تبليغاتX
http://padashads.ir/?referid=8285 www.cinemaerooz.blogfa.com

اکبر عبدی: «‌من‌ گرانترین‌ دستمزد را می‌گیرم‌»

اکبر عبدی‌ برای‌ ایرانی‌ها چهره‌ی‌ شناخته‌ شده‌ای‌ است. بخصوص‌ برای‌ نسل‌ پس‌ از انقلاب‌ که‌ اصلا طنز را در سینمای‌ ایران‌ با اکبر عبدی‌ شناختند. بازیگر پر کار سینمای‌ ایران‌ در دهه‌ی‌ شصت‌ و نیمه‌ی‌ اول‌ دهه‌ی‌ هفتاد، به‌ تدریج‌ محبوبیت‌اش‌ را از دست‌ داد. چرا که‌ مدتها از پرده‌ی‌ سینما فاصله‌ گرفت‌ و بازیگرانی‌ جدید با شیوه‌های‌ جدید طنز وارد عرصه‌ شدند.


اکبر عبدی | عکس از ایسنا

عبدی‌ متولد ۱۳۳۷ در تهران‌ است. بازیهای‌ درخشانی‌ در کارنامه‌ی‌ او دیده‌ می‌شود. “اجاره‌ نشینها”، “ای‌ ایران”، “دزد عروسکها”، “مادر”، “ناصرالدین‌ شاه‌ آکتور سینما”، “هنرپیشه”، “آدم‌ برفی” و “عشق، نان، موتور ۱۰۰۰” از جمله‌ فیلم‌های‌ برجسته‌ای‌ است‌ که‌ در کارنامه‌ی‌ پربار اکبر عبدی‌ دیده‌ می‌شود. او چند بار در جشنواره‌ی‌ فیلم‌ فجر کاندیدا شد و به‌ خاطر بازی‌ در فیلم‌ “مادر” برنده‌ی‌ سیمرغ‌ بلورین‌ بهترین‌ بازیگر نقش‌ مکمل‌ مرد شد. او در دو سریال‌ تاریخی‌ امام‌ علی‌(ع) و “معصومیت‌ از دست‌ رفته” هم‌ ایفای‌ نقش‌ کرد. در حالیکه‌ انتظار می‌رفت‌ قسمت‌ سوم‌ مجموعه‌ی‌ تلویزیونی‌ “زیر آسمان‌ شهر” با حضور اکبر عبدی‌ سریالی‌ موفق‌ باشد اما این‌ مجموعه‌ برای‌ بازیگر پر سابقه‌ کار چندان‌ موفقی‌ از آب‌ درنیامد.

اکبر عبدی‌ سال‌ ۸۵ را بهتر از چند سال‌ قبل‌ خود سپری‌ کرد. بازی‌ در نمایش‌ “اکبر آقا آکتور تاتر” به‌ کارگردانی‌ خودش‌ و همچنین‌ ایفای‌ نقش‌ در فیلم‌ “اخراجی‌ها” سال‌ نسبتا خوبی‌ را برای‌ او رقم‌ زد. او در حالی‌ با ما گفت‌وگو کرد که‌ زیر گریم‌ بود تا در فیلم‌ “جاده‌ی‌ آسمان” ساخته‌ی‌ کامبیز کاشفی‌ بازی‌ کند.


اکبر عبدی | عکس از فارس

آقای‌ عبدی‌ خیلی‌ ممنون‌ از اینکه‌ وقتتان‌ را در اختیار رادیو زمانه قرار دادید. بعد از سالها کم‌ کاری‌ دوباره‌ در سال‌ اخیر چند تا کار از شما دیدیم. اخراجیها، زیر آسمان‌ شهر، اکبر آقا آکتور تاتر و... چطور شد دوباره‌ شما شروع‌ به‌ کار کردید؟
واالله حدود پانزده‌ اسفند سال‌ ۸۰ برادرم‌ بعد از پانزده، شانزده‌ سال‌ مجروحیت‌ شهید شد و من‌ یکی‌ دو سالی‌ کار نکردم. یک‌ سال‌ و نیم‌ هم‌ رفتم‌ کانادا و اروپا تاتر کار کردم. از دو سال‌ پیش‌ با کار آقای‌ معتمدی‌ شروع‌ کردم. در این‌ بین‌ سریال‌ آقای‌ جوزانی، کار با آقای‌ صلح‌ میرزایی‌ و کار با خانم‌ تهمینه‌ میلانی‌ را هم‌ داشتم‌ و همینطور یک‌ سریال‌ با آقای‌ جواد افشار به‌ نام‌ جابربن‌ حیان‌ و یک سریال‌ دیگر با آقای‌ افشار به‌ تهیه‌‌کنندگی‌ آقای‌ سیدزاده‌ برای‌ عید به‌ سفارش‌ شبکه‌ی‌ پنجم‌ سیما. اخراجیها را هم‌ که‌ در دل‌ اکبر آقا آکتور تاتر کار کردیم‌. پارسال‌ به‌ لحاظ‌ تاتر برایم‌ سال‌ خوبی‌ بود. چون‌ فلک‌ الافلاک‌ را هم کار کردم‌. الان هم‌ برای‌ فیلم‌ آقای‌ کامبیز کاشفی‌ دارم‌ گریم‌ می‌شوم‌ برای‌ این‌ که‌ تا نیم‌ ساعت‌ دیگر باید جلوی دوربین‌ بروم‌. ولی‌ همزمان‌ با این‌ کار تمرین‌ تاتر پنجره‌ی‌ پولاد را انجام می‌دهم که از دهم‌ اردیبهشت‌ به‌ مدت‌ چهل‌ شب، هر شب‌ دو اجرا روی‌ صحنه‌ی‌ سالن‌ اصلی‌ شهر خواهیم‌ داشت.‌ اینها کارهایی‌ است‌ که‌ دارم‌ انجام‌ می‌دهم. اکبر آقا آکتور سینما را هم‌ دقیقا از اول‌ تیرماه‌ در فرهنگ‌ سرای‌ کاخ‌ سعدآباد قدیم‌ به‌ روی‌ صحنه‌ خواهیم‌ برد. چون‌ این‌ کاخ‌ سعدآباد یک‌ سالن‌ روباز داشته‌ که‌ برای‌ کنسرت‌ و اینها استفاده‌ می‌شده‌ است‌ که‌ البته‌ این‌ سالن‌ را با برزنت‌ پوشاندند و به‌ صورت‌ سربسته‌ درست‌ش‌ کردند و قرار است‌ اکبر آقا آکتور تاتر از اول‌ تیرماه‌ در آنجا به‌ روی‌ صحنه‌ رود.

آقای‌ عبدی، شما یکی‌ از بازیگران‌ ماندگار سینمای‌ ایران‌ هستید و معمولا هم‌ گزیده‌ کار بودید مثل‌ اجاره‌ نشین‌ها و هنرپیشه‌ و کارهای‌ دیگر، ولی‌ به‌ نظر می‌رسد در سال‌های‌ اخیر یک‌ مقدار در انتخاب‌ کارها کمتر دقت‌ می‌کنید.
مثلا چه‌ کاری؟

مثلا در همین‌ کارهایی‌ که‌ در سال‌های‌ گذشته‌ انجام‌ دادید. به‌ نسبت‌ اجاره‌ نشین‌ها یا هنرپیشه‌ با آن‌ سکانس‌ بلندی‌ که‌ در هنرپیشه‌ داشتید، ما کمتر دیگر آن‌ اکبر عبدی‌ را می‌بینیم.
نه، اتفاقا الان‌ گزیده‌تر کار می‌کنم. دلیل‌ اش‌ هم‌ چهارسال‌ بیکاری‌ است‌. همان‌ دوران، دوران‌ پرکار زندگی‌ و کار من‌ بود، سالی‌ بود که‌ من‌ یازده‌ تا کار هم‌ می‌کردم‌ ولی‌ الان‌ اینطور نیست‌. الان‌ سعی‌ می‌کنم‌ انتخاب‌ بکنم‌. مگر وقتی‌ که‌ یک‌ کار به‌ خاطر مادیات‌ از دستم‌ در می‌رود که‌ البته‌ در کارهایی‌ که‌ از بعد از این‌ سه‌ چهار سال‌ رکود انجام‌ دادم‌ همه‌ی‌ تلاشم‌ را کردم‌ تا کار بد انجام‌ ندهم‌ و هر کاری‌ هم‌ انجام‌ دادم‌ کارهایی‌ بوده‌ که‌ دوست‌ داشتم‌ یا از از آدم‌ها و عوامل خوشم‌ آمده‌ و کاری‌ نبوده‌ که‌ خودم‌ دوست‌ نداشته‌ باشم‌ و به‌ زور رفته‌ باشم.


در سال‌هایی‌ که‌ خنده‌ به‌ نوعی‌ در ایران‌ مهجور بود، مردم‌ ایران‌ با بازیهای‌ اکبر عبدی‌ می‌خندیدند. اما در سال‌های‌ اخیر در یکی‌ دو تا از برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ شما اظهاراتی‌ کردید، در مورد اینکه‌ به‌ شما کار بدهند یا اینکه‌ از نظر مالی‌ ساپورتتان‌ کنند که‌ مردم‌ زیاد از این‌ حرفها استقبال‌ نکردند.
چه‌ حرفی، مگر چه‌ کار کردیم؟

مثلا در یکی‌ دو تا از برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ اظهاراتی‌ کرده‌ بودید در مورد اینکه‌ به‌ هر حال‌ تلویزیون‌ به‌ شما برنامه‌ بدهد و از شما استفاده‌ کند.
من‌ کی‌ چنین‌ حرفی‌ گفتم؟

فکر می‌کنم در آن‌ برنامه‌ی‌ چهره‌های‌ ماندگار بود.
نه، من‌ چنین‌ حرفی‌ نگفتم. من‌ گفتم‌ آقا! تلویزیون‌ کار خوب‌ کمدی‌ بکند که‌ مردم‌ بخندند، نگفتم‌ به‌ من‌ کار بدهند. و اگر سه‌ سال‌ کار نکردم‌ به‌ این‌ دلیل‌ بود که‌ خودم‌ نخواستم‌ و گرنه‌ برای‌ پخش‌ تمام‌ کارها که‌ در ماه‌ رمضان‌ یا عید پخش‌ می‌شوند اول‌ به‌ من‌ زنگ‌ می‌زنند. من‌ خودم‌ کارها را رد کردم. نخواستم‌ کار کنم. گفتم‌ تا بتوانم‌ با یک‌ انرژی‌ بیشتر در کارهایی‌ مثل‌ کار آقای‌ معتمدی‌ - که‌ با داشتن‌ پنجاه‌ سال‌ سن‌ رل‌ یک‌ جوان‌ هیجده‌ ساله‌ را بازی‌ می‌‌کنم‌. یا در اخراجی‌های‌ آقای‌ ده‌ نمکی، رل‌ یک‌ جوان‌ بیست‌ و چهار پنج‌ ساله‌ را ایفای‌ نقش‌ کنم. من‌ خدا را شکر همیشه‌ کار رد کرده‌ام، اینطوری‌ نبوده‌ که‌ بروم‌ التماس‌ کنم‌ یا به‌ تلویزیون‌ بگویم‌ به‌ من‌ کار بدهید.

شما نمی‌دانم‌ می‌دانید یا نه، من‌ گرانترین‌ دستمزد را می‌‌گیرم‌، حتی‌ از تلویزیون. اگر کار نکردم، شاید به‌ این‌ دلیل‌ بوده‌ که‌ تلویزیون‌ یا تهیه‌‌کننده‌ نتوانسته‌ از پس‌ دستمزد من‌ برآید و گرنه‌ هیچ‌ وقت‌ کار را گدایی‌ نکردم. ممکن‌ است‌ از خدا سلامتی‌ را گدایی‌ کرده‌ باشم‌ ولی‌ راجع‌ به‌ کار هیچ‌‌وقت‌ از کسی‌ گدایی‌ نکرده‌ام. خدا را صد هزار مرتبه‌ شکر که همیشه کار اضافه‌ آوردم‌ و نتوانستم‌ برسم. من‌ تنها هنرپیشه‌ای‌ هستم‌ در این‌ مملکت‌ که‌ سه‌ تا کار را در بیست‌ و چهار ساعت‌ با هم‌ انجام‌ دادم.

آقای‌ عبدی، شما در تلویزیون‌ کارهای‌ ماندگاری‌ مثل‌ محله‌ی‌ برو بیا داشتید. فکر می‌کنید چرا آن‌ کارها دیگر در تلویزیون‌ تکرار نمی‌شود؟
این‌ را باید از تلویزیون‌ بپرسید، نه‌ از من.

من می‌خواستم نظر شما را به عنوان یک بازیگر بدانم.
عرض‌ کردم‌ از تلویزیون‌ بپرسید، بپرسید چرا در تلویزیون‌ چنین‌ کارهایی‌ نمی‌شود کرد. به‌ خاطر اینکه‌ آن‌ کارها مستلزم‌ وقت‌ بیشتر و پول‌ بیشتری‌ است. ببینید نویسنده‌ی‌ آن‌ کارها کی‌ بوده؛ نویسنده‌اش‌ آقای‌ بیرنگ‌ بوده، کارگردان‌ فنی‌ اش‌ آقای‌ رسام‌ و کارگردان‌ هنری‌‌اش‌ آقای‌ مودبیان. بازیگران‌اش‌ چه‌ عواملی‌ بودند؟ تلویزیون‌ می‌تواند. ولی‌ معمولا در تلویزیون‌ می‌آیند از آدمهای‌ صفر کیلومتر استفاده‌ می‌کنند که‌ کار، ارزان‌ و در واقع‌ زود تمام‌ شود.

تجربه‌ی‌ اخراجی‌ها خوب‌ بود آقای‌ عبدی؟
بله، بله. خیلی‌ خوب‌ بود.

شما هم‌ با آن‌ اعتراضاتی‌ که‌ در مورد جوایز شد، موافق‌ بودید؟
نه، چه‌ اعتراضی، اعتراض‌ بکنم‌ تا بگویند این‌ آدم‌ بدبخت‌ جایزه‌ بوده. با جایزه‌ی‌ این‌ آدم‌ها اتفاق‌ خاصی‌ برای‌ یک‌ بازیگر نمی‌افتد. اصلا جایزه‌ جز اینکه‌ مسوولیت‌ آدم‌ را زیادتر کند کار دیگری‌ نمی‌کند. بعد هم‌ جایزه‌ی‌ اصلی‌ را مردم‌ به‌ آدم‌ می‌دهند.

صدایتان‌ چرا اینقدر گرفته‌ است؟
ما شب‌ کاریم‌ و من‌ الان‌ از خواب‌ بیدار شدم.

بهترین‌ نقشی‌ که‌ بازی‌ کرده‌اید به‌ نظر خودتان‌ کدام‌ بوده؟
نقش‌ پدر و نقش‌ همسر در زندگی‌ ام.

در فیلم‌ها چطور؟
در فیلم‌ها تقریبا همه‌ را دوست‌ دارم.


نگاهی به فیلم "تولد مسیح"

شهره آغداشلو در نقش الیزابت مقدس

هالیوود مدت‌هاست که "مسیحیت" را به عنوان یک مذهب و منبع درآمدی کلان کشف کرده است. سال پیش درهمین روزها جهان سینما از فیلم The Passion of Christ (مصائب مسیح) به کارگردانی مل گیبسون حرف می‌زد. دراین فیلم که ۶۰۰ میلیون دلار فروش کرد، به صلیب کشیده شدن پیامبر مسیحیان با تمام خشونت و درد و رنجش به تصویر کشیده شد. امسال فیلم "تولد مسیح" که کمپانی برادران وارنر برای ساختنش میلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری کرده، برسر زبان‌ها است. بعید نیست که بسیاری از ایرانیان شیعه مذهب هم به دیدن این فیلم بروند. نه تنها به این خاطرکه می‌توانند از این طریق بزرگ‌منشی و مدارای خود را با و در برابر ادیان دیگر به نمایش بگذارند، بلکه هم چنین به این دلیل ساده که یکی از هم‌وطنان هنرمندشان نیز در این فیلم بازی می‌کند: شهره آغداشلو.


شهره آغداشلو در فیلم تولد مسیح

او که به خاطر بازی در فیلم "خانه‌ای از شن و مه" کاندیدای جایزه اسکار برای نقش دوم هنرپیشه زن شده بود و سرانجام به همین مناسبت جایزه نقادان فیلم نیویورک را به دست آورد، در فیلم "تولد مسیح" در نقش زن نازایی ظاهر می شود که از سوی "پروردگارعالم متبرک شده" و از این رو ناگهان متوجه می‌شود که باردار است. اگر این زن الیزابت نام نداشت و دخترعموی مریم عذرا (کایشا کاستل هوگز)، مادرعیسی مسیح نبود، نازایی و حاملگی او اهمیتی تاریخی و ابدی نمی‌یافت. چون الیزابت در واقع برای مریم مقدس، چنان که در روایات انجیل متا و لوکاس آمده، "سرمشق" و مایه عبرت و محمل تفاهم و نشان "قدرت لایزال الهی" است. به همین خاطر وقتی جبرئیل فرشته بر مریم ظاهر می‌شود تا خبر زادن عیسی مسیح را به او بدهد، اعلام می‌کند که الیزابت پا به سن گذاشته و نازا هم به‌زودی و به طور "معجزه آسایی" صاحب فرزندی می‌شود که "یوحنا" نام خواهد گرفت.

مریم پس از آن که به جبرئیل می گوید: "همان خواهد شد که تو می گویی"، بلافاصله راهی سفر به شهر الیزابت می‌شود، تا با نحوه "متبرک شدن" او آشنا گردد و خود از نزدیک به دنیا آمدن یوحنا را تجربه کند. استقبال صمیمانه و پرشورالیزابت از مریم یکی از صحنه‌های موفق این فیلم است. این دو زن رنج‌دیده با این که به نحوی با "روح القدس" در تماس قرار گرفته‌اند، به شدت "زمینی و انسانی" به نظر می‌رسند که با ذکاوتی هوشیارانه و همبستگی‌ای ناگسستنی در صدد حل مشکل مشترکشان، یعنی "حاملگی خارج ازعرف" خود برمی‌آیند. هنگامی که مریم باکره دوباره به ناصریه باز می‌گردد، دیگر نمی‌تواند بارداری خود را ازنگاه دیگران پنهان نگاه دارد.
در شهر همه در این‌باره حرف می‌زنند که مریم "بدون عروسی وهم بستر شدن با نامزدش یوسف نجارحامله شده" اگر یوسف در این شرایط حساس تامل می‌کرد و از ازدواج با مریم سرباز می‌زد، خطر سنگسارشدن او حتمی بود. از این رو جبرئیل دوباره بر آن مرد پیشه‌ورعاشق پیشه ظاهر می‌شود و "اراده پروردگارعالم" را به او ابلاغ می‌کند. یوسف که چاره دیگری پیش روی خود نمی‌بیند، پدری فرزند مریم را می‌پذیرد و از او حمایت می‌کند.

زمان داستان فیلم به یک سال پیش از تولد مسیح برمی‌گردد. هنگامی که هرودس، والی رم، بنا به گفته پیش‌گویان از زاده شدن طفلی که در آینده به مرتبه "شاهی" می‌رسید، با خبر می‌شود. هرودس برای جلوگیری از به خطر افتادن تاج وتختش فرمان می‌دهد، پسربچه‌های کمتر از دو سال را سر به نیست کنند. در این هنگام یوسف و مریم و فرزند مقدسشان عیسی که چندی پیش در اصطبلی در خارج ازمحدوده شهر به دنیا آمده، از ترس سربازان بچه‌کش هردوس از ناصریه می‌گریزند و راهی مصر می‌شوند... داستان این فرار توام با سختی و زجر و وحشت لایه دوم و بخش هیجان‌انگیز و پرکشش این فیلم را می‌سازد.

این که واقعه "تولد مسیح" که چهل سال پس از مرگ او درانجیل‌های متا و لوکاس با روایت‌های متفاوت و گاه متضاد نوشته شده، واقعیت دارد یا افسانه است، در این فیلم اصلا مطرح نیست. چون فیلم‌نامه آن که از قلم مایک ریچ، تاریخ‌نویس مشهورآمریکایی تراویده، از همین روایت‌ها نشات می‌گیرد. از این رو قرار است که اولین نمایش فیلم نیزدر واتیکان و با حضور پاپ صورت گیرد. به این مناسبت هنرپیشه گوآتمالایی، اسکار ایساک که نقش یوسف را بازی می‌کند، شهره آغداشلو و کارگردان فیلم، کاترین هارد ویک به روم دعوت شده‌اند. این اولین‌بار است که به تصویر کشیدن داستان تولد و زندگی عیسی مسیح به عهده یک زن کارگردان واگذارشده است. کاترین هارد ویک که به خاطر اولین فیلم ماجراجویانه‌اش درباره جوانان آمریکایی با عنوان "۱۳" جوایز بسیاری دریافت کرده، در این فیلم خطی سنتی و روایت‌گونه را دنبال می‌کند. شاید وفاداری بیش از حد او به این دراماتورگی قراردادی بزرگترین ضعف این فیلم باشد. چون قصه‌ای آشنا را به شیوه‌ای آشنا تعریف کردن، از جذابیت‌های سینمایی و تصویری یک فیلم می‌کاهد. با این حال هارد ویک با نگاهی خوددارانه از نشان دادن صحنه‌های خون و خونریزی و خشونت، با آن که القای شرایط بی‌رحمانه و بربرمنشانه حاکم بر آن دوران چنین ایجاب می‌کند، پرهیز دارد. حتی صحنه‌هایی که بچه‌ها به فرمان هرودس کشته می‌شوند، واضح نشان داده نمی‌شوند.

برگردان آلمانی عنوان فیلم به "یکی بود، یکی نبود... یا روزی بود و روزگاری بود..." ترجمه شده است. همین لحن و شیوه پرداخت افسانه گویانه، بچگانه و بچه‌پسندانه که گاهی به کلیشه‌های ساده‌لوحانه هم نزدیک می‌شود، بر فیلم مسلط است. موسیقی سوزناک و بد پیله فیلم گاهی ازجاذبه صحنه‌ها و چشم‌اندازهای مسحورکننده آن که در مراکش و دهات یهودی نشین ناصریه فیلم برداری شده، می‌کاهد. این امر در مورد بازی‌های قوی هنرپیشه‌هایی که از ده کشور جهان برای بازی در این فیلم دعوت شده‌اند، نیز صدق می‌کند. کاترین هارد ویک در مورد بازی شهره آغداشلو که پس از شرکت در فیلم "خانه‌ای در کنار دریاچه" و بازی در مجموعه تلویزیونی ۲۴ و به عهده گرفتن نقش بازیگر مهمان در دو سریال "اورژانس" و "ویل و گریس" برای تماشاگران آمریکایی چهره شناخته شده‌ای است، می‌گوید: "شهره یک هنرپیشه فوق‌العاده است. او با این نقش با برداشتی مسحورکننده و معنویتی اصیل که از ژرفای روحش نشات می‌گیرد، روبرو شده. ما عملا حس می‌کنیم که اوچگونه عشق الیزابت مقدس را ساطع می‌کند." آغداشلو می‌گوید، برای این که این نقش را بازی کند، مدت زیادی دنبال یافتن الگو نگشته: "شخصیت الیزابت مقدس مرا به یاد مادربزرگم می‌اندازد"!.


جمشید هاشم‌پور و مهتاب کرامتی در ترديد / بهرام رادان، محمدرضا فروتن و ترانه علیدوستی هم در اين فيلم بازي دارند
جمشید هاشم‌پور و مهتاب کرامتی در ترديد / بهرام رادان، محمدرضا فروتن و ترانه علیدوستی هم در اين فيلم بازي دارند



سينماي ما - جمشید هاشم‌پور و مهتاب کرامتی به پروژه سینمایی "تردید" به کارگردانی واروژ کریم‌مسیحی پیوستند. محمدمهدی دادگو تهیه کننده فیلم سینمایی "تردید" در این باره گفت: "پس از بهرام رادان، محمدرضا فروتن و ترانه علیدوستی، حضور جمشید هاشم پور و مهتاب کرامتی نیز در پروژه "تردید" قطعی شد و ظرف روزهای آینده نیز دیگر بازیگران اصلی فیلم مشخص خواهند شد." دادگو در ادامه از عزیز ساعتی به عنوان مدیر فیلمبرداری و ملک جهان خزاعی به عنوان طراح صحنه و لباس که بیشتر حضورشان در این پروژه قطعی شده بود نام برد و افزود: "از عوامل پشت دوربین علاوه بر افراد نام برده شده محمدرضا قومی طراح گریم و عبدالله شهباز زاده مدیر تولید نیز در این پروژه حضور خواهند داشت." وی در پایان زمان شروع فیلمبرداری "تردید" را اواسط شهریورماه اعلام و خاطرنشان کرد: "تلاشمان بر این است که در حد فاصل پانزدهم تا بیستم شهریورماه کار جدید کریم مسیحی را در تهران کلید بزنیم." "تردید" دومین ساخته واروژ کریم مسیحی پس از فیلم تحسین شده "پرده آخر" است. فیلمنامه این فیلم با نگاهی به نمایشنامه "هملت" اثر جاودانه ویلیام شکسپیر به نگارش درآمده است.

منبع خبر : مهر


دومين کتاب رضا کيانيان درباره مباحث تئوريک بازيگری

شعبده بازيگری


عکس روی جلد کتاب شعبده بازيگری - نوشته رضا کيانيان

نقد و تحليل بازيگري، خيلی دير جای خودش را در عرصه نوشتار سينمايی ايران پيدا کرد. منتقدان و کارشناسان سينمايی که از دير باز و از سالهای دهه چهل به جنبه های تئوريک هنر هفتم پرداخته بودند و نوشته هايشان متأثر از فضای روشنفکری اروپای قرن بيستم بود بازيگری را مقوله ای چندان جدی و در خور توجه نمی يافتند. پرداختن به "هنرِِ بازيگري" از اين رو صرفا به اخبار و تحليل های سطحی در روزنامه ها خلاصه می شد.

در سالهای پس از انقلاب، طرد يکباره جايگاه "ستاره" از سينما، مهاجرت سوپر استارها به خارج از کشور و شکل‌گيری مفاهيم و رويکردهای تازه در بازيگری هم نتوانست به افزايش اهميت بازيگری در نزد اصحاب قلم منجر شود. در اواسط دهه هفتاد تعداد کمی از دوستان سينمايی‌نويس از جمله امير پوريا و بهزاد عشقی نخستين گام ها را برداشتند. سلسله مطالبی با عنوان " ارزش نگاه در بازيگري" به قلم امير پوريا با آن که تاثير گرفته از برخی نوشته های منتقدان آنگلو ساکسون و گاه ترجمه ای تقريبا کامل از متون خارجي بود، توانست باب تازه ای در پرداخت به اين عرصه بگشايد؛ اما هنوز جای نوشته های اصيل که برخاسته از نگاه ايرانی و همراه با تحليل هنر وآثار هنرمندان ايرانی باشد،خالی بود.

در اين ميان، تنها کسی که بالاخره اين خلآ را با نوشته های تحسين برانگيزش پر کرد، يک بازيگر حرفه ای بود نه يک منتقد و نويسنده. رضا کيانيان در باره چگونگی ورودش به عرصه تحليل و نوشتن می گويد: "چند سال پيش به طور مرتب با برخی منتقدان بحث می کردم که چرا درباره بازيگری مطلب نمی نويسيد، اکثر آن‌ها در جواب می گفتند مينويسيم اما بعدا چنين اتفاقی نمی افتاد. تا اين‌که يک بار خسرو دهقان به من گفت رضا جان هيچ کسی در اين زمينه چيزی بلد نيست، خودت بنويس. گفتم من بازيگرم شما بايد بنويسيد. گفت حالا تو شروع کن مگر چه عيبی دارد؟. بعد از اين حرفها به اين نتيجه رسيدم که واقعا چه عيبی دارد که خودم مطلب بنويسم، اين کار را کردم و ديدم اتفاقا اين مطالب جای خودش را در مطبوعات باز کرد...".

مقالات نوشته شده توسط کيانيان در ظرف دو سه سال چنان پر مايه و پر تعداد بود که گردآوری آن‌ها منجر به چاپ اولين کتاب او شد. اما "شعبده بازيگري" دومين مجموعه آثار اوست که اخيرا با مقدمه‌ای دلنشين و روشنگر به قلم اميد روحانی چاپ شده. بر خلاف کتاب نخست او "تحليل بازيگري" که بيشتر به بررسی نمونه ها و آثار خارجی می پرداخت، کتاب حاضر مجموعه مقالاتی است با نگاه تئوريک و با تکيه بر مرجع ها و مثال های ايراني.
همين ويژگی باعث شده تا اين کتاب برای خواننده عادی نيز جذابيت داشته باشد. پی‌گيری مباحث تئوريک در قالب مرور تجربيات بازيگردانی و بازيگری در پروژه های مختلف، همچون هر تلاشی برای خاطره نگاری از جذابيتی دو گانه برخوردار است؛ از سويی همچون حکايتی جذاب راوی ناگفته های شيرين و دور از دسترس است و از سويی ديگر همچون گونه های ديگر ثبت تاريخي، اطلاعات مهم و با ارزشی در باره سينمای معاصر ايران را در خود نهفته دارد. کيانيان با اتخاذ چنين شيوه ای موفق شده مفاهيم تئوريک بازيگری را به ساده ترين زبان و به دور از پيچيدگی و تصنع بيان کند.

بخش اول کتاب شامل دوازده مقاله است که در مقاطع مختلف زمانی و در فاصله سالهای 78 تا 84 نوشته شده اند. در بين آنها دو مقاله با عنوان های "صعود مقاومت ناپذير بازيگري" و "گاه اسباب تعيش خودش آماده شود" در باره تجربه بازی و بازيگردانی در "فرش باد" جذاب ترين ها هستند.

بخش دوم کتاب مجموعه يازده گفتگو است که روزنامه نگاران مختلف در فاصله سالهای 81 تا 84 با کيانيان انجام داده اند. متاسفانه تعدادی از گفتگو ها در سطحی نازل و با طرح سوالات گاه حيرت‌آور و ناشيانه انجام شده اند. اما پاسخ های مفصل و منسجم به سوالات گاه نامنسجم باعث شده تا آن گفتگو ها هم خواندنی به نظر آيند. گفتگوی تهماسب صلح جو با عنوان "فرديت نقش، فرديت بازيگر است" بهترين مصاحبه در بخش دوم به شمار می آيد.

کيانيان در توضيح و معرفی کتاب تازه اش می گويد: "علم هرچه پيشرفت می کند از گذشته‌اش دورتر می شود، اما هنر هر چه پيش می رود به گذشته‌اش نزديک‌تر می‌شود. تمام جنبش های هنري، يا از ابتدا، و يا در آخر به سوی آبشخور های نخستين، اصلی و پايه بازگشته اند و با نگاه امروزی‌شان به کشف و تجربه دوباره و دوباره همان اصول و پايه ها پرداخته‌اند، گويا هر چه هست همانجاست.
کوشش من هم-در اين مجموعه مقالات و گفتگو ها-عرف زدايی از بازيگری و بازشناسی آبشخور های نخستين اين هنر است".


نیکی کریمی: از عهده مشکلات فیلمسازی‌ بر می‌آیم


عکس از سایت شخصی نیکی کریمی

هر روز که به جشن پایانی برلیناله (هجدهم فوریه ۲۰۰۷) نزدیک می‌شد، تعداد برنامه‌ها، فیلم‌ها، مراسم جانبی و مصاحبه‌های مطبوعاتی با هنرپیشه‌های سرشناسی که به برلین دعوت شده‌اند، نیز افزایش می‌یافت.

اگر کسی قهرمان دو، تنظیم وقت و هم‌چنین صبر و تحمل ایوب‌وار هم باشد و بتواند شب و روز، بدون نیازهای اولیه انسانی مثل خواب و خوراک سرپا بماند، بازهم موفق به دیدن تمامی این برنامه‌ها و شرکت در آن‌ها نمی‌شود. به جرأت می‌توان گفت که حتی پتر کوسلیک، مدیر برلیناله نیزاز تمام جزئیات جشنواره‌اش اطلاع ندارد. وقتی برخی از خبرنگاران پیش او گله کردند که آخر چگونه می‌توان از همه این برنامه‌ها استفاده کرد، با خونسردی و شوخ طبعی که به آن مشهوراست، جواب داد: "من چیزی مثل رئیس یک باغ وحش هستم. در باغ وحش هم حیوانات زیادی وجود دارند. ولی شما تنها آن حیوانی را می‌بینی که مورد علاقه‌ات هست! با این حال همه‌جور جنسی باید آن‌جا باشد".

مسابقه بهترین فیلم اول

یکی از "جنس"هایی که تازه از سال پیش (۲۰۰۶) در برنامه‌های برلیناله گنجانده شده، بخشی است با عنوان "مسابقه بهترین فیلم اول". دراین بخش کارگردانانی شرکت داده می‌شوند که برای اولین‌بار پشت دوربین قرار گرفته‌اند و نخستین فیلم سینمایی خود را ساخته‌اند. امسال در این بخش ازمسابقه که جایزه‌ای بالغ بر۵۰ هزار یورو برای آن درنظر گرفته‌اند، ۱۷ فیلم شرکت می‌کند.

داوری در مورد گزینش این "بهترین فیلم اول"، به عهده یک هیئت سه نفری گذاشته شده که نیکی کریمی، هنرپیشه ایرانی نیز یکی از اعضای آن است. این فرصت را مغتنم شمردم تا با هنرپیشه پرکارمان که اولین فیلم مستندش را با عنوان "داشتن یا نداشتن" در سال ۲۰۰۱ تهیه کرده، گفت‌وگویی داشته باشم. تعیین وقت مصاحبه با خانم کریمی که می‌بایست از طریق مسئولان جشنواره صورت گیرد، چندان ساده نبود. با این که تقاضای کتبی گفتگو با او را، چند هفته پیش ازآغاز جشنواره برای "دفتر خبرنگاران" برلیناله فرستاده بودم، تا روزسوم فستیوال خبری از "مسئول برگزاری مصاحبه‌ها" مبنی بر رد یا قبول تقاضایم دریافت نکردم. اگر تصادفا یکی از همکارانم را که قرار گفتگویی کوتاه با او گذاشته بود، در راهروهای "مرکز روزنامه‌نگاران" جشنواره نمی‌دیدم، شاید این "مصاحبه" اصلا صورت نمی‌گرفت. آن چه می‌خوانید، حاصل گفتگوی دو نفری ما با خانم کریمی است.

مهاجرت

اولین پرسشی که در این گفتگو مطرح شد، به چگونگی شرکت دادن فیلم‌های غیراروپایی و غیرآمریکایی مربوط می‌شد و این که چرا "به ویژه سینمای آسیا کمتر مورد توجه مسئولین جشنواره قرار گرفته است". نیکی کریمی در پاسخ، این برداشت را تائید نکرد و گفت: «فیلم‌هایی که در بخش "رقابت بین‌المللی" شرکت داده شده‌اند، فقط از میان کشورهای اروپایی انتخاب نشده‌اند. این امر در بخش مسابقه فیلم‌های اول و دوم هم صدق می‌کند.
او اضافه کرد که: "تا به حال من ۸ فیلم دیده‌ام که بیشترشان از کشورهای چین، تایوان، مکزیک، آرژانتین و کشورهایی از این دست بوده‌اند. گذشته از آن هرجشنواره، سیاست خاص خود را دارد که براساس آن فیلم‌هایش را انتخاب می‌کند. این که یک فیلم باید ارزش هنری هم داشته باشد، یکی از آن معیارهاست. شاید فیلم‌های ارائه شده از آن کشورهایی که منظور شما هستند، از نظرارزش‌های هنری در حد رقابت با فیلم‌هایی که انتخاب شده‌اند، نبوده‌اند.»

از نیکی کریمی سئوال شد که درارزش‌گذاری بریک فیلم و انتخاب آن به کدام یک از ویژگی‌های خود به عنوان زن ایرانی و هنرپیشه‌ای که به تازگی به کارگردانی رو آورده، توجه می‌کند؟ او ضمن این که گفت «همه این جوانب و هیچ کدام شان!» اضافه کرد، این که او زن است و از آسیا می آید و از راه هنرپیشگی و کارگردانی زندگی می‌کند، خصوصیاتی هستند که سعی می‌کند، در قضاوتش نسبت به یک فیلم کمتر دخالت بدهد. آن چه که مهم است، این است که آن فیلم از نظر زیبایی‌شناسی و هنری چگونه ساخته شده است. در واقع فیلم و قدرت و ضعف‌هایش است که باید معیار قضاوت قرار بگیرد و نه برعکس.

خانم کریمی در این گفتگو هم چنین توضیح داد که تا به حال تولیدکنندگان اروپایی و آمریکایی پیشنهادهای متعددی در مورد همکاری و بازی در فیلم‌های "تولید خارج از ایران" به او داده‌اند. ولی او می‌خواهد در ایران، "کشوری که دوست دارد و در آن زندگی می‌کند و با فرهنگ و مردمش آشناست"، کار و بازی کند. کریمی به عنوان مثال از کار جدیدی که در انگلستان در دست تهیه دارد، یاد کرد و گفت، در این فیلم مستند نیز به زندگی و روابط ایرانیان مقیم این کشورو مسئله مهاجرت می‌پردازد تا مسائل مربوط به انگلستان. او سپس از مشکلات بی‌شماری که در ایران به عنوان هنرپیشه و کارگردان با آن‌ها دست به گریبان است، یاد کرد و گفت: «اصولا ایران کشوری نیست که هنرمندان و فیلم‌سازانش بتوانند از دولت و دست‌اندرکاران آن انتظار حمایت و پشتیبانی داشته باشند. تنها کارهایی که آن‌ها می‌کنند، ایجاد مسئله و مشکل است. من، خودم همیشه به تنهایی ازعهده مشکلات فیلم‌سازی و هنرپیشگی‌ام بر آمده‌ام. تنها کاری که زنان ایرانی باید بکنند، مبارزه است. من هم بدون مبارزه به این جا نرسیده‌ام. ما باید تنها روی پای خودمان بایستیم. زن‌های ایرانی می‌دانند که نباید منتظر بمانند تا حق‌شان را به آن ها بدهند. بلکه خودشان با کار وتلاش باید آن را بگیرند».

نیکی کریمی که تا به حال دو کار سینمایی اکران نشده را با عنوان‌های "یک شب" و "چند روز بعد" به پایان برده، نمی‌تواند تصور کند که احتمالا اگر در خارج از کشور زندگی می‌کرد، می‌توانست به موفقیت‌های بیشتری دست یابد. او در این رابطه، خیلی کوتاه گفت: «نمی‌دانم. تا به حال در این موقعیت قرار نگرفته‌ام.»

نیکی کریمی در حال حاضر مشغول بازی در فیلمی به کارگردانی منیژه حکمت به نام "سه زن" است که به سرگذشت سه زن از سه نسل در ایران امروز می‌پردازد. پاسخ به سئوال آخر از تمام جواب‌های او کوتاه‌تر بود:

آیا فکر می کنید در بازگشت به ایران مشکلاتی برایتان پیش بیاید؟
«نه! چه مشکلی؟»


‌گفت‌ و گو با هادی‌ مرزبان، کارگردان‌ تاتر

یا‌ خیلی‌ پررو هستم‌ یا عاشق و دیوانه

هادی‌ مرزبان، بازیگر و کارگردان‌ پیشکسوت‌ تاتر متولد سال‌ ۱۳۲۳ در شهر سبزوار است. کارنامه‌ی‌ او بسیار پربار است. نقش‌ آفرینی‌اش‌ در فیلمهای‌ سینمایی‌ و سریال‌های‌ تلویزیونی‌ او را که‌ کنار بگذاریم‌ کارگردانی‌ بیش‌ از ۱۰ نمایش‌ در کارنامه‌ی‌ او دیده‌ می‌شود. او همکاری‌ تنگاتنگی‌ با اکبر رادی، نمایشنامه‌نویس‌ مشهور ایرانی‌ داشته‌ است. کارهایی‌ که‌ با استقبال‌ زیادی‌ هم‌ رو به‌ رو شده‌ است. در سال‌ ۸۴ نمایش‌ «ملودی‌ شهر بارانی» و در سال‌ گذشته‌ نمایش‌ «گذر سقاخانه» با کارگردانی‌ او بسیار مورد توجه‌ قرار گرفت. مرزبان‌ در حالی‌ از مشکلات‌ تاتر می‌گوید که‌ معتقد است‌ دولت‌ بالاخره‌ باید تکلیف‌ خود را مشخص‌ کند که‌ تاتر می‌خواهد یا نه؟


هادی مرزبان- عکس: امیرخلوصی، ایسنا

آقای‌ مرزبان، خیلی‌ ممنون‌ از اینکه‌ وقتتان‌ را در اختیار ما قرار دادید. به‌ نظر شما طنزآمیز نیست‌ که‌ جشن‌ هفته‌ی‌ تاتر در شرایطی‌ برگزار می‌شود که‌ تاتر شهر تعطیل‌ شده‌ است؟
تاتر شهر تعطیل‌ نشده، تاتر شهر کارش‌ را دارد می‌کند و قرار بود به‌ دلیل‌ تعمیرات‌ اساسی‌ که‌ در تاتر شهر انجام‌ می‌شود تعطیل‌ شود. منتها باز هم‌ این‌ مساله‌ به‌ دلایلی‌ انجام‌ نشد، یعنی‌ حقیقتا آنطور که‌ من‌ اطلاع‌ پیدا کردم‌ گفتند به‌ دلیل‌ این‌ که‌ بودجه‌ نرسیده‌ و (یا دلایل‌ دیگر) به‌ هر حال‌ این‌ امر انجام‌ نشد و یا قرار شد همزمان‌ با این‌ کار اجراها هم‌ برود که‌ نتیجه‌ این‌ شد اجرای‌ تاتر شهر ظاهرا از دیروز شروع‌ شود.

سال‌ گذشته‌ به‌ گفته‌ی‌ آقای‌ وزیر بودجه‌ی‌ تاتر کشور سه‌ برابر شد، فکر می‌کنید این‌ سه‌ برابر شدن‌ بودجه‌ی‌ تاتر تاثیری‌ در تاتر ایران‌ داشته‌ است؟
البته‌ آقای‌ وزیر فرموده‌اند، منتها ما هنوز چیزی‌ از این‌ سه‌ برابر شدن‌ بودجه‌ ندیده‌ایم.به قول معروف کور شوم‌ اگر چیزی‌ دیده‌ باشم.

یعنی‌ سه‌ برابر نشده‌ بود؟
اطلاعی‌ ندارم. حداقل‌ چیزی‌ نصیب‌ گروه‌ ما نشده‌ است‌ و من‌ چیزی‌ ندیده‌ام. یکی‌اش‌ همین‌ مسالهی‌ تاتر شهر است‌ که‌ قرار بود تعمیراتش‌ انجام‌ شود که‌ من‌ شنیدم‌ که‌ مشکلات‌ آن‌ به‌ خاطر عدم‌ بودجه‌ بوده‌ است‌ و از نظر بقیه‌ی‌ مسایل‌ مالی‌ تاتری‌ هم‌ من‌ تا به‌ حال‌ چیزی‌ ندیده‌ام‌ تا ببینم‌ که‌ انشاءا... چه‌ می‌شود.

بودجه‌ای‌ که‌ من‌ از آن‌ می‌گویم‌ مربوط‌ به‌ سال‌ گذشته‌ است. اما ارزیابی‌ شما از آنچه‌ که‌ در تاتر تهران‌ اتفاق‌ افتاد این‌ بود که‌ بودجه‌ی‌ سه‌ برابری‌ تاثیر داشته‌ است؟
نه‌ خیر، من‌ معتقدم‌ که‌ نباید این‌ را زیاد جدی‌ گرفت. ببینید، ما تاتری‌ها زمانی‌ می‌توانیم‌ خوشبین‌ باشیم‌ که‌ هیچ‌ کداممان‌ غم‌ نان‌ نداشته‌ باشیم‌ و زمانی‌ می‌توانیم‌ با فراغ‌ بال‌ تاتر کار کنیم‌ که‌ هیچ‌ کداممان‌ نگرانی‌ قوت‌ زن‌ و بچه‌ و نگرانی‌ اجاره‌ی‌ پایان‌ ماه‌ را نداشته‌ باشیم. متاسفانه‌ وضعیت‌ قشر هنرمندان‌ تاتر همیشه‌ اینجوری‌ بوده‌ است. به‌ قول‌ معروف‌ در عروسی‌ و عزا سرشان‌ بریده‌ شده‌ و هیچگاه‌ به‌ حق‌ و حقوق‌ خودشان‌ نرسیده‌اند. حالا من‌ گاهی‌ هم‌ می‌گویم‌ که‌ چه‌ کسی‌ گفته‌ مثلا هنرمند تاتر از بقیه‌ قشرهای‌ هنرمند پایین‌تر است. در حالی‌ که‌ شما خودتان‌ می‌دانید پشتوانه‌ی‌ سینما و تلویزیون‌ و همهی‌ اینها تاتر است. به‌ هر حال، نه‌ ما هنوز با این‌ مشکلات‌ دست‌ به‌ گریبان‌ هستیم. سال‌ گذشته‌ این‌ طور بوده‌ و ما چیزی‌ ندیده‌ایم.

آقای‌ مرزبان، اکثر چهره‌های‌ تاتر به‌ کلی‌ کنار کشیده‌اند و الان‌ ترجیح‌ می‌دهند کار نکنند، شما دلیلش‌ را چه‌ می‌دانید؟
ببینید فی‌ المثل‌ می‌گویم‌ که‌ من‌ مرزبان‌ هم‌ که‌ دارم‌ کار می‌کنم، خیلی‌ پررو هستم. واقعا اسمش‌ را پررویی‌ می‌گذارم. واقعا من‌ عادت‌ کرده‌ام‌ که‌ یک‌ خرده‌ نان‌ عشق‌ را بخورم. یعنی‌ خانواده‌ام‌ به‌ من‌ عادت‌ داده‌اند به‌ نان‌ عشق‌ خوردن، به‌ مشتی‌ به‌ شکم‌ زدن‌ و با سیلی‌ صورت‌ را سرخ‌ نگه‌ داشتن‌ و با تاتر عشقبازی‌ کردن‌ و عشق‌ ورزیدن. اما بالاخره‌ یک‌ جایی‌ تحمل‌ آدم‌ها کم‌ می‌شود. یکی‌ زودتر، دیگری‌ دیرتر و بالاخره‌ می‌روند. من‌ هم‌ ممکن‌ است‌ که‌ یا مجبور شوم‌ به‌ زودی‌ کنار بکشم‌ یا اینکه‌ بالاخره‌ اصلا نمی‌روم‌ دیگر. مگر هر آدمی‌ چقدر عمر می‌کند. تمام‌ اینها از رسیدگی‌ نشدن‌ به‌ تاتر است‌ که‌ من‌ همیشه‌ گفته‌ام‌ و نمی‌دانم‌ که‌ جایش‌ اینجا هست‌ یا نه‌ اما همیشه‌ می‌گویم‌ که‌ سیاستگذاران‌ کلان‌ مملکت‌ باید بنشینند تکلیف‌ تاتر را روشن‌ کنند که‌ اصلا مقوله‌ای‌ به‌ نام‌ تاتر می‌خواهند یا نمی‌خواهند؟ اگر نمی‌خواهند که‌ ما مشکلی‌ نداریم، به‌ زور که‌ نمی‌توانیم. من‌ خودم‌ به‌ شخصه‌ می‌گویم‌ که‌ اگر بروم‌ در جایی‌ عملگی‌ و کارگری‌ ساختمان‌ هم‌ بکنم، دوست‌ دارم‌ که‌ صاحب‌ آن‌ خانه‌ و ساختمان‌ مرا دوست‌ داشته‌ باشد و مرا بخواهد. با گدایی‌ جایی‌ کار نمی‌کنم. الان‌ این‌ را می‌گویم‌ که‌ اگر تاتر نمی‌خواهند تکلیف‌ ما روشن‌ است. ولی‌ اگر می‌خواهند باید پایش‌ بایستند، باید به‌ قول‌ معروف‌ به‌ مسایل‌ مادی‌ و معنوی‌ توجه‌ کنند. از نظر مسایل‌ معنوی‌ باید یک‌ قانونی‌ به‌ مجلس‌ برده‌ شود و تکلیفها روشن‌ شود و با چشم‌ و ابرو و یک‌ بام‌ و هشت‌ تا هوا کار نشود. من‌ شاهد خیلی‌ از بی‌عدالتی‌ها در مسایل‌ تاتر این‌ مملکت‌ در همین‌ سال‌ گذشته‌ بودم. شما ببینید که‌ ما از این‌ مسایل‌ فراوان‌ داریم. علت‌ اینکه‌ بعضی‌ از دوستان‌ کنار می‌کشند همین‌هاست. مثلا طرف‌ می‌بیند که‌ می‌گویند فلان‌ تاتر را چون‌ وقتش‌ نیست‌ برداشته‌ می‌شود و تاتر دیگر که‌ به‌ مراتب‌ از آن‌ ضعیف‌تر است‌ می‌بینیم‌ که‌ به‌ اجراها و سفرهای‌ داخل‌ و خارج‌ متعدد می‌رود. اینها آدمها را دلسرد می‌کند حالا من‌ اگر تا به‌ حال‌ مانده‌ام‌ می‌گویم‌ که‌ خیلی‌ پررو هستم‌ و یا عاشق‌ و یا خیلی‌ دیوانه‌ام. نمی‌دانم.

فکر نمی‌کنید یکی‌ از مشکلات‌ تاتر این‌ است‌ که‌ زیاده‌ از حد وابسته‌ به‌ دولت‌ است؟
ببینید، وظیفه‌ی‌ دولت‌ است‌ که‌ این‌ وابستگی‌ را تحمل‌ کند. اصلا می‌دانید اشکال‌ کار از کجا است. من‌ معتقدم‌ که‌ ما هنوز آن‌ نیاز به‌ تاتر را حس‌ نکردیم. هم‌ از طرف‌ دولتمردان‌ و هم‌ از طرف‌ مردم. ما اگر باور بکنیم‌ که‌ حتی‌ در کوچکترین‌ مسایل‌ مملکت، حتی‌ مثلا در ترافیک‌مان، حتی‌ در مسایل‌ جوانان‌ و خانواده‌هایمان، در زندگی‌ کردن‌ و تنفس‌ و بهداشت‌مان، در درست‌ زندگی‌ کردن‌ و انسان‌ بودنمان، اگر ما تاتر را رونق‌ بدهیم، همهی‌ مشکلات‌ این‌ طرف‌ حل‌ می‌شود. علت‌ این‌ است‌ که‌ ما باور نکرده‌ایم. در تمام‌ دنیا این‌ رسم‌ است‌ که‌ دولت‌ به‌ طور مستقیم‌ به‌ تاتر کمک‌ می‌کند حالا در کشورهای‌ دیگر متولیان‌ آن‌ فرق‌ می‌کند. مثلا شهرداری‌ها مسوول‌ این‌ کار هستند اصلا بودجه‌های‌ کلانی‌ به‌ تاتر می‌دهند.

فکر نکنم‌ در کشورهای‌ خارج‌ دولتها و یا نهادهای‌ دولتی‌ که‌ به‌ تاتر کمک‌ می‌کنند، حق‌ اعمال‌ نظر را به‌ این‌ شکل‌ برای‌ خود محفوظ‌ بدانند.
مطلقا. اما اجازه‌ بدهید که‌ ما نیازهای‌ اولیه‌مان‌ را حل‌ بکنیم‌ بعد برسیم‌ به‌ دیگر مسایل. من‌ آن‌ مساله‌ی‌ قانون‌ به‌ مجلس‌ بردن‌ را که‌ خدمتتان‌ عرض‌ کردم، این‌ همان‌ است. چون‌ اگر قانون‌ به‌ مجلس‌ برده‌ شود تکالیف‌ روشن‌ می‌شود. فلان‌ آقا یا مدیر و مسوول‌ نمی‌آید به‌ من‌ بگوید به‌ دلیل‌ اینکه‌ فرضا مرزبان‌ است‌ فلان‌ کار را انجام‌ بدهد یا ندهد. همان‌ مساله‌ای‌ که‌ مولا علی‌ (ع) فرموده‌اند که‌ «نبینید که‌ چه کسی‌ چه‌ می‌گوید، ببینید که‌ چه‌ دارد می‌گوید» متاسفانه‌ در خیلی‌ از مسایل‌مان‌ و رشته‌های‌ هنری‌ این‌ مساله، برخلاف‌ آنکه‌ نباید باشد وجود دارد. ولی‌ متاسفانه‌ آدمها فرق‌ می‌کنند.

یکی‌ از مشکلات‌ هم‌ این‌ است‌ که‌ مسوولینی‌ که‌ تعیین‌ می‌کنند کدام‌ تاتر و در کجا اجرا شود، شاید از قشر هنرمندان‌ نباشند و بیشتر به‌ بدنه‌ی‌ مدیریت‌ دولتی‌ نزدیک‌ باشند. بالاخره‌ اگر بودجه‌ هم‌ فراهم‌ شود، وجه‌ هنری‌ کار را زیر سوال‌ می‌برند.

اولا به‌ شما بگویم‌ که‌ در رشته‌ی‌ تاتر ما آدمهایی‌ داریم‌ که‌ به‌ هر حال‌ تاتری‌اند ولی‌ فرقی‌ نمی‌کند. اتفاقا بیشتر مساله‌‌ساز می‌شود چون‌ اعمال‌ سلیقه‌ به‌ وجود می‌آورد. به‌ هر حال‌ کسی‌ که‌ هنرمند این‌ رشته‌ است‌ می‌آید و بالاخره‌ اعمال‌ سلیقه‌های‌ خودش‌ را انجام‌ می‌دهد. ما به‌ مدیر هنری‌ نیاز داریم. ببینید، ما از زمانی‌ که‌ منتظری‌ از مرکز هنرهای‌ نمایشی‌ رفت‌ همه‌ عنوان‌ کردند چرا می‌گویند منتظری. چون‌ منتظری‌ بازیگر نبود ولی‌ مدیریت‌ هنری‌ داشت. حالا من‌ نمی‌خواهم‌ وارد این‌ بخش‌ شوم‌ اما اتفاقا بعضی‌ از دوستان‌ که‌ رشته‌های‌ هنری‌ نمی‌دانند، در عمل‌ در مورد مسایل‌ مالی‌ آنها خست‌ به‌ خرج‌ می‌دهند. یعنی‌ بودجه‌ای‌ برای‌ تاتر تصویب‌ می‌شود بعد به‌ همین‌ ترتیب‌ که‌ پایین‌ می‌آید، یواش‌ یواش‌ حالتی‌ دارد که‌ می‌گویند: «بابا چه‌ خبره، زیاده» و به‌ عناوین مختلف‌ از آن‌ کم‌ می‌کنند و بودجه‌ای‌ که‌ به‌ آن‌ تاتری‌ بدبخت‌ می‌رسد شاید از یک‌ سوم‌ بودجه‌ هم‌ کمتر باشد. اینجاست‌ که‌ می‌بینیم‌ آن‌ بودجه‌ای‌ که‌ از آن‌ صحبت‌ می‌شود به‌ جماعت‌ تاتری‌ نمی‌رسد.

مثل‌ اینکه‌ سال‌ گذشته‌ مساله‌ی‌ ممیزی‌ سخت‌تر هم‌ شد و یک‌ مرحله‌ عقب‌تر یعنی‌ در حد نمایشنامه‌ هم‌ رفت.
من‌ حس‌ می‌کنم‌ ممیزی‌ روز به‌ روز سخت‌تر می‌شود.

و این‌ باز هم‌ عده‌ی‌ بیشتری‌ را از تاتر دور می‌کند.
بله، اصلا هر وقت‌ که‌ مساله‌ی‌ ممیزی‌ شدت‌ پیدا کرده، تاتر ساکت‌ شده‌ است. یعنی‌ متاسفانه‌ نتوانسته‌ کار خودش‌ را انجام‌ دهد.

آقای‌ مرزبان، اگر حالا ما قبول‌ کنیم‌ که‌ بودجه‌ی‌ دولتی‌ کم‌ است، مدیریت‌مان‌ ضعیف‌ است‌ ، ولی‌ یک‌ دلایل‌ دیگری‌ هم‌ باید باشد که‌ تاتر ما تماشاگر ندارد.
اول‌ بگویم‌ که‌ ما نجیب‌ترین‌ و آگاه‌ترین‌ تماشاگران‌ دنیا را داریم، این‌ یادمان‌ باشد. برای‌ اینکه‌ تماشاگرهای‌ ما همیشه‌ و همه‌ وقت‌ با ما همراه‌ بودند و اگر شما می‌گویید که‌ ما تماشاگر نداریم، نه، مردم‌ خیلی‌ آگاه‌ و آشنااند. یک‌ چیزی‌ را همین‌ جا بگویم‌ که‌ اصلا تماشاچی‌ تاتر ما دیگر آن‌ تماشاچی‌ فوکول‌ کراواتی‌ سابق‌ نیست. تماشاگر ما امروز آگاه‌ و نجیب‌ و آشنا به‌ تمام‌ مسایل‌ تاتری‌ است‌ و می‌آید که‌ تاتر ببیند. تاتر در زمان‌ سابق‌ که‌ مختص‌ یک‌ عده‌ی‌ خاصی‌ بود که‌ بروند و بنشینند و فقط‌ یک‌ مقدار بخندند و بگویند خیلی‌ خوب‌ خندیدیم، الان‌ این‌ ماجرا خیلی‌ کم‌ شده‌ است. نمی‌خواهم‌ آنها را رد کنم‌ یا بگویم‌ بد یا خوب‌ هستند. اصلا وارد این‌ بحث‌ نمی‌شوم‌ منتها امروز تماشاگر ما کارگر فلان‌ کارخانه‌ در ترک‌ موتورش‌ نشسته‌ است‌ و می‌آید. این‌ برای‌ من‌ اتفاق‌ افتاده‌ است. من‌ یکی‌ از نمایش‌هایم‌ در تاتر شهر اجرا شده‌ و پس‌ از اتمام‌ نمایش‌ و خروج‌ تماشاگران، می‌بینم‌ که‌ کارگری‌ در ترک‌ موتورش‌ با همسرش‌ نشسته‌ و در همان‌ حال‌ که‌ موتورش‌ روشن‌ است‌ در حال‌ نقد تاتر من‌ است‌ و این‌ خیلی‌ قشنگ‌ است‌ و من‌ یادم‌ نمی‌رود که‌ به‌ او می‌گفتم‌ لااقل‌ موتورت‌ را خاموش‌ کن‌ که‌ بتوانیم‌ راحت‌ صحبت‌ کنیم. او همانجا یقه‌ی‌ مرا گرفته‌ بود و داشت‌ راجع‌ به‌ تاتر با من‌ صحبت‌ می‌کرد. امروز تماشاگر ما اینها هستند. قشر دانشجویی‌ که‌ به‌ هر حال‌ شناخت‌ دارد و کارگر و کارمند و ... یعنی‌ مثل‌ زمان‌ سابق‌ نیست‌ که‌ تاتر مختص‌ یک‌ طبقه‌ی‌ خاصی‌ از جامعه‌ باشد. همه‌ی‌ آدمها به‌ تاتر روی‌ می‌آورند، منتها یک‌ خرده‌ هم‌ ما تاتری‌ها خودمان‌ اشکال‌ داریم. ما حق‌ نداریم‌ که‌ بگوییم‌ حرف‌ خودمان‌ را می‌زنیم‌ و تماشاگر برود بفهمد. نه، ما باید قدم‌ به‌ قدم‌ با تماشاگرمان‌ جلو بیاییم. من‌ یادم‌ نمی‌رود سال‌ گذشته‌ که‌ نمایش‌ «ملودی‌ شهر بارانی» را در رشت‌ روی‌ صحنه‌ آورده‌ بودیم، آنجا استقبال‌ بی‌نظیر بود. گهگاه‌ من‌ می‌دیدم‌ که‌ زیر باران‌ می‌ایستند تا ما اجرای‌ دوم‌ را برایشان‌ اجرا کنیم‌ که‌ ما شب‌ آخر این‌ کار را کردیم.

شما معمولا با آقای‌ رادی‌ کار می‌کنید و نمایشنامه‌های‌ ایشان‌ را روی‌ صحنه‌ می‌برید. این‌ روزها ایشان‌ در بستر بیماری‌ هستند، خبری‌ از ایشان‌ دارید.
بله، من‌ کاملا هر روز در خدمتشان‌ هستم. یعنی‌ اگر هر روز هم‌ نشد یک‌ روز در میان. الان‌ مدت‌ یک‌ ماه‌ و اندی‌ در خدمتشان‌ هستیم‌ و فقط‌ می‌توانم‌ بگویم‌ که‌ دیروز حال‌ ایشان‌ کمی‌ بهتر بوده‌ و همه‌ دعا کنیم‌ که‌ انشاءا... همیشه‌ سایه‌شان‌ بر سر تاتر این‌ مملکت‌ مستدام‌ باشد.

و کار بعدی‌تان‌؟
کار بعدی‌ من، قرار بود که‌ کار دیگری‌ را انجام‌ دهم‌ اما تغییرش‌ دادم. الان‌ کارم‌ «لبخند باشکوه‌ آقای‌ گیل» از آقای‌ رادی‌ است. یعنی‌ نهمین‌ همکاری‌ من‌ و استاد رادی‌ است‌ که‌ قرار است‌ اواخر تیر ماه‌ و اوایل‌ مردادماه‌ روی‌ صحنه‌ بیاید.


«رضا عطاران» در «نشانی» اولین نقش جدی خود را بازی كرد
هشتاد و پنج درصد فیلمبرداری فیلم «نشانی» به كارگردانی فریدون حسن پور و با بازی متفاوت «رضا عطاران» در نقشی جدی پایان یافته است.
هشتاد و پنج درصد فیلمبرداری فیلم «نشانی» به كارگردانی فریدون حسن پور و با بازی متفاوت «رضا عطاران» در نقشی جدی پایان یافته است.
گروه فیلمبرداری این فیلم همچنان در لاهیجان و اطراف این شهر به كار خود ادامه می‌دهند و تا ده روز دیگر فیلمبرداری این فیلم به پایان خواهد رسید.
بنابراین گزارش، رضا عطاران در این فیلم با ایفای نقش «دایی‌رضا» یكی از متفاوت‌ترین نقش‌های خود را بازی می‌كند كه به عنوان نخستین نقش جدی كارنامه سینمایی او ، چالش‌برانگیز خواهد شد.
خبر جدید دیگر این كه، مهدی حسینی‌و‌ند به‌زودی تدوین فیلم «نشانی» را آغاز خواهد كرد.
این فیلم تاكنون در تهران، رشت، بندرانزلی، دیلمان و لاهیجان فیلمبرداری شده و فیلمبرداری «نشانی» تا پایان كار در لاهیجان ادامه خواهد یافت.
«نشانی» كه به كارگردانی فریدون حسن‌پور و تهیه‌كنندگی محمدمهدی دادگو در مركز سیما فیلم ساخته می شود، داستان زندگی علی پسر نوجوانی است كه به دنبال گرفتن حق خود از دایی‌اش، سفر دشواری را آغاز می‌كند و با عواقبی كه این سفر برای وی به دنبال دارد، تعبیرش از زندگی را دستخوش تغییر می‌كند.
بالاتر از آسمان، وقتی همه خواب بودند، مزرعه آفتابگردان، دارا و ندار و تعطیلات تابستانی ساخته‌های قبلی حسن‌پور بودند و این فیلم ششمین فیلم حسن‌پور محسوب می‌شود.
گفت‌وگو با پِژمان بازغی، بازیگر فیلم «کافه ستاره» و کاندیدای اسکار ایرانی

«چهره که دیگر لطف خدا بوده»

پژمان بازغی، بازیگر جوان سینمای ایران مثل خیلی از بازیگران چهره شده‌ی امروز کارش را با فیلم‌های خوب شروع نکرد. بازغی با مجموعه «آژانس دوستی» به تلویزیون آمد و پس از آن با بازی در فیلم اعتراف وارد عالم سینما شد. فیلمی که هرگز اکران نشد. در ابتدا احساس می‌شد بازغی یکی از همان جوان‌هایی است که به خاطر چهره‌شان وارد سینما می‌شوند و خیلی زود فراموشی نصیبشان می‌شود. اما بازی در فیلم‌های «سربازهای جمعه»، «دوئل» و «کافه ستاره» باعث شد که او حالا به سینما نگاه جدی‌تری داشته باشد. بازغی متولد ۱۳۵۳ است. چند روز پیش که فهرست کاندیداهای جشن خانه سینما اعلام شد نام بازغی هم در بین کاندیداها بود. بازغی به خاطر بازی در فیلم «کافه ستاره» نامزد دریافت تندیس حافظ شد جشنی که به اسکار ایرانی معروف شده است. گفت و گوی رادیو زمانه را با پژمان بازغی از «اینجا» بشنوید و در زیر بخوانید:


پِژمان بازغی

آقای بازغی، خیلی ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار رادیو زمانه قرار دادید، به شما تبریک می‌گویم از اینکه اسم‌تان در جمع کاندیداهای دریافت تندیس حافظ است. با توجه به بی‌مهری‌هایی که به «کافه ستاره» شده بود خودتان فکرش را می‌کردید که به این موفقیت برسید؟
کافه ستاره به هر حال فیلم خوبی بود. کسانیکه کارهای مرا دنبال می‌کنند می‌دانند که من اصولاً کارهای سینمایی‌ام را با وسواس و دقت انتخاب می‌کنم. کافه ستاره هم حاصل یکی از همان دقت‌ها و وسواس‌ها و وقت گذاشتن‌هایی است که بعد از فیلم دوئل داشتم و فیلم، فیلم خوبی بود. فیلمنامه، فیلمنامه‌ی متفاوتی بود و فیلم در اکران عمومی هم مورد استقبال مردم قرار گرفت در کنار فیلم‌های خوبی مثل پدر، طبل بزرگ زیر پای چپ، اکران شد و فروش خوبی هم داشت. فکر می‌کنم دومین فروش سال را داشت اگر اشتباه نکنم. ولی اینکه هیات داوران مرا لایق دانستند و کارم دیده شد به اتفاق دوست خوبم حامد بهداد که هم‌بازی بودیم باعث خوشحالی من است.

آقای بازغی، شما در چند سال گذشته، نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کرده‌اید. فکر می‌کنم قبلاً خیلی در انتخاب‌های خودتان دقت نمی کردید، اخیراً هم در جشنواره فجر اسمتان آمد و حالا هم در جشن خانه سینما، فکر می‌کنم قدم بزرگی در کارهایتان برداشته‌اید؟
به هر حال پیشرفت آرزوی هر انسانی است. اگر قرار بود که من قبلاً دیده شوم و الان این اتفاق دارد می‌افتد، فکر می‌کنم که هم تجربه‌ی بیشتری در سینما پیدا کرده‌ام و هم اینکه در انتخاب‌هایم یک مقدار دارم دقت بیشتری می‌کنم.

فکر نمی‌کنید بازی در مجموعه‌های تلویزیونی شما را مقداری از فضای کاملاً حرفه‌ای سینما دور کرده بود؟
نه، چون فکر می‌کنم مخاطب تلویزیون مخاطب قابل احترامی است. شاید در سراسر ایران، به آن اندازه که باید سینما وجود نداشته باشد هر چند که مسئولان تلاش می‌کنند که فضای سینماها را در شهرستان‌ها گسترش دهند. ولی به هر حال مخاطب تلویزیون هم حق دارد کار بازیگری را که دوست دارد، کارگردانی را که دوست دارد در تلویزیون ببیند، منتها مشکل از منِ کارگردان و نویسنده نیست. من فکر می‌کنم تلویزیون دچار یک شتابزدگی است که این شتابزدگی باعث می‌شود کیفیت محصولات تلویزیونی یک مقدار افت کند. نه، من هیچوقت از کار کردن در تلویزیون ناراضی نبوده‌ام. هنوز هم اگر کار خوبی در تلویزیون به من پیشنهاد شود قطعاً می‌پذیرم.

دوئل، سربازهای جمعه، بعدش هم کافه ستاره همه‌ی انتخاب‌های خوبی بوده‌اند. بعد از این هم شما دقت خواهید کرد و از همین فیلم‌های خوب بازی خواهید کرد دیگر، نه؟
بله، من در دو سال گذشته فقط دو تا فیلم کار کردم. «خواب لیلا» که کار آقای فلاح بود که فکر می‌کنم در ژانر خودش که ژانر وحشت است کار خوبی بود ژانری که در سینمای ایران نبوده است. نقش من هم نقشی بود که دوست داشتم هر چند حضورم کوتاه بود. یک فیلم سینمایی دیگر هم به اسم «فرود در غربت» کار آقای سعید اسدی‌ که در آنجا هم نقشم را دوست داشتم و از دید خودم نقش متفاوتی بود. از فیلمنامه‌هایی که در دوسال گذشته به من پیشنهاد شد، فقط این دو را انتخاب کردم که به نظرم جزو بهترین‌هایی بودند که خواندم و انتخاب کردم.


آقای بازغی، نقش دوم در سینمای ایران دارد اهمیت زیادی پیدا می‌کند، این جای خوشحالی دارد نه؟
من فکر می‌کنم سینما یک کار گروهی است، کاری که در آن تمام عوامل و دست اندرکاران زحمت می‌کشند تا محصول خوبی ارایه دهند و قطعاً سایر نقش‌ها بی‌ارزش نیست. یعنی من که هیچ‌وقت به سینما و همکاران عزیزم این طور نگاه نمی‌کنم.

چون معمولاً در سینمای سال‌های گذشته، بیشتر نقش اول محور بود.
بیشتر تک محوری بود. ولی حالا دیگر سینما به سمتی می‌رود که قصه حرف اصلی را می‌زند و آدم‌هایی که در قصه وجود دارند هرکدام در نقش خودشان صاحب اهمیتی هستند.

در نسل شما تعداد بچه‌هایی که خیلی بااستعداد هستند و الان دارند در این عرصه کار می‌کنند زیاد شده، در این فضا فکر می‌کنم رقابت به نفع همه‌ی شما باشد، درست است؟
از اول شعار من این بود که ما رقابت می‌کنیم و رفاقت. و این رقابت باعث می‌شود که رفاقت ما هم بیشتر شود و هرکدام پیشرفت بیشتری می‌کنیم. حالا که بحث رقابت شد خوب است این نکته را بگویم که اگر این اتفاق بی‌افتد و جشنواره‌های موضوعی در شهرستان‌ها برگزار شود، احساسم این است که این عرصه‌ی رقابت را بیشتر می‌کند و هرکس در موضوعات مختلف اجتماعی، دینی و. . . در جشنواره‌هایی که برگزار می‌شود کار خودش را به قضاوت داوران می‌گذارد.

یک چیزی هم در مورد چهره‌ی شما: تجربه ثابت کرده سینما بازیگران زیبا را پس می‌زند، به هر حال شما دارای چهره‌ای هستید که مورد قبول تماشاگر است. یعنی تماشاگران چهره‌ی شما را دوست دارند، خوب فکر می‌کنم در این زمینه هم برای متقاعد کردن کارگردان و این که خودتان را جلوی دوربین نشان بدهید کار خیلی سختی را پشت سر گذاشتید.
والله چهره که دیگر لطف خدا بوده، کار من که نیست، ولی از اینکه بتوانم به شایستگی از این لطفی که خدا به من کرده در عرصه‌ی سینما استفاده کنم خوشحال می‌شوم که با چهره‌ها و نقش‌های متفاوت بتوانم نقش‌های خوبی را بازی کنم، چون خودم هم دوست دارم نقش‌های خوب را بازی کنم تا اینکه بخواهم از چهره‌ام استفاده کنم.

فیلم کافه ستاره یک جورهایی برداشت شده از «کوچه میداک» هم هست. شما قبل از اینکه در این فیلم بازی کنید آن فیلم را دیدید؟
نه، متاسفانه من هنوز هم آن فیلم را ندیده‌ام. ولی دنبالش هستم که این فیلم را پیدا کنم و ببینم. چون خیلی راجع به این فیلم شنیده‌ام. ولی وقتی قصه‌ای، قصه‌ی یک محله است، این محله می‌تواند در همه جای دنیا باشد. خب آن محله‌ای که ما در کافه ستاره می‌بینیم یک محله‌ی کاملاً سنتی با بافت سنتی و قدیمی ایرانی‌ست. در رفاقت‌هایش، رفاقت‌های ایرانی‌ست. عشق‌هایش، عشق ایرانی‌ست. آدم‌هایش، آدم‌های ایرانی هستند. امامزاده‌اش ایرانی‌ست. حالا اشکالی دارد؟ مگر تمام شاهکارهای دنیا ازشان فیلم ساخته نشده؟ به هر حال من فکر نمی‌کنم این ضعف یک فیلم محسوب شود. حالا ممکن است که فیلم یک کپی باشد ولی به هر حال به شکل خیلی خوبی ایرانیزه شده و تماشاچی پسندیده و پذیرفته است.

کار آینده‌ی شما چه خواهد بود؟
یکی دو جا صحبت کرده‌ام و فعلاً یکی دو تا پیشنهاد سینمایی دارم، ولی ترجیح دادم که کار نکنم چون قبلاً همان نقش‌ها را کار کرده‌ام. و اینکه حالا دو سه تا هم پیشنهاد تلویزیونی دارم که باید بررسی کنم و ببینم چه اتفاقی می‌افتد.

فعلاً جایی مشغول نیستید؟
نه

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 12:59 PM |

 

 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 2:8 PM |
امیدوارم "تسویه حساب" پروانه نمایش بگیرد
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تسویه حساب" ابراز امیدواری کرد تازه‌ترین ساخته تهمینه میلانی پروانه نمایش بگیرد.
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تسویه حساب" ابراز امیدواری کرد تازه‌ترین ساخته تهمینه میلانی پروانه نمایش بگیرد.
محمد نیک‌بین درباره شایعاتی که پیرامون توقیف "تسویه حساب" به وجود آمده گفت: "من از قضیه توقیف فیلم بی اطلاعم. در حال حاضر هیچ چیزی به شکل رسمی به ما اعلام نشده و در حال مذاکره با مسئولین هستیم و آنها هم مشغول بررسی فیلم برای صدور پروانه نمایش هستند و من امیدوارم پروانه نمایش به زودی صادر شود."
وی در پایان گفت: "امیدوارم مسئله خاصی به وجود نیاید و پروانه نمایش فیلم بدون مشکل خاصی صادر شود. من به دریافت پروانه نگاه مثبت دارم و اگر در حال حاضر شایعاتی پیرامون توقیف "تسویه حساب" منتشر شده به دلیل طولانی شدن زمان صدور پروانه نمایش است."
"تسویه حساب" آخرین ساخته سینمایی تهمینه میلانی است که به مسئله زنان بزهکار در جامعه می پردازد. لادن مستوفی، مهناز افشار، بهاره افشاری، السا فیروزآذر، سیاوش طهمورث، محمدرضا شریفی نیا و اکبر عبدی بازیگران اصلی این فیلم هستند.

فروش ۴۵۰ میلیونی «نصف مال من، نصف مال تو» در تهران
فیلم سینمایی «نصف مال من،نصف مال تو» به كارگردانی وحید نیكخواه آزاد به فروشی نزدیك به ۴۵۰ میلیون تومان در تهران رسید.
فیلم سینمایی «نصف مال من،نصف مال تو» به كارگردانی وحید نیكخواه آزاد به فروشی نزدیك به ۴۵۰ میلیون تومان در تهران رسید.
به نقل از روابط عمومی فیلمیران، فیلم «نصف مال من،نصف مال تو» متعلق به ژانر كودك-خانواده در تهران فروشی بالغ بر ۲۴۰ میلیون تومان و در شهرستان‌ها نیز جمع فروش فیلم به همین مبلغ رسیده است.
علی سرتیپی مدیر فیلمیران و تهیه‌‌كننده این فیلم ضمن ابراز خوشحالی از میزان استقبال مردم و به خصوص كودكان و خانواده‌ها، اعلام كرد: موفقیت «نصف‌مال من، نصف‌مال تو» نشان می‌دهد كه این فیلم باارزش‌ترین جایزه را از دست مردم گرفته است و در حقیقت، موفقیت این فیلم در اكران عمومی و رونق گرفتن سالن‌ها، بهترین جشن برای سینمای روز ایران است.
محمدرضا شریفی نیا،مریلا زارعی ،شقایق فراهانی ،فرهاد آئیش،شهره لرستانی،مریم امیر جلالی،بهزاد رحیم‌خانی،نادر سلیمانی،ترلان پروانه، آلما اسكویی و روژان آریا منش از بازیگران این فیلم هستند.

 
بازیگر زن "ریسمان‌باز" انتخاب شد
مهرشاد کارخانی یک بازیگر تئاتر به نام نرگس محمدی را برای بازی در نقش اصلی فیلم سینمایی "ریسمان‌باز" انتخاب کرد.
مهرشاد کارخانی یک بازیگر تئاتر به نام نرگس محمدی را برای بازی در نقش اصلی فیلم سینمایی "ریسمان‌باز" انتخاب کرد.
"ریسمان باز" که پیش از این "سپر بلا" نام داشت فیلمی است مردانه که فقط یک بازیگر زن دارد. پیش از انتخاب محمدی حضور پژمان بازغی، بابک حمیدیان و کرامت رودساز در این فیلم قطعی شده بود.
"ریسمان باز" قصه دو دوست است که قصد دارند گاوی را از جنوب شهر به نقطه ای در شمال شهر منتقل کنند. کارخانی فیلمنامه این فیلم را بر اساس طرحی از خود با همکاری بابک پناهی به نگارش درآورده است.
کارخانی با اشاره به اینکه "ریسمان باز" فیلمی است خیابانی گفت: "با توجه به فضا و ساختار قصه، حدود ۷۰ درصد فیلم در خیابان می گذرد و ۳۰ درصد دیگر فیلم در میدان مال فروشان فیلمبرداری می شود." حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده فیلم "ریسمان باز" است.

 
نعمتی زن سرخپوش میدان فردوسی شد
آناهیتا نعمتی در فیلم کوتاه "مثل همیشه" ساخته محمد حمزه‌ای ایفاگر نقش زن سرخپوش میدان فردوسی شد.
آناهیتا نعمتی در فیلم کوتاه "مثل همیشه" ساخته محمد حمزه‌ای ایفاگر نقش زن سرخپوش میدان فردوسی شد.
کارگردان فیلم "مثل همیشه" درباره اثر جدید خود گفت: "این فیلم برداشتی آزاد از زندگی واقعی زنی سرخپوش است که به امید دیدار معشوق به مدت ۳۰ سال هر روز به میدان فردوسی می آمد و ... در این فیلم کوتاه آناهیتا نعمتی ایفاگر نقش این زن است."
محمد حمزه ای درباره انتخاب این داستان برای ساخت فیلم کوتاه گفت: "به هر حال قصه دارای جذابیت های زیادی بود و همین جذابیت ها موجب شده تا به حال قصه ها و ترانه های بسیاری برای این زن گفته و سروده شود. البته من در این فیلم از اتفاقات زندگی این زن الهام گرفته و به شکل مستند به روایت زندگی او نپرداخته ام."
وی در پایان در خصوص حضور این فیلم در جشن خانه سینما گفت: "متاسفانه به دلیل طولانی شدن مراحل فنی نتوانستیم فیلم را به موقع برای حضور در جشن خانه سینما آماده کنیم." فیلم کوتاه داستانی "مثل همیشه" هشتمین تجربه فیلمسازی حمزه ای است که آن را به مدیریت فیلمبرداری مسعود سلامی به طریقه ۳۵ میلیمتری تولید کرده و فیلم را علی علویان صداگذاری و میکس می کند.
"مثل همیشه" بر اساس فیلمنامه مشترک لقمان خالدی و م. حمزه ای ساخته شده و نازنین مفخم آن را تدوین کرده است. سعید ملکان، مسعود شاهوردی و حمیدرضا صدری نیز طراح گریم، صدابردار و آهنگساز فیلم بوده اند. حمزه ای تاکنون دستیار کارگردان فیلم های "صحنه جرم ورود ممنوع" ابراهیم شیبانی، "جعبه موسیقی" فرزاد موتمن، "سکوت" محمدرضا آهنج و "تنهایی" حجت قاسم زاده اصل بوده است.

نمایش دو فیلم از «وحید موسائیان» در باشگاه سینمایی تهران
یك فیلم سینمایی و یك مستند از ساخته‌های وحید موسائیان در سالن اصلی فرهنگسرای هنر اكران می‌شوند.
یك فیلم سینمایی و یك مستند از ساخته‌های وحید موسائیان در سالن اصلی فرهنگسرای هنر اكران می‌شوند.
به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای هنر، در این برنامه مستند سرزمین گمشده و فیلم سینمایی خانه روشن به نویسندگی و كارگردانی مستند و وحید موسائیان به نمایش درمی‌آید.
خانه روشن درباره مردی است به نام سهراب كه پس از سال‌ها دوری از وطن به ایران باز می‌گردد و در هتلی در تهران اقامت می‌كند و سپس با ارغوان دختر معلم سابق خود آشنا می‌شود كه از بیماری خاصی رنج می‌برد، سهراب پس از ارتباط با او متوجه سرنوشت پیچیده ارغوان می‌شود.
كاوه كاویان و لیلا زارع از جمله بازیگران فیلم هستند و روح‌الله برادری تهیه‌كنندگی فیلم را برعهده دارند.
مستند سرزمین گمشده روایتی از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در خلال جنگ جهانی و سال‌های پس از آن است كه به نفوذ كشور همسایه شمالی منجر می‌شود و در نتیجه آن نسلی از مهاجران شكل می‌گیرد كه عمری را در اردوگاه‌ها می‌گذرانند.
گفتنی است پس از نمایش فیلم‌ها جلسه پرسش‌وپاسخ با حضور شادمهر راستین، فریدون شهبازیان و وحید موسائیان برگزار خواهد شد.
علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند یكشنبه ۴ شهریور ساعت ۱۸ به فرهنگسرای هنر مراجعه كنند.

 
فرزند صبح افخمی
فیلمبرداری فرزند صبح بهروز افخمی كه قرار بود اواخر تیر ماه به پایان برسد همچنان در شهریار ادامه دارد.
فیلمبرداری فرزند صبح بهروز افخمی كه قرار بود اواخر تیر ماه به پایان برسد همچنان در شهریار ادامه دارد.
محمدرضا شرف الدین تهیه كننده این فیلم علت تاخیر پایان فیلمبرداری را آسیب دیدن بالن نوری پروژه دانست و به خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا گفت: متاسفانه این مشكل باعث شد شب ها با آن سرعت قابل پیش بینی جلو نرویم و صحنه های باقی مانده در لوكیشن شهریار با كندی گرفته شود.
وی افزود: ما وقتی امكانات كافی و تخصص های لازم را برای ساخت یك كار فاخر و گران قیمت نداریم مجبور هستیم زمان را صرف كنیم و زمان ارزان ترین چیزی است كه در ایران به دست می آید. شرف الدین از احتمال پایان فیلمبرداری این فیلم در نیمه شهریور ماه سال جاری خبر داد.
گفتنی است: پیش از این شرف الدین از پایان فیلمبرداری فرزند صبح در تیر ماه خبر داده بود. فرزند صبح از مهر ماه سال ۸۳ به كارگردانی بهروز افخمی آغاز شده و هم چنان مراحل ساخت را طی می كند. این فیلم تولد تا هفت سالگی حضرت امام خمینی(ره) و هم چنین بخش هایی از ۶۳ سالگی امام خمینی(ره) بعد از ۱۵ خرداد ماه را به تصویر می كشد.

 
جزئیات طرح اکران ویژه فیلم های فرهنگی
طرح «اکران ویژه فیلم های فرهنگی» در سینماهای کشور قرار بود از ابتدای تابستان تا پایان سال جاری در قالب یک جشنواره ۲۵۰ روزه به اجرا درآید.
طرح «اکران ویژه فیلم های فرهنگی» در سینماهای کشور قرار بود از ابتدای تابستان تا پایان سال جاری در قالب یک جشنواره ۲۵۰ روزه به اجرا درآید.
برخی از فیلم های فرهنگی و هنری که در سینما قدرت جذب مخاطب را ندارند و سینمادارها هم تمایلی نسبت به آنها نشان نمی دهند، در «اکران ویژه فیلم های فرهنگی» جای می گیرند. این فیلم ها پشت اکران مانده اند و با اجرای طرح اکران ویژه، برای آنها حمایت لازم صورت می گیرد. در این طرح سینمادار متضرر نمی شود و فیلم هایی که مخاطب خاص خودشان را دارند اکران و از حمایت مالی و هدایتی برخوردار می شوند. برخی از این فیلم ها از مولفه های یک فیلم خوب برخوردار هستند اما در تمام سطوح، هرم اجتماعی مخاطب را رعایت نکرده اند و در بخش هایی هم سینمادار تمایلی به اکران این فیلم ها ندارد و این آثار با حمایت معاونت سینمایی و ارشاد به نمایش درمی آیند.فیلم ها ابتدا توسط شورای انتخاب که شامل اعضایی از شورای صنفی نمایش، مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی، شورای بازبینی فیلم، کانون کارگردانان و خانه سینما خواهند بود، انتخاب می شوند و شورای پخش فیلم زمان مناسب برای اکران آن را تعریف می کند. در این مدل نزدیک به ۳۰ فیلم به طور همزمان در چند سینما به نمایش درمی آیند که اکران آنها در طول سال نیز ادامه خواهد یافت. در واقع با این شیوه نزدیک به ۱۵۰ سانس به هر فیلم خواهد رسید و این مدت زمان به همان اندازه اکران ۳ تا ۴ هفته یی مقطعی خواهد بود.پخش بروشور، ساخت تیزرهای تبلیغاتی روی سی دی ها، بیلبوردهای ثابت شهری و پخش آنونس در سینماها قبل از نمایش فیلم های روز از اقدامات معاونت سینمایی در اجرای طرح اکران فیلم های فرهنگی است و در حین اجرای این برنامه، دست اندرکاران فیلم ها و کارشناسان در جلسات بحث و بررسی با حضور مردم و رسانه ها شرکت خواهند کرد.

 
حمید گودرزی در «قرنطینه»
حمید گودرزی به عنوان بازیگر اصلی برای بازی در فیلم «قرنطینه» قرارداد بست.
حمید گودرزی به عنوان بازیگر اصلی برای بازی در فیلم «قرنطینه» قرارداد بست.
این بازیگر که اوایل امسال در «انعکاس» حضور پیدا کرده بود با تهیه کننده «قرنطینه» قرارداد امضا کرد تا با آغاز فیلمبرداری جلوی دوربین منوچهر هادی برود. بازنویسی فیلمنامه توسط منوچهر هادی و سعید دولتخانی به تازگی به پایان رسیده و گروه مشغول پیش تولید نهایی هستند. عوامل پشت دوربین «قرنطینه» پیش از این انتخاب شده بودند. منوچهر هادی که به تازگی پروانه ساخت اولین فیلم بلند سینمایی اش را به تهیه کنندگی محمد نشاط دریافت کرده در «قرنطینه» داستان عشق یک دختر و پسر را از منظری تازه به تصویر می کشد.

 
« بی پولی» پاییز آینده جلوی دوربین می رود
فیلم سینمایی «بی پولی» به عنوان دومین فیلم حمید نعمت الله در مقام كارگردان اوایل پاییز آینده جلو دوربین می رود.
فیلم سینمایی «بی پولی» به عنوان دومین فیلم حمید نعمت الله در مقام كارگردان اوایل پاییز آینده جلو دوربین می رود.
فیلمنامه «بی پولی» را هادی مقدم دوست و نعمت الله به صورت مشترك نوشته اند و فیلم داستان زوجی را روایت می كند كه پس از ازدواج و در آستانه بچه دار شدن با مشكل بی پولی روبه رو می شوند. «بی پولی» را مصطفی شایسته تهیه می كند تا برای حضور در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر آماده شود. این فیلم پس از فیلم موفق «بوتیك» دومین ساخته نعمت الله است.
 
 
تعداد سینماهای تهران دو برابر می شود
شهردار تهران گفت: در راستای روند دوساله اخیر در سالن سازی، به تعداد سالن های موجود سینمایی در تهران، سالن ساخته خواهد شد.
شهردار تهران گفت: در راستای روند دوساله اخیر در سالن سازی، به تعداد سالن های موجود سینمایی در تهران، سالن ساخته خواهد شد.
به گزارش فارس به نقل از سما، محمد باقر قالیباف شهردار تهران گفت: وی افزود: توسعه کالبدی مسائل فرهنگی مانند فرهنگسراها، مراکز فرهنگی، سینماها، کتابخانه ها و همه مراکزی که در حوزه مسائل فرهنگی و هنری و دینی بتوانند فعالیت کنند، از اهداف مورد توجه شهرداری در این بخش است.
قالیباف با بیان اینکه شهرداری در آینده هرگز قصد اداره سینما، تئاتر و... را ندارد و همه این مراکز در اختیار بخش خصوصی قرار خواهند گرفت، گفت: در بخش محتوایی نیز شهرداری به عنوان حامی گروه ها و سازمان های متعدد بخش خصوصی فعالیت می کند و معتقد است فقط این بخش می تواند کارهای بزرگ فرهنگی را انجام دهد. به گفته قالیباف با توجه به عزم شهرداری برای توسعه زیرساخت های سینمای ایران، در این بخش به هیچ وجه اهداف اقتصادی مد نظر نیست.
شهردار تهران در ادامه، از تصویب لایحه ای در شورای شهر در راستای تشویق بخش خصوصی به ایجاد مراکز فرهنگی خبر داد وافزود: با لایحه تصویب شده بخش های خصوصی که مراکز فرهنگی احداث می کنند امتیازاتی تجاری را در حاشیه آن دریافت می کنند تا این بخش پوشش اقتصادی لازم نیز برای آنان داشته باشد. وی با تاکید بر اینکه شهرداری در حوزه مسائل فرهنگی و تربیتی هرگز قصد مدیریت بر اماکن را ندارد، اظهار کرد: بسیاری از سالن های سینمای تهران قدیمی هستند و کیفیت صدا، نور، استحکام و پرده های آن غیر استاندارد است.

 
كامبوزیا پرتوی: داوری جشن امسال سینما دشوار است
«كامبوزیا پرتوی» كارگردان سینما معتقد است كه با توجه به نظم بخشی به مقوله داوری در جشن امسال سینمای ایران، داوری فیلم های حاضر سخت تر از گذشته به نظر می رسد.
«كامبوزیا پرتوی» كارگردان سینما معتقد است كه با توجه به نظم بخشی به مقوله داوری در جشن امسال سینمای ایران، داوری فیلم های حاضر سخت تر از گذشته به نظر می رسد.
۱۱۰نفر متشكل از اصناف مختلف سینمایی و شخصیت های فرهنگی داوری یازدهمین جشن سینمای ایران را بر عهده دارند.
به گزارش ایرنا،پرتوی افزود: نظم جشن سینما امسال برایم عجیب بود و فكر نمی كردم، لازم باشد همه فیلم ها را ببینم و اینطور رسمی با قضیه برخورد شود، این مسئولیت ما را سخت و قضیه داوری را جدی تر نموده است.كارگردان فیلم «كافه ترانزیت» ادامه داد: دیدن منظم آثار و اعلام آرا بلافاصله پس از دیدن فیلمهااز سویی و تفاوت میان آثاری كه قبلا دیده شدند و آثاری كه جدید هستند برنامه داوری را دشوار می كند. پرتوی با اشاره به خروج برخی آثار از گردونه داوری جشن سینما افزود:باید از تعدادی از آنها به خاطر این امر تشكر كرد. وی در عین حال افزود: اگر كمی فرهنگی فكر كنیم و دغدغه فرهنگی داشته باشیم در می یابیم از هر جشنی باید دراین عرصه استقبال كرد و به نوعی در كنار هم بود. جشن سینمای ایران همزمان با ۲۱شهریورماه «روز ملی سینما» در تهران برگزار می شود.

 
سرگردان میان نمایش مذهبی ، کمدی و موزیکال
این روزها نمایش «عشقه» به کارگردانی مشترک محمد رحمانیان و حبیب رضایی در مجموعه تئاترشهر در حال اجرا است.
این روزها نمایش «عشقه» به کارگردانی مشترک محمد رحمانیان و حبیب رضایی در مجموعه تئاترشهر در حال اجرا است.
در این نمایش ، بازیگران نام آشنایی چون بهناز جعفری ، ستاره اسکندری ، سیما تیرانداز و مهتاب نصیرپور ایفای نقش می کنند ؛ حضوری پرتعداد که گویا برای جذب مخاطب بیشتر شکل گرفته است.
نمایش عشقه مورد استقبال خوب تماشاگران قرار گرفته است و هر روز می توان تعداد زیادی مراجعه کننده به مجموعه تئاترشهر را دید که موفق به تهیه بلیت این نمایش نشده اند ؛ هرچند بخشی از این ناکامی در تماشای عشقه به ظرفیت کم تالار چهارسو برمی گردد، اما باید تاکید کرد که این نمایش توانسته تا حدی از عناصر جذاب برای جلب مخاطب استفاده کند ؛ عناصری که متاسفانه تنها همین کارکرد را داشته و چیز دیگری بر این اجرا نمی افزاید.
طرح نمایش عشقه به واسطه نگاه متفاوت و زاویه دید جدیدی که نسبت به سوژه اش دارد می توانست پرداختی خلاقه و داستانی جذاب را به دنبال داشته باشد؛ اما این فرضیه در صورتی عملی می شد که متن براساس یک ساختار منسجم و منظم شکل بگیرد و قواعدش را منطبق بر همین ساختار و به موازات محتوای موردنظر و متناسب داستان به اجرا درآورد.به ظاهر نمایش جدید محمد رحمانیان و حبیب رضایی بیش از آن که در قید و بند ساختار و ساختمان درام و تلاش برای انطباق آن بر محتوای داستان باشد، در پی دستیابی به جذابیت های تجاری نمایش و دغدغه های افراطی جلب و جذب توجه مخاطب بوده است.
این ویژگی باعث شده است نمایش ضعفهای زیادی در حوزه تولید و اجرا پیدا کند. همچنان که فنز در زمینه اجرا و پرداخت متن نسبت به دیگر آثار رحمانیان ضعفهای بیشتری داشت و برای جبران این ضعفها، جذابیت ها و عناصر مخاطب پسند را در خدمت گرفته بود.عشقه با نگاهی متفاوت به مضمونی مذهبی ، زندگی مشترک حضرت محمد ص را با حضرت خدیجه س روایت می کند. در واقع خلاقیت سوژه این داستان در زاویه پرداخت آن است.
عشقه این بار همه ماجراهایش را از دید یک راوی نزدیک به پیامبرص و در بستر اهمیت موضوع عشق این زن به آن حضرت تعریف می کند و به نظر می رسد این ایده خلاقه ابتدایی ، مهمترین و برجسته ترین عنصر نمایش باشد.
● بی نظمی اجرا
عشقه در گستره پرداخت متن از ظرفیت های قوی این طرح کمتر استفاده می کند و با تکیه بر عناصر و اشکال جذاب حاشیه ای ، پتانسیل های مناسب بسیاری را از دست می دهد. در حوزه اجرا نیز نمایش آنقدر با شیوه ها و اشکال مختلف نمایشی آمیخته می شود و در روایتش بلاتکلیف نشان می دهد که در برخی فصول حتی مضمون و موضوع را هم به سطح می آورد و در قالب یک کمدی کم ارزش تنزل می بخشد.نمایش رحمانیان و رضایی همان طور که ذکر شد در زمینه اجرا بشدت شلخته و بی نظم است.
گویی این که داستان نمایش تنها بهانه ای برای اجرا قرار گرفته است ؛ بنابراین طرح در مسیر گسترش و پرداخت بخشی از قابلیت هایش را از دست داده و به داستان تبدیل شده است.
داستان نیز تا لحظه جریان یافتن در قالب روایت و به اجرا درآمدن از محدوده موضوعی اش خارج و در بسیاری از زمانهای نمایش به وسیله ای برای به خنده واداشتن تماشاگر تبدیل شده است.
البته محمد رحمانیان در ارتباط با شیوه اجرایی نمایش اش به شیوه های متعددی چون تعزیه و نمایش های دیگر ایرانی و تکنیک هایی مثل فاصله گذاری برشت اشاره کرده است ؛ اما باید توجه داشت که صرف استفاده و به کارگیری بخشها و عناصر مختلف از شیوه ها و اشکال متفاوت نمایشی نمی تواند برای یک کلیت هنری امتیاز محسوب شود. هرچند عناصر نمایش های شادی آور زنانه در تلفیق با عناصر تعزیه باید قابلیت انطباق داشته باشند تا کارکردشان اهمیت پیدا کند. یک نمایش برای قرار گرفتن در ساختار و کلیتی منسجم و استاندارد باید تابع قواعد و استانداردهایی باشد که عشقه با شلختگی و شیطنت آنها را زیر پا می گذارد. واقعا چطور می توان مولفه های متفاوت شیوه های مختلف نمایش را بسادگی و بدون هیچ منطقی با هم درآمیخت؟ مگر آن که شلختگی و انسجام در اثر هنری اهمیت چندانی برای خالق آن نداشته باشد.
● اشارات هجوآمیز
اشاره به تکنیک های فاصله گذاری برشت نیز چندی است که در نمایش رحمانیان و رضایی بندرت می توان آن را مشاهده کرد، مگر این که بخواهیم هر نوع قطع روایت و داستان و گریز از آن را فاصله گذاری بدانیم.
شاید رحمانیان اشارات بی نظم و هجوآمیز کاراکترهای نمایش اش به ابزار ، اسامی و دیالوگ های (تلفن همراه ، عینک آفتابی و...) امروزی را به واسطه گریزی که به لحاظ زمان و مکان در منطق روایی داستان ایجاد می کنند و فاصله ای که میان تماشاگر و صحنه به وجود می آورند، با تکنیک برشت برای خارج کردن تماشاگر از اتمسفر و فضای داستانی نمایش و وادار کردن او به خروج از این فضا اشتباه گرفته است ؛ اما آنچه در عشقه شبیه فاصله گذاری نشان می دهد بیشتر هجو و تمسخر است تا ابزار و شگرد نمایش فاصله گذارانه !محمد رحمانیان و حبیب رضایی با نمایش عشقه بدعت هایی نیز در ژانر نمایش های مذهبی ایران به وجود آورده اند. بخشی از این بدعت ها وارد کردن موسیقی و آواز زنانه و کمدی (صرف نظر از نوع آن) در ساختار اجرایی نمایش است.
نمایش مذهبی ایرانی بویژه آنجا که زندگی ائمه و معصومین ع محور بوده است ، هیچگاه بیش از حدود و اندازه هایی مشخص به کمدی و خنده نزدیک نشده اند یا حتی در زمینه موسیقی و هم آوازی هم محدوده هایی را رعایت کرده اند؛ اما نمایش رحمانیان این محدودیت را به راحتی از میان برداشته است.
عشقه در برخی فصول ، کمدی را بیش از اندازه به سطح می آورد و به هجو نزدیک می کند. آواز زنانه و برخی دیالوگ ها نیز گاهی از مرز حرمتهای پیشین این ژانر فراتر رفته اند.نکته مهمی که در این مورد نمی توان بی اعتنا از کنار آن عبور کرد، تمایل کارگردانان نمایش به استفاده از عناصر جذاب تئاتر تماشاگرپسندانه است. عشقه پیش از آن که از شیوه های نمایش ایرانی و تئاتر برشت الهام گرفته باشد وابسته به تئاتر موزیکال است.
براستی جایگاه و اهمیت موسیقی و آواز بیش از اندازه نمایش در مقایسه و انطباق با موضوع و محتوای آن را چگونه می توان توجیه کرد؟ آیا این موسیقی و آواز خواننده زن نمایش را نمی توان یکی از عناصر ایجاد جذابیت کاذب در نمایش دانست؟
● تعداد زیاد بازیگران
رحمانیان و رضایی در عشقه از حدود ۱۷ بازیگر و همراه زن استفاده کرده اند: ۸ زن سفیدپوش به عنوان بازیگر اصلی ، ۷ زن سیاهپوش همراه و ۲ زن خواننده و همسرا در کنار علی عمرانی ، افرادی هستند که روی صحنه این نمایش دیده می شوند اما نکته مهم اینجاست که نمایش با تعدادی بسیار کمتر از این ۱۷ بازیگر نیز می توانست داستانش را روایت کند ، ضمن این که رحمانیان پیش تر مهارتش را در اجرای نمایش های کم پرسوناژ (مصاحبه) به اثبات رسانده است.
اجرای نقش حضرت خدیجه (س) به وسیله ۶ بازیگر زن چه کارکرد و استفاده ای در نمایش رحمانیان داشته است؟ این نوع پرداخت را در حوزه اجرایی نمایش و در انطباق با مفاهیم و محتوای آن چگونه می توان توجیه کرد؟ این گونه به نظر می رسد که انتخاب و حضور مریم شیرافکن ، هنگامه صالحی ، بهناز جعفری ، ستاره اسکندری ، آشا محرابی ، سیما تیرانداز و مهتاب نصیرپور به عنوان بازیگران نمایش بیشتر از آن که براساس نیازها و ضرورت های اجرای نمایش صورت گرفته باشد، وسیله ای در خدمت ایجاد جذابیت های تماشاگرپسندانه نمایش است. به ظاهر محمد رحمانیان در سومین دوره از دوران حضورش در تئاتر با عشقه تمایل زیادی برای گرایش به نمایش تجاری نشان داده است.
بازیگران جوان و محبوب نمایش عشقه در کنار ترانه علیدوستی و حضور مجدد پرویز پرستویی در نمایش قبلی رحمانیان همکاران جدید این نویسنده کارگردان هستند و این ترکیب متغیر و جدید قرار است گروه تئاتر پرچین را از آن ساختار حرفه ای پیشین دور کند. دست کم عشقه بهترین بازیگر پرچین (حبیب رضایی) را در صحنه اش ندارد!

 

رحمانیان در یک نگاه
محمد رحمانیان از آن دسته هنرمندانی است که در عرصه تئاتر شکلهای مختلف و موضوعات متفاوتی را تجربه کرده است.
محمد رحمانیان از آن دسته هنرمندانی است که در عرصه تئاتر شکلهای مختلف و موضوعات متفاوتی را تجربه کرده است.
او در برخی از آثارش مثل «مصاحبه» ، بازیگرانی کم تعداد را در صحنه ای خالی قرار داده و بازیگری و نورپردازی را به عنوان محور اجرایش برجسته کرده است و در برخی از نمایش های پیش از جمله «فنز» تعداد بیشتری از بازیگران را در میان دکوری به مراتب سنگین تر به کار گرفته است.
رحمانیان در همه آثارش به حوزه های متفاوتی چون مذهب (پل) ، روان شناسی (لباسی برای میهمانی) ، جنگ (مصاحبه ، خروس) ، اجتماع (نهر فیروزآباد) و حتی ورزش (فنز) پرداخته است و محدوده ها و دوران های متفاوت را از فضای کاملا ایرانی (نهر فیروزآباد) تا غیر ایرانی (خروس ، آواز قوی آنتوان چخوف ، مصاحبه) و همچنین محدوده هایی با جغرافیای نامحدود را مورد استفاده قرار داده است.
او در همه این نمایش ها سعی داشته علی رغم وابستگی های کم رنگ آثارش به زمان و مکانی معلوم ، مفاهیم و موضوعات مورد اشاره اش را به گونه ای فراگیر مطرح کند، به طوری که این نمایش ها برای بیشتر مخاطبان او جذاب بوده و توانسته اند آنها را با موضوع خود درگیر کنند.
● دوره های مختلف
برای بررسی کلی آثار او در دوره های مختلف می توان به ۳دوره اشاره کرد. دوره نخست به آثار اولیه رحمانیان مربوط می شود که در آن بیشتر کسب تجربیات در حوزه های مختلف ، خلق آثار و معرفی این نویسنده و کارگردان به تئاتر حرفه ای کشور صورت می پذیرد. دوره دوم ، زندگی هنری رحمانیان به فعالیت های حرفه ای او به عنوان یک کارگردان جوان و بااستعداد مربوط می شود. رحمانیان در این دوره که از زمان اجرای نمایش «مصاحبه» آغاز می شود به عنوان یک تئاتری حرفه ای با آثاری قابل اعتنا و خوش پرداخت به کارش ادامه می دهد اما او در دوره سوم و در زمانی که دیگر در کارش به بلوغ و تکاملی نسبی دست یافته از آثار تحسین برانگیز قبلی فاصله می گیرد و به سمت تئاتر تجاری و تماشاگرپسند گرایش پیدا می کند. اجرای دو نمایش فنز و عشقه حاصل این گرایش رحمانیان در سالهای اخیر است.
رحمانیان که تاکنون همواره به موضوعات روز زمانه اش به عنوان یک ضرورت قابل طرح اشاره کرده است ، حالا چند سالی است که بیشتر از این ضروریات به سلایق زمانه علاقه نشان می دهد. عشقه ، آخرین کار او در حوزه نویسندگی و کارگردانی است (که البته آن را به طور مشترک با حبیب رضایی کارگردانی کرده است). این نمایش آن طور که خود رحمانیان می گوید مثل همه آثارش حاصل پرورش گروهی و جمعی یک طرح اولیه است.

 
لبخند باشكوه آقای رادی
بزرگداشت اكبر رادی نمایشنامه نویس برجسته كشورمان به همت مركز هنرهای نمایشی و با همكاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران پس از پایان اجرای نمایش«لبخند با شكوه آقای گیل» به كارگردانی هادی مرزبان و با حضور تماشاگران این نمایش در شب دوشنبه ۲۹ مردادماه در تالار اصلی تئاترشهر برگزار شد.
بزرگداشت اكبر رادی نمایشنامه نویس برجسته كشورمان به همت مركز هنرهای نمایشی و با همكاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران پس از پایان اجرای نمایش«لبخند با شكوه آقای گیل» به كارگردانی هادی مرزبان و با حضور تماشاگران این نمایش در شب دوشنبه ۲۹ مردادماه در تالار اصلی تئاترشهر برگزار شد.
به گزارش سایت ایران تئاتر پس از پایان اجرا و ادای احترام تماشاگران به بازیگران علی شیدفر مدیر روابط عمومی مجموعه تئاترشهر اعلام كرد مراسم ویژه تجلیل از مقام هنری استاد اكبر رادی هم اكنون برگزار می شود.
اكبر راد ی هنرمندی كه از مفاخر ملی ماست و نیم قرن با خلق آثاری ارزشمند باعث اعتلای تئاتر ایران شده است. این مراسم با حضور دكتر محمدحسین ایمانی خوشخو(معاونت هنری وزارت ارشاد) مهندس محمدرضا جعفری جلوه(معاونت سینمایی وزارت ارشاد) حسین پارسایی(رئیس مركز هنرهای نمایشی) و مجید سرسنگی(دبیر بیست وششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر) برگزار شد.
با حضور اكبر رادی روی صحنه هلهله مردم شروع شد و اهدای سبدهای گل. . . گروه اجرایی هم به افتخار این مرد بزرگ و ادیب ماندگار كشورمان كف می زدند و ادای احترامی همه جانبه در تالار اصلی تئاترشهر شكل گرفت.
مسوولان فرهنگی هم به جمع تشویق كنندگان پیوستند تا در این رویارویی بر این نكته اعتراف كنند كه ماندگاری این افراد بر اعتلای هنر كشورمان خواهد افزود.
حسین پارسایی در ابتدا ضمن تشكر از تماشاگران و گروه اجرایی برای حضور در مراسم تجلیل از مقام شامخ استاد اكبر رادی اعلام كرد كه ما امشب با بضاعت اندك خود در صدد بر آمده ایم تا مقام والای برجسته ترین درام نویس ایران زمین را ستایش كنیم و به همین منظور دو جایزه ویژه از طرف وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی و همچنین سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران در نظر گرفته ایم كه توسط دكتر ایمانی خوشخو و مجید سرسنگی به استاد اكبر رادی اهدا خواهد شد.
حسین پارسایی مدیر مركز هنرهای نمایش با قرائت متنی رادی را فرهاد عاشق تئاتر ایران خواند و با نام بردن از برخی شخصیت های آثار رادی آن ها را ستود و چنین گفت: ایستاده ای بر ستیغ كوهی كه با قلمت فرهادوار خودتراشیدی و بر ستبرترین و خاراترین سنگش ظریف ترین چهره را نگاشتی.
یادآوری نمی خواهد در یادها هست: «شایگان» «رضا بابل» «استیانامجد» «آقای گیل» «جلال دیلمی» «گیلان» «حشمت» مگر ممكن است از یادها بروند این ها در یادها ماند تا ملودی شهر بارانی در فضای تئاترمان شنیده شود و منجمی در صبح نمناك از پایین گذر سقاخانه به همراه آمیزقلمدون دوشادوش هم از راه برسند و از پلكان بالا بیایند تا لبخند با شكوه آقای گیل بی دریغ آهنگ های شكلاتی در گوشمان زمزمه كند و تو فرهاد عاشق كه هنوز بی تیشه هم كه بمانی با دندان قلب سنگ را خواهی شكافت.
می دانی كه بر بلندترین نقطه این كوه ایستاده ای لبخند بزن بزرگوار كه لبخند با شكوهت نیز در یاد ما خواهد ماند. در یاد ما و حافظه تاریخ و قلب تئاترمان اكبر رادی همواره خواهد درخشید. بعد نوبت به اكبر رادی رسید تا با مردم صحبت كند.
او پشت تریبون قرار گرفت و گفت: امشب شب خاصی بود. در این سال ها برای من و همگنان من مجالس بزرگداشتی برگزار شده و در مورد من احساس می كنم یك مقدار زیاد بوده است. اما از دوست هر چه رسد نیكوست و برای من مزید امتنان و سپاس است.
وی افزود: این محفل كوچك و جمع و جور و در عین حال بسیار بزرگ و صمیمی باعث خرسندی است. من از مدیران و مسوولان تشكر می كنم و به استاد مرزبان به خاطر زحمات بسیارش در بیش از ربع قرن و همكاری اش با من، خسته نباشید می گویم.
فكر می كنم در برخی از موارد مطبوعات برخورد مطلوبی با او نداشته اند و مرزبان با مظلومیت تمام به كار خود ادامه داده و همین باعث شده كه من هم در این سال ها به همكاری خود با او ادامه بدهم.
همین ظلم تحمیل شده بر مرزبان مرا بیشتر مجذوب او كرده و شاید دلیل پیوند بیست و پنج ساله ما هم همین نكته باشد.
اكبر رادی درباره اجرای«لبخند با شكوه آقای گیل» گفت: اجرایی كه من دیدم بسیار دلپذیر جذاب و گیرنده بود. افتخار می كنم كه هنرمندان شایسته ای مانند بهزاد فراهانی به مدت یكماه در اجرا و بیش از سه ماه از زمان آغاز تمرین ها وقت خود را صرف این كار كرده اند و باعث رونق صحنه شده اند.
همچنین از سركار خانم فرزانه كابلی تشكر می كنم و نیز از سایر هنرمندان و تماشاگران كه برای دیدن این كار وقت گذاشته اند. سپس محمدحسین ایمانی خوشخو با یادآوری این كه اكبر رادی یكی از پشتوانه های فرهنگی و هنری ایران زمین است گفت: حضور ایشان در صحنه نویدبخش تداوم فعالیت های هنری شان در آینده خواهد بود و من برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.
مهندس جعفری جلوه هم به ذكر نكاتی درباره ارتباط خود با اكبر رادی پرداخت كه مشغله های مدیریتی در این سال ها فاصله بین آن ها انداخته و امشب یكبار دیگر از نزدیك توفیقی برای دیدار مجدد حاصل شده است.
مجید سرسنگی هم با ابراز خرسندی از دیدار اكبر رادی گفت: به عقیده من و شاگردانش او مردی است كه به نمایشنامه نویسی ایرانی تشخص بخشیده و آرزو می كنم همچنان ما در زیر سایه پر بركتش شاهد آثار بهتری از او باشیم.
در این شب به یاد ماندنی چهره های هنری و مسوولان فرهنگی شركت كرده بودند كه از جمله می توان به حمید سمندریان، جعفر والی، علی نصیریان، خسرو سینایی، محمد رحمانیان، حافط موسوی، حمید مظفری حسین سلیمی و. . . اشاره كرد.



+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 11:4 AM |
اعتیاد به همه‌ی ما نزدیک است

ستاره‌ی‌ بیست‌ و یک‌ ساله‌ی‌ سینمای‌ ایران‌ در جشنواره‌ی‌ فیلم‌ فجر خیلی‌ها را غافلگیر کرد. در مراسم‌ اختتامیه‌ی این‌ جشنواره، باران‌ کوثری‌ دو بار به‌ عنوان‌ نامزد دریافت‌ جایزه‌ی‌ بهترین‌ بازیگر فیلم‌ فجر معرفی‌ شد و سیمرغ‌ بلورین‌ جشنواره‌ به‌ این‌ بازیگر جوان‌ تعلق‌ گرفت. کوثری‌ امسال‌ با دو فیلم‌ «روز سوم»، ساخته‌ی‌ حسین‌ لطیفی،‌ و «خون‌ بازی»، به‌ کارگردانی‌ رخشان‌ بنی‌ اعتماد، در جشنواره‌ حضور داشت. پس‌ از بازی‌ در نقش‌ “دینا” در سریال‌ «صاحبدلان»، اگر چه‌ «روز سوم»‌ دومین‌ تجربه‌ی‌ موفق‌ کوثری‌ از همکاری‌ با لطیفی‌ بود اما قطعا بازی‌ در «خون‌ بازی» چیز دیگری‌ بود.
او در فیلم‌ «خون‌ بازی»،‌ که‌ این‌ روزها در سینماهای‌ تهران‌ اکران‌ شده، نقش‌ دختری‌ معتاد را بازی‌ می‌کند که‌ قرار است‌ نامزدش‌ چند هفته‌ بعد برای‌ ازدواج‌ با او، از کانادا برگردد. مادر سارا سعی‌ می‌کند او را با خود به‌ شمال‌ ببرد تا مواد مخدر را ترک‌ کند...

باران‌ کوثری‌ در یک‌ خانواده‌ی‌ سینمایی‌ بزرگ‌ شده است. پدرش،‌ جهانگیر کوثری، مفسر قدیمی‌ فوتبال‌ و تهیه‌ کننده‌ی‌ سینما، و مادرش‌ هم‌ رخشان‌ بنی‌ اعتماد است. باران‌ علاوه‌ بر بازی‌ در فیلم‌های‌ «نرگس»، «گیلانه»، «زیر پوست‌ شهر»، «بانوی‌ اردیبهشت» و «روسری‌ آبی»، که‌ همگی‌ ساخته‌ی‌ مادرش‌ بودند، بازی‌ در فیلم‌های‌ «برگ‌ برنده»، ساخته‌ی‌ سیروس‌ الوند، «رقص‌ در غبار» به‌ کارگردانی‌ اصغر فرهادی‌ و «بهترین‌ بابای‌ دنیا»، کاری‌ از داریوش‌ فرهنگ،‌ را در کارنامه‌ی‌ خود دارد. گفت‌وگوی‌ رادیو زمانه را با باران‌ کوثری‌ بخوانید:


خانم‌ کوثری! خیلی‌ ممنون‌ از این‌که‌ وقت‌تان‌ را در اختیار ما قرار دادید. از خون‌ بازی‌ بگویید.

راستش صحبت‌ کردن‌ درباره‌ی‌ خون‌ بازی‌ کمی‌ سخت‌ است. می‌توانم‌، به‌عنوان‌ بازیگر، بگویم‌ نقش‌ سارا در خون‌ بازی‌ از آن‌ نقش‌ هایی‌ست‌ که‌ هر بازیگری‌ دوست‌ دارد آن‌ را بازی‌ کند. یعنی‌ وقتی‌ یک‌ کاراکتری‌، یک‌ ویژگی‌ پررنگ‌ مثل‌ اعتیاد دارد، خیلی‌ بازی‌کردنش‌ برای‌ بازیگر جذاب‌تر می‌شود. مخصوصا فکر می‌کنم‌ اولین‌ بار است‌ در سینمای‌ ایران‌ که‌ یک‌ دختر جوان‌ معتاد در نقش‌ اصلی‌ فیلم‌ قرار می‌گیرد. تا حالا، فکر نمی‌کنم‌ به‌ زنان‌ معتاد به‌ این‌ صورت،‌ یعنی‌ با این‌ تمرکز، پرداخت‌ شده‌ باشد. ضمن‌ این‌که‌ ما می‌خواستیم‌ شخصیت‌ سارا ضد همه‌ی‌ کلیشه‌هایی‌ که‌ در سینماهای‌ ایران‌ تا حالا از معتاد وجود داشته باشد. دلمان‌ می‌خواست‌ تصویر جدیدی‌ باشد. اما واقعی. برای‌ همین،‌ قدری‌ نگران‌ بودیم‌ که‌ تماشاگر نتواند بپذیرد. چون‌ به‌ کلیشه‌هایی‌ از آدم‌های‌ معتاد در بازیگری‌ عادت‌ کرده‌ که‌ سارا هیچ‌ کدام‌ آنها را ندارد.

شما برای‌ این‌که‌ از این‌ کلیشه‌ها دور شوید تحقیقی‌ در مورد نقش‌ سارا داشتید؟

خیلی‌ زیاد. در مرحله‌ی‌ فیلمنامه‌ نویسی، همراه‌ فیلمنامه‌ نویس‌های‌ فیلم‌، و البته‌ کارگردان‌های‌ فیلم‌ یک‌ مرحله‌ تحقیقات‌ انجام‌ دادیم.‌ حدود دو یا سه‌ ماه‌ قبل‌ از فیلم‌برداری‌ من‌ یک سری‌ تحقیقات‌ به‌ تنهایی‌ انجام‌ دادم‌ که‌ بیشتر در جلسات‌ ترک‌ اعتیاد به‌عنوان‌ یک‌ معتاد می‌رفتم‌ و با آدم‌هایی‌ که‌ درگیر این‌ ماجرا بودند صحبت‌ می‌کردم. مشاوران‌ پزشکی‌ ما هم‌ دکتر مرتضوی‌ و دکتر کامکار بودند که‌ خیلی‌ من‌ به‌ لطف‌ داشتند. در واقع‌ من‌ اعتیاد را به‌ لحاظ‌ فیزیکی‌ و ذهنی‌ از طریق‌ آنها شناختم.

موقعی‌ که‌ داشتید تحقیق‌ می‌کردید آیا به‌ واقعیت‌هایی‌ از اعتیاد دست‌ پیدا کردید که‌ تا قبل‌ از آن‌ با آنها آشنا نبودید؟

حتما. حتما. مهم‌ترین‌ مسأله‌ای‌ که‌ در فیلمنامه‌ی‌ خون‌ بازی‌ هم‌ خیلی‌ مشهود است‌، و اصلا فکر می‌کنم‌ هدف‌ کارگردان‌های‌ فیلم‌ از ساخت‌ خون‌ بازی‌ یک‌ نوع‌ هشدار در این‌ زمینه‌ بوده، این‌ بود که‌ اعتیاد این‌قدر به‌ همه‌ی‌ ما نزدیک‌ است‌ که‌ خودمان‌ هم‌ نمی‌توانیم‌ باور کنیم.‌ یعنی‌ در این‌ مرحله‌ از تحقیق،‌ من‌ خودم‌ ترسیدم‌. برای‌ این‌که‌ فکر کردم‌ چقدر آدم‌هایی‌ مثل‌ من،‌ با اعتماد به‌ نفس‌ من، با شرایط‌ من،‌ می‌توانند در معرض‌ این‌ خطر قرار بگیرند. مهم‌ترین‌ چیزی‌ هم‌ که‌ در خون‌ بازی‌ عنوان‌ می‌شود فکر کنم‌ همین‌ باشد.

فکر می‌کنم‌ فیلم‌ خون‌ بازی‌ هم‌ بیش‌ از این که‌ سارا را مخاطب‌ نشان‌ دهد، خود مخاطب‌ را به‌ مخاطب‌ نشان‌ می‌دهد. این‌ طور نیست؟

فکر می‌کنم. اصولا در آثار خانم‌ بنی‌ اعتماد، لابد به‌عنوان‌ یک‌ مستندساز قدیمی‌ که‌ دغدغه‌ی‌ اجتماعی‌ دارد، این‌ اتفاق‌ می‌افتد. برای‌ این‌که‌ به‌ هرحال‌، همه‌ی‌ فیلم‌هایشان‌ ریشه‌های‌ مستند و واقعی‌ دارد و فکر می‌کنم‌ این‌ اتفاق‌ راجع‌ به‌ اکثر فیلم‌های‌ ایشان‌ می‌افتد.

فکر می‌کنید اتفاقی‌ بوده‌ که‌ به‌ هرحال‌ دو تا از فیلمسازهای‌ خیلی‌ بزرگ،‌ مثل‌ خانم‌ بنی‌اعتماد و آقای‌ داریوش‌ مهرجویی‌، در سال‌ گذشته‌ درباره‌ی‌اعتیاد فیلم‌ ساختند و هر دو تا هم‌ بازیگر نقش‌ اصلی‌شان‌ جایزه‌ برد؟

من‌ حقیقتا هم‌ اتفاقی‌ می‌بینم‌ و هم‌ نمی‌بینم‌. یعنی‌ به‌ نظرم،‌ وقتی‌ دو تا کارگردان‌ مطرح‌، با دغدغه‌های‌ اجتماعی،‌ هر دو می‌آیند روی‌ یک‌ سوژه‌ تمرکز می‌کنند این‌ اعلام‌ خطر خیلی‌ جدی‌ برای‌ همه‌ی‌ ماست.‌ حالا، هم‌ برای‌ ما، هم‌ برای‌ جوان‌ها، هم‌ خانواده‌ها و مسئولین‌ به‌خصوص. برای‌ این‌که‌ فکر می‌کنم‌ این‌قدر این‌ ماجرا پررنگ‌ بوده‌ که‌ به‌ هر حال‌ از نگاه‌ تیزبین‌ خانم‌ بنی‌اعتماد و آقای‌ مهرجویی‌ نگذشته. من‌ فقط‌ به‌ تنها چیزی‌ که‌ امیدوارم،‌ این‌ است‌ که‌ هم‌ خون‌ بازی‌ و هم‌ سنتوری‌ خیلی‌ خوب‌ دیده‌ شوند.


فیلم‌ خون‌ بازی‌ از یک‌ کلیشه‌ی‌ دیگری‌ که‌ گذشت‌، این‌ بود که‌ معمولا در این‌ فیلم‌های‌ ایرانی،‌ کسانی‌ که‌ از آن‌ طرف‌ آب‌ می‌آمدند معتاد بودند. در همین‌ جا، کسی‌ که‌ اینجا بود، قرار بود ترک‌ اعتیاد بکند. فکر می‌کنم‌ این‌ هم‌ هوشمندی‌ خانم‌ بنی‌اعتماد را نشان‌ می‌داد که‌ نقش‌ را به‌ هر حال‌ از دامن‌ همین‌ اجتماع‌ خودمان‌ انتخاب‌ کرد؟

قطعا. خب،‌ فکر می‌کنم‌ چون‌ این‌ اجتماع‌ را بهتر می‌شناسند. راجع‌ به‌ همین‌ فیلم‌ می‌سازند. ولی‌ واقعیتش‌ این‌ است‌ که‌ مسأله‌ی‌ اعتیاد کاملا یک‌ مسأله‌ی‌ بین‌المللی‌ست.‌ یعنی‌ یک‌ مرحله‌ از تحقیقات‌ ما روی‌ یک‌ خانواده‌ای‌ بود که‌ در اروپا زندگی‌ می‌کردند و یک‌ دختر جوانی،‌ هم‌ سن‌ و سال‌ سارا، که‌ درگیر اعتیاد بود. فکر می‌کنم‌ ماجرا خیلی‌ خیلی‌ فراتر از این‌ حرف‌هاست.‌ یعنی‌ نه‌ مال‌ ایران‌ است‌ نه‌ فقط‌ آسیا، نه‌ فقط‌ مال‌ اروپا. در همه‌ی‌ دنیا، فکر می‌کنم‌ همه‌ جوانی‌ مخصوصا در این‌ دوره،‌ در معرض‌ این‌ خطر قرار دارند. ولی‌ خانم‌ بنی‌اعتماد هم‌، فکر می‌کنم‌، یک‌ جوان‌ ایرانی‌ را که‌ در ایران‌ زندگی‌ می‌کند انتخاب‌ می‌کند چون‌ این‌ جامعه‌ را بهتر می‌شناسد.

وقتی‌ فیلمنامه‌ نویس‌ها خون‌ بازی‌ را به‌عنوان‌ شکل‌ اعتیاد سارا انتخاب‌ کردند، فکر نمی‌کردید که‌ مثلا درآوردن‌ شخصیتی‌ که‌ به‌ هر حال‌ خون‌ بازی‌ می‌کند خیلی‌ دشوار باشد؟

خیلی‌. ولی‌ اصلا همین‌ نقش‌ هاست‌ که‌ برایم‌ خیلی‌ جذاب‌ است. یعنی‌ همیشه‌ گفتم‌ من‌ دوست‌ دارم‌ نقش‌هایی‌ را بازی‌ کنم‌ که‌ دفعه‌ی‌ اول‌ که‌ فیلمنامه‌ را می‌خوانم،‌ فکر کنم‌ ممکن‌ نیست‌ که‌ بتوانم‌ این‌ نقش‌ را خوب‌ بازی‌ کنم. نقش‌ سارا هم‌ این‌ قابلیت‌ را داشت.

فیلم‌ خیلی‌ متکی‌ به‌ شماست. این‌ ضعف‌ فیلم‌ نیست.‌ شاید بتوان‌ گفت‌ که‌ قوت‌ فیلم‌ است‌ که‌ به‌ شما و فیلمبرداری‌ فیلم‌ خیلی‌ تکیه‌ دارد. شاید به‌ فیلم‌هایی‌ که‌ این‌ روزها در اروپا ساخته‌ می‌شود خیلی‌ نزدیک‌ باشد. فکر می‌کنم‌ این‌ مسأله‌ کار شما را خیلی‌ دشوار کرد. این‌ طور نیست؟

خیلی. یعنی‌ خیلی‌ زیاد. برای‌ این‌که‌ می‌گویم‌ کاراکتر سارا از آن‌ کاراکترهایی‌ست‌ که‌ در مرکز توجه‌ تماشاگر قرار می‌گیرد، به‌ دلیل‌ شرایطش‌ و به‌ دلیل‌ عکس‌های‌ درشت‌ و بزرگی‌ که‌ دارد. اینجا خیلی‌ باید از خانم‌ فرهی‌ تشکر کنم‌، به‌ عنوان‌ پارتنرم.‌ برای‌ این‌که‌ خیلی‌ خیلی‌ به‌ من‌ کمک‌ کردند. خیلی‌ مهم‌ است‌ که‌ پارتنر‌ آدم‌ بپذیرد که‌ همه‌ی‌ اکت‌ها مال‌ شما باشد و همه‌ی‌ ری‌اکشن‌ها مال‌ ایشان. و بپذیرد که‌ در واقع‌ فیلم‌ قرار است‌ روی‌ کاراکتر دیگر بچرخد. این‌ واقعا از بزرگواری‌ خانم‌ فرهی‌، و البته‌ تجربه‌ی‌ زیاد ایشان‌ در بازیگری‌ بود که‌ مسئولیت‌ مرا خیلی‌ خیلی‌ زیاد می‌کرد. ولی‌ خب،‌ گروه‌ خوشبختانه‌ خیلی‌ زیاد حرفه‌ای‌ بودند و همه‌ خیلی‌ به‌ من‌ لطف‌ داشتند و رعایت‌ مرا می‌کردند. در واقع‌ هیچ‌ چیز قابل‌ پیش‌بینی‌ برای‌ من‌ نبود. هر پلانی‌ را که‌ شروع‌ می‌کردیم‌، همه‌ فقط‌ آماده‌ی‌ هر حرکتی‌ از طرف‌ من‌ بودند. برای‌ این‌که‌ هیچ‌ چیزی‌ را نمی‌توانستند پیش‌بینی‌ کنند.

شما و پدرتان‌ و خانم‌ بنی‌اعتماد خیلی‌ به‌ کار گروهی‌ علاقه‌مند هستید. چیزی‌ که‌ در سینمای‌ ایران‌ کم‌ اتفاق‌ می‌افتد.

برای‌ این‌که‌ فکر می‌کنم‌ خانم‌ بنی‌اعتماد از آن‌ کارگردان‌هایی‌ هستند که‌ خیلی‌ مشکل‌ این‌ را ندارند که‌ ساختار و کارگردانی‌ فیلم‌ به‌ چشم‌ بیاید. برای‌ این‌که‌ به‌ دلایل‌ بزرگ‌تری‌ فیلم‌ می‌سازند.

نظر شما در مورد سیاه‌ و سفید بودن‌ فیلم‌ چیست‌؟ آیا از این‌ طریق‌ خواستید کنتراست‌های‌ این‌ شخصیت‌ را بیشتر نشان‌ دهید؟

من‌ از جمله‌ی‌ خود خانم‌ بنی‌اعتماد استفاده‌ می‌کنم‌ که‌ گفتند خون‌ بازی‌ سیاه‌ و سفید نیست‌، در واقع‌ رنگ‌ پریده‌ است.‌ برای‌ این‌که‌ یک‌ رنگ‌های‌ گرمی‌، مثل‌ قرمز تند یا سبز تند، در فیلم‌ خیلی‌ خوب‌ دیده‌ می‌شود. یعنی‌ آن‌ رنگ‌ها را تماشاگر می‌تواند ببیند. فکر می‌کردند این‌ رنگ‌ پریدگی‌ به‌ فضای‌ تلخ‌ فیلم‌ بیشتر کمک‌ می‌کند.

در بیست‌ و یک‌ سالگی‌ به‌ سیمرغ‌ رسیدید. فکر می‌کنم‌ خیلی‌ بار سنگینی‌ را روی‌ دوش‌ شما می‌گذارد این‌ سیمرغ.

حتما. حتما. خیلی‌ زیاد. برای‌ این‌که‌ همه‌جا هم‌ گفتم‌؛ واقعا برای‌ من‌ هیچ‌وقت‌ این‌ نبوده‌ که‌ حالا سیمرغ‌ را که‌ گرفتم‌ برایم‌ همه‌ چیز تمام‌ شده. فکر می‌کنم‌ آدم‌ در آینده‌ نشان‌ می‌دهد که‌ چقدر شایستگی‌ دریافت‌ این‌ سیمرغ‌ را داشته‌ است.

خیلی‌ هم‌ سیمرغ‌ جنجالی‌ای‌ بود، برعکس‌ همه‌ی‌ سیمرغ‌ها.

نه. حقیقتش‌ بر عکس‌ همه‌ی‌ سیمرغ‌ها نیست. هر سال‌ بعد از جشنواره‌ی‌ فیلم‌ این‌ اتفاق‌ می‌افتد. یک‌سری‌ اعتراض‌ها وجود دارد. فکر می‌کنم‌ دو تا دلیل‌ اصلی‌ وجود دارد؛ یکی‌ این‌که‌ متأسفانه‌ یک‌سری‌ از همکاران‌ ما هنوز بعد از این‌ همه‌ تجربه‌ و این‌ همه‌ سال‌ شرکت‌ در جشنواره‌های‌ مختلف،‌ این‌ را یاد نگرفته‌اند که‌ سیمرغ‌ در نهایت‌ نظر هفت‌ یا هشت‌ نفر از صاحب‌نظران‌ و پیشکسوتان‌ سینماست. چیز بیشتری‌ نیست. قطعا اگر هیأت‌ داوران‌ هیأت‌ دیگری‌ بودند، رأی‌ یک‌جور دیگری‌ صادر می‌شد. درباره‌ی‌ سیمرغ‌ سلیقه‌ای‌ هم‌، که‌ یکی‌ از دوستان‌ گفته‌ بود افتخار نیست، بله‌ من‌ هم‌ فکر می‌کنم‌ سیمرغ‌ بیشتر از افتخار، تشویق‌ است. ولی‌ در نهایت‌ فکر می‌کنم‌ وقتی‌ پیشکسوتی،‌ مثل‌ استاد نصیریان،‌ بازی‌ مرا در هیأت‌ داوری‌ تأیید می‌کنند، خیلی‌ مسخره‌ است‌ که‌ من‌ بخواهم‌ به‌ حرف‌ آدم‌های‌ بی‌تجربه‌تر گوش‌ کنم.

خانم‌ کوثری!‌ معمولا سینما بچه‌هایی‌ که‌ از سن‌ بچگی‌ وارد سینما شده‌اند را پس‌ می‌زند. لااقل‌ سینمای‌ ایران‌ تجربه‌اش‌ را این‌جوری‌ نشان‌ داده. فکر کنم‌ شمااز معدود کسانی‌ باشید که‌ از سنین‌، گمان‌ کنم،‌ ده‌ سالگی‌ شروع‌ کردید. و حالا به‌ یک‌ ستاره‌ تبدیل‌ شده‌اید.

ستاره‌ که‌ نه. من‌ اولین‌ فیلم‌ را در سن‌ پنج‌ سالگی‌ بازی‌ کردم.‌ کارگردان‌ فیلم‌ هم‌ مادرم‌ نبود. ولی‌ نه، من‌ سینما را دوست‌ دارم‌. خوشبختانه‌ همیشه‌ یک‌ احترام‌ و امنیتی‌ برای‌ من‌، به‌ دلیل‌ خانواده‌ام،‌ در محیط‌ سینما وجود دارد که‌ باعث‌ می‌شود من‌ با تمرکز بیشتری‌ بتوانم‌ کارم‌ را انجام‌ بدهم.

سال‌ ۸۵ برای‌ شما خیلی‌ باید سال‌ خوبی‌ بوده‌ باشد. این‌طور نیست؟

حتما. به‌ لحاظ‌ کاری‌ موفق‌ترین‌ سال‌ زندگی‌ام‌ بود.

و امیدوارید که‌ سال‌ ۸۶ و سالهای‌ بعد بهتر باشد.

همه‌ی‌ سعی‌ام‌ را می‌کنم.‌ باید این‌طور باشد.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 9:55 AM |
 
 
به  نام خداوند بخشنده مهربان
ویژه نامه جشن خانه ی سینما
شماره : اول

معرفي 25 فيلم راه‌يافته به بخش مسابقه مستند جشن سينما

هيئت انتخاب بخش مستند جشن يازدهم سينماي ايران 25 فيلم راه يافته به مرحله نهايي داوري بخش كوتاه و بلند مستند اين جشن را معرفي كرد.

به گزارش روابط عمومي خانه سينما، بدنبال برگزار شدن بخش مستند به‌طور مستقل از جشن سينماي ايران، هيئت اجرايي كه شامل دو نماينده از انجمن مستند‌سازان سينماي ايران محبوبه هنريان ، غلامرضا كتال و دو نماينده از انجمن تهيه كنندگان مستند، كتايون شهابي و سعيد رسولي، مديرعامل خانه سينما، دبير جشن و مدير اجرايي جشن كه مسئوليت سياست‌گذاري و برگزاري جشن سينماي مستند ايران و اهداي تنديس آن را در جشن خانه سينما به عهده دارند، مجموعا 300 فيلم مستند را كه به دفتر جشنواره ارسال شده بود كه از ميان آنها 25 فيلم از هر دو بخش كوتاه و بلند كه به مرحله نهايي داوري راه‌يافته‌اند.

بنابر اين گزارش، اين فيلم‌ها عبارتند از:
- ايران در اعلان (فرحناز شريفي)
- افسونگر ساساني (مهدي باقري)
- بادبور (محمدرسول اف)
- سردي آهن به گرمي خون (فرزاد توحيدي)
- تازه بقعه (حسن بهرام‌زاده)
- تهران انار ندارد (مسعود بخشي)
- تهران، چند درجه ريشتر؟ (پيروز كلانتري)
- ترانه اندوهگين كوهستان (حامد خسروي)
- تيشتر (حسن نقاشي)
- پرديس آجري (علي اكبر ولدبيگي)
- تعميديان (محمد رضايي راد)
- حيات وحش ايران (سيد ماني ميرصادقي)
- حيات وحش ايلام (فتح‌الله اميري)
- روز حادثه (محمد علي فارسي)
- روزهاي بي‌تقويم (مهرداد اسكويي)
- طعم خورشيد (عباس اميني)
- سرزمين گمشده (وحيد موسائيان)
-شه پير (عبدالرضا سخايي)
- فرشتگان آلوده صورت (آرزو برادران ابراهيمي)
- كودك آزاري (محمد جعفري)
- گذر شهر بر آب (فرهاد ورهرام)
- من انرژي هسته‌اي نيستم (مهدي قربان‌پور)
- ليلي كجاست؟ (محمد شيرواني)
- نواهاي گمشده (عليرضا قاسم‌خان)
- وانامي (مهدي پريزاد).

اسامي هيئت انتخاب بخش مستند به اين شرح است:
سيدمحمد تهامي‌نژاد، فرهاد ورهرام، سعيد اكبريان، سعيد رشتيان و محمد رسول‌اف.

هيئت داوران، كار بازبيني فيلم را از 3 شهريور آغاز خواهند كرد و مراسم اهداي جوايز روز 11 شهريور ماه خواهد بود.
 
 
داوران بخش فیلم کوتاه یازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران از امروز کار خود را آغاز می‌کنند.
داوران بخش فیلم کوتاه یازدهمین جشن خانه سینما عبارتند از:
امیرشهاب رضویان، کاوه بهرامی مقدم، رهبر قنبری، بهرام توکلی، مهدی جعفری، مهدی قربانپور، آرش صافی، کمال فرهنگ، رضا سبحانی، امین الله داد، امین جعفری، مریم فخیمی، هومن بهمنش، سعید شاه حسینی، محمد شیروانی، مجید برزگر و علیرضا سعادت نیا.
 
 
رقابت 29 فیلم کوتاه در جشن خانه سینما
اسامی 29 فیلم کوتاه داستانی و تجربی برگزیده برای حضور در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه یازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران اعلام شد.
روابط عمومی خانه سینما اعلام کرد این فیلم‌ها را هیئت انتخاب بخش فیلم کوتاه شامل نقی نعمتی، ابراهیم سعیدی، سعید ‌پوراسماعیلی، پریسا شاهنده، روح الله مولوی، جواد امامی و مرتضی قیدی انتخاب کرده‌اند.

فیلم‌های برگزیده عبارتند از:
- پرواز کنار صندلی قرمز / بهمن دادفر
- فصل بدخوابی / قاسم انصاری
- تنگ خالی ماهی / عاطفه خادم‌الرضا
- ماتیک / پیمان معادی
- سوگند به شب / عطاءالله مجابی
- آن بالا کنار جاده / مرجان اشرفی زاده
- مصائب مشدی / شهرام میراب اقدم
- ملک‌الموت / محمدحسین مهدویان
- بالکن / فایسال سوسیال
- روشنایی‌های شهر / آیدا پناهنده
- پستوی خالی / علی بیات
- کافه 469 / عاطفه خادم‌الرضا
- ردپای او / بهزاد مولود
- پک / پویان عسگری
- سیلی / احسان‌الله حسینی امانی
- محدوده دایره / شهرام مکری
- شیراز بهار 48 / ساره بطحایی
- میخانه سبز / داریوش یاری
- روی خط / محمد صوفی
- دو نفر رو به روی هم / کیارش اسدی زاده
- مرثیه‌ای برای ژاله و قاتلش / مسعود بهارلو
- زیر پلک / بیژن میرباقری
- مانداب / اشکان احمدی
- اولین روز سربازی یک سرباز / سامان استرکی
- من / محمدرضا امینیان
- آهستگی / فرید خوش‌طینت
- آتش نشان کوچک / مهران ملکوتی
- بوق / روح الله مسرور
- خواب سرد / پیمان نهان قدرتی.
 
اهمیت جشن بزرگ سینمای ایران از نگاه و زاویه‌ای دیگر از جشنواره فیلم فجر هم بیشتر است.
پرویز پرستویی با اشاره به بازتاب‌های نظم و جدیت جشن یازدهم خانه سینما به خبرنگار مهر گفت: "یکی از سیاست‌های ما از ابتدا این بود که آئین‌نامه را مطرح کردیم و از همه خواستیم به جشن امسال نگاهی تازه داشته باشند. اگر به جشن سینمای ایران دقیق‌تر نگاه شود، می‌بینیم اهمیت آن از جشنواره فیلم فجر بیشتر است."

دبیر یازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران درباره ویژگی‌های این دوره جشن افزود: "ما قرار است در این جشن یکدیگر را ارزیابی کنیم، از هم انتقاد کنیم و همدیگر را تشویق کنیم؛ به همین دلیل برای داوری بهترین‌ها برگزیده شدند تا ارزیابی و نگاهی بهتر داشته باشیم."

پرستویی با اشاره به نظم حاکم بر جشن یازدهم گفت: "این نظم لطف اعضا هیئت داوران است که تمام آثار را سر ساعت و با جدیت خاص بازبینی کرده‌اند. حتی بعضی اعضا که در هیئت انتخاب و داوری جشنواره فجر نیز حضور داشته و بسیاری از فیلم‌ها را دیده‌اند باز هم به همراه سایر داوران فیلم‌ها را بازبینی می‌کنند. ما به شان داوران احترام و ارج گذاشته‌ایم و دوستان نیز با تمام وجود ارزش و وقت گذاشته‌اند که همه اینها برای من قوت قلب است."

این هنرمند سینما با اشاره به جزئیات نمایش فیلم‌ها تصریح کرد: "هر روز دو نمایش صبح و شب داریم. داورانی که برای نمایش صبح مشغله دارند شب‌ها فیلم‌ها را بازبینی می‌کنند و داورانی که شب‌ها مشغله دارند، روز ها برای بازبینی می‌آیند. نظر ها و آراء داوران هم شب همان روز به شکل مکتوب جمع‌آوری و بلافاصله در رایانه ثبت می‌شود. تاکنون تعداد آراء هیچ فیلمی کمتر از 85 رای نبوده و این در نوع خود بی‌سابقه است. اگر من انتظاری داشتم، بیش از حد انتظارم از من حمایت شده است."

دبیر یازدهمین جشن سینمای ایران به حواشی جشن یازدهم اشاره کرد و افزود: "این مشکلات و موضوعات درون‌گروهی است و باید داخل صنف مربوط حل و فصل شود. اما متاسفانه و بی‌جهت به آن دامن زده شده و من به عنوان دبیر جشن شاهدم که این حواشی کاملا یکطرفه و از سوی افرادی محدود دامن زده می‌شود. آنقدر از فضای جشن امسال لذت می‌برم و به من خوش می‌گذرد که دوست ندارم وارد این ماجراهای حاشیه‌ای شوم."

پرستویی با بیان اینکه بخش مستند و کوتاه جشن امسال یکی از پربارترین بخش‌هاست، گفت: "سوء تفاهمی پیش آمده بود که چرا ما این بخش‌ها را جدا کرده‌ایم، اما این تفکیک به دلیل اهمیت موضوعات مستند و انیمیشن بوده و این آثار با همان نگاه و ارزش فیلم‌های بلند ارزیابی می‌شوند."

وی در پایان درباره خروج برخی آثار بلند از جشن یازدهم گفت: "از حدود 80 فیلم واجد شرایط 60 فیلم فرم درخواست پر کردند و از میان آنها 11 فیلم به درخواست صاحبانشان از جشن خارج شدند. پس از آن پنج فیلم از این یازده فیلم دوباره درخواست حضور کردند و تنها فیلم‌های "آدم"، "بی‌وفا"، "زن بدلی"، "قلقلک"، "خاک سرد" و "قصه دل‌ها" از جشن یازدهم خانه سینما خارج شده‌اند."
 
شب گذشته ـ سيزدهم مرداد ماه ـ اولين نمايش فيلم‌ها براي داوران يازدهمين جشن خانه‌ي سينما با نمايش "خون‌بازي" رخشان بني‌اعتماد و "آدم" عبدالرضا كاهاني آغاز شد.
هر فيلم‌ها در دوسانس صبح و بعدازظهر براي 110 داور جشن به نمايش درمي‌آيند.

دبيرخانه‌ي جشن يازدهم سينماي ايران اسامي بخشي از فيلم‌هاي را كه فرم درخواست و شركت در جشن پر كرده‌اند بدين شرح اعلام کرد:
- زمان مي‌ايستد / عليرضا اميني
- روياي خيس / پوران درخشنده
- روز بر مي‌آيد / بيژن ميرباقري
- قاعده بازي / احمدرضا معتمدي
- مثل يك قصه / خسرو سينايي
- مخمصه / محمد علي سجادي
- اتوبوس شب / كيومرث پوراحمد
- اقليما / محمدمهدي عسگرپور
- پابرهنه در بهشت / بهرام توكلي
- پاداش سكوت / مازيار ميري
- خون بازي / رخشان بني‌اعتماد
- رئيس / مسعود كيميايي
- نسل جادويي / ايرج كريمي
- ميناي شهر خاموش / اميرشهاب رضويان
- پرونده هاوانا / عليرضا ريسيان

گفتني است: اسامي بقيه‌ي فيلم‌هاي متقاضي جشن متعاقبا اعلام خواهد شد.
منبع: ایسنا
  فیلم سینمایی "سه زن" به تهیه‌کنندگی و کارگردانی منیژه حکمت از حضور در یازدهمین جشن خانه سینما انصراف داد.
حکمت درباره دلیل خود از این اقدام گفت: "در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی عملکرد برخی آقایان در خانه سینما کاملا در جهت خلاف این شعار است و هیچ کمکی به اتحاد میان سینماگران نمی‌کند."

کارگردان و تهیه‌کننده "سه زن" افزود: "نام من به عنوان یکی از 10 داور برگزیده اتحادیه تهیه‌کنندگان به خانه سینما اعلام و بدون ارائه هیچ دلیلی حذف شده است. من هم در واکنش به این اقدام به عنوان یک تهیه‌کننده مستقل تصمیم گرفتم به درخواست اتحادیه احترام بگذارم و "سه زن" را از جشن خانه سینما بیرون بکشم."

این سینماگر در پایان با سپاس از کسانی که پیگیر وضعیت فرزندش پگاه آهنگرانی بوده‌اند، از همه خواست حمایت از مصطفی کرمی فیلمبردار آسیب‌دیده را فراموش نکنند. حکمت از انتشار بیانیه شورای صیانت خانه سینما درباره وضعیت پگاه در روز دوشنبه خبر داد.
 
محسن علی‌اکبری از حضور فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" در یازدهمین جشن خانه سینما خبر داد.
تهیه کننده فیلم جدید کمال تبریزی گفت: "جشن خانه سینما جشن اهالی سینما است و باید هر چه باشکوهتر برگزار شود. به همین دلیل با ارائه آثارم به این جشن حمایت خود را از آن اعلام می دارم و تمام تلاشم بر این است تا علاوه بر حضور فیلم های "پاداش سکوت" مازیار میری و "سبیل مردونه" جواد اردکانی، "همیشه پای یک زن در میان است" را هم به جشن برسانم."

وی در ادامه افزود: "ساخت موسیقی فیلم توسط آریا عظیمی نژاد روزهای پایانی خود را سپری می کند و همزمان نیز صداگذاری فیلم مراحل پایانی خود را پشت سر می گذارد. با توجه به برنامه ریزی انجام شده این فیلم تا 10 روز دیگر آماده نمایش خواهد شد و ما می توانیم کپی فیلم را به جشن خانه سینما ارائه دهیم."

فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" با حضور بازیگرانی چون رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، مهران مدیری، حبیب رضایی، اسماعیل خلج و آهو خردمند جلو دوربین رفته و قرار است در بخش مسابقه جشنواره فیلم بوسان که اواخر شهریورماه برگزار می شود نیز شرکت کند.
 
با پيوستن دو فيلم « هدف اصلي » و « دختر ميليونر » به جمع جداشدگان از جشن يازدهم سينماي ايران، تعداد فيلم‌هاي جداشده به عدد 14 رسيد.

محمد نشاط و محمد بانكي از حضور در يازدهمين جشن سينماي ايران، انصراف دادند.
بنا بر اين گزارش، «محمد نشاط» در نامه خود به اتحاديه تهيه‌كنندگان و توزيع فيلم ايران، نوشته است:با توجه به اعلام نظر آن اتحاديه محترم اينجانب به عنوان تهيه‌كننده فيلم «هدف اصلي» در جشن خانه سينما شركت نخواهم كرد.

همچنين محمد بانكي در نامه خود متذكر شده است: احتراماً به اطلاع مي‌رساند، با توجه به اعلام نظر شوراي مركزي آن اتحاديه، مبني بر عدم شركت در جشن خانه سينما، شركت سپاهان فيلم از حضور فيلم سينمايي «دختر ميليونر» به كارگرداني آقاي علي‌اكبر خامين انصراف خود را اعلام مي‌كند.

پيش از اين 12 فيلم پارك وي، مصائب دوشيزه، اخراجي‌ها، پابرهنه در بهشت، آدم، تله، چند مي‌گيري گريه كني، كلاغ‌پر، مهمان و اگه‌مي‌توني منو بگير، گناه من و كلاهي براي باران از جشن كنار رفته‌ بودند.
يازدهمين جشن سينماي ايران 21 شهريور ماه سال جاري ـ همزمان با روز ملي سينما ـ در فضاي باز موزه‌ي سعدآباد برگزار مي‌شود.

پرويز پرستويي دبير اين جشن در نشستي كه صبح امروز - 25 تير ماه - با خبرنگاران در خانه‌ي سينما داشت، با بيان اينكه برنامه‌هاي خاص و بسيار متنوعي براي اين جشن تدارك ديده شده است گفت: جشن امسال فقط در يك روز نخواهد بود و شش نشست عصرانه را قبل از مراسم اصلي در موزه سينما خواهيم داشت كه هر كدام درباره‌ي يك موضوع خواهد بود.

/ نشستهاي عصرانه در موزه‌ي سينما /
منوچهر شاهسواري مدير اجرايي جشن خانه‌ي سينما با اشاره به اين نشستها گفت: سينما فارغ از مسايل دروني خودش به عنوان يك مساله اجتماعي مي‌تواند در تعميق مسائل اجتماعي نقش موثري ايفا كند كه تاكنون خيلي به اين نقش توجه نشده است و در اين نشستها تصميم داريم به اين مسايل بپردازيم.
وي موضوعات اين جلسات را سينما و ادبيات داستاني،‌ سينما و سياست، سينما و جامعه، سينما و ساير هنرها با محوريت معماري، سينما و تلويزيون و سينما و روحانيت برشمرد و از حضور انديشمندان در اين جلسات خبر داد.

/ پرستويي: جاهايي بايد خمس و ذكات كارمان را بدهيم /
پرستويي درباره‌ي علت حضورش به عنوان دبير يازدهمين جشنواره خانه سينما گفت: وقتي دستور از طرف آقاي ميركريمي به من داده شد نتوانستم جواب رد بدهم. ما در جامعه سينمايي در حال كار هستيم و تعلق خاطر به كارمان داريم و جاهايي هم بايد خمس و ذكات كارمان را بدهيم.
وي افزود: ميركريمي كارهاي بسيار بسيار بزرگي در خانه سينما انجام مي‌دهد كه بعدها مشخص خواهد شد و جا داشت بنده هم به عنوان يك خدمتگزار كوچك در خدمت ايشان باشم و براي اين مسووليت بزرگ كليه مسئوليتهاي بازيگري‌ام را تعطيل كرده‌ام و تمام وقت‌ام را براي اين جشن كه صرفا يك مسابقه برگزار كردن و جايزه دادن نيست و في‌نفسه نگه‌داشتن سينما است، گذاشته‌ام.

/ تغييرات آكادمي جشن فقط تعداد داوران است /
پرستويي درباره‌ي تغييرات اعمال شده در آكادمي اين جشن گفت: ما فقط تعداد داوران را به 110 نفر رسانديم كه از خود اصناف سينما خواهند بود. 80 نفر اعضاء صنوف كه صاحب جايزه هستند،‌ 18 نفر رؤساي ساير صنوف و 12 نفر شخصيتهاي هنري با گرايش سينما هستند كه با انتخاب هيات مديره انتخاب مي شود و كسي جز آدمهاي سينما در اين داوري نقشي نخواهد داشت.

/ تاكيد داريم داوران همه‌ي فيلمها را ببينند /
وي ادامه داد: تاكيدمان اين است كه موقع ديدن فيلم‌ها تنها اين 110 نفر در سالن حضور داشته باشند و سالن محفلي براي ديدن فيلم توسط ديگران نباشد، ضمن اينكه تاكيد كرده‌ايم همه‌ي فيلمها بايد ديده شوند و به تماشاي آنها در قبل از داوري اكتفا نشود.

/ قصد داريم امسال بصورت جدي داوري كنيم /
وي با بيان اينكه تلاش مي‌كنيم به صورت تخصصي به فيلمها نگاه شود، ادامه داد: جشن سينما يك جشن تخصصي است و بايد مقداري جدي‌تر براي ارتقاء كيفي فيلمهايمان كار كنيم و امسال براي اولين بار مستقيما در صنوف‌ها حضور پيدا كرده و حرفهايمان را زديم و قصد داريم براي يكبار هم كه شده به صورت جدي داوري كنيم.
دبير جشن خانه سينما اظهار داشت: قبل از قضاوتها هم يك مهماني خواهيم داشت و هر صنفي نقطه نظرات تخصصي خودش را بيان خواهد كرد تا دوستان با اشراف بيشتري به كارشان بپردازند.

/ تنديس افتخار براي ملاقلي‌پور؛ بزرگداشت سيد محمد بهشتي، فرهاد فخرالديني و علي كسمايي /
پرستويي در ادامه با اشاره به بزرگداشتهاي اين جشن گفت: ما سه بزرگداشت خواهيم داشت كه آنها را به سيدمحمد بهشتي مدير سابق سينمايي، فرهاد فخرالديني آهنگساز و علي كسمايي دوبلور پيشكسوت اختصاص داده‌ايم و همچنين يك تنديس افتخار نيز براي رسول ملاقلي‌پور در نظر گرفته‌ايم تا كمترين هديه اهل سينما به روح بزرگ او باشد.

/ علي معلم: شرط حضور فيلم‌ها پروانه‌ي نمايش يا نمايش جشنواره‌ي است /
علي معلم سخنگوي اين جشن هم با اشاره به‌شرايط حضور فيلم‌ها در يازدهمين جشن خانه سينما گفت: جشن خانه سينما جشني با مختصات خودش است و نمي‌شود آن را منوط به فيلمهاي اكران شده كرد، چون بسياري از فيلمها موفق به اكران نمي‌شوند و مقرراتي دال بر اينكه اينها در جشن شركت نكنند وجود ندارد. اين جشن درون اصناف است و شركت همه‌ي فيلمهاي متقاضي كه در دوره‌هاي قبل شركت نكرده باشند به شرط داشتن پروانه نمايش يا يك نمايش جشنواره‌اي مجاز است.

/ در اين دوره هيات مديره‌ي خانه‌ي سينما كمتر درگير جشن است /
وي با بيان اينكه در اين دوره هيات مديره خانه سينما درگيري كمتري با جشن دارند اظهار داشت: اصل سياستگذاري جشن در هيات مديره تعيين شده و ديگر نيازي نيست اعضاي هيات مديره حضور فيزيكي بيش از اين داشته باشد و تمام مسووليت‌ها برعهده دبير است كه با هماهنگي با مديرعامل خانه سينما انجام مي‌شود.

/ پرستويي: بازي‌ام را در "پاداش سكوت" داوري نكنيد /
وي در پاسخ به سوالي درباره‌ي حضور پرويز پرستويي در فيلم "پاداش سكوت" و شركت اين فيلم در جشن گفت: آيين‌نامه جشن منعي براي كانديدا بودن ايشان ندارد و نظر دبير جشن در اين مورد حائز اهميت است.
پرستويي ادامه داد: از همين جا پيشاپيش اعلام مي‌كنم كه خودم را از اين ارزيابي كنار مي‌كشم.

/ شاهسواري: فيلمهاي راه‌يافته براي جايزه‌ي آسياپاسفيك 21 شهريور ماه معرفي مي‌شوند /
شاهسواري در ادامه نشست به جايزه سينمايي آسيا پاسفيك اشاره كرد و با بيان اينكه خانه سينما در اولين دوره اين جايزه سينمايي حضور گسترده‌اي دارد گفت: در اين جايزه بيش از 70 كشور آسيا و اقيانوسيه و كشورهايي از شرق اروپا و شمال آفريقا شركت كرده‌اند و بيش از يك سوم منطقه جغرافيايي جهان را دربرمي گيرد و اين جايزه توسط فياپف و با حمايت يونسكو 22 آبان هر سال در بريسبان استراليا برگزار مي شود.
وي افزود: براساس مقررات اين جشنواره 19 شهريور آخرين مهلت ارسال آثار تعيين شده است ليكن با توجه به توافقات صورت گرفته درخصوص ارجاع كارشناسي فيلمهاي ايراني به خانه سينما مقرر شد اين تاريخ به 21 شهريور تغيير يابد و براساس نظر هيات مديره خانه سينما هيات ويژه‌اي متشكل از سينماگران، فيلم سازان و كارشناسان عضو خانه سينما از ميان نامزدهاي جشن، چهار فيلم را انتخاب كرده و در مراسم اختتاميه اسامي اين فيلمهاي منتخب براي جايزه سينمايي آسيا پاسفيك اعلام رسمي خواهد شد.
شاهسواري ادامه داد: محمد اطبايي نماينده خانه سينما در فياپف عضو ثابت هيات انتخاب بوده و قرار است يكي از سينماگران برجسته سينماي ايران از اعضاي داوران اين جايزه معتبر جهاني باشد.

/ پرستويي: اميدواريم شعار اتحاد ملي انسجام اسلامي در همه‌ي بخشهاي جشن امسال تبلور پيدا كند /
در پايان اين نشست پرستويي با اشاره به نامگذاري امسال به اتحاد ملي و انسجام اسلامي آرزو كرد تا اين شعار در همه‌ي بخشهاي جشن تبلور پيدا كند و دستمايه قدرتمندي براي سينما باشد.
كامران ملكي از اعضاي هيات مديره خانه سينما هم از حاضران در اين نشست بود و توضيحاتي را نيز ارايه داد.
رضا ميركريمي مديرعامل خانه سينما نيز در كنار خبرنگاران در سالن حضور داشت
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 8:41 AM |

عکس روی جلد مجله ی دنیای تصویر(شماره ی۱۷۴)


عکس روی جلد مجله ی دنیای فیلم نگار(شماره ی۶۰)


شهاب حسینی "دلشکسته" شد
فیلم سینمایی "دلشکسته" به کارگردانی علی روئین‌تن با حضور شهاب حسینی مراحل فیلمبرداری را سپری می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، فیلمبرداری فیلم سینمایی "دلشکسته" به نویسندگی و کارگردانی علی روئین تن و تهیه‌کنندگی مجید اسماعیلی 29 مرداد در دانشکده کشاورزی پردیس کرج آغاز شد. در این فیلم خسرو شکیبایی، بیتا بادران، شهاب حسینی، رضا رویگری، محمود پاک نیت، فریبا کوثری، شقایق فراهانی، اکبر عبدی و ... به ایفای نقش پرداختند.

دلشکسته قصه عشق است. عوامل این فیلم عبارتند از: شاپور پورامین مدیر فیلمبرداری، نظام الدین کیایی مدیر صدابرداری، امیرعباس کیاپور صدابردار، عبدالله اسکندری طراح گریم، محسن شاه‌ابراهیمی طراح صحنه و لباس، مجتبی امینی مدیر تولید و مجری طرح، علی بنکدار روابط عمومی و سحاب زریباف عکاس.


عزت اله انتظامی در مراسم افتتاحیه سیزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاترآئینی سنتی


صندلی هوشمند سینما در تبریز ساخته شد
صندلی هوشمند سینما نخستین دستاورد اتاق فکر مخترعین و مبتکرین حوزه هنری آذربایجان شرقی است که با حضور رئیس حوزه هنری و جمعی از هنرمندان تبریزی با موفقیت آزمایش شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، واحد خبر حوزه هنری اعلام کرد نجفی رئیس حوزه هنری آذربایجان شرقی در این باره گفت: "بعد از تشکیل اتاق فکر مخترعین و مبتکرین در راستای جهت‌دهی فناوری در حوزه فرهنگ و هنر، صندلی هوشمند برای مشابه‌سازی شرایط سالن نمایش با فضای فیلم توسط هنرمندان اختراع و با موفقیت آزمایش شد."

نجفی این دستاورد را تحولی در دنیای سینما دانست و در این مورد افزود: "سالن‌های سینما دیگر برای مردم جذابیت زمان‌های سابق را ندارند و نیاز به تغییر و تحولی اساسی دارند. امیدواریم با توجه به خصوصیات این صندلی تحولی شگرف در حوزه نمایش و اکران ایجاد شود."

صندلی هوشمند سینمایی را سعید عباچی‌زاده و امیرمهدی دخانچی در اتاق فکر مخترعین و مبتکرین حوزه هنری استان آذربایجان شرقی اختراع کرده‌اند که می‌توان آن را بر اساس داستان و رویدادهای فیلم برنامه‌ریزی و در زمان تعیین‌شده با ایجاد حرکت، رایحه یا بارش باران احساس تماشاگر را به فضای فیلم نزدیک کرد.


/ نگاهی به کارنامه اکبر عبدی /
ستاره‌ای که نباید در دام کلیشه و تکرار بیفتد
اکبر عبدی جزو بازیگران مولف و نوآوری است که در هر اثر جلوه‌ای تازه از هنر بازیگری خود را به رخ بیننده می‌کشد، اما فعالیت دوباره وی و حضور در تعداد زیادی فیلم و سریال او را به ورطه تکرار افکنده است.
به گزارش خبرنگار مهر، این بازیگر پس از تجربه هایی که در عرصه بازیگری تئاتر به دست آورد، در مدتی کوتاه موفق شد به حضور در آثار تلویزیونی راه پیدا کند. زمانی که ساخت آثار شاخص و تاثیرگذار برای گروه سنی کودکان و نوجوانان در سینما و تلویزیون رواج یافته بود، عبدی در سریال "محله برو بیا" و "بازم مدرسه ام دیر شد" توانست سطحی از بازیگری را بروز دهد که پیش از آن کمتر دیده شده بود.

حضور این بازیگر در مجموعه تلویزیونی "مثل آباد" و همکاری تلویزیونی اش با رضا ژیان به واسطه تجربه های تئاتری پیشین باعث شد بیش از پیش توانایی خود در عرصه نقش پردازی را بروز دهد و در مدت زمانی کوتاه پیش از این بازی های درخشان، به سینما راه یافت. حضور وی در سینما نیز به اندازه ای موفقیت آمیز بود که پس از حضور در چند فیلم، نظر داریوش مهرجویی برای بازی در فیلم "اجاره نشین ها" را به خود جلب کرد.



نمایی از فیلم "جاده آسمان"

وی در اواخر دهه 60 تا نیمه های دهه 70 در آثار سینمایی زیادی ایفای نقش کرد. چنانکه در سال های 68 و 70 در هر سال با 4 فیلم همکاری کرد و در سال 73 به نوعی رکورد دست یافت و در 6 فیلم مختلف بازی داشت. این روند با حضور سالی یک یا دو فیلم در سال های بعد ادامه یافت تا اینکه در سال های ابتدایی دهه 80 این بازیگر نقش آفرین و خلاق تا مدت ها بیکار ماند.

این در حالی بود که تولید فیلم های کمدی طی 5 سال گذشته رشد قابل توجهی پیدا کرده است و در تمامی دوره های اکران فیلم در طول یک سال، تماشاگران با حداقل یک یا دو اثر در این اثر در همین ژانر مواجه می شوند. البته سینمای ایران برای اینکه بتواند جذابیت بیشتری برای مخاطب داشته باشد، ناچار به استفاده از چهره های جدید در ژانرهای مختلف است.

از اواخر سال 85 این بازیگر فعالیتی دوباره را آغاز کرد و با پیشنهادهای مختلف از سوی کارگردانان عرصه سینما و تلویزیون مواجه شد؛ به نحوی که در حال حاضر با انبوهی از آثار ساخته شده، در حال تولید و یا در انتظار اکران مواجه است. این موضوع به اندازه ای قابل توجه است که شاید کمتر بازیگری را بتوان نام برد که طی مدت زمانی حدود 2 سال با این تعداد پیشنهاد و در نتیجه حضور حرفه ای مواجه شده باشد.

عبدی در حال حاضر یکی از نقش های مجموعه تلویزیونی "در چشم باد" مسعود جعفری جوزانی را بازی می کند و در فیلم های "ملک سلیمان" شهریار بحرانی، "جاده آسمان" کامبیز کاشفی، "دلشکسته" علی روئین تن، "همخانه" مهرداد فرید، "مظفرالدین شاه" محمدرضا ورزی و "ستاره سهیل" امیر قویدل ایفای نقش کرده است. این آثار در یکی از مراحل فیلمبرداری، تدوین یا آماده سازی فنی قرار دارند.

همچنین این بازیگر با حضور در "اخراجی ها " مسعود ده نمکی نوروز امسال به سینماها آمد. "تسویه حساب" تهمینه میلانی و "گوشواره" وحید موسائیان در انتظار نمایش عمومی به سر می برند. در حال حاضر نیز فیلم سینمایی "قاعده بازی" احمدرضا معتمدی با حضور عبدی بر پرده سینماها قرار دارد و از مدتی قبل پخش مجموعه تلویزیونی "گل یا پوچ" نیز آغاز شده است.

اکبر عبدی طی فعالیت خود در چند سال اخیر نشان داده است که از نقش های ساده و به نظر کلیشه ای می تواند شخصیتی فعال بسازد. هر چند وی زمانی توانسته است هنر بازیگری اش را به مفهوم واقعی کلمه به رخ بکشد که اصولا" شخصیت مورد نظر امکان کنکاش و تجربه را به وی داده است؛ اما مگر چند نقش متفاوت و عمیق در سینما و تلویزیون ایران نوشته می شود که یک بازیگر بتواند از آنها نقشی ماندگار در فعالیت های هنری خود بسازد.

مسئله اصلی اینجاست که به اعتراف بیشتر کارگردان ها و تهیه کنندگان آثار تلویزیونی و سینمای کشورمان، سطح کیفی فیلمنامه ها در ایران پایین است. با این توصیف بسیار طبیعی است شخصیت هایی که نوشته می شوند از عمق چندانی برخوردار نباشند و همین مسئله بازیگر را به طور طبیعی دچار افت در نقش پردازی می کند. این موضوع در مورد این بازیگر توانمند نیز صدق می کند.

بازی عبدی در فیلم سینمایی "قاعده بازی" هیچ نشانی از آن هنرمندی ندارد که توانست فیلم "بازیگر" محسن مخملباف را تبدیل به یکی از آثار ماندگار سینمای ایران کند یا در "ناصرالدین شاه آکتور سینما" مخملباف یک شخصیت فرعی را تبدیل به نقطه قوت و برجسته اثر تبدیل نماید. در سریال "گل یا پوچ" نیز همین مسئله به خوبی دیده می شود. به خصوص که این اثر تلویزیونی یک طنز سیاسی محسوب می شود و در راستای آثار قبلی این بازیگر قرار ندارد.

یکی از نکاتی که باعث می شود بازی این هنرمند در نقش های مختلف با وجود تفاوت در خصوصیات شخصیت و حتی فضای اثر تاحدودی تکراری به نظر برسد و به تجربه های متعدد این نقش پرداز مربوط می شود. یعنی وی از این شانس برخوردار بوده است که در آثار مختلف از تاریخی گرفته تا رئالیستی و حتی نقش زن پوش - "آدم برفی" داود میرباقری - را ارایه دهد و دیگر مجالی برای ارایه شخصیتی تازه ندارد.

به عبارت دیگر، این بازیگر با توجه به اینکه گستره قابل توجهی از نقش های متفاوت را در طول دوران نقش پردازی خود داشته است، باید در همکاری با آثار جدید وسواس بسیار زیادی به خرج دهد تا شرایط به گونه ای نباشد که مجبور به کپی کردن از روی دست خود شود. چون در عرصه کمدی به راستی کمتر بازیگر ایرانی را می توان یافت که تا این اندازه خلاقیت و توانایی ایفای نقش داشته باشد.

 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 7:42 PM |
cinemaerooz - IMG7XLX7G48P2.jpg

cinemaerooz - IMGFO2PA14RKK.jpg

cinemaerooz - IMG5DQ1IYK132.jpg

cinemaerooz - IMGJD5WI02JEY.jpg

cinemaerooz - IMGLUP303VUWI.jpg

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 7:15 PM |

:روزشمار سینمایی خرداد 18:*درگذشت غلامحسین نقشینه(1375-1287)بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران*تولد لیام نیسن بازیگر ایرلندی/// خرداد 19:تولد لوییجی کومنچینی(2007-1916)کارگردان ایتالیایی(2007-1916)///خرداد 22: تشکیل کانونکارگردانان سینمای ایران(1369)//// خرداد 23:*تولد بابک بیات(1385-1325)آهنگ ساز


Javascripts


set as your home page