تبليغاتX
http://padashads.ir/?referid=8285 www.cinemaerooz.blogfa.com
                               

نگاهی به فیلم‌های با مضمون مادر:

یکی از کلماتی که به صورت گسترده در عناوین فیلم‌های ایرانی مورد استفاده قرار گرفته، کلمه "مادر" است و این موضوع تاثیر فرهنگ ایرانی در توجه به این عنوان و بازتاب آن در آثار فیلمسازان کشور را نشان می‌دهد.
تعداد فیلم هایی که شخصیت محوری آن را مادر خانواده تشکیل می دهد، در سینمای ما به اندازه ای زیاد است که حتی اشاره به نام آنها بسیار طولانی می شود. ولی بررسی سینمای ایران در استفاده از کلمه "مادر" قابل توجه است. با آنکه تمام سینماگران ترجیح می دهند عنوانی را برای اثر خود انتخاب کنند که پیش از آن مورد استفاده قرار نگرفته باشد. اما این موضوع در مورد کلمه مادر بسیار متفاوت است.

به طور کلی فیلم هایی که با استفاده از عنوان مادر ساخته شده را از نظر مضمون و ساختار می توان به دو بخش آثار ساخته شده پیش و پس از انقلاب تقسیم کرد. به این جهت که بیشتر فیلم هایی که با توجه به استفاده از این نام قبل از انقلاب ساخته شده اند در ژانر حادثه ای قرار دارند و البته بازتاب دهنده شرایط اجتماعی آن روزگار هستند.

در این دوره مادر از اهمیت برخوردار است، اما به هیچ وجه از قداست و اعتباری برخوردار نبوده که فیلم های امروز برای این کلمه قائل هستند. مادران فیلم های دیروز برای اینکه بتوانند اهمیت خود را ثابت کنند باید درگیر اتفاقات عجیب و پیچیده ای می شدند. غیر از این نیز در آثار کمدی از این عنوان به شکلی نامناسب استفاده شده که "مادر جونم عاشق شده" از آن جمله است.

فیلم "مادر" به کارگردانی اسماعیل کوشان که سال 1331 ساخته شد را شاید بتوان یکی از نخستین آثار سینمای ایران دانست که از این عنوان به طور مستقیم استفاده کرده است. این اثر داستان دختری است که فریب جوانی را می خورد و خانه را ترک می کند. او در دیدار دوباره با جوان دستگیر و روانه زندان می شود و همزمان با انجام مراحل ازدواج دخترش آزاد می شود ...

"مادر فداکار" ابراهیم باقری محصول 1342 و داستان زندگی مردی است که همراه همسر و دختر کوچکش برای یافتن کار به تهران می آید و بر اثر تصادف در بیمارستان بستری می شود. زن با کمک دوست شوهرش در یک استودیو فیلمسازی کار می کند و پول عمل جراحی را به وسیله دوستش برای او می فرستد. پس از مدتی دختر مرد بیمار می شود و دکتر معالجه قطعی را در دیدار با مادرش تشخیص می دهد. مرد با شنیدن فداکاری های همسرش به بازگشت او رضایت می دهد.

"من مادرم" که سال 1344 فرج الله نسیمیان آن را ساخت، داستان زندگی مردی را بیان می کند که به همسرش برای داشتن ارتباط با یک نقاش مشکوک است. این مسئله باعث می شود وی همسرش را هنگامی طرد کند که او باردار است. سال ها بعد که این مرد با همسر و دخترش مواجه و از سوء ظن بی مورد خود مطلع می شود، کانون خانواده دوباره پا می‌گیرد.

"روزهای تاریک یک مادر" به کارگردانی محمدعلی زرندی در سال 1346 داستان زندگی یک خواننده زن است که کار خود را ترک و با مردی ازدواج می کند و پس از مدتی کوتاه بچه دار می شود. صاحب کار قبلی او سعی می کند زن را به کار قبلی برگرداند. مرد زن را طرد می کند. سال ها بعد این زن همسر و فرزندش را ملاقات و دوباره با هم زندگی می کنند.

"نامادری" که سال 1349 توسط عباس کسایی ساخته شده، داستان مردی است که به خاطر نازایی همسرش با زن دیگری ازدواج می کند و از او بچه دار می شود. زن دوم نسبت به زن اول ظلم های زیادی می کند، اما وی به مراقبت از بچه شوهرش می پردازد. زن دوم بر اثر حادثه ای کشته می شود و مرد تازه به فداکاری های مادرانه همسر اولش پی می برد.

داریوش کوشان "مادر دوستت دارم" را سال 1354 می سازد. داستان فیلم درباره علی و همسرش زری است که در کارخانه ای مشغول کارند. رئیس کارخانه به زری و منشی شرکت به علی نظر دارد. یک روز جمشید برای دیدار علی در غیاب او به خانه اش می رود. منشی موضوع را به علی اطلاع می دهد. رئیس کارخانه کشته و زری با وجود بیگناهی محکوم می شود. زری پس از آزادی متوجه نابینایی شوهرش می شود و خود را به پسرش نزدیک می کند ...

سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به ساخت فیلم هایی با استفاده از نام مادر ادامه می دهد. اما آثار جدید از ساختار ملودرام برخوردارند و مادر از قداست خاصی برخوردار است. وقتی این شخصیت در محور فیلم قرار می گیرد، همه چیز با دستان معجزه گر وی به سمت خوبی و رشد همه جانبه پیش می رود. در عین حال مادران برای اثبات خوبی خود نیاز به انجام کارهای عجیب ندارند.

در فیلم های امروزی حقانیت مادر در محبتی نمود پیدا می کند که نسبت به فرزندان خود دارند. حمایت و توجه مادران از فرزندانشان وجهی فراگیر و همه جانبه و آمیخته با ایثار و از خودگذشتگی دارد. مادران فیلم های پس از انقلاب برای تربیت فرزندان خود می کوشند و غنای اثر به خاطر همین عشق ورزی خالصانه افزایش پیدا می کند.

فیلم سینمایی "مادر" که فتحعلی اویسی سال 63 ساخت، داستانی تاریخی دارد و قصه مادری را بیان می کند که برای ملاقات با فرزند اسیرش در چنگ مغول ها تلاش می کند. او که قصد دارد فرزندش را رها کند، قبل از آنکه مغول ها حکم اعدام فرزندش را اجرا کنند، موفق به دیدار با او می شود.

علی حاتمی سال 68 فیلم "مادر" را می سازد. این اثر را به خاطر پخش بیشمار از تلویزیون می توان مشهورترین اثر با این عنوان و مضمون نزد مخاطب ایرانی معرفی کرد. داستان فیلم درباره مادری است که در روزهای پایانی زندگی اش از آسایشگاه سالمندان به خانه می آید تا تمام فرزندانش که رابطه خوبی با همدیگر ندارند را کنار هم جمع کند و آنها را به داشتن رابطه ای خوب تشویق نماید. طی این مدت خاطرات گذشته نیز مرور می شود.

سیامک شایقی فیلم "مادرم گیسو" را سال 74 می سازد. مردی به نام منوچهر پس از فوت همسرش قصد ازدواج با منشی خود را دارد که دخترش مانع تراشی می کند. دختر این مرد متوجه می شود گیسو یک فرزند ناشنوا دارد که او را مخفی کرده است. پسر از مدرسه مخصوص ناشنوایان می گریزد و مدتی بعد او را هنگام اجرای یک تئاتر خیابانی پیدا می کنند و خانواده آنها تشکیل می شود.

"مهر مادری" سال 76 توسط کمال تبریزی ساخته شده و داستان نوجوانی است که مددکار اجتماعی کانون اصلاح و تربیت را با مادرش اشتباه می گیرد. او می گریزد و به خانه زن می رود. زن هر چقدر تلاش می کند حسین را بازگرداند موفق به این کار نمی شود تا اینکه یک شب با ترفندی ماموران را به خانه می آورد و نوجوان را می برند. حسین دوباره فرار می کند، اما به خانه زن نمی رود.

"میم مثل مادر" آخرین فیلمی است که با استفاده از این کلمه در سال 85 توسط رسول ملاقلی پور ساخته شده است. داستان فیلم درباره زنی است که متوجه می شود کودکش به خاطر جراحت های شیمیایی وی معلول به دنیا می آید. شوهر زن تلاش می کند او را به سقط جنین راضی کند. اما زن کودک را نگه می دارد و او را با مشقت ها و فداکاری های زیاد بزرگ می کند.

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 6:15 PM |
« توفیق اجباری » با حضور گلزار ٬ کوثری و عطاران در بزرگراه یادگار امام ادامه دارد / اتمام فیلمبرداری در خانه ی واقعی محمدرضا گلزار !
« توفیق اجباری » با حضور گلزار ٬ کوثری و عطاران در بزرگراه یادگار امام ادامه دارد / اتمام فیلمبرداری در خانه ی واقعی محمدرضا گلزار !

فیلمبرداری « توفیق اجباری » سیزدهمین ساخته ی محمد حسین لطیفی در بزرگراه یادگار امام تهران ادامه دارد . تاکنون بیش از ۷۰ درصد از فیلمبرداری به اتمام رسیده است . یکی از نکات جالب جدیدترین ساخته ی کارگردان فیلم « روز سوم » ٬ فیلمبرداری در خانه ی واقعی محمدرضا گلزار است . فیلمبرداری بخش های مربوط به منزل شخصی محمدرضا گلزار در تاریخ سه شنبه ۱۲ تیرماه به پایان رسید ٬ پس از آن گروه در خیابان شریعتی و پاسداران مشغول فیلمبرداری شدند ٬ هم اکنون نیز فیلمبرداری در بزرگراه یادگار امام تهران ادامه دارد . بازیگرانی همچون محمدرضا گلزار ، رضا عطاران ، باران كوثري ، بهاره رهنما ، نيوشا ضيغمي ، مجيد ياسر ، ليلا عباسي و نعيمه نظام دوست در مقابل دوربین کارگردان فیلم « عینک دودی » به ایفای نقش می پردازند . گروه همچنان نیز شب کار هستند . لوکیشن بعدی « توفیق اجباری » اتوبان نیایش است . تهیه کنندگی این کار بر عهده سید کمال طباطبایی است . .«توفیق اجباری» داستان بازیگری با نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده است ٬ رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث نارضایتی همسرش از او می شود . پیش از این قرار بود چند سکانس از توفیق اجباری در شمال کشور فیلمبرداری شود که فعلا تصمیم خاصی برای فیلمبرداری این سکانس ها گرفته نشده است .
دیگر عوامل فیلم عبارتند از : كارگردان: محمدحسين لطيفي ، مديرفيلمبرداري: محمدرضا سكوت ، صدابردار: سيامك نيازي ، طراحي صحنه و لباس: محسن نوروزي ، طراح چهره‌پردازي: محسن بابايي ، مدير توليد: مجيد ياسر

منبع:سینمای ما
+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 4:3 PM |
براد پیت و آنجلینا جولی!!!
هموطن آنلاین _ با توجه به اظهارات جیمز هون برادر آنجلینا جولی زندگی این هنرپیشه بعد از ورود براد پیت به زندگیش کاملا عوض شده است.
جولی در حال حاضر به کمک براد پیت وقتش را صرف بزرگ کردن مدکس ، زهرا و پکس فرزند خواندگان خود و شیلوه دختر خونیش می کند.
هون معتقد است خواهرش توانسته بعد از دو ازدواج ناموفق با جانی لی میلر و بیلی باب ترونتون شریک دائمی برای زندگیش پیدا کند.
هون 33 ساله بیان داشت :" براد زندگی خواهرم را به کلی عوض کرده است. آن دو زوج فوق العاده ای هستند و زندگی موفق آن ها در کنار هم در هیچ جایی یافت نمیشود.
" براد پیت با آنجلینا رفتار خوبی دارد و من هیچ زن و مردی را ندیده ام که این چنین پشت هم باشند."
بنا بر اعتقاد هون براد پیت حسابی پشت جولی است و حاضر است برای او جانش را هم بدهد.

 


خداحافظی ابدی با مستر بین
هموطن آنلاین _ روان آتکینسون هنرپیشه نقش های کمدی برای همیشه با شخصیت مستر بین خداحافظی کرد.

این هنرپیشه 52 ساله که کارش را در سال 1990 با بازی شخصیت مرد دست و پا چلفتی به نام بین آغاز کرد در سال 1997 با بازی در فیلم " بین " به اوج شهرت خود دست یافت.
آتکینسون بعد از بازی در مجموعه " مستر بین در تعطیلات " تصمیم گرفت برای همیشه با این شخصیت خداحافظی کند و نقش های دیگری را در دنیای سینما و تلویزیون تجربه کند.

وی بیان داشت :" بعید میدانم که بعد از من فیلمی با عنوان مستر بین در سینما و تلویزیون تولید شود.
"البته باید همیشه منتظر چیزهای غیرممکن بود و همین امر زندگی را شیرین میکند."


جولیا رابرتز
هموطن آنلاین _ کیفر ساترلند هنرپیشه فیلم 24 بالاخره توانست جولیا رابرتز را برای روی هم ریختن با جیسون پاتریک قبل از ازدواج شان در سال 1991 ببخشد.
این هنرپیشه با استعداد زمانی که دریافت رابرتز به خاطر پاتریک صمیمی ترین دوست وی به او خیانت کرده بسیار ناراحت شد اما اکنون بر این باور است که اتمام یافتن رابطه او با جولیا صد در صد به نفعش بوده است.ساترلند بیان داشت :" به نظر من رفتار جولیا در آن زمان بسیار احمقانه و کودکانه بود. من دیگر او را به خاطر اشتباهش سرزنش نمیکنم و با وجود اینکه خیانت او صدمه زیادی به روح و روانم زد اما اکنون خوشحالم که او دیگر در زندگی من نیست."
با این وجود ساترلند حاضر نیست پاتریک هنرپیشه فیلم " پسران گم شده " را تحت هیچ شرایطی ببخشد.او بیان داشت :" پاتریک صمیمی ترین دوست من بود ولی از پشت به من خنجر زد و حتی حاضر نشد برای عذر خواهی زحمت یک تلفن را به خود بدهد. "


رابطه لیندسی لوهان با یک معتاد


 


هموطن آنلاین _ لیندسی لوهان بعد از ترک اعتیاد خود با رابی ویلیامز که او نیز به تازگی اعتیادش را کنار گذاشته رابطه دارد.
لوهان روز گذشته با این خواننده در رستورانی در هالیوود در حال صرف شام دیده شد. با این وجود وکلاء آن ها تاکید دارند که پای هیچ عشقی در میان نیست و آن ها فقط با هم دوستی ساده ای سرشار از تفاهم دارند.
لوهان هنرپیشه فیلم " دختران شرور " زمانی که ویلیامز در مرکز ترک اعتیاد آریزونا بستری بود ، برای کنار گذاشتن نوشیدن مشروب به کلینیکی در کالیفرنیا رفت. این دو در حال حاضر تجربیات خود را با یک دیگر تقسیم میکنند.لوهان بیان داشت :" من از ملاقات با ویلیامز بسیار خوشحالم و در کنار او خوشبخت به نظر میرسم و به ما حسابی خوش میگذرد!"
او همچنین افزود که زندگی بعد از کنار گذاشتن اعتیادش حسابی بهتر شده است و او از وضعیت فعلیش رضایت کامل دارد.


رسوا شدن کروز و جاش هارتنت
هموطن آنلاین _ پنلوپه کروز هنرپیشه اسپانیایی تبار هالیوود قصد دارد رابطه خود با جاش هارتنت را به هر طریقی که شده از چشمان طرفدارانش پنهان کند.
این هنرپیشه که در گذشته بعد از دیده شدن با تام کروز و متیو مک کانی در انظار مردم دوران بسیاری بدی را طی کرده و دردسرهای فراوانی برایش ایجاد شده بود تصمیم گرفت این بار از این سوراخ دو بار گزیده نشود.
کروز و هارتنت روز گذشته به همراه یک دیگر به رستوران " لیتل دور " رفتند و در اتاق اختصاصی آن شام را صرف کردند.
آن ها بعد از صرف شام تصمیم گرفتند در هتلی در همان نزدیکی اقامت کنند. کروز و هارتنت برای این که توجه مردم را جلب نکنند دو اتاق جداگانه گرفتند و در برابر چشم مستخدمین به هم شب بخیر گفتند تا پشت سرشان حرفی در نیاید.


جایزه 1میلیون دلاری جرج کلونی برای اثبات بی گناهیش


هموطن آنلاین _ جرج کلونی برای اثبات بی گناهی خود 1 میلیون دلار جایزه برای کسی که بتواند ثابت کند او در انتشار فیلم " من هارت هاک بیز" از طریق اینترنت دست داشته تعیین کرده است.
این فیلم چند دقیقه ای " لیلی تام لین " و " دیوید او راسل " در حالی که مشغول فریاد زدن بر سر یک دیگر و داد و بیداد کردن هستند را نشان میدهد .

این رسوایی هفته گذشته به طور ناگهانی در بازار منتشر و کلونی مسئول ایجاد چنین رسوایی شناخته شد.
کلونی در مصاحبه ای که روز گذشته انجام داد بیان داشت :" برخلاف نظر عوام مبنی بر این که این فیلم از طریق من به دست مردم رسیده است نه من و نه اد تیز مسبب انتشار چنین فیلمی نبوده ایم. من چگونه میتوانم دیوید راسل صمیم ترین دوستم را این چنین خراب کنم و اصلا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟


بریتنی اسپیرز


 


هموطن آنلاین _ کوین فدرلین از جداییش از بریتنی اسپیرز تنها یک میلیون دلار به جیب زد.
این دو هفته گذشته بعد از جلسه ای پنج ساعته در لس آنجلس و بر اساس شروطی که قبل از ازدواج تعیین کرده بودند با توافقی دو جانبه رسما از هم جدا شدند.بر اساس مدارک موجود در دادگاه فدرلین از ملک پنجاه میلیون دلاری بریتنی و حساب صد هزار دلاری او تنها یک میلیون دلار به دست میآورد.
با توجه به سابقه بستری شدن بریتنی در بیمارستان دادگاه در مورد نحوه حضانت فرزندان این دو ( شون پریستون 18 ماهه و جیدن جیمز 6 ماهه ) تغییراتی ایجاد کرد و با وجود این که بریتنی سرپرستی آن ها را بر عهده دارد

 



 



+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 6:26 PM |
سینمای وحشت و مرغ همسایه! (نگاهي به ژانر وحشت در سينماي ايران به بهانه‌ اكران پارك وي)

 سینمای وحشت و مرغ همسایه! (نگاهي به ژانر وحشت در سينماي ايران به بهانه‌ اكران پارك وي)


نويسنده : امیررضا نوری پرتو


این روزها فیلم پارک وی ( فریدون جیرانی ) بر پرده ی سینماها است که با استقبال نسبی تماشاگران روبرو شده است . فیلم در ژانر ( گونه )وحشت طبقه بندی می شود ، ژانری که از بدو پیدایش سینما ، همواره مورد استقبال سینماگران و تماشاگران بوده است . علت پیدایش این گونه ی سینمایی در همان دهه های ابتدایی تولید فیلم در دنیا ، به رواج روز افزون داستانهای ترسناک و گوتیک به خصوص در اروپای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم باز می گردد . استفاده از خون آشام ها و مخلوقات ساخته ی دست بشر در این نوع داستانها سبب رویکرد کمپانی های فیلمسازی به ساخت فیلمهایی بر اساس این کاراکترهای ترسناک اما دوست داشتنی شد . با ظهور قاتلین زنجیره ای در شهرهای بزرگ جوامع صنعتی و بروز ترس و وحشت ناشی از قربانی شدن توسط این جانی های بالفطره در میان عموم مردم آن جوامع و همچنین پیدایش انواع گروههای ضد مسیحی و شیطان پرست در اواخر دهه ی 60 و اوایل دهه ی 70 میلادی ، سینمای وحشت تکانی اساسی به خود داد و با خلق قاتلین روانی و عوامل ماورا ء الطبیعه در جهت جذب مخاطب بیشتر برآمد . در فرهنگ عامه و قدیمی ایرانی همواره به موجوداتی ترسناک از قبیل جن و آل اشاره هایی شده است . در قرآن کریم و دین اسلام نیز از روح و جن سخن به میان آمده است . ولی ردپای ضعیفی از این باورهای ماورایی دینی و فرهنگی مان در سینمای ایران شاهد بوده ایم ؛ شاید بخشی از این کوتاهی به کمبود امکانات فنی و نبود جسارت و علاقه ی لازم در سینماگرانمان برای کار در این حیطه باز گردد ، ولی به هر حال توجیه مناسبی برای کارنامه ی ضعیف این نوع سینما در بین فیلمهای تاریخ سینمای ایران نمی شود ؛ سینمایی که تماشاگر ایرانی علاقه اش را با استقبال از نمونه های موفق خارجی و حتی نازل ایرانی در این زمینه بارها نشان داده است و چه ایرادی دارد که با ساخت فیلمهایی جاندار و خوش ساخت در این زمینه بتوانیم تماشاگران گریزان را دوباره به سالنهای سینما باز گردانیم .
در سینمای پیش از انقلاب پرچمدار این نوع سینما ، مرحوم ساموئل خاچیکیان بود که با خلق لحظات دلهره آور در آثارش تماشاگران بیشماری را به سینماها کشاند که البته ساخته های آن مرحوم بیشتر از اینکه در سینمای گونه ی وحشت طبقه بندی شود ، در ژانرسینمای تعلیق و جنایی جای می گرفت تا اینکه حدود یک دهه بعد و با رواج سینمای گنج قارون و قیصر ، سینمای تعلیق " خاچیکیانی " رو به افول رفت و پرونده ی آن تا سالهای میانی و پایانی دهه ی 60 و قبل از ساخت فیلمهای طلسم ( داریوش فرهنگ ، 1366 ) و شب بیست و نهم ( مرحوم حمید رخشانی ، 1369 ) بسته بود . در سالهای اخیر نیز تنها دو نمونه ، اثیری ( محمد علی سجادی ، 1381 ) و خوابگاه دختران ( محمد حسین لطیفی ، 1383 ) در این باره ساخته شده است که البته با عطش بیننده ی امروزی برای تجربه ی ترسیدن در سالن تاریک سینما و نیز معطوف شدن توجه ی تهیه کنندگان به ذائقه ی تماشاگران ایرانی برای کسب چنین تجربه ای ، در یک سال اخیر شاهد ساخت فیلمهایی در این مورد بوده ایم که می توان آن را به فال نیک گرفت و به آینده ی سینمای وحشت ایران امیدوار شد ، سینمایی که قطعا می تواند نقش بسزایی در پیشرفت اقتصادی این صنعت در ایران ایفا کند . پارک وی نیز یکی از این تولیدات است . فریدون جیرانی که همواره علاقه اش را به سینمای تعلیق و جنایی نشان داده است این بار به سراغ داستانی رفته که در گونه ی سینمای اسلشر ( سینمایی که همراه با خونریزی و خشونت بالاست ) جای می گیرد . فیلم روایتگر زندگی دختری به نام رها آزاد ( رعنا آزادی ور ) است که پس از ازدواج با کوهیار هدایت ( نیما شاهرخ شاهی ) متوجه روان پریشی او و مادرش ( بیتا فرهی ) می شود و لحظه به لحظه به سمت سرنوشتی تراژیک گام بر می دارد . فیلمنامه از لحاظ انگیزه ی شخصیتها برای توجیه کنش هایشان و نیز سردر گمی برخی از این کاراکترها برای اثبات حضورشان در دل قصه ، ضعف های عمده ای دارد ، با این وجود فیلم از لحاظ تکنیکی در مرتبه ای قابل قبول قرار می گیرد . میزانسن های جیرانی در اغلب لحظه ها حساب شده است و فیلمبرداری و نورپردازی فوق العاده ی فرج حیدری کمک بزرگی به این امر کرده است و موسیقی آریا عظیمی نژاد و بازی های خوب زوج آزادی ور و شاهرخ شاهی از دیگر نکات مثبت فیلم محسوب می شود . این نکات بیان شد تا به خنده های گاه موجه و گاه بی جهت بینندگان در طول تماشای فیلم اشاره ای شود . برخی دیالوگهای فیلم با فضای آن همخوانی چندانی ندارند و در برخی سکانسها بر مواردی نه چندان لازم تاکید شده است ( از جمله اینسرتی که از صورت جسد ورم کرده ی مادر کوهیار گرفته شده است ) که همین دلایل به ظاهر ساده ، باعث خنده دار شدن آن صحنه ها می شود ( در نسخه ی اکران عمومی دیالوگهای یاد شده نسبت به نسخه ی نمایش داده شده در جشنواره ی پارسال کمی تعدیل شده است ) ولی به شخصه دلیلی برای خنده های بی مورد عده ای از تماشاگران نسبت به صحنه های خشن فیلم که اتفاقا از ساختاری قابل قبول برخوردارند ، پیدا نکردم . بی شک این صحنه ها از حیث اجرا در حدی بالاتر از سینمای ایران قرار می گیرند و با برخی سکانسهای نمونه های مشابه خارجی برابری می کنند . حال سوال نگارنده از کسانی که تنها به قصد مزاح و کمی تفریح کردن راه خود را به سینماهای نمایش دهنده ی فیلم کج کرده اند اینست که اگر ما به ازای چنین پلانها و سکانسهایی را در فیلمهای هالیوودی به تماشا می نشستند آیا باز هم روی به خندیدن و تمسخر می آوردند و یا به مانند عامه مردم که از سینما تنها طلب هیجان وگذران وقت دارند ، مسحور جلوه های ویژه ی فیلمهای اکشن و صحنه های مشمئز کننده ی آثار وحشت این سالهای هالیوود می شدند ؟ شاید این مساله کمی به عدم خودباوری ما ایرانیها برمی گردد ؛ اینکه هنوز هم در عرصه های علمی ، اجتماعی و فرهنگی خودمان را دست کم فرض می کنیم و کارهای به مراتب پیش پا افتاده تر فرنگی ها را در این زمینه ها به مانند وحی منزلی بر چشمانمان می گذاریم ، مساله ای است که نباید به راحتی از آن گذشت . در مورد جدی نگرفتن سینمای ملی مان توسط خودمان نیز همین قضیه صدق می کند . پارک وی فیلمی است که فارغ از ارزشهای تکنیکی اش ، از ناحیه ی فیلمنامه به شدت می لنگد ، ولی این دلیلی نمی شود که جسارت سازندگان آن را در آزمودن این گونه از سینما به باد تمسخر بگیریم و کاری کنیم که بانیان تولید فیلم در ایران به جای عرض اندام در حیطه هایی که پیش از این کمتر قدم به آن گذاشته اند ، دوباره به بازسازی کمدی های سخیف فیلمفارسی و ملودرام های ضعیف ، بی مایه و پند آموز سالیان گذشته روی آورند و بار دیگر عقبگردی جدی را در فرم و محتوای محصولات سینمایی مان شاهد باشیم . این نکته را نباید از یاد برد که این گونه از سینما در ایران هنوز در مرحله ی آزمون و خطا قرار دارد و باید کمی به آن فرصت داد . چه خوب است اگر در هنگام تماشای چنین آثاری کمی انصاف پیشه کنیم و بلافاصله بحث مقایسه با نمونه های خارجی را به ذهنمان خطور ندهیم ، بلکه با دیدی درست آن را با محک توانایی و وسع اندک سینمای خودمان بسنجیم و فکر نکنیم که مرغ همسایه همیشه غاز است !

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 0:22 AM |

:روزشمار سینمایی خرداد 18:*درگذشت غلامحسین نقشینه(1375-1287)بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران*تولد لیام نیسن بازیگر ایرلندی/// خرداد 19:تولد لوییجی کومنچینی(2007-1916)کارگردان ایتالیایی(2007-1916)///خرداد 22: تشکیل کانونکارگردانان سینمای ایران(1369)//// خرداد 23:*تولد بابک بیات(1385-1325)آهنگ ساز


Javascripts


set as your home page