تبليغاتX
http://padashads.ir/?referid=8285 www.cinemaerooz.blogfa.com
کوتاه اما خواندنی در مورد براد پیت

نام اصلی : /Willam Bradly pitt وزن / 72kg قد : .183cm برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیا آمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه ...

متن کامل:

نام اصلی : /Willam Bradly pitt وزن / 72kg قد : .183cm برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیا آمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانواده اش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافه میشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.

ازسال 1978-82 او به دبیرستان kickapoo رفت. ا وبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمه مسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمه درسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپ خطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته او خبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس می خواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به او نشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیا رفت.

سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغل او کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستورا ن تبلیغات پخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجمله کارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارها بدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود را به کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.

درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد خیلی مورد توجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگر کردند. درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد که همکارش خانمی بود بنام Gwyneth – palvow . این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 این رابطه را به پایان رساندند. درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند. این دو، تا چند وقت پیش زندگی خوبی داشتند تا اینکه برادپیت رسماً قصد تشکیل خانواده داشت ولی جنیفربا او مخالفت می کرد بخاطر همین موضوع این دو درحال حاضر با هم زندگی نمی کنند ولی هنوزازهم رسما جدا نشده اند( پس جای امیدی باقی است !).

- درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقب زیباترین مرد روی زمین داده شد.

- درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چین بدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین نمی دادند.

- درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.

- او ازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ازعنکبوت وکوسه نیز خیلی می ترسد.

- درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19 ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل او بود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY را درسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشه درهمین فیلم انتخاب شد.


کوتاه اما خواندنی از بن افلک
Benjamin Geza Affleckمعروف به اسم Ben Affleck در 15 آگوست سال 1972 در شهر برکلی، کالیفرنیا، آمریکا بدنیا آمد . ولی وی در شهر کمبریج ، ماساچوست بزرگ شده است . نام پدرش " تیم افلیک " و نام مادرش " کریس افلیکا " ...

متن کامل:

Benjamin Geza Affleck معروف به اسم Ben Affleck در 15 آگوست سال 1972 در شهر برکلی، کالیفرنیا، آمریکا بدنیا آمد . ولی وی در شهر کمبریج ، ماساچوست بزرگ شده است . نام پدرش " تیم افلیک " و نام مادرش " کریس افلیکا " می باشد . شغل پدرش روانشناسی و مادرش معلمی است.

بن یک برادر کوچکتر از خود به نام " کیسی افلیک " دارد که درسال 1975به دنیا آمده است.

بن اززمانی که به یاد دارد می خواسته که یک هنرپیشه بشود. در سن خیلی جوانی بن اولین کار خود را در تبلیغات بورگرکینگ شروع کرد در سن 8 سالگی به او پیشنهاد بازی در یک سریال تلویزیونی بنام Voyage of the mimi ( 1986 ) شد. او در همین سن با Matt Dom آشنا شد که تاکنون باهم دوست و صمیمی هستند . بن با این دوست قدیمی خود کلاس تاتر می رفت و در چند فیلم نیز با هم بازی کردند.


سالهای نوجوانی بن در بازی در فیلمهایی چون Hands of a stranger درسال 1987 و در سریال دوم در سال 1988 بنام Voyage of the mimi سپری شد .

اولین وبزرگترین نقشی که بن در آن بازی داشت ، فیلم Dazed and confused در سال 1993 بود که همین نیز باعث شهرت و شناخته شدن وی در میان مردم شد. بعد از بازی در این فیلم بن دیگر در فیلمهایی بازی می کرد که بیشتر نقش اول را درآنها داشته باشد. فیلمهایی چون Kevin smiths mallrats در سال 1995 وchasing در سال 1997 این فیلمها خیلی برای کار بن موفقیت آمیز بود .

اما بعد از مدتی اوضاع برای بن خیلی خوب نبود وفیلمهای زیادی برای یازی به او پیشنهاد نمی شد.او در آپارتمانی با برادر کوچک خود ودوست صمیمی اش زندگی می کرد وبعد از مدتی که دوست اونیز دچار همچین مشکل شده بود هردو تصمیم گرفتند که فیلمی بنویسند وخودشان نیز آنرا بسازند. آن دو فیلمی نوشتند بنام Good Will Hunting ( 1997 ) که بعد از مدتی سختی آنها شرکت مناسبی پیدا کردند تا فیلمشان را به قیمت 000/600 دلار بخرد تا خودشان نیز در آن ایفای نقش کنند. این فیلم دردسامبر سال 1997 به روی پرده رفت و توانست آن دو هنرپیشه گمنام را معروف کند.

این فیلم برای اسکار انتخاب شد و 2 اسکار از آن خودکرد . بعد از گرفتن اسکار ومعروف شدن این دو هنرپیشه زندگی آنها رو به موفقیت پیش می رفت. بن در فیلمهای موفقتری چونShakespeare in love (1998) Armageddon (1998) ، Pearl Harbor(2000) ایفای نقش کرد. شهرت بن تا جایی رسید که شرکتهای بزرگ هالیوود و بهترین کارگردانها دنبال او بوده وهستند.


وقتی بن کوچک بود همیشه دلش می خواست سگ داشته باشد به خاطر همین مادرش یک طناب به او می داد ومی گفت که هر روز این طناب خالی را ببر بیرون و دور خانه بگردان تا به من ثابت بشه که تو می توانی مسئولیت یک سگ رابه عهده بگیری! بن تا پنج روز این کار احمقانه را کرد ولی از سگ خبری نبود!

بن در سال 2003 برای بازی در یک فیلم تبلیغاتی شامپو 105 میلیون دریافت کرد. او دوعشق بزرگ درزندگی داشت. در 1998 با Gwyheth Pettre نامزد کرده ولی بعد از یکسال از هم جدا شدند. عشق دوم اوJennifer Lopez بود که در سال 2002 باهم نامزد کردند ولی بعد از دوسال ا
ز یکدیگرجدا شدند.


نکات جالب و خواندنی در مورد رابرت دنیرو

لقب : بابی میلک ( شیربرنج ) این لقب را در کودکی به خاطر رنگ سفید پوستش به او دادند. قد: cm178
رابرت دنیرو که به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نیویورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو ...

متن کامل:

لقب : بابی میلک ( شیربرنج ) این لقب را در کودکی به خاطر رنگ سفید پوستش به او دادند. قد: cm178
رابرت دنیرو که به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نیویورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو هنرمند بودند. در هنرستان Stella Adler و همچنین در یک کارکاه هنری آمریکایی آموزش بازیگری دید. در ابتدا به خاطر فیلم طبل را آهسته به صدا در بیاوربه شهرت نسبی رسید ولی شهرت و اعتبار اصلی را به عنوان بازیگر حرفه ای در فیلم کوچه کثیف در سال 1973به دست آورد.

دنیرو در سال 1974جایزه آکادمی را برای بهترین بازیگر نقش دوم در فیلم پدر خوانده 2احراز نمود ، او برنده جایزه آکادمی به عنوان بهترین بازیگر در فیلم های راننده تاکسی 1976 ، شکاچی آهو1978 ، دماغه وحشت1991 و گاو خشمگین 1980 می باشد. اخیرا ریاست شرکت تولید فیلم خود یعنی استودیوی تربیکا Tribeca را به عهده گرفته است.

شروع کار وی در سال 1993 به همراه Bronx Tale, A .
دارای عنوان پنجم در مجله انگلیسی از میان 100 ستاره سینمائی تمام دوران (اکتبر 1997)
در سال 2002 به عنوان بازیگر آمریکایی ایتالیای معرفی شد. او اغلب در فیلم ها نقش یک آمریکایی – ایتالیایی را ایفا می کند ولی یک تیره ایرلندی نبز دارد .

او دومین بازیگری است که به خاطر ایفای نقش Vito Corleone برنده جایزه اسکار شد. نفر اول مارلون براندو بود که برای ایفای همین نقش جایزه اسکار را از آن خود کرد. رکورد اضافه وزن او برای ایفای نقش در فیلم گاوخشمگین (1980) 60 پوند (حد ود 27 کیلوگرم ) بود ولی 7سال بعد Vincent D’onofrio با اضافه کردن 70 پوند (حدود 32 کیلوگرم ) رکورد او را برای ایفای نقش در فیلم کت تمام فلزی شکست ( 1987 ) .

دنیرو موسس اولین فستیوال Tribeca در ماه می سال 2002می باشد.او تصمیم به احیای دوباره یک فضای تجاری پس از حملات 11سپتامبر داشت که این پروژه نیزاجرا شد.


برای آموزش زبان سیسیلی به خاطر نقش Vito Corleone در فیلم پدر خوانده ، چهار ماه آموزش دید ، تقریبا تمام دالوگهای ویتو به زبان سیسیلی بود. او به عنوان دومین ستاره تمام دوران در کانال 4 بریتانیا انتخاب شد. بد نیست بدانید که او دراین برنامه رقابت نزدیکی با ال چاچینو داشت.

همسران :

Abbott Diahnne ( 1976 – 1988 ) 1فرزند
Grace hightower (17ژوئن 1997- تا کنون ) – تقاضای طلاق، 1فرزند

Drena Deniro (درناد نیرو): دختر خوانده رابرت دنیرو محبوب می شود ، او فرزند Diahnne و همسر سابق او می باشد.

همچنین دنیرو و Diahnne فرزند پسری به نام رافائل دنیرو دارند که او نیز بازیگر است. دنیرو و همسردومش (گریس) در 18 ماه مارس سال 1998 صاحب فرزندی به نام (الیوت) شدند .

رافائل دنیرو ، پسر رابرت دنیرو در استودیو بازیگری " استلاادلر" و " لی استرابرگ" آموزش دیده است.
رابرت دنیرو از ( مریل استریپ ) به عنوان بازیگر مورد علاقه اش برای ایفای نقش در کنارش یاد کرده است .
QUAYE در ترانه اش با نام در خشش یکشنبه از او یاد می کند با این مضمون من یک قهرمان هستم ، همانند رابرت دنیرو.

دنیرو اغلب بازیگر نقشهای خشن و یا شخصیت های روانپریش می باشد.

او صاحب رستورانهای زیادی در نیویورک است. از قبیل Nobu ، layla
رستوران Ago در غرب هالیوود. رستوران Rubicon در سانفرانسیسکو با شراکت فرانسیس فورد کا پولا و رابین ویلیانفر.

دنبرو طبق تشخیص پزشکان مبتلا به سرطان پردستات است. او تحت معالجه می باشد و پزشکان معتقدند که وی به بهبودی کامل خواهد رسید.(اکتبر 2003)

دنیرو و آلپاچینو تنها در یک فیلم با هم بازی کردند که در آن هم تنها در یک پلان دیده می شوند .

در کودکی به خواندن نمایشنامه علاقه نشان می داد. او در جشنواره ای در سال 1981 روبان سبزرنگی را بر یقه اش زده بود که بعدها این به صورت یک سنت درآمد. این روبان یاد بودی بود برای هزاران کودک آفریقایی آمریکایی که در قتلهای زنجیره ای Atlanta, Georgia قربانی شدند (1981-1980). این روبان را یکی از طرفدارانش به او داده بود ، خانواده های قربانیان ماهها این روبان ها را داشتند.

در فیلم فرانک اشتاین نقش اصلی را ایفا کرد. تبدیل کردن او به یک شخص عظیم الجثه مستلزم مهارت های بسیار زیادی بود چون Kenneth branagh که نقش دکتر فرانک اشتاین را بازی می کرد با او هم قد بود بسیاری از حقه های سینمایی که بعدها در فیلم ارباب حلقه ها برای بزرگ جلوه دادن افراد جادوگرها و غول ها به کار رفت ، قبلا در فیلم فرانک اشتاین برای عظیم الجثه نشان دادن دنیرو در برابر بقیه بازیگران به کار گرفته شده بود.


نظرات شخصی :

استعداد و زکاوت در انتخاب ها است .
تظاهر نکردن چیز مهمی است.
مردم سعی نمی کنند که احساسات خود را بروزدهند آنها سعی بر پنهان کردن آن دارند.
دوست ندارم فیلمها ، خودم را تماشا کنم وقتی آنها را می بینم خوابم می گیرد.
برخی از مردم گمان می کنند که بازی در فیلم آسان است و کمدی دشوار ولی من اینطوری فکر نمی کنم .

از نظر من هالیوود شبیه یک طایفه است و بازیگران نیز مثل اهالی این طایفه هستند. واقعیت این است که آنها [ تهیه کنندگان ] به دنبال تکیه گاه هستند. باید نظری به ساختار تمام استودیوها بیاندازید تا متوجه منظور من شوید. آنجا اشخاصی هستند که مثل والدین شما می مانند. سرمایه را آنها دارند و به ما بازیگران می گویند ما شما را دوست داریم و نمی توانیم بدون شما فیلم بسازم. من سالها در میان این افراد بودم و فکر می کنم که من می توانم این کار را حتی بهتر از آنها انجام دهم. برای همین هم Tribeca را تاسیس کردم. (8 ژانویه 1998 – شیکاگو)

به پاریس ، لندن و همچنین به روم علاقه دارم و به آنجا سفر میکنم. اما باز هم می گویم هیچ جا نیویورک نمی شه . نیویورک درحال حاضر سرگرم کننده ترین کشورجهان است.

هیچ وقت مثل بازیگرانی نبودم که خودم را به عنوان یک شخص دلفریب جلوه دهم. (من باید زود تصمیم بگیرم که آیا یک بازیگر و یا یک شخصیت هستم ! )

دستمزدها:
آن را تحلیل کن (2002) 20 میلیون دلار
زمان نمایش (2002) /517 میلیون دلار
هدف (2001) 15 میلیون دلار
ملاقات باوالدین (2000) 5/13 میلیون دلار
این را تحلیل کن (1999) 8 میلیون دلار
رانین (1998) 14 میلیون دلار
آخرین پیشوای سیاسی (1976) 200هزار دلار+پورسانت سود
راننده تاکسی (1976) 35 هزار دلار
جشن عروسی (1969) 50 دلار



+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 1:2 AM |
مصائب اخرالزمان!
 

اخرالزمان

به کارگردانی: Mel Gibson

فیلمنامه: Mel Gibson ، Farhad Safinia

اهنگساز: James Horner

ژانر: اکشن ،  ماجراجويي ،  درام

رده بندی سنی:  R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند

مدت زمان:139 دقیقه

محصول:2006 USA

بازیگران:

Rudy Youngblood     در نقش    Jaguar Paw

Dalia Hernandez     در نقش    Seven

Jonathan Brewer     در نقش    Blunted

Morris Birdyellowhead     در نقش    Flint Sky

Carlos Emilio Baez     در نقش    Turtles Run

Ramirez Amilcar     در نقش    Curl Nose

Israel  Contreras     در نقش    Smoke Frog

Israel Rios     در نقش    Cocoa Leaf

María Isabel Díaz     در نقش    Mother in Law

Espiridion Acosta Cache     در نقش    Old Story Teller

 

خلاصه فیلم:

حکمرانی مایا رو به انقراض است و سران این قوم تلاش می‌کنند با ساختن معابد بیشتر و تشویق مردم به قربانی‌دادن آن را نجات دهند. در این میان مرد جوانی که برای قربانی‌شدن انتخاب شده است از قلمرو فرار می‌کند.

 

مقدمه

اخرالزمان نام فیلمی بود که جنجال بسیاری آفرید شاید برای مل گیبسون تنها دفاعی که وجود دارد ارائه هنر خود در زمینه کارگردانی باشد او خواسته یا ناخواسته در گیر یک جنگ شده جنگ او با قدرتمندان هالیوود  از زمانی اغاز شد که او کارگردانی فیلم مصائب مسیح را پذیرفت و با تمام فشارهایی که از جانب مافیای هالیوود بر او تحمیل شد سرانجام او فیلم مصائب مسیح را ساخت و اکران کرد این موفقیت بزرگی برای فیلمسازی که بر خلاف جریان اب شنا میکرد بود با اینکه مصائب مسیح فیلم شاه کاری از اب در نیامد اما برای شخص مل گیبسون این یک پیروزی بزرگ بود با اینکه بعد از ساختن فیلم مصائب مسیح مافیایی یهودی هالیوود سعی کرد تا به نحوی نام مل گیبسون را از هالیوود پاک کنند اما این کارگردان و مرد بزرگ ماند و فیلم ساخت مهم نیست که چه فیلمی با چه کیفیتی ساخت اما او فیلم ساخت گیبسون یک مسیحی متعصب است اما او یک شاخصه مهم دیگری دارد و ان شجاع بودن او است است گیبسون درست مثل شخصیت های اول فیلمهای خود از یک غرور و شجاعت خاصی پیروی میکند فیلم اخرالزمان اخرین ساخته وی محسوب میشود به شخصه کاری ندارم که در مورد این فیلم مل گیبسون منتقدان چه گفتند منتقدانی که اکثرا یهودی هستند باید چه بگویند ایا جز اینکه از این فیلم بدگویی کنند کاری از انها ساخته است؟جالب اینجاست که منتقدین داخلی هم به تقلید کورکورانه از همتایان خارجی خود میپردازند واقعاً پیدا کردن یک فکر آزاده سخت است ما به مشکلات گیبسون با یهودی ها کاری نداریم و کاری نداریم که او با ا .ح .م .د .ی. ن .ژ .ا. د .ملاقات کرده است من به عنوان یک علاقه مند به سینما وظیفه دارم که حقیقت را بنویسم و ان حقیقت چیزی جز این نیست که مل گیبسون این بار فیلم خوبی ساخته است من شجاعت این فیلم ساز را می ستایم و به دور از هر آنچه که تا به حال در مورد این فیلم نوشته شده مینویسم چون من مدیون هیچ قدرتی نیستم نه عیسی مسیح را به قتل رسانده ام و نه کسی را در کوره ادم پزی انداخته ام !!!

نقد فیلم

فیلم اخرالزمان با یک جمله از ویل جیمز دورانت تاریخ دان برجسته جهان اغاز میشود:

<<هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر انکه از درون نابود شده باشد >>

این جمله است که مل گیبسون انرا محوریت فیلم خود قرار داده است شاید فیلم اخرالزمان در نگاه اول فیلمی خشونت امیز با صحنه های سلاخی انسان باشد اما استفاده از خشونت مثل استفاده از ص ک ص در سینما میتواند حقایق زیادی را بازگو کند در پس صحنه های خشونت امیز اخرین فیلم مل گیبسون چیزی جز زیبایی و آزادگی نیست شاید برای کارگردانی که تحت فشارهای روانی شدید این فیلم را کارگردانی کرد شکست بزرگترین دست اورد باشد اما در مورد گیبسون این مصداق وجود ندارد فیلم اخرالزمان با کنایه بر مسائل سیاسی امریکا و موقعیت کنونی جامعه جهان ساخته شده این فیلم کنایه امیز ترین فیلمی بود که تا به حال دیده ام در فیلم اخرالزمان همه چیز هدفمند است اما اگر بخواهیم دقت بیشتری کنیم باید به این نکته اشاره کنیم که در واقع گیبسون یک بار دیگر فیلم مصائب مسیح خود را باز سازی کرد درست مثل مصائب مسیح ما در فیلم اخرالزمان هم تازیانه میبینیم رنج میبینیم و اتفاقا همان سربازان رومی یهودی را هم در قالب جدید میبینیم گیبسون سعی کرده است که کاراکتر های منفی فیلم خود را شبیه به سربازان رومی کند در فیلم تجاوز شاید اصلی ترین مقوله ای باشد که باید به ان پرداخت یک قوم به یک قوم دیگر حمله میکند قوم قدرتمند تر پیروز میشود اما این فقط ظاهر قضیه است شاید گیبسون اصولا تجاوز ابر قدرت به یک قوم ضعیف تر را کنایه برای حمله امریکا به عراق و افغانستان میداند استفاده گیبسون ار انسان های بدوی و لوکیشن های جنگل بی شباهت به فیلم اینک اخرالزمان فرانسیس فورد کاپولا نیست همان طور که در فیلم فورد کاپولا امریکا در با تلاقی که در ویتنام به وجود اورده بود غرق شد این بار هم همین اتفاق در قالب جدید تر و با یک شکل تازه تری در فیلم گیبسون رخ میدهد استفاده از جنگل و تمدن بدوی و صحنه های سلاخی از نکات مشترک فیلم گیبسون با فیلم فرانسیس فوردکاپولا است

در واقع انتخاب اقوام مایان ها که در امریکای مرکزی زیسته اند بدون دلیل نبوده است در فیلمی که همه عوامل ان خوب بوده اند مثل طراحی صحنه ها و بازی خوب بازیگرانی که بسیاری از انها مردم بومی بوده اند و موسیقی متن مناسب فیلم و فیلمنامه خوب فرهاد صفی نیا همگی باعث شده اند تا ما با فیلم خوبی مواجه باشیم واقعاً دراین فیلم چهره پردازی ها و گریم بازیگران بسیار عالی است یک دوربین در حال حرکت و متحرک که باعث هیجان صحنه میشود و تصویری واقعی به تماشاگر نشان میدهد  درد و رنجی که گیبسون در این فیلم نشان میدهد به نظر من خیلی بیشتر از شکنجه مسیح در مصائب مسیح است مخاطب با مردم درد دیده به شدت همزاد پنداری میکند و یک حس خشم و انتقام شدیدی برای تماشاگر ایجاد میشود صحنه ها به قدری واقعی و در عین حال ناراحت کننده است که ممکن است بی اختیار برای مردم ستمدیده فیلم و در کل برای انسانیت اشک بریزیم این حس فوق العاده و ملموس فقط با درایت مل گیبسون به عنوان کارگردان اثر و عوامل تهیه فیلم که همگی به خوبی کار خود را انجام  داده اند بو جود امده است گیبسون به مانند خیلی از نقشهایش و کاراکتر های فیلم های گذشته خود خیلی ارمان گرایانه عمل میکند او در فیلم مسیحیت را تبلیغ نمیکند با وجود اینکه ما در این فیلم شهادت طلبی و ایثار را که از نقاط مهم دین مسیحیت است را بسیار میبینیم اما گیبسون سعی نکرده است که از نشان دادن صحنه های این چنینی دین خود را تبلیغ کند بالعکس او با نشان دادن آرمانهای بزرگ کاراکتر های فیلم عواملی مثل ایثار و شهادت طلبی را که از منظر خیلی ها توجه پذیر نمیباشد را با ارائه یک تصویر منطقی و ارمان گرایانه و مقدس توجیه میکند خیلی ها گفتند که گیبسون میخواهد عمل تروریست ها را توجیه کند اما این طور نیست چون اگر گیبسون واقعا قصد تبلیغ داشت میتوانست فیلم را با نشان مسیحیت به اتمام برساند اما او به آرمانهای یک ملت غیر مسیحی احترام گذاشت در سکانس های پایانی فیلم ما مشاهد میکنیم که کشتی هایی اروپايی به جزیره مایان ها نزدیک میشوند و اول چیزی که در دست مهاجران و اعضای اروپایی میبینیم ارم و نشان مسیح است در واقع در ان فضای خفقان اور فیلم که شدیدا حضور یک منجی احساس میشود گیبسون  اروپایی ها را منجی بشریت نکرد بلکه او منجی را از میان خود مردم یک قوم و تمدن نشان داد در واقع چیزی که باعث نجات از دست ظلم و ستم بی حد و فصل در این فیلم میباشد در درجه اول خود وجود یک تمدن اصیل و انسانیت است در واقع بازهم حضور مردم غرب در یک تمدن جدید در سکانس های پایانی فیلم خود کنایه ای بود بر وضعیتی که قرار است بعد ها بر سر یک قوم و قبیله بدوی رخ دهد(وضعیتی بدتر) با اینکه قهرمان فیلم میتواند خود را بوسیله نیروی خارجی قدرتمند سازد اما این کار را انجام نمیدهد و در سکانسی خطاب به همسرش میگوید که محل زندگی ما جنگل است!در واقع همین حفظ ارزشها موجب نجات قهرمان فیلم اخرالزمان میشود با اینکه او میتواند وارد یک تمدن جدید و در ظاهر قانونمند شود اما قانون جنگل را ترجیح میدهد شاید خشونتی که در فیلم گیبسون نمایش میدهد در ظاهر خوب نباشد اما او از این خشونت برای واقعگرایانه تر کردن این اثر خود و انتقال مفهوم فیلم استفاده میکند فیلم اخرالزمان با تمام خشونت های خود انسانیت و آزادگی را هدف قرار داده است و البته خشونت افراطی فیلم هم درست در نقطه مقابل این انسانیت قرار دارد شخصیت های منفی و ضد انسانی در این فیلم به عمد روی انها بیشتر پرداخت شده است تا نقطه مقابل ان یعنی کاراکتر های مثبت و یا قهرمان فیلم بیشتر نزد تماشاگر جلوه کند این امر به عقیده من علت وجود داشتن صحنه های خشونت امیز را توجیه میکند !

اما در مورد سایر موارد هم اگر به ان اشاره ای گذرا داشته باشم نماد ها در این فیلم به خوبی نشان داده میشوند تصویر کودک پیش گو که قوم ظالم را نفرین میکند و از نمایی دور تر روی پیشانی خود زخمی شبیه به صلیب دارد و یا خورشید گرفتگی که در فیلم رخ میدهد و یا وسایلی به مانند صلیبی که مسیح بر روی دوش خود حمل میکرد همه نشان از یک تفکر مسیحی دارد اما همانطور که قبلا گفتم از این تفکر سو استفاده نشده است چون ان چیزی که در این فیلم باعث نجات از ظلمت میشود مسیح نیست بلکه خود مردم یک قوم هستند که میتوانند خود را نجات دهند و یا اینکه تسلیم قوم قدرتمند تر شوند اینجا جمله آغازین فیلم که نقل قولی از ویل دورانت است به خوبی نمایان میشود که : هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر انکه از درون نابود شده باشد این فیلم و جمله ای که ویل دورانت تاریخ دان میگوید در واقعه میتواند نقطه امیدی باشد برای ملت هایی که تحت تجاوز قرار گرفته اند اصلا انتخاب نام اخرالزمان هم به همین خاطر است فیلم به صورت کنایه امیزی به حوادث اخرالزمان یعنی زمان کنونی میپردازد و الا داستان فیلم شاید برای قرنها پیش باشد !داستانی که داستان زیبایی است و در واقع فیلم خود قصه ای است از داستانهای اقوام مایان ها در امریکای مرکزی و جنوبی ما در سکانسی از فیلم هم میبینیم که تمام افراد قبیله دور هم جمع شده اند و مشغول شنیدن قصه از پیر مرد قوم خود هستند قصه هایی از اساطیر و خدایان و ارزشهای متعلق به یک قوم که همین ارزشها در نهایت موجبات پیروزی یک قوم را فراهم میکند شاید استفاده گیبسون از یک فیلمنامه نویس ایرانی بی دلیل نبوده است با اینکه فرهاد صفی نیا از چهار سالگی ایران را ترک کرده است اما به هر حال یک ایرانی است و مسلما برای نوشتن فیلمنامه از اساطیر ایران هم کمک گرفته چون داستان فیلم اخرالزمان یک داستان کامل خطی است و درست تماشای فیلم به مانند شنیدن یک داستان حماسی از شاهنامه فردوسی میباشد (شاید) با اینکه خیلی از منتقدین که اغلب یهودی هستند ارزش های فیلم را کتمان کردند اما هر سینما دوست بی طرفی که این فیلم را دیده است از تماشای یک فیلم مهیج و زیبا و خوش ساخت لذت فراوانی برده است با اینکه خیلی ها سعی کرده اند که از ورود کشتی های اروپایی که با ارم حضرت مسیح یعنی صلیب وارد جزیره میشوند (در سکانس های پایانی فیلم) از منجیان متمدن بشریت نام ببرند اما دیالوگ ی که خود شخصیت فیلم که نامش جا گوار (پلنگ خدای قدرت در اقوام مایان ها که جز اسطوره های انها میباشد) خط قرمزی بر این ادعا میکشد گبسون در فیلم خود  سعی دارد حقیقت را نمایش دهد و نه چیز دیگری در نهایت این فیلم با تمام کمی و کاستی های موجود ان پیامی را که میخواهد به تماشاگر منتقل کند انتقال میدهد و همین عامل فیلم اخرالزمان را تبدیل به یک فیلم کاملا موفق میکند و این بهترین چیز برای مل گیبسون جنجالی و دوست داشتنی است که در این فیلم یاد و خاطره فیلمهایی که خود در ان ایفای نقش کرده است را برای تماشاگر زنده میکند فیلمهایی مثل میهن پرست و شجاع دل که با تمام وجود به سوی دشمنان حمله میکند و در نهایت با به شهادت رسیدن پیروز میشود این نوع نگاه ظریف و عمیق گبسون به مرگ و چگونه مردن برای من بسیار ارزشمند و دوست داشتنی است فیلمسازی که حماسی فیلم میسازد و مثل قهرمانان فیلمهایش شجاع دل است و با شجاعت فیلم میسازد.

حاشیه های کار مل گیبسون

فیلم «آپوكاليپتو» به کارگردانی «مل گيبسون» در ایتالیا خشم دولت این کشور را برانگيخت!

 اين فيلم علي‌رغم به تصوير كشيدن صحنه‌هاي بسيار خشن و خونريزانه روز گذشته بدون هيچ محدويت سني براي عموم مردم به نمايش درآمد. اين مسئله باعث خشم دولت و انتقاد آن از مقامات رده‌بندي مخاطب در سينماي اين كشور شد. عده‌اي از مردم نيز از يك دادگاه مدني اين كشور خواسته‌اند تا تماشاي اين فيلم را براي رده‌هاي سني زير 14 سال ممنوع كند.

 

همراهی «مل گیبسون» با ا .ح .م .د .ی . ‌ن .ژ.ا .د. درباره ه .و. ل .و .ك .ا .س .ت.

ابراز تمایل «مل گیبسون» برای ساخت مجموعه‌ای تلویزیونی درباره ن س ل‌ک ش ی ی ه و د ی ان در جنگ جهانی دوم یا همان «ه و ل و ک اس ت» با واکنش جمعی از ی .ه. و .د .ی .ا .ن افراطی مواجه شد هاتون گیبسون» ،پدر کارگردان جنجالی هالیوود چندی پیش اعلام کرد باور ندارد که رویدادی به نام ه .و. ل .و .ک .ا .ست در طول تاریخ شکل گرفته باشد. اظهار نظرهای این شخصیت و موضع‌گیری مل گیبسون نسبت به ی .ه.ود.یان افراطی موجبات نگرانی این قوم را فراهم کرده است.«دیوید وایمن» کارشناس مطالعات مربوط به ه و ل و ک ا ست در این مورد می‌گوید: زمانی که درمی‌‌یابید مل گیبسون قراراست این فیلم را بسازد کمی نگران می‌شوید. او بارها و بارها اعلام کرده که اعتقادی به ه و لو ک اس ت ندارد. این در حالی است که گیبسون هرگز نسل‌کشی ی ه و د ی ا ن را در زمره حرکت‌های غیرانسانی جنگ جهانی دوم به شمار نمی‌آورد

 

مل گیبسون از "رمز داوینچی" انتقاد کرد

مل گیبسون، فیلمساز و بازیگر کاتولیک از کتاب و فیلم "رمز داوینچی" به سبب حمله به باورهای مقدس وی انتقاد کرد. این کارگردان که با ساخت فیلم "مصائب مسیح" جنجال های بسیاری به وجود آورد، اعلام کرد که سوژه فیلم "رمز داوینچی" مبنی بر ازدواج حضرت مسیح وی را آشفته کرده است. گیبسون خاطرنشان کرد آنچه او را آزار می دهد این حقیقت است که مردم چنین مضامینی را باور و تصور می کنند داستان واقعی است.وی در این مورد گفت: "این فیلم فی نفسه تمامی باورهایی را که نزد من مقدس هستند رد می کند. "رمز داوینچی" به عنوان یک اثر تخیلی می تواند فیلم خوبی باشد، اما حقایق را به گونه ای در تئوری های بی ریشه تلفیق کرده که این احتمال وجود دارد برخی از مخاطبان آن را جدی بگیرند."

 

گیبسون هنوز فراموش نشده است

رابرت دانری جونیور به حمایت از مل گیبسون که در هنگام دستگیری به خاطر مستی به ی ه و د ی ان توهین کرده بود برخاست و بیان داشت که هیچ انسانی کامل نیست. دانری که در سال 1990 در فیلم " هوای آمریکا " با گیبسون همبازی بود بیان داشت زمان آن رسیده است که هنرپیشه فیلم " اسلحه مرگبار " بخشیده شود زیرا او آن حرفها را در هنگام مستی زده بوده است.گیبسون در 28 جولای سال گذشته در کالیفرنیا به علت مستی دستگیر شد و در لحظه دستگیری شروع به توهین به افسر یهودی که او را دستگیر کرده بود کرد. با وجود این که دانری خود ی ه و د ی است بر این باور است که گیبسون به اندازه کافی تنبیه شده است و تحریم کردن وی دیگر فایده ای ندارد گیبسون خطاب به پلیس ی ه و د ی: F ... .c .. ..i ..n ..g  ...J ...e..w..s. ..The Jews... are... r e s p o n s i  b l e f o r a ll . the w a r  i.n .t.h.e. w.o.r.l...d"

 

نظر منتقدین در مورد فیلم:

تاد مک کارتی از واریتی: مل گیبسون همیشه برای سورپریز کردن خوب است و آخرین فیلمش آپوکالیپتو فیلم با ارزشی است.

سکات فاونداس از ال ای ویکلی: برای کسانی که ترجیح می‌دهند فقط از بابت هنری فیلم گیبسون را نقد کنند، فیلم یک قطعه خوش ساخت از سینمای حادثه‌ای است. اما نیمه دیگر قضیه اشکال دارد... با این‌که در این نزدیکی‌ها فیلم‌هایی که به تقبیح فجایع جنگ و بی‌رحمی آدمیان پرداخته باشند کم نیستند اما هیچکدام تا به این حد تهوع آور، قدرتمند نیستند

ویلیام آرنولد از سیاتل پست اینتلجنسر: با وجود تمام افراط گری‌ها این فیلم جذاب آشفته‌کننده و به شکل بی‌رحمانه‌ای یک فیلم «جاده‌ای» زیباست و به شکل خارق‌العاده‌ای دیدگاه شخصی یک فیلمساز رده آ است که شایسته لقب «مستقل» نیز هست

جیمز برادینلی از ریل ویوز: بهترین چیزی که درباره این فیلم می‌توانم بگویم این است که با وجودی که فیلم متعلق به ژانر بسیار شلوغی است اما شبیه به هیچ فیلم امسال نیست و به این خاطر که به کلی یک تجربه تصویری است بهتر است روی پرده سینما دیده شود

کرک هانی کات از هالیوود ریپورتر: این مرد می‌داند که چطور می‌تواند یک فیلم دلخراش بسازد. او اتفاقا یک سادیست سینمایی تمام عیار است.

دیوید انسن از نیوزویک: فیلم در انتقال تماشاگر به حال و هوای آن دوره موفق است: لباس‌ها رنگ‌های روی بدن‌ها نقاب‌های خشمگین مایایی. همه چیز درست است و قرار دادن دیالوگ‌ها (به زبان انگلیسی) در زیرنویس فیلم حرکت هوشمندانه‌ای است. حتا بهتر از این صورت‌ها هستند که هیچگاه از جذابیت نمی‌افتند. اما با وجود تمام این تحقیقاتی که از نظر انسان شناسی درباره فیلم صورت گرفته است، آپوکالیپتو چه می‌خواهد بگوید؟

شاون لوی از پورتلند اورگونین: برای یک قلب و مغز طرد شده هم مقدور است که یک اثر هنری عظیم بسازد. و اگر گیبسون در آپوکالیپتو این کار را نکرده بود نمی‌توانست فیلمی به این اثرگذاری و جذابی بسازد. اگر تصمیم گرفتید که به کلی فیلم را نبینید، که به خودتان بستگی دارد چیز بزرگی را از دست خواهید داد.

کنت توران از لوس‌آنجلس تایمز: چیزهای خوب زیادی درباره این فیلم می‌توان گفت اما هر کدام از آن‌ها زیر سایه علاقه شدید گیبسون برای به تصویر کشیدن مقدار دیوانه‌واری خشونت قرار می‌گیرد

لارنس تاپمن از شارلوت آبزرور: این فیلم شجاع قلب، بدون معنای تاریخی و مصائب مسیح بدون روحانیت است اما هر دوی این‌ها را سطحی کرده است و بی‌شرمانه‌ترین خودکشی حرفه‌ای است که می‌توانم در مورد یک کارگردان شاخص به یاد بیاورم. اگر او یک کارگردان تازه‌کار می‌بود هیچگاه دیگر کار نمی‌کرد.

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 0:58 AM |
هشدار به علاقه‌مندان ستارگان سينما: هويت محمدرضا گلزار و پوريا پورسرخ جعلي آشكار شد/پورسرخ: «متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند.»

هشدار به علاقه‌مندان ستارگان سينما: هويت محمدرضا گلزار  و پوريا پورسرخ جعلي آشكار شد/پورسرخ: «متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند.»


سینمای ما ـ امیر کاظمی : شنيده شده كه مدتی است فردی با نام جعلي پوریا پورسرخ و با صدای کاملاً مشابه، به‌وسیله یک شماره تلفن همراه تالیا و یک سایت اینترنتی، با طرفداران پوریا پورسرخ بازیگر ٬ ارتباط برقرار کرده و آن‌ها را فریب مي‌دهد. روز دوشنبه ۴ تیر پوریا پورسرخ به مناسبت روز تولدش در دفتر یکی از نشریات حاضر شد و به صورت تلفنی با طرفداران خود صحبت کرد، و این صحبت‌هاي تلفنی باعث فاش شدن بخشي از اين مسائل شد . پورسرخ در همین رابطه به خبرنگار سايت سينماي ما گفت: « مدتی است که یک سایت اینترنتی با عنوان هواداران پوریا پورسرخ شروع به فعالیت کرده است . فردی به وسیله این سایت با برخی از دوستان عزیزم با آی دی porya_porsorkh و به نام من گفت و گو می کند.»
پورسرخ در باره شماره تالیا و صدای بسیار مشابه به خودش گفت : «بله! متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند و جالب است بدانید ده ها هدیه مثل لباس و ادکلن های گران قیمت نیز به عنوان پوریا پورسرخ از طرفداران من گرفته است! وقتی چند تن از هواداران خوب من در دفتر مجله پرسیدند که این هدایاي‌شان به دست من رسیده یا نه ٬ تازه از وجود يك صندوق پستی برای ارسال هدیه به من خبردار شدم و حسابي جا خوردم. بعد از پیگری زياد متوجه شدیم که این صندوق پستی متعلق به همین دارنده شماره تلفن تالیا است و به همين دليل قصد دارم این موضوع را با شدت پیگیری کنم .»
بنا به گزارش خبرنگار سايت سينماي ما، گويا این دارنده شماره تالیا، با نام اصلی « امیر ـ م »، پیش از این با نام‌های محمدرضا گلزار ٬ بنیامین بهادری ٬ مهدی سلوکی ٬ فرزاد فرزین و حسام نواب صفوی و با تقلید صداي آن‌ها با طرفداران این هنرمندان صحبت می کرده است . گويا شیوه کار این فرد بدین ترتيب است که خود را مدیر برنامه این افراد معرفی می کرده و با تعیین ساعت و وقت قبلي و تقلید صدا، طرفداران بازيگران و هنرمندان ديگر را فریب می داده است.
اين موضوع مي‌تواند يك هشدار جدي باشد؛ به همه آن‌ها كه از روي سادگي و به دليل علاقه به چهره‌هاي مشهور، به دام اين قبيل سوءاستفاده‌ها مي‌افتند و شايد زندگي‌شان به خطر بيفتد. اميدواريم كه اين جور اطلاع‌رساني‌ها بتواند تا حدودي زمينه اين كلاهبرداري‌هاي آشكار در سينما را كم‌تر كند.
شماره تلفن و نام كامل اين شخص در دفتر سايت محفوظ است و اميدواريم با درج اين خبر ديگر اثري از اين شماره تلفن و اين بازيگران جعلي و سوءاستفاده‌هاي احتمالي بعدي باقي نماند.



منبع خبر : سينماي ما

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 0:5 AM |

www.cinemaerooz.blogfa.com

www.cinemaerooz.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 2:42 PM |
 لونا شاد

لونا شاد چه کارهايي کرده؟ چه چيزهايي را از دست داده و چه چيزهايي را به دست آورده است.
سال گذشته تا امسال مسوليت کاري ام خيلي زياد شده. شبي نيم ساعت در هفته و برنامه از پيش ضبط شده ي فصل ديگر شده يک ساعت (زنده) و هر روز. طبعا مسوليت من هم بيشتر شده است. آرامشي كه قبلا داشتم را الان ندارم اما آدرناليني که الان دارم را يک سال پيش نداشتم و به قول معروف هر که بامش بيش برفش بيشتر.
از اين روند راضي هستي؟
فعلا بله. اما با شناختي که خودم از خودم دارم اين هم ديگر من را ارضا نخواهد کرد.
پس چه چيزي باعث مي شود که که از راضي باشي. بهتر است اين طور بپرسم که نقطه ي روشن کاري خودت را کجا مي بيني
اين کار و مسئوليت جديد باعث شده است که من خودم را بهتر بشناسم و خودم را به چالش بگيرم. اصلا فکر نمي کردم که بتوانم روزي يک برنامه زنده يک ساعته را با چنين خونسردي اجرا کنم و تا اين حد مردم و انرژي آنها رو حس کنم و در ضمن پيامي رو که براي آنها دارم به سادگي منتقل کنم.

برويم سراغ جنبه ي ديگري از کار تو. بازيگر نقش اول آخرين فيلم محسن مخملباف هستي. در مورد فيلم جديدت توضيح بده؟
کار جالبي بود و البته تجربه سخت و خوبي. "فرياد مورچه ها" بيش از يک سال پيش در هند فيلم برداري شد و چند ماهي ست که پخش شده است و در پنج فستيوال مهم هم شرکت کرده است. البته من فقط در فستيوال مونترال شرکت کردم. فيلم در مورد سفر عرفاني يک زوج ايراني به هند است. سفر زني خداپرست و مردي بي دين.

شباهت تو با زن فيلم چقدر بود؟ اصلا لونا نقطه مشترکي با زن فيلم مخملباف داشت؟
از يک جهت شبيه بود، يعني همان قدر که من به دنبال فلسفه زندگي و خوشبختي هستم، او هم به دنبال همين فلسفه بود. اما زن فيلم به شدت علاقه به مادر شدن داشت که من اين طور نيستم.
کار کردن با مخملباف چطور بود؟
متفاوت.
اين تفاوت را توضيح بده؟
مخملباف در حين کارگرداني معلم است حتي در کوچکترين شات ها. اما از طرفي ديگر انتظار دارد که بازيگر با ريتم او به جلو برود. مي توانم بگويم صد در صد متفاوت با سينماي حرفه اي غرب.

لونا شاد
و تجربه ي کاري ات با کيارستمي؟
تجربه با کيارستمي بسيار کوتاه بود. کمپاني ام کا 2 تهيه کننده ي فيلم بود و متد و روش فرانسويها در کار بسيار با من مي خواند.
جز بازيگري و مجري گري اين روزها چکار مي کني؟
همچنان گاهي براي دل خودم نقاشي مي کنم. در صدد کار در يک تئاتر هم هستم و به کار فيلم برداري و تدوين هم ادامه مي دهم.
تو به عنوان يک زن ايراني در آمريکا در يکي از معتبرترين کانالهاي تلويزيوني اين کشور مشغول به کار هستي. اين "زن ايراني" بودن برايت مشکلي بوجود نياورده است؟
هر فردي تجربه اش را در چهارچوب فرهنگي که در آن پرورش يافته بيان مي کند، من بزرگ شده فرانسه هستم و چون شخصيتم در آن کشور شکل گرفته است خودم را به عنوان يک "زن ايراني" معرفي نمي کنم. حتي به عنوان يک زن فرانسوي هم معرفي نمي کنم. دو فرهنگه بودن خواه نا خواه از شما يک شهروند جهاني مي سازد. بنابراين من فقط يک زن هستم و در پاسخ به سئوال بعدي ات اين زن بودن نه در آمريکا و نه در فرانسه مشکلي برايم ايجاد نکرده است.
دغدغه هاي سياسي ايرانيان چقدر برايت اهميت دارد مثلا برنامه انرژي هسته اي؟
درگيريهاي ذهني من در رابطه با سياست در اين حد است که ببينم اين برنامه هاي تلويزيوني ام آيا براي هموطنان من در ايران به خصوص جوانان سودمند است يا نه...
ايران؟
تضاد.
زنانگي؟
ساده گويي.
ژان پل سارتر؟
پوچي.
دکتر شريعتي؟
حسي ندارم.
و لونا شاد؟
زنانگي.
                                                                                                              منبع: روزنامه روز

+ نوشته شده توسط احمد دستاران در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 2:24 PM |

:روزشمار سینمایی خرداد 18:*درگذشت غلامحسین نقشینه(1375-1287)بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران*تولد لیام نیسن بازیگر ایرلندی/// خرداد 19:تولد لوییجی کومنچینی(2007-1916)کارگردان ایتالیایی(2007-1916)///خرداد 22: تشکیل کانونکارگردانان سینمای ایران(1369)//// خرداد 23:*تولد بابک بیات(1385-1325)آهنگ ساز


Javascripts


set as your home page