|
|
| داستانهای فرعی "یک وجب خاک" را گروه دوم میسازد | ||||||||||||||||
| تهیهکننده مجموعه تلویزیونی "یک وجب خاک" دلیل تشکیل گروه دوم برای ضبط داستانهای فرعی این مجموعه را عقب بودن کار اعلام کرد. | ||||||||||||||||
|
بهروز مفید درباره انتخاب گروه دوم برای مجموعه "یک وجب خاک" گفت: "به دلیل عقب بودن ضبط مجموعه تصمیم گرفتیم شاهین باباپور را به عنوان سرپرست گروه دوم انتخاب کنیم تا بخشهای حاشیهای و داستانهای فرعی را ضبط کند. البته گروه دوم به صورت مجزا یک قسمت را ضبط نمیکند و همه زیر نظر علی عبدالعلیزاده کار میکنند."
وی در ادامه افزود: "به عنوان نمونه در ایام عزاداری داستانهای فرعی داریم که باباپور آنها را میسازد. سال گذشته هم برای مجموعه "زیرزمین" این تجربه را داشتیم. وقتی به لحاظ زمان عقب بودیم، از دستیار اول علیرضا افخمی برای ضبط قسمتهای حاشیهای بهره بردیم." تهیهکننده "یک وجب خاک" درباره تاثیر احتمالی کار با دو گروه بر کیفیت کار گفت: "در حال حاضر بازیگران روزی 15 ساعت بدون وقفه کار میکنند. از سوی دیگر 25 قسمت فیلمنامه آماده شده و هنوز پنج قسمت از فیلمنامه مانده است. با توجه به اینکه باباپور هم از ابتدا مشاور پروژه بود، به همین دلیل به عنوان سرپرست گروه دوم انتخاب شد."
به گزارش خبرنگار سينماي سینمای روز،نمايشگاه «باغ بي برگي» چيدماني است از عباس كيارستمي در نمايشگاه «ويكتور اريس-عباس كيارستمي،مكاتبات» كه از روز پنجشنبه 20 سپتامبر در مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو آغاز شده است و تا هفتم ژانويه 2008 ادامه خواهد داشت. منبع:سینمای روز آغاز بازي «امين حيايي» در دايره زنگي فردا،«امين حيايي» جلوي دوربين فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بختآور ميرود و بازياش در اين پروژه آغاز مي شود.
| ||||||||||||||||
سيد جمال ساداتيان اظهار داشت: فردا بازي امين حيايي در دايره زنگي شروع ميشود و در نقش آقاي جعفري ايفاي نقش خواهد كرد.
وي ادامه داد: تاكنون صابر ابر،باران كوثري،بهاره رهنما،مهدي پاكدل،اكرم محمدي، جلوي دوربين رفتهاند.
به گفته كارگردان «دايره زنگي» بازي بهاره رهنما هم كه از دوشنبه شروع شده،بخش اعظم كارش را روز چهارشنبه به پايان رسانده و تنها بخش اندكي از بازي او در دايره زنگي باقي است.
بر اين اساس، همچنين بازي محمدرضا شريفينيا پس از بازگشتش از سفر شروع شده است و مهران مديري و هديه تهراني از هفته آينده جلوي دوربين اين فيلم ميروند.
ساداتيان افزود:هايده صفيياري هم از اول مهر ماه كار تدوين فيلم را شروع ميكند.
قابل توجه اين است كه در اين فيلم ،علاوه بر فيلمبرداري در لوكيشن اصلي فيلم در اقدسيه،بخشهايي از سكانسهاي خارجي فيلم گرفته شده و باقي فيلمبرداري آن در زمان ديگري انجام ميشود.فيلم به جهت تصوير زندگي پنج خانواده،به پنج لوكيشن تقسيم شده است.
به گزارش فارس،سازندگان اين فيلم علاقمندند با پايان گرفتن كار و نمايش آن در جشنواره فيلم فجر ،در نوروز سال آينده فيلم را به اكران عمومي در آورند.
داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي رود، اما طولي نمي كشد كه تصادف مي كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه اي در شمال شهر مي روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
منبع:خبرگزاری فارس
سریال های ماه رمضان و کاهش مخاطبان سینما

در اظهارنظرهای مختلف دلایل گوناگونی برای کاهش شدید مخاطبان سینما در ماه رمضان گفته شده که در اینجا با آنها کاری نداریم و تنها یادداشت خود را بر بسط و گسترش این اظهارنظر که کاهش مخاطبان سینما را به دلیل پخش سریال های تلویزیونی می دانند می گذاریم. در برخی از اظهار نظرها می خوانیم و می شنویم که پخش سریال های ماه رمضان در ساعت های بعد از افطار مانع مراجعه مردم به سینماها می شود. دو دلیل عمده را می توان در این میان برشمرد و درباره آن بیشتر حرف زد. اول اینکه کیفیت فیلم های سینمایی در حال اکران نسبت به سریال های در حال پخش پایین تر است و مردم ترجیح می دهند به جای صرف زمان و هزینه در خانه هایشان بمانند و در عین استراحت و گذراندن وقت خود در کنار خانواده، وقت خود را به تماشای سریال های تلویزیونی اختصاص بدهند. مروری بر وضعیت سالن های سینماها در ماه رمضان سال های گذشته نیز می تواند کمی این تحلیل را به مرز واقعیت نزدیک کند. گویا در سال های گذشته نیز همین آش بوده و همین کاسه.
جذب مخاطب میلیونی در سال های گذشته از سوی تلویزیون با سریال های ماه رمضان اعتراضات برخی از مقامات دینی را نیز در پی داشت که معترض به کم شدن حضور روزه داران در بعد از افطار در مساجد و نشاندن آنها پای جعبه جادو بودند؛ این اعتراضات حتی باعث شد ساعت پخش سریال ها تغییراتی داشته باشد و تاکیدی نیز بر ساعت های تکرار آن در روز بعد بود که اگر کسی واقعاً دلش می خواهد هم به عبادتش در مسجد برسد و هم سریال مورد علاقه اش را تماشا کرده باشد، نگران نباشد و بتواند برنامه ریزی کند. از سوی دیگر تاکید بر دینی بودن سریال ها و تبدیل آنها به منبری از خطابه و انتقال معناهای قرآنی در دستور کار قرار گرفت تا کسی نتواند به جنبه سرگرمی سریال ها تنها اشاره داشته باشد . به هرحال مدیران سیما برای فروکش کردن موج مخالفت های مقامات دینی در این ارتباط تلاش کردند محتوای سریال ها را به گونه یی طراحی کنند که به جای کشاندن مردم در مساجد، منبر و خطابه و تفسیر را به خانه های مردم بکشانند، این موقعیتی بود که تلویزیون با هوشمندی توانست به آن دسترسی پیدا کند و از سوی دیگر در زمان های گنجانده شده در میان دو سریال، مجالی مناسب و درخور را به روحانیون و وعظ کنندگان بدهد تا جبران مافات شود.
اما در این میان مساجدی که برخوردار از روحانی خوش کلام و صفای روحانی بودند با وجود سریال های مختلف نه تنها چیزی از مخاطبان شان کاسته نشد بلکه به صف های نمازگزاران و مردم روزه دار افزوده شد. این موضوع را می توان به سینماداران و تهیه کنندگان سینمایی نیز گوشزد کرد که اگر سالن های نمایش دهنده فیلم برخوردار از فیلمی جذاب باشند به حتم در ساعت های بعد از افطار شاهد صف های طولانی خواهند بود و از اتفاق مجال بسیار خوبی برای جذب مخاطب بیشتر دارند. به همان قدر که سریال ها قدرت جاذبه برای مخاطب دارند برخوردار از قدرت دافعه هستند و به حتم اگر فیلم جذابی در سالن های سینما به نمایش درآید قادر به جذب این دسته از مخاطبان خواهد بود. باید به این نکته اذعان داشت که تولید انبوه در تلویزیون و زمان اندک یکی از نقاط ضعف در تولیدات تلویزیونی است که می تواند به نقطه قوت تولیدات سینمایی منجر شود. از سوی دیگر آزادی عمل مخاطب در انتخاب زمان و مکانی که می تواند به تماشای یک فیلم برود و در عین حال فرآیند این اتفاق امکانی است که تلویزیون فاقد آن است و می تواند برآن تکیه داشته باشد.
در برابر نگرانی سینماداران از وضعیت اسفبار سالن های نمایش فیلم در شب های رمضان باید اذعان داشت که مدیران سیما تلاش کرده اند در برنامه ریزی خود از قافله مخاطب عقب نمانند و در این راه موفق نیز شده اند، در این میان مدیران سینمای ایران چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی هستند که باید به فکری اساسی باشند. اگر آنها امروز به فکر چاره اندیشی اساسی نباشند دیر یا زود سر و کله فیلم های تلویزیونی موفق و جذاب نیز پیدا خواهد شد که در فصل های دیگر سال به ویژه در پنجشنبه ها و جمعه ها مخاطبان خود را از دست خواهند داد.
آمار و ارقام و نظرسنجی ها نشان از این واقعیت دارد که سریال های تلویزیونی با توجه به عادت مخاطبان سال به سال قادر به جذب مخاطب بیشتری هستند. از سوی دیگر به نظر می رسد تولیدکنندگان سریال های تلویزیونی به مرور با توجه به تجربه های مستمرشان موفق به جذب مخاطب بیشتری می شوند، این مساله البته به منزله آن نیست که درباره تمام تولیدات صدق کند، اما در اغلب موارد صدق می کند. از سوی دیگر جذب مخاطب بیشتر تنها به این معنا نیست که سطح کیفی سریال ها بالا رفته باشد، بلکه می توان گفت که سازندگان سریال های تلویزیونی به قول معروف نبض تماشاگر دست شان آمده است و آزمون و خطاهای کم هزینه برای آنها دستاوردهای خوبی را به همراه آورده است.
|
|
مهربانو ابدی دوست،خبر نگار سینمای روز
نمیدانم...
راستی چرا اینقدر بیتابی؟ بهخاطر فشار عصبی الان هست یا همیشه اینطوری هستی؟
همیشه همینجوری است. اصلا از همینجا شروع كنیم. این بیتابی، این ریتم تند، پسزلزلة یك بیقراری دائمی است. نمیدانم از كجا میآید.
گاهی دیوانهام میكند. واقعیت این است كه همهاش ترس از این دارم كه در دوران پیری، دچار جنون بشوم. یعنی، عاقبتم ختم به خیر نشود. خدا نكند، خدا نكند این اتفاق بیفتد. من مدتی است كه آرزوی مرگ میكنم. ولی مردن توی رختخواب و جنون و سطل و دستمال كاغذی، پرستار استخدام كنم و بچهها حوصلهام را نداشته باشند، وای خدا. هرگز نمیدانم این بیقراری از كجاست.
حالا چرا فكر خوب نمیكنی؟ این كه شاید دورانِ پیری لذتبخشی داشته باشی؟
مهم نیست چه قرار است بشود. فقط عاقبتم ختم به خیر شود. سیستم مغزم به هم نریزد.
خب چرا در این سن و سال فكرش را میكنی؟
نمیدانم. تو تمام تلاشت را میكنی كه در لحظة حال زندگی كنی، ولی از گذشته، یك باری روی دوش تو هست كه آیندهات را رنگآمیزی میكند. امنیت، چه از لحاظ روحی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی در من از بین رفته و گسسته.
زندگی سختی را گذراندی؟
آره. ولی واقعا به كسی مربوط نیست. من تاوان زندگیام را از كسی نخواستم. زندگی سخت برای همه است، ولی كو سخن شیرین، كو سخن شكر همچو مولانا، همچو حافظ، همچون خاقانی و...
چرا شاعر نشدی؟
شاعر،... شعر من این شكلی است. كما این كه استاد بلامنازع بازیگری، با بازیاش شعر میگوید. بازیگری مگر چیست؟ انتهای هنر به شعر میرسد.
عالیجناب مارلون براندو (صحبت یكی از اسطورههای بازیگری است) برای من نمونه این شعر و شاعری است. من از كنارش عادی عبور نمیكنم.
براندو؟
بله، شما در پدرخوانده ببینید. هر لحظهاش مثال است. اللهاكبر. در زاپاتا هر لحظه اش مثال است. یعنی براندو، شاعر بازیگری است نه یك بازیگر. بازیگر صرف. او شاعر این پیشه است. بعضیها شاعر پیشهشان هستند. بازیگری بدون شك شعر است. (از داخل كیفش دیوان حافظ را كه همیشه همراهش است درمیآورد و دنبال بیتی میگردد و میخواند)
تصویر از این زیباتر؟ از این انتزاعیتر؟ این تصویر است كه شعر به ما میدهد. حالا در بازیگری، بازیگری را مارلون براندو برای ما معنی میكند. از براندو میپرسند: نظر شما دربارة بازیگری چیست؟ او میگوید: بازیگری قبل از براندو یا بعد از براندو؟ براندو، رنسانس بازیگری است. كورم، كورم. نمیبینیم بازیگر دیگری به جز مارلون براندو...
تو هم در بازیگری خوبی بودی؟
از تو میپرسم. تو سر مصاحبه با من، مجیزم را گفتی یا اعتقادات را گفتی؟
من باورم را گفتم. این خودباوری همیشه در حامد بهداد هست یا نه؟
نه، من... من اصلا آدم خودكمبینی هستم. در جامعه سر من را كلاه میگذارند و من طلبم را از دولتمردان میخواهم. آقایان... حق منه. من در این سیستم درس خواندم و توی همین سیستم بزرگ شدم و میخواهم مایه مباهات خودم باشم.
دارم از سیاهی و تباهی فرار میكنم. سهم من این نیست. من كه بیشرمساری احدالناسی داعیه عاشقی دارم. اگر ركعتی میخوانم برای دل خودم میخوانم. اگر سنا و حمد بزرگی را گفتم برای خودمان گفتیم. ما مجیز كسی را میگوییم كه او از مجیز بینیازه و اون خداست. و دیگر متصلان نورانی بهشت.
با چه اطمینانی جواب دادی كه گفتی خوب بازی میكنم؟
برای این كه بینیازم از تعریف و تكذیب تو. برای این كه بود و نبود تو در زندگی من چه تأثیری دارد؟ من یك كار چیپ فرهنگی میكنم. بازیگری گاهی اوقات به نظر من، چیپترین عملیات فرهنگی است. فرهنگ ابتدا به ساكن نوشتن است. متصل به قلم. از هیچ، چیزی ساختن.
این جنونی كه میگویی وقتی چراغ دوربین روشن میشود به وجود میآید، این جنون، جنون عشق است یا...
هیجان است. هیجان بازیگری است دیگر. جذبههای سینما را به یادت بیاور. آخ، از سیاهی لشگرها میتوانی بفهمی. چقدر آنها خوباند، عاشق یك دیالوگاند.
در كافه ستاره این جنون را مثال میزنی؟
آره. قتل میكند. كیسههای طلای دزدی شوهرخواهرش دستش است. دو سه تیكه طلای خواهرش را میخواهد و منظور دیگری ندارد. به رفیقش پناه میآورد. «دریغ و درد كه تا این زمان ندانستم كه كیمیای سعادت، رفیق بود رفیق.».
مرگ عزیز، سخته، ولی مرگ رفیق بدجوری است. رفیق، جایگاه خوبی دارد. میرود پیش رفیقش. میرود پیش اعتماد، اطمینان، میرود پیش ابراهیم؛ ابی. و ابراهیم آن بالای پشتبام، زیر برف و باران، مشغول معشوق است.
همین حرفهایی كه الان دربارة این سكانس تعریف میكنی، سر كار هم صحبت میكنی یا نه بازی خودت را میكنی؟
نخیر... نخیر... بازیاش میكنیم. جای حرف زدن نیست. به قول «فلینی» تو یا بازیگری یا بازیگر نیستی. پس اگر بازیگر بودی فقط باید بازیاش كنی همین.
به كارگردان اجازه میدهی به تو بگوید بد بازی كردی؟ حتی اگر تو از آن پلان راضی باشی؟
معلومه... باید بگوید. من اصولا برای كارگردان بازی میكنم. كارگردان و خودم. باید تو خودت را بسپری دست كارگردان.
براندو هم همین كار را میكرد؟
براندو هم همین كار را میكرد. مگر میشود نكند. تو این را به عنوان یك بازیگر میفهمی كه حمید نعمتالله، كارگردانی بلد است. سر تعظیم فرود میآورم در برابر سلیقهاش.
تا به حال شده با كارگردانی كار كنی كه سلیقهاش با تو جور نباشد؟
بله. و او فهمیده كه سطح سلیقهمان با هم متفاوت است. و من به او اطمینان خاطر دادم و او هم اعتماد كرده. سلیقهام را كه مطمئن هستم از او بالاتر است را بهاش تزریق كردم. مثال دارم و اسم نمیآورم. چون دل نازنینش ممكن است برنجد.
برگردیم به همان سكانس كه تعریف میكردی؟
خسرو آدم كشته و میبیند كه ابراهیم مشغول معشوق است. میرود بالای دیوار كه از ابراهیم كمك بخواهد، و میبیند خود ابراهیم روی آتش است. چه آتشی. آتشش سرد اما سوزاننده است. میسوزد ولی گُر نمیگیرد. این یك لحظه را میبیند و آن فشار كه دستش غلطیده شده به خون.
میخواهد بگوید ابی... ابی... بیخیال میشود سرش را میاندازد پایین. دوباره میآید بالا و میبیند فشار این طرف قویتر است، فشار مرگ. میگوید: «ابی... ابی...» شما آن پلان را نگاه كن. برای من، الان جنون وجود دارد. بقیه هم بازی میكنند ما هم بازی میكنیم. صحنه، صحنة جنگ است.
باید بجنگیم تا در بیاید. بازیگرانی داریم كه با عشق میجنگند و نزاعشان عاشقانه است. مثل خسرو شكیبایی. خسرو شكیبایی بدون جنگ و دعوا بازیگر است. بیاصطكاك. بیتصادف با عناصری مثل مولكولهای هوا بازیگر است. هامون. مثل یك عسل كه از قاشق میچكد روی نان، هامون همانجور شكر ریزان است.
شما لطف كنید در نقش حمید هامون یك بازیگر دیگر را بگذارید. نمیشود. بدون نزاع و بدون اصطكاك، فقط خسرو شكیبایی. حالا من چرا دست و پا میزنم؟ به خاطر این كه عقدهها فراوان و سركشیها بینتیجه و زندگی گاهی اوقات سرد و بیرنگ و لعاب و عشقها نافرجام و كیسه تهی و خانه بیخانه و مركب بیمركب و نفس بینفس.
در جوانی كم میآورم. زانوهایم نمیكشد. نه زانوی روحم. نه زانوی معنویام. بلكه مفاصل جرمیام كه با آن راه میروم. یكهو فكر میكنم مصاحبه بینتیجه است. یكهو حوصلهام سر میرود.
جالب بود كه یك بازیگر را اینگونه قبول داری، خسرو شكیبایی را. آخر براندو هیچكس را قبول نداشت.
آخر براندو خودش غول بازیگری است. خود بازیگری است.
واقعا كسی را قبول نداشت؟
چرا، قبول داره. او دربارة آلپاچینو و جك نیكلسون میگوید.
آره ولی با ترحم میگوید.
حق دارد. حق دارد. براندو از عناصر لاینفك سینما است.
یادم میآید وقتی برای اولین بار فیلم را در جشنواره دیدم و سكانس دعوا رسید، احساس كردم با تمام وجود بازیگر مقابل را كتك میزنی و هیچ كلك و گولزدنی در كار نیست. برای این صحنه ضربهها واقعی بود؟
تا یك حدی. ولی بعدش آگراندیسمان میكنیم. سر آن سكانس نگاتیو نداشتیم و سامان مقدم گفت نگاتیو ندارم، شب آخر فیلمبرداری هم بود. گفت با چوب بزن شیشه جلو را خرد كن، بعد با همان چوب بزن شیشه بغل را بشكن و شاهرخ را بكش بیرون. ضربه دوم را با چوب زدم به شیشه جلو، چوب از دستم پرید. دیدم چارهای ندارم با مشت زدم به شیشه بغل، دیدم نشكست و با پا زدم شكست. چه بهتر كه چوب از دستم پرید. اتفاقی بود. و من تعقیبش كردم.
واكنش سامان بعد از این صحنه چه بود؟
عالی.
چون احتمالا اگر هر كسی دیگر بود و چوب از دستش میافتاد، كات میداد تا چوب بیاورند و دوباره صحنه را بگیرند.
بله، و تازه اینجا بازی برای من شروع میشود. من منتظرم وسط آسمان آبی، یكهو ابر سیاه بیاید و باران بگیرد و تازه بازی شروع میشود.
یعنی وقتی ابزار از بازیگر گرفته شود تازه بازی شروع میشود؟
نه، ابراز گرفته نشود، ولی عناصر جدیدی اضافه بشود. یعنی پروردگار متعال كادویی بدهد و من كادو را باز كنم. چوب از دست من به سبب ناشیگری كنده نشد. هدیه خداوند بود. كنده شد و من دنبالش كردم. گفتم خب، حالا واقعا اگر چوب از دستم میپرید چی؟ حالا با لگد میشكنماش. با مشت زدم دیدم نمیتوانم. با لگد زدم و...
اگر پایت میشكست چی؟
میشكست كه میشكست. ولی پای من كه نمیشكند. اینقدر را بلدم. دست شاهرخ فروتنیان برید خیلی ناراحت شدم.
تو توجه نكردی اگر آن لگد را بزنی، شیشه توی صورت شاهرخ فروتنیان خرد شود و...
دیگه دیگه... پیش میآید. در سینما همهاش بازسازی نیست. بعضی وقتها در دلش یك شعلههای ظریف زندگی هم پیدا میشود.
از این هدیه پروردگار، در كارهای قبلی هم اتفاق افتاده بود؟
بله، بسیار زیاد. من یك كار یكی دو روزهای را در كنار كیارستمی بودم. روزی كه با ایشان رفتم برای اخذ یك پلان، سوژهای به من نگفتند. كلمة هدیه را از ایشان یاد گرفتم.
همان روز كه رفتیم، داستانی در كار نبود. یك چیز كلی شنیدم و ایشان گفتند اینها را دنبال كن. و من هر بار دنبال كردم. و هر بار از كیارستمی تشویق شنیدم. و آن روز برای من مصادف بود با یك سال كار جلوی دوربین همة كارگردانها.
دقیقا چه اتفاقی افتاد كه كیارستمی داستان هدیه را گفت؟
در حین فیلمبرداری اتفاقهایی میافتاد كه ما پیشبینی نمیكردیم. آنها همه عالی بودند. عالی. بعد از فیلمبرداری در ماشین، شروع كردیم تمام روز را مرور كردن. ایشان به محمود كلاری گفتند: محمود، بعضی وقتها، خدا یك چیزهایی را به تو كادو میدهد و تو از قبل نمیدانی.
در كافه ستاره، شعر بازیگری كدام صحنه بود؟
همان سكانس قتل و پناه آوردن به رفیق. شعر بازیگری چیز دیگری است. شما نگاه كنید در فیلم «زنده باد زاپاتا» آنتونی كوئین میمیرد براندو (زاپاتا) میرود بالا سر جنازة برادرش. دستهای آنتونی كوئین را حلقه میكند پشت گردن خودش. انگار كه آنتونی كوئین دست انداخته به دور گردن زاپاتا. شعر یعنی این... مردهای به زندهای آویخته. او از این كارها بلد است. معجزة او به ما شكلات میدهد. اما شكلاتی كه صاحب سلیقه را سیر میكند.
با همة این حرفهایی كه میزنی ولی یكبار گفته بودی برایم پیش آمده كه به خاطر پول، بازی در كاری را قبول كنم.
مگر براندو این كار را نكرده. ولی از ارزشهای بازیگریاش كاسته شده؟ مارلون براندو از بیپولی بیشتره. از پولداری هم بیشتره.
انگار، خیلی دوست داری مثل براندو باشی؟
نه، نه، اصلا... من شعر خودم را میگویم. شعر بازیگری.
برای حامد بهدادی كه از شعر بازیگری سخن میگوید و اینقدر برای بازیاش ارزش میگذارد، ممكن است سر قرارداد برای یك میلیون، دو میلیون چانه بزند؟
بله، بله... این كه چیزی نیست. سر صد هزار تومان. چرا چانه نزنم. اتفاقا بخش كثیفش همینجاست.
خبر مرگ براندو برایت چگونه بود؟
مثل خبر مرگ براندو بود.
گریه كردی؟
بله، من برای مرگ آنتونی كوئین هم گریه كردم. اما آن كسی كه یك زمین خریده و الان شده فلان میلیارد تومان و هنوز در مقام پستی به سر میبرد، خوشحال میشوم وقتی میمیرد. خوشحال. فكر میكنم یك كفتار نزولخوار مال مردمخور كمتر، بهتر.
حامد بهداد در زندگی واقعی هم همینطور پر انرژی است؟
وقتی كه میخواهم چهار تا كلمه حرف بزنم منِ كم، خب باید انرژی بگذارم. ولی در مواقع عادی آرامترم. من با رفقا باشم مدام میخندم و...
فكر نمیكنی یك وقتی روند زندگی طوری پیش برود كه مجبور بشوی در هر كاری بازی كنی و دست به هر كاری بزنی؟
بالاخره یك كاری میكنم. دلی زندگی میكنم.
به غیر از بازیگری شغل دیگری هم داری؟
اصلا. من فقط یك بازیگرم. من هیچ وقت از هیچ شغلی درآمد نداشتم، جز بازیگری. چون نتوانستم. همه كاری كردم، ولی پول درنیاوردم.
من در زمان دانشجویی باید خرجم را درمیآوردم. ولی در نمیآمد من فقط مرحله رد میكردم و تا رسیدم به رامبد جوان. دوست با معرفتم كه خودش هم سختی كشیده. كه نه تنها خودش عدد صفر را تبدیل به یك كرد. بلكه كمك كرد كه من هم بتوانم صفر را به یك یا هر عدد دیگری تبدیل كنم.
تا به حال شده بروی سینما و واكنش تماشاگران نسبت به بازیات را ببینی؟
نه، من سینما نمیروم كه واكنش آنها نسبت به بازیام را ببینم، من برای خودشیفتگی میروم تا خودم را ببینم و لذت ببرم.
این همه اعتماد به نفس و غرور، برایت دشمن درست نكرده؟
مرد باید دشمن داشته باشد. دشمن خیلی سخیفه. قسم، به شرافت تكتك آدمها، قسم دشمن خیلی سخیفه. من بارها و بارها بدخواه داشتم. چرا باید سؤ تفاهمی به وجود بیاید وقتی كه صداقت یارمنه «من از سوزنی چه ترسم، وان ذوالفقار با من».
دوست داری مقابل چه بازیگری بازی كنی؟
بازیگری كه بازیگر باشد.
اگر بد باشد چطور؟
من بازیام را میكنم. اتفاقا من همیشه میگویم بازی كردن مقابل پرستویی و شكیبایی و... سادهتر است. من از بازیگران بزرگ یاد میگیرم. كمك میخواهم. اسمش بازی است. جنگ كه نیست. تو مقابل خسرو تسلیم بشو، با لبخند از او خواهش بكن. ببین چه اتفاقی میافتد. رضا كیانیان همینطور. چون بازی برایشان «اولی» است. آنها خود بازی را دوست دارند.
اگر طرف مقابلت بازیگر نباشد تو در مقابلاش چه كار میكنی؟
كلید مغزم را سوئیچ میكنم و از نعمت بازی خودم محرومش میكنم. یك چكه شكر بهاش نمیدهم. میفرستمش به خشكسالی. اما اگر دوزار طلبگی نشان بدهد همانطور كه خودم مشتاقام، درِ بركه را باز میكنم تا خیس و تر همه جا را بگیرد. گل و بستان به وجود بیاید.
منبع:همشهری جوان






ارسالی از بهاره شفیعی،خبرنگار افتخاری سینمای روز




|
حامد بهداد:دوست دارم باز هم در فیلم جنگی بازی کنم
این بازیگر جوان درباره فعالیت های اخیر خود به خبرنگار مهر گفت: "به تازگی در فیلم سینمایی "هر شب، تنهایی" بازی کردهام و و فیلم "حس پنهان" را هم در مرحله فنی دارم. در حال حاضر نیز چند پیشنهاد دارم که در حال مطالعه فیلمنامه آنها هستم و احتمالا یکی از آنها را قبول خواهم کرد." بهداد در نشست فیلم "روز سوم" در جشنواره فجر بهداد که مدتی است حضوری فعال در پروژه های سینمایی و تلویزیونی دارد، درباره پرکاری خود گفت: "اتفاقا زیاد هم پرکار نبوده ام، بلکه سعی کردم منظم کار کنم. در حال حاضر ترتیب فیلم ها و مجموعه هایی که آماده اکران و پخش دارم به گونه ای پشت سر هم شده و این هم مصادف است با حضور من در پروژه ای جدید." وی که حضوری موفق در فیلم جنگی "روز سوم" داشت، از علاقه خود برای بازی مجدد در این ژانر گفت و خاطرنشان ساخت: "خیلی تمایل دارم در فیلمی دیگر در زمینه دفاع مقدس بازی کنم، چرا که من نگاه خودم را به هشت سال دفاع مقدس و این ژانر دارم و اگر کاری در این زمینه به من پیشنهاد شود با کمال میل قبول خواهم کرد." بهداد علاوه بر این فیلم سینمایی "آدم" را هم در نوبت اکران دارد. از این بازیگر به زودی مجموعه تلویزیونی "یک مشت پر عقاب" ساخته اصغر هاشمی پخش خواهد شد. او در این مجموعه با رضا کیانیان، خزر معصومی، هرمز هدایت، علیرضا خمسه و فریبا کامران همبازی است. "یک مشت پر عقاب" در سیمافیلم تولید شده است. منبع:خبر گزاری مهر
كمال تبريزي گفت: اگر در لحن بيان فيلم طنز يك نوع صداقت و دلسوزي وجود داشته باشد و در آن آدمها تخريب نشوند، فيلم مورد حساسيت قرار نميگيرد. | |||||||||
![]() |
به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از ستاد خبري وبلاگ سینمای روز، كمال تبريزي كه مهمان برنامه "افطار با هنرمندان"عصر سه شنبه در فرهنگسراي رسانه برگزار بود، اظهار داشت: بعد از انقلاب به دليل حال و هواي تازهاي كه به وجود آمده بود سينماي ايران رشد قابل ملاحظهاي كرد.
وي افزود: ما پيش از انقلاب صدابرداري سر صحنه نداشتيم و اين اتفاق كه بتوانيم صدابرداري سرصحنه داشته باشيم بعد از انقلاب شكل گرفت و در حال حاضر تكينيك صدابرداري مادر سطح جهاني است، هر چند كه در پخش صدا هنوز به استاندارد جهاني نرسيدهايم.
اين كارگردان وارد شدن مسايل آكادميك به سينما را نيز به سالهاي بعد از انقلاب مرتبط دانست و خاطر نشان كرد: وقتي همه را در كنارهم قرار ميدهيم، به اين نتيجه ميرسيم كه حال و هواي انقلاب به سينماي ما شكل خوبي داده و به همين دليل پيشرفتهاي محتوايي و فني است كه فيلمهاي ايراني وارد جشنوارههاي خارجي ميشوند.
كارگردان "يك تكه نان" با تاكيد براينكه تحصيلات آكادميك به تنهايي براي خلق يك اثر هنري كافي نيست، افزود: معتقدم اين علوم نميتوانند به ما كمك كنند در ابعاد هنري و فرهنگي به اصل ماجرا پي ببريم چون خصوصيات دروني و استعداد ذاتي است كه يك فرد را هنرمند ميكند البته علي رغم همه اين حرفها، فكر ميكنم دانش ميتواند به عنوان يك زير ساخت به هنرمند كمك كند.
او كارگرداني را ركن اصلي ساخت يك فيلم خوب عنوان كرد و گفت: يك فيلم خوب محصول كار يك كارگردان خوب است و كارگردان است اگر شما مي بينيد كه بازي درخشاني وجود دارد اين بازي هاي درخشان محصول كار كارگردان خوب است اما اين را هم نبايد فراموش كرد كه بازيگر هاو كارگردانان بايد با هم ارتباط متقابلي داشته باشند تا فيلم خوبي در اختيار داشته باشيم.
او كه از جمله كارگرداناني است كه با عكاسي وارد دنياي هنر شده در اين ارتباط گفت: من تقريبا از زماني كه وارد دوره متوسطه شدم عكاسي را شروع كردم ، بعداز آن كه به دانشگاه رفتم وارد كميته فيلم و عكس دانشگاه شدم. ورودي سال 56 بودم و بعد از انقلاب به انقلاب فرهنگي خوردم ، بعد از تعطيلي دانشگاه عكاسي راادامه دادم و وارد فعاليت هاي فرهنگي تلويزون شدم و به دليل علاقهاي كه به ساخت فيلم داشتم پس از بازگشايي دانشگاهها ، تحصيلاتم را در رشته هنرهاي دراماتيك ادامه دادم.
كارگردان فيلم "ليلي با من است" در جواب محمد جواد محقق كه او را يكي از دانشجويان فاتح لانه جاسوسي ناميد، گفت: در اين باره بايد بگويم كه من و يكي از همكلاسانم سعيد حاجي ميري ، كار عكاسي و فيلم برداري تسخيرسفارت را انجام داديم، يعني چهار نفر در كل توانستند از تسخير سفارت فيلمبرداري كنند كه حجم عمده آن به عهده ما بود ، فيلم اصلي را كه از بالارفتن دانشجويان از درب اصلي دانشگاه است ما گرفتيم، تلويزيون اينها را از ما ميگرفت و به تلويزيونهاي كشورهاي ديگر ميفروخت.
وي افزود: درآن زمان چيزي عايد ما نشد اما هر فريم عكسي را كه در همان سفارت چاپ مي شد بين 400 تا 500 دلار مي فروختند و فيلم هاي كوتاه ما را كه حدودا تايم 5 دقيقه اي داشت به قيمت 10 هزار دلار در اختيارتلويزيون ها و خبرنگاران خارجي قرار مي دادند در حالي كه شايد شبكه هاي خارجي اين قيمت را در زماني كه هستيم براي خريد فيلم سينمايي ايراني ندهند. و اين به دليل منحصر به فرد بودن اين اتفاق بود.
تبريزي با اشاره به دوره اوج سينماي ايران در سال هاي ابتدايي انقلاب گفت:متاسفانه اين روند دچار اندكي وقفه شده و از سويي بسياري از كساني كه در حال حاضر از دانشگاه هنر فارغ التحصيل مي شوند انگيزه قوي دروني براي تغيير شرايط به وجود امده ندارند. "
او در جواب محمدجواد محقق مجري برنامه ،كه ظهور فيلم هاي فارسي را عامل جدايي قشر مذهبي از سينما عنوان كرد گفت: اين به دليل ظاهر فيلم فارسي است اگر تحقيق كنيم مي بينيم اغلب "فيلم فارسي"ها قصد ندارند غير ديني باشد بلكه اتفاقا ميخواهد از طريق مسائل ديني مخاطب جذب مي كند اما از انجا كه ساختار و ظاهر درستي ندارد به ابتذال كشيده ميشود.
وي همچنين در ارتباط با موج روشنفكري سينماي ايران در دهه 50 اضهارداشت: "موج روشنفكري كه از سال 50 در سينماي ايران به وجود مي آيد تا زمان انقلاب رشد قابل توجهاي داشته، و به سينماي ما كمك بسياري كرده اما اويل انقلاب با يك وقفه كوتاه موجهه شد، اما به سرعت خود را باز يافت و تا آن جايي پيش رفت كه خود را در عرصههاي جهاني مطرح كرد.
تبريزي در پاسخ به اين سوال كه چه عاملي موجب شد فيلم هايي در ژانر طنز بسازيد گفت:"ساخت طنز محصول كشش دروني است كه در من وجود دارد.علي رغم اينكه شايد دو تا فيلم من در ژانر طنز قرارداشته باشد اما در همه فيلم هايي كه ساخته ام رگه هايي از طنز وجود داردو اين برمي گردد به اينكه من فكر مي كنم طنز دست مايه بهترين راه و در عين حال مشكل ترين راه براي تحت تاثير قرارداده آدم هاست .من كسي هستم كه اگر 9 تا فيلمنامه داشته باشم و يكي از آنها طنز باشد ترجيح ميدهم كه ان يكي را كار كنم و معتقدم كه خنداندن آدمها از گرياندن آنها مشكلتر است.
يكي از حاضران از تبريزي پرسيد چطور توانستيد در برخي از فيلم هايتان مانند" مارمولك" و "ليلي با من است" باوجود حساسيتهايي كه بر روي موضوع وجود داشت توجه گروههاي مختلف مذهبي و سياسي را به خود جلب كنيد كه او پاسخ داد: خطوط قرمز از نظر من نسبي است و مطلق نيست. به علاوه اگر در لحن بيانتان در ساخت طنز يك نوع صداقت و دلسوزي وجود داشته باشد و در آن آدمها تخريب نشوند فيلم به راحتي با مخاطب ارتباط برقرار ميكند و مورد حساسيت قرار نميگيرد.
رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز
فيلم «پرسپوليس» نامزد جوايز اسكار اروپايي
آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اروپا، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» را بعنوان نامزد اين دوره از رقابتهاي اسكار اروپايي(EFA) اعلام كرد.

به گزارش سايت رسمي جوايز اسكار اروپايي و به نقل ازخبرگزاري فارس ، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» كه روز گذشته بعنوان نامزد كشور فرانسه در اين دوره از رقابتهاي اسكار اعلام شده بود، اينبار نيز بعنوان نامزد اين دوره از رقابتهاي اسكار اروپايي انتخاب شد.
به گزارش مجله سينمايي ورايتي، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» كه طي چند ماه گذشته جنجال زيادي به پا كرده است، به عنوان نماينده كشور فرانسه در اين دوره از رقابتهاي اسكار اروپايي معرفي شده است.
اين فيلم همچنين قرار است 14 اكتبر در اختتاميه جشنواره فيلم نيويورك به نمايش درآيد.
«پرسپوليس»، داستان دختري 14 ساله است كه نميتواند خود را با جو بوجود آمده پس از انقلاب وفق دهد بنابراين توسط خانوادهاش به خارج از كشور مهاجرت ميكند.
به گزارش فارس، «مرجانه ساتراپي» در كنار همكار فرانسوي خود «ويسنت پارونود» فضاي پس از انقلاب را، فضايي خفقانآور و بدور از هرگونه شعور و منطقي ترسيم نموده است، تا آنجا كه اين فيلم با مخالفت شديد مقامات ايراني روبرو شد ولي برگزاركنندگان جشنواره كن بيتفاوت نسبت به اين اعتراضات نه تنها اين انيميشن ضد ايراني را در جشنواره به نمايش درآورند بلكه جايزه هيات دوران را به او اعطاء كردند.
به گزارش سايت اسكار اروپايي، ديگر نامزدهاي اين دوره از رقابتها عبارتند از:
روماني: «4 ماه و 3 هفته و 2روز» به كارگرداني «كريستين مونگيو»
اسپانيا: «آلاتريست» به كارگرداني «آگوستين يانس»
روسيه/فرانسه: «اسكندر» به كارگرداني «الكساندرا سوكوروف»،
آلمان/تركيه: «حاشيه بهشت» به كارگرداني «فتيح آكين»
پرتغال/فرانسه: «BELLE TOUJOURS» به كارگرداني «مانوئل دو الويرا» ،
بلژيك: «با دوستاني اينچنيني» به كارگرداني «فليكس ون كروئنيگن»
سوئد/آلمان/فرانسه/دانمارك/نروژ: «تو، زندگي» به كارگرداني «روي اندرسون»
اتريش: «واردات صادرات» به كارگرداني «آلريش سيدل»
ايتاليا: «در خاطرات من» به كارگرداني «ساوريو كوستانزو»
روسيه: «تبعيد»
سيبري/آلمان/مجارستان: «دام» به كارگرداني «سردان گلوبويچ»
دانمارك/نروژ: «هنر گريه كردن» به كارگرداني «پيتر فوگ»
اسپانيا: «دزدان» به كارگرداني «جيم ماركوس»
انگلستان: «آخرين پادشاه اسكاتلند» به كارگرداني «كوين مكدونالد»
فنلاند: «شغل مرد» به كارگرداني «الكسي سالمنپر»
ايتاليا: «برادر من تنها كودك من است» به كارگرداني «دنيله لوچيتي»
ايرلند: «يكدفعه» به كارگرداني «جان كارني»
فرانسه: «پرسپوليس» به كارگرداني «مرجانه ساتراپي» و «وينسنت پارانود»
لهستان: «PLAC ZBAWICIELA»
آلمان: «چهار دقيقه» به كارگرداني «كريس كراوس»
تركيه/يونان: «تخم مرغ»
برندگان اين دوره از رقابتهاي اسكار اروپا يكم دسامبر اعلام خواهد شد.
رومینا رازدار،خبرنگار سینمای روز
بازي «مرضيه برومند» و «حسن پورشيرازي» در نمايش «بيضايي»
مرضيه برومند و حسن پورشيرازي به همراه بهروز بقايي، مژده شمسايي در نمايش جديد بهرام بيضايي با عنوان افرا، روي صحنه خواهند رفت.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از سینمای روز،در نمايش جديد بهرام بيضايي كه آن را در فرهنگسراي نياوران به همراه گروهش تمرين ميكند، اين هنرمندان به همراه افشين هاشمي، مژده شمسايي و مهرداد ضيايي بازي ميكنند.
بر اساس اين خبر، هنوز تمام بازيگران نمايش «افرا يا روز ميگذرد» مشخص نشده است. وي قرار بود ابتدا نمايش «سهرابكشي» را در تئاترشهر اجرا كند و در نهايت نمايش «افرا يا روز ميگذرد» را براي اجرا انتخاب كرد.
افشين هاشمي و محمدرضاييراد به عنوان دستيار كارگردان به بيضايي كمك ميكنند.
بيضايي، سال 84 «مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين»را در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.
بيضايي به همراه حميد سمندريان، علي رفيعي و داوود رشيدي از جمله كارگرداناني هستند كه از سوي مركز هنرهاي نمايشي براي اجراي نمايش دعوت شدند.
فرامرز صدیقی،خبرنگار سینمای روز
پايان بازي «محمد كاسبي» در «ساميه»
بازي «محمد كاسبي» در سريال «ساميه» به كارگرداني «محمدرضا زهتابي» به پايان رسيد.

اين سريال كه كارگرداني آن را محمدرضا زهتابي برعهده دارد، اكنون از نيمه گذشته و بازي محمد كاسبي، كيوان محمودنژاد و محمد صديقي در آن به پايان رسيده است.
بنابراين گزارش، محمد بهار ساخت موسيقي اين سريال را برعهده دارد و تدوين همزمان اين سريال نيز توسط محسن توكلي به صورت همزمان انجام ميشود.
پيشبيني شده كه اين سريال در فصل پاييز از شبكه يك سينما پخش شود.
به گزارش فارس، اين سريال با مشاركت كميته امداد امام خميني (ره) در گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه ميشود و داستان دختري به نام ساميه را دنبال ميكند كه دانشجوي حقوق است و به صورت پاره وقت با كميته امداد همكاري دارد.
او يك مددكار اجتماعي است و هر بار با ماجراهاي مختلفي در ارتباط با مددجويان خود مواجه مي شود كه داستانهاي مختلف اين سريال را تشكيل خواهند داد.
وي در ادامه با بيان اينكه اين مجموعه به كارگرداني «محمدرضا زهتابي» ساخته ميشود،اظهار داشت:سريال ساميه در 19 قسمت 45 دقيقهاي توليد ميشود و بازيگراني چون جعفر دهقان، محمد كاسبي،آتنه فقيه نصيري، فرامرز صديقي، ثريا قاسمي، اميد زندگاني، سولماز غني، كيوان محمودنژاد و افسانه ناصري در آن به ايفاي نقش ميپردازند.
فرامرز صدیقی،خبرنگار سینمای روز
بعد از پايان ماه رمضان
«سيروس الوند» سومين تلهفيلم خود را كليد ميزند
«سيروس الوند» تا يك ماه ديگر و پس از پايان ماه رمضان سومين تلهفيلم خود را با نام «ساعات نااميدي» در تهران كليد خواهد زد.

«ساعات نااميدي» كه قرار است به تهيه كنندگي عليرضا سبط احمدي در مركز سيما فيلم ساخته شود، از سوي نسرين صالحي به نگارش درآمده و هم اكنون وي به اتفاق الوند مشغول بازنويسي فيلمنامه و اعمال نظرات نهايي است.
به گفته تهيه كننده اين فيلم، بازنويسي فيلمنامه تا اواسط مهر ماه به طول خواهد انجاميد كه به نظر مي رسد با برنامهريزي هاي انجام شده، اواخر مهر ماه زمان مناسبي براي آغاز تصويربرداري آن باشد.
«ساعات نااميدي» داستان ربوده شدن همسر يك سرگرد آگاهي است كه در شب عروسي و در هتل محل مراسم اتفاق مي افتد. سرگرد ميرحسين فتحي به جست وجو براي يافتن همسرش مي پردازد كه در اين ميان با مظنوني مواجه مي شود كه او را دچار سردرگمي مي كند و...
جالب است بدانيد كه سيروس الوند طي يك سال اخير دو فيلم تلويزيوني براي شبكه اول كار كرده است كه يكي از آنها «ستاره هاي سوخته» نام دارد كه به مناسبت سالگرد سقوط هواپيماي ايرباس ايران توسط ناو امريكايي در خليج فارس ساخته شد. البته اين فيلم قرار بود در سالروز سقوط هواپيماي ايرباس روي آنتن برود كه به دليل حساسيت موضوع، پخش آن به تعويق افتاد.
همچنين دومين ساخته وي كه در مرحله توليد قرار دارد،«آن مرد آمد» نام دارد كه به زندگي مردي به نام فتاح با بازي «مسعود رايگان» مي پردازد كه به دليل قتل در زندان به سر مي برد، اما به مناسبت ميلاد حضرت علي (ع) مشمول عفو مي شود. او پس از آزادي
به سراغ زن و بچه اش مي رود كه متوجه مي شود همسرش با يكي از دوستان قديمي او ازدواج كرده، كه اين مسئله باعث به وجود آمدن وقايعي در آينده مي شود. داستان اين فيلم را حجت قاسم زاده اصل نوشته و محمدحسين شريفي نيز تهيهكنندگي آن را بر عهده داشته است.
منبع:خبرگزاري فارس
«سيمافيلم» امتياز فيلم زندگي «صادق هدايت» را خريد
امتياز فيلم «گفتوگو با سايه» كه خسرو سينايي آن را در مورد زندگي صادق هدايت ساخته است، از سوي مركز سيما فيلم خريداري شد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري سيما فيلم، اين فيلم كه به منظور معرفي هر چه بهتر صادق هدايت، نويسنده معاصر و با تحليلي بر آثارش كه مهمترين آنها بوف كور است، در قالب «داستاني ـ مستند» ساخته شده است، در دوره بيست و چهارم جشنواره فجر 1384 به نمايش در آمده بود و پس از دو سال از سوي مركز سيما فيلم خريداري شد.
بنا براين گزارش، خسرو سينايي در جلسه نقد و بررسي فيلمش در محل انجمن قلم گفته بود: اكران فيلم در جايي مثل انجمن قلم مناسب است. فيلم براي اين محافل ساخته شده و اميدواريم كه مورد تحليل قرار گيرد و ما ياد بگيريم كه چه چيزهايي را بايد درست انجام دهيم. از اين رو هنوز براي اكران عمومي اين فيلم از سوي تهيه كنندهاش و مركز سيما فيلم تصميم قطعي گرفته نشده است.
فيلمنامه اين فيلم بر اساس تحقيقات اوليه حبيب احمدزاده و همكاري وي و سينايي شكل گرفته و در آن سعي شده است هدايت به عنوان يك نويسنده بزرگ در تاريخ ادبيات معاصر شناسانده شود. علاوه بر اين در «گفت و گو با سايه» با لحاظ كردن و تأثير پذيريهاي او در دوره اي كه زندگي كرده است، سعي شده تا جوانان بتوانند درباره هدايت قضاوتي بهتر و منصفانه تر داشته باشند و با آگاهي به سراغ آثار وي بروند.
سينايي در مورد نحوه كارش در ساخت اين فيلم گفته است كه در آن فقط به نمايش عكس و اسناد اكتفاء نشده و در كنار خط داستاني، اسنادي را نيز ارائه كردهاند و از آنجا كه دستنوشتههاي خود هدايت است، فيلم را بسيار باورپذير ميكند.
در اين فيلم علاوه بر حبيب احمدزاده، علي لقماني به عنوان تصويربردار، اميرعباس كياپور صدابردار، سميرا سينايي طراح صحنه و لباس، محمدرضا شرفالدين مديرتوليد، علي بهرام فرد و سارا مطلق طراح چهره پردازي، نريمان چايچي دستيار كارگردان، برنامه ريز و تدوينگر، صداگذار و ميكس، شهاب كلهر عكاس، محمد كرماني نصب مديرتداركات و فرخ نعمتي منشي صحنه با سينايي همكاري داشتهاند.
گفتني است مهدي احمدي، فرشيد ابراهيميان، داريوش فائزي، بهروز شعيبي، ياسيمين سينايي، جواد زيتوني و خسرو محمودي نيز بازيگران «گفت و گو با سايه» بودهاند.
منبع:خبرگزاري فارس
پس از ماه رمضان
«چارخونه» با شخصيتهاي جديد ميآيد
تهيه كننده مجموعه تلويزيوني «چارخونه» گفت: اين مجموعه پس از ماه مبارك رمضان با حضور شخصيتهاي جديد پيگيري خواهد شد.
محسن چگيني در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: بعد از ماه مبارك رمضان، داستانهاي مجموعه «چارخونه» تغييرات بسياري خواهند داشت و در تلاشيم تا پس از گذشت چند قسمت بازيگران جديد را به اين مجموعه اضافه كنيم.
وي افزود: تا به حال 54 قسمت از اين مجموعه پخش شده و در نودمين قسمت «چارخونه» به پايان خواهد رسيد.
منبع:خبرگزاری فارس
«فرامرز قريبيان» بازيگر تلهفيلم «پازل» شد
علي غفاري فيلم تلويزيوني «پازل» را با بازي فرامرز قريبيان در شبكه دوم سيما كارگرداني خواهد كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري سيمای روز؛ اين كارگردان كه پيش از اين فيلم «بازگشت» را براساس نوشتهاي از شاهد سلطاني آزاد و حميدرضا سليمي به تهيه كنندگي سيداحمد ميرعلايي در مركز سيما فيلم ساخته، هم اكنون آخرين مراحل تدوينش را پشت سر ميگذارد و قرار است با اتمام تدوين آن از سوي ژيلا ايپكچي، اكبر توكلي نيز صداگذاري كار را شروع كند.
به گفته ميرعلايي تا كنون بيش از يك ماه از تدوين «بازگشت» ميگذرد و قرار است تا يكي دو هفته ديگر نيز به اتمام رسد.
اين در حالي است كه ميرعلايي علاوه بر اين، تهيه كنندگي «پازل» را نيز برعهده دارد و هم اكنون مشغول تهيه فيلم «بعد از روز آخر» به كارگرداني مجيد مظفري است. اين فيلم 70 درصد از تصويربرداري اش به انجام رسيده و در قالب داستاني پليسي به بخشهاي پنهاني از جرايم جديد ميپردازد و سعي در به تصوير كشيدن توانمنديهاي نيروي انتظامي در اين زمينه دارد.
جالب است بدانيد كه در «پازل» نيز غفاري به دنبال داستاني پليسي رفته است كه حضور فرامرز قريبيان به عنوان نقش اول فيلم و افشين نخعي در آن قطعي شده است.
غفاري اين فيلم را براساس نوشتهاي از حميدرضا سليمي ميسازد كه ناصر محمود كلايه تصويربردار آن است و حضور محمدامامي به عنوان صدابردار، كامياب امين عشايري طراح صحنه و لباس، محسن بابايي طراح چهرهپردازي، سعيد شرفيكيا مدير توليد، مهدي بشكوفه مجري طرح و حسن لبافي به عنوان دستيار اول كارگردان و مدير برنامهريزي در آن قطعي شده است.
«پازل» داستان وقوع چند قتل مشابه در تهران است كه پيگيري آن به سرگرد امير كاويان مأمور جوان و باهوش نيروي انتظامي سپرده ميشود. كاويان با تحقيقات فشرده سعي ميكند كه راز اين معما را فاش كند؛ اما او در اين مسير با مشكلات غيرقابل پيشبيني مواجه ميشود و ...
فرامرز قريبيان، اين بار با علي غفاري دومين حضور خود در يك فيلم تلويزيوني را تجربه خواهد كرد.
منبع:خبرگزاری فارس
اعتراض سازمان نظام پرستاري به سريال «اغماء»
به دنبال پخش سريال «اغماء» از شبكه اول سيما پرستاران زيادي از سراسر كشور اعتراض خود را نسبت به پخش اين سريال اعلام كردهاند.

به گزارش خبرگزاري فارس، در نمابري كه روابط عمومي سازمان نظام پرستاري منتشر كرد، اعتراض پرستاران كشور نسبت به پخش مجموعه «اغماء» اعلام شد.
در اين نمابر آمده است: به درخواست پرستاران سراسر كشور، سازمان نظام پرستاري با ارسال نامهاي به صدا و سيما در خصوص پخش سريال اغماء كه در آن كوچكترين توجهي به نقش و نوع كار پرستاران نشده است، اعتراض خود را به رويه مخدوش كردن جايگاه جامعه خدوم و زحمتكش پرستاري و جبران موارد مطرح شده در اين سريال از سوي عوامل توليد كننده آن اعلام كرد.
در ادامه اين نمابر، با اشاره به بخش ديگري از نامه، ميخوانيم: متأسفانه نه تنها عوامل تهيه كننده، كارگردان و نويسنده محترم اين سريال از وضعيت، نوع كار و وظايف پرستاري كشور بي اطلاع هستند بلكه مشاورين محترم پزشكي اين سريال نيز كه در تيتراژ برنامه نام آنها ذكر ميشود ظاهراً هيچگاه محيط بيمارستان و نوع كار در بخشهاي مختلف بهخصوص بخش مراقبتهاي ويژه و كاري كه پرستاران در اين بخشها انجام ميدهند را نديده و درك نكردهاند.
در انتهاي نمابر مذكور آمده است: سازمان نظام پرستاري در اين نامه آمادگي خود را جهت ارائه مشاوره ، همكاري و همفكري به نويسندگان ، تهيهكنندگان و كارگردانان محترم رسانه ملي براي ارتقاء سطح كيفي فيلم ها و سريالها اعلام كرده است.
فرهاد رضوی جم،خبر نگار سینمای روز
مجيد مجيدي" داور شد
نمايندگان سينماي ايران براي جايزهي "آسياپاسفيك" معرفي شدند
فيلمهاي "خون بازي"، "اتوبوس شب"، "به همين سادگي" ، "پاداش سكوت"، "آن سه" و "پابرهنه در بهشت" در بخش فيلمهاي بلند سينمايي، فيلم "قفلساز" در بخش فيلمهاي كودكان و فيلم "سرزمين گمشده" در بخش فيلمهاي مستند به نمايندگي از سينماي ايران براي اولين دورهي جايزهي سينما آسياپاسفيك معرفي شدند.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ستاد برگزاري يازدهمين جشن بزرگ خانه سينما طي توافق با كميته برگزاري اولين جايزه سينماي آسيا پاسفيك مسووليت انتخاب هشت فيلم ايراني را از ميان برگزيدگان و آثاري كه از طرف مجموعه داوران با بيشترين استقبال روبرو شده بود را برعهده گرفت كه سرانجام به ترتيب فيلمهاي رخشان بنياعتماد، كيومرث پوراحمد، رضا ميركريمي، مازيار ميري، نقي نعمتي، بهرام توكلي، غلامرضا رمضاني و وحيد موساييان را به اين كميته معرفي كرد.
به گزارش ايسنا، طبق اعلام خانهي سينما اولين دوره جايزه سينماي آسيا ـ پاسفيك كه با ابتكار عمل اتحاديه تهيهكنندگان سينما استراليا و با حمايت و حضور يونسكو و فياپف شكل گرفته، طي مراسمي در روز 22 آبان ماه سال جاري در بريسبان استراليا برگزار خواهد شد.
اين مراسم به گونهاي همچون جايزه اسكار براي منطقه آسياپاسفيك عمل كرده و 71 كشور از مصر تا ژاپن و از استراليا تا روسيه را در بر ميگيرد.
بنا بر اين گزارش، يك هياتداوري بينالمللي نيز نامزدهاي اعلام شده را مورد بررسي و در طي مراسم اعطاي جايزه در روز 22 آبان فيلمهاي منتخب را اعلام خواهند كرد كه مجيد مجيدي فيلمساز ايراني نيز نيز يكي از اعضاي اين هيات داوري خواهد بود.
كميته برگزاري اولين دوره جايزه آسيا - پاسفيك اين جايزه را در جشنواره فيلم كن در ارديبهشت ماه گذشته اعلام رسمي و از سازمانهاي سينمايي عضو فياپف در كشورهاي مختلف منطقه درخواست معرفي چهار فيلم بلند از هر كشور را كرد. اين جايزه در نه رشته بهترين فيلم سينمايي، بهترين كارگردان، بهترين فيلمنامهنويس، بهترين فيلمبردار، بهترين بازيگر مرد وزن، بهترين فيلم كودك، بهترين فيلم انيميشن و بهترين فيلم مستند اعطا شده و دو سازمان يونسكو و فياپف نيز دو جايزه يك عمر دستاوردهاي سينمايي را به دو تن از سينماگران برجسته منطقه آسيا و پاسفيك اعطا خواهد كرد.
يك هيات يازده نفره نيز از طرف كميته برگزاري انتخاب شدهاند كه از روز اول مهر ماه و به مدت يك هفته بازبيني آثار ارائه شده را آغاز ودر هر رشته 5 فيلم را به عنوان نامزد جايزه معرفي خواهند كرد. محمد اطبايي نيز از ايران به عنوان يكي از اعضاي كميته انتخاب فيلم در استراليا حضور خواهد داشت.
به گزارش ايسنا، كميته برگزاري اولين دوره جايزه سينماي آسيا - پاسفيك نيز اعلام داشت كه 113 فيلم از كشورهاي مختلف به دبيرخانه معرفي شده كه كره جنوبي با 9 فيلم و كشورهاي ايران، هند، چين و تركيه هر يك با 8 فيلم، استراليا با 7 فيلم، اندونزي و نيوزلند با 6 فيلم، تايلند، ژاپن و هنككنگ با 5 فيلم، لبنان، مالزي، فيليپين و روسيه با 4 فيلم، سريلانكا با 3 فيلم، مصر، سنگاپور، تايوان، افغانستان و گرجستان با 2 فيلم و عراق، ازبكستان، رژيم اشغالگر قدس، قزاقستان، كيريباتي، ارمنستان، آذربايجان، نپال و كره شمالي با يك فيلم در رقابت براي دريافت جايزه سينمايي آسيا پاسفيك حضور خواهند داشت.

منبع:ایسنا
جهانگير كوثري خبر داد:
"كتونيسفيد" 17 مهر ماه در بوشهر كليد ميخورد
جهانگير كوثري خبر داد: فيلمبرداري "كتونيسفيد" محمد ابراهيم معيري تا 17 مهر ماه در بوشهر آغاز ميشود.
اين تهيهكنندهي سينما در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: پيش توليد "كتوني سفيد" طي 20 روز گذشته آغاز شده است و با حامد بهداد به عنوان نقش محوري در اين فيلم مذاكراتي داشتهايم كه هنوز قرار داد بسته نشده است و احتمالا باران كوثري در اين فيلم حضور خواهد داشت و محمود ابراهيم زاده نيز از تهران براي بازي در اين فيلم انتخاب شده است.
طبق گفتهي كوثري ديگر بازيگران اين فيلم از بازيگران بومي استان بوشهر هستند.
به گزارش ايسنا،ساير عواملي كه حضورشان در اين فيلم قطعي شده است، عبارتند از: مدير فيلمبرداري: محمد داوودي، صدابردار: يدالله نجفي، طراح چهرهپردازي: عاطفه رضوي، طراح صحنه و لباس: فريبرز قربانزاده، صداگذار: محمدرضا دلپاك و موسيقي: محمدرضا عليقلي.
فيلمنامهي "كتوني سفيد" كه در ژانر اجتماعي و كودك و نوجوان تهيه ميشود، توسط ابراهيم معيري نوشته شده است و داستان اين فيلم دربارهي حضور يك معلم در شهرستاني است كه تغيير و تحولاتي را در يك مدرسهي پسرانه به وجود ميآورد.
معيري پيش از اين "پروانهها بدرقه ميكنند" را ساخته است.
به گزارش ايسنا، همچنين مدير تداركات: امير نوروزي ، مدير روابط عمومي و اداري عادلشاهخوا هستند و "كتوني سفيد" به تهيهكننده جهانگير كوثري و محصول سازمان سينمايي 79 ساخته ميشود.

منبع:ایسنا
|
اظهارات عجیب آقای کارگردان: "سرگیجه" مثل "کازابلانکا" فیلمی ماندگار است! | |
| محمد زریندست وقتی میخواست "سرگیجه" را بسازد، اعلام کرد فیلمش جزو 10 فیلم برتر سینمای جهان میشود. او حالا مدعی است "سرگیجه" مثل "کازابلانکا" خاطرهانگیز میشود و از مسئولین میخواهد آن را به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی کنند. | |
|
طرح ساخت "سرگیجه" از چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟ ـ "سرگیجه" از طرح های قدیمی من بود. شاید حدود 14 سال پیش بارها تصمیم به ساخت آن گرفتم ولی شرایط ساخت مهیا نمی شد. تا اینکه پنج سال پیش در جشنواره فجر حاضر شدم و پس از آن برای دیدار اقوام به تبریز رفتم. مناظری که بین راه دیدم مرا به وجد آورد و تصمیم برای ساخت فیلم قطعی شد. * فیلمنامه کنونی چقدر با فیلمنامه اولیه فرق دارد؟ ـ من فیلمنامه "سرگیجه" را به انگلیسی نوشته بودم. پس از اینکه با آقای مصطفی شایسته در کشور کانادا آشنا شدم و تصمیم به همکاری گرفتیم، فیلمنامه را ترجمه کردم و حدود هشت ماه وقت صرف بازنویسی مجدد آن شد.
* داستان زندگی ساسان سرکش (نقش اصلی فیلم) بر اساس واقعیت روایت میشود یا ساخته ذهن خودتان است؟ ـ هنر هر هنرمندی در هر حوزه برگرفته از تجربیات شخصی اوست. شما ببینید همینگوی در جنگ جهانی دوم وقتی وارد اسپانیا می شود کتاب "زنگ ها به صدا درمی آیند" را می نویسد و در ایتالیا "وداع با اسلحه" را. همین نویسنده آنگاه که کنار دریا می رود و محو تماشای زیبایی آن می شود، شاهکار "پیرمرد و دریا" را خلق می کند. بنابراین هنرمند باید یکسری مسائل و اتفاقات را ببیند یا بشنود تا بتواند بر اساس آن یک اثر هنری خلق کند. * پس تم اصلی داستان "سرگیجه" برگرفته از زندگی شخصی تان است؟ ـ کل قصه فیلم سرگذشت زندگی من نیست. ولی بدون شک برگرفته از مشاهدات و شنیده هایم از تاریخ است. از تسخیر آذربایجان توسط روس، از اتفاقات زمان مصدق و ... ضمن اینکه هر انسانی در یک دوره از زندگی گرفتار یک عشق می شود من هم در خیال نوجوانی ام عاشق شده بودم، ولی هرگز بیانش نکردم و آن را دستمایه فیلم "سرگیجه" قرار دادم تا جذابیت داستان بیشتر شود. * نباید عشق ساسان سرکش و تلاش برای زنده کردن این عشق را به نوعی نماد بازگشت انسان به اصل خویش تلقی کرد؟ ـ این هم تعبیر جالبی است. می توان گفت فیلم بیانگر سرگذشت انسان ها و حدیث تنهایی آنهاست. هر کس درون خود گمشده ای دارد، ممکن است گذر ایام و دلمشغولی های روزمره باعث بی توجهی به آن شود، ولی با تلنگری انسان متوجه این گمشده می شود و برای رسیدن به آن به تکاپو می افتد. * ساسان برای اینکه گمشده درونی اش را بیابد با یک راننده تاکسی همراه می شود. در واقع این راننده به نوعی مرشد اوست. ولی آنچه فیلم را زیر سئوال می برد نوع بیان و جملات فلسفی و پرمعنای راننده است. فکر نمیکنید این گونه صحبت کردن بیشتر شبیه یک استاد فلسفه باشد تا یک راننده تاکسی؟ ـ شاید در ابتدای فیلم این دوگانگی برای بیننده به وجود آید، ولی در ادامه متوجه می شود که این راننده مصداق بیرونی ندارد. او مرشدی است که در هیبت یک راننده به خواب ساسان می آید و با او بر سر یافتن حقیقت بحث می کند. به همین خاطر لغات و اصطلاحاتی که به کار می برد فوق العاده پرمعنا و فیلسوفانه است. * این راننده تاکسی جزئی از ساسان و خاطرات گذشته اوست؛ خاطراتی که قسمت عمده آن در خارج شکل گرفته است. انتظار می رفت برخی دیالوگها به تبع سکانس ابتدایی فیلم به زبان انگلیسی باشد نه فارسی؟ ـ خود من هم متوجه این موضوع شده بودم، ولی چون آقای کورش تهامی (در نقش راننده تاکسی) زیاد به زبان انگلیسی مسلط نبودند، ترجیح دادیم همه دیالوگ ها به زبان فارسی باشد و برای نسخه خارج از کشور، بعضی از دیالوگ ها را به انگلیسی دوبله کنیم. * بیشتر دیالوگ های فیلم پیچیده و پرتکلف است. به گونه ای که مخاطب با این طرز بیان احساس بیگانگی می کند و گاه نسبت به آن واکنش منفی نشان می دهد. بهتر نبود برای بیان منظورتان از دیالوگهای سادهتر و امروزی استفاده کنید؟ ـ ببینید اکثر اتفاقات فیلم در دهه 30 می گذرد. من خوب به یاد دارم که مردم آن زمان اهل کتابخوانی و علاقمند به ادبیات بودند. من خودم اکثر کتابهای چخوف، داستایفسکی، تولستوی و ... را خوانده بودم. این دیالوگ ها در زبان خودش دلچسب و متداول بود. ضمن اینکه این دیالوگ های پیچیده و پرمعنا را یک دانشجو بیان می کند و کاملا طبیعی است که اینگونه صحبت کند. * از ترکیب بازیگران فیلم راضی هستید؟ ـ صد درصد. من همان لحظه اول که کامبیز دیرباز را دیدم، به خودم گفتم این خود رشید علی اف است. با او صحبت کردم و دیگر سراغ بازیگر دیگری نرفتم. به نظر من او در این فیلم بهترین بازی خود را ارائه داد. الهام حمیدی هم کاملات مناسب نقش سارا است. سارا سادگی و لطافت خاصی داشت که فقط حمیدی می توانست آن را ایفا کند. به نظر من همه بازیگران خوب و در حد جهانی بودند. * نقش ساسان سرکش را از ابتدا برای خودتان نوشته بودید؟ ـ من به دو دلیل اصرار داشتم این نقش را خودم بازی کنم و از همان ابتدا نقش را برای خودم نوشتم. یکی اینکه در ایران بازیگری که کاملا بر زبان انگلیسی مسلط باشد و بتواند بدون لهجه صحبت کند سراغ نداشتم. دلیل دیگر اینکه اکثر مردم دنیا من را به چهره می شناسند و حضورم در فیلم به فروش آن کمک می کند. آخرین بار که در فستیوال کن بودم، خیلی ها از فیلم جدیدم می پرسیدند. * استقبال مردم از فیلم همانی است که قبلا انتظار داشتید؟ ـ البته من توقع بیشتری داشتم ولی به نظرم فیلم زمان مناسبی اکران نشده است. همزمانی با ماه رمضان از یک طرف و پخش فوتبال و سریال های پرمخاطب از طرف دیگر باعث می شود مردم چندان میلی به سینما رفتن نداشته باشند. ضمن اینکه تبلیغات ما برای فیلم خیلی کم است.
* فکر میکنید با توجه به این که فیلم حتی در سینمای ایران ضعیف تلقی میشود،میتواند در بازار جهانی موفق باشد؟ ـ اولا من اصلا با شما هم عقیده نیستم.ثانیا من از ابتدا فیلم را با نگاهی به بازار جهانی ساختم. می خواستم فیلمی ماندگار و قابل بحث بسازم. فیلمی که هویت، آرزو، دیانت، عشق و ... انسان ها را به تصویر بکشد. فکر می کنم فیلم در ذهن همه مردم می ماند. مثل "کازابلانکا"، "دزد دوچرخه" و بسیاری از فیلم های مطرح و خاطره انگیز دنیا. * خیلی از منتقد های سینمای ایران معتقد اند این فیلم را میتوان به نوعی ضعیف ترین فیلم سینمای ایران تلقی کرد،بنا براین شما فکر نمی کنید این فیلم یکی از بد ترین کارها در کارنامه ی هنری بازیگرانی مثل الهام حمیدی،کامبیز دیرباز و کوروش تهامی است؟ ـ من از قدرت در این فیلم حرف میزنم و شما از ضعف. {در این قسمت آقای زرین دست از جواب دادن به دو سوال بعدی خودداری می کنند} * فیلم بعدیتان را با همین نگرش می سازید؟ ـ نه. ممکن است این فیلم هرگز تکرار نشود. موضوع فیلم "سرگیجه" این قابلیت را داشت که مفاهیم والای انسانی را بیان کند. ضمن اینکه من شش ماه مشغول دیدن لوکیشن های فیلم بودم و سعی کردم چهره ای زیبا از کشورم به تصویر بکشم. "سرگیجه" فیلمی جهانی است و باید دیده شود. * با این وجود به نظر میرسد توقع دارید فیلمتان به آکادمی اسکار فرستاده شود؟ ـ من عضو کانون کارگردانان آمریکا هستم و در این کشور من را کاملا می شناسند. اگر دوستان در هیئت انتخاب بر اساس رابطه عمل نکنند و "سرگیجه" را به اسکار بفرستند، صد درصد شانس حضور در بین پنج نامزد بهترین فیلم خارجی را دارد. این فیلم از لحاظ تکنیک خیلی بالاتر از فیلم های دیگر است. تدوین بسیار خلاقانه و فوق العاده دارد. من باید سه دوره مختلف را می شکافتم تا منظور فیلم بیان شود. تدوین فیلم "سرگیجه" روان و فلسفی است و هر کس نمی تواند این کار را انجام دهد. این مصاحبه به صورت غیر حضوری و با تاخیر زمانی انجام شده است. با تشکر از آقای زرین دست |
مصا حبه از احمد دستاران
۱)کارگردان "کوارتت":همیشه دوست دارم با انتظارات تماشاگر بازی کنم
| کارگردان "کوارتت": | |
| همیشه دوست دارم با انتظارات تماشاگر بازی کنم | |
| نشست خبری نمایش "کوارتت" به کارگردانی امیررضا کوهستانی با حضور کارگردان، مهین صدری نویسنده، یکی از بازیگران نمایش و اصحاب رسانه صبح امروز در تالار مولوی تهران برگزار شد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، در این نشست کوهستانی که متن نمایش را مشترکا با صدری نوشته، در مورد ایده آن گفت: "خانم صدری فیلمی مستند درباره زندگی مردی که چهار نفر از اعضا خانواده خود را به قتل رسانده ساخته بود. برای من این آدم جالب به نظر آمد و اینکه چطور شد به این نقطه رسید. مصاحبه با دختران جوانی که مرتکب قتل شده بودند را هم خواندیم و خواستیم این موضوع بررسی کنیم." وی در ادامه افزود: "در کنار آن طراحی صحنه و شیوه اجرایی خاص نمایش بیشتر مرا راغب به اجرای آن کرد. کار را بر اساس حرف زدنها گذاشتیم ولی سعی کردیم از یک ملودی در تغییر ریتم و کات زدن صحبتها استفاده کنیم. "کوارتت" یک اصطلاح موسیقی است که در آن چهار ساز به صورت همزمان مینوازند و اینجا سازهای ما چهار شخصیت نمایش بودند."
کوهستانی خاطرنشان ساخت: "کارهای من را رادیویی مینامند. برای خود من رادیو خیلی جذابتر از تلویزیون و سینماست، چون مملو از تصویر است. من خیلی بیشتر با چیزهایی کار میکنم که دیده و گفته نمیشوند و تصور مکان برای من بسیار مهم است. تصور موقعیت برای من جذابتر از آن است که آن را نشان دهم. ذهن خلاقه حین شنیدن برای من جذاب است. " کارگردان نمایش "کوارتت" ادامه داد: "من همیشه دوست دارم با انتظارات تماشاگر بازی کنم و به نوعی انتظارات دیگر برای من جذابتر است. در این نمایش با این که از مونیتور و دوربین و تصویر استفاده شده، ولی بیشتر حرکت درون تماشاگر ایجاد میشود تا روی صحنه. بیشتر دوست دارم انتظارات را به چالش بکشم و به این طریق زیباییشناختی برای هر آدم تمرین شود." به گفته وی، یکی از مشکلات موجود تئاتر فکر نکردن اکثر هنرمندان تئاتر به شیوههای جدید و مشکل دیگر طراحی نکردن امکانات تئاتری و سالنها برای اجرای این شیوههاست. در ایران هیچ سالنی غیر از تالار مولوی به خاطر جایگاه متحرک قابلیت اجرای نمایش "کوارتت" را نداشت و در همین سالن امکان میز نور پرتابل وجود ندارد. کوهستانی یکی دیگر از مشکلات موجود در تئاتر را تقبل هزینه توسط کارگردان دانست و آن را ناشی از نبود مدیریت مالی در تئاتر عنوان کرد. وی افزود: "وقتی اداره کل هنرهای نمایشی به کارگردان میگوید در مرحله آخر با وی تسویه حساب میکند، کارگردانان از کمترین و نازلترین امکانات استفاده میکنند که این در کیفیت آثار تأثیر منفی میگذارد. من تا به حال حدود 15 میلیون تومان هزینه کردهام که امیدی به بازگشت آن نیست." کارگردان نمایش "کوارتت" از حضور گروهی از مدیران یک جشنواره خارجی در سالن اجرای نمایش طی یک ماه آینده خبر داد و اجرای خارجی آن را منوط به انتخاب این گروه دانست. نمایش "کوارتت" با بازی آتیلا پسیانی، باران کوثری، حسن معجونی و مهین صدری از سهشنبه 27 شهریور ساعت 20 در تالار مولوی اجرای خود را آغاز کرده است. |
۲)"کوارتت" برای منتقدان و خبرنگاران اجرا میشود
| اجرای عمومی نمایش "کوارتت" به نویسندگی و کارگردانی امیررضا کوهستانی از سهشنبه 27 شهریور در تالار مولوی برای اهالی مطبوعات و رسانهها آغاز میشود. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، خبرنگاران و منتقدان ساعت 45/19 فردا میهمان اولین اجرای این نمایش هستند که در آن بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، حسن معجونی، مهین صدری و باران کوثری ایفای نقش می کنند. از دیگر عوامل این نمایش می توان به محمدرضا حسین زاده مجری طرح و دستیار، آنکیدو دارش افکت و موسیقی، پدرام حربی طراح پوستر و بروشور و عباس غفاری مدیر روابط عمومی اشاره کرد. "کوارتت" دو داستان درباره دو دختر و دو مرد است که به موازات هم پیش می رود. |
۳)گزارش تصویری / نمایش "کوارتت" به کارگردانی امیررضا کوهستانی
| نمایش "کوارتت" به نویسندگی و کارگردانی امیررضا کوهستانی امروز در تالار مولوی برای منتقدان و خبرنگاران و از فردا برای عموم مردم روی صحنه میرود. | |
|
|



نظرات خود را در بخش نظرات وبلاگ ارایه دهید.
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||






منتظر عکس های بعدی مرتبط باشید.
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
![]() |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
|
گزارش کامل جشن خانه سینما | |
|
کاخ موزه سعدآباد شامگاه سهشنبه با حضور بیش از پنج هزار سینماگر و مخاطبان سینما محل برپایی یازدهمین جشن خانه سینما بود تا تندیس این جشن به برترینهای سینمای ایران اهدا شود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما سه شنبه شب گذشته با حضور اهالی سینما و مخاطبان در کاخ موزه سعدآباد با تلاوتی آیات کلام الله مجید و پخش سرود مقدس جمهوری اسلامی آغاز شد و سپس پرویز پرستویی که اجرای مراسم را بر عهده داشت به عنوان دبیر جشن بیانیه را قرائت کرد.
در بخشی از این بیانیه آمده است: "سینما می تواند مرهم زخم های تاریخی باشد، سینما می تواند رویای همه صادقان باشد، نان سفره ما از سینماست. تنها صنفی هستیم که بر یک سفره نشسته ایم، مراقب باشیم نمکدان را نشکنیم ... سینما هم اکنون در رنج و بی اعتمادی می سوزد، بی اعتمادی گاهی در درون و عموما از بیرون خانه سینماست، باید چه در درون و چه در بیرون اعتمادسازی کنیم." پرستویی سپس فعالیت چهار ماهه خود را به عنوان دبیر جشن یازدهم خمس و زکات دانست و خاطرنشان ساخت: "چهار ماه است به شکل پیگیر تمام امور مربوط به جشن خانه سینما را به عنوان دبیر جشن بر عهده دارم و حس می کنم با این کار خمس و زکاتم را به سینما داده ام، امشب شب سینما و شب خداحافظی با جشن یازدهم است. با رفاقت به سوی جشن دوازدهم برویم." پس از قرائت بیانیه، پرستویی از گروه تواشیح طاها برای اجرای تواشیح "اسماء الحسنی" دعوت کرد. او پیش از دعوت از این گروه گفت: "سال هاست که در لحظات افطار و پیش از اذان مغرب تواشیح اسماء الحسنی پخش می شود و به نوعی این تواشیح دل انگیز جزو خاطرات همه ما از ماه رمضان شده و همه به آن حسی نوستالژیک دارند. با توجه به اینکه در آستانه حلول ماه مبارک رمضان هستیم، این تواشیح زینت بخش مراسم امشب خواهد بود." سپس مراسم وارد بخش اصلی یعنی اهدا جوایز شد. پرستویی به عنوان اولین اهدا کننده تندیس از علیرضا خمسه دعوت کرد که او با دو فرزند دختر خود روی سن حاضر شد و مانند همیشه فضای خاصی به مراسم بخشید. خمسه روی سن خطاب به حضار درباره اینکه با نوزادش برای اهدا جایزه آمده گفت: "من همراه خانم و بچه ها برای خرید به تجریش رفته بودیم که تلفنم زنگ زد، بعد از سلام و علیک فهمیدم آقای دبیر استن که به من گفت باید به مراسم بیایم و جایزه اهدا کنم، به ناچار با این وضع اینجا آمدم." بعد از آن خمسه همراه فرزندانش در قطعه ای نمایشی کوچک با سینما و مراسم جشن شوخی کردند. در ادامه کلیپ معرفی نامزدهای بهترین فیلم کوتاه داستانی پخش شد و خمسه با معرفی عاطفه خادم الرضا فیلم کوتاه "تنگ خالی ماهی" را برنده تندیس جشن خانه سینما اعلام کرد و پس از آن شهرام مکری به دعوت خمسه روی سن آمد تا دیپلم افتخار بهترین مستند تجربی را به خاطر مستند "محدوده دایره" دریافت کند." پس از اهدا جوایز این بخش، بیژن محتشم و حمید جبلی به دعوت پرستویی برای اهدا جایزه بهترین چهره پردازی آمدند که با اعلام نام جبلی، حضار به شکلی ویژه او را مورد تشویق قرار دادند. با حضور این دو هنرمند کلیپ نامزدهای بهترین چهره پردازی پخش شد و سپس جبلی نام مهرداد میرکیانی را به خاطر طراحی گریم فیلم "قاعده بازی" به عنوان نفر برگزیده اعلام کرد. اما میرکیانی در مراسم حضور نداشت و جایزه به یکی از عوامل فیلم "قاعده بازی" تحویل داده شد. اهدا تندیس بهترین جلوه های ویژه بخش بعدی جشن یازدهم بود که جایزه این بخش نیز می بایست توسط جبلی و محتشم به نفر برگزیده اهدا می شد. پیش از پخش کلیپ نامزدهای بهترین جلوه های ویژه پرستویی نکته ای را درباره این بخش یادآوری کرد و گفت: "امسال فناوری نوینی در عرصه سینما شکل گرفته و به همین خاطر تصمیم گرفتیم در بخش جلوه های ویژه توجه خاصی داشته باشیم. بر همین اساس این بخش را در دو شاخصه بهترین جلوه های ویژه میدانی و بصری تقسیم بندی کردیم." پس از توضیحات دبیر جشن کلیپ نامزدهای بهترین جلوه های ویژه بصری پخش شد و محتشم نام علاءالدین پژمان را به عنوان برنده تندیس اعلام کرد. او این تندیس را به خاطر جلوه های ویژه "پاداش سکوت" از آن خود ساخت. پژمان نیز از غایبین مراسم بود و مازیار میری به نمایندگی از او جایزه اش را گرفت. با اهدا جایزه این بخش محتشم و جبلی جای خود را به رویا نونهالی و فرهاد آئیش دادند تا این دو جوایز بخش بهترین جلوه های ویژه میدانی را اهدا کنند. پس از پخش کلیپ نامزدها رویا نونهالی پشت میکروفن رفت و گفت: "جایزه این بخش تقدیم می شود به محسن روزبهانی برای فیلم "روز سوم". علی دهکردی و محمود سماکباشی اهدا کننده تندیس بهترین صدابرداری بودند. دهکردی اعلام کننده نام برنده این بخش بود که از یدالله نجفی برای فیلم "خون بازی" به عنوان نفر برگزیده برای دریافت تندیس دعوت به عمل آورد. ابراهیم زاده قبل از اعلام نام برگزیده بخش بهترین صداگذاری و میکس گفت: "از من خواستند پرحرفی نکنم و با کسی هم شوخی نکنم، آن هم از جنس تلخ و گزنده اش، اگر بتوانم، چشم." وی پس از اهدا جایزه یکبار دیگر پشت میکروفن رفت و گفت: "آقای انتظامی در مصاحبه ای گفته بودند جایزه برای جوانان است، اما من الان خیلی دوست دارم یک جایزه دریافت کنم." شقایق فراهانی و مجید میرفخرایی دیگر هنرمندانی بودند که برای اهدا تندیس دعوت شدند. حضور آنها روی سن به دلیل مسافت طولانی میان جایگاه تماشاگران با سن کمی با تاخیر انجام شد که پرستویی به همین دلیل از مهمانان عذرخواهی کرد. با تاخیری چند ثانیه ای سرانجام میرفخرایی و فراهانی آمدند که بلافاصله میرفخرایی پشت میکروفن رفت تا نام برگزیده را اعلام کند که پرستویی مانع این کار شد و تذکر داد که باید ابتدا کلیپ نامزدها پخش شود. پس از پخش کلیپ، ایرج رامین فر برای طراحی صحنه و لباس فیلم "پرونده هاوانا" برنده تندیس جشن یازدهم شد. رامین فر به دلیل مسافرت خارج از کشور در مراسم حاضر نبود، بنابراین از علیرضا رئیسیان کارگردان فیلم برای دریافت جایزه دعوت شد که او هم جزو غایبین مراسم بود. بنابراین سیدضیاء هاشمی به نمایندگی از رامین فر جایزه او را دریافت کرد. در ادامه دبیر جشن یازدهم ناصر چشم آذر و رامبد جوان را به عنوان اهداکنندگان تندیس بهترین موسیقی اعلام و از چشم آذر به عنوان یکی از منضبط ترین داوران جشن امسال یاد کرد. چشم آذر هم که به دلیل مصدومیت با عصا راه می رفت با کمک جوان روی سن آمد و نام کارن همایونفر را به عنوان برگزیده بخش موسیقی متن اعلام کرد. پس از اهدا تندیس، چشم آذر درباره کارن گفت: "خوشحالم برای بار دوم در مراسمی جایزه کارن را می دهم." همایونفر نیز گفت: "از دو خانواده یکی خانواده خودم و دیگری خانواده سینما که مرا برای دریافت این جایزه لایق دانستند تشکر می کنم." اهدا کنندگان تندیس بهترین تدوین عباس گنجوی و حسن پورشیرازی بودند. پورشیرازی با تبریک روز ملی سینما بهرام دهقانی تدوینگر فیلم "پابرهنه در بهشت" را به عنوان نفر برتر اعلام کرد. پس از اهدا جایزه به دهقانی، پرستویی از او خواست چند کلمه صحبت کند. دهقانی گفت: "حالا که اصرار می کنی، چشم. خیلی ممنون، مرسی." اهدا تندیس بهترین فیلمبرداری بخش دیگر مراسم بود که امین تارخ و محمدرضا سکوت جایزه این بخش را اهدا کردند. تارخ پیش از اعلام نفر برگزیده گفت: "به ندرت اتفاق می افتد که در مراسمی فرصت پیدا کنم حرف بزنم و درد دل هایم را بازگو کنم. به همین دلیل منتظر فرصتی بودم از چند نفر تشکر کنم، اول سیدمحمد بهشتی، سپس محمدمهدی حیدریان که سینمای ما را جهانی کرد و در آخر پرویز پرستویی عزیز به خاطر قبول همه مسئولیت ها."
حسین علیزاده با گروه همآوایان برنامه اجرا کرد پس از آن سکوت با کسب اجازه از پیشکسوتان نام مجید خضوعی ابیانه را برای فیلم "پابرهنه در سکوت" به عنوان نفر برگزیده اعلام کرد. ابیانه نیز به دلیل حضور در سفر در مراسم غایب بود و بهرام توکلی کارگردان این فیلم به نمایندگی از ابیانه جایزه را گرفت. در پایان اهدا تندیس این بخش پرستویی از تارخ تشکر کرد و سپس با قرائت متنی ادبی از حسین علیزاده برای اجرای برنامه دعوت به عمل آورد. در بخشی از این متن آمده است: "فرخنده شبی است امشب، افتخار میزبانی داریم، همین ما را بس که او اینجاست. کاشف نواهای گمشده زخمه می زند، تارها کند سپیدبالان را در آبی آسمان." او در بخش دیگری از متن خود آورده بود: "ما با هم خوبیم با هم شادیم و اعتماد، آهنگ شاد زندگی ماست، علیزاده می گوید خانه سینما خانه ماست." قرائت متن پرستویی با پخش تصاویری از علیزاده و موسیقی مجموعه تلویزیونی "زیر تیغ" همراه بود. پس از قرائت این متن، وی از علیزاده برای اجرای برنامه دعوت به عمل آورد که با تشویق بیش از حد حضار همراه بود. علیزاده در این مراسم به اجرای قطعاتی پرداخت و کنسرت خود را با اجرای قطعه "دلشدگان" در دستگاه شور پایان داد.
بوسه پرویز پرستویی بر دستان استاد انتظامی دیرباز با حضور روی سن روز ملی سینما را تبریک گفت و علیدوستی هم ضمن تبریک این روز گفت: "ما نمی دانستیم باید چه چیزی بگوییم، وگرنه یک چیزی برای گفتن آماده می کردیم، در هر حال امشب خوش بگذرد." پس از آن وی صابر ابر را به عنوان برنده تندیس نقش مکمل مرد معرفی کرد. ابر که از دریافت جایزه ذوقزده شده بود، با صدایی لرزان پشت میکروفن قرار گرفت و گفت: "از اینکه صدایم می لرزد معذرت می خواهم، واقعا هیجانزده هستم و از همه سپاسگزارم." برای اهدا تندیس بهترین بازیگر مکمل مرد محمدرضا بزرگ نیا و هانیه توسلی آمدند. بزرگ نیا با اعلام نام سیما تیرانداز او را به عنوان نفر برگزیده این بخش معرفی کرد. تیرانداز در مراسم حاضر نبود و مجید جوزانی همسر وی به نمایندگی تندیس بهترین نقش مکمل زن را دریافت کرد. او هنگام دریافت تندیس درباره غیبت همسرش در مراسم گفت: "خانم تیرانداز نمی دانستند قرار است جایزه بگیرند و به همان دلیلی که آقای خمسه گفتند، یعنی رتق و فتق امور زندگی در مراسم حاضر نیستند." پرستویی پس از اهدا جایزه این بخش برای اعلام نفرات اهداءکننده جایزه بخش بهترین بازیگر نقش اول زن گفت: "دعوت می کنم از عزت سینمای ایران استاد عزت الله انتظامی که به همراه هنرمند جوان شهاب حسینی برای اهدا تندیس این بخش روی سن بیایند." در این هنگام حضار بپا ایستادند و انتظامی را تشویق کردند. او نیز با حضور روی سن خطاب به مردم گفت "خانواده محترم سینما عیدتان مبارک" و سپس نفر برگزیده را اعلام کرد؛ باران کوثری برای فیلم "خون بازی". کوثری پس از دریافت تندیس از انتظامی گفت: "استاد از همین جا دستان پرمهرتان را می بوسم." وی ادامه داد: "من 9 ساله بودم که در فیلم "روسری آبی" با استاد انتظامی همبازی شدم و خوشحالم که این جایزه را از دست ایشان می گیرم. جا دارد از مادر، پدر و مادربزرگم نیز تشکر کنم." کوثری در پایان صحبت هایش از بیتا فرهی به خاطر اینکه حضوری مادرانه در فیلم "خون بازی" داشت تشکر کرد و کسب این موفقیت را مدیون بازی روان او دانست. اهدا تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد بخش بعدی مراسم بود. پرستویی در ابتدای این بخش گفت: "جا دارد از استاد فرهیخته سینما، مهربان و به قول خودش خاکی استاد جمشید مشایخی و محمدمهدی دادگو برای اهدا جایزه این بخش دعوت کنم." مشایخی با تشویق بسیار حضار روی سن حاضر شد و گفت: "با احترام به روح شهدای ایران از بدو تاسیس این مرز و بوم تا به امروز." او سپس بازیگر برگزیده را معرفی کرد: خسرو شکیبایی به خاطر بازی در فیلم "اتوبوس شب". با اعلام نام شکیبایی تماشاگران حاضر در مراسم با شور و شوقی بسیار به تشویق او پرداختند. این بازیگر پس از دریافت تندیس گفت: "آقای ابر حرف قشنگی زد، ما سال هاست وقتی می آییم اینجا دست و پایمان می لرزد." پس از آن مشایخی با تقدیر از پرستویی گفت: "پرویز گل هنرمندان ایران است، ایران یعنی آزاد، افتخار می کنیم که در کشوری آزاده به دنیا آمده ایم. یا علی!"
با اعلام نام کیمیایی حاضران از جا برخاستند. او در میان تشویق حضار روی سن رفت و گفت: "بدون شک یک فیلم خوب مرهون یک فیلمنوشت خوب است. می گویم فیلمنوشت چون فیلم را می نویسیم، وقتی به یک فیلم فکر می کنیم، آن را می نویسیم" و سپس نفر برگزیده این بخش را معرفی کرد: "حبیب احمدزاده و کیومرث پوراحمد برای نگارش فیلمنامه "اتوبوس شب" برنده تندیس جشن امسال هستند." پوراحمد پس از دریافت جایزه اش از دستان مسعود کیمیایی گفت: "جوان که بودیم از فیلمفارسی خجالت می کشیدیم، مردی آمد و فیلمی ساخت و دیگران پا جای او گذاشتند و موج نویی در سینمای ایران به وجود آمد. حالا دیگر خجالت نمی کشیم. این مرد کیمیایی است و افتخار می کنم جایزه را از دست او می گیرم." او ادامه داد: "مرد دیگری هم همین کار را در عرصه دیگری کرد و آن علیرضا زرین دست است." پوراحمد سپس درباره روند نگارش فیلمنامه "اتوبوس شب" گفت: "9 ماه طول کشید تا فیلمنامه آماده شد. شروع آن با حبیب احمدزاده بود و پایانش با من. در این میان کار حسن شجاعی متاسفانه نادیده گرفته شد. او رمان نویس و نقاش ممتازی است و چون بی سر و صدا کار می کند همیشه از قلم می افتد. فیلمنامه "اتوبوس شب" محصول کار ما سه نفر است." احمدزاده هم که یکی از برگزیدگان این بخش بود پس از پوراحمد گفت: "همیشه دوست داشتم صورت پوراحمد را ببوسم؛ ولی چون قدم از او کوتاهتر است خجالت می کشم، اما در اینجا می خواهم جبران کنم و بالاخره روی ماه کیومرث را ببوسم." صحبت های احمدزاده درباره بلندی قد پوراحمد موجب شد تا پرستویی هم به ذکر خاطره ای در همین رابطه بپردازد. او گفت: "با اجازه آقای پوراحمد خاطره ای را که خودشان آن را برایم تعریف کرده اند می گویم. ایشان گفتند روزی برای خرید میوه به مغازه رفته بودم. از فروشنده پرسیدم آقا درشت تر از این میوه ندارید، فروشنده هم گفت اگر بشینی می بینی که داریم." پس از این بخش نوبت به معرفی بهترین کارگردان رسید. محمدرضا هنرمند و کامبوزیا پرتوی اهدا کنندگان تندیس این بخش بودند. پرتوی ضمن تبریک روز ملی سینما، رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب را به عنوان کارگردان برگزیده جشن خانه سینما برای ساخت فیلم "خون بازی" معرفی کرد. بنی اعتماد نیز از غایبین جشن بود که جهانگیر کوثری به نمایندگی روی صحنه آمد و گفت: "اگر این جایزه برای من بود آن را به یکی از نابغه های صدای ایران تقدیم می کردم. او کسی نیست جز استاد منوچهر اسماعیلی که به حق سیر طبیعی این مسیر را تغییر داد." رضا میرکریمی اهدا کننده جایزه بهترین فیلم بود. پرستویی پیش از دعوت از او برای اهدا تندیس گفت: "اگر وجود میرکریمی نبود من و منوچهر شاهسواری اینگونه قوت قلب نمی گرفتیم." میرکریمی با تشکر از پرستویی گفت: "از بازیگر خوب سینمای ایران که این مسئولیت خطیر را قبول کرد متشکرم. او در 48 ساعت گذشته دو ساعت بیشتر نخوابیده و در این چهار ماه سختی های فراوانی را تحمل کرده است." در همین هنگام پرویز پرستویی گفت: "آقای میرکریمی قرار بود فقط جایزه را بدهی و به حاشیه نپردازی." اما میرکریمی به صحبت های خود ادامه داد و افزود: "از همه تشکر می کنم و خوشحالم که سرانجام صدقه ها و دعاها امشب نتیجه داد." با پایان صحبت های مدیر عامل خانه سینما، کلیپ نامزدهای بخش بهترین فیلم پخش شد و میرکریمی برگزیده این بخش را اعلام کرد: مهدی همایونفر برای تهیه فیلم "اتوبوس شب". همایونفر هم از برگزیدگان غایب مراسم شب گذشته بود. میرکریمی درباره غیبت این تهیه کننده گفت: "من بارها برای ایشان پیغام گذاشتم، اما متاسفانه نتوانستیم صحبتی با این دوست عزیزمان داشته باشم. در هر حال از آقای پوراحمد می خواهم به نمایندگی از ایشان جایزه این بخش را دریافت کند." کیومرث پوراحمد با شوخی و طنازی روی سن آمد. او در حالی که دست هایش را باز کرده بود میرکریمی را در آغوش گرفت و با خنده گفت: "همایونفر را چه کار داری. جایزه را به من بده." و بعد ادامه داد: "دست آقای همایونفر درد نکنه. در این پروژه خیلی قدر دیدم، برای اولین بار حس کردم کارگردانم." پس از آن میرکریمی از پرستویی خواست به عنوان پایان بخش مراسم ترانه ای بخواند که او ترانه ای ایران، از خون جوانان وطن و چند ترانه دیگر را با موسیقی زنده سعید شهرام اجرا کرد. پایان بخش مراسم جشن یازدهم پخش کلیپی از آثار منتخب سینمای ایران بود. موسیقی متن این کلیپ سرود ای ایران بود که با همنوایی عده ای از هنرمندان سینما اجرا شده بود. هنگام پخش این کلیپ آسمان محوطه کاخ سعدآباد نورافشانی شد و دو گروه موسیقی محلی از بندرعباس و کردستان با سازهای محلی خود به طور زنده موسیقی ای ایران را همراهی کردند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||

.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)



































































