفقیت‌های چشمگیری را به دست آورند.

محبوبه بیات با «ظلمت در نیمروز» به جشنواره تئاتر فجر می‌آید
نمایش «ظلمت در نیمروز» به كارگردانی محبوبه بیات در بخش بین‌الملل بیست‌وششمین جشنواره تئاتر فجر شركت می‌كند.
نمایش «ظلمت در نیمروز» به كارگردانی محبوبه بیات در بخش بین‌الملل بیست‌وششمین جشنواره تئاتر فجر شركت می‌كند.
ماجراهای این نمایشنامه به دوران استالین برمی‌گردد، كه مسایل آن روز شوروی سابق مورد بررسی قرار می‌گیرد.
محبوبه بیان كارگردان این نمایش به خبرنگار فارس گفت:نمایشنامه اشاره‌ای به دوران سیاه استالین در شوروی دارد. نمایشنامه را «سیدنی كینگزلی» نوشته است و حدود ۲۰ بازیگر در آن به ایفای نقش می‌پردازد.
وی ادامه داد: در این نمایش نسیم ادبی، كورش خزاعی، امیرحسین شریفی، امیرحسین غفاری، جاوید سحنه و نعمت اسدالهی بازی می‌كنند.
جاوید صحنه طراحی صحنه نمایش و ابراهیم اثباتی موسیقی نمایش را عهده‌دار است.

خبرهای داغ در روزهای سرد تئاتر
مژده شمسایی، افشین هاشمی، مهرداد ضیایی و رحیم نوروزی بازیگران نمایش جدید بیضایی هستند.
سیاست های اداره کل هنرهای نمایشی به نتیجه نشسته است. نگاهی به صفحه های روزنامه ها و جست وجوی کوتاه در خبرگزاری ها، نشان می دهد که اخبار تئاتر داغند و مراکز و منابع اطلاع رسانی همچنان مشغول فعالیت و این همه جوش و خروش مطبوعاتی همزمان با روزهایی است که تئاتر تعطیل است. در نتیجه سیاست بازی با چهره ها این روزها و در مطبوعات به جای اینکه شاهد اخبار سکوت تئاتر باشیم مدام شاهد اخبار حضور بزرگان در روزهای احتمالاً خوب آینده هستیم. در همان زمانی که از سوی اداره کل هنرهای نمایشی اعلام شد به زودی بزرگان و پیشکسوتان وارد گود خواهند شد به نظر می آمد که این اداره به فکر این روزهای سکوت تئاتر است که در صورت عدم وجود سرگرمی برای این روزهای سکوت، حجم انتقادات می توانست روزهای سختی را برای مرکز هنرهای نمایشی رقم بزند که چنین نشد و حالا به جای اینکه از اختلاف سازمان میراث فرهنگی و مجموعه تئاترشهر که باعث کند شدن بازسازی این مجموعه شده، سخن بگوییم، می توانیم از تصمیم علی رفیعی برای حضور در تئاتر یا تغییر تصمیم بهرام بیضایی از اجرای سهراب کشی و جایگزین کردن نمایشنامه «افرا» بگوییم. به هر حال در راستای پیروی از سیاست های اداره کل هنرهای نمایشی که البته به زیان تئاتر هم نیست و حضور کسانی همچون بیضایی، سمندریان و رفیعی همیشه به سود تئاتر بوده است. این روزها در اخبار تئاتر شنیده می شود که علی رفیعی نمایشنامه «شکار روباه» را برای اجرای عمومی به اداره کل هنرهای نمایشی ارائه داده است. این نمایشنامه درباره زندگی و مرگ «آغامحمدخان قاجار» است که از زاویه دید سه محکوم به اعدام روایت می شود.
رفیعی به مهر گفته که تنها حاضر است این نمایش را در تالار وحدت و آن هم پیش از زمستان اجرا کند. رفیعی این نمایشنامه را حدود پانزده سال پیش نوشته است. مذاکرات او با مدیران اداره کل هنرهای نمایشی و معاونت هنری به نتیجه قطعی نرسیده است. همچنین بهرام بیضایی نیز اعلام کرده که تصمیم دارد به جای نمایشنامه «سهراب کشی» نمایشنامه «افرا یا روز می گذرد» را روی صحنه ببرد. بیضایی سال ها پیش نیز تصمیم داشت این نمایشنامه را روی صحنه ببرد. در آن زمان عده یی دلیل اجرا نشدن این نمایش را عدم تامین هزینه ها از سوی مرکز هنرهای نمایشی وقت و عده یی دیگر انصراف شخصی خود بیضایی را دلیل اجرا نشدن نمایش عنوان کردند.به هر حال بیضایی بار دیگر تصمیم گرفته که «افرا یا روز می گذرد» را روی صحنه ببرد. بیضایی دلیل اصلی انصراف از اجرای سهراب کشی را زمان کم تمرین و دشواری های اجرایی این نمایشنامه ذکر کرده است. همچنین بیضایی اعلام کرده که به طور کامل بازیگران این نمایش را انتخاب نکرده و نام بازیگران تاکنون انتخاب شده نمایش را اعلام نکرده است اما شنیده می شود که حضور افشین هاشمی، رحیم نوروزی، مهرداد ضیایی و مژده شمسایی در نمایش «افرا یا روز می گذرد» قطعی شده است.

اجرای ۴ نمایش همزمان با ماه مبارك رمضان
۴ نمایش همزمان با ماه مبارك رمضان در تالارهای تهران به روی صحنه می روند.
۴ نمایش همزمان با ماه مبارك رمضان در تالارهای تهران به روی صحنه می روند.
تالار مولوی تهران از امروز میزبان ۲ نمایش جدید است. كوارتت نوشته امیررضا كوهستانی و مهین صدری با كارگردانی كوهستانی ساعت ۲۰ در سالن اصلی این تالار به روی صحنه می رود. تالار اصلی مولوی پیش از این نمایش و در ساعت۳۰:۱۷ دقیقه نیز میزبان نمایش «پرده ها از راه می رسند» به نویسندگی چارلز دیزنزو با كارگردانی هوشمند هنركار است. خانه نمایش اداره تئاتر نیز با اجرای نمایش «زیرزمین»، نوشته آرش عباسی و با كارگردانی امیر قربانی است كه ساعت ۱۸ به روی صحنه می رود و اجراهای خود را ادامه می دهد.
تالار هنر نیز در هفته جدید با اجرای یك كار ویژه كودك و نوجوان با نام «روباه بلا و درخت تنها» نوشته و كار مجید امیری در ساعت ۱۸ به كار خود ادامه می دهد.
همچنین این روزها نخستین رپرتوار فصلی تئاتر خیابانی نیز در فضای باز مجموعه تئاتر شهر اجرا می شود.

۷ بازیگر جدید به «سفر به تاریكی» پیوستند
تصویربرداری «سفر به تاریكی» فریدون جیرانی با هفت بازیگر جدید در تهران ادامه می یابد.
تصویربرداری «سفر به تاریكی» فریدون جیرانی با هفت بازیگر جدید در تهران ادامه می یابد.
به گزارش ایسنا، با پیوستن هوشنگ توكلی، مائده طهماسبی، فریده سپاه منصور، آشا محرابی، مهسا كرامتی، فریدون محرابی و علی كاظمی به جمع بازیگران مجموعه «سفر به تاریكی»، فهرست بازیگران مجموعه تكمیل شد. پیش از این ایفای نقش دانیال حكیمی، ستاره اسكندری، ناصر طهماسب، شیوا خنیاگر، مهناز انصاریان، پولاد كیمیایی(در نقش آراس مشرقی)، هنده (بازیگر ترك در نقش تركان) و سامیه لك (در نقش مارال عظیمی ) در «سفر به تاریكی» قطعی شده بود. «سفر به تاریكی»، نخستین مجموعه تلویزیونی فریدون جیرانی است كه به تهیه كنندگی آرمان زرین كوب با مدیریت سیروس عبدلی تصویربرداری می شود. فیلمنامه مجموعه دارای مضمونی اجتماعی است كه توسط فریدون جیرانی و علیرضا محمودی در ۱۵قسمت ۵۰ دقیقه ای به نگارش درآمده و تدوین آن توسط بهرام دهقانی انجام می شود. داستان مجموعه كه در گروه فیلم و سریال شبكه دو سیما ساخته می شود درباره نویسنده جوانی به نام مارال عظیمی است كه پس از انتشار اولین رمانش بنام گیتی به شهرت و اعتبار غیر منتظره ای می رسد. شهرتی كه زندگی خانوادگی او را تحت الشعاع قرار می دهد.
«سفر به تاریكی» در بیش از دویست لوكیشن مختلف تصویربرداری می شود كه تا كنون در تهران، شمال ایران و تركیه تصویربرداری شده و هم چنان در تهران، مشهد و ارومیه ادامه خواهد یافت. مشكین مهرگان (طراح هنری)، مهری شیرازی (طراح چهره پردازی)، ناصر انتظاری (صدابردار همزمان)، عباس شوقی (مسئول جلوه های ویژه) و پیمان ابدی (مدیر گروه بدلكاران) در این مجموعه همكاری می كنند.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 8:29 PM |
خیابان‌های اصلی «ملبورن» در قرق هالیوود
مقامات ملبورن به منظور همكاری با «اسپیلبرگ» و «تام هنكس» در ساخت سریالی جدید، عبور و مرور خودروها را به مدت ۴ روز در خیابان‌های اصلی این شهر ممنوع می‌كنند.
مقامات ملبورن به منظور همكاری با «اسپیلبرگ» و «تام هنكس» در ساخت سریالی جدید، عبور و مرور خودروها را به مدت ۴ روز در خیابان‌های اصلی این شهر ممنوع می‌كنند.
به نقل از روزنامه «د ایج» چاپ ملبورن، ترافیك شهر شلوغ و پرتردد ملبورن به مدت چهار روز از یكم تا چهارم فوریه سال آینده به منظور ساخت یك سریال تلویزیونی ۱۸۰ میلیون دلاری كه «استیون اسپیلبرگ» و «تام هنكس»، تهیه‌كنندگی آنرا به طور مشترك به عهده دارند، متوقف خواهد شد.
روزنامه «د ایج» در انتقاد از عملكرد دولت در انجام چنین كاری، می‌نویسد: در حالیكه تنها یك هفته از‌ رد و تمسخر پیشنهاد ۵ جوان علاقمند به محیط زیست برای برپایی یك روز بدون ماشین در شهر می‌گذرد، مقامات ملبورن به راحتی به درخواست دو تن از ستاره‌های هالیوودی تن داده و عبور و مرور خودروها در سطح شهر را به مدت چهار روز تعطیل خواهند كرد.
شورای شهر ملبورن به منظور سهولت كار عوامل فیلم «صلح می‌تواند رخ دهد» در حمل ۱۵ وسیله نقلیه مربوط به تجهیزات فیلمبرداری و ۷۰۰ سیاهی لشكر این فیلم، با تعطیلی دو خیابان اصلی شهر با نام‌های «ساوانستون» و «فلیندرس» موافقت كرده‌اند.
طی ماه می شهردار ملبورن در نشستی خصوصی با اسپلبرگ و هنكس، به آنها قول مساعد برای هرگونه همكاری برای ساخت این فیلم داد.
به گزارش «د ایج»، طی این چهار روز مسیر ترمواها،اتوبوس‌ها و تاكسی تغییر كرده و پلیس نیز طی این مدت در خدمت عوامل فیلم با كسانی كه به هر نوعی در پیشرفت این پروژه اختلال ایجاد كنند، برخورد خواهند نمود، البته تمامی هزینه مرتبط با طرح امنیتی و ترافیكی كه در این چهار روز اعمال می‌شود، به عهده تهیه‌كنندگان این پروژه ده قسمتی خواهد بود.
فیلمبرداری این سریال طی ماه نوامبر در داكلند ملبورن آغاز خواهد شد.

آخرین فیلم <انگ لی>، پیشنهاد چین برای رقابت‌های اسكار
فیلم جنجال‌برانگیز <شهوت، هشدار>، ساخته <انگ لی> یكی از سه فیلم پیشنهادی چین برای شركت در این دوره از رقابت‌های اسـكار است.
فیلم جنجال‌برانگیز <شهوت، هشدار>، ساخته <انگ لی> یكی از سه فیلم پیشنهادی چین برای شركت در این دوره از رقابت‌های اسـكار است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری شینهوا، در حالی كه زمان اعلام اسـامـی فـیـلـم‌هـای پـیـشـنـهـادی ایـن دوره از رقابت‌های اسكار رو به پایان است، چین، سه فیلم <شهوت، هشدار>، <فرماندهان جنگ> و <خـورشـیـد نیز طلوع می‌كند> را به عنوان فیلم‌های پیشنهادی خود برای اسكار امسال معرفی كرد. فیلم <شهوت، هشدار> ساخته جنجال‌برانگیز <انگ لی> كه چندی پیش موفق به دریافت جایزه شیر طلایی شصت و چهارمین جشنواره فیلم ونیز شد، به نظر منتقدان احتمالا به عنوان نامزد چین در این دوره از رقابت‌های اسكار انتخاب می‌شود و دور از انتظار نخواهد بود كه جایزه اسكار بهترین فیلم خارجی را نیز در كارنامه كاری خود به ثبت برساند. بنابراین گزارش، فیلم <شهوت، هشدار>، داستان روابط عاشقانه و نامشروع یك زن جوان با یكی از مقامات عالی رتبه سیاسی چین است كه به اتفاقات پیچیده‌ای می‌انجامد. <لی> در این فیلم روابط این دو را آنچنان آشكار به تصویر كشیده كه بورد سانسور موسسه فیلم آمریكا، تماشای آن را برای جوانان زیر ۱۷ سال ممنوع كرده و دولت چین نیز پیش از اكران این فیلم در سینماهای این كشور، ۳۰ دقیقه از آن را حذف نموده است.

بازی <تام كروز> در فیلم ضد هیتلری قطعی شد
با موافقت دولت آلمان مبنی بر اعطای مجوز ورود عوامل فیلم ضد هیتلری <والـكـیـری> بـه مـنـاطـق نـظامی آلمان، تولید این فیلم وارد مرحله تازه‌ای شد.
با موافقت دولت آلمان مبنی بر اعطای مجوز ورود عوامل فیلم ضد هیتلری <والـكـیـری> بـه مـنـاطـق نـظامی آلمان، تولید این فیلم وارد مرحله تازه‌ای شد.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، روز گذشته دولت آلـمان اعلا‌م كرد مجوز ورود عوامل فیلم والكیری با بازی تام كروز به منطقه < بندر بلوك> را صادر كرده است. تولید این فیلم از ماه ژوئیه آغاز شده و تام كروز قرار است در محل اعدام سرهنگ اشتوفنبرگ (یكی از مخالفان سرسخت هیتلر) به ایفای نقش بپردازد. اشتوفنبرگ در سال ۱۹۴۴ و در زمانی كه نقشه او و همراهانش برای ترور هیتلر به جایی نرسید در محل كنونی فیلم برداری فیلم < والكیری> دستگیر و اعدام شد. البته باوجود موافقت دولت آلمان برای فیلمبرداری عوامل این فیلم، طی هفته های گذشته جنجال زیادی بر سر بازی كردن تام كروز در این فیلم به وجود آمد. سیاستمداران آلمانی و مطبوعات این كشور معتقد بودند امثال تام كروز نباید در فیلم ضد هیتلری به عنوان سمبل افراد ضد نازی به ایفای نقش بپردازند. اما نهایتا دولت آلمان به رغم این مخالفت ها مجوز ورود عوامل این فیلم و از جمله تام كروز را به این منطقه صادر كرد.

آل پاچینو با سیلیان مورفی همبازی می شود
آل پاچینو در فیلمی كه درباره نقاش صاحب نام عالم هنر سورئالیست ساخته می شود، با سیلیان مورفی همبازی می شود.
آل پاچینو در فیلمی كه درباره نقاش صاحب نام عالم هنر سورئالیست ساخته می شود، با سیلیان مورفی همبازی می شود.
فیلم «دالی و من» یك داستان سورئال به كارگردانی آندرو نیكول است كه توسط شركت فیلمسازی «ایندیه فیلم» ساخته می شود و داستان آن درباره زندگی سالوادور دالی نقاش اسپانیایی است كه در خلال سال های ۸۰ ـ ۱۹۶۰ روایت می شود. در این ایام كه دا لی از دوران اوج كار هنری اش و خلق آثار بزرگ فاصله گرفته است، با یك دلال جوان آثار هنری به نام استان لایورسین مورفی رفاقتی به هم زده است. فیلمبرداری «دالی و من» در اوایل سال ۲۰۰۸ در اسپانیا و نیویورك انجام خواهد شد. مورفی بازیگر نقش مقابل آل پاچینو پیش از این در آثار موفقی چون «طلوع خورشید» و «بادی كه بر مرغزار می وزد» خوش درخشیده است. هنوز بازیگری برای ایفای نقش همسر دالی انتخاب نشده است و تا دو هفته دیگر فهرست بازیگران فیلم كامل خواهد شد.

هالووین» فیلمی كه برای راب زامبی اعتباری به همراه نداشت
او به هادون فیلد بازمی گردد و قصد دارد خواهر نوزادش لوری را بیابد.با توجه به این موضوع كه راب زامبی قصد داشته با كارگردانی نسخه بازسازی فیلم كلاسیك جان كارپنتر كاری جدید ارائه دهد و اعتباری برای خود به دست آورد، اما متأسفانه با حفظ عناصر اصلی آن فیلم، اثری ساخته است كه نشانه های تقلید را به خوبی نمایان می سازد و به عنوان یك فیلم مدرن كلاسیك شناخته می شود.
مدتی است كه مخاطبان هالیوود، شاهد اكران فیلم ترسناك «هالووین» هستند. «هالووین» نسخه بازسازی شده فیلم ساخته جان كارپنتر است كه راب زامبی داستان آن را براساس فیلمنامه جان كارپنتر (سال ۱۹۷۸) به نگارش درآورده و جلوی دوربین برده است و یكی از تهیه كنندگان آن نیز به شمار می رود.در نسخه بازسازی شده «هالووین» مایكل میوز كه در فیلم قبلی در زمان كودكی، خواهرش را در شب هالووین به قتل رسانده و به مركز بازپروری منتقل شده بود، پس از ۱۷ سال، اشتباهی از آنجا آزاد شده و هنوز خطرناك است.
او به هادون فیلد بازمی گردد و قصد دارد خواهر نوزادش لوری را بیابد.با توجه به این موضوع كه راب زامبی قصد داشته با كارگردانی نسخه بازسازی فیلم كلاسیك جان كارپنتر كاری جدید ارائه دهد و اعتباری برای خود به دست آورد، اما متأسفانه با حفظ عناصر اصلی آن فیلم، اثری ساخته است كه نشانه های تقلید را به خوبی نمایان می سازد و به عنوان یك فیلم مدرن كلاسیك شناخته می شود. با در نظر گرفتن اینكه روح خلاقیت در هالیوود از بین رفته است، ایده بازسازی فیلم «هالووین» چندان بعید به نظر نمی رسید. طی سال های اخیر ما فقط شاهد بازسازی فیلم های ترسناك دهه ۷۰ نظیر: «قتل عام تگزاس» و «وحشت امیتایویل» نبوده ایم، بلكه تعدادی از دیگر فیلم های كلاسیك جان كارپنتر مانند «یورش به بخش ۱۳» و «مه» نیز به صورت مدرن بازسازی شده اند.
این در حالی است كه مشاهده این فیلم ها از این جهت حائز اهمیت است كه آنها نسخه های جدید آثار كارگردانی مجرب در ژانر وحشت هستند، اما متأسفانه هیچ كدام، تحسین كارشناسان سینما و حتی مخاطبان را برنمی انگیزند.موضوع عجیب در این زمینه، شركت راب زامبی، یك موسیقیدان باسابقه در امر كارگردانی فیلم است. با نگاهی به كارنامه حرفه ای اش، پی می بریم كه فیلم های «خانه هزار جسد» و «رد كردنهای شیطان» او نیز آثاری بودند كه با نظر مساعد طرفداران سینما مواجه نشدند.
فیلم های راب زامبی در مقایسه با آثار فیلمسازان ژانر ترس، مانند جیمز وان والی روث، مخوف تر و سرشار از داستان های آزاردهنده هستند. چیزی كه فیلم «هالووین» نیز از آن استثنا نیست. بزرگترین امتیاز این فیلم شرح داستان جوانی مایكل میرز است كه تقریباً نیمه اول فیلم را دربر گرفته است، اما نشانه ای از نگاهی نو در آن مشاهده نمی شود. به طور كلی راب زامبی در این فیلم، دلیل قانع كننده ای برای بازسازی نسخه كلاسیك فیلم هالووین نمی تواند ارائه كند.
شناسنامه فیلم:
نام فیلم:هالووین
ژانر:ترسناك
نام بازیگران:دیگ فیج،دنیل هریس، مالكولم مك دوول، دنی ترجو و شری مون
نام نویسنده وكارگردان: راب زامبی
مدت نمایش:یك ساعت وچهل ونه دقیقه
محصول كشور: آمریكا


جایزه اصلی جشنواره تورنتو به "قول‌های شرقی" رسید
نائومی واتس و ویگو مورتنسن در صحنه‌ای از "قول‌های شرقی"
نائومی واتس و ویگو مورتنسن در صحنه‌ای از "قول‌های شرقی"
سی و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو روز گذشته به پایان رسید و فیلم "قول‌های شرقی" به کارگردانی دیوید کراننبرگ جایزه فیلم منتخب تماشاگران را از آن خود کرد.
سی و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو روز گذشته به پایان رسید و فیلم "قول‌های شرقی" به کارگردانی دیوید کراننبرگ جایزه فیلم منتخب تماشاگران را از آن خود کرد.
هالیوود ریپورتر اعلام کرد تریلر جدید فیلمساز کانادایی درباره یک گانگستر روسی با بازی ویگو مورتنسن است که راه او با یک زن خانه‌دار میانسال و معصوم یکی می‌شود. کراننبرگ و مورتنسن پیش از این در فیلم نامزد اسکار "تاریخ خشونت" نیز با همکاری کرده بودند.
جایزه امسال جشنواره تورنتو در حالی به یک فیلمساز با جایگاهی شناخته شده تعلق گرفت که سال پیش الخاندرو مونته‌ورده، فیلمساز جوان مکزیکی برای Bella، اولین فیلم خود برنده این جایزه شد. از برندگان قبلی جایزه فیلم منتخب تماشاگران که در مراسم اسکار همان سال نیز موفق ظاهر شدند می‌توان به "زیبایی آمریکایی"، "ببر غران، اژدهای پنهان" و "هتل رواندا" اشاره کرد.
کراننبرگ برای دریافت جایزه اصلی جشنواره تورنتو امسال با دو رقیب سرسخت که دو فیلم مستقل آمریکایی بودند رو به رو بود. "جونو" به کارگردانی جیسن ریتمن رقیب اصلی بود. این فیلم درباره یک دخترنوجوان باردار است که برای فرزند خود تصمیمی عجیب می‌گیرد. "ممنون برای سیگار" فیلم قبلی ریتمن نیز در جشنواره تورنتو سال ۲۰۰۵ نمایشی موفق داشت. مستند Body of War درباره یک سرباز جنگ عراق که به یک فعال اجتماعی تبدیل می شود، دیگر رقیب مهم "قول های شرقی" بود. این فیلم مستند را فیل دوناهو و الن اسپیرو کارگردانی کرده‌اند.
پیرس هندلینگ، رئیس جشنواره فیلم تورنتو پس از مراسم اعطاء جوایز به خبرنگاران گفت: "بسیار عالی است که یک فیلم کانادایی ساخته یکی از غول‌های سینمای ما، کسی که واقعا خود را با او یکی می دانیم، برنده جایزه اصلی تورنتو شد. پایانی بهتر از این را تصور نمی‌کردیم." کراننبرگ شخصا جایزه خود را دریافت نکرد. او در حال حاضر برای تبلیغ فیلم خود که از این هفته در آمریکا اکران می شود، در نیویورک است.
فیلم Cochochi به کارگردانی لورا آملیا گازمن، ایزرئیل کاردناس که تولید مشترک مکزیک، بریتانیا و کاناداست، برنده جایزه بخش "دیسکاوری / اکتشاف" شد. این فیلم درباره دو پسر راراموری و تلاش آنها برای پیدا کردن یک اسب گمشده است. جایزه فیپرشی منتقدان نیز به فیلم La Zona ساخته رودیگو پلا از مکزیک تعلق گرفت که در آن شکاف بین فقرا و ثروتمندان در مکزیک مورد بررسی قرار گرفته است.
در بخش فیلم‌های کانادایی، استفان لافلور برای فیلم "اروپایی، یک فیلم بدون اسلحه" جایزه بهترین فیلم اول را از آن خود کرد و گای مدین نیز برای My Winnipeg که یک مستند / فانتزی درباره شهر زادگاهش است، جایزه بهترین فیلم بلند کانادایی را به خود اختصاص داد. کریس چانگ چان فوی برای فیلم Pool جایزه بهترین فیلم کوتاه اروپایی را گرفت. این فیلم درباره اندونزی پس از حادثه سونامی است. آناهی برنری نیز برای فیلم "تجسد" درباره یک بازیگر زن پا به سن گذاشته فیلم‌های درجه ب با بازی سیلویا پرز جایزه "خلاقیت هنری" جشنواره تورنتو امسال را دریافت کرد. در این بخش ۱۳ فیلم با هم رقابت داشتند.
سی و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو پس از مراسم اعطاء جوایز با نمایش فیلم کانادایی "محاسبه احساسی" با بازی سوزان ساراندن و کریستوفر پلامر به طور رسمی پایان رسید. فیلم داستان سه بازمانده جنگ جهانی است که ۳۵ سال پس از آنکه نازی ها آنها را از هم جدا می‌کنند در مزرعه‌ای در یکی از روستاهای کبک به هم می‌پیوندند. طی ۱۰ روز جشنواره ۳۴۹ فیلم از ۵۵ کشور نمایش داده شد و در این مدت ستاره‌هایی مانند جرج کلونی و کیت بلانشت برای تبلیغ فیلم‌های خود در تورنتو حاضر شدند.

تاریخ جشنواره فیلم رم تغییر می‌کند
برگزارکنندگان جشنواره فیلم رم برای جلوگیری از تداخل آن با جشنواره فیلم لندن از سال آینده جشنواره خود را در یک زمان دیگر برگزار می‌کنند.
برگزارکنندگان جشنواره فیلم رم برای جلوگیری از تداخل آن با جشنواره فیلم لندن از سال آینده جشنواره خود را در یک زمان دیگر برگزار می‌کنند.
اسکرین دیلی اعلام کرد امسال این دو جشنواره تقریبا در یک زمان برگزار می‌شوند: جشنواره فیلم رم از ۱۸ تا ۲۷ اکتبر (۲۶ مهر تا پنجم آبان) و جشنواره فیلم لندن از ۱۷ اکتبر تا یکم نوامبر (۲۵ مهر تا ۱۰ آبان).
وقتی اوایل امسال تاریخ برگزاری دومین جشنواره فیلم رم اعلام شد، برگزارکنندگان جشنواره نسبت به همزمانی آن با جشنواره خود واکنش نشان دادند، اما دست‌اندرکاران جشنواره فیلم رم در یادداشتی مسالمت آمیز گفته‌اند سال دیگر آن را در تاریخی دیگر برگزار می‌کنند. ترزا کاوینا از مسئولان جشنواره رم در این زمینه گفت: "ما تمام تلاش خود را می‌کنیم که این تاریخ تغییر کند، برای اینکه وضعیت فعلی درست نیست. ما نمی خواهیم نه با جشنواره فیلم لندن همزمان باشیم نه با جشنواره فیلم پوسان."
برگزارکنندگان جشنواره فیلم رم درباره تاریخ جدید در حال مذاکره هستند، اما این تاریخ ها نباید با اساسنامه جشنواره در تعارض باشد، ضمن اینکه دست اندرکاران جشنواره بر برپایی آن در فصل پائیز اصرار دارند. از سوی دیگر، ساندرا هبرون، مدیر هنری جشنواره فیلم لندن ضمن ابراز خوشوقتی از تصمیم جدید برگزارکنندگان جشنواره فیلم رم گفت: "اینکه جشنواره ها در یک تاریخ مشابه برگزار شوند خوب نیست، برای اینکه به لحاظ ساماندهی مشکل ایجاد می‌شود. به هر حال فیلم‌هایی مشترک پخش می‌شود و تماشاگرانی هم هستند که می‌خواهند از هر دو جشنواره استفاده کنند."
او افزود: "ما با هم رقابت مستقیم نداریم. همه می‌دانند رقابت واقعی بین رم و ونیز است. با اینکه امسال آنها جشنواره خود را همزمان با ما برگزار می‌کنند، اما این یک فاجعه نیست. البته خیلی راحت تر است که همزمان نباشیم."
دومین جشنواره فیلم رم با نمایش فیلم گانگستری "نفس دوباره" به کارگردانی آلن کورنو و بازی مونیکا بلوچی و دانیل اوتوی و پنجاه و یکمین جشنواره فیلم لندن با نخستین نمایش بریتانیایی تریلر "قول‌های شرقی" ساخته دیوید کراننبرگ فیلمساز کانادایی افتتاح می‌شود.
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 8:12 PM |

گزارش کامل جشن خانه سینما

کاخ موزه سعدآباد شامگاه سه‌شنبه با حضور بیش از پنج هزار سینماگر و مخاطبان سینما محل برپایی یازدهمین جشن خانه سینما بود تا تندیس این جشن به برترین‌های سینمای ایران اهدا شود.

به گزارش خبرنگار مهر، یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما سه شنبه شب گذشته با حضور اهالی سینما و مخاطبان در کاخ موزه سعدآباد با تلاوتی آیات کلام الله مجید و پخش سرود مقدس جمهوری اسلامی آغاز شد و سپس پرویز پرستویی که اجرای مراسم را بر عهده داشت به عنوان دبیر جشن بیانیه را قرائت کرد.



خمسه با فرزند چندماهه خود برای اهداء جایزه روی سن آمد

در بخشی از این بیانیه آمده است: "سینما می تواند مرهم زخم های تاریخی باشد، سینما می تواند رویای همه صادقان باشد، نان سفره ما از سینماست. تنها صنفی هستیم که بر یک سفره نشسته ایم، مراقب باشیم نمکدان را نشکنیم ... سینما هم اکنون در رنج و بی اعتمادی می سوزد، بی اعتمادی گاهی در درون و عموما از بیرون خانه سینماست، باید چه در درون و چه در بیرون اعتمادسازی کنیم."

پرستویی سپس فعالیت چهار ماهه خود را به عنوان دبیر جشن یازدهم خمس و زکات دانست و خاطرنشان ساخت: "چهار ماه است به شکل پیگیر تمام امور مربوط به جشن خانه سینما را به عنوان دبیر جشن بر عهده دارم و حس می کنم با این کار خمس و زکاتم را به سینما داده ام، امشب شب سینما و شب خداحافظی با جشن یازدهم است. با رفاقت به سوی جشن دوازدهم برویم."

پس از قرائت بیانیه، پرستویی از گروه تواشیح طاها برای اجرای تواشیح "اسماء الحسنی" دعوت کرد. او پیش از دعوت از این گروه گفت: "سال هاست که در لحظات افطار و پیش از اذان مغرب تواشیح اسماء الحسنی پخش می شود و به نوعی این تواشیح دل انگیز جزو خاطرات همه ما از ماه رمضان شده و همه به آن حسی نوستالژیک دارند. با توجه به اینکه در آستانه حلول ماه مبارک رمضان هستیم، این تواشیح زینت بخش مراسم امشب خواهد بود."

سپس مراسم وارد بخش اصلی یعنی اهدا جوایز شد. پرستویی به عنوان اولین اهدا کننده تندیس از علیرضا خمسه دعوت کرد که او با دو فرزند دختر خود روی سن حاضر شد و مانند همیشه فضای خاصی به مراسم بخشید. خمسه روی سن خطاب به حضار درباره اینکه با نوزادش برای اهدا جایزه آمده گفت: "من همراه خانم و بچه ها برای خرید به تجریش رفته بودیم که تلفنم زنگ زد، بعد از سلام و علیک فهمیدم آقای دبیر استن که به من گفت باید به مراسم بیایم و جایزه اهدا کنم، به ناچار با این وضع اینجا آمدم."

بعد از آن خمسه همراه فرزندانش در قطعه ای نمایشی کوچک با سینما و مراسم جشن شوخی کردند. در ادامه کلیپ معرفی نامزدهای بهترین فیلم کوتاه داستانی پخش شد و خمسه با معرفی عاطفه خادم الرضا فیلم کوتاه "تنگ خالی ماهی" را برنده تندیس جشن خانه سینما اعلام کرد و پس از آن شهرام مکری به دعوت خمسه روی سن آمد تا دیپلم افتخار بهترین مستند تجربی را به خاطر مستند "محدوده دایره" دریافت کند."

پس از اهدا جوایز این بخش، بیژن محتشم و حمید جبلی به دعوت پرستویی برای اهدا جایزه بهترین چهره پردازی آمدند که با اعلام نام جبلی، حضار به شکلی ویژه او را مورد تشویق قرار دادند. با حضور این دو هنرمند کلیپ نامزدهای بهترین چهره پردازی پخش شد و سپس جبلی نام مهرداد میرکیانی را به خاطر طراحی گریم فیلم "قاعده بازی" به عنوان نفر برگزیده اعلام کرد. اما میرکیانی در مراسم حضور نداشت و جایزه به یکی از عوامل فیلم "قاعده بازی" تحویل داده شد.

اهدا تندیس بهترین جلوه های ویژه بخش بعدی جشن یازدهم بود که جایزه این بخش نیز می بایست توسط جبلی و محتشم به نفر برگزیده اهدا می شد. پیش از پخش کلیپ نامزدهای بهترین جلوه های ویژه پرستویی نکته ای را درباره این بخش یادآوری کرد و گفت: "امسال فناوری نوینی در عرصه سینما شکل گرفته و به همین خاطر تصمیم گرفتیم در بخش جلوه های ویژه توجه خاصی داشته باشیم. بر همین اساس این بخش را در دو شاخصه بهترین جلوه های ویژه میدانی و بصری تقسیم بندی کردیم."

پس از توضیحات دبیر جشن کلیپ نامزدهای بهترین جلوه های ویژه بصری پخش شد و محتشم نام علاءالدین پژمان را به عنوان برنده تندیس اعلام کرد. او این تندیس را به خاطر جلوه های ویژه "پاداش سکوت" از آن خود ساخت. پژمان نیز از غایبین مراسم بود و مازیار میری به نمایندگی از او جایزه اش را گرفت. با اهدا جایزه این بخش محتشم و جبلی جای خود را به رویا نونهالی و فرهاد آئیش دادند تا این دو جوایز بخش بهترین جلوه های ویژه میدانی را اهدا کنند.

پس از پخش کلیپ نامزدها رویا نونهالی پشت میکروفن رفت و گفت: "جایزه این بخش تقدیم می شود به محسن روزبهانی برای فیلم "روز سوم". علی دهکردی و محمود سماکباشی اهدا کننده تندیس بهترین صدابرداری بودند. دهکردی اعلام کننده نام برنده این بخش بود که از یدالله نجفی برای فیلم "خون بازی" به عنوان نفر برگزیده برای دریافت تندیس دعوت به عمل آورد.

در ادامه مراسم جشن خانه سینما سیروس ابراهیم زاده و بهرام زند به دعوت پرستویی جوایز بخش صداگذاری و میکس را اهدا کردند. در این بخش مسعود بهنام و حسین ابوالصدق برای فیلم "اتوبوس شب" برنده تندیس شدند.

ابراهیم زاده قبل از اعلام نام برگزیده بخش بهترین صداگذاری و میکس گفت: "از من خواستند پرحرفی نکنم و با کسی هم شوخی نکنم، آن هم از جنس تلخ و گزنده اش، اگر بتوانم، چشم." وی پس از اهدا جایزه یکبار دیگر پشت میکروفن رفت و گفت: "آقای انتظامی در مصاحبه ای گفته بودند جایزه برای جوانان است، اما من الان خیلی دوست دارم یک جایزه دریافت کنم."

شقایق فراهانی و مجید میرفخرایی دیگر هنرمندانی بودند که برای اهدا تندیس دعوت شدند. حضور آنها روی سن به دلیل مسافت طولانی میان جایگاه تماشاگران با سن کمی با تاخیر انجام شد که پرستویی به همین دلیل از مهمانان عذرخواهی کرد. با تاخیری چند ثانیه ای سرانجام میرفخرایی و فراهانی آمدند که بلافاصله میرفخرایی پشت میکروفن رفت تا نام برگزیده را اعلام کند که پرستویی مانع این کار شد و تذکر داد که باید ابتدا کلیپ نامزدها پخش شود.

پس از پخش کلیپ، ایرج رامین فر برای طراحی صحنه و لباس فیلم "پرونده هاوانا" برنده تندیس جشن یازدهم شد. رامین فر به دلیل مسافرت خارج از کشور در مراسم حاضر نبود، بنابراین از علیرضا رئیسیان کارگردان فیلم برای دریافت جایزه دعوت شد که او هم جزو غایبین مراسم بود. بنابراین سیدضیاء هاشمی به نمایندگی از رامین فر جایزه او را دریافت کرد.

در ادامه دبیر جشن یازدهم ناصر چشم آذر و رامبد جوان را به عنوان اهداکنندگان تندیس بهترین موسیقی اعلام و از چشم آذر به عنوان یکی از منضبط ترین داوران جشن امسال یاد کرد. چشم آذر هم که به دلیل مصدومیت با عصا راه می رفت با کمک جوان روی سن آمد و نام کارن همایونفر را به عنوان برگزیده بخش موسیقی متن اعلام کرد. پس از اهدا تندیس، چشم آذر درباره کارن گفت: "خوشحالم برای بار دوم در مراسمی جایزه کارن را می دهم." همایونفر نیز گفت: "از دو خانواده یکی خانواده خودم و دیگری خانواده سینما که مرا برای دریافت این جایزه لایق دانستند تشکر می کنم."

اهدا کنندگان تندیس بهترین تدوین عباس گنجوی و حسن پورشیرازی بودند. پورشیرازی با تبریک روز ملی سینما بهرام دهقانی تدوینگر فیلم "پابرهنه در بهشت" را به عنوان نفر برتر اعلام کرد. پس از اهدا جایزه به دهقانی، پرستویی از او خواست چند کلمه صحبت کند. دهقانی گفت: "حالا که اصرار می کنی، چشم. خیلی ممنون، مرسی."

اهدا تندیس بهترین فیلمبرداری بخش دیگر مراسم بود که امین تارخ و محمدرضا سکوت جایزه این بخش را اهدا کردند. تارخ پیش از اعلام نفر برگزیده گفت: "به ندرت اتفاق می افتد که در مراسمی فرصت پیدا کنم حرف بزنم و درد دل هایم را بازگو کنم. به همین دلیل منتظر فرصتی بودم از چند نفر تشکر کنم، اول سیدمحمد بهشتی، سپس محمدمهدی حیدریان که سینمای ما را جهانی کرد و در آخر پرویز پرستویی عزیز به خاطر قبول همه مسئولیت ها."

حسین علیزاده با گروه هم‌آوایان برنامه اجرا کرد

پس از آن سکوت با کسب اجازه از پیشکسوتان نام مجید خضوعی ابیانه را برای فیلم "پابرهنه در سکوت" به عنوان نفر برگزیده اعلام کرد. ابیانه نیز به دلیل حضور در سفر در مراسم غایب بود و بهرام توکلی کارگردان این فیلم به نمایندگی از ابیانه جایزه را گرفت.

در پایان اهدا تندیس این بخش پرستویی از تارخ تشکر کرد و سپس با قرائت متنی ادبی از حسین علیزاده برای اجرای برنامه دعوت به عمل آورد. در بخشی از این متن آمده است: "فرخنده شبی است امشب، افتخار میزبانی داریم، همین ما را بس که او اینجاست. کاشف نواهای گمشده زخمه می زند، تارها کند سپیدبالان را در آبی آسمان."

او در بخش دیگری از متن خود آورده بود: "ما با هم خوبیم با هم شادیم و اعتماد، آهنگ شاد زندگی ماست، علیزاده می گوید خانه سینما خانه ماست." قرائت متن پرستویی با پخش تصاویری از علیزاده و موسیقی مجموعه تلویزیونی "زیر تیغ" همراه بود. پس از قرائت این متن، وی از علیزاده برای اجرای برنامه دعوت به عمل آورد که با تشویق بیش از حد حضار همراه بود. علیزاده در این مراسم به اجرای قطعاتی پرداخت و کنسرت خود را با اجرای قطعه "دلشدگان" در دستگاه شور پایان داد.

پس از اجرای برنامه حسین علیزاده، کلیپ جشن یازدهم پخش و مراسم مجددا وارد بخش اعلام برگزیدگان شد. این بخش با معرفی بهترین بازیگر مکمل مرد آغاز شد. ترانه علیدوستی و کامبیز دیرباز اهداکنندگان جوایز این بخش بودند.

بوسه پرویز پرستویی بر دستان استاد انتظامی

دیرباز با حضور روی سن روز ملی سینما را تبریک گفت و علیدوستی هم ضمن تبریک این روز گفت: "ما نمی دانستیم باید چه چیزی بگوییم، وگرنه یک چیزی برای گفتن آماده می کردیم، در هر حال امشب خوش بگذرد." پس از آن وی صابر ابر را به عنوان برنده تندیس نقش مکمل مرد معرفی کرد. ابر که از دریافت جایزه ذوقزده شده بود، با صدایی لرزان پشت میکروفن قرار گرفت و گفت: "از اینکه صدایم می لرزد معذرت می خواهم، واقعا هیجانزده هستم و از همه سپاسگزارم."

برای اهدا تندیس بهترین بازیگر مکمل مرد محمدرضا بزرگ نیا و هانیه توسلی آمدند. بزرگ نیا با اعلام نام سیما تیرانداز او را به عنوان نفر برگزیده این بخش معرفی کرد. تیرانداز در مراسم حاضر نبود و مجید جوزانی همسر وی به نمایندگی تندیس بهترین نقش مکمل زن را دریافت کرد. او هنگام دریافت تندیس درباره غیبت همسرش در مراسم گفت: "خانم تیرانداز نمی دانستند قرار است جایزه بگیرند و به همان دلیلی که آقای خمسه گفتند، یعنی رتق و فتق امور زندگی در مراسم حاضر نیستند."

پرستویی پس از اهدا جایزه این بخش برای اعلام نفرات اهداءکننده جایزه بخش بهترین بازیگر نقش اول زن گفت: "دعوت می کنم از عزت سینمای ایران استاد عزت الله انتظامی که به همراه هنرمند جوان شهاب حسینی برای اهدا تندیس این بخش روی سن بیایند."

در این هنگام حضار بپا ایستادند و انتظامی را تشویق کردند. او نیز با حضور روی سن خطاب به مردم گفت "خانواده محترم سینما عیدتان مبارک" و سپس نفر برگزیده را اعلام کرد؛ باران کوثری برای فیلم "خون بازی". کوثری پس از دریافت تندیس از انتظامی گفت: "استاد از همین جا دستان پرمهرتان را می بوسم." وی ادامه داد: "من 9 ساله بودم که در فیلم "روسری آبی" با استاد انتظامی همبازی شدم و خوشحالم که این جایزه را از دست ایشان می گیرم. جا دارد از مادر، پدر و مادربزرگم نیز تشکر کنم."

کوثری در پایان صحبت هایش از بیتا فرهی به خاطر اینکه حضوری مادرانه در فیلم "خون بازی" داشت تشکر کرد و کسب این موفقیت را مدیون بازی روان او دانست. اهدا تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد بخش بعدی مراسم بود. پرستویی در ابتدای این بخش گفت: "جا دارد از استاد فرهیخته سینما، مهربان و به قول خودش خاکی استاد جمشید مشایخی و محمدمهدی دادگو برای اهدا جایزه این بخش دعوت کنم."

مشایخی با تشویق بسیار حضار روی سن حاضر شد و گفت: "با احترام به روح شهدای ایران از بدو تاسیس این مرز و بوم تا به امروز." او سپس بازیگر برگزیده را معرفی کرد: خسرو شکیبایی به خاطر بازی در فیلم "اتوبوس شب". با اعلام نام شکیبایی تماشاگران حاضر در مراسم با شور و شوقی بسیار به تشویق او پرداختند. این بازیگر پس از دریافت تندیس گفت: "آقای ابر حرف قشنگی زد، ما سال هاست وقتی می آییم اینجا دست و پایمان می لرزد."

پس از آن مشایخی با تقدیر از پرستویی گفت: "پرویز گل هنرمندان ایران است، ایران یعنی آزاد، افتخار می کنیم که در کشوری آزاده به دنیا آمده ایم. یا علی!"

مسعود کیمیایی اهدا کننده جایزه بهترین فیلمنامه بود. پیش از حضور وی روی سن پرستویی در وصف کیمیایی متنی به این شرح خواند: "سینمای عزیز ایران مهر دارد و مهر، گذشته دارد و حال، ستوه دارد و سایه، بزرگ دارد و کوچک، بسیار بزرگ دارد و بسیار ...، بسیار بزرگ هایش با هر نسلی چون ققنوسی دوباره متولد می شوند و قصه هایشان افسانه می شود و ماندگار. افسانه هایی که پیر به رخ جوان می کشد و جوان با لحن برنایی اش با آن اسطوره می سازد، بسیار بزرگ شوی اسطوره می شوی، ققنوس می شوی، خاطره می شوی، گذشته ات حال دارد و حالت تکیه بر گذشته. با تقدیر از پیر برنای سینمای ایران، صحنه جشن امشب را با گام های خسته او مزین می کنیم. مسعود کیمیایی."

با اعلام نام کیمیایی حاضران از جا برخاستند. او در میان تشویق حضار روی سن رفت و گفت: "بدون شک یک فیلم خوب مرهون یک فیلمنوشت خوب است. می گویم فیلمنوشت چون فیلم را می نویسیم، وقتی به یک فیلم فکر می کنیم، آن را می نویسیم" و سپس نفر برگزیده این بخش را معرفی کرد: "حبیب احمدزاده و کیومرث پوراحمد برای نگارش فیلمنامه "اتوبوس شب" برنده تندیس جشن امسال هستند."

پوراحمد پس از دریافت جایزه اش از دستان مسعود کیمیایی گفت: "جوان که بودیم از فیلمفارسی خجالت می کشیدیم، مردی آمد و فیلمی ساخت و دیگران پا جای او گذاشتند و موج نویی در سینمای ایران به وجود آمد. حالا دیگر خجالت نمی کشیم. این مرد کیمیایی است و افتخار می کنم جایزه را از دست او می گیرم."

او ادامه داد: "مرد دیگری هم همین کار را در عرصه دیگری کرد و آن علیرضا زرین دست است." پوراحمد سپس درباره روند نگارش فیلمنامه "اتوبوس شب" گفت: "9 ماه طول کشید تا فیلمنامه آماده شد. شروع آن با حبیب احمدزاده بود و پایانش با من. در این میان کار حسن شجاعی متاسفانه نادیده گرفته شد. او رمان نویس و نقاش ممتازی است و چون بی سر و صدا کار می کند همیشه از قلم می افتد. فیلمنامه "اتوبوس شب" محصول کار ما سه نفر است."

احمدزاده هم که یکی از برگزیدگان این بخش بود پس از پوراحمد گفت: "همیشه دوست داشتم صورت پوراحمد را ببوسم؛ ولی چون قدم از او کوتاهتر است خجالت می کشم، اما در اینجا می خواهم جبران کنم و بالاخره روی ماه کیومرث را ببوسم."

صحبت های احمدزاده درباره بلندی قد پوراحمد موجب شد تا پرستویی هم به ذکر خاطره ای در همین رابطه بپردازد. او گفت: "با اجازه آقای پوراحمد خاطره ای را که خودشان آن را برایم تعریف کرده اند می گویم. ایشان گفتند روزی برای خرید میوه به مغازه رفته بودم. از فروشنده پرسیدم آقا درشت تر از این میوه ندارید، فروشنده هم گفت اگر بشینی می بینی که داریم."

پس از این بخش نوبت به معرفی بهترین کارگردان رسید. محمدرضا هنرمند و کامبوزیا پرتوی اهدا کنندگان تندیس این بخش بودند. پرتوی ضمن تبریک روز ملی سینما، رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب را به عنوان کارگردان برگزیده جشن خانه سینما برای ساخت فیلم "خون بازی" معرفی کرد. بنی اعتماد نیز از غایبین جشن بود که جهانگیر کوثری به نمایندگی روی صحنه آمد و گفت: "اگر این جایزه برای من بود آن را به یکی از نابغه های صدای ایران تقدیم می کردم. او کسی نیست جز استاد منوچهر اسماعیلی که به حق سیر طبیعی این مسیر را تغییر داد."

رضا میرکریمی اهدا کننده جایزه بهترین فیلم بود. پرستویی پیش از دعوت از او برای اهدا تندیس گفت: "اگر وجود میرکریمی نبود من و منوچهر شاهسواری اینگونه قوت قلب نمی گرفتیم." میرکریمی با تشکر از پرستویی گفت: "از بازیگر خوب سینمای ایران که این مسئولیت خطیر را قبول کرد متشکرم. او در 48 ساعت گذشته دو ساعت بیشتر نخوابیده و در این چهار ماه سختی های فراوانی را تحمل کرده است."

در همین هنگام پرویز پرستویی گفت: "آقای میرکریمی قرار بود فقط جایزه را بدهی و به حاشیه نپردازی." اما میرکریمی به صحبت های خود ادامه داد و افزود: "از همه تشکر می کنم و خوشحالم که سرانجام صدقه ها و دعاها امشب نتیجه داد."

با پایان صحبت های مدیر عامل خانه سینما، کلیپ نامزدهای بخش بهترین فیلم پخش شد و میرکریمی برگزیده این بخش را اعلام کرد: مهدی همایونفر برای تهیه فیلم "اتوبوس شب". همایونفر هم از برگزیدگان غایب مراسم شب گذشته بود. میرکریمی درباره غیبت این تهیه کننده گفت: "من بارها برای ایشان پیغام گذاشتم، اما متاسفانه نتوانستیم صحبتی با این دوست عزیزمان داشته باشم. در هر حال از آقای پوراحمد می خواهم به نمایندگی از ایشان جایزه این بخش را دریافت کند."

کیومرث پوراحمد با شوخی و طنازی روی سن آمد. او در حالی که دست هایش را باز کرده بود میرکریمی را در آغوش گرفت و با خنده گفت: "همایونفر را چه کار داری. جایزه را به من بده." و بعد ادامه داد: "دست آقای همایونفر درد نکنه. در این پروژه  خیلی قدر دیدم، برای اولین بار حس کردم کارگردانم."

پس از آن میرکریمی از پرستویی خواست به عنوان پایان بخش مراسم ترانه ای بخواند که او ترانه ای ایران، از خون جوانان وطن و چند ترانه دیگر را با موسیقی زنده سعید شهرام اجرا کرد. پایان بخش مراسم جشن یازدهم پخش کلیپی از آثار منتخب سینمای ایران بود.

موسیقی متن این کلیپ سرود ای ایران بود که با همنوایی عده ای از هنرمندان سینما اجرا شده بود. هنگام پخش این کلیپ آسمان محوطه کاخ سعدآباد نورافشانی شد و دو گروه موسیقی محلی از بندرعباس و کردستان با سازهای محلی خود به طور زنده موسیقی ای ایران را همراهی کردند.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 2:51 PM |
رخشان بنی اعتماد سربلند در فرم جدید
رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب نیز به طور مشترك تندیس بهترین كارگردانی جشن یازدهم سینمای ایران را به خانه بردند.
رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب نیز به طور مشترك تندیس بهترین كارگردانی جشن یازدهم سینمای ایران را به خانه بردند.
بنی اعتماد كه كارگردانی مشترك را پس از فیلم گیلانه آغاز كرده است در خون بازی به معضل اعتیاد میان جوانان می پردازد. فیلمی كه توسط دوربین HD تصویر برداری شد و استفاده از این دوربین فرصتی را برای بنی اعتماد پدید آورد تا بتواند عرصه های جدیدی را در فرم تجربه كند. فیلمنامه خون بازی را بنی اعتماد و عبدالوهاب به همراه نغمه ثمینی و مجید مصطفوی نوشته بودند و نگره های اجتماعی بنی اعتماد در این فیلم نیز كاملاً مشهود به نظر می رسد. بنی اعتماد و عبدالوهاب از غایبین جشن مراسم بودند و نتوانستند جایزه خود را از دستان كامبوزیا پرتوی و محمدرضا هنرمند دریافت كنند. اما جهانگیر كوثری تهیه كننده فیلم و همسر بنی اعتماد روی صحنه حاضر شد و پس از دریافت تندیس گفت: كه اگر این جایزه متعلق به من بود آن را به صدا پیشه ای تقدیم می كردم كه توانست صنعت گویندگی فیلم را در ایران متحول كند و آن كسی نیست جز منوچهر اسماعیلی.

باران كوثری درخشش در ۲ جشن
باران كوثری توانست نظر هیأت داوران جشنواره بین المللی فیلم فجر سال گذشته و نظر هیأت داوران جشن سینمای ایران را یكجا جمع كند.
باران كوثری توانست نظر هیأت داوران جشنواره بین المللی فیلم فجر سال گذشته و نظر هیأت داوران جشن سینمای ایران را یكجا جمع كند.
او كه در یازدهمین جشن به عنوان بهترین بازیگر نقش اول شناخته شد توانست همین جایزه را نیز در جشنواره فیلم فجر سال گذشته به خود اختصاص دهد. باران كوثری جایزه خود را به خاطر بازی در فیلم خون بازی دریافت كرد. فیلمی كه مادرش رخشان بنی اعتماد به همراه محسن عبدالوهاب كارگردانی كرده بودند.عزت الله انتظامی و شهاب حسینی ۲ بازیگری بودند كه جایزه كوثری را به او دادند. كوثری پس از دریافت جایزه اش خطاب به انتظامی گفت: «من ۹ ساله بودم كه در فیلم روسری آبی با استاد انتظامی همبازی شدم و خوشحالم كه این جایزه را از دستان ایشان می گیرم. باران كوثری سال گذشته در فیلم روز سوم ساخته محمد حسین لطیفی نیز حضور داشت كه این فیلم به دفاع مقدس می پرداخت و روزهای گرفتاری خرمشهر در دست دشمن. كوثری در این ۲ فیلم ۲ شكل بازی متفاوت را ارائه داد.

بازگشت احمد نجفی به نقش کارآگاه علوی
پیش تولید سری جدید مجموعه تلویزیونی «کارآگاه» به کارگردانی حسن هدایت آغاز شد، تصویربرداری این سریال نیز اواخر مهرماه ۸۶ آغاز می شود.
پیش تولید سری جدید مجموعه تلویزیونی «کارآگاه» به کارگردانی حسن هدایت آغاز شد، تصویربرداری این سریال نیز اواخر مهرماه ۸۶ آغاز می شود.
سری جدید این مجموعه همانند سری نخست که پیشینه آن به سال ۱۳۶۷ برمی گردد، از داستان های معمایی، پلیسی برخوردار است و فیلمنامه آن را حسن هدایت به نگارش درآورده. او هم اینک نگارش متن ها را به پایان رسانده است. در سری جدید سریال «کارآگاه»، احمد نجفی همانند گذشته نقش کارآگاه علوی را بازی می کند. در سری اول او از میان چهار یا پنج نامزد بازی در این نقش انتخاب شده بود. نجفی که با یک پس زمینه گنگ و تاریک برای نقش کارآگاه علوی روبه رو بوده، گفته است؛ ابتدا در نوع اجرا بسیار مشکل داشتم. ضمن اینکه لوکیشن ها هم مقداری آدم را مجذوب قصه می کرد. با این حال در روزهای اول توانستم با ادغام شخصیت علوی و نجفی بر این مشکل مسلط شوم و بعدها با هم رفیق شویم. تهیه کنندگی سری جدید «کارآگاه علوی» را حمیدرضا یراقچیان در مرکز سیمافیلم برعهده دارد و قرار است این مجموعه را در قالب ۱۶ قسمت تحویل تلویزیون دهد. این در حالی است که تهیه سری نخست را خود هدایت برعهده داشت. به نظر می رسد سریال جدید «کارآگاه»، در حال و هوای تهران قدیم ساخته می شود و حوادث دهه ۱۲۹۰ شمسی یا کمی جلوتر را به تصویر بکشد.
طی سال های ۱۹۲۰ تا ۱۳۰۰، نخستین اداره آگاهی یا تامینات در ایران راه اندازی شد. بر این اساس حسن هدایت در سری نخست پیشنهاد داد تا حوادث «کارآگاه» را از عصر قجر به عصر پهلوی منتقل کنند تا هم یک دوره سیاسی مبهم بررسی شود و هم از نظر تصویری جذابیت های بیشتری ارائه شود. ساخت سری جدید «کارآگاه» حداکثر تا دو ماه دیگر آغاز می شود. اما مسوولان سیمافیلم تمایل دارند که ساخت این مجموعه در سکوت خبری اتفاق بیفتد.

امنیت شغلی نداریم
گفت وگو با محمد شیری بازیگر طنز چارخونه.
«محمد شیری» جزء معدود بازیگران قدیمی و با تجربه یی است که توانسته با گروه های جوان و موفق مجموعه های طنز جدید در چند سال اخیر همراه شود. وی چنان در این بچه ها حل شده، انگار او نیز جزئی از همین نسل تازه بازیگری و کارگردانی است و هیچ گاه در گذشته حضور نداشته، این همراه و همخوان شدن با روز و تحولات آن یکی از مهم ترین نکات دنیای امروزی ما است که محمد شیری به خوبی آن را درک و فهم کرده است. هر چند از همان آغاز سخن و نوع گفتارش می توان متوجه تکیه کلام و ترجیع بندهای نسل گذشته در این بازیگر شد. با این بازیگر باتجربه و قدیمی که در حال حاضر در مجموعه «چارخونه» حضور دارد نیز به گفت وگوی کوتاه نشستیم.
● از نحوه حضور خویش در چارخونه برایمان بگویید؟
بعد از شب های برره آقای چگینی با من صحبت هایی داشتند که سال ۸۵ سریالی خواهند داشت که آقای صحت آن را کارگردانی خواهد کرد. هنوز اسم کار هم مشخص نبود، غافل از اینکه من با آقای سپهر محمدی قراردادی بسته بودم در سریالی به نام «ناکجا کجا؟» که خبرش هم خورد که من جلوی دوربین رفتم. اول قرار بر این بود که بهمن ماه کلید چارخونه زده شود و برای جلوگیری از تداخل از آقای سپهر محمدی معذرت خواهی کردم و به گروه چارخونه پیوستم که این کار به دلیل مسائل پیش تولید و دکور به امسال کشیده شد. در اینجا هم نقشم مشخص است «فرخ» پدر فرزاد.
● می توان گفت این شخصیت به نوعی بیشتر از همه بیرون کشیده شده و توانسته موقعیت های کمیک خاص به خود را خلق کند، چگونه به چنین سرانجامی رسیدید؟
من اصولاً بازیگری هستم که خودم را تکرار نمی کنم یعنی نقش آینده ام باید با نقش الانم متفاوت باشد. این نکته یی است که همیشه بدان توجه داشتم. همین طور که خوب و تیزبینانه نگاه کردید این کار با سالارخان شب های برره متفاوت است یا چندی پیش هم کاری ۹۰ دقیقه یی و دو کار سینمایی کردم که هرکدام متفاوت از هم اند. در واقع با تکرار نکردن به خودم و حرف هایم خیانت نمی کنم و تماشاچی را هم سعی می کنم گول نزنم یعنی تماشاچی محمد شیری را باید در قالب های مختلف ببیند. از روز اول آقای صحت که با من صحبت کردند گفت که شما در این خانه نقشی کاملاً متفاوت از همه را دارید، آدمی بی ملاحظه و تقریباً لمپن، در کنار آن پسری که خود را با دیسیپلین خاصی متشخص نشان نمی دهد. این تفاوت مهم بود. کمی که جلوتر رفتیم متوجه شدم که این شخصیت را باید کمی رقیق تر کنم تا روی مخاطب به خصوص جوانان تاثیر بد نداشته باشد، جوانان از کار طنز به شدت تاثیر پذیرند. این تجربه را تا حدودی در شب های برره داشتیم البته هنوز همه نقش ها جای کار بیشتری دارند و باید بیشتر پرورانده شوند. تک تک بچه ها با ایمان کامل در حال رقم زدن و تولید کاری هستند که مردم آن را بپسندند. همچنین نقشی که من دارم می تواند هر زمانی که کارگردان لازم دیدند حذف شود چون مستقل است و سربار پسرش، الان جا دارد که اگر خواستند و دیدند که وجودش دیگر بی مورد است آن را حذف کنند.
● امکانش هست در مدت باقی مانده سریال با جهشی جذاب روبه رو شود و همه ایرانیان را از کوچک و بزرگ به خویش جذب کند؟
این طبیعی است که در اول کار زمانی لازم است تا همه گروه یکدیگر را بگیرند و بشناسند به خصوص در مجموعه های ۹۰ قسمتی. با ورود آقای رضویان و هر شخصیت تازه یی هم بی شک تکانی رو به جلو در جذاب تر شدن مجموعه ایجاد خواهد شد، الان همچنین پتانسیلی در گروه که کاملاً حرفه یی اند وجود دارد. همچنین ما حق بدهیم به آقای صحت که به عنوان تجربه اول کارگردانی شان با آزمایش و خطاهایی روبه رو شوند تا لم کار کارگردانی خویش را به دست آورند، یکی از حسن های خوب سروش صحت این است که اگر من بازیگر پیشنهادی دارم گوش می کند و اگر درست باشد با کمال میل می پذیرد و اگر درست هم نباشد یا اینکه در راستای خواست و ذهنیت وی نباشد می گوید به فلان دلیل نمی توانم این پیشنهاد را بپذیرم. صحت در قالب بازیگری و نویسندگی کارنامه یی موفق داشتند و الان هم صادقانه در تلاش است تا کار سالمی را خلق کند. این حساسیت ها و نوع نگاه تازه ایشان که برای خود بچه ها نیز تازگی دارد کمی از ریتم سریع خلق کاری فوق العاده خواهد کاست اما شکی ندارم در قسمت های آینده این پتانسیل به رو خواهد آمد. پس این ملاحضات کاملاً طبیعی است.
● کارهای سینمایی یی که کار کردید چه بودند؟
فیلم سینمایی یی به نام «ملودی» با کارگردانی جهانگیر جهانگیری آماده پخش دارم. یک ۹۰ دقیقه یی در شمال کشور با کارگردانی آقای «آنیزاده». همچنین سینمایی با آقای بهرام کاظمی به نام «مصاحبه» به همراه رامبد جوان و ماهایا پتروسیان کار کردم. با آقای حسن شکوهی در فیلمی دیگر که نقش یک افسر را بازی می کردم هم حضور یافتم.
● حقیقتاً در حوزه هنر پارتی بازی دیگر داد همه را درآورده و فکر می کنید این بی تخصصی عمل کردن کی به پایان خواهد رسید؟
کسانی که به شکل پارتی بازی می آیند اگر این کاره نباشند دوام نخواهند آورد، اگر این کاره باشند ماندگار خواهند شد که درصد بسیار کمی ماندگار شدند، هنر چیزی نیست که به وسیله پارتی بازی یا تهیه کننده پسرخاله ات باشد و غیره بتوان به چنگش آورد، هنر باید در خون ما جاری باشد یک تهیه کننده تا سپردن یک نقش می تواند دخالت کند بعد چی؟، آیا کسی دوباره سراغ او خواهد رفت؟ ما متاسفانه هنوز در کارمان امنیت شغلی نداریم.

می خواهم با مردم حرف بزنم
از اجرای رادیویی تا دنیای بازیگری با نیما رئیسی.
اگر یک روز شنونده رادیو خصوصاً شبکه جوان باشید، صدای او را زیاد می شنوید. چون آرم و میان برنامه های اکثر برنامه های این شبکه را او خوانده است. یک پای ثابت پیام های بازرگانی هم هست. نیما رئیسی از هشتمین جشنواره رادیو دو جایزه گوینده اول بخش مسابقه و تندیس برترین گوینده رادیو در سال ۸۵ را گرفت. با وجود این از حدود ۷ ماه پیش تاکنون که آخرین برنامه پارازیتی اش را اجرا کرد هیچ برنامه روتینی در رادیو نداشته است، چون معتقد است باید کاری را انجام دهد که به آن اعتقاد دارد و مردم باورش کنند. برای همین است که فعلاً می خواهد به اجرای تک برنامه ها اکتفا کند. موضوع صحبت ما رادیو بود. اما چون از سر صحنه میوه ممنوعه می آمد، قدری هم راجع به بازیگری حرف زدیم... و او از علاقه شدیدش به سینمای مدرن و بازیگران تازه نفس که گوی سبقت را ربوده اند، گفت. قبل از اینکه مصاحبه شروع شود تلفن همراهش زنگ خورد، یکی از دوستان قدیمی اش بود که می گفت جایزه رادیویی او خیلی بااهمیت است... اما هرچه رئیسی تلاش می کرد برای اینکه دوستش باور کند او دیگر پارازیت را اجرا نمی کند موفق نمی شد. ظاهراً مجری فعلی پارازیت، لحن و شیوه اجرای او را تقلید می کند. مکالمه تلفنی اش که تمام شد، از معایب تقلید در کار صدا گفت و من بی آنکه سوالی پرسیده باشم، ضبط را روشن کردم. فردی که تقلید می کند تا آخر عمر وامدار همان کسی است که از او تقلید کرده است. در صورتی که اگر خودش باشد می تواند منحصر به فرد شود.
● چه اتفاقی در رادیو افتاده که اغلب صداهایی را که می شنویم شبیه هم هستند و مجریان رادیو مثل هم برنامه اجرا می کنند؟
ماجرا خیلی ساده است، باید گویندگانی برای رادیو تربیت می شدند که متاسفانه این اتفاق نیفتاده است. آنهایی هم که درخشیده اند در جای دیگری تربیت شده اند و دیگرانی که بضاعت کمتری دارند از آنها تقلید کورکورانه می کنند. وقتی مثلاً فرشید منافی با پشتوانه بازیگری و راهنمایی های درست کسی مثل علی منافی - که بر گردن من هم حق استادی دارد - و نبوغ فردی و ذاتی خود هوشمندانه می درخشد به حتم کسانی که خود این آگاهی ها را ندانند وسوسه می شوند تا همان کارهایی که او کرده و موجب موفقیت و سرافرازی اش شده را عیناً تقلید کنند. تا شاید بشود فرشید منافی، غافل از اینکه او روی پای خودش ایستاده وخودش را زندگی کرده است.
● منظور شما این است که سیستم کادرسازی نمی کند، ولی من می گویم همین تعداد کم هم که وارد شده اند چرا به شدت از هم تاثیر گرفته و تقلید می کنند.
تعداد کسانی که درست آموزش دیده باشند حتی از انگشتان یک دست هم کمتر است. آنها هم که در جاهایی مثل تئاتر یا سینما آموزش دیده اند رادیو دارد نهایت استفاده را از آنها می کند. حالا بعضی مواقع ممکن است سبک ها و شیوه های اجرا در یک شبکه رادیویی از یک جنس باشد که این با تقلید فرق می کند. مثل این است که شما نقاش باشید و بروید یکی از تابلوهای ونگوگ را دوباره بکشید، هر چقدر هم که زیبا کشیده باشید به هر حال هم کپی کرده اید، در صورتی که تو می توانی مدل و سبک او کار کنی ولی تقلیدکننده نباشی. برای مثال می گویم در دهه یی یک سری فیلمساز می آیند، مثل مارتین اسکورسیزی، کاپولا، الیور استون، دی پالما و... که سبک آنها به ظاهر یکی بود ولی فیلم هایشان شبیه هم نشد. حتی فضاهای فیلم ها به هم نزدیک بود یکی پدرخوانده را ساخت و دیگری صورت زخمی را خلق کرد. ولی هیچ کس از دیگری تقلید نکرده است. حتی در چند سال اخیر که این فیلمسازان مکزیکی مثل آلفونسو کوارو و آلخاندرو گونزالس درخشیدند، هیچ جا از روی دست هم نگاه نکردند.
● شما مثال های دور می زنید.
از سینما و نقاشی مثال می زنم چون هنرهای تعریف شده یی هستند. در رادیو هم همین طور است، یک سری جوان دارند کار می کنند ممکن است سبکشان یکی باشند. بعضی مواقع شباهت گریزناپذیر است. مهم این است که برای متفاوت بودن تلاش کنی و خودت باشی. فقط مخاطب را هیچ وقت دست کم نگیر. او به راحتی فرق میان شباهت گریزناپذیر و تقلید صرف را تشخیص می دهد.
● همکاران شما در رادیو جوان با شیوه و لحن صدای شما برنامه اجرا می کند برایتان تبعات ناخوشایندی داشته؟
دقیقاً ۷ ماه است که من در رادیو هیچ برنامه زنده و روتینی نداشتم.
● فکر می کنید برای همکاران رادیویی شما سبک اجرای رادیویی تعریف شده است؟
ببینید اشتباه بزرگ این است که معیار اصلی خود را برای یک گوینده داشتن صدای خوب فرض کرده ایم. در صورتی که فقط صدا مهم نیست عقبه و پشتوانه یی که تو پشت آن می گذاری خیلی مهم تر است.
● ۶۷ سال مردم ما عادت کرده اند که صدای خوب از رادیو بشنوند، چطور می خواهید خرق عادت کنید؟
ولی صدای خوب سلیقه یی است و هرکس برای خودش مقیاس متفاوتی دارد. ممکن است من از صدایی خوشم بیاید و شما همان صدا را دوست نداشته باشید.
● فرض کنیم صدای خوب همان چیزی است که در این سال ها معیار انتخاب افراد بوده است.
من می خواهم بگویم هر صدایی می تواند خوب باشد اگر، و باز هم اگر تو بتوانی از آن درست استفاده کنی و صدایت در خدمت تو باشد. برای انتقال احساس درونی به شنونده و انتقال مفاهیم اصلی جملات، باید هر فضایی را که می خواهی بتوانی با صدایت بسازی. تو نوازنده یی و صدای تو ساز توست. باید نت ها را درست بزنی. حالا یکی دلش می خواهد فقط تن صدایش را به من منتقل کند. یا بی توجه به مفاهیم کلماتی که به زبان می آورد، لحن و آهنگ صدایش را بالا و پایین کند، به حتم من به او گوش نخواهم داد.
● جالب است کسی این حرف را می گوید که اتفاقاً خودش صدای منحصری دارد؟
ولی باور دارم که فقط تن و زنگ صدا مهم نیست و تو خودت هم باید به عنوان یک انسان آگاه موثر باشی. وقتی تنها از صدا استفاده می کنی شنونده فقط یکسری صوت می شنود. تفکر پشت آن صدا و میزان انرژی که می گذاری هم مهم است. منظورم از انرژی فریاد کشیدن نیست. تو را به خدا اشتباه نشود، منظورم این است که شنونده باور کند چیزی غیر از صدا هست که او را با تو می کشاند و همراه می کند.
● در صورتی می توانی شنونده را با خودت همراه کنی که به درون او نفوذ کنی.
رادیو رسانه شخصی تر و فردی تری است. تو با دوستانت به سینما می روی یا به همراه خانواده به تماشای تلویزیون می نشینی ولی رادیو را تنهایی گوش می کنی. ممکن است نهایت کسانی که با تو رادیو گوش می کنند، چهار نفری باشند که برحسب اتفاق یا اجبار با تو در یک اتومبیل نشسته اند. رادیو با فرد صحبت می کند و این افراد در کنار هم جمع را تشکیل می دهند. اما هرکدام به تنهایی شنونده رادیو هستند. من به عنوان مخاطب باید احساس کنم که گوینده رادیو با من حرف می زند و از جنس من حرف می زند از یک کره ناشناخته دیگر نیامده است. مال همین زمین و همین ایران امروز خودمان است.
● قبول دارید معدودند کسانی که با قابلیت هایی غیر از صدا موفق شده اند شنونده امروز رادیو را با خود همراه کنند؟
من آقای صالح اعلا را مثال می زنم که ممکن است اگر همین طوری صدای ایشان را بشنوی احساس نکنی که صدای خاصی دارند. اما برنامه های رادیویی شان کلی طرفدار دارد و این به مجموعه عواملی برمی گردد که مولف بودن ایشان یکی از آنهاست. او از روی نوشته کسی نمی خواند، به حرفی که می زند باور دارد. خودش آن را نوشته است.
من این حرف های شما را از زبان خیلی دیگر از گوینده های رادیو مثل خانم بهروان، علی منافی، استاد امیر نوری و... هم شنیده ام اما در عمل می بینیم که اتفاقی در رادیو نمی افتد مگر تعداد محدودی مثل این افراد یا آقای صالح اعلا که شما مثال زدید که بی تفاوت به جریان موجود، کار خودشان را می کنند.
ببینید ساله خیلی ساده است، گوینده یا باید متن خوب داشته باشد (که رادیو از این بابت هم ضعف دارد) یا اینکه خودش نویسنده متن هایش باشد که آن هم یک پشتوانه درست و محکم می خواهد. بنابراین رادیو نویسنده خودش را می خواهد. هرکسی که خوب انشا می نویسد، نمی تواند نویسنده خوبی برای رادیو باشد. حتی متون نمایشی بزرگ ترین نویسندگان جهان هم برای اجرا در رادیو باید تنظیم شود. به همین ترتیب شیوه نوشتاری نویسنده باید به گویش شفاهی مردم نزدیک باشد.
● نویسنده های رادیو فکر می کنند اگر واژه ها را بشکنند و به زبان محاوره بنویسند، متن رادیویی نوشته اند.
این طوری فقط محاوره اش کرده در صورتی که باید شفاهی بنویسند. یعنی همان طوری که مردم با هم صحبت می کنند. همان طوری که من و شما در زندگی واقعی مان حرف می زنیم خیلی درک این سخت است، که من به عنوان گوینده رادیو وظیفه ام حفظ زبان و ادبیات نیست؟، من از زبان به عنوان واسطه استفاده می کنم، برای اینکه مفاهیم را منتقل کنم اما متاسفانه چون در رادیو و تلویزیونی کار می کنیم که پر از خط قرمز است دچار سردرگمی می شویم.
● شما در رسانه یی کار می کنید که روی ادبیات شفاهی عموم مردم تاثیرگذار است.
وظیفه رسانه آموزش نیست. ضمن اینکه من با آدم های همین جامعه از طریق رسانه حرف می زنم و مطمئنم دایره ارتباط من با آنها از چارچوب ادب و احترام و اخلاقیات خارج نمی شود. من می خواهم با مردم حرف بزنم... مثل الان که با شما صحبت می کنم مگر حرف زشت می زنم؟
● نه، ولی بعضی از همکاران شما روی آنتن هم می زنند.
ممکن است جسور باشند، ولی به کسی بی احترامی نمی کنند. بچه ها دارند تلاش می کنند با زبان مردم با مردم حرف بزنند. آنها بی پیرایه و صمیمی هستند و از همه مهم تر به شما دروغ نمی گویند... شاید ما دیگر به دروغ شنیدن عادت کرده ایم.
● حفظ قواعد زبان فارسی لزوماً صحبت کردن به شیوه سعدی و حافظ نیست. منظور این است که از دایره زبان معیار امروز خارج نشوید.
یک نسل تازه نفس که تعدادشان هم خیلی کم است آمدند و رادیو را از خواب آلودگی و چرت، نجات دادند. مردم دارند رادیو گوش می کنند. در عصری که ماهواره، اینترنت و کانال های تلویزیونی همه زندگی مان را پر کرده است، این خیلی مهم است. حالا اگر مدیران رادیو زیرک باشند می آیند و از فرصت استفاده می کنند و زیر سایه و چتر همین شیوه اجرای ساده، بی تکلف ، روان و مردمی، متون فاخر و موسیقی سالم را هم برای مردم اجرا و پخش می کنند.
● چرا نمایش های رادیو به کم شنونده ترین برنامه های رادیو تبدیل شدند در حالی که روزگاری مردم با آنها زندگی می کردند؟
بدیهی است نمایش های رادیویی به گونه یی اجرا می شوند که برای مخاطب امروزی قابل باور نیست. درست همان اتفاقی که در تله تئاترها و تئاترها می افتد. زیاد شنیده ایم که هر وقت کسی غلط و بد بازی می کند، می گویند تئاتری بازی کرده یا رادیویی حرف می زند. این نوع بازی های غلط حتی در تئاتر هم ناپسند است. اما این طور جا افتاده است که انگار تو باید غیرواقعی و تصنعی بازی کنی. بازیگران بسیاری را می بینیم که در تئاتر تربیت شده اند و حالا در سینما می درخشند و راحت و قابل باور بازی می کنند.
● چرا این اتفاق افتاد؟
مردم دیگر حوصله تصنع را ندارند و در عین حال به صداقت و روراستی توجه می کنند. در نمایش های امروز رادیو زندگی جاری نیست.
● همین نمایش های رادیو زمانی، اعتبار رادیو و محبوب مردم بودند.
خیلی جالب است در نمایش های رادیویی سی، چهل سال پیش که بزرگانی مثل هوشنگ بهشتی، منوچهر نوذری، فرهنگ مهرپرور، بهزاد فراهانی و... بازی می کردند طبیعت و زندگی خیلی در جریان بود. آنقدر که برای شنیدن این نمایش ها خیابان های شهر خالی می شد. در فیلم شیرینی شانس اثر بیلی وایلدر زنده یاد منوچهر نوذری به جای جک لمون حرف می زند و استاد منوچهر اسماعیلی به جای والتر ماتئو، هر دو به قدری بی نظیر و قابل باور بازی می کنند - نمی گویم حرف می زنند یا دوبله می کنند بازی می کنند - که تو باور می کنی این جک لمون و والتر ماتئو هستند که فارسی صحبت می کنند. می دانید الان چه اتفاقی افتاده؟ به صحبت اولم باز می گردم؛ توجه بیش از حد به خود صدا بدون توجه به توانایی های بازیگری و خلاقیت ماجرایی است که دامن دوبله را هم گرفته است.
● منظورتان همان انتخاب صداهای زیبا و خاص است؟
فقط دنبال صدای خوب و زیبا بودن از اشتباهات دوبله و رادیو ما است. در صورتی که به خصوص در دوبله تو باید اول بازیگر قابلی باشی. چون قرار است به جای یک بازیگر حرف بزنی. بازیگرانی که نقش آدم های معمولی و واقعی را بازی می کنند. نسل اول دوبله ما اگر موفق بودند برای این بود که همه بازیگران خوبی بودند.
● یک جمله آزاد از دغدغه هایتان بگویید.
ما باید فیلم ببینیم. موسیقی خوب گوش بدهیم. کتاب و مجله بخوانیم، ورزش کنیم و بنویسیم؛ اینها جزیی از زندگی ما است. جزیی از کار ما است، اصلاً هم حالت تفریح و سرگرمی ندارد. یک نیاز است و برای بهتر و خلاق تر بودن با لذت انجام شان می دهیم. خیلی حالت بدی است که مثلاً هنگام خواندن یک کتاب کسی بیاید بالای سرت و به تو بگوید حالا که بیکاری بیا فلان کار را انجام بدهیم.
● نیما رئیسی مجری رادیو، دوبلور و یک بازیگر است، تیزر تبلیغاتی می خواند، عکاسی و برخی هنرهای دیگر را هم تجربه کرده، این برمی گردد به اینکه شما خودتان را آدم جامع الاطرافی می دانید یا اینکه یک آرتیست هستید؟
آرزو می کنم که دومی باشم، چون ذات هنر را دوست دارم.
● خب اگر در هر کدام از اینها مدعی شوید یعنی اینکه خودتان را جامع الاطراف می دانید؟
واژه مدعی، بار منفی دارد من با این واژه موافق نیستم.
● یعنی شما الان در رادیو، دوبله و بازیگری مدعی نیستی؟
مدعی نیستم ولی دارم در همه اینها کار می کنم و لذت می برم. حتی وقتی به من کاری پیشنهاد می شود که تا به حال تجربه اش نکردم، سعی می کنم آن را درست انجام دهم و تاثیرگذار باشم و مطمئن باشید که اگر در من آنی وجود داشته باشد بروز پیدا می کند. فقط از تک بعدی بودن بیزارم و دوست ندارم زیر یک تیتر خاص کلیشه شوم. بازیگری را دوست دارم و در عین حال سینما به عنوان یک هنر برایم هویت مستقل خودش را دارد.
● دوست داری به عنوان کدام یک شناخته شوی بازیگر، دوبلور یا رادیویی؟
فرقی نمی کند کجایی. رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر هرجا که هستی باید کارت را درست انجام بدهی و ارزش خودت و کارت را حفظ کنی. چطور دلم بیاید تلویزیون، سینما یا رادیو را با هم مقایسه کنم و یکی را برتر از دیگری بدانم یا یکی را پله دیگری کنم.

رشیدی به "بعد از روز آخر" پیوست
داود رشیدی به جمع بازیگران فیلم تلویزیونی "بعد از روز آخر" به کارگردانی مجید مظفری پیوست.

به گزارش خبرگزاری مهر، این فیلم که به تهیه کنندگی سیداحمد میرعلایی در گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما تولید می‌شود، در قالب داستانی متفاوت به بررسی برخی زوایای ناپیدای جرایم سازمان یافته می‌پردازد و قرار است هفته نیروی انتظامی از شبکه دو پخش شود.

فیلمنامه "بعد از روز آخر" را حجت قاسم زاده اصل نوشته و رشیدی در آن ایفاگر نقش سرهنگی است که به حل یک پرونده پیچیده و مهم کمک می‌کند. در این فیلم که تصویربرداری آن از هفتم شهریور در تهران آغاز شده، شاهرخ فروتنیان‌، اکرم محمدی، سیروس کهوری‌ نژاد، رحیم نوروزی، افشین نخعی، بنیامین مظفری و ... مقابل دوربین فرهاد مافی رفته اند.

تدوین این فیلم را فریور رضایی همزمان با ساخت انجام می‌دهد. در خلاصه داستان "بعد از روز آخر" آمده است: در منزل خانواده انوری قتلی صورت می‌گیرد و فرزند خانواده نیز ربوده و در ازاء آزادی او پول هنگفتی طلب می‌شود. سرگرد شکیبا به همراه سروان ایزدی مسئولیت پرونده را به عهده می گیرند ...

از دیگر عوامل فیلم می‌توان به کامبیز دارابی برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان، زهرا جعفری منشی صحنه، عباس بلوندی طراح صحنه و لباس، محسن بابایی طراح چهره‌‍پردازی، عباس رستگارپور صدابردار، داود رسولیان طراح جلوه‌های ویژه، مهدی ورپایی مدیر تولید، مهدی بشکوفه مجری طرح و جعفر گودرزی مدیر روابط عمومی اشاره کرد.


فرخ‌نژاد و بایگان در "حریم" خطیبی
حمید فرخ‌نژاد و افسانه بایگان در فیلم سینمایی "حریم" به کارگردانی رضا خطیبی بازی می‌کنند.
حمید فرخ‌نژاد و افسانه بایگان در فیلم سینمایی "حریم" به کارگردانی رضا خطیبی بازی می‌کنند.
خطیبی درباره تولید فیلم جدید خود گفت: "این فیلم در ژانر وحشت تولید می شود و فیلمنامه آن را خودم و مهدی حسین نژاد نوشته ایم. با بایگان و فرخ نژاد برای بازی در "حریم" به توافق رسیده ایم و به زودی با آنها قرارداد امضا خواهیم کرد."
وی از محمد احمدی به عنوان تهیه کننده فیلم جدید خود نام برد و درباره زمان تولید آن گفت: "مدتی است تقاضای پروانه ساخت داده ایم و منتظر صدور آن هستیم. در صورت دریافت پروانه، فیلمبرداری این فیلم را همزمان با عید سعید فطر در تهران شروع خواهیم کرد. همچنین قرار است در این پروژه مصطفی شایسته به عنوان مشاور کارگردان با من همکاری کند."
"در شهر خبری نیست، هست" نخستین فیلم سینمایی خطیبی قرار است همزمان با عید سعید فطر در گروه سینما قدس اکران شود. در این فیلم که مضمونی کمدی دارد، افسانه بایگان، محمدرضا شریفی نیا، فرهاد آئیش، سعید پیردوست و کیانوش گرامی به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم از محصولات شرکت هدایت فیلم است و به تهیه کنندگی مصطفی شایسته تولید شده است.

چهره جدید هاشمپور در "سیاهی روشن است"
جمشید هاشمپور با تیپ آشنای خود در فیلم‌های اکشن دهه‌های 60 و 70 فردا مقابل دوربین محمدجواد کاسه‌ساز در فیلم "سیاهی روشن است" می‌رود.

کاسه ساز درباره استفاده از تیپ آشنای هاشمپور با سری تراشیده در "سیاهی روشن است" به خبرنگار مهر گفت: "مدت هاست هاشمپور با این تیپ در فیلمی بازی نکرده، به همین دلیل من از همان تیپ آشنا استفاده کردم، چرا که معتقدم این بازیگر در نقش هایی که خارج از این تیپ بازی کرده، کلیشه شده و قرار است در فیلم نقش رئیس یک شرکت واردات تجهیزات پزشکی را بازی کند."

تست گریم جمشید هاشمپور در "سیاهی روشن است"

وی در پاسخ به این سئوال که حضور توامان هاشمپور در این فیلم و "تردید" واروژ کریم مسیحی مشکلی برای آنها ایجاد نمی کند، گفت: "ایشان به من گفته نمی تواند به طور همزمان در دو پروژه حضور پیدا کند و در حال حاضر هم قرارداد مکتوب با هیچ پروژه ای ندارد. به محض پایان یافتن بازی اش در "سیاهی روشن است"، بازی در فیلم دیگر را آغاز خواهد کرد."

این کارگردان در ادامه فیلمش را تجربه ای نو در عرصه جلوه های ویژه دانست و افزود: "حدود 40 روز است دو گروه به شکل مجزا عملیات جلوه های ویژه میدانی و رایانه ای را انجام می دهند. در حال حاضر تست های اولیه با موفقیت انجام شده است. پیش از این نمونه های این قبیل از جلوه های ویژه را در آثار رزمی ژاپنی و چینی دیده بودیم."

کاسه ساز ادامه داد: "طی این مدت آقای قهرمانی، قهرمان رزمی ایران آموزش های لازم را داده اند و تمام سکانس ها با حرکات رزمی مورد نظر با بازیگران تمرین شده و ما از صحنه های مبارزه آنها فیلم گرفته ایم تا بر مبنای آن دکوپاژ کنیم."

در این فیلم علاوه بر هاشمپور، بازیگرانی چون احمد نجفی، سودابه بیضایی، چکامه چمن ماه، چنگیز وثوقی، فلور نظری، حسین سلیمانی و فیروز قهرمانی بازی دارند. این فیلم به شکل مشترک توسط محسن و جواد کاسه ساز تهیه و تولید می شود.

عواملی که در تولید پروژه سینمایی "سیاهی روشن است" همکاری دارند عبارتند از مدیر فیلمبرداری: هاشم عطار، مدیر جلوه های ویژه میدانی: محسن روزبهانی، مدیر جلوه های ویژه رایانه ای: بهنام خاکسار، طراح صحنه و لباس: حسن روحپروری، طراح گریم: مهری شیرازی، دستیار اول کارگردان: مسعود عجمی و مدیر تولید: محمود محمدطائمه.


حمید گودرزی «قرنطینه» را به تعویق انداخت
فیلمبرداری «قرنطینه» به كارگردانی منوچهر هادی پس از ماه مبارك رمضان و با پایان بازی «حمید گودرزی» در فیلم «تلافی» آغاز خواهد شد.
فیلمبرداری «قرنطینه» به كارگردانی منوچهر هادی پس از ماه مبارك رمضان و با پایان بازی «حمید گودرزی» در فیلم «تلافی» آغاز خواهد شد.
تهیه‌كننده این فیلم اظهار داشت: در این مرحله از انتخاب بازیگران،همه نقش‌ها انتخاب شده و فقط بازیگر نقش مقابل حمید گودرزی و نقش اصلی زن فیلم ظرف یكی دو روز آینده مشخص می‌شود.
محمد نشاط درباره زمان آغاز فیلمبرداری كار به فارس گفت: امیدواریم فیلمبرداری كار بعد از ماه رمضان شروع شود، چون آقای گودرزی سر فیلم «تلافی» است و با پایان یافتن كار وی در این فیلم، ما هم «قرنطینه» را كلید خواهیم زد.
بر اساس این گزارش، حمید گودرزی،رضا عطاران،رضا رویگری،افسانه بایگان و خاطره حاتمی بازیگران این فیلم هستند.
فیلمبرداری «قرنطینه»، پیش از این قرار بود اواسط مهر ماه شروع شود. داستان این فیلم قصه دختر و پسری است كه قصد ازدواج دارند. پسر، بالعكس دختر فیلم از خانواده‌ای متمولی است و این ازدواج با مخاطراتی چون مخالفت پدر،پسر روبرو است.
عوامل سازنده فیلم عبارتند از: طراح صحنه:فرهاد ولیكچی، مدیر فیلمبرداری:رضا رخشان، گریم:مهری شیرازی، مدیریت تولید و تهیه‌كنندگی: محمد نشاط، صدابرداری:بهمن حیدری و حمید دوزنده، برنامه‌ریزی:نغمه نظری

تدوین "آواز گنجشک‌ها" دی‌ماه تمام می‌شود
جواد نوروزبیگی از پایان تدوین فیلم سینمایی "آواز گنجشک‌ها" ساخته مجید مجیدی در اوایل دی‌ماه خبر داد.

نوروزبیگی در گفتگو با خبرنگار مهر در توضیح بیشتر این خبر گفت: "مدتی است تدوین فیلم زیر نظر حسن حسندوست آغاز شده و امیدوارم این مرحله از کار دی ماه به پایان برسد. ولی ممکن است کمی به طول بینجامد، اما تمام تلاش ما این است که دی ماه تدوین فیلم به پایان برسد تا دیگر کارهای فنی فیلم را بتوانیم به موقع به سرانجام برسانیم."

"آواز گنجشک ها" داستان مردی است به نام کریم که در مزرعه پرورش شترمرغ کار می کند. او بنا به دلایلی از کارش اخراج می شود و برای پیدا کردن کاری دیگر به تهران می رود، اما در آنجا با مسائلی عجیب رو به رو می شود. رضا ناجی، کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی و ... در این فیلم بازی دارند.

مجیدی فیلمنامه "آواز گنجشک ها" را با همکاری مهران کاشانی به نگارش درآورده است. در این فیلم تورج منصوری به عنوان مدیر فیلمبرداری و یدالله نجفی به عنوان مدیر صدابرداری با مجیدی همکاری داشته اند.


داریوش ارجمند و اكبر عبدی همبازی شدند
فیلم بلند داستانی «هدیه*۲» با بازی داریوش ارجمند، اكبر عبدی و گوهر خیراندیش ساخته شد.
فیلم بلند داستانی «هدیه*۲» با بازی داریوش ارجمند، اكبر عبدی و گوهر خیراندیش ساخته شد.
این فیلم داستان فرزندان حاج محمود قربانی است كه بدون آشنایی با یكدیگر، برای تقسیم میراث پدر، پس از ۵۲ سال در مشهد گرد هم می آیند. همسر اول حاج محمود جهت تقسیم میراث حاضر است، ولی از همسر دوم وی كه وارث بخش اصلی ثروت است خبری در دست نیست. طبق حكم قاضی همه باید برای یافتن همسر دوم حاج محمود وروشن نمودن تكلیف انحصار وراثت اقدام نمایند كه این ماجراهای جالبی را به وجود می آورد. این فیلم كمدی اجتماعی توسط مهدی رضا زاده فخار ساخته شده است.

رایزنی مهرجویی و فرازمند با وزیر ارشاد برای اكران "سنتوری‌"
تهیه‌كننده فیلم سینمایی "سنتوری" از آغاز مذاكرات خود و داریوش مهرجویی با وزیر ارشاد برای اكران این فیلم خبر داد.‌‌
تهیه‌كننده فیلم سینمایی "سنتوری" از آغاز مذاكرات خود و داریوش مهرجویی با وزیر ارشاد برای اكران این فیلم خبر داد.‌‌ ‌
فرامرز فرازمند در این باره گفت:‌ "طبق ماده پنج آئین‌نامه اكران، وزیر ارشاد یا معاون او می‌توانند از اكران یك فیلم جلوگیری كنند، اما من به همراه مهرجویی در تلاش برای جلب رضایت وزیر ارشاد و معاون وی هستیم تا هر چه زودتر مشكلات "سنتوری" مرتفع شود.‌"‌وی ادامه داد: "بسیار علاقه‌مندیم "سنتوری" را در كشور عزیزمان ایران اكران كنیم تا از این طریق بتوانیم به فرهنگ مبارزه با مواد مخدر كمك كرده باشیم. فیلم مهرجویی تاریخ مصرف ندارد و هر زمان كه اكران شود تاثیر خود را بر مخاطب می گذارد، اما امیدوارم مشكل آن هر چه زودتر حل شود.‌‌"‌‌"‌سنتوری" آخرین ساخته مهرجویی است كه از اكران آن دو روز پیش از نمایش عمومی در سینماها جلوگیری به عمل آمد. به گفته محمدحسین صفار هرندی وزیر ارشاد، این فیلم فعلا غیرقابل نمایش است.‌‌‌

اجرای "افرا" توسط بیضایی قطعی شد
بهرام بیضایی پس از تـــــوافـــــق بــــا مــــركــــز هـنـــرهــای نـمــایـشــی و مـجـمــوعـه تـئـاتـر شـهـر ســـــرانـــجـــــام آبـــــان مــــاه نـمــایــش <افــرا یــا روز می‌گذرد> را در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه می‌برد.
بهرام بیضایی پس از تـــــوافـــــق بــــا مــــركــــز هـنـــرهــای نـمــایـشــی و مـجـمــوعـه تـئـاتـر شـهـر ســـــرانـــجـــــام آبـــــان مــــاه نـمــایــش <افــرا یــا روز می‌گذرد> را در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه می‌برد.
به گزارش میراث خبر، نمایش <افرا یا روز می‌گذرد > به جای <سهراب كشی>آبان ماه سال ۸۶ به كارگردانی بهرام بیضایی در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه می‌رود. بهرام بیضایی با اعلام خبر قطعی شدن اجرای نمایش <افرا یا روز می‌گذرد > اظهار داشت: <بعد از مذاكرات انجام شده با مركز هنرهای نمایشی به این توافق رسیدیم كه نمایش افرا را به روی صحنه ببرم.البته هنوز قرار داد نمایش، امضا نشده ولی قرار اجرا قطعی شده است.<>افرا یا روز می گذرد> یكی از نمایشنامه های بیضایی است كه در سال ۷۶ نوشته شد و در سال ۸۱ توسط انتشارات روشنگران منتشر شده است. بیضایی پیش از این، چند بار افرا را برای اجرا به مركز هنرهای نمایشی ارائه كرده بود. یكبار نیز مقدمات اجرایی آن فراهم شده بود اما به دلایلی به صحنه نرفت. بیضایی با اشاره به این كه همه شرایط برای به صحنه رفتن افرا فراهم شده بود، عدم پرداخت بودجه كافی برای پیش تولید آن را یكی از دلایل اجرا نشدن افرا در سال‌های گذشته دانست. افرا معلم جوانی است كه برای تـدریس به یـك اشـراف‌زاده اسـتـخـدام مـی‌شـود. این نمایش به صـورت روایت‌های به‌هم پیوسته شخصیت‌های داستان با محوریت خود افرا و نویسنده‌ داستان است.بیضایی با بیان این كه هنوز گروه بازیگری نمایش تكمیل نشده است؛ گفت: < طی روزهای گذشته با برخی از كسانی كه فكر می‌كردیم می‌توانند در این نمایش بازی كنند صحبت‌هایی شد. تلاش می‌كنیم گروه بازیگری را تا هفته آینده كامل كنیم.> بنابراین گزارش، به نظر می‌رسد نقش افرا را در این نمایش مژده شمسایی بازی كند. بیضایی احـتـمـالا مـانـند سایر آثارش، خود تمرین‌های نمایش را در فرهنگسرای نیاوران پیگیری می‌كند.شنیده می‌شود كه تئاتر شهر كه از هفتم شهریور ماه برای بازسازی و بهینه سازی تعطیل شده است، با اجرای نمایش بیضایی در مهرماه بازگشایی شود. بیضایی به همراه حمید سمندریان، علی رفیعی و داوود رشیدی از كارگردانانی هستند كه به دعوت معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مـركـز هـنرهای نمایشی كشور به صحنه دعوت شده‌اند.بهرام بیضایی- نمایشنامه نویس و كارگردان تئاتر سینمای كشور- آخرین بار مرداد سال ۸۴ <مجلس شبیه در ذكر مصائب استاد نوید ماكان و همسرش مهندس رخشید فرزین>را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.<شب هزار و یكم> در سال ۸۲، <بانو آئویی> و <كارنامه بندار بیدخش> در سال ۷۷ از آثاری است كه در این سال ها به كارگردانی وی به روی صحنه رفته است. بیضایی همچنین در این سال ها فیلم سگ كشی و فیلم كوتاهی درباره فرش را جلوی دوربین برده است. پیش از این نمایش قرار بود او فیلم <پرتگاه> را جلوی دوربین ببرد كه به دلایلی منتفی شد. پیش از افرا، قرار بود سهراب كشی از آخرین نوشته‌های بیضایی در تتاتر شهربه روی صحنه برود. بخش هایی از آن سال گذشته با عنوان<سهراب كشی مویه تهمینه> توسط مژده شمسایی و در آئین بزرگداشت بیضایی خوانده شده بود.

بازی ایرج راد در «تراژدی رودكی»
«تراژدی رودكی» با بازی علی دهكردی، ایرج راد، حبیب دهقان نسب به كارگردانی علی پویان در تهران و شهر دوشنبه به صحنه می رود.
«تراژدی رودكی» با بازی علی دهكردی، ایرج راد، حبیب دهقان نسب به كارگردانی علی پویان در تهران و شهر دوشنبه به صحنه می رود.
علی پویان كارگردان تئاتر كه این روزها تولید «تراژدی رودكی» را براساس نوشته ای از محمد ابراهیمیان در تالار وحدت آغاز كرده است؛ درباره این نمایش به میراث خبر گفت: «تراژدی رودكی ساختاری كلاسیك دارد اما برمبنای اصول تئاتر مدرن برای صحنه تنظیم می شود. این نمایش ابعاد درخشان زندگی حكیم ابوجعفر رودكی شاعر و موسیقیدان ایرانی را به صحنه می آورد.» وی با اشاره به این كه نمایش در مرحله تمرین قرار دارد، در مورد زمان به صحنه رفتن نمایش گفت: «ما تلاش می كنیم نمایش در آستانه آغاز سال ۲۰۰۸ روی صحنه باشد. نمایش احتمالا اواخر آذرماه در تالار وحدت به صحنه می آید و بعد از ۳۵ اجرا به دوشنبه پایتخت تاجیكستان برده می شود.»

انتظامی «این فصل را با من بخوان» را به تالار وحدت می‌برد
«مجید انتظامی» به همراه «حسین پارسایی» پروژه موسیقی _ نمایش «این فصل را با من بخوان» را همزمان با هفته دفاع مقدس در تالار وحدت اجرا می‌كنند.
«مجید انتظامی» به همراه «حسین پارسایی» پروژه موسیقی _ نمایش «این فصل را با من بخوان» را همزمان با هفته دفاع مقدس در تالار وحدت اجرا می‌كنند.
در نشست مطبوعاتی كه صبح امروز با حضور «محمد‌حسین احمدی» مدیركل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، «حسین پارسایی» رئیس مركز هنرهای نمایشی و «مجید انتظامی»آهنگساز در تالار وحدت برگزار شد،«احمدی»گفت:به دنبال فضای مناسبی كه در حوزه موسیقی ایجاد شده، با كمك اداره كل هنرهای نمایشی و آقای «انتظامی»در هفته دفاع مقدس شاهد یك رخداد تازه‌ای از تركیب موسیقی و نمایش هستیم.این كار تركیبی با عنوان «این فصل را با من بخوان» است كه برای اولین بار به مناسبت بزرگداشت هفته دفاع مقدس صورت می‌گیرد.
«مجید انتظامی»آهنگساز در خصوص این طرح گفت: چند سال در این فكر هستم كه كنسرتی اجرا كنم كه با كنسرت‌های معمولی تفاوت اساسی داشته باشد از این رو به تصمیم به اجرای چنین پروژه‌ای را كردم.«این فصل را با من بخوان»روایتی از روز واقعه تا جنگ تحمیلی و امروز است.
وی افزود: قطعات با موسیقی روز واقعه آغاز و با حماسه خرمشهر، موسیقی از كرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف و آژانس شیشه‌ای ادامه می‌یابد و با سمفونی ایثار به پایان می‌رسد.
این آهنگساز در خصوص شیوه اجرای چنین اثر نمایشی- موسیقایی اظهار داشت: ما سعی داریم در اجرای این اثر برخی از نوازندگان، گروه كر و گروه نمایش را برای ارتباط بیشتر با مخاطب در بخش‌های مختلف سالن قرار بدهیم به طوری چند نوازنده در بالكن اول قرار می‌گیرند.
همچنین گروه كر از آخرین درب ورودی تالار وارد سالن می‌شوند و گروه نمایش نیز در سالن در كنار آنها قرار خواهند گرفت.البته همه اینها زمانی به حقیقت می‌پیوندند كه ما تمریناتمان را با گروه نمایش، كر و اركستر به طور مشترك انجام دهیم و ببینیم نتیجه كار چه خواهد شد.
«انتظامی» ادامه داد: این یك كنسرت موسیقی كلاسیك و سمفونی نیست بلكه بیشتر هدفمان به ثمر نشاندن یك كار تجربی است كه البته امكان شكست نیز در آن وجود دارد.
رهبر اركستر در پایان صحبت‌های خود بیان داشت: با یاری مسئولان بعد از این اجرا ما قصد داریم این پروژه را در تخت جمشید نیز پیاده كنیم.
در ادامه این نشست «حسین پارسایی»گفت: قطعاتی كه در این برنامه اجرا می‌شود، بخشی از آثار شاخص «انتظامی» است كه تاثیر به سزایی را در موسیقی فیلم داشته است.به دنبال برعهده گرفتن طراحی متن و كارگردانی این اثر از سوی بنده ،طرح نمایش با تاثیر پذیری از قطعات انتخابی «انتظامی» شكل می‌گیرد.
وی ادامه داد: در این برنامه كار قطعات نمایشی بر عهده «محمد رحمانیان»، طراحی هنری:«امیر اثباتی»، طراحی حركتی:«نادر رجب‌پور» و مشاور اجرا «حسین مسافر آستانه» خواهد بود. همچنین «مهتاب نصیر‌پور» و گروهی از هنرمندان حركتی در كنار گروه اصلی نیز قرار دارند.
رئیس مركز هنرهای نمایشی بیان داشت: تاكنون بعد از گذشت ۴۰ روز از شكل‌گیری طرح اولیه این اتفاق، گروه نمایشی و موسیقی به طور جداگانه كار خود را انجام داده‌اند اما برای شكل‌گیری طرح اصلی از این هفته تمرینات آغاز می‌شود.
وی در خصوص حضور «مهتاب نصیرپور» در این اجرا گفت: دیالوگ‌های این طرح توسط ایشان بیان می‌شود به طوری كه این هنرمند قطعات میانی را به ترتیب سیر تاریخی بیان می‌كند. در واقع حلقه ارتباطی موسیقی و نمایش دیالوگ‌های «نصیرپور»است.
«پارسایی» در خاتمه خاطرنشان كرد: زمان اجرای این طرح ۹۰ دقیقه و با زمان استراحت خواهد بود و در قطعه پایانی همسرایی و هم صدایی تماشاگران را با اركستر و گروه نمایش خواهیم داشت تا به نوعی ارتباطی تنگاتنگ بین مخاطب و گروه را اجرا ایجاد كنیم.
«این فصل را با من بخوان» به همت معاونت هنری ارشاد، مركز هنرهای نمایشی و ‌دفتر موسیقی ارشاد از ۳۰ شهریور تا ۶ مهر ساعت ۲۱ در تالار وحدت اجرا می‌شود.

بازی ایرج راد در «تراژدی رودكی»
«تراژدی رودكی» با بازی علی دهكردی، ایرج راد، حبیب دهقان نسب به كارگردانی علی پویان در تهران و شهر دوشنبه به صحنه می رود.
«تراژدی رودكی» با بازی علی دهكردی، ایرج راد، حبیب دهقان نسب به كارگردانی علی پویان در تهران و شهر دوشنبه به صحنه می رود.
علی پویان كارگردان تئاتر كه این روزها تولید «تراژدی رودكی» را براساس نوشته ای از محمد ابراهیمیان در تالار وحدت آغاز كرده است؛ درباره این نمایش به میراث خبر گفت: «تراژدی رودكی ساختاری كلاسیك دارد اما برمبنای اصول تئاتر مدرن برای صحنه تنظیم می شود. این نمایش ابعاد درخشان زندگی حكیم ابوجعفر رودكی شاعر و موسیقیدان ایرانی را به صحنه می آورد.» وی با اشاره به این كه نمایش در مرحله تمرین قرار دارد، در مورد زمان به صحنه رفتن نمایش گفت: «ما تلاش می كنیم نمایش در آستانه آغاز سال ۲۰۰۸ روی صحنه باشد. نمایش احتمالا اواخر آذرماه در تالار وحدت به صحنه می آید و بعد از ۳۵ اجرا به دوشنبه پایتخت تاجیكستان برده می شود.»

همایونفر برای "حلقه سبز" موسیقی ساخت
دومین مجموعه تلویزیونی ابراهیم حاتمی‌کیا با نام "حلقه سبز" با موسیقی کارن همایونفر و سپری کردن مراحل صداگذاری برای پخش آماده می‌شود.
دومین مجموعه تلویزیونی ابراهیم حاتمی‌کیا با نام "حلقه سبز" با موسیقی کارن همایونفر و سپری کردن مراحل صداگذاری برای پخش آماده می‌شود.
همایونفر درباره همکاری با ابراهیم حاتمی کیا گفت: "پیش از این قرار بود در "روبان قرمز" با هم همکاری کنیم، ولی بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد و حسرت آن بر دلم ماند. تا اینکه این فرصت در "حلقه سبز" پیش آمد و خیلی خوشحالم که با او تجربه جدیدی کسب کردم."
این آهنگساز درباره ویژگی های موسیقی متن "حلقه سبز" افزود: "تا پیش از پخش سریال نمی توان درباره موسیقی آن حرف زد و باید تمام قسمت ها را دید، ولی به نظرم موسیقی متن این مجموعه از شاخص ترین موسیقی هایی است که تاکنون برای تلویزیون ساخته ام. برای ساخت آن زحمت بسیاری کشیدم و فکر می کنم بتواند رضایت بینندگان را جلب کند و امیدوارم به اندازه سریال به چشم بیاید."
وی در پایان از رضایت حاتمی کیا از موسیقی "حلقه سبز" یاد کرد و خاطرنشان ساخت: "او خیلی از موسیقی متن مجموعه راضی بود و امیدوارم در آینده بتوانم بار دیگر با این کارگردان همکاری کنم. در این کار از حاتمی کیا بسیار آموختم."
"حلقه سبز" از محصولات گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیماست که به تهیه کنندگی محمد پیرهادی تهیه و تولید شده و تدوین آن چندی پیش توسط مهدی حسینی وند به پایان رسید. این سریال قصه مردی است که دچار مرگ مغزی می شود، اما روح او تلاش می کند دوباره به زندگی برگردد. قرار است قلب این مرد را به شخصی اهدا کنند، اما روح او مخالف است و ...
حمید فرخ نژاد در "حلقه سبز" ایفاگر نقش روح است و سیما تیرانداز، حمیرا ریاضی، محمد حالتی، آتش تقی پور، نسیم ادبی، بهرام علیان و ... دیگر بازیگران آن هستند. عوامل تولید مجموعه عبارتند از مدیر تصویربرداری: سیروس عبدلی، مدیر صدابرداری: اصغر آبگون، صداگذاری و میکس: مهرداد جلوخانی، طراح صحنه: داریوش پیرو، طراح گریم: محمدرضا قومی، جلوه های ویژه: رضا فخاریه، مدیر تولید: ابراهیم اصغری، عکاس: اسماعیل حاتمی کیا و مجری طرح: شرکت فیلمسازی حک فیلم.

پخش مجموعه «شكرانه» از امشب در تلویزیون تاجیكستان
مدیر شبكه تهران از آغاز پخش مجموعه تلویزیونی «شكرانه» در تلویزیون كشور تاجیكستان خبر داد.
مدیر شبكه تهران از آغاز پخش مجموعه تلویزیونی «شكرانه» در تلویزیون كشور تاجیكستان خبر داد.
مجید رجبی معمار گفت: پخش مجموعه تلویزیونی «شكرانه» كه با مشاركت كشور تاجیكستان و حضور بازیگران تاجیكی ساخته شده،از امشب ساعت ۹ به وقت تاجیكستان از شبكه اول این كشور آغاز می‌شود.
وی در ادامه گفت: سریال تلویزیونی «شكرانه» كه پیش از این «وراء» نام داشت، كاری معنا گرایانه است كه با موضوع حق‌طلبی و گرایش به حقیقت در طول داستان به مشتركات فرهنگی و اجتماعی ایران وتاجیكستان نیز نظرداشته و شخصت های داستان درپی پیشبرد موضوع داستان بدین موضوع نیز می پردازند.
در خلاصه داستان این مجموعه تلویزیونی آمده است: حامد جوانی تحصیل كرده است كه به كار و تولید و تلاش اعتقاد دارد. در میانه راه پر فراز و فرودی كه در تأسیس یك كارگاه تولیدی فراروی او گسترده شده، در تنگنای اقتصادی كمكی را از پدرش می‌پذیرد اما به‌زودی در می‌یابد كه این پول متعلق به فرددیگری است كه پدرش به او مدیون است و بنا به درخواست پدر او موظف می‌شود كه...
این مجموعه تلویزیونی كه در ۳۰ قسمت ۳۰ دقیقه‌ای شب‌های ماه رمضان از شبكه تهران پخش می‌شود به تهیه‌كنندگی «منصور سهراب‌پور» و كارگردانی «سعید سلطانی» ساخته شده و هوشنگ توكلی، پوریا پورسرخ، عاطفه رضوی، حسن جوهرچی، مریم كاویانی، حامد بهداد در آن بازی كرده‌اند.

پژمان بازغی» جوان نخبه «پرنده شاهین» شد
فیلم تلویزیونی «پرنده شاهین» به كارگردانی علی عبدالعلی‌زاده و با بازی پژمان بازغی در نقش جوان نخبه ایرانی آماده پخش شد.
فیلم تلویزیونی «پرنده شاهین» به كارگردانی علی عبدالعلی‌زاده و با بازی پژمان بازغی در نقش جوان نخبه ایرانی آماده پخش شد.
به نقل از سایت خبری سیمافیلم، «پرنده شاهین» فیلمی اجتماعی است كه داستان یك جوان نخبه ایرانی را بازی پژمان بازغی، روایت می كند كه پس از سال ها به ایران باز می گردد و تمام انرژی خود را بر سر ساخت یك مدل هواپیمای آزمایشی می‌گذارد و...» عبدالعلی زاده تصویربرداری این فیلم را زمستان سال گذشته به پایان رسانده و به علت داشتن تروكاژهای بسیار و خاص، دكتر امیررضا معتمدی نیز آخرین مراحل فنی آن را در این زمینه به نتیجه رسانده است.
«پرنده شاهین» را یوسف صمدزاده در مركز سیما فیلم تهیه كرده كه به كارآمدی و خدمات نظام در زمینه استعدادهای درخشان پرداخته است.
عبدالعلی زاده سریال «یك وجب خاك» را به مناسبت ایام ماه رمضان در حال پخش دارد. این سریال كه پیش تر نام آن «نقشی بر زندگی» بوده است، داستان اعضای یك خانواده ایرانی و روابط بین آنهاست. در این میان یكی از افراد خانواده كه از احترامی خاص نیز برخوردار است در پی اتفاقی، دچار تزلزل شده و مسیر تحولی را نیز می پیماید.
این سریال اولین تجربه عبدالعلی زاده در ساخت سریال های مناسبتی و همكاری وی با شبكه سوم سیماست كه پیشتر نیز سریال هایی چون «گروه نجات»،«درد سر بزرگ»،«ماجراهای دانی و من» را در شبكه ۲ و ۵ سیما كار كرده است.
این كارگردان طنز پرداز امسال تنها سریال طنز مناسبتی را ساخته است كه در آن بازیگرانی چون رضا بابك، مهتاج نجومی، ابوالفضل پورعرب، مهران رجبی، محسن قاضی مرادی، برزو ارجمند، رامتین خداپناهی، آناهیتا همتی، روشنك عجمیان، یوسف تیموری، داریوش اسدزاده، مهوش وقاری، مریم خدارحمی، محمود بهرامی، عباس محبوب، ساقی زینتی، سیدجواد زیتونی و ملیكا ناظری حضور دارند.
جالب است بدانید كه خداپناهی و رجبی، در فیلم «پرنده شاهین» نیز با عبدالعلی زاده همكاری داشته اند

محمدحسین لطیفی» و فیلمنامه «حبیب‌احمدزاده» درباره خرمشهر
رئیس موسسه فرهنگی ـ هنری شاهد، از قطعی شدن كارگردانی محمدحسین لطیفی برای سریال تلویزیونی «روزهای پایداری» با محوریت خرمشهر خبر داد.
رئیس موسسه فرهنگی ـ هنری شاهد، از قطعی شدن كارگردانی محمدحسین لطیفی برای سریال تلویزیونی «روزهای پایداری» با محوریت خرمشهر خبر داد.
به نقل از نوید شاهد، ناصر دهقانی درباره ساخت این سریال گفت: كار نوشتن فیلمنامه سریال تلویزیونی «روزهای پایداری» توسط حبیب احمدزاده، آغاز شده و امیدواریم ظرف چهار ماه آینده، با اتمام این كار، آقای لطیفی، فیلمنامه را جلوی دوربین ببرد.
وی افزود: در این سریال ۳۰ قسمتی، حوادثی كه در دوران دفاع مقدس در جای‌جای شهرهای جنگ زده اتفاق می‌افتد، روایت می‌شود.
ناصر دهقانی همچنین گفت: از لحاظ جغرافیایی در این مجموعه روی مكان خاصی تاكید نداریم و با محوریت خرمشهر، روی این مجموعه، پیوسته فعالیت خواهیم داشت.
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 11:0 AM |
كمی آبلیمو برای تغییر ذائقه
خیلی وقت بود كه در برنامه‌های شبانه تلویزیون اتفاقی نمی‌افتاد و تنها خاصیت‌شان شاید قدری خنكی بخشیدن به هوای گرم تابستان بود!
خیلی وقت بود كه در برنامه‌های شبانه تلویزیون اتفاقی نمی‌افتاد و تنها خاصیت‌شان شاید قدری خنكی بخشیدن به هوای گرم تابستان بود!
امسال هم اوضاع چندان تعریفی نداشت و با آمدن فصل تابستان شبكه‌ها با خانه تكانی كوچكی هر چه فیلم سینمایی را كه در phg خاك خوردن در آرشیو به سر می‌برد بیرون كشیدند و با اعتمادبه نفس كامل شروع كردند به رقابت با یكدیگر و پیرو همین تصمیم هر كدام مشغول برگزار كردن مراسمی شدند.
اما در این میان شبكه ۲ با برنامه «خانه‌ای با طرح نو» ناخودآگاه راه دیگری در پیش گرفت و با ساختار متفاوتی كه برای اجرای برنامه در نظر گرفت، باعث شد همه كم‌كم فیلم را فراموش كنند و حتی اگر با دیدن فیلم تكراری هم میانه‌ای ندارند تماشای این برنامه را از دست ندهند.
به این ترتیب «خانه‌ای با طرح نو» شأن و شخصیت مستقلی پیدا كرد و تبدیل به برنامه‌ای پرطرفدار و البته موفق شد.گفت‌وگوی ما را با مهدی مظلومی (كارگردان برنامه، رامبد جوان و اشكان خطیبی بخوانید تا متوجه می‌شوید خانه ای ‌ با طرح نو چگونه ساخته و پرداخته شد.
● انتظار نمی‌رفت كه برنامه شما با توجه به هدفی كه دنبال می‌كرد، برنامه مستقل و خاصی بشود؛ این طرح نو اتفاقی بود یا از قبل این برنامه‌ریزی درباره‌اش انجام شده بود؟
مظلومی: هر كاری كه فكر كنم می‌شود در آن تجربه تازه‌ای به‌دست آورد یا یك نوآوری در آن باشد و بتوان برنامه را به سمت و سوی جدیدی برد، حتماً به سراغ آن می‌روم. در مورد برنامه‌های زنده تلویزیون هم چنین احساسی داشتم و به نظرم این برنامه در شرایطی بود كه احتیاج به ایجاد نوآوری و شكل تازه‌ای از اجرا داشت و ما با همین تفكر، بچه‌ها را دور هم جمع كردیم.
طرحی هم كه در نظر داشتیم همین بود، منتها با گذشت زمان پخته‌تر شد. زمانی هم كه داشتم به این طرح فكر می‌كردم اولین كسی كه برای همكاری و اجرا در ذهنم بود رامبد جوان بود كه می‌دانستم بهترین گزینه است برای این كار.
جوان: نزدیك ۸ سال بود كه از تلویزیون دور بودم و دلایل خودم را هم داشتم؛ بخشی مربوط به درگیری‌ام با كار تبلیغات بود و بخشی هم به نوع كارهای تلویزیونی برمی‌گشت كه فكر می‌كنم همیشه می‌تواند به سمت و سویی برود كه آخرش برای من ناخوشایند باشد.
اما وقتی آقای مظلومی این پیشنهاد را به من دادند، خودم هم تصمیم داشتم یك برنامه تلویزیونی طراحی كنم و به مرحله ساخت برسانم. به همین دلیل با اعتمادی كه به ایشان داشتم و تعریفی كه خودش از این كار داشت، احساس كردم می‌توانیم همكاری خوبی با هم داشته باشیم. مخصوصاً وقتی دیدم كه او هم سرش درد می‌كند و می‌خواهد یك كار خوب انجام دهد!
● و آقای خطیبی چگونه به برنامه ملحق شد؟
مظلومی: بعد از آمدن رامبد باید براساس او نفر دوم را انتخاب می‌كردم، چون دلم می‌خواست كسی باشد كه با او ارتباط صمیمانه‌ای داشته باشد و با هم راحت باشند و به همین دلیل اولین كسی كه به سراغش رفتیم آقای آتیلا پسیانی بود؛ می‌دانستم كه با رامبد خیلی صمیمی است. اما ایشان در سفر به سر می‌بردند.
رفتن به سراغ بازیگران حرفه‌ای برای اجرای برنامه‌ای كه هنوز چارچوب آن مشخص نیست، می‌تواند متفاوت باشد؛ شاید هم بلندپروازی!
مظلومی: اتفاقاً یكی از اهدافم همین بود. می‌خواستم قبحی را كه اجرای برنامه‌های زنده داشت بشكنیم و با این كار بگوییم می‌شود برنامه زنده‌ای داشت كه هم بیننده زیادی داشته باشد و هم توانایی یكسری از بازیگرانمان در زمینه‌های دیگررو بشود و فكر می‌كنم این خیلی هم به نفع بازیگر است.
● بالاخره نگفتید چطور به آقای خطیبی رسیدید؟
جوان: اهمیتی ندارد كه چه كسی اول آمده و چه كسی دوم؛ چیزی كه مهم است همه ما براساس این تفكر كه قرار است یك كار گروهی بكنیم دور هم جمع شدیم و همه هم می‌دانستیم كه می‌خواهیم یك كار خوب و متفاوت بكنیم.
همه وقتی می‌خواهند كاری را شروع كنند تصورشان همین است كه می‌خواهند یك كار متفاوت بكنند. اما وقتی این اتفاق در عمل می‌افتد آنقدر دور از انتظار و غافلگیركننده است كه باید كالبدشكافی شود!
جوان: وقتی من رفتم كه با آقای مظلومی صحبت كنم چون برای خودم تعریف مشخصی از برنامه‌سازی تلویزیونی دارم، می‌دانستم كه با ملحق شدنم به او اتفاقی كه قرار است بیفتد می‌تواند گروهی باشد و اصلاً با خودم نگفتم كه حالا قرار است به من چه بگوید و چه بشود؟ می‌گذارد من هم ایده بدهم یا نه؟
و می‌دانستم كه حتماً این اتفاق می‌افتد و نگرانی نداشتم. بعد از من هر شخصی به كار اضافه شد اساس كاربرنامه‌سازی تلویزیونی را می‌شناسد و جذابیت‌های یك كار را می‌تواند تشخیص بدهد و طراحی كند و ارائه دهد.
اینكه ۲ نفر با هم دوست هستند یك چیز است و اینكه فكر كنند با هم كاری را اجرا كنند یك چیز دیگر!
جوان: بله و این دوطرفه بود. ما هر دو فكر كردیم كه می‌توانیم با هم كار كنیم و هر ۲ به هم اعتماد كردیم. اشكان بازیگر خوبی است، در عین حال با هم ارتباط صمیمانه‌ای هم داریم، در نتیجه فكر كردیم این تركیب می‌تواند تركیب خوبی باشد. امتحانش كردیم و دیدیم جواب می‌دهد.
خطیبی:‌ ما حدوداً ۶ سالی هست كه با هم دوستیم. اولین بار من توسط یكی از دوستانم به رامبد معرفی شده بودم تا برای كاری كه او ساخته بود موسیقی انتخاب كنم. چون من در تئاتر كار انتخاب موسیقی انجام می‌دادم. یك كاری بود برای ستاد مبارزه با موادمخدر، به همین دلیل وقتی پیشنهاد «خانه‌ای با طرح نو» ‌داده شد با شناختی كه از او داشتم می‌دانستم كار خوبی است، ضمن اینكه احساس كردم آقای مظلومی هم قصد دارد كار تازه‌ای بكند و این میدان را می‌دهد كه اگر ایده‌ای داریم پیاده كنیم. پس وقتی همه آدم‌ها انگیزه انجام یك كار خوب را دارند، حتماً نتیجه خوبی از آب درمی‌آید، پس رفتم.
● یعنی اصلاً نگران نبودید كه چه پیش می‌آید؟
خطیبی: در آن یكی،دوهفته اول خیلی‌ها به من خرده گرفتند كه چرا رفتی؟ ولی معتقدم بعضی كارها در زندگی انجام دادنش‌ ریسك است. خدا را شكر در مورد این كار ریسكی كه كردیم جواب داد، به این دلیل كه نه انرژی كم گذاشتیم و نه قرار بود كار سخیفی بكنیم و فكر می‌كنم كاری هم نیست كه اگر كسی ببیند بگوید چه كار چیپ و لوسی است.
چرا این طراحی متفاوتی كه می‌گویید برای یك كار وابسته كه وظیفه‌اش به نوعی معرفی فیلم سینمایی بود، صورت گرفت تا در حقیقت مخاطب را به تماشای فیلم‌های تكراری جذب كند؟ مثل كاری كه مثلاً آبلیمو با یك مرغ مانده می‌كند؛ باعث می‌شود طعم مرغ مانده را خیلی احساس نكنیم؛ حربه‌ای كه بعضی از رستوران‌ها به كار می‌گیرند!
خطیبی: عجب مثال چند‌ش‌آوری!
● جوان: من نمی‌دانستم كه می‌شود به مرغ مانده آبلیمو زد تا قابل خوردن شود!
مظلومی: درسته. هدف شبكه در آغاز همین بود، اما ما هدفمان از ساخت برنامه این نبود. ما قصد داشتیم برنامه مستقلی داشته باشیم كه به تنهایی جذاب باشد. سال‌های پیش هم شبكه دو برنامه‌ای برای معرفی فیلم و تشویق بیننده به دیدن آن تولید می‌كرد با اجرای آقای هاشمی كه كاملاً شكلش فرق می‌كرد.
یا شبكه‌های دیگر كه نظیر آن را دارند. ما گفتیم می‌خواهیم برنامه‌ای درست كنیم كه علاوه بر مخاطبی كه می‌خواهد برای دیدن فیلم بنشیند، مخاطبی جداگانه هم داشته باشد كه دوست دارد فقط برنامه ما را ببیند و این اتفاق افتاد، طوری كه شبكه هم وقتی دید برنامه هویت مستقلی دارد آن را از فیلم جدا كرد و ساعت پخش را به قبل از خبر تغییر داد.
● و قبول دارید كه برنامه با تمام جذابیتش تأثیری در جذب مخاطب برای دیدن فیلم نداشت؟
مظلومی: تنها تاثیرش می‌تواند این باشد كه به خاطر اطلاعاتی كه در مورد فیلم می‌دادیم شاید درصدی راغب می‌شدند فیلم را ببینند.
چرا درباره فیلم‌ها بیشتر حرف نمی‌زدید؟نقد و بررسی‌ای كه دیدگاه شما را به‌عنوان معرف نسبت به آن فیلم مشخص كند.
خطیبی: اتفاقاً عمداً این كار را نمی‌كردیم. آنقدر برنامه در تلویزیون داریم كه می‌گویند این فیلم را ببینید، آن را نبینید و تازه وقتی فیلم را دیدید متوجه می شوید كه دقیقاً برعكس گفته بودند! پس اصلاً قرار نبود نقد بشوند، چون من خودم می‌دانم كه نصف فیلم‌هایی كه پخش می‌شود یا تكراری است یا اصلاً ارزش دیدن ندارد. چون من خیلی اهل فیلم دیدن هستم و هر فیلمی را ۸ بار حداقل نگاه می‌كنم و می‌دانم كه رامبد هم همین‌طور است.
● یك زمانی اگر مجری خودكارش می‌افتاد جرأت نمی‌كرد از زیر میز برش دارد. حالا اگر مجری مرتب و منظم بنشیند، از كارش ایراد می‌گیرند و این نوع اجرا دیگر برای مردم جذاب نیست. تحولی هم كه شما می‌خواستید ایجاد كنید از همین جنس بود؟
خطیبی: ما مجری نیستیم و در این مورد هم نظری نداریم. در تیتراژ هم اسم ما به عنوان بازیگر می‌آید.
جوان: بله، ما اصلاً ادعای مجری‌گری نداریم. ما از جنس بازیگریمان استفاده می‌كردیم، پس قیاس ما با مجری‌های دیگر به نظرم غلط است. كار ما تماماً براساس متن پیش می‌رفت. حتی شوخی‌ها.
● پس دستتان آنقدر كه در اجرا دیدیم باز نبود و در حقیقت سعی شده بود این‌طور به نظر برسد، بله؟
مظلومی: دقیقاً همین‌طور است. ما تلاش كردیم این‌طور به‌نظر برسد و این هنگام نگارش متن توسط امید سهرابی كاملاً آگاهانه و به عمد صورت گرفت كه مخصوصاً شوخی‌ها و بده‌بستان‌های اشكان و رامبد بداهه به نظر بیاید و بیننده خیال كند همه در لحظه اتفاق می‌افتد.
● با این حساب جاهایی كه متن‌ها را در دستشان می‌دیدیم و از روی آن می‌خواندند این تصور به هم می‌ریخت!
مظلومی: چون خیلی از دوستان ما را متهم كردند كه دروغ می‌گویند براساس متن است و همه را بداهه می‌روند، گفتیم بعضی‌جاها متن را بگیرند دستشان، وگرنه حتی گپ زدن با مهمان هم طراحی می‌شد و همه سؤال‌ها از قبل تعیین شده بود.
● اشاره‌ خوبی بود. اصلاً این بخش مهمان چه فایده‌ای داشت؟ در این بخش هم عملاً مجری‌ها بودند كه حرف می‌زدند و مهمان جز اعلام چند شماره برای انتخاب برندگان فرصت جواب دادن به سؤال دیگری نداشت.
مظلومی: شاید آنقدر ریتم تند بود كه این‌طور به نظر رسیده كه مهمان فرصت حرف زدن ندارد، اما مهمان در اصل به یك مهمانی دعوت شده و نیامده بود كه به طور تخصصی و مفصل درباره حرفه‌اش صحبت كند.
خطیبی: اول اینكه مهمان قرار نبود بیاید كه فرصت كند خیلی حرف بزند. ما كارشناس دعوت نمی‌كردیم، دوستانمان را دعوت می‌كردیم كه بیایند با هم گپ كوتاهی بزنیم و دوم اینكه اپرا وینفری، تام كروز و برادپیت را دعوت می‌كند، می‌آیند ۳ دقیقه به ۲ تا سؤال جواب می‌دهند و می‌روند.
● جواب دادن این تركیب ۲نفره جلوی دوربین مهم‌ترین دلیل اقبال برنامه نزد مخاطب بود. گذشته از ارتباط صمیمانه‌تان، چقدر طول كشید تا در اجرا به این هماهنگی برسید؟
خطیبی: چون در یك ماه و نیم اول سر كار بودیم، دو سه هفته‌ای طول كشید تا كاملاً با هم مچ شدیم.
مظلومی: و این مدت زمان فقط به خاطر مچ شدن این ۲ تا نبود كه طول كشید، نمایش هم به مرور شكل اجرایی‌اش را پیدا كرد، ارتباط با مهمان هم همین‌طور و در كل برنامه مدتی وقت لازم بود تا جا بیفتد.
● تمرین نمایش‌ها و درآمدن این شوخی‌ها به چه صورت بود و چقدر وقت می‌برد؟
خطیبی: ما هر روز ساعت ۷ می‌رفتیم استودیو. متن‌ها می‌رسید آنجا، كپی‌ می‌شد، از طبقه دوم می‌آمد طبقه اول (می‌خندد). ما متن را یك بار در حضور نویسنده و كارگردان می‌خواندیم، اگر نظری داشتیم، می‌دادیم و لحاظ می‌شد.
بعد دوباره و سه‌باره و چهارباره می‌خوانیم تا حفظ بشویم. بعد شروع می‌كردیم به اكت درآوردن و بدنی كردن یكسری از شوخی‌ها. در نهایت می‌رفتیم به استودیو و روپا تمرین می‌كردیم تا ساعت شروع برنامه.
جوان: توضیح كاملی بود.

     مصاحبه: همشهری آنلاین
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 10:51 AM |

منتظر عکس های مرتبط دیگر باشید.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 9:32 AM |
داوری جشن یازدهم سالم و کیفی بود
نائب رئیس و سخنگوی هیئت مدیره خانه سینما سطح سلامت داوری جشن یازدهم را بسیار عالی و باکیفیت توصیف کرد.
نائب رئیس و سخنگوی هیئت مدیره خانه سینما سطح سلامت داوری جشن یازدهم را بسیار عالی و باکیفیت توصیف کرد.
علی معلم شب گذشته پس از پایان مراسم جشن خانه سینما درباره این جشن و داوری های آن گفت: "جشن یازدهم از لحاظ سلامت بسیار کم نظیر بود و داوری ها نیز در سطح بسیار عالی و خوبی قرار داشت."
سخنگوی خانه سینما با اشاره به اینکه فیلم های حاضر در جشن یازدهم از لحاظ کیفی در سطح عالی قرار نداشتند خاطرنشان ساخت: "اکثر فیلم ها در سطح قابل قبول قرار نداشتند، یعنی این گونه نبود که بگوییم در این دوره بهترین فیلم ها حاضر بودند، بنابراین داوری ها با توجه به بضاعت سینمای ایران انجام شده، یعنی داورها از میان فیلم های موجود برگزیدگان را انتخاب کرده اند."
وی در پایان با اشاره به این نکته که در ایران بخش خصوصی نمی تواند به تنهایی کاری انجام دهد تصریح کرد: "برای اینکه سینما با سلامت به حیات خود ادامه دهد دولت و مسئولین باید توجه بیشتری به آن مبذول دارند."

پرستویی وپایان یك نقش واقعی
شب گذشته بابرپایی یازدهمین جشن سینمای ایران پرونده نقش آفرینی واقعی پرویز پرستویی به عنوان دبیر این جشن بسته شد.
شب گذشته بابرپایی یازدهمین جشن سینمای ایران پرونده نقش آفرینی واقعی پرویز پرستویی به عنوان دبیر این جشن بسته شد.
پرستویی در هنگامه برگزاری مرحله مختلف جشن اعلام كرده بود كه در این مدت بازی در هیچ طرح سینمایی را نخواهد پذیرفت و نقش آفرینی خود را نیز در فیلم پاداش سكوت كه پر نامزد ترین فیلم جشن یازدهم بود از داوری ها منها كرد. امسال از پرستویی تنها فیلم پاداش سكوت (مازیار میری) به نمایش در آمده و او كار های تازه خود را از نیمه دوم سال آغاز خواهد كرد. گفتنی است كه او فیلم صد سال به این سال های سامان مقدم را نیز در مرحله تدوین دارد.
این بازیگر كه اخیراً در جشنواره فیلم های تلویزیونی ایتالیا به خاطر بازی در مجموعه تلویزیونی زیر تیغ (محمدرضا هنرمند) مورد تقدیر قرار گرفت در میان برگزار كنندگان جشن ، خسته ترین فرد به شمار می آید.
جشن یازدهم به دلیل تحریم هایی كه از سوی اتحادیه تهیه كنندگان سینمای ایران صورت گرفت یكی از پر حاشیه ترین جشن های خانه سینما بود. پرستویی به همراه اعضای شورای برگزاری جشن یعنی منوچهر شاهسواری، معلم و كامران با همراهی سید رضا میر كریمی مدیر عامل خانه سینما تا حدود زیادی این تنش ها را مرتفع كرد.پرستویی در گفت وگو با روزنامه ایران گفته بود كه هدف بزرگ جشن یازدهم برقراری وحدت میان اهالی سینماست.

پخش مستندی از ده نمكی در شبكه های تلویزیونی افغانستان
مستند كدام استقلال، كدام پیروزی از ساخته های مسعود ده نمكی در تمام شبكه های تلویزیونی افغانستان پخش شد.
مستند كدام استقلال، كدام پیروزی از ساخته های مسعود ده نمكی در تمام شبكه های تلویزیونی افغانستان پخش شد.
در پی استقبال مردم عراق، تاجیكستان و افغانستان از فیلم اخراجی ها، شبكه های تلویزیونی افغانستان، فیلم مستند كدام استقلال، كدام پیروزی را پخش كردند.مسعود ده نمكی كارگردان این مستند به «ایران» گفت: مستند «كدام استقلال، كدام پیروزی» با رویكردی عدالت محور و با زبان كنایه به بررسی رقابت های حرفه ای میان ۲ باشگاه استقلال و پیروزی می پردازد و حواشی دیده نشده در رقابت های این ۲ تیم، فوتبال را به تصویر می كشد. بر پایه این گزارش، فیلم مستندكدام استقلال، كدام پیروزی در داخل كشور از سوی مؤسسه دنیای تصویر به صورت ویدئویی به شبكه خانگی عرضه و هزاران نسخه از آن توسط مردم خریداری شد.گفتنی است، مسعود ده نمكی در روزهای گذشته برای سخنرانی و نمایش فیلم و شركت در كنگره سالگرد بزرگداشت احمدشاه مسعود به افغانستان دعوت شد و مورد استقبال نویسندگان، شعرا و روزنامه نگاران این كشور قرار گرفت.

سریال‌های ماه رمضان از پنجشنبه آغاز می‌شوند
پخش سریال‌های ویژه‌ی ماه مبارك رمضان از پنج شنبه (۲۲ شهریور ماه) آغاز می‌شود و با در نظر گرفتن این نكته كه تلویزیون هیچ سریالی را از ساعت ۲۰ تا ۲۱ به روی آنتن نمی‌برد، تا مردم در ادای فریضه نماز مشکلی نداشته باشند، آثار شبكه‌های سه، یك، دو و تهران به ترتیب هر روز روی آنتن می روند.
پخش سریال‌های ویژه‌ی ماه مبارك رمضان از پنج شنبه (۲۲ شهریور ماه) آغاز می‌شود و با در نظر گرفتن این نكته كه تلویزیون هیچ سریالی را از ساعت ۲۰ تا ۲۱ به روی آنتن نمی‌برد، تا مردم در ادای فریضه نماز مشکلی نداشته باشند، آثار شبكه‌های سه، یك، دو و تهران به ترتیب هر روز روی آنتن می روند.
سریال شبكه سه با نام «یك وجب خاك» كه پیش از این «نقشی بر زندگی » نام داشت، نخستین اثری است كه پس از افطار (ساعت ۱۹)پخش می‌شود. این سریال را علی عبدالعلی‌زاده بر اساس فیلمنامه‌ی خشایار الوند كارگردانی كرده است. بهروز مفید نیز تهیه «یك وجب خاك»را بر عهده داشته است. «یك وجب خاك» كه ساعت ۱۴ روز بعد تكرار آن پخش می‌شود، مسیر تحول فردی را به تصویر می‌كشد كه از شخصیت مورد احترامی برخوردار است، اما در اثر برخورد با موانعی دچار تزلزل می‌شود. رضا بابك، مهتاج نجومی، ابوالفضل پورعرب، مهران رجبی، محسن قاضی مرادی، رامتین خداپناهی، آناهیتا نعمتی، روشنك عجمیان و یوسف تیموری از جمله بازیگران«یك وجب خاك»هستند.
سریال شبكه اول به نام «اغما»ساعت ۱۹و ۳۰ دقیقه روی آنتن می‌رود. داریوش مختاری این اثر را به نگارش در آورده و كارگردان آن سیروس مقدم است. رضا جودی نیز تهیه‌ی «اغما» را بر عهده دارد.
بازیگرانی چون امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، لادن طباطبایی، حامد كمیلی، شیرین بینا، عبدالرضا اكبری، فلور نظری، ناصر ممدوح، شیوا خنیاگر و نفیسه روشن در این سریال ایفای نقش می‌كنند. «اغما» ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه ی روز بعد تكرار می‌شود و داستان جراح‌ مغز و اعصابی به نام «طه ‌پژوهان» را روایت می‌كند كه به علت موفقیت در جراحی رزمندگان جنگ به «پنجه طلایی» مشهور است. او به خاطر بیماری سخت همسرش دچار چالش و مشكلات فراوانی برای جراحی او می‌شود.
از ساعت ۲۰ تا ۲۱ و ۴۵ دقیقه در حالی سریال ویژه‌ی ماه رمضان پخش نمی شود كه با توجه به متوقف نشدن پخش مجموعه‌های هفتگی شبكه‌های یك تا سه، ساعت ۲۰ و ۱۵ دقیقه و ۲۰و ۴۵ دقیقه ، به ترتیب سریال‌های شبكه‌ی سه و دو روی آنتن می‌رود.
شبكه‌ی اول سیما همانند گذشته، ساعت ۲۲ مجموعه‌های هفتگی خود را روی آنتن می‌فرستد. «دریا در غربت » عنوان مجموعه‌ی جدیدی است كه از ماه رمضان پخش هفتگی آن از این شبكه آغاز می‌شود و از امشب (چهارشنبه) روی آنتن سیما می‌رود.
هم‌چنن در حالی كه شبكه‌ دو سیما سریال «شهریار» را برای پخش در چهارشنبه‌ها به جای مجموعه‌ پایان یافته‌ی «من نه منم » در نظر گرفته است، روابط عمومی سیمافیلم اعلام كرده كه با پخش این سریال همزمان با آغاز ماه مبارك رمضان موافق نیست.
سریال‌های ویژه‌ی رمضان از ساعت ۲۱ و ۴۵ دقیقه با روی آنتن رفتن «میوه ممنوعه» از شبكه دو ادامه می‌یابد. حسن فتحی كارگردان این اثر است كه چند سال پیش مجموعه مناسبتی «شب ‌دهم» را ساخته بود. اسماعیل عفیفه تهیه‌كننده «میوه ممنوعه» است و علیرضا كاظمی‌پور فیلمنامه‌ی آن را نوشته است.
تكرار«میوه ممنوعه»ساعت۱۴ و۳۰ دقیقه‌ روز بعد است . داستان آن از تلفیق دو قصه شاه‌لیر و شیخ صنعان شكل گرفته و روایت زندگی دو خانواده به نام‌های «شایگان و اردلان» است كه با یكدیگر دچار مشكلات فراوانی می‌شوند. در این سریال بازیگرانی چون علی‌ نصیریان، گوهر خیراندیش،‌ هانیه توسلی، امیر جعفری، هرمز‌ هدایت، نیما رئیسی، طناز طباطبایی، كاظم بلوچی، شبنم فرشادجو، صدیقه كیانفر و محمدرضا رهبر نقش‌آفرینی می‌كنند.
شبكه‌ تهران هم سریال «شكرانه» را ساعت ۲۱ و۴۵ دقیقه روانه‌ی آنتن و ساعت ۱۶ و۳۰ دقیقه روز بعد آن را تكرار می‌كند. سعید سلطانی كه پیش از این مجموعه‌ مناسبتی «رسم عاشقی» را از او شاهد بوده‌ایم، كارگردانی «شكرانه» را برعهده دارد. تهیه‌كننده این سریال منصور سهراب‌پور است. دكتر محمدهادی كریمی نیز این سریال را نوشته است .«شكرانه» كه پیش از این «ورا» نام داشت، داستان جوان تحصیل‌كرده‌ای به نام حامد است كه به كار، تولید و تلاش اعتقاد دارد. او در راه تاسیس یك كارگاه تولیدی، دچار تنگنای اقتصادی می‌شود، بنابراین كمك مالی پدرش را می‌پذیرد؛ اما به زودی درمی‌یابد این پول متعلق به فرد دیگری است كه پدرش به او مدیون است .
رمضان سال گذشته ابتدا سریال‌های شبكه‌های دو و سه(آخرین گناه و زیر زمین) پخش می‌شد و پس از وقفه ای ۵۰ دقیقه‌ای، مجموعه‌های شبكه‌های اول و تهران(صاحبدلان و بوی خوش زندگی) روی آنتن می‌رفتند.

شبكه دو با «میوه ممنوعه» به استقبال ماه رمضان می رود
از اول ماه مبارك رمضان شبكه های مختلف سیما دررقابتی تنگاتنگ سعی در ارائه برنامه های متنوع، جذاب و معنوی دارند.
از اول ماه مبارك رمضان شبكه های مختلف سیما دررقابتی تنگاتنگ سعی در ارائه برنامه های متنوع، جذاب و معنوی دارند.
یكی از مقولاتی كه طی چند سال اخیر موجب رقابت شبكه های تلویزیونی شده است، سریال های روتین شبكه هاست. سریال هایی با مضامین كاملاً معنوی ومعناگرا و یا كاملاً طنز و شوخی.شبكه دو با سریال «كمكم كن» وارد عرصه جدی رقابت بین شبكه ها شد و با سریال «او یك فرشته بود» و «آخرین گناه» توانست بیننده زیادی را به دست آورد وامسال نیز با سریال «میوه ممنوعه» وارد میدان رقابت شده است. این شبكه كه سال گذشته با سریال «آخرین گناه» باب جدیدی در جلوه های ویژه كامپیوتری ایجاد كرد،سریال «میوه ممنوعه» را به كارگردانی حسن فتحی و تهیه كنندگی اسماعیل عفیفه آماده پخش كرده این سریال نگاهی تازه به داستان شیخ صنعان عطار و شاه لیر دارد. هر چند پیش تولید این كار از ۱۵ اردیبهشت آغاز و در ۳ تیر كلید خورد اما همچنان در حال تصویربرداری است و با وجود مونتاژ همزمان، پیش بینی می شود، تصویربرداری تا نیمه اول ماه رمضان ادامه خواهد داشت. داستان «میوه ممنوعه» حول و حوش خانواده حاج یونس اردلان می گذرد، كه نقش حاج یونس را علی نصیریان بازی می كند و هانیه توسلی نقش دختر حاج یونس را به عهده دارد، كه بیشتر محوریت داستان بر عهده این دو نقش است، گوهر خیراندیش، امیر جعفری، هرمز هدایت، عطا تفتی، نیما رئیسی، طناز طباطبایی و كاظم بلوچی از دیگر بازیگران این مجموعه هستند. روتوش نهایی فیلمنامه ۲۱ مردادماه تمام شد و بازنویسی نهایی كار به حسن فتحی سپرده شد. حسن فتحی كه این روزها سریال «مدار صفر درجه» را روی آنتن دارد ازكارآمدترین سریال سازهای اخیر تلویزیون است كه بعد از سریال موفق «شب دهم» توانست موقعیت خود را تثبیت كند، این بار با یك فیلمنامه قوی، گروه حرفه ای و بازیگران مطرحی چون علی نصیریان قطعاً كار موفق دیگری را تولید خواهد كرد. این سریال هر شب ساعت ۴۵/۲۱ از شبكه۲ پخش خواهد شد و صبح روز بعد ساعت ۳۰/۱۴ تكرار خواهد شد.البته در شب های قدر سریال «عطر سیب» جایگزین «میوه ممنوعه» خواهد شد. عطر سیب نام مجموعه ای ۵ قسمتی است كه قصه زندگی و مرگ آدم ها را روایت می كند. مهسا كرامتی و راما قویدل این مجموعه را نوشته اند و محسن ربیعی آن را كارگردانی كرده است. بازیگران این مجموعه هم عبارتند از: جلیل فرجاد، نادیا دلداده گلچین، امیر آقازاده، رامتین روزبهان، احمد توكلی و سعیده عرب.

خسرو شكیبایی حضوری دوباره
خسرو شكیبایی هم در یازدهمین جشن خانه سینما یك تندیس به خانه برد. بخت او هم در فیلم اتوبوس شب درخشید و توانست تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد را به خود اختصاص دهد.
خسرو شكیبایی هم در یازدهمین جشن خانه سینما یك تندیس به خانه برد. بخت او هم در فیلم اتوبوس شب درخشید و توانست تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد را به خود اختصاص دهد.
او كه چند سال بود فعالیت های خود را به بازی در تلویزیون معطوف داشته بود، در سال های اخیر در سینما نیز فعال شده است. سال گذشته او سابقه همكاری به یاد ماندنی خود را در فیلم خواهران غریب (كیومرث پور احمد) به طور مجدد در اتوبوس شب نیز تكرار كرد.
شكیبایی سال گذشته در ۲ فیلم حضور پیدا كرد كه هر ۲ متعلق به سینمای دفاع مقدس بود. دست های خالی دیگر فیلمی به شمار می آید كه در كنار اتوبوس شب در آن به ایفای نقش پرداخت. این بازیگر سینما جایزه خود را از جمشید مشایخی و محمد مهدی دادگو دریافت كرد. او نیز در هنگام دریافت جایزه گفت: « صابر ابر وقتی روی صحنه آمد حرف خوبی زد. او به این نكته اشاره كرد؛ با توجه به این كه ما بازیگریم؛ اما هر گاه روی سن می آییم، دست و پایمان می لرزد و من اكنون چنین حالتی دارم.»

كیومرث پوراحمد خوش شانس جشن
فیلم اتوبوس شب پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت.
فیلم اتوبوس شب پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت.
پور احمد دوربین خود را این بار به میان جبهه های نبرد برده و داستانی را از دوران دفاع مقدس به تصویر كشیده بود. فیلم داستان نوجوانی است كه عده ای را اسیر می گیرد و باید آنها را در یك شب با اتوبوس منتقل كند. پور احمد توانست برای این فیلم جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم جشن یازدهم خانه سینما را به خود اختصاص دهد. البته تهیه كننده فیلم مهدی همایون فر بوده و فیلمنامه را هم پوراحمد به همراه حبیب احمدزاده نگاشته بود. پور احمد پس از دریافت جایزه اش درباره روند شكل گیری فیلمنامه اتوبوس شب گفت: «نگارش فیلمنامه این فیلم ۹ ماه طول كشید. شروع آن با حبیب احمدزاده بود و پایانش با من. در این میان كار حسن شجاعی نادیده گرفته شد. او رمان نویس و نقاش ممتازی است و چون بی سر و صدا كار می كند همیشه از قلم می افتد. فیلمنامه اتوبوس شب حاصل كار ما ۳ نفر است.»فیلم اتوبوس شب در میان كاندیداها پس از فیلم پاداش سكوت بیشترین تعداد كاندیداها را به خود اختصاص داده بود.
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 1:14 AM |
                                                سینمای ایران ۱۰۷ ساله شد

                    
                          
                          

سینمای ایران امروز ۱۰۷ ساله می شود. درست ۵ سال پس از پیدایش پدیده ای به نام «سینما» در اروپا بود كه دستگاه سینماتوگراف وارد ایران شد.

-سینمای ایران امروز ۱۰۷ ساله می شود. درست ۵ سال پس از پیدایش پدیده ای به نام «سینما» در اروپا بود كه دستگاه سینماتوگراف وارد ایران شد.
زمانی كه مظفرالدین شاه در تیر ماه ۱۲۷۹ به پاریس سفر كرده بود برای نخستین بار تصاویر متحرك را روی پرده دید و شیفته آن شد. دستور داد كه لانترن ماژیك به مملكت ایران آورده شود و میرزا ابراهیم خان عكاسباشی چنین كرد. روز ۲۷ مرداد ماه كلید سینمای ایران زده شد و عكاسباشی در اوستاند بلژیك جشن عید گل را با دوربین گومون خریداری شده ثبت كرد.
سینما كه امروز معجزه قرن شناخته می شود، در كشور ما چند سالی اسباب بازی ملوكانه شاه و دربار بود و در سال ۱۳۰۹ نخستین فیلم داستانی ما با عنوان «آبی و رابی» تولید شده و به نمایش درآمد. صدا كه به سینما وارد شد «دختر لر» به عنوان نخستین فیلم ناطق ما در سال ۱۳۱۲ به ثبت رسید و راه سینما از همین جا آغاز شد. سینمای ایران كه امروز به عنوان یكی از طلایه داران سینمای جهان شناخته می شود، به دو مقطع پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن تقسیم می شود.در سینمای پیش از انقلاب مجموعاً ۱۲۰۰ فیلم بلند تولید شده است كه نگاهی موشكافانه به این آثار نشان می دهد تنها كمتر از ۱۰۰ فیلم ارزش تماشا كردن را دارند و از همین مقدار نیز تنها ۲۰ تا ۲۵ فیلم با ارزش و ماندگار می توان شناسایی كرد. سینمای پیش از انقلاب كه عمدتاً در سیطره آثار مبتذل و بی كیفیت بود از سوی منتقدان به عنوان سینمای «فیلمفارسی» یا «آبگوشتی» نام گرفته بود. دلیل این امر سطحی نگری، نداشتن ساختار سینمایی، رؤیاپردازی، قهرمان سازی، سهل انگاری در تولید و استفاده از عناصر عامه پسند برای جذب تماشاگر بود.
با وقوع انقلاب اسلامی ققنوس سینما از خاكسترها بار دیگر برخاست و بالندگی اش آغاز شد.در سینمای پس از انقلاب تا امروز حدود ۱۴۰۰ فیلم بلند تولید شده كه بخش عمده این آثار برگرفته از فرهنگ و آئین ایرانی - اسلامی ما هستند. عمده این آثار كه برگرفته از عناصری اخلاقی، انسانی، آرمانی و اسلامی بودند خیلی زود مورد توجه محافل سینمایی و جشنواره های جهان قرار گرفتند و جوایز زیادی از این خرمن درو كردند. این جوایز تا امروز حدود ۱۱۰۰ جایزه بزرگ و كوچك را شامل می شود كه مهمترین آنها دریافت جایزه فیلم برتر از هر ۹ جشنواره درجه A در جهان است، جوایزی كه موزه سینما را اشباع كرده اند. در كنار این سینماگران ایرانی در سایه توجه دولت های مختلف به رشد مناسبی رسیدند و جدا از مضامین سینمای ایران، بخش فنی سینمای ایران به رشد قابل توجهی دست یافته است كه قابل مقایسه با دوران پیش از انقلاب نیست.سینمای ایران امروز رقبای سرسختی همچون تلویزیون، دستگاه های خانگی، ماهواره و اینترنت دارد، گرچه این موجود ۱۰۷ ساله از معضلاتی همچون كمبود و نبود سالن های مطلوب، كمبود امكانات و تجهیزات، فیلمنامه و... رنج می برد اما با این حال راه خود را می پیماید و چشم به استقبال تماشاگران و حمایت دولت دارد.

نویسنده:احمد دستاران

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:45 AM |

cinemaerooz-jashn khane cinema (4).jpg

منتظر ۸ عکس مرتبط دیگر باشید.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 11:28 PM |
قاریزاده "شهر مدادرنگی‌ها" را نمی‌سازد
مجید قاریزاده که قصد داشت پس از اکران "پسران آجری" فیلم "شهر مدادرنگی‌ها" را بسازد، از ساخت آن منصرف شد.
مجید قاریزاده که قصد داشت پس از اکران "پسران آجری" فیلم "شهر مدادرنگی‌ها" را بسازد، از ساخت آن منصرف شد.
این فیلمساز در توضیح بیشتر این خبر گفت: "پروانه ساخت "شهر مدادرنگی‌ها" مدتی است صادر شده و فیلمنامه آن را هم مهدی رضائیان بازنویسی می‌کند، منتهی هزینه‌های تولید این فیلم به دلیل جلوه‌های ویژه خاص بسیار بالاست و اجرای آن سختی‌های بسیاری دارد. بنابراین ساخت فیلم را به زمانی دیگر موکول می‌کنم و به جای آن فیلمنامه دیگری را دست می‌گیرم."
وی در ادامه افزود: "خیلی دوست دارم "شهر مدادرنگی ها" را بسازم، ولی نگران هزینه ها و امکانات ساخت آن هستم. متاسفانه امکانات و توان سینمای ایران در عرصه جلوه های ویژه بسیار پائین است و حتی اگر بتوان هزینه ها را هم تامین کرد، اما امکانات موجود در این عرصه پاسخگو نیستند."
از قاریزاده قرار است به زودی فیلم سینمایی "پسران آجری" اکران شود. وی درباره موفقیت این فیلم در جذب مخاطب گفت: "داستان فیلم جذابیت بسیاری دارد و می تواند با بیننده ارتباط برقرار کند، مطمئن هستم اگر تبلیغات مناسبی برای این فیلم انجام شود و مخاطبان به سالن سینما بیایند، قطعا ناراضی سینما را ترک نخواهند کرد."
فیلم سینمایی "پسران آجری" با بازی پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی، فرزاد فرزین، شراره دولت آبادی، مارال فرجاد، امید زندگانی و بیوک میرزایی همزمان با عید سعید فطر در گروه سینماهای آزاد اکران خواهد شد

كریم مسیحی بعد از ۱۷ سال با «تردید» به سینما آمد
واروژ كریم مسیحی بعد از گذشت ۱۷ سال از ساخت فیلم «پرده آخر» از روز گذشته ساخت فیلم جدید خود را با عنوان «تردید» آغاز كرد.
واروژ كریم مسیحی بعد از گذشت ۱۷ سال از ساخت فیلم «پرده آخر» از روز گذشته ساخت فیلم جدید خود را با عنوان «تردید» آغاز كرد.
بهرام رادان، محمدرضا فروتن، سعید نورالهی، مهتاب كرامتی، ترانه علیدوستی و جمشید هاشم پور از جمله بازیگران این فیلم هستند.این فیلم از حال و هوای پلیسی و مضمونی شبیه به نمایش «هملت» برخوردار است. كریم مسیحی اولین و تنها فیلم سینمایی اش را به نام «پرده آخر» در سال ۶۹ ساخته است كه این فیلم از آثار مطرح تاریخ سینمای ایران به حساب می آید. وی در این سالها بیشتر به عنوان تدوینگر با پروژه های سینمایی همكاری داشته كه از جمله آن می توان به «بازی بزرگان»، «عشق گمشده»، «نه نه لالا و فرزندانش»، «سارایی»، «عشق+۲»، «كمیته مجازات» و «تهران روزگار نو» و «دختری به نام تندر» نام برد.

دهقانی "هر شب، تنهایی" را تدوین می‌کند
بهرام دهقانی تدوین جدیدترین ساخته‌ سینمایی‌ رسول صدرعاملی با نام "هر شب، تنهایی" را طی سه روز آینده آغاز می‌کند.
بهرام دهقانی تدوین جدیدترین ساخته‌ سینمایی‌ رسول صدرعاملی با نام "هر شب، تنهایی" را طی سه روز آینده آغاز می‌کند.
فیلمنامه این فیلم را که دومین پروژه از مجموعه "شهری که دوست می‌دارم" است، کامبوزیا پرتوی نوشته و لیلا حاتمی و حامد بهداد در آن بازی می‌کنند. فیلم قصه سفر زن و شوهری به مشهد است. زن نویسنده یک برنامه رادیویی است و هر روز بهتر زندگی کردن و خوشبخت بودن را به همه توصیه می‌کند، اما خود مشکلی دارد که هیچکس نمی‌تواند کمکش کند...
فیلمبرداری "هر شب، تنهایی" به مدیریت فرج حیدری اوایل هفته آینده در مشهد به پایان می‌رسد. این فیلم از محصولات گروه فیلم و سریال شبکه اول سیماست که به تهیه‌کنندگی سیدکمال طباطبایی تهیه و تولید می‌شود. "‌شب" نخستین فیلم این مجموعه بود که اواخر سال گذشته با حضور امین حیایی، عزت‌الله انتظامی و خسرو شکیبایی ساخته شد.

میلیون ریال برای عیسی می آید
فیلم عیسی(ع) می آید، ساخته آخر علی ژكان كه اكران خود را از چهارشنبه گذشته آغاز كرد، توانست در۳روز نخست نمایش و در ۴ سینما، ۱۲ میلیون ریال فروش داشته باشد.
فیلم عیسی(ع) می آید، ساخته آخر علی ژكان كه اكران خود را از چهارشنبه گذشته آغاز كرد، توانست در۳روز نخست نمایش و در ۴ سینما، ۱۲ میلیون ریال فروش داشته باشد.
این فیلم كه ۶ سال پیش تولید شده، به داستان زندگی یك اسیر می پردازد.
رضا كیانیان، شیلا خداداد و رضا افشار نقش های اصلی فیلم را بر عهده دارند كه كیانیان مطابق معمول با چهره ای تازه وگریم های مختلف در این فیلم حضور یافته است.ژكان پیش از این، فیلم هایی را همچون دخترك كنار مرداب، مادیان و سایه به سایه را در كارنامه داشته.فیلم مادیان كه در نیمه دهه ۶۰ ساخته شده، از بهترین آثار ژكان و تاریخ سینمای ایران محسوب می شود. تهیه كنندگی عیسی (ع) می آید، آخرین فیلم ژكان را بنیاد شهید بر عهده دارد و بنیاد سینمایی فارابی نیز در تهیه آن مشاركت داشته است.علی ژكان این روزها در حال تدارك ساخت فیلم تازه خود خانه مخفی كتی است.

افخمی برای رساندن "قرنطینه" به جشنواره قول داد
بهروز افخمی در حالی تدوین فیلم سینمایی "قرنطینه" را پذیرفته که به تهیه‌کننده قول مساعد داده فیلم را برای جشنواره فجر آماده کند.
بهروز افخمی در حالی تدوین فیلم سینمایی "قرنطینه" را پذیرفته که به تهیه‌کننده قول مساعد داده فیلم را برای جشنواره فجر آماده کند.
محمد نشاط درباره دعوت از افخمی به عنوان تدوینگر و مشاور کارگردان در پروژه سینمایی "قرنطینه" گفت: "رشته اصلی و تخصصی افخمی تدوین است و در این رشته هم تحصیل کرده، ولی از آنجا که بیشتر در عرصه کارگردانی فعال بوده کمتر فرصت فعالیت در عرصه تدوین داشته است."
وی در ادامه افزود: "حتی جز "گاوخونی" و "فرزند صبح" دیگر کارهای افخمی را دیگران تدوین کرده اند. اما او تدوینگر خوش ذوقی است که حضورش در این پروژه برای ما اتفاق خوشایندی است. افخمی کمتر پیش آمده تدوین فیلمی غیر از ساخته خودش را قبول کند، اما زمانی که فیلمنامه "قرنطینه" را خواند، ابراز تمایل کرد با ما همکاری کند."
او در پاسخ به این سئوال که آیا نگران طولانی شدن مرحله تدوین نیست، گفت: "قرار است افخمی همزمان با شروع فیلمبرداری کار تدوین فیلم را آغاز و آن را به موقع برای جشنواره فجر آماده کند. البته او معتقد است کارگردانی با تدوین تفاوت بسیاری دارد و به ما گفته شما فقط تصاویر را برسانید و من کار را به موقع تحویل می دهم."
قرنطینه نخستین تجربه سینمایی منوچهر هادی است. این فیلم قرار است با حضور بازیگرانی چون حمید گودرزی، رضا عطاران، افسانه بایگان، رضا رویگری و خاطره حاتمی اوایل مهرماه در تهران جلو دوربین برود.

معتمدآریا به تئاتر بازمی گردد
فاطمه معتمدآریا بعد از سالها دوری از صحنه تئاتر با بازی در نمایش «ترمینال» به كارگردانی سیامك احصایی بار دیگر به صحنه تئاتر بازمی گردد.
فاطمه معتمدآریا بعد از سالها دوری از صحنه تئاتر با بازی در نمایش «ترمینال» به كارگردانی سیامك احصایی بار دیگر به صحنه تئاتر بازمی گردد.
به گزارش ایسنا، این نمایش برای شركت در بخش مسابقه بین الملل بیست و ششمین جشنواره تئاتر فجر آماده می شود. نمایش «ترمینال» كه احصایی خود متن آن را نوشته درباره سه زن است كه در مقاطع گوناگونی ماجراهایی را تجربه می كنند. در این نمایش پانته آ پناهی ها و شبنم مقدمی دیگر بازیگرانی هستند كه در كنار فاطمه معتمدآریا به ایفای نقش می پردازند. موسیقی كار توسط آنكیدو دارش ساخته می شود و طراحی صحنه را احصایی خود انجام می دهد. محمدرضا حسین زاده و مریم شیرازی هم دستیاران كارگردان هستند. سیامك احصایی كه بیشتر به عنوان طراح صحنه و لباس در تئاتر و سینما فعالیت دارد پیش ازاین هم دو نمایش «زمزمه مردگان» و «واقعیت اینه كه خورشید دور ما می گرده» را اجرا كرده بود.

سینمای ایران از جشنواره مونترال نتیجه مثبت گرفت
سیف‌الله داد گفت: واكنش‌های مخاطبان در هنگام تماشا و بعد از نمایش فیلم «فرش ایرانی» در مونترال مثبت بود و سینمای ایران حضور موفقی را در این جشنواره پشت سرگذاشت.
سیف‌الله داد گفت: واكنش‌های مخاطبان در هنگام تماشا و بعد از نمایش فیلم «فرش ایرانی» در مونترال مثبت بود و سینمای ایران حضور موفقی را در این جشنواره پشت سرگذاشت.
به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، سیف‌الله داد كه برای نمایش فیلم فرش ایرانی در جشنواره مونترال حضور داشت: گفت: واكنش‌های مخاطبان در هنگام تماشا و بعد از نمایش فیلم فرش ایرانی مثبت بود.
وی در گفت‌وگویی اعلام كرد: تعداد زیادی از مخاطبانی كه فیلم فرش ایرانی را دیدند، از اینكه این فیلم از ابعاد مختلف به معرفی یك هنر ایرانی می‌پردازد، ابراز خشنودی كردند و موضوع فرش ایرانی در ذهنیت این مخاطبان جای گرفته و مسئله آنها شده بود.
داد تصریح كرد: ابراز تاثر مخاطبان از این موضوع كه برخی از كشورها فرش‌های خود را به اسم فرش ایرانی ارایه می‌كنند، جالب بود و این مساله را بعد از نمایش فیلم عنوان كردند.
این كارگردان با اشاره به اینكه استقبال از سه نوبت نمایش فیلم فرش ایرانی در مونترال مناسب بوده، ادامه داد: در نشست‌های بعد از نمایش و كنفرانس خبری فیلم، تمامی كارگردان‌های ایرانی حضور داشتند و به سوالات مخاطبان پاسخ دادند و این نشست‌ها نقش مهمی در معرفی فیلم و جایگاه فرش ایرانی در جشنواره داشت.
وی اضافه كرد: در مجموع حضور فیلم فرش ایرانی و بازتاب نمایش این فیلم در مونترال خوب و مثبت بود.
جعفر پناهی نیز در گفت‌وگویی استقبال از مجموعه پانزده اپیزودی فیلم فرش ایرانی را در مجموع مناسب ارزیابی كرد و ادامه داد: مخاطبان به نسبت از برخی ا اپیزودها بیشتر استقبال كردند و از برخی كمتر.
وی گفت: حضور فیلم فرش ایرانی در مونترال و استفاده از فضای اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی این رویداد زمینه معرفی مناسب این فیلم و هنر فرش ایرانی را فراهم كرد.
پناهی اظهار داشت: البته زمان فیلم به نظر من طولانی است و باید با توافق كارگردان‌ها برخی از اپیزود‌های مشابه برای حضور بعدی این فیلم در رویداد‌های جهاین كم شود تا تاثیر‌گذاری آن افزایش یابد.
این فیلمساز در پایان یادآور شد: حضور در جشنواره‌های جهانی همواره یك فرصت برای سینمای كشور است و این فرصت نباید تحت‌الشعاع مسائلی چون نازل بودن كیفیت صوتی و تصویری آثار ارسالی قرار گیرد.

کار تاریخی تفاوتی با دیگر کارها ندارد
محمدحسین لطیفی در حالی نخستین تجربه تاریخی خود "نردبامی بر آسمان" را مقابل دوربین می‌برد که تفاوتی میان این کار با دیگر کارهایش قائل نیست.
محمدحسین لطیفی در حالی نخستین تجربه تاریخی خود "نردبامی بر آسمان" را مقابل دوربین می‌برد که تفاوتی میان این کار با دیگر کارهایش قائل نیست.
این فیلمساز درباره کارگردانی مجموعه تاریخی "نردبامی بر آسمان" گفت: "کار تاریخی به لحاظ کارگردانی تفاوت چندانی با دیگر کارها ندارد و تنها مشکل آنها زمانبر بودن و گریم بازیگران است."
وی در ادامه وجود تهیه کننده حرفه ای را برای تولید کارهای تاریخی ضروری دانست و افزود: "کار تاریخی به دلیل مشکلاتی که دارد نیازمند تهیه کننده حرفه ای و باتجربه است، خوشبختانه محسن علی اکبری با تولید مجموعه های "مردان آنجلس"، "مریم مقدس" و ... تجربه کافی در این زمینه دارد و من از اینکه نخستین کار تاریخی ام را با او انجام می دهم، خوشحالم."
لطیفی سپس زمان تولید این پروژه را شش ماه برآورد کرد و خاطرنشان ساخت: "این مجموعه تلویزیونی قرار است در ۱۳ قسمت برای سیمافیلم تولید شود و طی برآوردی که انجام داده ایم تا پایان سال تصویربرداری آن به پایان خواهد رسید."
وی در پایان با اشاره به موضوع "نردبامی بر آسمان" گفت: "این مجموعه روایتگر زندگی دانشمند بزرگ نجوم غیاث الدین کاشانی از تولد تا مرگ است. او موسس بزرگترین رصدخانه زمان خویش بوده است. من از اینکه سیما امکاناتی را مهیا کرده تا بتوانیم زندگی چنین دانشمند بزرگی را به تصویر بکشیم خوشحالم و به ساخت این اثر افتخار می کنم."
لطیفی اوایل هفته برای بازبینی لوکیشن های مجموعه به شهرک سینمایی غزالی رفت تا با توجه به فضای لوکیشن ها فیلمنامه را بازنویسی کند. وی تاکنون مجموعه های "کت جادویی"، "همسایه ها"، "سفر سبز"، "فرار بزرگ"، "وفا" و "صاحبدلان" را ساخته و فیلم های "سرعت"، "عینک دودی"، "دختر ایرونی"، "خوابگاه دختران"، "روز سوم" و "توفیق اجباری" را در کارنامه دارد.
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 1:33 AM |

:روزشمار سینمایی خرداد 18:*درگذشت غلامحسین نقشینه(1375-1287)بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران*تولد لیام نیسن بازیگر ایرلندی/// خرداد 19:تولد لوییجی کومنچینی(2007-1916)کارگردان ایتالیایی(2007-1916)///خرداد 22: تشکیل کانونکارگردانان سینمای ایران(1369)//// خرداد 23:*تولد بابک بیات(1385-1325)آهنگ ساز


Javascripts


set as your home page