با سلام. این وبلاگ در باره ی سینما ی ایران و خارج است.مطالب ضمن به روز بودن همراه با یک یا چند عکس درج شده اند.همچنین تمام پیوندها متعلق به وبلاگ اصلی و نوشته شده توسط گروه خبری وبلاگ یا مدیر آن هستند. در ضمن اگر مطالب به روز یا عکس های از سینمای ایران وجهان و یا نوشته ها و نقدهایی از فیلم های روز سینمای ایران و جهان داشتید می توانید به پست الکترونیکیdastaranahmad@yahoo.com بفرستید یا آن را در قسمت نظرات برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان در صفحه ی وبلاگ اصلی یا پیوندها قرار گیرد. همچنین از شما درخواست می کنیم که با ارائه ی نظرات خود پیرامون تمامی قسمت های وب لاگ ما را در بهتر کردن وبلاگ یاری کنید. ممنون.
آخرین خبرهای سینمای روز را در صندوق پستی خود دریافت کنید
همين حالا مشترك شويد
دیالوگ های ماندگار از سینما و تئاتر
حاج یونس فتوحی:دل!دل!دل!این دل چیه تهرانی!؟یه تیکه گوشت...؟یه لخته خون...؟یا یه پاره آتیش...؟{فیلمنامه:میوه ممنوعه///حسن فتحی}
داریوش مهرجویی» نخواست پروانه ساخت «نقاب زیبا» تمدید شود
مجری طرح فیلم «نقاب زیبا» گفت: «داریوش مهرجویی» نخواست پروانه ساخت «نقاب زیبا» تمدید شود.
مجری طرح فیلم «نقاب زیبا» گفت: «داریوش مهرجویی» نخواست پروانه ساخت «نقاب زیبا» تمدید شود. «سعید سعدی» در گفتوگو در مورد اخباری كه در مورد باطلشدن پروانه ساخت پروژه «نقاب زیبا» منتشر شده، اظهار داشت: پروانه ساخت «نقاب زیبا» را اداره كل نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو نكرده است، بلكه براساس قانونی كه وجود دارد، اگر فیلمی تا مهلت درنظر گرفته شده، ساخته نشود، باید تقاضای صدور مجدد پروانه كند. وی ادامه داد:ما تقاضای تمدید را به اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی ارائه نكردهایم و بحث این است كه آقای مهرجویی خودش نخواست تا پروانه ساخت فیلم تمدید شود. سعدی گفت: فعلا تا مشخص نشدن بحث مالی و این كه چه كسی در سرمایهگذاری و تولید فیلم مشاركت دارد، درخواست مجددی برای تمدید پروانه ساخت «نقاب زیبا» داده نمیشود. مجری طرح نقاب زیبا به فارس گفت: شخصا بعید میدانم،با این شرایط فعلا این فیلم ساخته شود و تولید «نقاب زیبا» حداقل برای امسال منتفی است. داریوش مهرجویی نیز پیشتر به فارس گفته بود: متأسفانه فیلمسازی هزینههای زیادی دارد و به علت شرایط بد سینمای ایران، اكثر تهیهكنندهها با وجود خرجی كه میكنند، ورشكست میشوند. ما هم به دنبال سرمایهگذاری برای ساخت «نقاب زیبا» میگردیم و در صورت پیدا شدن سرمایهگذار، كار را به سرعت شروع خواهیم كرد. به گفته مهرجویی؛ مهمترین نكتهای كه در «نقاب زیبا» وجود دارد این است كه در قصه، جنگ تمام شده و تمام این داستان، بعد از پایان جنگ اتفاق میافتد و بیش از هر چیز، «نقاب زیبا» برپایه یك داستان دراماتیك به پیش میرود.
اعلام رقم فروش «عیسیمیآید» در اكران تهران
اعلام رقم فروش «عیسیمیآید» در اكران تهران
فیلم «عیسی میآید» در نخستین روزهای نمایش عمومی خود، در ۴ سینما به فروش ۱۲ میلیون ریالی دست یافت. فیلم سینمایی عیسی می آید ساخته علی ژكان كه از چهارشنبه هفته گذشته پس از ۶ سال اكران خود را در ۴ سینما آغاز كرده، تاكنون فروشی معادل ۵۰۰/۵۱۱/۱۲ ریال داشته است. بنا بر این گزارش، فیلم محاكمه ساخته ایرج قادری با در اختیار داشتن ۱۰ سالن سینما در ۴۵ روز نمایش، ۰۰۰/۸۴۰/۹۲۸/۱ ریال فروش داشته است. همچنین فیلم نصف مال من،نصف مال تو (وحید نیكخواه آزاد) كه در صدر پر فروشترین فیلمهای اكران تابستانی قرار دارد،با داشتن ۲۰سینما در ۳۸روز اكران خود معادل ۵۰۰/۴۹۲/۲۱۵/۳ ریال فروش كرده است. پس از فیلم «وحید نیكخواه آزاد» ،فیلم قاعده بازی(احمدرضا معتمدی) كه در ژانر كمدی جای میگیرد،با نمایشی ۳۱ روزه در چهارده سینما ۰۰۰/۷۱۷/۹۶۰/۱ ریال فروش داشته است. فیلم «پاداش سكوت» توانست با در اختیار داشتن ۶ سینما و نمایشی ۴۵ روزه مبلغ ۰۰۰/۶۹۳/۳۳۹/۱ ریال فروش كند. در بازار فیلمهای كمدی فیلم «كلاهی برای باران» در ۲۱ سینما و ۲۴ روز نمایش فروش ۰۰۰/۰۷۶/۶۹۲/۱ ریال فروش داشته است. دو فیلم خارجی «زندگی دوم» و «ادیسون» نیز در اكران تابستانی از فروش خوبی برخوردار بودند، زندگی دوم با در سینما فرهنگ۲ در ۱۷روز ۰۰۰/۰۶۰/۶۵ ریال و ادیسون با ۴۵ روز نمایش در سینما سپیده۲ ۰۰۰/۸۷۰/۹۲ ریال فروش داشته است. پرفروش ترین سینمای ممتاز در روز جمعه گذشته سینما عصر جدید، پرفروشترین سینمای درجه یك ،سینمای پیروزی و پرفروش ترین سینمای درجه دو سینمای المپیاد بوده است. همچنین پرفروش ترین فیلم در این دوره فیلم نصف مال من نصف مال تو با فروشی معادل ۳۲۱میلیون تومان بوده است. این فیلم در جمعه گذشته ۲۶۶۸۹هزار نفر بیننده داشته است و در این لیست، قاعده بازی و محاكمه در ردههای دوم و سوم قرار میگیرند.
«محمدرضا علیقلی» موسیقی «دستهای خالی» را میسازد
«محمدرضا علیقلی»در اولین همكاری خود با «ابوالقاسم طالبی» موسیقی جدید فیلم «دستهای خالی» را میسازد.
«محمدرضا علیقلی»در اولین همكاری خود با «ابوالقاسم طالبی» موسیقی جدید فیلم «دستهای خالی» را میسازد. «محمدرضا علیقلی» از مدتی پیش پس از دیدن فیلم جدید «ابوالقاسم طالبی» كار ساخت موسیقی متن این فیلم را آغاز كرده است. بنا بر این گزارش، این در حالی است كه موسیقی نسخه جشنواره این فیلم را «كامبیز روشنروان» در مدت زمان كمی آماده كرده بود و در ماههای گذشته نیز صحبت از همكاری مجدد «مجید انتظامی» با «ابوالقاسم طالبی» پس از «نغمه»،«عروس افغان» و «جنگ كودكانه» بود كه گویا طالب با انتظامی بر سر این همكاری تازه به توافق نرسیدهاند. پیش از این آهنگسازانی چون مهرداد جنابی، ناصر چشمآذر، فریدون شهبازیان و مجید انتظامی با طالبی همكاری كردهاند و نسخه جدید «دستهای خالی» اولین همكاری «محمدرضا علیقلی» با این فیلمساز است. این فیلم قرار است از سوی شركت فیلمیران بعد از پایان نمایش عمومی فیلم «مسیح(ع)»(نادر طالبزاده) در سینماهای گروه آفریقا كه در ماه مبارك رمضان بهروی پرده میرود، اكران شود.
چطور ممكن است؟
گزارش وال استریت ژورنال درباره «مدار صفر درجه»....
نشریه«وال استریت ژورنال »، چاپ آمریکا درگزارشی که آن را با عنوان « این چطور ممكن است؟» منتشر کرد به بررسی سریال تلویزیونی «مدار صفر درجه» پرداخت. نویسنده این روزنامه، هدف جمهوری اسلامی ایران از ساخت این سریال پرهزینه تلویزیونی را تفكیك كردن یهودیان به عنوان ملت، از دولت اسراییل دانسته و نوشته است: ایران یك كرسی در پارلمان خود به نماینده یهودیان در این كشور داده است و آزادی مذهب را نیز برای همه ۲۵ هزار یهودی ساكن این كشور تضمین كرده ،اما حاضر نیست برای اعلام تنفر تاریخی از صهیونیسم هیچ فرصتی را از دست بدهد. این روزنامه آمریکاییدر تشریح جزئیات این فیلم افزوده است: تا کنون هرگز دیده نشده بود كه درتلویزیون دولتی، یك عاشق دست معشوقه خود را بگیرد ، در حالی كه در این سریال این صحنه وجود دارد. این روزنامه در ادامه گزارش خود نوشت :مسوولین ایرانی زرنگ هستند، وقتی یك فیلم خارجی می خرند صحنه های لختی(!) و عشقی آن را سانسورمی كنند،اما برعكس، در فیلمهای خود، از لباس های اروپاییها درجنگهای دهه۴۰ میلادی که در آن، زنان بادامنهای وآستینهای بلند بوده اند و حتی برای نمایش در ایران امروز نیز خوب است،استفاده می کنند.آنان دراین سریال تلویزیونی حتی برای نمایش زنان بدون روسری، از بازیگران زن خارجی استفاده كردند. نویسنده وال استریت ژورنال از دیدگاه خود به ریشه یابی این موضوع پرداخته و ادامه داده است: آیت الله ها همواره همگام بافناوری روز بوده اند .در سال های۱۹۷۹ هم انقلاب آیت الله خمینی (ره) با استفاده از نوارهای كاست سخنرانی وی در دوران شاه گسترش یافت. همچنین دنبال علم رفتن ،از هسته ای گرفته تا ارتباطات هرگزدر این مدت متوقف نشده است؛هرچند در این میان همواره خطوط منافع اسلامی و ملی ، محكم نگاه داشته شده است. این روزنامه آمریکایی نوشته است: در سریال مذكور، یك ایرانی یك دختر یهودی را برای فرار کردن كمك می كند، اما مشخص نمی شود كه از چه چیزی وی را فراری می دهد. همچنین در این فیلم از آنجاکه به وضوح از اردوگاه های نگهداری یهودیان صحبت نمی شود ،هیچ تناقضی باانكارهای احمدی نژاد نیز ندارد.نكته دیگراین فیلم كه همسو با سیاست رسمی كشور نیز هست ، مبارزه داخلی در خانواده دختر مذكور برای ازدواج با یك صهیونیست است،که خانواده دختر یهودی با این امر مخالفت می كند. وال استریت ژورنال در پایان گزارش خود نقطه انتهایی این فیلم را مبهم می خواند و می نویسد:نكته مهم این است كه جوان ایرانی مذكور با توجه به اینكه یک پسر ایرانی هرگز با یك غیر مسلمان ازدواج نمی كند، چطور می تواند با این دختر یهودی ازدواج كند ؟
«دلشوره» كیومرث پوراحمد در تهران
تا دو روز دیگر اولین فیلم مهرداد پوراحمد با تهیه كنندگی كیومرث پوراحمد به نام دلشوره(برج) در تهران كلید میخورد.
تا دو روز دیگر اولین فیلم مهرداد پوراحمد با تهیه كنندگی كیومرث پوراحمد به نام دلشوره(برج) در تهران كلید میخورد. «برج» كه قرار است به «دلشوره» تغییر نام دهد اولین فیلم مهرداد پوراحمد در مقام كارگردان است و مضمونی اجتماعی دارد. بنا بر این گزارش، مجید مشیری، معصومه میرحسینی، امیرمحمد زند، كوروش سلیمانی، امیررضا وزیری و كودك خردسال ملیكا طباخی بازیگران «برج» هستند. از دیگر عوامل این فیلم میتوان به ناصر كاووسی(فیلمبردار)، محمدمختاری(صدابردار)، مهدی گلستانه(مدیر برنامه ریزی و دستیار اول كارگردان) و فریدون بهمنی (مدیر تولید) اشاره كرد. فیلمنامه این فیلم را «كیومرث پوراحمد» نوشته است و خود او فیلم برادرش را تهیه خواهد كرد و شكوفا فیلم، مجری طرح این پروژه است. پروانه ساخت فیلم «برج» از سوی شورای صدور پروانه فیلمسازی اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی، هجدهم تیر با نام «دستهایم را باز كن» به تهیه كنندگی كیومرث پوراحمد و كارگردانی مهرداد پوراحمد صادر شده بود.
فرازمند: من با اكران «سنتوری» در دوبی مخالفت كردم
فرامرز فرازمند گفت: آنچه در این چند روز، درباره اكران فیلم «سنتوری» در دوبی در برخی رسانهها منتشر شده، صحت ندارد و شخصا با توجه به اینكه سالن نمایش و نحوه پخش این فیلم بسیار معمولی و غیرحرفهای بود با نمایش آن مخالفت كردم.
فرامرز فرازمند گفت: آنچه در این چند روز، درباره اكران فیلم «سنتوری» در دوبی در برخی رسانهها منتشر شده، صحت ندارد و شخصا با توجه به اینكه سالن نمایش و نحوه پخش این فیلم بسیار معمولی و غیرحرفهای بود با نمایش آن مخالفت كردم. تهیهكننده فیلم «سنتوری»، در مورد نمایش فیلم «سنتوری» در دوبی و حواشی پیشآمده پیرامون آن، اظهار داشت: قرار بود ما فیلم را در دبی برای یك پخشكننده و تعداد محدودی تماشاگر در یك سالن سینما نشان دهیم، اما متاسفانه یك شركت برای تبلیغات كارخودش، از اسم ما استفاده كرده بود و عدهای را برای نمایش فیلم به یك هتل دعوت كرده بود. وی گفت: این شركت قصد داشت فیلم را در سالن كنفرانس یك هتل و به صورت ویدئوپروجكشن نمایش بدهد و به همین دلیل، من خودم با نمایش فیلم «سنتوری» در هتل مخالفت كردم. فرازمند ترخیص این فیلم را از امارات متحده عربی تكذیب كرد و گفت: این مسئله هیچ ارتباطی با مسائلی كه در این چند روز در برخی رسانهها منتشر شده ندارد و شخصا با توجه به اینكه سالن نمایش و نحوه پخش این فیلم بسیار معمولی و غیرحرفهای بود با نمایش آن مخالفت كردم، چون اصولا این فیلم را باید در سالن سینما دید و در حقیقت، در شان فیلم «سنتوری» نیست كه در یك سالن هتل و با سیستم ویدیو پروجكشن دیده شود. این تهیهكننده ادامه داد: اینكه میگویند «سنتوری» را به دلیل نمایش داده نشدن در ایران، به خارج از كشور بردهایم، صحت ندارد و اگر هم میبینید فیلم نمایشهای محدودی را در برخی كشورها پشتسر میگذارد، این به دلیل قراری است كه ما با پخشكننده داشتهایم مبنی بر این كه فیلم «سنتوری» بعد از ایران، در دوبی اكران شود. وی تصریح كرد: همه برنامههای ما برای اكران فیلم در ایران است و همه سعی ما، این بوده است كه فیلم را برای مردم ایران نشان دهیم. آخرین نمایش فیلم، در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر بوده است و ما حتی در این مدت یك اكران خصوصی هم نداشتهایم و آن را در هیچ جمعی نشان ندادهایم. البته یك نمایش برای سازمان مبارزه با مواد مخدر داشتیم كه در راستای دیدهشدن مضمون مبارزه با اعتیاد در فیلم بود. فرازمند به فارس گفت:در واقع تنها دلیل عدم نمایش فیلم در دبی، مكان و نحوه نامناسب برای نمایش فیلم بود و ما قصد داشتیم فیلم را برای تعداد محدودی نشان دهیم ولی تعداد مدعوین بیش از ۲۰۰ نفر بود. به گفته این تهیهكننده، «سنتوری» یك روز بعد از موعد مقرر، در نمایش خصوصی برای تعداد محدود پانزده نفره به نمایش در آمد. وی همچنین درباره «نقاب زیبا» كه كارگردانیاش را داریوش مهرجویی برعهده دارد، گفت: پروانه ساخت این فیلم باطل نشده است بلكه باید تمدید شود. ما در پی بررسی مسائل سرمایهگذاری فیلم هستیم و امیدواریم با مشخص شدن بحث مالی این فیلم را در زمان مقرر بسازیم. فرازمند گفت: لوكیشنهای این فیلم در آذربایجان خواهد بود و فیلمبرداری آن در زمستان انجام خواهد شد
"کلاهی برای باران" انتظارات را برآورده نکرد
تهیهکننده فیلم سینمایی "کلاهی برای باران" فروش این فیلم را پائینتر از حد انتظار توصیف کرد.
تهیهکننده فیلم سینمایی "کلاهی برای باران" فروش این فیلم را پائینتر از حد انتظار توصیف کرد. سیدمحسن وزیری درباره استقبال مردم از فیلم "کلاهی برای باران" گفت: "استقبال مردم از این فیلم خوب بوده و اکثر تماشاگران با رضایت از سالن خارج می شوند. اما میزان استقبال به آن اندازه ای که ما توقع داشتیم نبود، شاید دلیل این امر هم همزمانی اکران چند فیلم کمدی با یکدیگر باشد. به هر حال ما برای "کلاهی برای باران" تبلیغات زیادی انجام داده بودیم." وی درباره دلایل تولید این فیلم و انتخاب مسعود نوابی برای کارگردانی آن گفت: "وقتی آقای فرهودی داستان فیلم را برایم تعریف کرد، از موضوع آن خیلی خوشم آمد. بنابراین با او وارد مذاکره شدیم و قرار شد وی فیلمنامه را برای تولید بازنویسی کند. چند ماهی روی فیلمنامه کار شد تا به شکل کنونی رسیدیم، پس از آن با صحبتی که با مجتبی رحیمی انجام دادیم، ایشان آقای نوابی را برای ساخت فیلم به ما پیشنهاد داد که از همکاری با او بسیار رضایت دارم و امیدوارم شرایطی مهیا شود که بار دیگر با او کار کنم." وزیری در ادامه با اشاره به ترکیب بازیگران اعلام کرد آنها با نظر مستقیم او برای این فیلم انتخاب شده اند و خاطرنشان ساخت: "در پروژه های گذشته من این کار را به کارگردان واگذار می کردم، اما انتخاب ها به گونه ای انجام می شد که در پایان لطمه بسیار شدیدی از بابت آن متحمل می شدم. بنابراین در دو سه پروژه اخیر همه عوامل با نظر مستقیم خودم انتخاب می شوند. در این فیلم هم سعی کردم بازیگرانی را انتخاب کنم که تجربه موفقی در عرصه طنز داشته باشند و چهره آنها نیز برای مردم نوستالژیک باشد." تهیه کننده "کلاهی برای باران" در پایان اعلام کرد فیلم جدیدش "حنابندان" را نیز با حضور عوامل و بازیگران "کلاهی برای باران" تولید خواهد کرد و تاکنون با رضا عطاران، جواد رضویان و حدیث فولادوند به توافق رسیده است.
اکران "اتوبوس شب" به تعویق میافتد
مدیر پخش فیلم سینمایی "اتوبوس شب" از تعویق احتمالی اکران این فیلم به زمانی بعد از عید فطر خبر داد.
مدیر پخش فیلم سینمایی "اتوبوس شب" از تعویق احتمالی اکران این فیلم به زمانی بعد از عید فطر خبر داد. علی سرتیپی در توضیح بیشتر این خبر گفت: "فیلم کیومرث پوراحمد پیش از این قرار بود عید فطر اکران شود، اما بعد از قطعی شدن اکران "دست های خالی" تصمیم گرفتیم با توجه به مضمون مشترک دفاع مقدسی هر دو فیلم و بازی خسرو شکیبایی در آنها اکران "اتوبوس شب" را تعویق بیندازیم. البته این قضیه تا امروز قطعی نشده و تصمیم نهایی فردا گرفته می شود." با توجه به حذف احتمالی فیلم "اتوبوس شب" از اکران عید فطر، فیلمهای "دست های خالی" ابوالقاسم طالبی در گروه سینما آفریقا، "خدا نزدیک است" علی وزیریان در گروه سینما استقلال، "در شهر خبری نیست، هست" رضا خطیبی در گروه سینما قدس، "کلاغپر" شهرام شاه حسینی در گروه سینما عصر جدید و "پسران آجری" مجید قاریزاده در گروه سینمایی آزاد اکران میشوند.
از فرش ایرانی در تورنتو استقبال شد
رضا میركریمی تهیه كننده فیلم فرش ایرانی گفت: ایرانی های مقیم مونترال در هنگام تماشای فیلم فرش ایرانی در این جشنواره احساس غرور می كردند.
رضا میركریمی تهیه كننده فیلم فرش ایرانی گفت: ایرانی های مقیم مونترال در هنگام تماشای فیلم فرش ایرانی در این جشنواره احساس غرور می كردند. به گزارش بنیاد فارابی، وی در گفت وگویی اعلام كرد: عموماً مخاطبان ایرانی و خارجی این فیلم با اپیزودهای مختلف ارتباط برقرار كردند برخی بیشتر و برخی كمتر، اما نكته شاخص این است كه این فیلم به خوبی توانست فرش ایرانی را به جهانیان معرفی كند. میر كریمی ادامه داد: نمایش های این فیلم در جشنواره مونترال با استقبال مناسبی روبه رو شد و مخاطبی در هنگام نمایش فیلم سالن را ترك نكرد. همچنین سینایی به بخش های مختلف فیلم فرش ایرانی اشاره كرد و ادامه داد: حضور فیلمی با ۱۵ كارگردان از سینمای ایران و ۱۵ نوع نگاه مختلف، باعث شد تا از جنبه های مختلف، فرهنگ ملی ایرانی برای مخاطبان معرفی شود. وی یادآور شد فیلم فرش ایرانی در ۳ نوبت در جشنواره مونترال به روی پرده رفت و هر ۳ نمایش فیلم با استقبال مخاطبان روبه رو شد و كارگردان های ایرانی جدا از شركت در نشست مطبوعاتی فیلم، در ۲ نوبت نمایش نیز به روی صحنه رفتند و به صورت موجز و مختصر فیلم خود را برای مردم معرفی كردند. نشست رسانه ای فیلم فرش ایرانی مونترال با حضور رخشان بنی اعتماد، جعفر پناهی، مجتبی راعی، خسرو سینایی، رضا میركریمی، كمال تبریزی و سیف الله داد كارگردان های ایرانی و امیر اسفند یاری مدیر امور بین الملل بنیاد برگزار شد.
داستان های تازه تلویزیون در ضیافت امسال
سریال های ویژه ماه مبارك رمضان.
تلویزیون با پخش ۴ سریال جدید در ماه مبارك رمضان میهمان روزه داران خواهد بود. ۳ روز دیگر به آغاز ماه رمضان باقی مانده اما چهار گروه تلویزیونی پركارترین ساعات خود را پشت سر می گذارند. امسال سریال اغما (به كارگردانی سیروس مقدم) در شبكه اول، میوه ممنوعه (حسن فتحی) در شبكه دوم، یك وجب خاك (علی عبدالعلی زاده) در شبكه سوم و شكرانه (سعید سلطانی) در شبكه پنجم روی آنتن می رود. ترتیب پخش نیز همچون سال گذشته در دو بخش پس از افطار، یك ساعت فاصله و ساعت پایانی شب خواهد بود. به این ترتیب در ساعت۱۹ «یك وجب خاك» از شبكه ،۳ «اغما» ۱۹/۳۰ از شبكه،۱ «شكرانه» از شبكه ۵ در ساعت ۲۱/۱۵ و «میوه ممنوعه» در ساعت ۲۱/۴۵پخش می شود. ● دست های پنجه طلایی سریال های ماه مبارك رمضان از نیمه دوم خردادماه جلوی دوربین رفته اند. «اغما» سریالی ۳۰ قسمتی است كه نوشته داریوش مختاری است و پیش از این «ید بیضا» نام داشت. داستان آن نیز درباره یك پزشك فوق تخصص جراحی مغز و اعصاب به نام طه پژوهان است كه به دلیل جراحی های موفقیت آمیزش بر روی رزمندگان دوران دفاع مقدس مشهور به پنجه طلایی شده است. ماجرای سریال از آنجا آغاز می شود كه مولود- همسر دكتر پژوهان- دچار بیماری حادی می شود و نیاز به جراحی پیدا می كند، او اصرار دارد همسرش جراحی اش كند اما این در عرف پزشكی مرسوم نیست، پری دختر دكتر با این كار مخالف است و... در اغما امین تارخ، شیرین بینا، نفیسه روشن، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، ناصر ممدوح، عبدالرضا اكبری و... بازی می كنند. تا دیروز ۲۰ قسمت از سریال اغما جلوی دوربین رفته و تدوین آن توسط مهدی جودی و خشایار موحدیان در حال انجام است. كارن همایونفر نیز موسیقی متن آن را می سازد و ۱۷ قسمت سریال نیز آماده پخش است. ● خانواده حاج یونس امسال در شبكه دوم «میوه ممنوعه» كار دیگری از حسن فتحی پخش می شود. فتحی كه این روزها سریال پربیننده «مدار صفر درجه» را نیز روی آنتن دارد، تا امروز ۵ قسمت از كار خود را آماده پخش كرده است. تصویربرداری میوه ممنوعه كه به طور كلی در تهران انجام می شود تا امروز ۸۰ درصد تصویربرداری را پشت سر گذاشته و تدوین همزمان آن توسط بابك رضاخانی در حال انجام است. احسان خواجه امیری نیز موسیقی سریال را آماده می كند. تصویربرداری كار فتحی كه با دوربین انجام می شود تا ۱۰ یا ۱۵ ماه رمضان ادامه خواهدداشت. سریال میوه ممنوعه كه تلفیقی از ۲ داستان معروف شاه لیر و شیخ صنعان است چنین روایت می شود؛ سرپرست خانواده شایگان و جلال فرزند ارشد خانواده اردلان درگیر كشمكش و مناظره مالی شدیدی با یكدیگر می شوند. در این بین هستی - تنها دختر خانواده شایگان- به دادخواهی سراغ سرپرست متدین خانواده اردلان یعنی حاج یونس می رود. غافل از آن كه... در این سریال علی نصیریان، گوهر خیراندش، هانیه توسلی، امیرجعفری، هرمز هدایت، عمار نفتی، نیما رئیسی، طناز طباطبایی، كاظم بلوچی، صدیقه كیانفر، كیانوش گرامی (شهرام) و... بازی می كنند. ● یك چمدان پول سریال «یك وجب خاك» كه پیش ازاین نقشی بر زندگی نام داشت، توسط علی عبدالعلی زاده ساخته می شود. این سریال تا دیروز ۷۰ درصد تصویربرداری را پشت سر گذاشته و احتمالاً تا اواخر ماه مبارك رمضان نیز كار ضبط آن طول خواهدكشید. لوكیشن های این سریال در میدان قیام و شهرك چشمه است و تا امروز ۱۰ قسمت از آن آماده پخش شده است. در سریال شبكه سوم رضا بابك، مهتاج نجومی، برزو ارجمند، محسن قاضی مرادی، رامتین خداپناهی، روشنك عجمیان، آناهیتا همتی، یوسف تیموری، محمود بهرامی و... بازی می كنند. «یك وجب خاك» ماجراهای مردی به نام افشاری است كه بازنشسته و معتمد محل است. او دست و دل باز بوده و اهل كار خیر نیز هست و به بهانه های مختلف سعی در كمك كردن به دیگران دارد و همین موضوع دلیلی برای مراجعه گاه و بیگاه اهالی محل به خانه اوست. اما این آغاز ماجراست. در یكی از این روزها برحسب تصادف پول هنگفتی به خانواده افشاری می رسد و... ● تهران و دوشنبه سریال «شكرانه» كاری از سعید سلطانی است كه از شبكه پنجم پخش می شود. این سریال قبلاً «ورای» نام داشت. سلطانی كه سریال «برف و بنفشه» از وی این هفته به پایان رسید، شكرانه را با فیلمنامه ای از محمدهادی كریمی جلوی دوربین برده است. تصویربرداری این سریال از تیرماه آغاز شده و ۹۰ درصد آن تاكنون ضبط شده است. گروه سازنده این سریال هم اكنون برای تصویربرداری بخش های باقیمانده در شهر دوشنبه تاجیكستان به سر می برند و تدوین آن نیز در همانجا درحال انجام است. حسن ایوبی تدوین كننده «شكرانه» تا امروز ۱۰ قسمت را آماده نمایش كرده و گفته می شود تصویربرداری تا پایان دهه اول ماه رمضان به پایان خواهدرسید. در این كار هوشنگ توكلی، پوریا پورسرخ، عاطفه رضوی، حسن جوهرچی، مریم كاویانی و حامد بهداد بازی می كنند و علیرضا كهن دیری موسیقی آن را می سازد. داستان سریال نیز درایران و تاجیكستان می گذرد. ● در سایر شبكه ها شبكه۴ در ایام ماه رمضان برنامه های ویژه ای برای مخاطب خاص خود پخش می كند. همچنین سریال های «بوی خوش زندگی» از علی شاه حاتمی و «زیرزمین» از علیرضا افخمی نیز در شبكه های جام جم پخش می شود. این ۲ سریال سال گذشته در ماه رمضان پخش شده بودند.
تقدیر عباس كیارستمی از برناردو برتولوچی شیرطلایی ونیز در دستان كارگردان تایوانی
آنگ لی -كارگردان تایوانی- با فیلم <هوس، احتیاط> جایزه شیرطلایی شصت و چهارمین جشنواره فیلم ونیز را از آن خود كرد.
آنگ لی -كارگردان تایوانی- با فیلم <هوس، احتیاط> جایزه شیرطلایی شصت و چهارمین جشنواره فیلم ونیز را از آن خود كرد. لی، كه دو سال پیش هم با <كوهستان بروك بك> توانسته بود شیر طلایی ونیز را به خانه ببرد، این بار هم در رقابت با ۲۲ فیلمساز دیگر توانست موفقیت دیگری كسب كند. به گزارش رویترز، این كارگردان پس ازدریافت شیرطلایی، جایزهاش را به اینگمار برگمان فیلمساز فقید سوئدی تقدیم كرد.فیلم آنگ لی، ساخته مشترك تایوان، چین و امریكاست. همچنین جایزه ویژه هیات داوران به طور مشترك به فیلمهای <من این جا نیستم( >تاد هینز) و <راز دانه( >عبداللطیف كشیش) تعلق گرفت. برایان دی پالما هم با فیلم <آماده شده> كه به وقایع اخیر عراق میپردازد جایزه شیر نقرهای را به خانه برد. كیت بلانشت هم در این دوره از جشنواره ونیز جایزه بهترین بازیگر زن را از آن خود كرد. ضمن اینكه جایزه بهترین بازیگر مرد به براد پیت رسید.اما تقدیر از برناردو برتولوچی فیلمساز شهیر ایتالیایی از دیگر برنامههای جشنواره ونیز بود. همانطور كه پیش از این اعلام شده بود، برتولوچی درخواست كرده بود كه این جایزه را از دستان عباس كیارستمی فیلمساز مطرح ایرانی دریافت كند. خواسته برتولوچی البته تحقق یافت و او جایزه افتخاری شصت و چهارمین دوره از جشنواره ونیز را از كیارستمی و جاناتان دمی دریافت كرد. از دیگر برندگان این جشنواره میتوان به پل لاورتی اشاره كرد كه جایزه بهترین فیلمنامه را به خاطر فیلم < این یك دنیای آزاد است> گرفت. همچنین رودریگو پریتو، جایزه بهترین فیلمبرداری را به خاطر فیلم < هوس، احتیاط> از آن خودش كرد. جایزه مارچلو ماسترویانی هم به حافظیه حرزی بازیگر جوان فرانسوی به خاطر فیلم < راز دانه> اهدا شد. در بخش جنبی < افق> ، ویكو اونپو - كارگردان اهل استونی- جایزه ویژه ،این بخش را بابت فیلم < توپ پاییزی> به خانه برد و جایزه بخش < سینمای اروپا> را هم فیلم < حقه ها> ربود. همچنین در بخش جانبی <منتقدان هفته> یك فیلم دیگر آسیایی با نام <دورترین راه> به عنوان فیلم برگزیده انتخاب شد و مراسم پایانی جشنواره با نمایش فیلم < برادران خونی> ساخته الكسیتان به پایان رسید. هیات داوران این دوره از جشنواره ونیز را كاترین بریلات، جین كمپیون، آلخاندرو گونزالس انیارتیو، فرزان اوزتپك، پل ورهوون و امانوئل كریاز به ریاست ژانگ ییمو تشكیل دادند. امسال ۵۷ فیلم بلند در سه بخش مسابقه (۲۲ فیلم) ، خارج از مسابقه (۱۳ فیلم ) و افق ها ( ۲۲ فیلم) در این جشنواره حضور داشتند كه تعداد ۵۱ فیلم برای اولین بار بود كه به نمایش در می آمدند. جشنواره ونیز، روز هفتم شهریور ( ۲۹ اوت) با نمایش فیلم <تاوان> به كارگردانی جو رایت آغاز شده بود
حضور در سه عرصه
مروری تحلیلی بر بازی آتیلا پسیانی بازیگر سریال «راه بی پایان»
آتیلا پسیانی بازیگری است که در هر سه عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون، با اندک تفاوتی که این سه عرصه به لحاظ ساختار و ویژگی با یکدیگر دارند، چهره موفق و گاهی متفاوت داشته است. او تکنسین بازیگری است که با علم و شناخت کامل و جامعی که از فضا و نقش دارد احساس خود را به میزان و شکل مورد نیاز بر کالبد نقش هایش ساری و جاری می سازد البته در مواردی نیز به واسطه همین خصیصه و جنس بازی اش شاهد درخشش یا افول بازیگری او در برهه یی از زمان بوده ایم. پسیانی تا سال های ۷۹ و ۸۰ تمرکز اصلی اش را بر تئاتر، سینما و در پاره یی موارد تئاترهای تلویزیونی گذاشته بود و در مقایسه با این عرصه ها میزان حضور او در سریال های تلویزیونی بسیار کم و انگشت شمار بود. به عبارت دیگر آثار تلویزیونی او بیشتر به دوران جوانی و به پیش از حضور حرفه یی اش در سینما بازمی گشت. این سریال ها عمدتاً شامل کارهایی چون «مثل آباد»، «محله برو بیا»، «محله بهداشت»، «گرگ ها» و «آپارتمان» می شد. متاسفانه کارهایی که پس از این دوران در آنها به ایفای نقش پرداخت مانند سریال «هفت سنگ» و «شیخ مفید» یا دچار مشکلات تولید و پخش شدند یا به جهت عدم پخش به موقع حذف های بی مورد و نوع شخصیت پردازی و به حاشیه رفتن نقش های او هیچ گاه دیده نشدند. این روند تا اوایل دهه هشتاد نیز تا حدودی به همین منوال ادامه یافت. اما در این دوران پسیانی با سریالی از رامبد جوان به نام گمگشته و ایفای نقش متفاوت و تاثیرگذار در تلویزیون، بازیگر محبوب و عامه مردم شد. پسیانی فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیباست. او بازیگری در تئاتر را با «حکومت زمان خان» به کارگردانی دکتر رکن الدین خسروی آغاز کرد.او بعدها با تشکیل گروه تئاتری بازی به اجرای نمایش های متفاوتی با دیگر اعضای این گروه یعنی «فاطمه نقوی»، «رضا فیاضی»، «مریم کاظمی» و «حسین محب اهری» پرداخت که حاصل آن نیز اجرای آثار متعددی چون «ارکستر زنان آشویتس»،«آئورا»، «بودن یا نبودن»، «فاطمه عنبر»، «تبار خون»، «قهوه قجری»، «گنگ خواب دیده»، «بحرالغرایب»، «کالیگولا شاعر خشونت» و بسیاری دیگر بود. پسیانی در سینما نیز به مانند تئاتر چهره موفق و شناخته شده یی است. او به لحاظ حرفه یی در این عرصه از جایگاه قابل قبولی برخوردار است. آتیلا پسیانی یک سال پس از فارغ التحصیلی دانشگاه در سال ۱۳۶۲ با فیلم «مرگ سفید» ساخته حسین زندباف نخستین حضور سینمایی خود را تجربه کرد. این بازیگر با حفظ و تطبیق آموزه های تئاتری اش در عرصه تصویر و سینما و به خدمت گرفتن دانش وسیعی که از مقوله بازیگری داشت توانست حضور قدرتمندانه یی را تجربه کرده و پلکان ترقی اش را یکی پس از دیگری طی کند، به طوری که سه سال پس از نخستین حضور سینمایی اش «مرگ سفید» با بازی در فیلم «طلسم» ساخته «داریوش فرهنگ» نامزد دریافت لوح زرین پنجمین جشنواره فیلم فجر شد. او طی سال های بعد با فیلم های دیگری از جمله «در کمال خونسردی- سیامک شایقی»، «خاکستر سبز- ابراهیم حاتمی کیا» کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگری نقش اول مرد در سیزدهمین و چهاردهمین جشنواره فیلم فجر، منتخب نویسندگان و منتقدان برای سومین و دومین نقش مکمل برای فیلم هایی چون «گاهی به آسمان نگاه کن»، «شام آخر»، آب و آتش و نسل سوخته در دورهای اول، دوم، چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم و کاندیدای تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم «شام آخر» در ششمین دوره جشن خانه سینما شد. پسیانی برخلاف آثار و نقش های تئاتری اش در سینما عموماً ایفاگر نقش های اصلی و محوری نبوده است و او را بیشتر در قالب نقش های مکمل دیده ایم، روندی که در سریال های تلویزیونی او نیز شاهد آن بوده ایم. او در موارد محدودی که از این قاعده مستثنا می شد در قالب نقش هایی ایفای نقش می کرد که یا آنها قابلیت چندانی برای نمایش توانمندی های او نداشتند یا اساساً بازی او تحت تاثیر نقش ها و بازی دیگر هم بازی هایش قرار می گرفت که سریال «هفت سنگ و شیخ مفید» از این جمله به شمار می روند. از سوی دیگر در مواردی برخی از نقش های تلویزیون او آنقدر در حاشیه بودند که تنها به آمد و رفتی ساده خلاصه می شدند و حاصل آن تاثیر کوتاه مدتی بود که بر مخاطب می گذاشت. از این گونه آثار او می توان به نقش دکتر در سریال «اولین شب آرامش» ساخته احمد امینی اشاره کرد. اما در خارج از این موارد عنوان شده هرگاه در قالب نقش های طنز یا جدی حضور یافته بسیار پرفروغ ظاهر شده است که از این گونه مواقع نیز می توان به دو نقش نسبتاً متفاوتش در سریال «گمگشته» اشاره کرد. چرا که این سریال برای آتیلا موفقیت قابل توجه و اقبال عمومی را به همراه داشت. پسیانی در خصوص ایفای نقش های اول که در سینما و تلویزیون به ندرت شاهد آن بودیم می کوشد به تمامی از حس، بازی و تکنیک های آموخته شده اش کمک بگیرد تا با استفاده مناسب از موفقیت نقش ها که به تنهایی و فی نفسه قادر است بیننده را با خود همراه کند تاثیر مطلوب را بر مخاطب بگذارد. پسیانی حتی در مواقعی که نقش های منفی را ایفا می کند نیز این تاثیر را بر مخاطب می گذارد. به عنوان مثال در فیلم «روز شیطان» با وجود ضدقهرمان بودن نقش اجرای موفقی را داشت به طوری که در باورپذیرتر کردن تلاش نقش های مثبت برای کشف توطئه مخالفان کمک شایانی می کرد. یا در سریال «خاکستر سبز» به عنوان بازیگر نقش اول و مثبت قادر بود احساسات خود را در خدمت نقش و فضای فیلم به کار بگیرد. اما این حضور موفق نقش های اول در کارهای تلویزیون او به جز موارد معدود و انگشت شمار تکرار نشد. پسیانی در آخرین سریالش با نام «راه بی پایان» ساخته همایون اسعدیان ایفاگر شخصیت «توتونچی» است که متاسفانه به خاطر جنس بازی درونی نقش و عدم تجانس آن با جنس بازی برونی آتیلا پسیانی شاهد کم فروغ بودن بازی این بازیگر صاحب نام تئاتر، سینما و تلویزیون هستیم. مشابه این اتفاق را در سریال گمگشته نیز برای ایفای دو نقش اصلی کار از پسیانی شاهد بودیم. به این ترتیب که هرگاه او را در قالب شخصیت منفی داستان می دیدیم به خاطر تطابق جنس بازی برونی او و ویژگی شخصیتی و پرخاشگری های آن در ایفای نقش موفق تر بود. اما زمانی که در قالب شخصیت مثبت قرار می گرفت چون با روحیه آرام و درونی نقش همگون نمی شد این باورپذیری به دست نمی آمد. در سریال «راه بی پایان» واکنش های دوگانه بازیگر و شخصیت را در برخورد با همکاران، دوستان، شرکا و پسری که به دختر او علاقه مند است نمی توان به تمامی از یکدیگر متمایز کرد. توتونچی شخصیتی است درونگرا. او زمانی که متوجه خیانت نزدیک ترین دوستان و آشنایان خود می شود به جای آنکه برآشفته شود و این حالت را در کلام خود جاری کند تمام این ناملایمات را با اندوه و نگرانی در چهره و نگاهش به نمایش می گذارد. اما این حس و ویژگی شخصیت با تعریفی که از بازی پسیانی داده شد هیچ تجانسی ندارد. البته آتیلا با شگرد بازیگری خود توانسته تا حدودی به این شخصیت درونی نزدیک شود اما نتوانسته حالات روحی و درونی او را به تمامی به اجرا درآورد. این گفته بیانگر آن نیست که پسیانی همه وجوه شخصیتی نقش را دریابد بلکه به آن معنا است که توانسته آن شناخت ها و خصایص خاص نقش را به تمامی در بازی خود متجلی سازد. چرا که بی شک دوگانگی ها و حالات درونی تنش در کنار سردرگمی ها و پریشان حالی های او محمل مناسبی است تا بازیگران خلاق آن را به یکی از بازی های احساسی و منحصر به فرد خود تبدیل سازند و تماشاگر را به ابراز احساسات وادار کنند. آتیلا پسیانی همواره می کوشد تا از یک اصل کلی در بازی هایش یعنی تنوع در انتخاب آثار و اجرای نقش ها پیروی کند و شرایط کار نیز برای ایفای چنین نقش هایی برایش مهیا بوده است. به عبارت بهتر در مواردی کوشید تا نقش های متفاوت را برای خود برگزیند. او در نقش های منفی اش «کما»، «آب و آتش»، «در کمال خونسردی»، «روز شیطان و هفت سنگ» و نقش های خاکستری اش در «شیخ مفید»، «گاهی به آسمان نگاه کن» و نقش های مثبتش در «خاکستر سبز»، «کشتی آنجلیکا» و «طلسم» در خلق شخصیت های متفاوت موفق بوده و توانسته به زیبایی از پس اجرای هر یک از آنها برآید؛ کاری که شاید هر بازیگر توانایی قدرت و جسارت اجرای آن را نداشته باشد. به عنوان مثال زمانی که بازی متنوع و باورپذیر پسیانی در نقش عکاسی در فیلم «خاکستر سبز» را کنار نقش او در فیلم «دو زن» یا نقش او در فیلم «روز شیطان» بگذاریم بیش از پیش به توانایی او در اجرای نقش های متفاوت پی می بریم. اما با تمام این خصایص پسندیده چهره انعطاف ناپذیرش در اجرای نقش های متفاوت نکته مشترک میان نقش های مثبت و منفی کارهای او به حساب می آید. پسیانی بازیگری تکنیکی است، او با بهره گیری از این خصیصه بازی می کوشد حس را در بیان و کلام جاری سازد. بازیگران تکنیکی عموماً یک ضعف بزرگ در بازی خود دارند که همانا اجرای حس ها، لغات عاطفی و مهمتر از همه گریستن است؛ مساله یی که هم آتیلا پسیانی و هم رضا کیانیان به عنوان بازیگرانی تکنیکی با آن روبه رو هستند. از این رو پاشنه آشیل بازیگری بازیگر توانا و قدرتمند نقش های مکمل و چهره شناخته شده تئاتر «حس و جاری ساختن آن بر چهره و گریستن است.» پسیانی خود با وقوف کامل بر این ضعف می کوشد با انتخاب نقش های خاص و گریختن از اجرای صحنه های حسی، حساسیت های انتخاب و اجرای نقش را کاهش دهد. در چنین حالتی شخصیت های خلق شده او در قالب های مثبت و منفی و خاکستری یا بسیار متعصب و راسخ یا در مواردی مستاصل و درمانده نمود پیدا می کنند. حضور تلویزیونی این بازیگر و کارگردان صاحب سبک تئاتر از سریالی ساده اما ماندگار به تهیه کنندگی بیژن بیرنگ و مسعود رسام آغازشد. سریال کودکانه یی به اسم محله برو بیا و محله بهداشت که در سال های ۶۲ و ۶۳ از جمله سریال های جذاب کودکان بودند که در آن سال چهره بازیگرانی مانند «آتیلا پسیانی، اکبر عبدی، حمید جبلی و بسیاری از بازیگران دیگر را به جامعه سینمایی ما معرفی کرد. سریال درخشان و بی ادعایی که هیچ گاه از خاطر مخاطبان کودک و نوجوان آن سال ها پاک نخواهد شد. البته پسیانی چند سال پیش از آن هم همکاری خود را با این گروه نوپا در سریال «مثل آباد» با زنده یاد رضا ژیان آغاز کرده بود که درنهایت همکاری شان به ساخت سریال «محله برو بیا» و محله بهداشت رسید. تئاتر و متعاقباً تئاتر تلویزیونی در سال های گذشته یکی از دغدغه های آتیلا پسیانی در تلویزیون محسوب می شد. او در فاصله همکاری و بازی هایش در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی دهه شصت گرایش خاص و ویژه یی به تئاتر تلویزیونی داشته است. «مرگ تصادفی یک آنارشیست» به کارگردانی فردوس کاویانی، «شیر در سیرک» داریوش مودبیان، «مادر» اسماعیل شنگله، «رویاهای احتکار السلطان» علاءالدین رحیمی و «شب گروهبان» و «ماه پنهان» است، خسرو شایسته، حاصل حضور او در این عرصه است. نقطه عطف بازیگری و شناخته شدن این بازیگر در تلویزیون سریال «گمگشته» ساخته رامبد جوان بود، چرا که بسیاری از مخاطبان عام تلویزیون چهره و نام آتیلا پسیانی را با این سریال به خاطر دارند. سریال و بازی که در فضا و گونه یی متفاوت از او به یاد داریم البته او سال ها بعد نیز همین همکاری را با فیلم «اسپاگتی در هشت دقیقه» ادامه داد. آنچه درباره ویژگی بازی و نوع اجرای کارهای آتیلا پسیانی در عرصه ها و ادوار مختلف بازیگری اش باید گفت، آن است که پسیانی با وادی بازیگری از دوران کودکی آشنا شد. در جوانی علم آن را فرا گرفت، در طول سال ها آن را با تجربه آمیخت و اکنون با به کارگیری علم و تجربه و تجانس این دو به دوران شکوفایی آن رسیده است.
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت
1:10 AM |
این روزها بار دیگر نام كارگردان ۴۸ ساله ایرانی در فضای رسانهای و سینمایی آمریكا بر سرزبانها افتاده است. مجید مجیدی كه پیش از این با فیلمهای <رنگ خدا> و <بچههای آسمان> نظر مساعد منتقدان و تماشاگران آمریكایی را جلب كرده بود، چندی است با <بید مجنون> به سینماهای این كشور بازگشته تا جایی كه طی هفتههای اخیر نقدها و تحلیلهای زیادی از سوی روزنامهها و نشریاتی چون نیویورك تایمز، تایم اوت، نیوز دی و استار لدگر براین فیلم نوشته شده است. این منتقدان عمدتا با تحسین نگاه ویژه مجیدی در <بید مجنون>، به تحلیل درونمایه این فیلم پرداخته و گاه آن را با فیلم قبلی وی یعنی <رنگ خدا> مقایسه كردهاند. بید مجنون با مضمون اجتماعی در سال ۱۳۸۳ توانسته بود ۴ سیمرغ اصلی جشنواره فجر را دریافت كند. در این فیلم پرویز پرستویی، رویا تیموریان، آفرین عبیسی، محمود بهزادنیا، شراره دولتآبادی، ملیكا اصلانی و... بازی میكنند و فیلمبرداری آن را هم محمود كلاری برعهده داشته است. منتقدان سینما در كنار <بید مجنون> سه فیلم <بچههای آسمان>، <رنگ خدا> و <باران> را هم جزو فیلمهای ماندگار سینمایایران به شمار آوردهاند؛ ضمن اینكه بچههای آسمان در سال ۱۹۹۷ بهعنوان یكی از پنج كاندیدای دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان جشنواره اسكار معرفی شده بود. بازتاب مثبت اكران اخیر <بید مجنون> در آمریكا، ما را برآن داشت كه ضمن تحلیل این فیلم برخی گزارشها و نقدهایی را كه از سوی روزنامهها و نشریات آمریكایی ارائه شده است در اینجا بیاوریم. نابینایان در فیلمهای مجید مجیدی جایگاه خاصی دارند. مجیدی در <رنگ خدا> تلاش میكند تا بیتوجهی جامعه به محمد، كودك نابینا را گوشزد كند. در <بید مجنون> هم با یك استاد دانشگاه نابینا به نام یوسف روبهرو هستیم كه عرفان و ادبیات درس میدهد. یوسف البته بعد از عمل جراحی بینایی خود را به دست میآورد، اما این بینایی به بهای تردید وی نسبت به همه چیز تمام میشود. یوسف (پرویز پرستویی) شخصیت ۴۵ ساله بید مجنون، به خط بریل میخواند و مینویسد و اشعار مولانا را در دانشگاه تهران تدریس میكند. استیفن هولدن (تحلیلگر نیویورك تایمز) درباره این شخصیت اصلی مینویسد: <اگر <رنگ خدا> و <بید مجنون> را از زاویهای یكسان نگاه كنیم، یوسف میتواند بدیل شهری شده و رشد یافته محمد باشد.> یوسف بعد از بازیافتن بینایی، با مسائل مادی مواجه میشود و در اولین قدم با یك نگاه، عاشق دختری میشود كه هیچ سنخیتی با او ندارد. كار به جایی میرسد كه همسر و دختر یوسف او را ترك میكنند و حتی مادرش براثر این ماجرا میمیرد. مجیدی در <بید مجنون> خود را درگیر اخلاقگرایی سطحی و نازل مرسوم نمیكند؛ حتی اگر این رویه به بهای سرزنش كردن شخصیت اصلی بهعنوان انسانی سطحی و بیاعتقاد تمام شود. یوسف بعد از بازیابی دوباره بیناییاش گویی كه از بهشت عدن به زمین هبوط كرده. او كه در هفتسالگی به دنبال تصادف بیناییاش را از دست داده بود، تا قبل از بازیابی دوباره بیناییاش در معصومیتی مثال زدنی به سر میبرد و همچون محمد در <رنگ خدا>، در سفر درونی خود غرق بود، اما همه چیز با بازیابی دوباره بینایی این مرد نابینا عوض میشود. هولدن در اینباره مینویسد: <یوسف درمییابد كه دیگر نابینا نیست و بینایی را فرصت مغتنمی میشمرد. با این حال ناگهان بهشت گمشده خویش را به خاطر میآورد و خودش را بهعنوان یك شخص لوده میبیند.> همانطور كه هولدن در نقد خود یادآور میشود، زمانی كه تماشاگر فیلم با شادی كوتاه مدت یوسف به دنبال بازیافتن بیناییاش مواجه میشود از خود میپرسد حالا كه چی؟! آیا این شادی زودهنگام میتواند تا انتهای فیلم ادامه یابد؟ تماشاگر اینجای كار با صحنهای از فیلم روبهروست كه یوسف از پاریس (محل انجام عمل جراحی) به فرودگاه تهران برگشته و در حلقه دوستان و آشنایان قرار گرفته. همه چیز خوب است ولی آیا زندگی شادتری در انتظار یوسف است؟! پاسخ منفی است؛ چون دردسرهایی در انتظار اوست. هولدن باز مینویسد: <یوسف در ماهها و هفتههای بعد شرنگ تلخ زندگی را تجربه میكند. در محل كار با یك جیببر روبهرو میشود و چشمانش از نزدیك سرقت را میبیند. مدتی بعد عاشق دختر جوانی میشود و كار تا مرحله طلاق از همسرش پیش میرود... این جا یوسف به زانو درمیآید.> نگاه سمبلیك مجیدی به هستی در این فیلم كاملا مشهود است با این تفاوت كه او در <بید مجنون>پا را یك پله فراتر گذاشته و به بیان روایی تازهای رسیده است. استیفن وایتی (تحلیلگر استار لدگر) در اینباره مینویسد: <بید مجنون، روایتی كامل و بدیع از مجیدی است كه در آن شاهد مرحلهای جدید از كار این كارگردان هستیم. قعطا این فیلم دریچهای تازه را به روی سینمای ملی ایران میگشاید.> در كنار این تحلیل و همچنین تحلیل نیویورك تایمز، دیگر مطبوعات آمریكا هم طی هفتههایی كه از اكران <بید مجنون> در این كشور میگذرد به نگارش نقدها و تحلیلهایی در مورد آن دست زدهاند. جان اندرسون از روزنامه نیوز دی ضمن ستایش این فیلم مینویسد: <آیا شما قادر هستید از موضعی مناسب فیلمی درباره یك نابینا بسازید؟ پاسخ منفی است؛ چرا كه تنها مجید مجیدی میتواند بدون هرگونه دشواریای چنین فیلمی را بسازد. مجیدی معتقد است این جهان (جهان ناسوت) جایی است كه اخلاقیات در آن نادیده گرفته میشود، پس زمانی كه نابینایی چون یوسف در این جهان بیناییاش را باز مییابد پا به قلمرو گناه میگذارد.> تحلیلگر تایم اوت هم دیدگاهی مشابه دیدگاه تحلیلگر نیویورك تایمز در مورد <بید مجنون> دارد. استیفن گرت ضمن مقایسه دو فیلم <بید مجنون> و <رنگ خدا> مینویسد: <بید مجنون حاكی از این استعاره است كه چطور در فرهنگهای مختلف نگاه تند و گزنده افراد نسبت به زندگیشان گسترش مییابد. این فیلم میتواند هشداری باشد به آنهایی كه تمام امیدهایشان را صرف رویاهای سطحی میكنند.> گرت در مورد شاخصههای سینمایی این فیلم اضافه میكند: <هدیهای كه مجیدی در <بید مجنون> به ما پیشكش میكند، بافت سینماییای است كه با ضمههای احساسی توام شده و به اثر او بهعنوان فیلمی عمیق اعتبار بخشیده است.> اكران بید مجنون در آمریكا در ماه گذشته آغاز شده و تنها در هفته اول حدود ۱۵ هزار دلار فروش داشته است. نیویورك اولین شهری بود كه پذیرای نمایش این فیلم شد و قرار است این فیلم در دیگر شهرهای آمریكا هم به نمایش درآید. تماشاگران آمریكایی پیش از این <باران>، <بچههای آسمان> و <رنگ خدا> را هم در سینماهای كشورشان تماشا كردهاند؛ هر چند فیلم <رنگ خدا> در این میان ركوردار بوده و پرفروشترین فیلم ایرانی در آمریكا به حساب میآید. در سالهای اخیر شركت میراماكس مسوولیت پخش <باران> و <بچههای آسمان> را در آمریكا برعهده داشته و پخش كننده <رنگ خدا> سونی پیكچرز بوده است. فیلم <بید مجنون> هم توسط شركت نیویوركر در آمریكا درحال پخش است. ● از بازیگری تا فیلمسازی مجید مجیدی در دهه ۶۰ بازیگر بود و در دهه ۷۰ كارگردان. او فیلمسازی را با ساخت فیلم <بدوك> در سال ۱۳۷۰ آغاز كرد؛ هر چند تا قبل از آن در قالب بازیگر در فیلمهایی چون توجیه ۱۳۶۰۰)، استعاذه ۱۳۶۱۱)، مرگ دیگری ۱۳۶۱۱)، دو چشم بیسو ۱۳۶۲۲)، بایكوت ۱۳۶۴۴) ، تیرباران ۱۳۶۵۵)، تا مرز دیدار ۱۳۶۸۸)، در جستوجوی قهرمان ۱۳۶۸۸)و شنا در زمستان ۱۳۶۸۸) بازی كرده بود. مجیدی بعد از <بدوك> فیلم پدر۱۳۷۴۴)را ساخت؛ ولی این <بچههای آسمان> ۱۳۷۵۵) بود كه نام وی را بهعنوان یك كارگردان تاثیرگذار سرزبانها انداخت. در <بچههای آسمان> تلاش پسربچهای روایت میشود كه به دنبال گرفتن جایزه دوم و نه جایزه اول یك مسابقه است؛ چرا كه خواهر او كفش ندارد و جایزه دوم این مسابقه هم یك جفت كفش است! نگاه ژرف و هستی شناسانهمجیدی در فیلم بعدی او <رنگ خدا> ۱۳۷۷۷) رنگ و بوی دیگری میگیرد و او دغدغههای خود را كه بر مبنای یك اخلاقگرایی تلخ و منتقدانه قرار دارد، دنبال میكند. در فیلم كوتاه <خدا میآید> هم این نگاه تقویت میشود تا فیلم<باران> ۱۳۷۹۹) كه بار دراماتیك قویای دارد و در آن مسائل احساسی و عاطفی یك جوان محور داستان قرار میگیرد. مجیدی در فیلم جدیدش آواز <گنجشگها> كه روزهای پایانی فیلمبرداری آن سپری میشود، داستان كریم، كارگر مزرعه پرورش شترمرغ را بازگو میكند كه در حاشیه شهر و در خانهای كوچك زندگی میكند. حوادثی در مزرعه منجر به اخراج كریم از كار میشود و او به شهر میآید. تا كار جدیدی پیدا كند اما و در آنجا زندگیاش دستخوش تغییر میشود. مجیدی در این فیلم هم همچون فیلمهای قبلیاش سراغ حاشیههای جامعه رفته است. البته هنوز زود است كه در مورد این فیلم قضاوت شود و باید منتظر ماند و دید این كارگردان در آخرین ساخته سینماییاش چه نگاهی را دنبال كرده است.
فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس» در میان نامزدهای جشنواره فیلم اروپا
پیش فهرست نامزدهای این دوره از جوایز فیلم اروپا، در حالی اعلام شده كه فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس»، به كارگردانی «مرجانه ساتراپی» از جمله این نامزدهاست.
پیش فهرست نامزدهای این دوره از جوایز فیلم اروپا، در حالی اعلام شده كه فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس»، به كارگردانی «مرجانه ساتراپی» از جمله این نامزدهاست. به نقل از سایت خبری هالیوود ریپورتر، فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس» كه طی چند ماه گذشته مورد استفاده تبلیغاتی رسانههای غربی قرار گرفته بود، نامزد این دوره از جوایز فیلم اروپا شد. این فیلم كه چند ماه پیش جایزه ویژه هیئت داوران كن را از آن خود كرد، براساس دو كتاب مصور «ساتراپی»، توسط خود او و با همكاری «ونسان پارونو»، فیلمساز فرانسوی ساخته شده است، این فیلم تصویرگر خاطرات دختری چهارده ساله سركشی است كه به ادعای سازنده فیلم، پس از انقلاب اسلامی، ناگهان خود را در تهرانی كاملا سنتی و مذهبی مییابد و او كه نمیتواند با وضع موجود خود را تطبیق دهد توسط والدینش به وین فرستاده میشود. به گزارش هالیوود ریپورتر،فیلم «۴ ماه و ۳ هفته و ۲ روز» ساخته «كریستیان مونگیو» محصول كشور رومانی و برنده جایزه نخل طلایی جشنواره كن از دیگر فیلمهایی است كه در این دوره از رقابتهای فیلم اروپا نامزد شده است. علاوه بر دو فیلم «پرسپولیس» و «۴ ماه و ۳ هفته و دو روز»، ۴۰ كاندیدای دیگر بستمین جشنواره فیلم اروپا عبارتند از: «آلاتریست» ساخته «آگوستین دیاز یانس» محصول (فرانسه / اسپانیا / آمریكا) «الكساندرا» ساخته «الكساندر سوكوروف» محصول (روسیه / فرانسه) «هنر گریه كردن» ساخته «پیترشونو فاگ» محصول (دانمارك / نروژ) «بازدید گروه» ساخته «اران كولیرین» محصول (رژیم صهیونیستی / فرانسه) «تبعید» ساخته «آندری زویاگینتسف» محصول (روسیه) «Belle Toujours» ساخته «مانوئل دی اولیویرا» (پرتغال / فرانسه) «كتاب سیاه» ساخته «پل ورهوفن» ساخته (هلند / آلمان / بلژیك / بریتانیا) «بچه ها» ساخته «راگنار براگاسون» (ایسلند) «Christmas Tree Upside Down» ساخته «ایوان چركلوف و واسیل ژیوكوف» محصول (بلژیك / آلمان) «مرز بهشت» ساخته «فتیح آكین» محصول (آلمان / تركیه) «ادوارت» ساخته «آنجلیكا آنتونیو» محصول (یونان / آلمان) «تخم مرغ» ساخته «سمیت كاپلانوگلو» محصول (تركیه / یونان) «خلاءها» ساخته «یان اسوراك» محصول (جمهوری چك / بریتانیا / دانمارك) «خداحافظی فالكنبرگ» ساخته «یسپر گانسلانت» محصول (سوئد / دانمارك) «چهار دقیقه» ساخته «كریس كراس» محصول (آلمان) «Fraulein» ساخته «آندرا استاكا» ساخته (سوئیس / آلمان) «واردات صادرات» ساخته «اولریش سیدی» محصول (اتریش) «به یاد خودم» ساخته «ساوریو كوستانزو» محصول (ایتالیا) «آیرینا پالم» ساخته «سام گابارسكی» محصول (بلژیك / آلمان / لوكزامبورگ / بریتانیا / فرانسه) «من به پادشاه انگلستان خدمت كردم» ساخته «ییری منزل» محصول (جمهوری چك / اسلواكی) «شهر گوشخراش» ساخته «بالتازار كورماكور» محصول (ایسلند / آلمان / دانمارك) «خانم چاترلی» ساخته «پاسكال فرن» محصول (فرانسه) «آخرین پادشاه اسكاتلند» ساخته «كوین مكدانلد» محصول (بریتانیا) «زندگی به رنگ صورتی» ساخته «الیور دان» محصول (فرانسه / جمهوری چك / بریتانیا) «شغل یك مرد» به كارگردانی «الكسی سالمنپرا» محصول (فنلاند) «برادر من فقط یك بچه است» ساخته «دانیل لوچتی» محصول (ایتالیا) «شب گل های آفتابگردان» ساخته «خورخه سانچز - كابزودو» محصول (اسپانیا / پرتغال / فرانسه) «یك بار» ساخته «جان كارنی» محصول (ایرلند) «عطر: داستان یك جنایت» ساخته «توم تیكور» (آلمان / فرانسه / اسپانیا) «ملكه» ساخته «استفن فریرز» محصول (بریتانیا / فرانسه / ایتالیا) «تكرار» ساخته «یواكیم تریر» محصول (نروژ / سوئد) «Savior s Square» ساخته «جوانا كاس - كروز و كریستف كروز» محصول (لهستان) «دزدان» ساخته «خائیم ماركز» محصول (اسپانیا) «اینجا انگلستان است» ساخته «شین میدوز» محصول (بریتانیا) «تله» ساخته «سردان گولوبوویچ» محصول (صربستان / آلمان / مجارستان) «ناشناس» ساخته «جوزپه تورناتوره» محصول (ایتالیا / فرانسه) «پیشخدمت» ساخته «الكس فان وارمردام» محصول (هلند / بلژیك) «با دوستانی مثل این» ساخته «فلیكس فان گرونینگن» محصول (بلژیك) «بی رحم» ساخته «المر راگالی» محصول (مجارستان) «تو، زندگی» ساخته «روی آندرسون» محصول (سوئد / آلمان / فرانسه / دانمارك / نروژ). به گزارش هالیوود ریپورتر، نامزدهای رسمی این دوره از رقابتها فیلم اروپا توسط هزار و ۸۰۰ عضو انجمن فیلم اروپا در هفت بخش انتخاب شده و اسامی آنها سوم نوامبر سال میلادی جاری در جشنواره فیلم سویلا اعلام خواهد شد. برندگان این رقابتها نیز ۱ دسامبر در برلین اعلام میشود.
بیاعتمادی ایرانیها به فیلمساز آمریکایی
ساختهشدن فیلمی مستند از رئیس جمهور به کارگردانی الیور استون بین سینماگران ایرانی هم بازتابهای مختلفی دارد؛ برخی سکوت میکنند و برخی دیگر معتقدند نباید به یک فیلمساز آمریکایی اعتماد کرد.
ساختهشدن فیلمی مستند از رئیس جمهور به کارگردانی الیور استون بین سینماگران ایرانی هم بازتابهای مختلفی دارد؛ برخی سکوت میکنند و برخی دیگر معتقدند نباید به یک فیلمساز آمریکایی اعتماد کرد. در خصوص ساخت فیلم مستند رئیس جمهور فیلمسازانی چون سعید ابراهیمیفر، فرجالله سلحشور، بیژن بیرنگ، ابوالفضل جلیلی، حمید بهمنی و ابوالقاسم طالبی اظهار نظر کردند؛ برخی به گفتن یک جمله بسنده کردند، برخی دیگر به شکل مبسوط نظرات خود را ارائه دادند و برخی هم مثل جلیلی ... ابراهیمی فر در این باره گفت: "هر وقت استون به ایران آمد من باورم می شود که چنین مسئله ای صحت دارد و آن وقت می شود راجع به آن نظر داد." طالبی افزود: "صلاح کار خویش خسروان دانند" و جلیلی گفت: "هیچ نظری ندارم." سلحشور هم گفت: "رئیس جمهور مشاوران خوبی دارد که می توانند بهترین تصمیم را بگیرند؛ اما من به عنوان یک فیلمسازایرانی به هیچ عنوان به یک فیلمساز آمریکایی اعتماد ندارم، هر چقدر استون فیلمسازی صادق و افشاگر باشد، در هر حال آمریکایی است و چرا باید این امکان در اختیار یک آمریکایی قرار بگیرد؟ مگر فیلمسازان ایرانی نمی توانند برای رئیس جمهورشان فیلم بسازند؟" بهمنی در این باره چنین گفت: "الیور استون فیلمسازی است که آثاری افشارگرانه در زمینه سیاست های آمریکا ساخته و در فیلم هایش نیز تحلیلهای خوبی ارائه داده؛ اما در هر حال او از هالیوود آمده و نگاه صهیونیستی آنها را پشت سر خود دارد و همین عامل کمی ما را نگران می کند." بیرنگ هم درباره ساخته شدن فیلمی مستند درباره رئیس جمهور به دست فیلمسازی آمریکایی اظهار داشت: "به نظرم با توجه به کارنامه ای که الیور استون در زمینه مستندسازی از خود به جا گذاشته، حس می کنم فیلم او از دکتر احمدی نژاد اثر خوبی از آب دربیاید."
اعتماد به بخشی از "شیطان بزرگ"
ماجرای ساختهشدن فیلمی مستند از زندگی دکتر محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران به کارگردانی الیور استون وارد مرحلهای تازه شده و گروه مشاوران رئیس جمهور به شکل رسمی فعالیت خود را در این زمینه آغاز کردهاند.
ماجرای ساختهشدن فیلمی مستند از زندگی دکتر محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران به کارگردانی الیور استون وارد مرحلهای تازه شده و گروه مشاوران رئیس جمهور به شکل رسمی فعالیت خود را در این زمینه آغاز کردهاند. خبر ساخت فیلمی مستند از زندگی رئیس جمهور ایران در یکی از جلسات عمومی هیئت اسلامی هنرمندان توسط سیدعلیرضا سجادپور مطرح شد. او در این مراسم گفت: "الیور استون فیلمساز آمریکایی برای ساخت فیلمی درباره محمود احمدی نژاد درخواست سفر به ایران را مطرح کرده است." اعلام این خبر از سوی سجادپور بازتابی گسترده در مطبوعات و خبرگزاری ها داشت. او بلافاصله پس از آن در گفتگویی اعلام کرد خبر را از یک منبع موثق شنیده و در صحت آن تردیدی ندارد. سجادپور سپس موضع خود را درباره فیلم مستند رئیس جمهور اینچنین بیان کرد: "در نقاط مختلف آمریکای مرکزی و جنوبی که به طور سنتی حیاط خلوت آمریکا محسوب می شد، حالا احمدی نژاد به عنوان نماینده کشور مسلمان و انقلابی ایران ارتباطات گسترده سیاسی ـ اقتصادی برقرار می کند و همچنین در سفرهای ایشان به آن کشورها شاهد بوده ایم که ایشان به محبوبیتی عجیب و غریب دست یافته اند. همین قضیه موجب می شود ما از این قضیه که الیور استون می خواهد درباره احمدی نژاد فیلم بسازد استقبال کنیم." ساخت این فیلم مستند در رسانه های خارجی نیز بازتابی گسترده داشت. ابتدا شبکه فاکس نیوز این خبر را جعلی خواند؛ اما بلافاصله یکی از دست اندرکاران دفتر مشاور رئیس جمهور اعلام کرد خبر شبکه فاکس نیوز حقیقت ندارد و جعلی است، چرا که درخواست استون به شکل کاملا رسمی به دفتر رئیس جمهور اعلام شده است. اما در همین رابطه روزنامه گاردین و سایت خبری کانتکت میوزیک خبری منتشر کردند که جعلی بودن خبر شبکه فاکس نیوز را آشکار ساخت. در خبر این دو رسانه آمده بود الیور استون برای اولین بار از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای ساخت فیلمی حماسی درباره احمدی نژاد درخواست همکاری کرده است. اما دو روز پس از انتشار این خبر، یعنی روز دهم تیرماه مهدی کلهر در گفتگویی از پاسخ منفی رئیس جمهور به درخواست الیور استون خبر داد و گفت: "جواب منفی دکتر احمدی نژاد را برای الیور استون فرستادم، چرا که درست است این فیلمساز در آمریکا به عنوان اپوزیسیون مطرح است، اما اپوزیسیون هم در آمریکا بخشی از شیطان بزرگ است." کلهر در ادامه همین گفتگو از مخالفت صریح رئیس جمهور با ساخت این فیلم خبر داد و تصریح کرد: "در این دو سال از سوی استکبار جهانی تلاش زیادی شده که چهره مطلوب خودشان را از دکتر احمدی نژاد بسازند، نه چیزی که در حقیقت وجود دارد که البته این موضوع ترفندی قدیمی در رسانه های آمریکاست و سابقه ای پنجاه ساله دارد." پاسخ منفی احمدی نژاد به درخواست الیور استون در رسانه های خارجی بازتابی گسترده پیدا کرد. روزنامه گاردین در این باره نوشت: "با وجود درخواست مشتاقانه الیور استون از مقامات ایرانی برای ساخت فیلمی مستند درباره رئیس جمهور ایران، اما با توجه به چارچوب فکری ایران نسبت به دولت آمریکا، این فیلمساز آمریکایی عضوی از همان شیطان بزرگ معرفی شده است." اما در همین رابطه استون اعلام کرد به شکل رسمی از سوی مسئولان دولت ایران پاسخ منفی دریافت نکرده است. بیانیه استون در همین رابطه در مجله سینمایی واریتی به چاپ رسید که در آن آمده بود: "طی این سال ها لقب های بسیاری به من داده اند، ولی تاکنون کسی به من "شیطان بزرگ" نگفته بود." روزنامه های لس آنجلس تایمز، واشینگتن پست، هرالد تریبیون، وست استرالیا، اورشلیم پست و ... رسانه هایی بودند که اقدام به چاپ بیانیه استوان کردند. مهدی کلهر پس از انتشار این بیانیه در پاسخ به اظهارات استون گفت: "پاسخ منفی رئیس جمهور به شکل تلفنی توسط منشی من به رابط ما و الیور استون ارائه شده است." پس از وقوع این اتفاقات ساخت فیلم استون در ظاهر منتفی شد؛ اما همه چیز بار دیگر با تشکیل دومین نشست هیئت اسلامی هنرمندان در روز ۲۶ مردادماه آغاز شد. این بار هم سجادپور حامل خبری جدید از این پروژه بود. او در این نشست گفت: "میشله میلکسون به عنوان مدیر تبلیغاتی و برنامه های الیور استون طی درخواست مجدد علاقه این فیلمساز به تولید مستند درباره محمود احمدی نژاد را در راستای گفتگوی دو ملت ایران و آمریکا اعلام کرده است." سرانجام پس از کش و قوس های بسیار دکتر محمود احمدی نژاد در آخرین کنفرانسی مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی موافقت خود را با ساخته شدن این فیلم مستند اعلام کرد. او در این رابطه گفت: "من به طور اصولی مخالفتی با این کار ندارم. ولی چارچوب آن باید با همکاران ما هماهنگ شود." جواد شمقدری مشاور هنری احمدی نژاد نیز بلافاصله در اظهار نظری اعلام کرد جواب قطعی به استون داده نشده است. او گفت : "ما باید روی نیت واقعی الیور استون اطمینان پیدا کنیم." پس از این اظهار نظر، شمقدری شرط های ساخت مستند احمدی نژاد برای استون را تشریح و خاطرنشان کرد: "از استون طرح فیلمنامه اش را خواهیم خواست و یکی از شروطمان این است که دوربین ایشان صحنه و نماهایی را که می خواهد همزمان با رخ دادن اتفاقات بگیرد و چیزی را بازسازی نکند." پس از اعلام موافقت رئیس جمهور و اعلام شروط از سوی مشاور هنری وی، پایگاه اطلاع رسانی "سینمای ما" در گزارشی اعلام کرد سایت سینمایی Imdb در خبری اعلام کرده که استون در پی مهیا کردن مقدمات سفر به ایران برای ساخت این فیلم است.
مبارزه با محصولات سینمایی غیرمجاز ادامه دارد
بیش از ۸۹ هزار کپی غیرمجاز، ۱۱ هزار فیلم غیراخلاقی، ۵۵ هزار برگ اقلام چاپی و ۶۰ رایتر در جریان عملیات مبارزه با محصولات غیرمجاز سینمایی هفته گذشته در تهران کشف و ضبط شد.
بیش از ۸۹ هزار کپی غیرمجاز، ۱۱ هزار فیلم غیراخلاقی، ۵۵ هزار برگ اقلام چاپی و ۶۰ رایتر در جریان عملیات مبارزه با محصولات غیرمجاز سینمایی هفته گذشته در تهران کشف و ضبط شد. روابط عمومی دبیرخانه ستاد هماهنگی مبارزه با محصولات غیرمجاز سینمایی وزارت ارشاد اعلام کرد در این اقدام همچنین در بازرسی از ۲۱ واحد صنفی عرضهکننده محصولات سمعی بصری و سینمایی، فیلمهای کپی غیرمجاز و غیراخلاقی کشف و ضبط و تمام اقلام کشف شده به پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران بزرگ انتقال داده شده است. این اقدامات طی پنج عملیات با هماهنگی و همکاری پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران و اتحادیه تهیه کنندگان انجام گرفته است.
قصد ترویج ازدواج مجدد را نداشتم
گفت وگو با وحید نیکخواه آزاد کارگردان «نصف مال من، نصف مال تو»
«نصف مال من، نصف مال تو» دومین فیلم وحید نیکخواه آزاد با فروش متوسط روزی ۱۰ میلیون تومان اکران نسبتاً موفقی را پشت سر می گذارد که این موفقیت بیشتر مدیون حضور بازیگران محبوب و پرطرفدار و فضای کمدی فیلم است. البته مضمون فیلم که در رابطه با مشکلات به وجود آمده برای یک مرد دوزنه است همان روزهای اول اکران مورد اعتراض جمعی از فمینیست ها قرار گرفت به طوری که آنها با انتشار اطلاعیه یی در یک وبلاگ «این فیلم را در راستای دفاع از مردانی که دارای چند همسر هستند دانسته و نمایش آن را توجیهی برای پدیده چندهمسری در جامعه به شمار آوردند... به عقیده این گروه فیلم «نصف مال من، نصف مال تو» نگاهی تحقیرآمیز به زنان جامعه ایرانی دارد و مردان چند زنه را مظلوم و بی گناه جلوه داده است...»به هر حال جای تردید نیست که این گونه اظهارنظرها و حواشی پرسروصدا همواره به نفع فیلم و سازندگانش تمام می شود و اگر غیر از این بود شاهد حضور جمع کثیر پدر و مادرها به همراه بچه هایشان در سالن های نمایش دهنده «نصف مال من، نصف مال تو» نبودیم. آنچه مسلم است، دومین ساخته وحید نکیخواه آزاد بعد از فیلم کودکانه «علی و دنی» بیش از آنچه متعلق به سینمای کودک باشد در گونه سینمای کمدی و خانواده می گنجد و مضمون جنجال برانگیز آن هم بیش از پیش باعث ایجاد این فاصله شده است. ظاهراً باید بپذیریم که نسل کودک امروز سهم ناچیزی از این سینما دارد که آن هم در لابه لای روابط بزرگترها گم شده است. ● آقای نیکخواه فروش فیلم تان خوب است، پیش بینی چنین فروشی را داشتید؟ شاید با عدد و رقم پیش بینی نکرده باشم، ولی من برخلاف خیلی از دوستانی که چه در زمان تولید و چه در زمان قبل از اکران و در مرحله پخش با آنها صحبت می کردم همیشه مطمئن بودم که فیلم فروش خوبی می کند. ● آیا الان از رقم فروش فیلم راضی هستید؟ چون در فیلم هیچ سهمی ندارم قاعدتاً چیزی از فروش آن نصیب من نمی شود ولی فروش بالای فیلم از این جهت برای من اعتبار محسوب می شود که نشان می دهد می توانم فیلم پرفروش بسازم. البته تصور من این است که شاید اگر امکانات یک فیلم دیگر که همزمان با فیلم «نصف مال من...» اکران شده را داشتیم از جمله تعدد تیزرهای تلویزیونی رایگان و با تخفیف زیاد، آن وقت فروش فیلم به مراتب خیلی بالاتر می رفت. ● شما در زمان مسوولیت آقای رضاداد در بنیاد فارابی حدود سه سال مدیریت واحد کودک و نوجوان را بر عهده داشتید و ظاهراً فیلمنامه «نصف مال من، نصف مال تو» محصول همان دوران است... فیلمنامه محصول آن دوران نیست در واقع کتابی که ما فیلمنامه را از روی آن اقتباس کردیم در شورای اقتباس از آثار ادبیات کودکان در آن دوره فارابی که من مسوولیت این شورا را بر عهده داشتم رد شد و در حقیقت واجد صلاحیت تشخیص داده نشد برای اینکه فیلمنامه یی از روی آن اقتباس شود. ولی من مطمئن بودم که این کتاب ظرفیت خوبی برای تبدیل شدن به فیلمنامه و اثر سینمایی دارد. چیزی که حاصل آن دوران است جمع بندی یی است که من را به اقتباس از این رمان امیدوار کرد. در واقع تجربه سال ها حضورم در عرصه سینمای کودک و چند سال مدیریت در فارابی من را به این نتیجه رساند که باید به سمت ساخت فیلم هایی برویم که در آن واحد هم مخاطب کودک و نوجوان داشته باشد و هم بزرگسال، یعنی خانواده ها. این شاید مهمترین جمع بندی من از آن دوران باشد و این قصه را هم بر همین مبنا انتخاب کردم. ● فیلمنامه «نصف مال من،...» اقتباسی از رمان «فصل زرد» نوشته مصطفی خرامان است که حال و هوای تلخ تری نسبت به فیلم شما دارد، ظاهراً شما و آقای عبداللهی تغییرات زیادی را در قصه ایجاد کرده اید... موقعیت «بهرام وفایی» در هر دو اثر هم کتاب و هم فیلم یکی است یعنی دو بار ازدواج کرده، دو تا فرزند دختر هم سال دارد و مواردی از این دست، اما شخصیت های دیگر و سیر ماجراها کاملاً در کتاب و فیلم با هم متفاوت است. ● آیا این تغییرات با موافقت نویسنده رمان صورت گرفت؟ ممکن است ایشان با بعضی از تغییراتی که اعمال شده موافق نباشد ولی در مجموع این اعتماد را داشت و این آزادی عمل را به آقای اصغر عبداللهی به عنوان فیلمنامه نویس و من به عنوان کارگردان داد که این قصه را به آن شکلی که می خواهیم به فیلم تبدیل کنیم. ● آیا به غیر از شما اعضای کارگاه فیلمنامه نویسی روز هم در نگارش فیلمنامه همفکری داشتند؟ اصولاً هدف تان از تشکیل این کارگاه چه بود؟ من بعد از اینکه از فارابی بیرون آمدم کارگاه فیلمنامه نویسی «روز» را راه انداختیم. آقای عبداللهی سرپرست این کارگاه بودند و جلسات با حضور ۷-۶ نفر از فیلمنامه نویس ها در دفتر ما تشکیل می شد که آقای «خرامان» هم یکی از اعضای این کارگاه بودند. این کارگاه با اینکه یک دوره کوتاهی تشکیل می شد ولی خیلی نتایج خوبی برایمان به همراه داشت. زمانی که آقای عبداللهی نسخه اولیه فیلمنامه «نصف مال من، نصف مال تو» را نوشتند در کارگاه خوانده شد و در مراحل بعدی چه قبل از اینکه تهیه کننده برای ساخت آن پیدا شود و چه بعد از آن فیلمنامه حدود ۷-۶ بار مورد بازنگری قرار گرفت و در این مراحل بود که نظرات یا نوع سلیقه من هم در فیلمنامه اعمال شد ولی باز هم توسط خود آقای عبداللهی، یعنی این طور نبود که مثلاً ایشان فیلمنامه را بنویسند و من دوباره آن را بازنویسی کنم. در واقع می توانم بگویم یک کار تیمی خیلی خوبی انجام شد که من امیدوارم بتوانیم در موارد دیگر هم این رویه را ادامه دهیم. ● شاید بتوان یکی از دلایل موفقیت فیلم در گیشه را حضور بازیگران مطرح و محبوب و امتحان پس داده در ژانر کمدی در نقش های اصلی به شمار آورد، آیا انتخاب این هنرپیشه های خاص از ابتدا با همین هدف صورت گرفته بود که موفقیت فیلم را تضمین کنند؟ توجه زیاد به حضور بازیگران سرشناس در این فیلم خواسته تهیه کننده بود و در واقع او باید دستمزد بازیگران را می داد و من هم از این موضوع استقبال کردم که این تعداد بازیگر مطرح را در فیلمم داشته باشم. ولی کلاً این تجربه را در سینمای ایران داشته ایم که صرف وجود چند تا بازیگر خوب در یک فیلم نمی تواند تضمین کننده موفقیت آن فیلم باشد. مثال بارز من فیلم «زمانه» ساخته آقای صلاحمند است که هدیه تهرانی، محمدرضا گلزار و گلشیفته فراهانی بازیگرانش بودند و نتیجه فیلم را هم که دیدیم چطور شد. من نگفتم که بازیگر خوب و مطرح صددرصد عامل موفقیت فیلم است ولی در فیلم شما بازیگرانی حضور دارند که به دلیل محبوبیت در میان عامه تماشاگران و سابقه ذهنی مخاطب از نقش های کمدی آنها به نوعی برگ برنده این فیلم به شمار می آیند... اتفاقاً من اصلاً منکر اهمیت بازیگر نیستم ولی در این فیلم صرف نظر از آقای شریفی نیا و خانم مریلا زارعی که یکی دو تا تجربه مثل کارهای آقای وحیدزاده را داشته یا خانم شهره لرستانی بقیه بازیگران اصلی فیلم چندان به عنوان بازیگر فیلم های کمدی شناخته شده نیستند... ● آقای آئیش و آقای سلیمانی که خیلی تجربه کار کمدی دارند... بله، قبول دارم و شاید به همین دلیل است که خیلی خوب توی فیلم جا افتاده اند. به هر حال موفقیت یک فیلم مدیون خیلی چیزها است از جمله تهیه کننده خوب، فیلمنامه نویس خوب، کارگردانی که کارش را بلد باشد، بازیگران خوب و خیلی عوامل دیگر. اما به نظر من مهمترین عامل موفقیت «نصف مال من، نصف مال تو» در قصه پرپیچ و خم و پرتعلیق آن است، یعنی وجه پر و پیمان بودن قصه حتی از وجه کمدی فیلم در موفقیت یک فیلم بیشتر تاثیر می گذارد. به نظرم باید روی این نکته یی که بارها تکرار شده توافق کنیم که مشکل اصلی در سینمای ایران فیلمنامه است و مشکل اصلی فیلمنامه خط قصه است، یعنی ما معمولاً قصه هایی را انتخاب می کنیم که ظرفیت یک کار نود دقیقه یی را ندارد. در حالی که ما قصه یی داشتیم که بعد از تدوین ۱۳۵ دقیقه فیلم داشتیم و بعد آن را فشرده کردیم و به صد دقیقه رساندیم. ● قصه «نصف مال من، نصف مال تو» جدای از جنبه های کمدی و سرگرم کننده اش به نوعی قابلیت بدفهمی دارد، یعنی دقیقاً روی خطی حرکت می کند که می تواند یک طرف آن جسارت و طرف دیگرش «پرده دری» باشد که همین وجه دوم نیز تاکنون بازتاب های منفی را به خصوص از سوی تماشاگران زن و حتی فمینیست ها به همراه داشته است، با توجه به بروز بحث هایی جنجالی در رابطه با ازدواج موقت و ازدواج مجدد که چالش های فراوانی در جامعه ایجاد کرد و حتی به مجلس هم کشیده شد، آیا فکر نمی کنید فیلم هایی با مضمون «مرد دوزنه» و توجیه این مساله به نوعی دامن زدن به این گونه بحث ها و رواج یا عادی جلوه دادن این گونه رفتارها در جامعه محسوب می شود؟ به نظر من اگر تماشاگران زن یا فمینیست هایی که مخالف مضمون فیلم هستند آن را درست تحلیل کنند دیگر اختلافی باقی نمی ماند چرا که قصه «نصف مال من، نصف مال تو» راجع به مردی نیست که زن دارد و توجهش به یک خانم دیگر جلب می شود و می خواهد از روی هوی و هوس با او ازدواج کند بلکه تمام تلاش ما در قصه این بود که بگوییم ازدواج مجدد یک مرد حتی در شرایطی که دو تا خانواده و همسر و فرزندان او از این موضوع بی اطلاع باشند باز هم موقعیت استواری نیست و نمی تواند دوام چندانی داشته باشد و این موضوع در همان ۱۵-۱۰ دقیقه آغاز فیلم کاملاً روشن می شود و بهرام وفایی اعلام می کند که؛ «دیگه خسته شدم، دیگه این وضع را نمی توانم تحمل کنم، دائم همه چیز را دارم قاطی می کنم و می خوام که قضیه را برملا کنم...» یعنی حتی یک فردی که کاملاً زندگی به ظاهر آرامی دارد هم نمی تواند این موقعیت را ادامه بدهد، حالا چه برسد به اینکه آن فرد زندگی آرامی هم نداشته باشد و درگیر چنین موقعیتی بشود. این یک نکته، نکته دیگر اینکه من با کسانی که فیلمی را می سازند برای اینکه حرفی را بزنند یا پیامی را منتقل کنند مخالفتی ندارم و ایرادی به کار آنها نمی گیرم ولی این برای من مهم است که در وهله اول یک قصه جذاب تعریف کنم. من اگر سراغ قصه «نصف مال من، نصف مال تو» رفتم به خاطر زیرساختی بود که این قصه دارد و به ما کمک می کرد بتوانیم یک قصه پرپیچ و تاب تعریف کنیم. همان طور که در یک سری فیلم ها موضوعاتی چون دزدی، قاچاق یا دعوای سر ارث و میراث تبدیل به زیربنای قصه می شود. ما در این فیلم موضوع مردی که دو بار ازدواج کرده را تبدیل به زیربنای قصه مان کرده ایم، یعنی همان طور که در آن فیلم ها نشان می دهیم فردی که دزدی کرده یا قتل مرتکب شده دچار چه گرفتاری هایی می شود اصلاً منظورمان این نیست که بخواهیم دزدی یا قتل را تایید کنیم. در این فیلم هم اصلاً منظورمان این نیست که بخواهیم ازدواج مجدد را تایید کنیم. آنچه برای من مهم بود این بود که قصه یی بگویم که در آن واحد هم بچه ها را جذب کند و هم بزرگترها را. البته طبیعی است که هر وقت قصه یی را تعریف می کنیم یک پیامی هم به همراه خواهد داشت ولی قطعاً پیام این فیلم - اگر درست به آن نگاه شود - این نیست که بخواهیم ازدواج مجدد را تایید کنیم. بحث هایی هم که طی ماه های گذشته در جامعه به وجود آمده بود و سر و صدای زیادی به راه انداخت در حقیقت راجع به ازدواج موقت و مساله صیغه بود چراکه از نظر شرعی و قانونی تکلیف تعدد زوجات کاملاً مشخص است. ● یعنی چون ازدواج مجدد از نظر شرعی حل شده است فیلمسازان می توانند آن را ترویج دهند؟ خیر، من این جمله را در توضیح آن بخش از سوال شما گفتم که به بحث های مطرح شده ماه های اخیر در جامعه اشاره کردید که به مجلس هم کشیده شد و آن در مورد ازدواج موقت و مساله صیغه بود که اصلاً ربطی به این فیلم ندارد. موضوع فیلم من در مورد ازدواج مجدد است که آن را هم اصلاً ترویج یا تایید نمی کنیم و نشان می دهیم امکان ندارد مردی در آن واحد با دو تا زن زندگی کند و روی آرامش را ببیند، اگر هم پیامی راجع به این جنبه از فیلم وجود دارد فقط همین است و نه چیز دیگری. ● از آنجایی که فیلم شما کمدی است نتیجه گیری شما هم از این قضیه شکلی فانتزی پیدا کرده، این گونه که مرد از پنجره سقوط می کند و دو تا زن این را تلافی رفتار او به حساب می آورند، اگر قرار بود خارج از چارچوب قصه یی کمدی این وضعیت را نشان بدهید چه پایانی برایش رقم می زدید؟ من این موضوع را در قالب یک فیلم کمیک مطرح کردم و نمی توانستم شکل واقعی تر آن را نشان بدهم، این را کسی می تواند نشان دهد که قصد دارد فیلمی بسازد که راجع به این موضوع است و می خواهد درباره اش حرف بزند. همان طور که قبلاً هم اشاره کردم من فقط می خواستم یک قصه تعریف کنم و این قصه آن پیچ و خم لازم را به من می داد برای اینکه به آن علاقه مند شوم. اصلاً موضوع این فیلم از نظر من ازدواج مجدد نیست. اما اگر شما اصرار داشته باشید که عقیده من را درباره این قضیه بدانید باید بگویم امکان ندارد یک مرد بتواند در آن واحد با دو تا زن یک زندگی توام با آرامش داشته باشد. از نظر من حرف فیلم «نصف مال من، نصف مال تو» این نیست ولی نتیجه گیری یی که از آن می توان به دست آورد همین است. ● دلیل این همه ارجاع شما به فیلم «خواهران غریب» چیست؟ این ارجاع در یکی دو صحنه فیلم است که دو تا خواهر درباره اش حرف می زنند و موقعیت خودشان را با خواهران دوقلوی آن فیلم مقایسه می کنند. در واقع هم من و هم آقای عبداللهی کلاً ارجاع دادن به فیلم ها و کتاب ها را دوست داریم. همان طور که در این فیلم یک ارجاعی به فیلم «خانه دوست کجاست؟» و یک ارجاعی هم به کتاب «بابالنگ دراز» داده می شود. ما این ارجاع ها را دوست داریم و نظیر این اتفاق ها در سینمای ایران همواره صورت گرفته است. همان طور که مثلاً آقای مخملباف در فیلم «بایسیکل ران» که شباهتی به فیلم «آنها به اسب ها شلیک می کنند» دارد، در صحنه یی از قهوه خانه همین فیلم را در تلویزیون به نمایش می گذارد. ما هم در این فیلم این کار را کرده ایم و قصد ما از این ارجاع ها این است که بگوییم ما خودمان متوجه این شباهت هستیم و این طور نیست که ما از این نکته غافل باشیم. اما در عین حال باز فکر نکردیم که این شبیه بودن مانع از این بشود که ما فیلم خودمان را بسازیم. به هر حال این ارجاع دادن ها یک سنتی است در سینما که به نظر من سنت بدی هم نیست. ● با اینکه دوتا از کاراکترهای اصلی فیلم شما کودک هستند ولی باز هم نمی توان عنوان سینمای کودک را برای آن به کار برد، چون مضمون فیلم ارتباطی به دنیای کودکان ندارد و حتی شاید تماشای آن به نوعی برای این سنین نامناسب باشد، آیا خودتان قبول دارید که فیلم «نصف مال من، نصف مال تو» متعلق به ژانر سینمای کودک و نوجوان نیست؟ قصه «نصف مال من، نصف مال تو» در گونه سینمای کودک و نوجوان نیست و در ژانر سینمای خانواده قرار می گیرد. در خیلی از کشورهای دنیا هم در ادبیات کودکان و هم در سینمای کودک و نوجوان از این نوع قصه ها داریم که خانواده را مخاطب قرار می دهند و این خانواده شامل کودکان هم می شود. در چنین مواردی ما باید قصه یی را تعریف کنیم که بچه ها از درکش عاجز نباشند و دوست داشته باشند که ماجراهای آن را دنبال کنند اما بزرگترها هم جنبه های جالبی را در فیلم ببینند. ● چرا دیگر فیلم هایی همانند دوران طلایی سینمای کودک ساخته نمی شود، فیلم هایی که مضامین آنها صرفاً درباره کودکان و دنیای آنها بود؟ به نظرم در آن دوران طلایی جامعه ما در یک شرایط دیگری به سر می برد، مثلاً آن موقع سینمای کودک خیلی متکی به کمک هایی بود که از سوی وزارت آموزش و پرورش صورت می گرفت در رابطه با بردن بچه های مدارس به سینماهایی که فیلم کودک نمایش می دادند. الان به نظرم می رسد که انقطاع کاملی صورت گرفته است و ما دیگر اصلاً نمی توانیم امیدوار باشیم به اینکه کسی غیر از پدر و مادر و افراد خانواده بچه ها را ببرند به سینما، بنابراین باید فیلمی بسازیم که آن بزرگترهایی هم که همراه بچه ها به سینما می روند از تماشای فیلم لذت ببرند. اگر ما الان هم شرایطی داشتیم که مثلاً آموزش و پرورش به طور وسیع از سینمای کودک حمایت می کرد یا مثلاً کتابخانه های کانون محلی بود برای عرضه فیلم های کودک و نوجوان بدون همراهی بزرگترها با آنان، ما می توانستیم دوباره به همان دوران طلایی برگردیم. ولی در حال حاضر راه دیگری نداریم. دلیلش هم این است که بسیاری از فیلم های کودک و نوجوان که در جشنواره های داخلی و خارجی جایزه می برند، امکان اکران را اصلاً پیدا نمی کنند، من می توانم ۱۰ ، ۲۰ تا فیلم را برای شما نام ببرم. آن فیلم هایی هم که امکان اکران پیدا می کنند جزء آثاری هستند که در گونه سینمای خانواده قرار می گیرند. فیلم هایی مثل «خواهران غریب»، مثل «اسپاگتی در هشت دقیقه»، حتی با یک مسامحه یی فیلمی مثل «گل یخ». بقیه یا امکان اکران پیدا نمی کنند مثلاً آقای غلامرضا رمضانی سه تا فیلم اکران نشده دارد و خیلی های دیگر و آن تعداد از فیلم هایی هم که از کودکان اکران شد، می توانیم بگوییم که اینها اصلاً اکران نشده اند. فیلم هایی مثل «کودکانه»، «روز کارنامه»، «مربای شیرین» و «من بن لادن نیستم» به قدری بد اکران شدند که اصلاً می توانیم بگوییم اکران نشده اند. با این شرایط تنها راه این است که برویم به سمت قصه هایی که مورد توجه خانواده ها قرار بگیرد، یعنی پدر و مادرهایی که بچه هایشان را سینما می برند وقتی از سینما بیرون می آیند، به پدر و مادرهای دیگر هم توصیه کنند که بچه هایتان را ببرید این فیلم را ببینند و مطمئن باشید که خودتان هم حوصله تان سر نمی رود.بنابراین یک گونه جدیدی باید شکل بگیرد که چیزی بین این دو گونه باشد، یعنی سینمایی بین فیلم کودک خاص و فیلم بزرگسال خاص. ● یعنی دیگر فیلم ها مثل «گربه آوازه خوان» و «دزد عروسک ها» نمی تواند جوابگوی سینمای کودک و نوجوان باشد؟ اتفاقاً به نظر من این فیلم ها هم در ژانر خانواده قرار می گیرند. «گربه آوازه خوان» داستان تلاش دوتا بچه است برای اینکه پدر و مادرشان را پیدا کنند و این طور نیست که بزرگترها در آن فیلم نباشند یا موضوع به آنها مربوط نباشد. یا مثلاً «دزد عروسک ها» که در رابطه با یک خانواده فقیر است که مادر نقش پررنگی در قصه دارد. ● ولی «شهر موش ها» که پرفروش ترین فیلم آن سال ها شد، کاملاً عروسکی بود؟ بله، ولی یادمان نرود که ما حتی اگر آن شرایط دوران طلایی را حفظ می کردیم، قطعاً فیلم های کودک مان در طول این سال ها دستخوش تحولاتی می شد. در واقع معلوم نیست که الان یک فیلم کاملاً عروسکی جواب خوبی بدهد. حتی به نظر من بخشی از موفقیت «کلاه قرمزی» به خاطر این است که در کنار «کلاه قرمزی» و «پسرخاله» ما آن زوج طهماسب و معتمدآریا را داریم و آدم شیرین کاری مثل حمید جبلی که در کنار آنها است. من حتی می خواهم پا را از این فراتر بگذارم و فیلم هایی مثل «دختر شیرینی فروش» و «زیر درخت هلو» را مثال بیاورم که با اینکه هیچ کودکی در آنها وجود ندارد و موضوع درباره بزرگسالان است ولی چون زیرمجموعه فیلم های مربوط به ژانر خانواده قرار می گیرند، اینها هم جزء محبوب ترین فیلم های بچه ها هستند، چون تعریف فیلم کودک این نیست فیلمی که بچه ها در آن نقش های اصلی اش را بازی کنند یا موضوع راجع به آنها باشد. اگر شما فیلمی بسازید که حتی بچه یی توی آن نباشد ولی برای بچه ها قابل درک باشد و به شوخی های فیلم بخندند و با شخصیت هایش همذات پنداری کنند اصلاً دیگر لزومی ندارد که کاراکتر کودکی هم توی فیلم باشد تا مورد توجه بچه ها قرار بگیرد. ● ولی در فیلم «نصف مال من، نصف مال تو» هر جایی که دوتا دختربچه فیلم حضور داشتند برای تماشاگران کودک توی سالن جالب بود... بله، ولی مثلاً این طور نیست که بچه ها آن صحنه یی که بهرام وفایی (محمدرضا شریفی نیا) با حوله از خانه فرار می کند را نفهمند یا خوش شان نیاید. ● شما زمانی بیشتر به عنوان تهیه کننده سینمای کودک فعالیت داشتید، آیا قصد ندارید دوباره به آن عرصه بازگردید؟ خیر، بعید می دانم که دوباره بخواهم تهیه کننده فیلم کارگردان دیگری شوم. من این تجربه را در چند سال اخیر داشته ام ولی نه در مورد سینمای کودک، مثلاً تهیه کننده فیلم «دم صبح» ساخته آقای حمید رحمانیان بودم که این کار را حاضرم دوباره برعهده بگیرم، ولی در مورد فیلم کودک خیلی بعید می دانم. من از آن نوع تهیه کننده هایی نبودم که کارگران را در یک فشار و محدودیتی قرار بدهم که آن فیلمی را که من دوست دارم، بسازد، نوعاً هم کارگردان های سینمای کودک علاقه شان به این است که فیلم های جشنواره یی بسازند و من هیچ گاه تمایلی به ساختن چنین فیلم هایی نداشتم و به عنوان تهیه کننده دو فیلم آخری را که در زمینه سینمای کودک ساختم حتی تلاش نکردم برای اینکه اکران شود، به این دلیل که به نظرم می رسید فیلم مناسبی برای تماشاگر و خصوصاً تماشاچی کودک و نوجوان نیست در حالی که این فیلم ها در جشنواره های جهانی جوایز زیادی هم به دست آورده بودند.
نسخه دوم جشنواره فیلم فجر
با معرفی نامزدهای یازدهمین جشن خانه سینما مشخص شد تلاش برگزارکنندگان جشن برای تمایز آن از رقیبی چون جشنواره فیلم فجر چندان مفید نبوده است، چرا که جشن و جشنواره در نهایت محصول نظر داوران است، حال چه ۱۰ نفر باشد چه ۱۱۰ نفر!
با معرفی نامزدهای یازدهمین جشن خانه سینما مشخص شد تلاش برگزارکنندگان جشن برای تمایز آن از رقیبی چون جشنواره فیلم فجر چندان مفید نبوده است، چرا که جشن و جشنواره در نهایت محصول نظر داوران است، حال چه ۱۰ نفر باشد چه ۱۱۰ نفر! نامزدهای یازدهمین جشن خانه سینما در حالی معرفی شدند که از یک ماه گذشته ۱۱۰ داور انتخابی اصناف (که البته از فیلتر اجرا و برگزارکنندگان جشن گذشتند) هر روز در دو نوبت صبح و عصر در خانه سینما به تماشای ۵۲ فیلم انتخاب شده برای داوری نشستند. داوری که قرار بود بسیار منظم و حساب شده و بدون حاشیه فقط به ارتباط بی واسطه با فیلم ها بینجامد. بماند که حاشیه های این داوری و ضیافت های شام خانه سینما بسیار پررنگتر از متن و در واقع وظیفه اصلی این نهاد سینمایی ظاهر شد. مکانی که باید بیش از هر چیز به مکانی برای شکوفا شدن سینمای ایران و نفس پرداختن به این هنر بینجامد ولی ... اما نکته مهمتر درباره ادعای بالاترین میزان مشارکت فیلم ها نسبت به سالهای گذشته است که رقم ۵۲ فیلم داوری شده را پررنگتر می کند. وقتی نامزدهای بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر را که در بهمن ماه ۱۳۸۵ برگزار شد با نامزدهای یازدهمین جشن خانه سینما مقایسه می کنیم، نکته برجسته و مهم مشترک بودن فیلم هایی است که مورد داوری و ارزیابی قرار گرفته اند و این وجه در مرحله اول، دو روی یک سکه بودن این دو جشن و جشنواره را برجسته می کند. دو جشنواره ای که معیارهای انتخاب فیلم آنها به جهت پایه های دولتی و نیمه دولتی، زمان برگزاری و ... به نوعی متفاوت است و انتظار می رفت این تفاوت در شیوه داوری، تنوع در نگاه و ... برجسته شود. اما واقعیت این است که جشن خانه سینما با وجود گستردگی که بنا بود در انتخاب فیلم ها داشته باشد، در واقع فیلم ها را از همان فیلتر مشابه جشنواره فجر عبور داده و در واقع رقم ۵۲ فیلم بیش از هر چیز یک وجه صوری است. کافی است فیلم های نامزد شده برای رشته های مختلف را در یک نگاه ارزیابی کنیم که تعداد آنها از حداکثر ۲۰ فیلم تجاوز نمی کند. از همینجا این پرسش مطرح می شود که وقتی همه آثار انتخابی و در واقع مورد توجه قرار گرفته برگرفته از جشنواره فیلم فجر هستند، این همه تدارکات برای داوری پشت درهای بسته، نظم و هماهنگی بی سابقه و ... چقدر کارآیی دارد؟ اگر در پایان جشنواره فیلم فجر و در همان مراسم اختتامیه پس از اعلام برگزیدگان هیئت داوران جشنواره، آراء ۱۱۰ داور خانه سینما هم اعلام می شد، فکر می کنید چه اتفاقی می افتاد؟ جز دربرگرفتن تمام و کمال آثار به نمایش درآمده در جشنواره فیلم فجر گذشته که به نوعی مستقل، متفاوت و خودی بودن جشن خانه سینما را زیر سئوال می برد (و برگزارکنندگان اصرار دارند خلاف آن را ثابت کنند)، یک وجه دیگر هم از این مقایسه حاصل می شود که کنار هم قرار گرفتن نامزدهای این دو جشن را به شدت معنادار می کند. مقایسه نامزدهای جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما آشکارا نشان دهنده نگاه حذف و اضافه ای برگزارکنندگان این جشن صنفی (!) به فیلم ها و به نوعی تأسی آنها (آگاهانه یا ناآگاهانه) به نتایج داوری ها در جشنواره فیلم فجر است. به گونه ای که نتایج این مقایسه را نمی توان ناشی از تصادف یا هر چیز دیگری قلمداد کرد. ● بهترین فیلم: در جشنواره فیلم فجر سه فیلم "اتوبوس شب" به تهیه کنندگی مهدی همایونفر، "روز سوم" به تهیه کنندگی علیرضا جلالی و "مینای شهر خاموش" به تهیه کنندگی امیرشهاب رضویان نامزد بهترین فیلم شدند. در جشن خانه سینما هم پنج فیلم "اتوبوس شب" به تهیه کنندگی مهدی همایونفر، "قاعده بازی" به تهیه کنندگی احمدرضا معتمدی، "پاداش سکوت" به تهیه کنندگی محسن علی اکبری، "خون بازی" به تهیه کنندگی جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد و "روز سوم" به تهیه کنندگی علی جلالی نامزد شدند. با نگاهی کوتاه وارد شدن سه فیلم "قاعده بازی"، "خون بازی" و "پاداش سکوت" به جای "مینای شهر خاموش" را نمی توان به حضور فیلم های جدید تلقی کرد چون هر سه از فیلم های به نمایش درآمده در جشنواره فجر هستند که مورد بی مهری قرار گرفته بودند. ● بهترین کارگردانی: در جشنواره فیلم فجر پنج فیلم "اتوبوس شب" به کارگردانی کیومرث پوراحمد، "پابرهنه در بهشت" به کارگردانی بهرام توکلی، "مینای شهر خاموش" به کارگردانی امیرشهاب رضویان، "اقلیما" به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور و "روز سوم" به کارگردانی محمدحسین لطیفی نامزد بهترین کارگردانی شدند. در جشن خانه سینما پنج فیلم "پاداش سکوت" به کارگردانی مازیار میری، "اتوبوس شب" به کارگردانی کیومرث پوراحمد، "آن سه" به کارگردانی نقی نعمتی، "پابرهنه در بهشت" به کارگردانی بهرام توکلی و "خون بازی" به کارگردانی رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب نامزد شدند. مشترک بودن "اتوبوس شب"، "پابرهنه تا بهشت" و جایگزینی فیلم های "آن سه" و "پاداش سکوت" که مورد توجه داوران جشنواره فجر قرار نگرفته بود، به خوبی وجه حذف و اضافه داوری ها در جشن خانه سینما را برجسته می کند. ● بهترین فیلمنامه: در جشنواره فیلم فجر با ذکر ضعیف بودن روند کلی فیلمنامه نویسی در این دوره تنها دو فیلمنامه "خون بازی" به نویسندگی رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب و نغمه ثمینی و "روز سوم" به نویسندگی مهدی سجاده چی نامزد بهترین فیلمنامه شدند. در جشن خانه سینما در رویکردی متضاد پنج فیلمنامه "پابرهنه در بهشت" به نویسندگی بهرام توکلی، "روز برمیآید" به نویسندگی سعید شاهسواری و بیژن میرباقری، "خون بازی" به نویسندگی رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی و محسن عبدالوهاب، "اتوبوس شب" به نویسندگی کیومرث پوراحمد و "پاداش سکوت" به نویسندگی فرهاد توحیدی نامزد شدند. حذف فیلمنامه "روز سوم" از داوری و توجه به چهار فیلمنامه "پابرهنه تا بهشت"، "روز برمی آید"، اتوبوس شب" و "پاداش سکوت" رویکردی در عین متضاد بودن جهت دار است. در این میان فیلمنامه ای قابل توجه مانند "پابرهنه در بهشت" وجود دارد که با وجود امتیازات خاص در جشنواره فجر نادیده گرفته شد و در کنار آن فیلمنامه "روز برمی آید" و "پاداش سکوت" که به نظر می آید فقط وجه اقتباسی آنها در نظر گرفته شده است به فهرست افزوده شدند. ● بهترین بازیگر نقش اول مرد: در جشنواره فیلم فجر پوریا پورسرخ برای "روز سوم"، سعید پورصمیمی برای "تکدرختها"، بهرام رادان برای "سنتوری"، مسعود رایگان برای "خون بازی" و خسرو شکیبایی برای "اتوبوس شب" نامزد بهترین بازیگر مرد شدند. در جشن خانه سینما هومن سیدی برای "پابرهنه در بهشت"، عزت الله انتظامی برای "مینای شهر خاموش"، خسرو شکیبایی برای "دستهای خالی"، حامد بهداد برای "روز سوم" و خسرو شکیبایی برای "اتوبوس شب" نامزد شدند. حضور خسرو شکیبایی برای فیلم "اتوبوس شب" به عنوان تنها نامزد مشترک در دو فهرست، حضور نداشتن فیلم "سنتوری" و ... تنوع در معیارها برای ارزیابی بازیگران را نزد داوران این دو جشن سینمایی برجسته می کند و البته نگاه حذفی به فیلم "روز سوم" که مورد توجه قرار گرفتنش در جشنواره فیلم فجر جنجال آفرید و ... البته نگاهی اضافه به "پاداش سکوت" که بسیار مدیون این ۱۰۸ داور است (اگر محسن علی اکبری و مازیار میری تهیه کننده و کارگردان فیلم را از اسامی ۱۱۰ حذف کنیم و همچنین پرویز پرستویی دبیر جشن!). ● بهترین بازیگر نقش اول زن: در جشنواره فیلم فجر رویا تیموریان برای "گوشواره"، باران کوثری برای "خون بازی" و "روز سوم" و پریوش نظریه برای "تکدرختها" نامزد بهترین بازیگر زن شدند. در جشن خانه سینما هم باران کوثری برای "خون بازی" و "روز سوم"، یکتا ناصر برای فیلم "روز برمی آید"، نیکی کریمی برای فیلم "ستاره است" و مریلا زارعی "دست های خالی" نامزد هستند. حضور مشترک باران کوثری و ورود مریلا زارعی پس از جنجال های بپا شده در جشنواره فجر به فهرست نامزدهای خانه سینما و توجه به فیلم های مهجوری چون "ستاره است" و "روز برمی آید" فقط یک جایگزینی حساب شده از سوی ۱۱۰ داور خانه سینماست تا لابد نقطه نظرات کارشناسی و صنفی آنها برجسته شود. ● بهترین فیلمبرداری: در جشنواره فیلم فجر همایون پایور برای "تکدرختها"، فرج حیدری برای "قاعده بازی"، حمید خضوعی ابیانه برای "پابرهنه در بهشت"، ابراهیم غفوری برای "روز سوم" و محمود کلاری برای "خون بازی" نامزد بهترین فیلمبرداری شدند. در جشن خانه سینما هم علیرضا زرین دست برای "رئیس"، بایرام فضلی برای "باز هم سیب داری؟"، بهرام بدخشانی برای "پاداش سکوت"، حمید خضوعی ابیانیه برای "پابرهنه در بهشت" و محمود کلاری برای "خون بازی" نامزد شدند. حضور مشترک دو فیلم "پابرهنه در بهشت" و "خون بازی" در این دو فهرست، ورود فیلم "رئیس" که در جشنواره فجر به نمایش عمومی درنیامد، توجه به فیلمبرداری "پاداش سکوت" و "باز هم سیب داری؟" و حذف "تکدرخت ها"، "قاعده بازی" و "روز سوم" باز هم بذل توجه داوران را به فیلم های نادیده گرفته شده در فجر پررنگ می کند، به خصوص که این بذل توجه بیش از هر فیلمی متوجه "پاداش سکوت" شده است. ● بهترین تدوین: در جشنواره فیلم فجر بهرام دهقانی برای "پابرهنه در بهشت"، محمدعلی سجادی برای "مخمصه"، سپیده عبدالوهاب برای "خون بازی" و فرامرز هوتهم برای "مینای شهر خاموش" نامزدهای بهترین تدوین شدند. در جشن خانه سینما کیومرث پوراحمد و بهرام دهقانی برای "اتوبوس شب"، محمدرضا موئینی برای "آفتاب بر همه یکسان میتابد"، بهرام دهقانی برای "پاداش سکوت"، سپیده عبدالوهاب برای "خون بازی" و بهرام دهقانی برای "پابرهنه در بهشت" نامزد شدند. حضور مشترک "خون بازی" و "پابرهنه در بهشت" و جایگزینی "پاداش سکوت"، "اتوبوس شب" و "آفتاب بر همه یکسان میتابد" به جای "مخمصه" و "مینای شهر خاموش" را به تحلیل های آمده ضمیمه کنید! ● بهترین موسیقی متن: در جشنواره فیلم فجر داریوش تقی پور برای "مینای شهر خاموش"، کامبیز روشن روان برای "بچه های ابدی"، اردوان کامکار برای "سنتوری" و علیرضا کهن دیری برای "روز سوم" نامزد بهترین موسیقی متن شدند. در جشن خانه سینما کارن همایونفر برای "آفتاب بر همه یکسان میتابد"، داریوش تقیپور برای "مینای شهر خاموش"، فردین خلعتبری برای "اتوبوس شب"، پیمان یزدانیان برای "پاداش سکوت" و علی صمدپور برای "پابرهنه در بهشت" نامزد شدند. حضور مشترک "مینای شهر خاموش"، حضور نداشتن "سنتوری"، حذف "روز سوم" و "بچه های ابدی" و جایگزینی "آفتاب بر همه یکسان میتابد"، "اتوبوس شب" و "پاداش سکوت" را تحلیل کنید ... ● بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: در جشنواره فیلم فجر صابر ابر برای "مینای شهر خاموش"، حامد بهداد برای "روز سوم"، مهرداد صدیقیان برای "اتوبوس شب"، جعفر والی برای "پاداش سکوت" و افشین هاشمی برای "پابرهنه در بهشت" نامزد بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شدند. در جشن خانه سینما فرهاد اصلانی و جعفر والی برای "پاداش سکوت"، محمدرضا فروتن و مهرداد صدیقیان برای "اتوبوس شب" و صابر ابر برای "مینای شهر خاموش" نامزد شدند. حضور مشترک "پاداش سکوت"، "اتوبوس شب" و "مینای شهر خاموش" البته با اضافه شدن دو بازیگر مکمل از دو فیلم اول کمی داوری های این بخش را متعادلتر و به نوعی با توجه به خاستگاه یکسان آنها معقولتر از بقیه جلوه می دهد. البته حذف افشین هاشمی که سیمرغ بلورین را از آن خود کرد به اندازه کافی سئوال برانگیز است. ● بهترین بازیگر زن نقش مکمل: در جشنواره فیلم فجر پانتهآ بهرام برای "بچه های ابدی"، بیتا فرهی برای "خون بازی" و پریوش نظریه برای "پاداش سکوت" نامزد بهترین بازیگر زن نقش مکمل شدند. در جشن خانه سینما هم بیتا فرهی برای "خون بازی"، پریوش نظریه و سیما تیرانداز برای "پاداش سکوت"، فاطمه گودرزی برای "دستهای خالی" و پانتهآ بهرام برای "بچههای ابدی" نامزد شدند. حضور مشترک "بچه های ابدی"، "خون بازی" و "پاداش سکوت" و اضافه شدن بازیگری دیگر از "پاداش سکوت" و فیلم "دست های خالی" باز هم داوری های این بخش را به هم نزدیکتر می کند. ● بهترین طراحی صحنه و لباس: در جشنواره فیلم فجر مهرداد زاهدیان برای "مینای شهر خاموش"، مجید لیلاجی برای "پابرهنه در بهشت"، احمدرضا معتمدی برای "قاعده بازی"، مجید میرفخرایی و محمدرضا شجاعی برای "اخراجیها" و محسن نوری برای "روز سوم" نامزد بهترین طراحی صحنه و لباس شدند. در جشن خانه سینما علی مربی برای "اتوبوس شب"، مجید لیلاجی برای "پابرهنه در بهشت"، امیر اثباتی برای "پاداش سکوت"، ژیلا مهرجویی برای "خون بازی" و ایرج رامین فر برای "پرونده هاوانا" نامزد شدند. ● بهترین صدابرداری: در جشنواره فجر حسن زاهدی و داریوش صادقپور برای "پابرهنه در بهشت"، یداله نجفی برای "خون بازی" و "مینای شهر خاموش" و بهروز معاونیان برای "روز سوم" نامزد بهترین صدابرداری شدند. در جشن خانه سینما یدالله نجفی برای "بچه های ابدی" و "خون بازی"، حسن زاهدی برای "پابرهنه در بهشت"، محمد مختاری برای "اتوبوس شب" و مهران ملکوتی برای "پاداش سکوت" نامزد شدند. ● بهترین چهرهپردازی: در جشنواره فیلم فجر علی سام خواه برای "روز سوم"، سعید ملکان برای "پابرهنه در بهشت" و مهرداد میرکیانی برای "خون بازی" نامزد بهترین چهره پردازی شدند. در جشن خانه سینما مهرداد میرکیانی برای "قاعده بازی"، علی سام خواه برای "روز سوم"، مهرداد میرکیانی برای "ستاره است"، سعید ملکان برای "پابرهنه در بهشت" و مهرداد میرکیانی برای "خون بازی" نامزد شدند. در انتها ذکر این نکته ضروری است که یازدهمین جشن خانه سینما تنها با چند جابجایی و حذف و اضافه در فهرست نامزدها بدون تغییر دادن حتی فیلم های مورد داوری قرار گرفته بیش از هر چیز روی دوم سکه جشنواره فیلم فجر است که اصرار داشت از آن فاصله بگیرد.
نقش منفی را ترجیح میدهم
گفتوگو با رضا رویگری، بازیگر.
با او در یكی از رستورانهای بینراهی لشگرك، هنگام فیلمبرداری در یكی از صحنههای فیلم سینمایی شكرتلخ قرار گذاشتم. در نیمه تابستان و در اوج گرما مجبور به پوشیدن پالتوی بلند سیاهرنگی بود. با رضا رویگری یكی از بازیگران جوان محله بهداشت، سریال محبوب سال ۶۳ به گفتوگو نشستیم كه از نظرتان میگذرد. ● برای اولین بار چگونه وارد صحنه بازیگری شدید؟ به خاطر صدایی كه داشتم یكی از هممحلیهایم مرا برای بازی در نمایش بسیار زیبا و قوی خانم خجستهكیا به نام عبادتی بر مصیبت حسینبن منصور حلاج دعوت كرد. به نظر من تاكنون هیچ نمایشی با چنین قدرت و شكوهی در ایران اجرا نشده است. پیتر بروك پس از دیدن آن نمایش كاملا مسحور آن شده بود. در آن نمایش آواز بسیاری بهكار برده شده بود به همین دلیل از وجود من در آن نمایش استفاده شد. پس از گذشت سه سال از اتمام آن نمایش، به كارگاه نمایش رفتم. سالها در آن كارگاه تئاتر كار كردیم. سپس به بازیگری در عرصه سینما وارد شدم. ● بازی در نقش یك خلبان اولین نقشی بود كه شما در سینما و فیلم عقابها ساخته مرحوم خاچیكیان داشتید؟ بله، بازی در نقش یك خلبان اولین نقشی بود كه من در فیلم عقابها اجرا كردم. جالب است بدانید كه خلبانی از همان دوران نوجوانی شغل ایدهآل من بود و با بازی در آن فیلم، تا حدودی به آرزوی دوران نوجوانیام نزدیك شدم. ● حضور شما در عرصه سینما مدتی كمرنگ بود، چه علتی داشت؟ از اوایل دهه ۷۰، پس از اكران فیلم خوشخیال یا خانه خلوت، درست خاطرم نیست، به مدت ۴ سال، خانهنشین شدم، چون اجازه كار نداشتم. البته هیچگاه به دلیل این موضوع پی نبردم كه دلیل ممنوعالچهره بودن من چه بوده، هركس چیزی میگفت. سرانجام پس از گذشت ۴ سال اجازه كار برایم صادر كردند. البته بعد از گذشت آن ۴ سال، مدتها بازی نكردم. آن روزها پیشنهادات زیادی به من میشد اما من بازی در هر نقش و فیلمی را قبول نمیكردم. ● آن سالها برای شما چطور گذشت و چه میكردید؟ در طول مدت ۴ سال بیكاری و خانهنشینی به نقاشی پرداختم. چند گالری نقاشی (سبك رئال و رنگ و روغن) در ایران و یك نمایشگاه و كنسرت در آمریكا برگزار كردم. در آن مدت به نوشتن قصههایی شبیه داستان یك سریال از زمان بدو تولدم تا آن سالها در مورد آداب و رسوم، فرهنگ، مذهب، سنت، صنایع دستی و معماری پرداختم. اما هیچ كس آن نوشتهها را جدی نگرفت و خیلی محترمانه نخواستند آن قصهها را چاپ كنند. ● بعد از دهه ۶۰ عمده نقشهایی كه ایفاگر آنها بودهاید منفی بوده فكر میكنید نقش منفی بیشتر جای كار دارد؟ بله، دهه ۶۰ عمدتا ایفاگر نقشهای مثبت بودم. اما در مجموع بازی در نقشهای منفی برای من جذابتر بوده است. چون اختیارات و دستوبال بازیگر نقش منفی در مقایسه با بازیگر نقش مثبت فیلم بسیار بیشتر است. بازیگر نقش منفی حركات بیشتری میكند البته من در مجموع بازی را بیشتر دوست دارم، بازی در نقش مثبت یا منفی هر كدام را كه جذابیت بیشتری داشته باشد، ترجیح میدهم. ● به جز سرود ایران كه به مناسبتهای ویژه دهه فجر از رادیو و تلویزیون پخش میشود چرا هیچیك از ترانههای شما از رسانههای تصویری پخش نشده است؟ پاسخ این سوال را از كسانی كه پخش نمیكنند باید بپرسید. شاید آن كارها فالش یا غیرحرفهای هستند، البته هیچگاه به دنبال جستوجوی علت عدم پخش كارهای خود نبودهام. ● چرا به طور حرفهای كار خوانندگی را ادامه ندادید؟ موسیقی هیچ وقت برای من جدی نبوده چون هیچگاه آن را مرتب دنبال نكردم. اصولا به خوانندگی علاقهای نداشته و ندارم. همیشه دنبال كردن بازیگری برای من جذابتر بوده است. طی این سالها در تئاتر به مناسبتهایی، در صحنههای تئاتر میخواندم. به قول معروف یك ده آباد به از صد شهر خراب، ترجیح میدهم یك كار خوب داشته باشم نه كارهای زیادی كه از این گوش میآیند و از آن گوش فراموش میشوند. در مجموع همیشه درگیر بازیگری بودهام و بازیگری را دوست دارم. ● بروز برخی حوادث در هنگام ایفای نقش برای بازیگران امری اجتنابناپذیر است آیا در اینگونه موارد تسهیلاتی مثل بیمه به بازیگران ارائه میشود؟ تاجایی كه بنده اطلاع دارم اكثر بازیگران سینما تحت پوشش بیمه تامیناجتماعی یا خدمات درمانی نیستند. خود من هم هیچگاه تحت پوشش بیمه قرار نگرفتهام چون حوصله دوندگی در ادارات بیمه و كارهای اداری آن را ندارم. همانطور كه شما هم به آن اشاره كردید بسیاری از بازیگران در هنگام اجرای نقشهای خود در معرض آسیبهای طبیعی قرار دارند. برای نمونه چند سال پیش در هنگام بازی در یك فیلم اسب بر روی پای من افتاد و نزدیك بود كه قطع نخاع شوم. بعدها جمشید هاشمپور نیز در جریان بازی و تیراندازی در فیلمی نزدیك بود چشمان خود را از دست بدهد. پس از وقوع اینگونه حوادث بود كه مسوولان در تكاپوی تحت پوشش قرار دادن هنرمندان شدند.
"چگونه ارکستر هماهنگ میشود" روی میز تدوین
فیلم سینمایی "چگونه ارکستر هماهنگ میشود" به کارگردانی محمد احمدی به تازگی وارد مرحله تدوین شد.
فیلم سینمایی "چگونه ارکستر هماهنگ میشود" به کارگردانی محمد احمدی به تازگی وارد مرحله تدوین شد. این فیلم که به تازگی مرحله ضبط تصاویر را پشت سر گذشته، از هفته گذشته مرحله تدوین را زیر نظر کارگردان آغاز کرده، اما هنوز برای ساخت موسیقی و صداگذاری فیلم از سوی تهیه کننده توافقی صورت نگرفته است. بر اساس برنامه ریزی طی هفته آینده این توافق صورت می گیرد. داستان فیلم سینمایی "چگونه ارکستر هماهنگ می شود" که توسط محمود غلامی به نگارش درآمده، در قالب سه داستان موازی شکل می گیرد که محوریت خاصی ندارند و تا حدودی با یکدیگر در ارتباط هستند. فیلم نگاهی به زندگی سه خانواده دارد که تقدیر باعث ارتباطی بین آنها میشود. حبیب دهقاننسب، حمید فرخ نژاد، احمد مهرانفر، مریم رهبری، پریوش نظریه و ستاره چالاکی در این اثر فیلم بازی می کنند. همچنین حسین صابری تهیه کننده، محمد احمدی مدیر فیلمبرداری، سعید هاشمی مدیر تولید، رحیم بشارت فیلمبردار، اصغر شاهوردی صدابردار، کیوان مقدم طراح صحنه و لباس و بابک شعاعی طراح گریم فیلم هستند.
حضور قطعی جعفر والی بر صحنه تالار مولوی
اجرای نمایش «اتاق شماره ۶» به كارگردانی ناصر حسینی مهر در تالار مولوی قطعی شد.
اجرای نمایش «اتاق شماره ۶» به كارگردانی ناصر حسینی مهر در تالار مولوی قطعی شد. این نمایش با بازی جعفر والی از نیمه دوم مهر ماه در تالار اصلی مولوی به صحنه می رود. این نخستین حضور جعفر والی بر صحنه تئاتر ایران در سالهای پس از انقلاب است. «اتاق شماره ۶» از مشهورترین داستانهای بلند «آنتوان چخوف» است، كه تاكنون در ایران به صورت تئاتر اجرا نشده است. به گزارش ایسنا، دراماتورژی این اثر توسط خسرو حكیم رابط انجام شده است. «اتاق شماره ۶» كه توسط گروه تئاتر «۶» اجرا می شود، درباره روانشناسی است كه در یك آسایشگاه روانی كار می كند. او در می یابد یكی از بیمارانش فردی است كه از بسیاری از افراد دیگر، عاقل تر است و بر همین اساس احساس خاص نسبت به اوپیدا می كند.
دوست دارم موسیقی كار كنم
گفتوگو با خسرو سینایی، كارگردان.
حضور سینایی یكی از چهرههای ماندگار سینمای ایران كه با همتای دیگرش عباس كیارستمی و داریوش مهرجویی همسن و سال است، هر سه متولد ۱۳۱۹ و از سالخوردگان ماندگار سینمای ما، او كه در ساری به دنیا آمده، در وین در آكادمی موسیقی و هنرهای دراماتیك معماری و سینما خوانده و در كنسرواتوار موسیقی آموخته. ● جناب سینایی، سال گذشته از شما فیلم <مثل یك قصه> در جشنواره فجر نمایش داده شد، با كاراكترهای كم. سرنوشت این فیلم و فیلم ماقبل آخرتان كه درباره صادق هدایت ساخته بودید، چه شد؟ هنوز وضعیت این دو مشخص نیست و فكر نمیكنم به این زودی اتفاقی رخ دهد و پروانه داده شود و مجوز اكران بگیریم. در مورد فیلم دوم كه در مورد صادق هدایت است، این فیلم برای اكران ساخته نشده. ● اما جناب سینایی، خبرها حاكی از این است كه شما در حال حاضر مشغول بازنویسی یكی از فیلمنامههای قدیمیتان <سوداگران عصر خون> هستید تا اگر شرایط مهیا شد، آن را بسازید. در اینباره توضیحی دهید. در مورد <سوداگران عصر خون> هفت ماه است كه منتظر هستم كه این خواسته محقق شود و به مرحله اجرا دربیاید، در واقع منتظرم تا ببینم چه پیش میآید و انشاءا... اگر شرایط فراهم شود و مشكلی پیش نیاید، تولید آن قطعی است و موضوع آن در مورد رضا عباسی، نقاش شهیر و برجسته عصر صفوی و مسائل این فیلم حول و حوش و پیرامون این شخصیت و اتفاقات و حواشی كه در این عصر رخ میدهد، میگذرد. ● نظرتان در مورد اولین ساختهتان كه یك فیلم كوتاه با عنوان Beyondthesilence كه ساخته ۱۳۴۷ است، چیست؟ این فیلم كه معادل فارسی آن آوایی كه اتیغه میشود، از كارهای كوتاه من و حاصل یك تجربه در یك برهه از زندگی است. ● جناب سینایی، یكی از فیلمهای كوتاه شما با یكی از كارهای آقای كیارستمی به لحاظ عنوان اسمی شباهت دارد. یك مساله و دو راهحل نظرات خودتان راجع به این شباهت چیست؟ به لحاظ اسمی بله! ولی هیچ شباهتی با هم ندارند و پارادوكس هم هستند و هركدام دو كار مجزا و متفاوت هستند و به هیچ وجه شباهتی بین این دو نمیتوان جست و دیده هم نمیشود و این فیلم در واقع یك نقاشی متحرك است. ● درباره سومین ساخته بلند شما <هیولای درون> كه سال ۱۳۶۲ بهترین جایزه كارگردانی جشنواره فجر و همچنین بهترین فیلمبرداری كه تندیس ویژه جشنواره هم به شما و فیلمبردار فیلم آقای امامی داده شد، چه نظری دارید و داستان فیلم گویا راجع به یك دكتر ساواكی بود؟ بله! این یك نوع فیلم خاص بود، بهزعم خیلیها بیشتر به دلیل شخصیتهای جدید و جذابیت و تازگی آن فیلمنامه. هیولای درون داستان یك دكتر ساواكی است، همانطور كه شما فرمودید كه با پیروزی انقلاب در ویلای متروكی بیرون از تهران مخفی میشود. او در مدت اقامتش در این خانه گذشته را به یاد میآورد و تحت تاثیر جنایاتی قرار میگیرد كه در حق همسرش و دیگران انجام داده است و هنگامی كه روح همسرش در ذهن او ظاهر شده و بر او مستولی و غالب میشود، گرفتار عذاب وجدان و گناه میشود و سرانجام در حالتی بیمارگونه و جنونآمیز از بین میرود. ● جناب استاد سینایی، شما از بزرگانی هستید كه سوای سینما به موسیقی علاقه بهخصوصی دارید و در دانشگاه وین هم در این زمینه تحصیلات آكادمیك داشتهاید، آیا شما هم مثل جناب مهرجویی كه علاقه وافری به موسیقی دارد و سال گذشته فیلم <سنتوری> بهترین فیلم جشنواره فجر از او به نمایش درآمد، ولی هنوز بنا به دلایلی اكران آن قطعی نشده و درهالهای از ابهام است، قصد ندارید فیلمی در حوزه تخصصی موسیقی بسازید؟ در رابطه با موسیقی چیزی نساختهام؛ حالا چرا در رابطه با استاد <یاوری> كاری دارم، اما در واقع و فینفسه كار اساسی و مهمی درباره موسیقی انجام ندادهام، ولی اگر شرایط آماده و مهیا باشد، چرا كه نه! دوست دارم در این زمینه كه همچون سینما از دلمشغولیهای جدی بنده است، كار درخوری ارائه دهم. ● آیا شما در كنسرت اخیر <استاد شجریان> استاد پرآوازه موسیقی ایران و جهان كه به مدت شش شب در تالار بزرگ وزارت كشور برگزار شد، حضور داشتید؟ خیر! من هم در جراید خبر آن را شنیدم، ولی به علت مشغله فراوان نتوانستم موفق به حضور در این كنسرت شوم، ولی شجریان دوستداشتنی است. بلامنازع و دستنایافتنی! ● احمد شاملو فقید شاعر شهیر معاصر كه سبك سپید را در شعر معاصر بنیان گذاشت، شعر خود را عقده فروخورده موسیقی میدانست و با اینكه ایشان فیلمی ناتمام با عنوان <داغ ننگ> را كارگردانی كرد كه ناتمام ماند و در نیمه كار آن را رها نمود، نظرتان در مورد شاملو چیست؟ آقای شاملو با اسم مستعار بیشتر فیلمنامه مینوشت، برای گذران زندگی حالا این كار را نیمهرها كرد، شاید به دلیل مشغلههای او در حوزههای دیگر بوده باشد و بهخاطر اینكه این حوزه خیلی تخصصی است و باید پیگیر كار بود و با جدیث و نظم خاصی كار را پیش برد و نمیتوان ذوقی و تفریحی كار را به اتمام رساند. اما سهراب دیگر همتای شاملو در حوزه شعر معاصر را بیشتر منتقدین یك نقاش چیرهدست و ماهر به حساب میآوردند تا یك شاعر مطرح، چرا كه جایی سهراب میگوید <پشت دریاها شهری ست>! ● اما معلوم نیست این شهر سهراب چه شهری است؛ آرمان شهر است، شهر سلوك است و عرفان شهر خیالات است و اوهام؟ و با توجه به اینكه همسر شما خانم <گیزلا> نقاش هستند، نظرتان راجع به سهراب چیست؟ این مسالهای كه شما عنوان كردید، در واقع مسائلی است از این دست كه منتقدین حرفی برای گفتن داشته باشند، من ذاتا و شخصا سهراب را دوست دارم زیرا انسانی متعالی و هنرمندی به تمام معناست. به تمام كمال چه در شعر و چه در نقاشی فرقی نمیكند، ذوق و استعداد و فراست ایشان در هر دو حوزه درخور تأمل جدی و قابل دفاع است. حالا حرفهایی كه در مجلات و جراید بعضیها و منتقدین میزنند، بیشتر خودنمایی است و از سر حسادت است والا سهراب كارنامهاش برای همگان مشخص و واضح است. ● جناب سینایی، نظرتان راجع به مقوله تجربه كه شما استاد مسلم این وادی هستید و با توجه به اینكه <فاكنر> میگوید همه چیز را باید تجربه كرد، چیست؟ ببینید، سن سال و تجربه در نوع مطالعه بسیار تاثیرگذار است. اگر كسی در مرحلهای از زندگیاش باشد كه <آموزش> میبیند، پس نیاز دارد كتابهای متنوع را مطالعه كند. من در دوران تحصیل و یادگیری به وفور كتابهای تخصصی سینمایی، رمان و... را مطالعه میكردم، اما بعد از آن انسان وارد مرحله دیگری میشود و آن مرحله نگاه شخصی است و در این مرحله آن مطالعات، تجربیات و یافتههای شخصی كه در ناخودآگاه شخص منتقل شده، كمك میكند كه آن فرد به <دید شخصی> برسد، ولی به هر حال در هر مرحله مطالعه نیاز جدی و اساسی انسان است، بهخصوص هنرمند باید دائما یافتههای خود را مرور كند و از نو بسازد. ● استاد شما بیشتر به چه كتابها و داستانهایی علاقهمند هستند و سینمای مورد علاقه شما سینمای چه كشوری است؟ بنده سالهاست كه به تاریخ و فلسفه دل بستهام و علاقه دارم و بنابراین هیچگاه كتابهای تاریخی و فلسفی را رها نمیكنم. به نظر من فلسفه و تاریخ درسهای بزرگی را به انسان میآموزد. همیشه به سینمای لهستان علاقهمند بوده و هستم و سعی كردم به تجربیات شخصی <آندری وایدا> از طریق كتاب خاطرات و زندگیاش نزدیك شوم. ● استاد شما درست مثل <ژان لوك گدار> سینماگر شهیر فرانسوی معتقدید كه هنرمند نباید تكبعدی عمل كند و هنگامی كه نظرتان را در مورد كار تازه كیارستمی (حافظ به روایت كیارستمی) جویا شدم، گفتید كه ممكن است این كتاب تحولی در زمینه ادبیات در ذهن جوانان و علاقهمندان ایجاد كند و <گدار> هم معتقد است كه هنرمندان كوشا و برجسته به یك ژانر قانع نمیشوند و مدام از یك حوزه و از یك ژانر به ژانر دیگر سرك میكشند؟ معتقدم ذهن یك هنرمند سینما نباید تكبعدی باشد و باید به عرصههای مختلف سرك بكشد، چرا كه سینما یك ابزار است، آن چیزی كه این ابزار را بهكار میگیرد، ذهن است و اگر ذهن یكبعدی باشد و فقط معطوف به سینما شود، قطعا فرآیند و پروسه نهایی هم تكبعدی خواهد بود، در حالی كه ذهن باید مجموعهای از تفكرات و تجربیات متنوع باشد و موجب باروری محصول نهایی اثر هنری گردد. ● نظرتان راجع به یكی از درخشانترین آثارتان و ماندگارترین آنها <عروس آتش> كه یك اتفاق بدیع در سینمای جنگ و سینمای دهه پایانی ۷۰ است، چیست؟ بله! این فیلم جذابیت و نگاه و طراوت خاص خودش را دارد كه با بازی هماهنگ و زیبای سعید پورصمیمی و غزل صارمی توأم بود و در حافظه عمومی و دوستدارانش ماندگار شد.
ارزیابی هشت سال <سینمای زن در ایران> در سومین جشنواره فیلم كوثر
برنامه هشت سال سینمای زن در ایران آثار سینمایی تولیدشده از سال ۷۸ تا ۸۶ را در سومین جشنواره فیلم كوثر مورد ارزیابی قرار میدهد.
برنامه هشت سال سینمای زن در ایران آثار سینمایی تولیدشده از سال ۷۸ تا ۸۶ را در سومین جشنواره فیلم كوثر مورد ارزیابی قرار میدهد. به گزارش مهر، معاونت امور رسانه ای سومین جشنواره فیلم كوثر اعلام كرد: این جشنواره در بخش های مختلف سینمایی، سینمایی ویدئویی، فیلم های كوتاه و مستند، ۱۳۵ ثانیه ای و فیلمنامه برگزار می شود.سومین جشنواره فیلم كوثر توسط ستاد آیه های ایثار و تلاش، معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد و استانداری خراسان رضوی برگزار می شود و قرار است به ارزیابی نقش زن از دریچه سینما، منزلت زن مسلمان در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری، هشت سال سینمای زن و حضور زن در سینمای ایران بپردازد.علاوه بر برپایی بخش های مختلف، دهها برنامه جنبی، نشست تخصصی، كارگاه آموزشی و میزگرد مطالعاتی با هدف ارزیابی ابعاد مختلف شخصیت زن در طول برگزاری جشنواره برگزار می شود. دوره قبلی جشنواره فیلم كوثر سال ۷۸ برگزار شد و سومین دوره آن با ابعادی گسترده آذرماه ۸۶ به طور همزمان در تهران و مشهد برگزار می شود.
آخرین مصاحبهی كولهپشتی در خارج از كشور ضبط شد
با پخش ترانهای جدید، مصاحبهی «كوله پشتی» با سامی یوسف، ۲۳ شهریور ماه روی آنتن میرود.
با پخش ترانهای جدید، مصاحبهی «كوله پشتی» با سامی یوسف، ۲۳ شهریور ماه روی آنتن میرود. علی زاهدی تاش- تهیه كنندهی «كوله پشتی» ـ با اعلام این خبر اظهار كرد: مصاحبه با سامی یوسف در آخرین برنامهی «كوله پشتی» پخش میشود. وی اضافه كرد: این مصاحبه در خارج از كشور ضبط شده است و ساعت ۲۱ و ۱۵ دقیقه روانه ی آنتن شبكه سوم سیما می شود. متن ترانههای سامی یوسف دربارهی پیامبر اسلام(ص) است و از زیباییهای تعالیم اسلامی حرف میزند، آمیختن سازهای شرقی و سازهای الكترونیكی در قالب موسیقی پاپ از جمله ویژگیهای آثار اوست. بر اساس این گزارش، سامی یوسف كه در یك خانوادهی ایرانی با اصالت آذری به دنیا آمده است. موسیقی را ابتدا از پدرش آموخت. پدری كه آهنگساز، خواننده و شاعر است و به فرزندش موسیقی كلاسیك ایرانی، موسیقی خاورمیانه و موسیقی عرفانی را آموخته است. سامی یوسف در دانشگاه منچستر، موسیقی خوانده و تزش او درباره ی موسیقی مقامی است. گفتنی است،تاكنون او دو آلبوم به نام های«معلم»و «امت من»را روانه ی بازار كرده است.سامی یوسف همچنین آبان ماه در حمایت از مردم دارفور و دیگر كشورهای درگیر جنگ،كنسرت صلح برگزار میكند.
تلویزیون به استقبال ماه مبارك رمضان می رود
ماه مبارك رمضان از راه می رسد و مانند هر سال شبكه های مختلف سیما به ساخت برنامه هایی با حال و هوای این ماه مبارك پرداخته اند.
ماه مبارك رمضان از راه می رسد و مانند هر سال شبكه های مختلف سیما به ساخت برنامه هایی با حال و هوای این ماه مبارك پرداخته اند. با مروری بر این سریال هاباروند ساخت آنها بیشتر آشنا خواهیم شد.سریال «نقشی بر زندگی» مجموعه ای است كه برای پخش از شبكه سوم ساخته می شود و تاكنون نزدیك به ۶۰ درصد از تصویربرداری آن به پایان رسیده است و پیش بینی می شود تا پایان ماه رمضان نیز تصویربرداری این كار ادامه داشته باشد.مجموعه «نقشی بر زندگی» در ۳۰ قسمت ۳۰ دقیقه ای ساخته می شود و رضا توكلی آخرین بازیگری است كه به این مجموعه پیوسته است.كارگردانی این سریال بر عهده علی عبدالعلی زاده است و رضا بابك، مهتاج نجومی، مهران رجبی، محسن قاضی مرادی، برزو ارجمند، آناهیتا همتی و یوسف تیموری نیز در آن به نقش آفرینی می پردازند.داستان این مجموعه تلویزیونی درباره زن و شوهری بازنشسته است كه صاحب پول هنگفتی می شوند و همین امر بروز اتفاقاتی را در پی دارد. «اغما» مجموعه دیگری به كارگردانی سیروس مقدم و تهیه كنندگی مرتضی جودی است.این سریال در ۳۰ قسمت ۳۰ دقیقه ای در گروه فیلم و سریال شبكه اول سیما ساخته می شود و داستان زندگی دكتر طه پژوهان با بازی امین تارخ را دنبال می كند كه یك پزشك فوق متخصص مغز و اعصاب است. او به دلیل جراحی های موفقیت آمیزش روی رزمندگان در جبهه ها به پنجه طلا معروف است. تا اینكه روزی به دلیل بیماری حاد همسرش مولود (شیرین بینا) بر سر دو راهی قرار می گیرد. از طرفی عرف پزشكی مانع جراحی همسرش توسط او است ولی مولود اصرار دارد كه فقط توسط او جراحی شود. از سویی تنها فرزند آنها پری (نفیسه روشن) مخالف این عمل جراحی توسط پدر است.این سریال براساس نوشته ای از داریوش مختاری در حال ساخت است و بازیگرانی چون، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، ناصر ممدوح، عبدالرضا اكبری، حامد كمیلی و لادن طباطبایی در آن به ایفای نقش می پردازند.سریال «میوه ممنوعه» به كارگردانی حسن فتحی نیز از مجموعه های دیگری است كه در حال ساخت است فیلمنامه این مجموعه در ۳۰ قسمت توسط علیرضا كاظمی پور نوشته شده است و اسماعیل عفیفه نیز تهیه این مجموعه را بر عهده دارد. تصویربرداری این مجموعه كه بیش از ۸۰ درصد آن به پایان رسیده از سوم تیرماه آغاز شده است. مجموعه تلویزیونی «میوه ممنوعه» تلفیقی از دو قصه شاه لیر و شیخ صنعان است. در خلاصه مجموعه نیز آمده: سرپرست خانواده شایگان و جلال فرزند ارشد خانواده اردلان درگیر كشمكش شدیدی با یكدیگر می شوند. در این بین، هستی تنها فرزند خانواده شایگان به دادخواهی سراغ متدین خانواده اردلان می رود.در این مجموعه تلویزیونی بازیگرانی چون علی نصیریان، گوهر خیراندیش، هانیه توسلی، امیر جعفری، عماد تفتی، نیما رئیسی،طناز طباطبایی، كاظم بلوچی، شبنم فرشاد جم، صدیقه كیانفر به ایفای نقش می پردازند.سریال تلویزیونی «شكرانه» كه پیش از این وراء نام داشت، به تهیه كنندگی منصور سهراب پور و به كارگردانی سعید سلطانی برای پخش از شبكه تهران در حال ساخت است.عوامل این مجموعه هم اكنون درتاجیكستان به سر می برند و مشغول تصویربرداری بخش هایی از این كار در این كشور هستند.شعر تیتراژ پایانی این سریال نیز از پیوستگی فرهنگ ها و آداب و رسوم دو ملت ایران و تاجیكستان و مواریث مشترك این دو حكایت دارد. این سریال یكی از كارهای مشترك رسانه ملی با كشورهای همسایه است. گفتنی است در این سریال ۱۴ تن از هنرمندان تاجیكی كه در تئاتر دارای سابقه فعالیت بوده اند، بازی می كنند. همچنین نقش اول زن این مجموعه با یك بازیگر تاجیكی است كه در كنار بازیگرانی چون هوشنگ توكلی،پوریاپورسرخ، عاطفه رضوی، حسن جوهری و حامد بهداد به ایفای نقش می پردازند.گفتنی است بین مجموعه هایی كه در حال حاضر برای پخش در ماه مبارك رمضان ساخته می شوند، «شكرانه» تنها سریالی است كه موضوع آن تاكنون اعلام نشده است.
آدم سختگیری هستم
گفت وگو با فلامک جنیدی بازیگر مجموعه تلویزیونی چارخونه.
وارد لوکیشن سریال که می شویم همه در حال عبور و مرورند، همه دل در گرو سروش صحت این هنرمند جوان دارند. سروش چنان در روابط روزانه و مستقیم خویش بی شیله پیله و صادق است که همه همکاران و دوستان وی نیز از این تجربه اول او نگرانند و تمام سعی و همت خویش را به کار بستند تا سریال چارخونه نزد مردم و تماشاگر ایرانی که مذاق و نوع نگاهش به واسطه مجموعه های طنز گذشته تغییر کرده و اتفاقاً خود کارگردان نیز یکی از مهمترین رکن های چنین تغییر و تحول مذاقی و نگرشی در مردم بوده ، مجموعه یی موفق و دلچسب باشد. در تجارب گذشته چنین مجموعه های طنزی ما همیشه شاهد آن بودیم که در قسمت های اول، مردم چندان به آن روی خوش نشان نمی دادند، انگار هنوز شخصیت ها، چفت و بست روایی قصه ها و مدیریت حاکم بر دست اندرکاران مجموعه، آن طور که باید به سطح نیامده بودند اما در نیمه به دلیل شناخت و پتانسیل موجود در این گروه های جوان، هرکدام از مجموعه ها جهشی سرسام آور در جذب مخاطب و شاد کردنش داشتند تا جایی که کار به ساخت سری دوم و سوم مجموعه نیز می رسید. رمز موفقیت و همه گیر شدن این مجموعه دقیقاً در جذب مخاطب خاص تلویزیون و سینما نهفته بود، مخاطبان خاصی که برش خوبی نیز در اطرافیان خویش دارند و تمامی اجزای سریال و مجموعه نزدشان دارای اهمیت است. اتفاقاً کارگردان و گروه چارخونه نیز به خوبی از این دسته تماشاگر خاص و نوع مذاق آنان آگاهند و این دقیقاً همان پتانسیل نهفته در این گروه است؛ پتانسیلی که هر لحظه و هر شب انتظار می رود تا در یکی از قسمت ها به سطح آید و تماشاگر خاص را نیز با خود همراه کند، جهشی جذاب و چشمگیر که در آینده نزدیک امیدوار به دیدن آنیم. همه عناصر چارخونه تا به حال آنچه را که باید شناخته اند و روابط روزمره هرکدام و بده بستان گروه نیز نشان دهنده این شناخت است؛ پتانسیلی که در زیر است و مخاطب خاص دل در گرو به سطح آمدن این انرژی جذاب دارد چون در هر حال نمی توان انکار کرد که سروش صحت و گروهش هرکدام به سهم خویش در این چند سال گذشته در جذب همه تماشاگران و تغییر نوع نگاه و مذاق آنان سهیم بودند و حال نیز انتظاری دیگرگونه از این هنرمندان جوان و نو می رود تا دمی و لحظه یی همه از روزمرگی و کلاف سردرگم و گیج کننده آن برهند و بخندند. خود را سپردن به خنده هایی که از ته دل برمی آیند و انرژی و امید و توانی دوچندان به تک تک اعضای جامعه امروزی ما می بخشند. در این راستا با «فلامک جنیدی» بازیگر نقش «رعنا» به گفت وگو نشستیم. فلامک جنیدی از این همه مصاحبه و سوالات تکراری که در عرض یک هفته از وی پرسیده بودند خسته بود و در گفت وگویش رک و صادق نیز به این مساله اشاره کرد. امیدواریم که این گفت وگو که به جدلی جالب نیز تبدیل شد برای خوانندگان روزنامه تکراری نباشد. ● چگونه دعوت به بازی در این مجموعه شدید؟ وقتی که قرار شد کار شروع شود و هنوز چارچوب دقیق کار مشخص نبود من به کار دعوت شدم یعنی هنوز نقشم مشخص نبود. من صرف اینکه آقای صحت کارگردان بودند پیشنهاد را قبول کردم و دوست داشتم حتماً در کار اول کارگردانی ایشان حضور داشته باشم که این فرصت را به من دادند. ● خود شخصیت چی... آن زمان هنوز شخصیت و نقش من اصلاً معلوم نبود و فقط دوست داشتم که حتماً در کار اول کارگردان حضور داشته باشم. ● بعد از معلوم شدن نقش ها، خودتان نقش را انتخاب کردید؟ نه، من خودم انتخاب نکردم، چارچوب کلی درآمد و خط اصلی قصه مشخص شد و شخصیت ها همه خلق شدند و بعد کارگردان این نقش را برعهده من گذاشتند. ● تازگی داشت برایتان؟ نه، تازگی خاصی نداشت چون ویژگی خاصی نداشت. دختر معمولی که مهماندار هواپیماست و شوهرش نیز خواننده پاپ که دارای خصوصیت خاص خود است اما ویژگی تک و چشمگیری ندارد که تا به حال من تجربه نکرده باشم. ● همین شخصیت نمی توانست در قالب همان مهماندار و خانم یک خواننده بودن، کمی بیشتر خصوصیاتش پررنگ تر شود، خصوصیاتی که به ویژگی خاص تبدیل شوند و در جهت کمیک شدن نمود پیدا کنند و به مجموعه نیز که طنز است کمکی بیشتر کند؟ چرا حتماً می توانست این اتفاق بیفتد و من نیز مطمئنم که شخصیت نیازمند ویژگی خاصی است تا بعد کمیک آن تقویت شود ولی این کار من نیست. کار نویسند گان و خالق شخصیت هاست که چنین تدبیری برای این شخصیت بیندیشند. هنوز قصه به جایی نرسیده که به رعنا بیشتر پرداخته شود و در گام اول این کار نویسنده هاست، یعنی یک ساخت و بن مایه اولیه تا بازیگر هم با توان خویش آن را به نمایش گذارد ولی وقتی هیچی نباشد بازیگر هم دستش خالی خواهد بود یا حداقل من بلد نیستم که از هیچی، چیزی خلق کنم. ● یعنی فکر می کنید که در قسمت های آینده نویسندگان باید قسمت و اتفاق خاصی را به رعنا اختصاص دهند مانند مشکلی در محل کارش؟ نه، اصلاً منظورم این نیست که روی رعنا چنین مانوری بدهند چون در هر مجموعه و سریال و فیلمی چنین شخصیت های مکملی وجود خواهند داشت اما منظورم دادن ویژگی خاص به همان شخصیت در همان راستا و خط قصه است. ● درست اما به هرحال در یک مجموعه تقریباً ۹۰ قسمتی برای متنوع تر کردن فضا و قصه نیز قسمت و بخش هایی را می توان به هر یک از شخصیت ها اختصاص داد و سنگینی بار روایت را در یک یا چند قسمت به عهده شخصیتی چون رعنا سپرد؟ دیگر این مسوولیتش با من نیست. به نظر من باید شخصیت کامل پرورانده شود و این هم به این معنا نیست که حتماً قسمتی یا قسمت هایی از قصه را به آن شخصیت اختصاص بدهیم. ● در خود بازی با جناب شفیعی جم چی؟ تا به حال چیز خاصی از این شخصیت به قلاب تان نیفتاده تا روی آن مانور بدهید؟ نمی دانم منظورتان از چیز خاص چیست؟، ما بازی می کنیم و به نقش هم فکر می کنیم، در این شکی نیست. اگر منظورتان تکیه کلام یا رفتار ویژه... ● یک ویژگی همین... یعنی یک چیز تکراری؟، نه چرا تکرار؟ ویژگی . به هرحال در وجود و اطراف چنین شخصیتی رفتار و کنش های خاصی وجود دارد که بشود پررنگ ترش کرد و بار و بعد کمیک را افزایش داد. ویژگی یی که از گم شدن شخصیت جلوگیری کند، مثل همان نقش های گذشته شما، زمانی که نوبت آنان بود چقدر پررنگ و واضح بودند، نه اینکه صرف فقط حضوری داشته باشد تا بده بستان دیالوگ انجام شود. به نظرم شخصیت رعنا این جوری نیست. نه اینکه شما کم گذاشته باشید... خب دارید این را می گویید دیگر... ● یعنی شما هرچه در بطن این شخصیت بوده به نمایش گذاشتید؟ اصلاً شخصیت رعنا ساخته شده و باید در گام نخست نیز ویژگی یی برای آن ساخته شود که فکر می کنم کار نویسنده هاست، بکشیم بیرون از کجا بکشیم بیرون؟، به نظرم تا حدی که جا داشته و متن به من اجازه داده انجام دادم و کم نگذاشتم. اینکه فقط کنار آقای شفیعی جم بوده باشم تا دیالوگ پر شود نبوده... وظیفه من هم نیست که به نویسنده بگویم چه کند و چه نکند چون در حوزه کار و تخصص من نیست. ● در مورد کل سریال چی؟ در برخورد خودتان با مردم چه چیزی را احساس کردید؟ مردم تا جایی که من با آنان برخورد کردم مجموعه چارخونه را خیلی پسندیده اند و دوست دارند. الان نزدیک به دو هفته است که بازخوردهایی که از بیرون به من منتقل می شود انرژی زیادی به من می دهد چون واقعاً ابراز لطف زیادی می کنند که جذب سریال شدند. دوست دارند درباره مجموعه حرف بزنند و این یعنی کار مورد پسند مردم است و در چهار روزی که پخش نداشتیم مردم مدام می پرسیدند که کی پخش دوباره آغاز می شود و این ارتباط و دلتنگی مردم یعنی جذب و وابسته شدن مردم به سریال... به نظر من این اتفاق خیلی خوبی است برای یک سریال که اگر قطع پخش داشت تماشاگر دلش برای شخصیت ها تنگ شود. ● فکر نمی کنید که مجموعه با پتانسیل فعلی در بچه ها در مدت باقی مانده جهشی چشمگیر در جذب همه تماشاگران ایرانی داشته باشد؟ امیدوارم و روابط مورد نیاز چنین سریال هایی برای رقم خوردن کاری عالی تازه در میان گروه شکل گرفته است. چون یک کم زمان خواهد برد تا چنین مجموعه یی با تمام قوا خلق شود. ● نظرتان درباره اینگونه سریال ها که سریع ساخته شدن آنها به نوعی روی کیفیت تاثیر می گذارد، چیست؟ این مجموعه ها هم مثل هر چیز دیگری است، مثل اینکه بگویید نظر شما راجع به یک سریال سیزده قسمتی چیست. خب نمی شود انکار کرد که سریال های ۹۰ شبه مجال و زمان بسیار کمتری برای تعمق روی کار دارند و جبران این مجال کم نیز قدرت خاصی را می طلبد و کار هر کسی نیست. تمام کسانی که برای چنین کاری می آیند با علم به این مسائل می آیند و این هم یک مدل از فیلمبرداری است و به نظر من چیز آنچنان پیچیده یی نیست که اینقدر در محافل هنری بزرگش کردند. ● وقت آزاد خویش را چگونه سپری می کنید؟ وقت هایی که سرکار نیستم کتاب می خوانم و فیلم می بینم، سرگرمی های شخصی همچون نقاشی کردن دارم یعنی بی هیچ تعارفی اصلاً نقاش نیستم و ادعایش را هم ندارم ولی بازی کردن با رنگ ها را دوست دارم چون آزادی و رهایی خاصی به من می بخشد در واقع رنگ بازی می کنم. ● کتاب هایی که می خوانید در چه زمینه هایی هستند؟ رمان و داستان کوتاه زیاد می خوانم، الان هم مدتی است که جذب رمان و داستان های پلیسی شدم، کتاب هایی مثل «اوهام» و «خداحافظی طولانی» از نویسندگانی چون چندلر و الان هم «حق سکوت» چندلر را دارم می خوانم. ● سوالی بپرسم که الان تقریباً همه گیر هم شده، شما موافق این هستید که یک هنرمند هم بازی کند، هم بخواند و هم نقاشی کند، هم بنویسد؟ من خودم شخصاً فکر می کنم استثنا می تواند مثل علی حاتمی عزیز وجود داشته باشد ولی نه همه گیر شدن چنین مساله یی... من خیلی راجع به این نظری ندارم. اصولاً هم امروز دنیا دنیای تخصص هاست و هرچه بیشتر جلو می رویم تخصص ها ریزتر و دقیق تر می شوند، همه چیز در حال دیتیل شدن است. این در مقوله علم کاملاً صادق است و نمی توان منکرش شد و اتفاق مبارکی هم هست اما در مورد هنر نمی توانیم اینقدر مشخص و کادره شده عمل کنیم برای اینکه هنرها به هم پیوسته هستند یعنی نمی توانیم بگوییم یک کارگردان فقط کارگردانی بیاموزد و موسیقی را نیاموزد. به نظر من کارگردان باید موسیقی و خیلی از هنرهای دیگر را هم بیاموزد. خب بلد باشد و بیاموزد تا چینش و انتخاب وی در کار کارگردانی اش دقیق و صحیح باشد ولی نه اینکه بیاید و آهنگسازی هم بکند یا بخواند. بله فرق می کند و باید بلد باشد ولی خب چه اشکالی دارد وقتی همانطور که در کار کارگردانی اش خلاقانه کار می کند در زمینه های دیگر هم خلاقیت خویش را به نمایش بگذارد؟ به نظرم عیبی ندارد و نمی توان در هنر چنین تفکیک کرد. چون آدم هایی که به سمت هنر کشیده می شوند و هنرمندند اصولاً ذهنی آرتیست و خلاق دارند که همه چیز را در حال کشف کردن هنری می بینند، نمی توان گفت که تو بازیگر شدی و فقط هم باید بازیگر باشی، ● منظورم تمرکز قوا و علمی کار کردن و اندیشیدن است. آن هم در این روزگار که به دلیل شلوغی سرسام آور اطراف نمی توان زیاد و دقیق روی کار و حرفه خویش متمرکز شد؟ نهایتاً این در عالم هنر چیزی شخصی است یعنی شاید اگر کسی تنها روی یک هنر متمرکز شود بسیار عالی تر باشد و برعکسش هم صادق است. اتفاقاً من در دوستان هنرمند خویش برخی را سراغ دارم که می گویند زمانی که به چند هنر و موضوع می اندیشند قدرت خلاقه آنها بیشتر سرشار و جاری می شود که یکی شان اتفاقاً آقای صحت است. خودش بارها به من گفته زمانی که همزمان چند کار -روزنامه، فیلمنامه و...- انجام می دهد و هم کارگردانی می کند ،هم بازیگری انرژی و خلاقیتش چندین برابر می شود تا اینکه روی یک چیز تنها مانور بدهد. خب، این فکر می کنم جزء همان استثناهااست چون جناب صحت در تمام این زمینه ها قدرت و توان خویش را به نمایش گذاشتند اما مشکل همه گیر شدن چنین امری و عدول کردن از علمی و ساختارمند کار کردن است... اگر منظورتان این است که مد شده که هم بازی کند هم بنویسد و هم کارگردانی کند، به نظر من مد خوبی است و هیچ ایرادی هم ندارد. به نظر من خوب است که آدم ها در هر رشته یی توان خویش را محک بزنند. ● فکر نمی کنید با تایید چنین امری در آینده و همین الان هم یکسری آدم متوهم خلق کردیم که فکر می کنند همه فن حریف اند و هرکاری از دست آنان برمی آید و این توهم و خودبزرگ بینی که فکر می کنند بر حق اند اجازه می دهد در هر مساله یی دخالت کنند همین اتفاقاً باعث شده که چنین افرادی اجازه نمود و رو شدن به دیگران و دیگر استعدادها را ندهند؟ نه فکر نمی کنم به چنین چیزی دامن بزند یا زده باشد. ● اتفاقاً الان یکی از مشکلات اساسی در بدنه سینمایی و هنری ما وجود چنین نگرش و آدم هایی است که به تخصص دیگران به خاطر این توهم که همه چیز را می دانند، اهمیت نمی دهند و در هر کاری دخالت می کنند و حرف خود را هم به کرسی می نشانند، اتفاقاً استثناهایی مثل علی حاتمی چون علم به کار داشتند از این جامع العلوم بودن خویش برای شکل دادن گرو ه ها و افراد متخصص و بزرگ در کنار خویش همت گذاشتند؟ ببینید آدم هایی که فکر می کنند در همه زمینه ها صاحب نظرند با اینکه باشند فرق می کند، من دارم راجع به آدم هایی صحبت می کنم که ممکن است در کنار هنر تخصصی خویش کار هنری دیگری هم انجام دهند و موفق هم باشند یا در بعضی از آنها موفق نباشد، یعنی یک اتفاق شخصی، ولی شما در مورد یک جریان بیرونی سخن می گویید که ممکن است کسانی بیایند و حرف هیچ کس را جز خود گوش ندهند. اگر به موضوع چنین بنگریم در چنین فضا و جوی حتی امکان ورود آدم هایی می رود که هیچی بلد نیستند و هیچ تخصصی را نیاموختند و ادعای همه نوع کار تخصصی را هم داشته باشند. ● پس قبول دارید که امر کلی نشود؟ چرا نشود، چه اشکالی دارد؟ ● خب از همین دالان تبدیل امر استثنا و جزء به امر کلی است که چنین توهم همه فن حریف بودن زیادی در اشخاص جامعه شکل می گیرد؟ شما می خواهید که هنر فقط مال و متعلق به یک عده خاص باشد و فقط یک قشر و طبقه خاص به این حوزه ورود بکنند، یعنی فقط یک عده خاصی حق نوشتن یا بازیگری یا نقاشی و کارگردانی و غیره را دارند؟ نه هر کسی با هر ذوق و سلیقه یی می تواند ورود کند و کار کند، فقط نکته مهم اینجاست که هرکسی ورود کرد آن بنیه و ذوق هنری خاص در وجودش باشد یعنی آن حس بزرگ درونی را برای کار هنری داشته باشد، من خودم اتفاقاً آدم سختگیری هستم و هر کتاب و فیلمی را نمی پسندم اما به نظر من هیچ عیبی ندارد کار و اثر هنری خلق شود که باب سلیقه من نباشد، به هرحال توسط هر کس و هرچیزی خود امر خلق کردن کاری زیبا و درست است. ● پس هنرمندی که فقط بیست سال مداوم و به صورت علمی روی یک هنر کار می کند و به توان دقیقی دست یافته نباید با کسی که مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد فرق داشته باشد؟ من نتیجه کار آنها را می نگرم و هر کدامشان که برایم لذت بخش و قوی باشد آن را تایید می کنم، نمی توان همین طور رو هوا گفت که فلان کس چون ۲۰ سال مدام فلان کار هنری را انجام داده بهتر از آن یکی کار می کند. ممکن است که کسی بار اولش باشد و پا به عرصه بگذارد و خوب هم ظاهر شود و بازی درخشانی نمایش دهد. ما برای شخصیت کسی که روی یک هنر سال ها کار و تعمق کرده می توانیم احترام ویژه و زیادی قائل شویم اما اگر بعد از این مدت کارش خوب نباشد نمی توان آنچه خلق کرده تایید کرد. صرف همین خصوصیت پشتکار و تلاش و خسته نشدن امری قابل احترام و ستودنی است. ● پس شما هنر را فطری و ذاتی می دانید؟ به نظر من بله، هنر یادگرفتنی نیست، اگر بیس و بن مایه یی فطری وجود داشته باشد و آن را پرورش دهی و قدرتمندترش کنی بسیار عالی و تحسین برانگیز است ولی اگر این مایه و خمیره فطری در آدم وجود نداشته باشد شما بگو هزار سال هم کار کند به جایی نخواهد رسید. اگر این بن مایه نباشد فرد تنها با این تلاش و خواندن می تواند یک کپی کار خوب شود و بس. من شما را به همان حلقه یی و محفل خاص بودنی که از آن گله داشتید بازگرداندم، در کشورهای دیگر همه وارد می شوند اما سیستم چنان علمی و تخصصی است که اجازه ورود بیشتر به کسی که مطالعه و خوانش ندارد نمی دهد و این یک سیستم کلی و علمی است.حال در هر سیستم و حوزه یی هم استثناهایی وجود دارند. من گفتم و باز هم می گویم که علم با هنر متفاوت است، والا کلاً با این گفته آخر شما موافقم، به نظر من کار خوب چه توسط غیرحرفه یی، چه توسط کهنه کار، کاری خوب است، مهم اینجاست که کار خوب کار خوب و ماندگار خواهد شد حال خالقش با هر شاخص و توانی که باشد. ما بسیاری نویسنده داریم که از تمام کتاب هایش تنها یکی از آنها عالی و ماندگار شده و باقی چرتند ولی خب نمی توان انکار کرد که نویسنده است چون یک کتاب خوب دارد. ● و حرف آخر... فقط این را بگویم که در این کار از اینکه در کنار آقای لولایی و خانم امیرجلالی کار می کنم خیلی راضی هستم. چون از آقای لولایی نکات ریز بسیاری را آموختم و حتی از رفتارش در بیرون از صحنه. خانم امیرجلالی هم چون شخصیت جذاب و دوست داشتنی دارند که مدام در حال کشف شخصیت ایشان هستم و از این کاشفه که از آن بسیار آموختم لذت می برم. مطمئنم که آقای صحت به تمام آرزوهای بزرگ شان خواهند رسید چون لیاقتش را دارند.
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت
10:43 AM |